موضوعات = مدیریت آموزشی
مدیریت آموزشی

ارائه مدل عوامل اثربخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یادهی - یادگیری در نظام آموزشی دانشگاه‎های استان مازندران

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 46-66

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.555807.1591

عبدالرضا عباسپور، همّت محمّدنژاد، مهسا غلامحسین زاده

چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل عوامل اثربخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یاددهی - یادگیری در نظام آموزشی دانشگاه‌های استان مازندران می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیئت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 200 نفر از کلیه اعضای هیئت علمی در سال 1403 در شهر مازندران به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، کلیه عامل‌ها به عنوان شاخص‌های اثربخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یاددهی - یادگیری تأیید شدند. با توجه به نتایج می‌توان گفت نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که شاخص‌های پرسشنامه تحت تأثیر 10 عامل زیربنایی قرار دارد و این 10 عامل می‌توانند بیش از 78 درصد از تغییر پذیری (واریانس) متغیرها را توضیح دهند. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مقادیر بارهای عاملی تمام گویه‌‌ها بیشتر از 0.4 و قابل قبول میباشد. نتایج بررسی معناداری مقادیر آماره t نشان داد که مقادیر آماره t برای همه گویه‌ها بیشتر از 2.58 گزارش شد. این بدان معناست که ارتباط بین گویه‌ها با متغیر مکنون مربوط به خود در سطح اطمینان 99 درصد پذیرفته شد.

مدیریت آموزشی

بازنگری در سرفصل‌های درسی مقطع کارشناسی حسابداری با رویکرد انطباق با نیازهای بازارکار

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 161-184

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.564832.1607

بهروز کریمی، حجت الله سالاری، محمد حسین رنجبر، مهنوش عابدینی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بازنگری در سرفصل‌های درسی مقطع کارشناسی حسابداری با رویکرد انطباق با نیازهای بازارکار می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از لحاظ اجرا آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از خبرگان دانشگاهی که دارای مدرک تحصیلی دکترا و متخصصین شاغل در حرفه حسابداری می باشد که با روش نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها بوسیله مصاحبه و پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) و برای رتبه بندی از نرم افزار MICMAC استفاده شد. بر اساس تحلیل ساختاری تفسیری مدل اکتشافی پژوهش دارای 13 عامل می باشد. حسابداری منطبق با نیازهای بازارکار با عوامل دانش نظری قوی، توانایی‌های حرفه‌ای، مهارت‌های عملی کاربردی و اخلاق حرفه ای که در سطح اول مدل قرار دارند، اثرپذیرترین و وابسته‌ترین عوامل مدل هستند. در سطح دوم، متغیر همکاری با صنعت با عوامل کارآموزی اجباری، همکاری با حسابداران حرفه‌ای و پروژه‌های مشترک با صنعت قرار گرفته‌اند که روی عوامل سطح بالاتر اثر می‌گذارند و از عوامل سطوح پایین‌تر اثر می‌پذیرند. در سطح سوم، متغیر تأکید بر مهارت‌های نرم با عوامل مهارت‌های ارتباطی، کار تیمی و تفکر انتقادی و حل مسئله قرار گرفته‌اند که روی عوامل سطوح بالاتر اثر می‌گذارند و از عوامل سطح پایین‌تر اثر می‌پذیرند. در سطح آخر (سطح چهارم)، بازنگری در سرفصل‌های درسی با عوامل به‌روزرسانی محتوای درسی، افزایش ساعات دروس عملی و افزودن دروس جدید قرار گرفته‌اند که اثرگذارترین و پرنفوذترین عوامل مدل هستند.

