دوره و شماره: دوره 8، شماره 1 - شماره پیاپی 27، بهار 1405 
مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت

واکاوی پدیده ایزومورفیسم در دانشگاه؛ تحلیل علل و پیامدها با روش FCM (نقشه شناختی فازی)

صفحه 1-26

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.554126.1588

علی شریعت نژاد، نازنین بازگیر، فرناز مهدی خانی

چکیده هدف این پژوهش تحلیل علل بروز و پیامدهای پدیده‌ی ایزومورفیسم در دانشگاه‌های کشور با روش نقشه شناختی فازی می‌باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش‌های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته و بر مبنای پژوهش‌های کیفی و کمی است. جامعه آماری پژوهش مدیران اساتید دانشگاه‌ها هستند که با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. داده‌های کیفی با روش تحلیل محتوا و کدگذاری با نرم‌افزار MAXQDA 2020 و داده‌های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که سعی در تحمیل کارکردهای انتظام بخش دانشگاهی، تبدیل مدیران از حالت تسهیل‌کنندگان خلق فضای ژرف‌آموزی و ژرف‌اندیشی به کنترل‌کنندگان اداری، خارج‌شدن دانشگاه ازمحورهای آموزشی و پژوهشی به محورهای اداری و اجرایی، مهم‌ترین عوامل بروز پدیده‌ی ایزومورفیسم در دانشگاه‌ها هستند. همچنین ازبین‌رفتن جریان نوآوری، پویایی و روحیه آفرینندگی دانشگاه‌ها، تبدیل افراد آکادمیک به ابزاری برای بسط بروکراسی، عدم ورود موثر جامعه دانشگاهی در مشکلات کشور، به عنوان مهم‌ترین پیامدهای پدیده ایزومورفیسم در دانشگاه‌ها شناسایی شدند.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت منابع انسانی

اعتباریابی و اولویت‌بندی مضامین سازمان دهنده الگوی شایستگی‌های مدیران حرفه‌ای در اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان

صفحه 27-45

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.556016.1592

ایرج غلامی زرندی، امین نیک پور، شهین شرفی، شیوا مداحیان، زهرا شکوه

چکیده هدف این تحقیق اعتباریابی و اولویت‌بندی مضامین سازمان دهنده الگوی شایستگی‌های مدیران حرفه‌ای در اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، بنیادی-کاربردی و از نظر اجرا کمی از نوع اکتشافی و از نظر گردآوری داده‌ها نیز یک پژوهش پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان، به تعداد نفر 1048 می‌باشد که از این تعداد 428 نفر (بررسی اعتبار مدل تحقیق) می‎باشند که با روش نمونه گیری نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند و پرسشنامه میان آن‌ها توزیع گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS ویراست26، SMART PLS ویراست3 وEXCEL ویراست 2019 و به‌منظور اولویت‌بندی مضمون سازمان دهنده متغیر الگوی شایستگی‌های مدیران حرفه‌ای مبتنی بر مدیریت در مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی از تکنیک‌های تصمیم‌گیری چند معیاره (تحلیل سلسله مراتبی) استفاده شد. نتایج نشان داد که مضامین «خود مدیریتی و شایستگی فردی»، «تحول‌خواهی در سازمان» و «شایستگی‌های ارزشی» بیشترین تبیین را در رابطه با شایستگی‌های مدیران حرفه‌ای مبتنی بر مدیریت در مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی را در اداره کل آموزش ‌و پرورش استان کرمان دارا بوده‌اند. همچنین مضمون‌ سازمان دهنده «تحول‌خواهی در سازمان» با وزن نسبی (143/0) در رتبه اول، مضمون‌ سازمان دهنده «کسب فرهنگ جهادی» با وزن نسبی (137/0) در رتبه دوم و مضمون‌ سازمان دهنده «خود مدیریتی و شایستگی فردی» با وزن نسبی (115/0) در رتبه سوم اهمیت الگوی شایستگی‌های مدیران حرفه‌ای مبتنی بر مدیریت در مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی قرار دارند.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

ارائه مدل عوامل اثربخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یادهی - یادگیری در نظام آموزشی دانشگاه‎های استان مازندران

صفحه 46-66

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.555807.1591

عبدالرضا عباسپور، همّت محمّدنژاد، مهسا غلامحسین زاده

چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل عوامل اثربخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یاددهی - یادگیری در نظام آموزشی دانشگاه‌های استان مازندران می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیئت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 200 نفر از کلیه اعضای هیئت علمی در سال 1403 در شهر مازندران به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، کلیه عامل‌ها به عنوان شاخص‌های اثربخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یاددهی - یادگیری تأیید شدند. با توجه به نتایج می‌توان گفت نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که شاخص‌های پرسشنامه تحت تأثیر 10 عامل زیربنایی قرار دارد و این 10 عامل می‌توانند بیش از 78 درصد از تغییر پذیری (واریانس) متغیرها را توضیح دهند. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مقادیر بارهای عاملی تمام گویه‌‌ها بیشتر از 0.4 و قابل قبول میباشد. نتایج بررسی معناداری مقادیر آماره t نشان داد که مقادیر آماره t برای همه گویه‌ها بیشتر از 2.58 گزارش شد. این بدان معناست که ارتباط بین گویه‌ها با متغیر مکنون مربوط به خود در سطح اطمینان 99 درصد پذیرفته شد.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت منابع انسانی