مدیریت آموزشی

ارائه مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 185-216

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.566695.1613

مهدی سیفی جگر کندی، یوسف نامور، اعظم راستگو، صدرالدین ستاری

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی می‌باشد. جامعه آماری بخش کیفی کلیه کارشناسان حوزه علوم‌تربیتی استان اردبیل می‌باشند که تعداد 20 نفر از آنها بر اساس اصل اشباع نظر به صورت نظری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی نیز کلیه مدیران مدارس دخترانه و پسرانه دوره دوم متوسطه استان اردبیل و دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه استان اردبیل می‌باشند که با استفاده از روش نمونه‌گیری تمام‌شماری تعداد 100 مدیر و با استفاده از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی در دسترس تعداد 100 دانش‌آموز به عنوان نمونه آزمودنی‌های بخش کمی این تحقیق انتخاب شدند. ابزار گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می‌باشد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS  و PLS استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه تحت مقولات فهم و انطباق نسلی مدیران، رهبری فناورانه و دیجیتال، رهبری آموزشی و تحول‌گرا، مدیریت مشارکت و ارتباطات اجتماعی، مدیریت یادگیری و کیفیت آموزشی، نوآوری و خلاقیت در مدرسه، مدیریت توانمندسازی و توسعه حرفه‌ای، مدیریت بحران، سلامت و پایداری آموزشی، مدیریت انسانی و هیجانی مدرسه، مدیریت عدالت، تنوع و اخلاق حرفه‌ای و مدیریت راهبردی و آینده‌گرانه مدرسه دسته‌بندی و از نظر اعتباریابی برازش شدند.

مدیریت آموزشی

طراحی الگوی آموزش پرسنل با رویکرد سازمان یادگیرنده در بانک مسکن ایران

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 302-324

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.467768.1398

مهدی دهقانیان، صدرالدین ستاری، توران سلیمانی

چکیده پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی - توسعه‌ای و با رویکرد کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام شد. جامعه هدف را خبرگان دانشگاهی در حوزه مدیریت آموزشی و بانکداری تشکیل می‌دهد. مشارکت‌کنندگان پژوهش 16 نفر از خبرگان اجرایی (مدیران و معاونان بانک مسکن خبره موضوعی) به عنوان آگاهی‌دهندگان کلیدی بودند که با استفاده از روش نمونه-گیری هدفمند و با روش گلوله برفی با در نظر گرفتن بحث اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل مصاحبه نیمه‌ساختمند با مشارکت‌کنندگان و نیز مطالعه‌ی اسناد بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، ازکدگذاری سه مرحله‌ای آتراید-استرلینگ (2001) با بهره‌گیری از نرم‌افزار MaxQDA استفاده شد. بعد از تجزیه و تحلیل داده‌ها، شبکه مضامین آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده با 36 مفهوم (مضامین پایه) و 9 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر صورت‌بندی گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد ویژگی های سازمان یادگیرنده مشتمل بر قابلیت‌ها و توانایی‌های شخصی، تفکر سیستمی، چشم انداز مشترک، الگوها و مدل های ذهنی و یادگیری تیمی و فرایند آموزش کارکنان مشتمل بر نیازسنجی و تعیین اهداف، طرح ریزی آموزشی، اجرای آموزش و ارزشیابی بودند. در مجموع می توان گفت با توجه به سازمان یادگیرنده در آموزش کارکنان در قالب یک الگوی جامع و فراگیر شاهد ارتقای کیفیت آموزش پرسنل و کسب مزیت رقابتی بود.

مدیریت آموزشی

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گروهی و آموزش مثبت‌نگری بر تعلل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان دختر دارای فرسودگی تحصیلی مقطع متوسطه شهر اردبیل