واکاوی نقش سست‌گرایی کارکنان در انزوای سازمانی با تأکید بر نقش میانجی خودنمایی و سکوت سازمانی

صفحه 67-89

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.507750.1481

حسین رحیمی کلور، میر امیر فروزان

چکیده هدف از پژوهش حاضر، واکاوی نقش سست‌گرایی کارکنان در انزوای سازمانی با تأکید بر نقش میانجی خودنمایی و سکوت سازمانی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، پیمایشی و از نوع علّی بود. جامعۀ آماری پژوهش، کلیۀ کارکنان دستگاه‌های اجرایی استان اردبیل بود. با توجه به حجم جامعه که براساس آخرین آمارها، در حدود 40،000 نفر بود، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 380 نفر تعیین شد و انتخاب این افراد از جامعۀ آماری به روش تصادفی ساده صورت گرفت. گردآوری داده‌ها به‌وسیلۀ چهار پرسشنامه (با عناوین «سست‌گرایی»، «انزوای سازمانی»، «خودنمایی» و «سکوت سازمانی») انجام شد. روایی به‌وسیلۀ تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل داده‌ها با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و به کمک نرم‌افزارهای SPSS 26 و Smart-PLS 3 صورت گرفت. یافته‌ها نشان دادند از آن‌جایی که آمارۀ t از 96/1 در سطح اطمینان 95 درصد بزرگ‌تر است و با توجه به ضرایب مسیر، سست‌گرایی بر انزوای سازمانی، خودنمایی و سکوت سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. هم‌چنین، خودنمایی بر انزوای سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. به‌علاوه، سکوت سازمانی بر انزوای سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. گفتنی است، از آن‌جایی که آمارۀ Z از 96/1 در سطح اطمینان 95 درصد بزرگ‌تر است و با توجه به ضرایب مسیر، خودنمایی و سکوت سازمانی در رابطۀ سست‌گرایی و انزوای سازمانی نقش میانجی ایفا می‌کنند. نتایج این پژوهش، سازمان‌ها را به تلاش بیش‌تر برای کاهش رفتارهای سست‌گرایانۀ کارکنانشان به‌منظور جلوگیری از بروز انزوای سازمانی در آنان، سوق می‌دهد.

مقاله پژوهشی (کیفی )

واکاوی مؤلفه‌ها و ریشه‌های سازمانی و پیامدهای روانی حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در آموزش عالی

صفحه 90-111

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.551960.1585

جمال سلیمی، علی امینی باغ، پریسا سیمانی

چکیده حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در آموزش عالی، پدیده‌ای پنهان اما اثرگذار است که می‌تواند سرمایه انسانی دانشگاه را تضعیف کرده و کارکردهای علمی و اجتماعی آن را تحت‌الشعاع قرار دهد. از این در پژوهش حاضر به بررسی ریشه‌ها و پیامدهای روانی‌ـ‌سازمانی پدیده حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در آموزش عالی ایران پرداخته شده است. رویکرد تحقیق کیفی و راهبرد پدیدارشناسی تفسیری بکار گرفته شد. مشارکت‌کنندگان تحقیق شامل ۱۸ نفر از استادان و خبرگان دانشگاهی چندین دانشگاه دولتی بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و معیار اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق بود. همچنین داده‌ها با روش کدگذاری استقرائی و با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا ۲۰۲۰ تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در دانشگاه بیش از آنکه ناشی از ناکامی فردی باشد، در ساختارها و فرهنگ نهادی بازتولید می‌شود. ساختارهای مرکزگرای بوروکراتیک، فرهنگ کمیت‌زده و ارزیابی صوری مبتنی بر امتیازمحوری، و نظام عددمحور بی‌اعتنا به اثرگذاری اجتماعی دانش، از مهم‌ترین عوامل سازمانی این پدیده هستند. این شرایط پیامدهایی چون احساس بی‌معنایی، فرسودگی وجودی، انزوای حرفه‌ای، کاهش تعاملات همکارانه، افت اعتمادبه‌نفس، فروپاشی هویت علمی و افول منزلت اجتماعی دانشگاهیان را در پی دارد. در مجموع، حاشیه‌گرایی حرفه‌ای آکادمیک تجربه‌ای ساختاری و زیسته در آموزش عالی ایران است که نیازمند بازاندیشی در ساختارها، فرهنگ دانشگاهی و نظام ارزیابی است.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت

تاثیر کاربرد هوش مصنوعی و یادگیری هوشمند بر تفکر استراتژیک و عملکرد با نقش تعدیل‌کننده اخلاق فردی

صفحه 112-134

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.499739.1467

زهرا حیات مهر، سونا بایرام زاده، سیدرضا جلال زاده

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر سنجش تاثیر کاربرد هوش مصنوعی و یادگیری هوشمند بر مهارت تفکر استراتژیک و عملکرد تحصیلی دانشجویان رشته مدیریت با نقش تعدیل‌کننده اخلاق فردی بوده است. پارادایم پژوهش حاضر اثبات‌گرایی، رویکرد آن کمی و روش آن توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری دانشجویان رشته مدیریت دانشگاه علوم تحقیقات تهران به تعداد 10000 دانشجو بوده‌‌اند که تعداد 374 دانشجو به عنوان نمونه و به روش تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. نتایج به دست آمده، نشان می‌دهد که کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی تأثیر مثبتی بر تفکر استراتژیک (تفکر سیستمی، تفکر خلاق، تفکر آینده‌نگر و تفکر انتقادی)، یادگیری هوشمند و عملکرد تحصیلی دارد. نقش میانجی تفکر استراتژیک (تفکر انتقادی و تفکر آینده‌نگر)، در رابطه میان کاربرد هوش مصنوعی و عملکرد تحصیلی و همچنین در رابطه میان یادگیری هوشمند و عملکرد تحصیلی تایید گردید. از طرفی اخلاق فردی علاوه بر تاثیر مثبت بر یادگیری هوشمند، در رابطه میان یادگیری هوشمند و تفکر استراتژیک (تفکر سیستمی، تفکر انتقادی و تفکر آینده‌نگر) نقش تعدیل‌کننده دارد. پژوهش حاضر برای نخستین بار بینش‌هایی را در کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی در توسعه مهارت تفکر استراتژیک و عملکرد ارائه می‌دهد که محققان، مدیران، دانشجویان و سازمان‌ها می‌توانند از نتایج آن بهره‌مند شوند.

مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت منابع انسانی

طراحی و اعتبار سنجی مدل مدیریت منابع انسانی پایدار با رویکرد ارتقا شایسته سالاری در نواحی هفت گانه آموزش و پرورش مشهد

صفحه 135-160

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.545054.1569

مریم وحیدی راد، محمود قربانی، فریده هاشمیان نژاد

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارائه مدل مدیریت منابع انسانی پایدار با رویکرد ارتقا شایسته سالاری در نواحی هفت گانه آموزش و پرورش مشهد می باشد. پژوهش از نوع آمیخته و استراتژی تحقیق در بخش کیفی، تحلیل محتوا و در بخش کمی، پیمایشی است. نمونه آماری در مرحله کیفی، 16 نفر از خبرگان دانشگاهی که با استفاده از اصل اشباع و روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. در بخش کمی، کلیه‌ی مدیران مدارس دخترانه و پسرانه نواحی هفت‌گانه آموزش و پروش مشهد به تعداد 1327 نفر بوده اند. روش جمع آوری داده ها ، در بخش کیفی مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه می باشد. تحلیل داده ه در بخش کیفی نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمی از نرم افزار spss و معادلات ساختاری با استفاده از AMOS استفاده شده است . یافته ها در مدل مدیریت منابع انسانی پایدار با رویکرد ارتقا شایسته سالاری شامل 5 بعد و 24 مولفه است که شامل جذب مبتنی بر شایستگی، بهسازی مبتنی بر توسعه شایستگی منابع انسانی پایدار، نگهداشت منابع انسانی با رویکرد شایستگی، ارزشیابی عملکرد منابع انسانی پایدار و شایسته‌محور و نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد می باشد. در بخش کمی نتایج نشان داد که الگوی مذکور از اعتبار لازم برخوردار است. بنابر نتایج پژوهش، مدیران نواحی هفت گانه آموزش و پرورش مشهد می توانند از طریق توسعه و تقویت مدیریت منابع انسانی پایدار موجبات ارتقای شایسته سالاری در سازمان را فراهم نمایند.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

بازنگری در سرفصل‌های درسی مقطع کارشناسی حسابداری با رویکرد انطباق با نیازهای بازارکار

صفحه 161-184

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.564832.1607

بهروز کریمی، حجت الله سالاری، محمد حسین رنجبر، مهنوش عابدینی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بازنگری در سرفصل‌های درسی مقطع کارشناسی حسابداری با رویکرد انطباق با نیازهای بازارکار می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از لحاظ اجرا آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از خبرگان دانشگاهی که دارای مدرک تحصیلی دکترا و متخصصین شاغل در حرفه حسابداری می باشد که با روش نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها بوسیله مصاحبه و پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) و برای رتبه بندی از نرم افزار MICMAC استفاده شد. بر اساس تحلیل ساختاری تفسیری مدل اکتشافی پژوهش دارای 13 عامل می باشد. حسابداری منطبق با نیازهای بازارکار با عوامل دانش نظری قوی، توانایی‌های حرفه‌ای، مهارت‌های عملی کاربردی و اخلاق حرفه ای که در سطح اول مدل قرار دارند، اثرپذیرترین و وابسته‌ترین عوامل مدل هستند. در سطح دوم، متغیر همکاری با صنعت با عوامل کارآموزی اجباری، همکاری با حسابداران حرفه‌ای و پروژه‌های مشترک با صنعت قرار گرفته‌اند که روی عوامل سطح بالاتر اثر می‌گذارند و از عوامل سطوح پایین‌تر اثر می‌پذیرند. در سطح سوم، متغیر تأکید بر مهارت‌های نرم با عوامل مهارت‌های ارتباطی، کار تیمی و تفکر انتقادی و حل مسئله قرار گرفته‌اند که روی عوامل سطوح بالاتر اثر می‌گذارند و از عوامل سطح پایین‌تر اثر می‌پذیرند. در سطح آخر (سطح چهارم)، بازنگری در سرفصل‌های درسی با عوامل به‌روزرسانی محتوای درسی، افزایش ساعات دروس عملی و افزودن دروس جدید قرار گرفته‌اند که اثرگذارترین و پرنفوذترین عوامل مدل هستند.

مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت آموزشی

ارائه مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه

صفحه 185-216

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.566695.1613

مهدی سیفی جگر کندی، یوسف نامور، اعظم راستگو، صدرالدین ستاری

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی می‌باشد. جامعه آماری بخش کیفی کلیه کارشناسان حوزه علوم‌تربیتی استان اردبیل می‌باشند که تعداد 20 نفر از آنها بر اساس اصل اشباع نظر به صورت نظری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی نیز کلیه مدیران مدارس دخترانه و پسرانه دوره دوم متوسطه استان اردبیل و دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه استان اردبیل می‌باشند که با استفاده از روش نمونه‌گیری تمام‌شماری تعداد 100 مدیر و با استفاده از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی در دسترس تعداد 100 دانش‌آموز به عنوان نمونه آزمودنی‌های بخش کمی این تحقیق انتخاب شدند. ابزار گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می‌باشد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS  و PLS استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه تحت مقولات فهم و انطباق نسلی مدیران، رهبری فناورانه و دیجیتال، رهبری آموزشی و تحول‌گرا، مدیریت مشارکت و ارتباطات اجتماعی، مدیریت یادگیری و کیفیت آموزشی، نوآوری و خلاقیت در مدرسه، مدیریت توانمندسازی و توسعه حرفه‌ای، مدیریت بحران، سلامت و پایداری آموزشی، مدیریت انسانی و هیجانی مدرسه، مدیریت عدالت، تنوع و اخلاق حرفه‌ای و مدیریت راهبردی و آینده‌گرانه مدرسه دسته‌بندی و از نظر اعتباریابی برازش شدند.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت منابع انسانی

الگوی مدیریت خودشیفتگی کارکنان دانشی با رویکرد تحلیل مضمون

صفحه 217-232

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535577.1549

جواد شاه محمدی، آزاده اشرفی، فرزاد آسایش، علیرضا روستا

چکیده
چکیده
هدف پژوهش حاضر الگوی مدیریت خودشیفتگی کارکنان دانشی با رویکرد تحلیل مضمون می‌باشد. روش پژوهش از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از اساتید دانشگاهی و مدیران و خبرگان مدیریت دولتی می‎باشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. این نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و با نرم‌افزار MAXQDA، انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که داده‌ها به‌صورت نظام‌مند کدگذاری شدند و در مرحله نخست، ۲۵۴ کد اولیه، در قالب ۶۲ مضمون پایه و ۲۰ مضمون پایه سازمان‌دهنده استخراج و طبقه‌بندی شدند. در نهایت، پنج مضمون فراگیر به‌عنوان ابعاد اصلی مدل مفهومی پژوهش شناسایی گردید که عبارت‌اند از: هدایت اخلاقی، مداخله مدیریتی، آموزش‌های فردی، حرفه‌ای‌گرایی و خودمدیریتی اخلاقی. به طور کلی مدیریت رفتار خودشیفتگی کارکنان دانشی در سازمان‌ها نیازمند توجه هم‌زمان به هدایت اخلاقی، مداخله مدیریتی، آموزش‌های فردی، حرفه‌ای‌گرایی و خودمدیریتی اخلاقی است. این ابعاد پنج‌گانه چارچوبی منسجم برای ارتقای کنش‌های اخلاق‌محور در سطوح فردی و سازمانی فراهم می‌کنند.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت

طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی

صفحه 233-251

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568227.1614

هادی افشین، زهرا شکوه، زهرا انجم شعاع، حجت طالبی، امین نیکپور

چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی شهر کرمان می‌باشد. جامعه پژوهش شامل 21 نفر از مدیران و خبرگان حوزه رهبری تضایف گرایانه، اعضا هیات علمی، مدیران و کارشناسان ادارات دولتی شهر کرمان می‎باشد که براساس نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته‌های تحلیل شبکة مضامین نشان داد 10 مضمون (سازمان‌دهنده) و 26 مضمون پایه و 86 کد اولیه مؤلفه‌ها و مقوله‌های رهبری تضایف گرایانه هستند. مضامین (سازمان‌دهنده) در قالب‌10 بعد ارائه شد که عبارت‌اند از: «اعتماد سازمانی، عدالت سازمانی، نوآوری و خلاقیت سازمانی، بهبود تعهد و رضایت شغلی، ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، رفتار مسئولانه با کارکنان، حمایت هیجانی و روانی، بازخورد مثبت و رشد فردی، تقویت هم‌افزایی گروهی، شفافیت اداری» به‌دست آمد. تئوری رهبری تضایفگرا، به تجربیات و ویژگی‌های رهبران در ایجاد و رشد توانمندی‌های آنان مؤثر بوده و به عدالت اجتماعی، فراگیر بودن شخصیت رهبران زن در سازمان توجه ویژه‌ای دارد و به وسیله آن می‌توان دانش پایه رهبری در سازمان را توسعه داد.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت منابع انسانی

مدل‌سازی تأثیر خودرهبری و تفکر راهبردی بر مشروعیت سازمانی با نقش میانجی انطباق‌پذیری و تناسب فرد-سازمان