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 325-349

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535963.1554

ندا پناهی، توران سلیمانی، عیسی جعفری، سمیه تکلوی

چکیده هدف این تحقیق مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گروهی و آموزش مثبت‌نگری بر تعلل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان دختر دارای فرسودگی تحصیلی مقطع متوسطه شهر اردبیل می باشد. روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی (طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل) می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 400 نفر از دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم در شهر اردبیل در سال تحصیلی 1404-1403 می باشد که به صورت تصادفی پرسشنامه فرسودگی تحصیلی بین آنها توزیع شد و از بین دانش‌آموزانی که در این پرسشنامه نمره بالایی به دست آوردند و دارای فرسودگی تحصیلی بودند به صورت در دسترس شامل 90 نفر در سه گروه (30 نفر در گروه آزمایش اول،30 نفر نیز در گروه آزمایش دوم و 30 نفر نیز در گروه کنترل) جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه (تعلل ورزی سولومون و راث بلوم) می باشد. گروه اول با استفاده از روش واقعیت درمانی گروهی طی آموزش گلاسر (1999) طی 7 جلسه و گروه دوم با مداخله آموزش مثبت‌نگری (کوئیلیام، 2003) طی 8 جلسه مداخله‌ و بعد گروه سوم یعنی گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکردند و در مراحل بعدی هر سه گروه دوباره به پرسشنامه‌ های پژوهش جواب دادند و سپس داده‎ها جمع‌آوری و اطلاعات توسط نرم‌ افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که درمان واقعیت درمانی گروهی و آموزش مثبت‌نگری باعث کاهش تعلل‌ورزی تحصیلی دانش‎آموزان دختر می‌شود و واقعیت درمانی گروهی بیشتر از آموزش مثبت‌نگری باعث کاهش تعلل‌ورزی تحصیلی می‌شود.

مدیریت آموزشی

طراحی مدل درامیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه: مطالعه کیفی مبتنی بر تکنیک دلفی

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 376-398

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.409177.1222

زینب حیدری، مهرنگار دارایی، حسین مهرداد

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل درامیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه: مطالعه کیفی مبتنی بر تکنیک دلفی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان می باشد که دارای ویژگی‌هایی چون دارا بودن سوابق مدیریتی در مدارس متوسطه، دارای بودن مدرک دانشگاهی در حوزه برنامه ریزی آموزشی، سابقه تدریس در دانشگاه ها و مدارس متوسطه و مقالات و یا کتب چاپ شده در حوزه مربوطه هستند. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری، هدفمند انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش دلفی استفاده گردید. نتایج نشان داد که مولفه های درآمیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه اول عبارتند از: 7 مولفه 1) شیوه تدریس (12 شاخص)، 2) انگیزش (11 شاخص)، 3) خودکارآمدی (4 شاخص)، 4) مسئولیت پذیری (4 شاخص)، 5) مشارکت والدین (2 شاخص)، 6) مهارت ارتباطی (اجتماعی) (6 شاخص)، 7) جو مدرسه ( 15 شاخص) می باشد.

مدیریت آموزشی

تأثیر مدیریت آموزش بر موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان، رضایت شغلی معلمان، کارایی مدارس و تعامل والدین

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 399-424

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568529.1616

هدا فیاضی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر مدیریت آموزش بر موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان، رضایت شغلی معلمان، کارایی مدارس و تعامل والدین در مدارس منطقه کیانپارش شهر اهواز می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع پژوهش‌های همبستگی می‎باشد. جامعه آماری آن شامل دانش‌آموزان، معلمان و والدین مدارس متوسطه می‌باشد که با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، ۳۲۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌های ساختاریافته با طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای بود و پایایی آن‌ها با ضریب آلفای کرونباخ بین 85/0 تا 9/0 تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مدیریت آموزش با موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان (65/0 = r)، رضایت شغلی معلمان (6/0 = r)، کارایی مدارس (7/0 = r)، و تعامل والدین (55/0 = r)، همبستگی مثبت و معنادار دارد (01/0 < Sig). رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که مدیریت آموزش قادر است به ترتیب 42 درصد از واریانس موفقیت تحصیلی، 36 درصد از واریانس رضایت شغلی، 49 درصد از واریانس کارایی مدارس و 30 درصد از واریانس تعامل والدین را توضیح دهد. همچنین، آزمون ANOVA تأیید کرد که تفاوت معناداری بین سطوح مختلف مدیریت آموزش و متغیرهای وابسته وجود دارد (001/0 < Sig). این نتایج نشان می‌دهد که مدیریت آموزش نقش کلیدی در بهبود عملکرد تحصیلی، رضایت شغلی، کارایی مدارس و مشارکت والدین دارند. بنابراین، پیشنهاد می‌شود مدیران و سیاست‌گذاران آموزشی با اجرای برنامه‌های مدیریتی هدفمند، ارتقای مهارت‌های حرفه‌ای معلمان و تشویق مشارکت والدین، محیط یادگیری بهینه‌ای برای دانش‌آموزان ایجاد کنند.