صفحه 252-281

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.529853.1527

جعفر بیک زاد

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مدل‌سازی تأثیر خودرهبری و تفکر راهبردی بر مشروعیت سازمانی با نقش میانجی انطباق‌پذیری و تناسب فرد-سازمان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی از نوع علّی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 216 نفر از کارکنان اداره کل سازمان ورزش و جوانان می باشند که از این تعداد 139 نفر به عنوان نمونة آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. برای گرد‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های استاندارد خودرهبری (نک و هافتون، 2006)، تفکر راهبردی (لیدکا، 1998)، مشروعیت سازمانی (الزابک، 1994)، انطباق‌پذیری (دنیسون، 1996) و تناسب فرد-سازمان (اسکروگینس، 2008) استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) استفاده شد. نتایج نشان داد که خودرهبری با نقش میانجی انطباق‌پذیری و تناسب فرد-سازمان بر مشروعیت سازمانی تأثیر معناداری دارد. همچنین، تفکر راهبردی با نقش میانجی انطباق‌پذیری و تناسب فرد-سازمان بر مشروعیت سازمانی تأثیر معناداری دارد. در راستای نتایج پژوهش می‌توان چنین نتیجه گرفت که سرمایه‌گذاری در توسعه مهارت‌های خودرهبری و ارتقای ظرفیت تفکر راهبردی کارکنان، می‌تواند زمینه را برای بهبود انطباق‌پذیری و ارتقای میزان تناسب فرد با سازمان فراهم کرده و از این طریق، مشروعیت ادراک ‌شده نزد کارکنان و ذی‌نفعان را به‌ طور معناداری افزایش دهد. این امر می‌تواند به تقویت انسجام درونی، افزایش اعتماد سازمانی و ارتقای جایگاه سازمان در محیط‌های درون‌سازمانی و برون‌سازمانی منجر شود.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت منابع انسانی

بررسی تأثیر انعطاف‌پذیری منابع انسانی بر نوآوری سازمانی با نقش میانجیگری گردش شغلی

صفحه 282-301

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.489687.1442

فرهاد کریمیان زاده، بهناز مهاجران، حسن قلاوندی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر انعطاف‌پذیری منابع انسانی بر نوآوری سازمانی با نقش میانجیگری گردش شغلی در میان کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال تحصیلی 1402- 1401 با حجم جامعه آماری 1300 نفر می باشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 207 نفر از آنها به عنوان نمونه آماری و با روش نمونه‎گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها‌ی پژوهش، از پرسشنامه انعطاف‌پذیری، نوآوری سازمانی، گردش شغلی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده با استفاده نرم افزارهای آماری2016 SPSS وPLS صورت گرفت. نتایج نشان داد که انعطاف پذیری منابع انسانی بر نوآوری سازمانی کارکنان دانشگاه تاثیر مستقیم دارد. انعطاف پذیری منابع انسانی بر گردش شغلی تاثیر مستقیم دارد. گردش شغلی بر نوآوری سازمانی تاثیر مستقیم دارد. انعطاف پذیری منابع انسانی بر نوآوری سازمانی با نقش میانجی گری گردش شغلی کارکنان دانشگاه تاثیر غیرمستقیم دارد.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت آموزشی

طراحی الگوی آموزش پرسنل با رویکرد سازمان یادگیرنده در بانک مسکن ایران

صفحه 302-324

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.467768.1398

مهدی دهقانیان، صدرالدین ستاری، توران سلیمانی

چکیده پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی - توسعه‌ای و با رویکرد کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام شد. جامعه هدف را خبرگان دانشگاهی در حوزه مدیریت آموزشی و بانکداری تشکیل می‌دهد. مشارکت‌کنندگان پژوهش 16 نفر از خبرگان اجرایی (مدیران و معاونان بانک مسکن خبره موضوعی) به عنوان آگاهی‌دهندگان کلیدی بودند که با استفاده از روش نمونه-گیری هدفمند و با روش گلوله برفی با در نظر گرفتن بحث اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل مصاحبه نیمه‌ساختمند با مشارکت‌کنندگان و نیز مطالعه‌ی اسناد بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، ازکدگذاری سه مرحله‌ای آتراید-استرلینگ (2001) با بهره‌گیری از نرم‌افزار MaxQDA استفاده شد. بعد از تجزیه و تحلیل داده‌ها، شبکه مضامین آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده با 36 مفهوم (مضامین پایه) و 9 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر صورت‌بندی گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد ویژگی های سازمان یادگیرنده مشتمل بر قابلیت‌ها و توانایی‌های شخصی، تفکر سیستمی، چشم انداز مشترک، الگوها و مدل های ذهنی و یادگیری تیمی و فرایند آموزش کارکنان مشتمل بر نیازسنجی و تعیین اهداف، طرح ریزی آموزشی، اجرای آموزش و ارزشیابی بودند. در مجموع می توان گفت با توجه به سازمان یادگیرنده در آموزش کارکنان در قالب یک الگوی جامع و فراگیر شاهد ارتقای کیفیت آموزش پرسنل و کسب مزیت رقابتی بود.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گروهی و آموزش مثبت‌نگری بر تعلل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان دختر دارای فرسودگی تحصیلی مقطع متوسطه شهر اردبیل