مدیریت آموزشی

طراحی و سطح بندی مدل جامعه‌شناختی توسعه قابلیت‌های آموزشی، پژوهشی و تربیتی در دانشگاه آزاد اسلامی

دوره 8، شماره 1، بهار 1405

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.423247.1264

ماجده قلی پور

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و سطح بندی مدل جامعه‌شناختی توسعه قابلیت‌های آموزشی، پژوهشی و تربیتی در دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 21 نفر از اعضای هیات‌علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران می‎باشد که به روش نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش تحلیل مضمون و نرم افزار میک میک استفاده شد. یافته‌های تحلیل شبکة مضامین نشان داد 6 مضمون (سازمان‌دهنده) و 18 مضمون پایه و 78 کد اولیه مؤلفه‌ها و مقوله‌های جامعه‌شناختی توسعه قابلیت‌های آموزشی، پژوهشی و تربیتی در دانشگاه آزاد اسلامی هستند. مضامین (سازمان‌دهنده) در قالب‌6 بعد ارائه شد که عبارت‌اند از: «تحول سازمانی‌»، «سیاست‌های کلان آموزشی و پژوهشی‌«، «ویژگی‌های محیطی»، «کیفیت مطلوب دانش افزایی آموزشی‌پژوهشی ‌و تربیتی»، «ارزش‌آفرینی»، «ارتقای‌مدیریت کیفیت‌آموزشی و پژوهشی» به‌دست آمد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل میک‌مک مضمون‌های سازمان دهنده «تحول سازمانی‌«، «سیاست‌های کلان آموزشی و پژوهشی» ،«ویژگی‌های محیطی»، «کیفیت مطلوب دانش افزایی آموزشی پژوهشی و تربیتی» در ناحیه عوامل پیوندی و مضامین سازمان دهنده «ارزش آفرینی» و «ارتقای مدیریت کیفیت آموزشی و پژوهشی» در ناحیه عوامل وابسته قرار گرفته‌اند.

مدیریت آموزشی

تدوین و ارائه چارچوبی برای تحلیل شکاف نظریه-عمل در اقدامات مدیران

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.498772.1464

مرضیه خان زاده، غلامرضا مومنی، سکینه شاهی

چکیده این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی تحلیلی برای شناسایی شکاف میان نظریه و عمل در اقدامات مدیران مدارس متوسطه شهر اهواز انجام شد. پژوهش حاضر از نظر روش، مطالعه‌ی موردی‌کیفی و از منظر هدف، توسعه ای است. جامعه هدف شامل خبرگان آموزشی، مدیران مدارس متوسطه و مدیران ستادی با تجربه زیسته در قلمرو پژوهش بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها از طریق تحلیل مضمون و در سه سطح مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که شکاف نظریه-عمل در اقدامات مدیران را می توان در قالب یک چارچوب پنج بعدی با بیست مؤلفه تبیین کرد. ابعاد این چارچوب شامل: 1- توسعه سازمانی (مؤلفه های مفهومی، ساختاری، عملکردی)، 2- توسعه سرمایه انسانی (دانش افزایی، انگیزش، توانمندسازی کارکنان، توسعه رفاه)، 3- مهارتهای اساسی مدیریتی (بهبود سازمانی، تفکر سیستمی، سرمایه های مدیریتی، مهارتهای حقوقی، وظایف مدیریت، خلاقیت و نوآوری)، 4- توسعه فردی (خودتنظیمی، کارآمدی، تسهیم دانش، علم و تخصص) و 5- محیط محوری (کنش فناورانه، مدیریت جو و فرهنگ، مدیریت عوامل محیطی) بود. این ابعاد و مؤلفه ها حول مضمون محوری شکاف نظریه-عمل در اقدامات مدیران مدارس سازماندهی شدند. پس از کشف و تبیین ابعاد و مؤلفه های چارچوب، شبکه مضامین به صورت کامل ترسیم، مورد تحلیل و ارائه قرار گرفت. چارچوب نهایی پژوهش با سازماندهی نظام مند مضامین، الگویی جامع برای تحلیل شکاف نظریه-عمل در مدیریت مدارس ارائه نمود.