صفحه 325-349

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535963.1554

ندا پناهی، توران سلیمانی، عیسی جعفری، سمیه تکلوی

چکیده هدف این تحقیق مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گروهی و آموزش مثبت‌نگری بر تعلل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان دختر دارای فرسودگی تحصیلی مقطع متوسطه شهر اردبیل می باشد. روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی (طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل) می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 400 نفر از دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم در شهر اردبیل در سال تحصیلی 1404-1403 می باشد که به صورت تصادفی پرسشنامه فرسودگی تحصیلی بین آنها توزیع شد و از بین دانش‌آموزانی که در این پرسشنامه نمره بالایی به دست آوردند و دارای فرسودگی تحصیلی بودند به صورت در دسترس شامل 90 نفر در سه گروه (30 نفر در گروه آزمایش اول،30 نفر نیز در گروه آزمایش دوم و 30 نفر نیز در گروه کنترل) جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه (تعلل ورزی سولومون و راث بلوم) می باشد. گروه اول با استفاده از روش واقعیت درمانی گروهی طی آموزش گلاسر (1999) طی 7 جلسه و گروه دوم با مداخله آموزش مثبت‌نگری (کوئیلیام، 2003) طی 8 جلسه مداخله‌ و بعد گروه سوم یعنی گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکردند و در مراحل بعدی هر سه گروه دوباره به پرسشنامه‌ های پژوهش جواب دادند و سپس داده‎ها جمع‌آوری و اطلاعات توسط نرم‌ افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که درمان واقعیت درمانی گروهی و آموزش مثبت‌نگری باعث کاهش تعلل‌ورزی تحصیلی دانش‎آموزان دختر می‌شود و واقعیت درمانی گروهی بیشتر از آموزش مثبت‌نگری باعث کاهش تعلل‌ورزی تحصیلی می‌شود.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت

تحلیل شاخص های کلیدی موثر بر استقرار نظام مشارکت مدنی در سازمان بنیاد شهید ایران

صفحه 350-375

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.485685.1432

سیف الله زارعی، مراد رضایی دیزگاه، مهرداد گودرزوند چگینی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تحلیل شاخص‌های کلیدی مؤثر بر استقرار نظام مشارکت مدنی در سازمان بنیاد شهید ایران می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و روش اجرا بصورت کمی با رویکرد استقرایی، فلسفۀ اثبات گرایی می‌باشد. جامعه مورد بررسی این پژوهش را مقالات چاپ شده در مجلات علمی پژوهشی در زمینۀ استقرار نظام مشارکت مدنی تسهیم دانش از سال 1388 تا 1402 تشکیل می‌دهند که در داخل کشور انجام شده اند. نمونه گیری بر اساس معیارهای مورد نیاز برای ورود به فرایند تحلیل انجام شد و بر این اساس 22 مورد انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده از روش فراتحلیل و نرم افزار CMA استفاده گردید. یافته‌های این بررسی نشان می‌دهد که متغیرهای مذکور به عنوان شاخص‌های کلیدی نظام مشارکت مدنی عمل کرده و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. تقویت این عوامل می‌تواند به بهبود کیفیت مشارکت مدنی و ایجاد یک جامعه دموکراتیک و پایدار منجر شود. در این راستا، توجه به این متغیرها در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های اجتماعی و اقتصادی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت آموزشی

طراحی مدل درامیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه: مطالعه کیفی مبتنی بر تکنیک دلفی

صفحه 376-398

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.409177.1222

زینب حیدری، مهرنگار دارایی، حسین مهرداد

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل درامیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه: مطالعه کیفی مبتنی بر تکنیک دلفی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان می باشد که دارای ویژگی‌هایی چون دارا بودن سوابق مدیریتی در مدارس متوسطه، دارای بودن مدرک دانشگاهی در حوزه برنامه ریزی آموزشی، سابقه تدریس در دانشگاه ها و مدارس متوسطه و مقالات و یا کتب چاپ شده در حوزه مربوطه هستند. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری، هدفمند انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش دلفی استفاده گردید. نتایج نشان داد که مولفه های درآمیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه اول عبارتند از: 7 مولفه 1) شیوه تدریس (12 شاخص)، 2) انگیزش (11 شاخص)، 3) خودکارآمدی (4 شاخص)، 4) مسئولیت پذیری (4 شاخص)، 5) مشارکت والدین (2 شاخص)، 6) مهارت ارتباطی (اجتماعی) (6 شاخص)، 7) جو مدرسه ( 15 شاخص) می باشد.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

تأثیر مدیریت آموزش بر موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان، رضایت شغلی معلمان، کارایی مدارس و تعامل والدین

صفحه 399-424

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568529.1616

هدا فیاضی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر مدیریت آموزش بر موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان، رضایت شغلی معلمان، کارایی مدارس و تعامل والدین در مدارس منطقه کیانپارش شهر اهواز می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع پژوهش‌های همبستگی می‎باشد. جامعه آماری آن شامل دانش‌آموزان، معلمان و والدین مدارس متوسطه می‌باشد که با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، ۳۲۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌های ساختاریافته با طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای بود و پایایی آن‌ها با ضریب آلفای کرونباخ بین 85/0 تا 9/0 تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مدیریت آموزش با موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان (65/0 = r)، رضایت شغلی معلمان (6/0 = r)، کارایی مدارس (7/0 = r)، و تعامل والدین (55/0 = r)، همبستگی مثبت و معنادار دارد (01/0 < Sig). رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که مدیریت آموزش قادر است به ترتیب 42 درصد از واریانس موفقیت تحصیلی، 36 درصد از واریانس رضایت شغلی، 49 درصد از واریانس کارایی مدارس و 30 درصد از واریانس تعامل والدین را توضیح دهد. همچنین، آزمون ANOVA تأیید کرد که تفاوت معناداری بین سطوح مختلف مدیریت آموزش و متغیرهای وابسته وجود دارد (001/0 < Sig). این نتایج نشان می‌دهد که مدیریت آموزش نقش کلیدی در بهبود عملکرد تحصیلی، رضایت شغلی، کارایی مدارس و مشارکت والدین دارند. بنابراین، پیشنهاد می‌شود مدیران و سیاست‌گذاران آموزشی با اجرای برنامه‌های مدیریتی هدفمند، ارتقای مهارت‌های حرفه‌ای معلمان و تشویق مشارکت والدین، محیط یادگیری بهینه‌ای برای دانش‌آموزان ایجاد کنند.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت

ارائه و تحلیل الگوی آسیب شناسی سرمایه اجتماعی در سازمان

صفحه 425-445

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.532161.1536

گلناز رسولی، سید محمد زاهدی، کرم اله دانش فرد

چکیده هدف این پژوهش ارائه و تحلیل الگوی آسیب شناسی سرمایه اجتماعی در سازمان می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، اکتشافی است. از نظر بعد زمانی، مقطعی و از نظر رویکرد نظریه پردازی، استقرایی می‏‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 86 نفر از مدیران و کارشناسان شهرداری تهران می‌باشد که به روش نمونه گیری غیراحتمالی و غیرتصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه استفاده گردید. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی آسیب‌شناسی سرمایه اجتماعی در سازمان از 6 دسته شرایط علّی 3 مقوله، عوامل زمینه‌ای 4 مقوله، پدیده اصلی 6 مقوله، عوامل مداخله‏‌گر 3 مقوله، عوامل راهبردی 10 مقوله و پیامدها 8 مقوله شناسایی شدند که نتایج تحلیل عاملی تاییدی آن‌ها نشان می‌‏دهد بارهای عاملی همه گویه ها بالاتر از 4/0 هستند و از مدل حذف نشده اند، لذا شاخص های مورد نظر سنجه های خوبی برای عوامل شناسایی شده هستند. همچنین براساس نتایج معادلات ساختاری، سطح معنی داری مسیر شاخص‌ها کوچکتر از 05/0 است، لذا رابطه بین متغیرها معنی دار است و ضریب مسیر نشان داد که رابطه ی مثبتی همه متغیرها وجود دارد.

مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت

ارائه مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایه‌های فکری و تخصصی

صفحه 446-467

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.574063.1624

مرتضی بهاروند، معصومه جعفری، علیرضا روستا

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایه‌های فکری و تخصصی در صنعت بانکداری می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه ای و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 18 نفر از اساتید دانشگاهی، مدیران و کارشناسان بانک قرض‌الحسنه مهر ایران می باشند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان بانک قرض‌الحسنه مهر ایران در شهر تهران می باشند که با توجه به جدول مورگان و گرجسی تعداد حداکثر برابر با 235 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه‎گیری تصادفی ساده می باشد. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش مضمون و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. تحلیل کیفی نشان داد که مدیریت دانش در سازمان‌ها شامل شش بعد اصلی است: زیرساخت‌های دانشی هوشمند، توانمندسازی دانشی، ارزش‌آفرینی از درون سازمانی، ارزش‌آفرینی از بیرون سازمانی، حمایت دانشی همه جانبه، فرهنگ دانشی. تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل پیشنهادی دارای اعتبار ساختاری و همگرایی مناسب برای تمامی ابعاد است و گویه‌ها بار عاملی بالا و معناداری دارند. به‌عنوان یک پیشنهاد عملی، توصیه می‌شود سازمان‌ها با تقویت زیرساخت‌های دانشی انعطاف‌پذیر و ایجاد فرهنگ یادگیری مستمر، ضمن ارتقای مدیریت دانش کارکنان، از تجربیات و دانش کارکنان بهره‌برداری عملی کنند تا سرمایه‌های فکری سازمان به شکلی پایدار توسعه یابد.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت آموزشی

طراحی و سطح بندی مدل جامعه‌شناختی توسعه قابلیت‌های آموزشی، پژوهشی و تربیتی در دانشگاه آزاد اسلامی