مدیریت آموزشی

ارائه نقشه شناختی فازی انواع مهارت‌های کوانتومی معلمان با روش FCM

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 22-46

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.529449.1524

زهرا مردانی، نصرالله قشقایی زاده

چکیده چکیده پژوهش حاضر باهدف ارائه نقشه شناختی فازی انواع مهارت‌های کوانتومی معلمان انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش­های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان مشتمل بر معلمان دوره متوسطه در استان اصفهان هستند که با روش نمونه­گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری 26 نفر از آنان انتخاب‌شده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. هم‌چنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه می‌باشد که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید گردید. داده‌های کیفی با روش تحلیل محتوا و بااستفاده از نرم افزار مکس­کیو­دی­ای و داده­های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مهارت و توانایی برای عمل به شیوه مسئولانه، قدرت تبدیل احساس، عملکرد و شناخت از حالت درونی به بیرونی، حفظ احساس درونی مثبت بدون توجه به رخدادهای بیرونی و خروج ازحالت محدود و خطی نسبت به دانش آموزان، مهم‌ترین مهارت‌های کواتنومی معلمان می‌باشند.

مدیریت آموزشی

شناسایی عوامل زمینه ساز و چالش های موجود در انتصاب های غیرمسئولانه و به ‌دور از شایسته‌سالاری در آموزش و پرورش

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 47-70

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.517484.1504

فریده نصیری، سکینه جعفری

چکیده  
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل زمینه­ساز و چالش­های موجود در انتصاب­های غیرمسئولانه و به‌دوراز شایسته‌سالاری در آموزش و پرورش بود. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ چگونگی گردآوری داده­ها کیفی بود که با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش، شامل کارکنان بخش منابع انسانی و مدیران میانی آموزش و پرورش شهر سمنان بود که با استفاده از روش غیراحتمالی هدفمند و با تکنیک اشباع نظری در یافته­ها تعداد 14 مصاحبه نیمه­ساختار یافته انجام گرفت. داده­ها با نرم­افزار MAXQDA.2020 کدگذاری شد و نتیجۀ تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی 47 مضمون پایه و 7 مضمون سازمان­دهنده در زمینه عوامل زمینه­ساز انتصاب­های غیرمسئولانه و به‌دور از شایسته‌سالاری در آموزش و پرورش گردید که در قالب 4 مضمون فراگیر مدیریت در سایه سیاست؛ تنگناهای تعلق سازمانی؛ تعارض اقتصاد و راهبرد آموزشی؛ و گسل­های بنیادین ساختاری طبقه‌بندی شد و همچنین 105 مضمون پایه، 9 مضمون سازمان­دهنده در زمینه چالش­های موجود در انتصاب­های غیرمسئولانه و به‌دوراز شایسته‌سالاری در آموزش و پرورش شناسایی شد که در قالب 4 مضمون فراگیر بحران­های مدیریتی و سازمانی در نظام آموزش و پرورش؛ بحران اجتماعی و فرهنگی در آموزش و پرورش؛ بحران نابرابری در آموزش و پرورش؛ و بحران کیفی در آموزش و پرورش طبقه‌بندی گردید. با توجه به شناسایی عوامل زمینه­ساز و چالش­های موجود در انتصاب­های غیرمسئولانه و به‌دور از شایسته‌سالاری در آموزش و پرورش در این پژوهش، اجرای راهکارهای ارائه شده در آن می­تواند تحقق انتصاب افراد شایسته در آموزش و پرورش را تسهیل کرده و به همراه داشته باشد.
 