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.423247.1264

ماجده قلی پور

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و سطح بندی مدل جامعه‌شناختی توسعه قابلیت‌های آموزشی، پژوهشی و تربیتی در دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 21 نفر از اعضای هیات‌علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران می‎باشد که به روش نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش تحلیل مضمون و نرم افزار میک میک استفاده شد. یافته‌های تحلیل شبکة مضامین نشان داد 6 مضمون (سازمان‌دهنده) و 18 مضمون پایه و 78 کد اولیه مؤلفه‌ها و مقوله‌های جامعه‌شناختی توسعه قابلیت‌های آموزشی، پژوهشی و تربیتی در دانشگاه آزاد اسلامی هستند. مضامین (سازمان‌دهنده) در قالب‌6 بعد ارائه شد که عبارت‌اند از: «تحول سازمانی‌»، «سیاست‌های کلان آموزشی و پژوهشی‌«، «ویژگی‌های محیطی»، «کیفیت مطلوب دانش افزایی آموزشی‌پژوهشی ‌و تربیتی»، «ارزش‌آفرینی»، «ارتقای‌مدیریت کیفیت‌آموزشی و پژوهشی» به‌دست آمد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل میک‌مک مضمون‌های سازمان دهنده «تحول سازمانی‌«، «سیاست‌های کلان آموزشی و پژوهشی» ،«ویژگی‌های محیطی»، «کیفیت مطلوب دانش افزایی آموزشی پژوهشی و تربیتی» در ناحیه عوامل پیوندی و مضامین سازمان دهنده «ارزش آفرینی» و «ارتقای مدیریت کیفیت آموزشی و پژوهشی» در ناحیه عوامل وابسته قرار گرفته‌اند.

مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت منابع انسانی

ارائه الگوی ارتقاء بهره وری منابع انسانی مبتنی بر مدیریت دانش،آموزش و یادگیری سازمانی برای مدیران و سیاستگذاران بخش عمومی

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.564378.1606

لیلا رضالو، صدیقه طوطیان اصفهانی، علی رئیس پور، رستم درخشان

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و اعتبارسنجی الگوی ظرفیت‌سازی سازمانی در راستای ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی انجام شد. رویکرد پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش اجرا آمیخته بود. در مرحله کیفی، با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری هدفمند و تا دستیابی به اشباع نظری، با 19 نفر از خبرگان علمی و اجرایی در حوزه ظرفیت‌سازی سازمانی و بهره‌وری منابع انسانی مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته صورت گرفت. داده‌های حاصل از این مصاحبه‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت و از دل آن‌ها مضامین پایه و سازمان‌دهنده استخراج شد.در مرحله کمی، جامعه آماری شامل تمامی کارکنان شهرداری کرج در سال 1403 بود. نمونه‌گیری به شیوه تصادفی طبقه‌ای انجام شد و ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته بود که بر پایه نتایج مرحله کیفی طراحی شد. برای سنجش اعتبار ابزار از همسانی درونی و برای ارزیابی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. تحلیل داده‌ها نیز در دو سطح توصیفی و استنباطی، از جمله تحلیل عاملی تأییدی، با بهره‌گیری از نرم‌افزار SmartPLS نسخه 3 انجام گرفت.نتایج پژوهش نشان داد که الگوی ظرفیت‌سازی سازمانی برای ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی بر پنج بعد اساسی استوار است: ظرفیت‌سازی فردی، ظرفیت‌سازی فرایندی، ظرفیت‌سازی نهادی، ظرفیت‌سازی فرهنگی و یادگیری سازمانی، و ظرفیت‌سازی حکمرانی. این ابعاد دربرگیرنده مؤلفه‌هایی همچون توسعه دانش و مهارت‌های شغلی، تقویت انگیزش و رضایت شغلی، نوآوری و بهبود مستمر، رهبری مشارکتی، توسعه زیرساخت‌های فناورانه، تأمین مالی پایدار، همکاری‌های بین‌سازمانی، ترویج فرهنگ یادگیری، تقویت ارزش‌های اخلاقی و اعتماد سازمانی، و همچنین انطباق با چارچوب‌های حقوقی و سیاست‌های کلان است. در مجموع، یافته‌ها نشان می‌دهد که به‌کارگیری این الگو می‌تواند زمینه ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی در شهرداری کلان‌شهر کرج را فراهم سازد.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت منابع انسانی

اعتبار سنجی مدل موانع مؤثر در ایجاد نشاط سازمانی در سازمان‌های دولتی

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.511970.1495

محمدعلی نیک بخش

چکیده این مطالعه با هدف اعتبار سنجی مدل موانع مؤثر در ایجاد نشاط سازمانی در سازمان‌های دولتی استان بوشهر انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی است که به صورت مقطعی در سال 1404در بین کلیه کارکنان سازمان‌های دولتی استان بوشهر انجام گرفته است. که تعداد آنها 2289 نفر می‌باشد و از این تعداد 328 بر اساس روش نمونه‌گیری گلوله برفی و به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه موانع مؤثر در ایجاد نشاط سازمانی(محقق ساخته) استفاده گردید. روایی و پایایی پرسشنامه مذکور به ترتیب90/0 و 92/0، سنجیده شد. تمام تجزیه و تحلیل‌های آماری از طریق نرم‌افزارهای SPSS و PLS انجام گرفته است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که مانع فردی با میانگین فازی زدایی شده (8182/0)، مانع سازمانی با میانگین فازی زدایی شده (8197/0) و مانع محیط کاری با میانگین فازی زدایی شده (7827/0) به عنوان موانع مؤثر در ایجاد نشاط سازمانی در سازمان‌های دولتی استان بوشهر نقش دارند. بر اساس نتایج به دست آمده می توان گفت که نشاط از طریق ایجاد احساسات در کارکنان موجب، افزایش موفقیت آن‌ها در کار و سازمان می‌شود، کارکنان با احساسات مثبت تمایل بیشتری به حضور در موقعیت و شرایط جدید در سازمان خود دارند و به نحو مؤثرتری درگیر کارها می‌شوند