مدیریت آموزشی

ارائه مدل فراموشی سازمانی هدفمند در هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای استان لرستان

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 88-112

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.495093.1459

سعید پاکان، عباس طرهانی

چکیده هدف این تحقیق، ارائه و آزمون یک مدل فراموشی سازمانی هدفمند به‌منظور ارتقای مدیریت دانش در هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای استان لرستان است. در دنیای پرشتاب و پویای امروزی، انباشت دانش و اطلاعات ناکارآمد می‌تواند مانعی جدی در مسیر یادگیری سازمانی و تصمیم‌گیری اثربخش باشد. این پژوهش ارائه و آزمون یک مدل هدفمند فراموشی سازمانی در هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای استان لرستان را مورد بررسی قرار می‌دهد. روش تحقیق به‌صورت ترکیبی (کیفی و کمی) و از نوع کاربردی و توصیفی بوده است. در بخش کیفی، با بهره‌گیری از روش دلفی و تحلیل محتوای داده‌های حاصل از مصاحبه با ۳۶ نفر از خبرگان مدیریت آموزشی، شاخص‌ها و مؤلفه‌های کلیدی مرتبط با فراموشی سازمانی شناسایی و کدگذاری شدند. در ادامه، مدل مفهومی اولیه تدوین گردید. در بخش کمی، داده‌های حاصل از پرسشنامه محقق‌ساخته که میان ۲۰۰ نفر از مدیران هنرستان‌ها توزیع شده بود، با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزارهای SPSS  و Smart PLS مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. نتایج این بخش نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بوده و مؤلفه‌های شناسایی‌شده در تقویت مدیریت دانش، حذف اطلاعات منسوخ و ارتقای عملکرد سازمانی مؤثر هستند. در مجموع، مدل نهایی می‌تواند به‌عنوان الگویی اثربخش برای تسهیل یادگیری سازمانی، بهبود تصمیم‌گیری و به‌روزرسانی دانش در محیط‌های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.

مدیریت آموزشی

طراحی الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دوره‌های مهارت آموزی آموزش و پرورش با رویکرد فراترکیب

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 113-142

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.533055.1543

معصومه سلطان رضوانفر، علی اکبر خسروی بابادی، علیرضا عصاره

چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دوره‌های مهارت آموزی آموزش و پرورش با رویکرد فراترکیب می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است که با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب می‎باشد. روش فراترکیب با استفاده از گام‎های هفتگانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مقالات در پایگاههای معتبر داخلی و خارجی، طی سال‌های (1403- 1388) و (2025-2019) می‌باشد که 40 مقاله بر اساس معیار‌های پژوهش انتخاب شدند. عوامل اصلی و فرعی الگو با استفاده از روش تحلیل مضمون استخراج شد. براساس نتایج فراترکیب، عوامل الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دوره‌های مهارت آموزی آموزش و پرورش شامل 23 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی است که عبارت‌اند از چابکی، سنجش اثربخشی، آموزش صنعت‌محورِ فناورانه با پشتیبانی شغلی، آموزش باکیفیتِ کارآفرین‌محور، سیستم آموزشی انعطاف‌پذیر و فناورانه، نظام آموزشی هوشمند. یافته‌ها حاکی از آن بود که آموزش پودمانی در تحقیقات مختلف به‌عنوان یک روش کارآمد مورد توجه قرار گرفته بود و محققان پیشنهاد داده بودند که این رویکرد بیش‌تر مورد استفاده قرار گیرد.

مدیریت آموزشی

واکاوی ابعاد و مولفه های توسعه حرفه‌ای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 143-165

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535652.1551

مهدی شعبانی آزادبنی، سحر محمدی

چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های توسعه حرفه‌ای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون می‎باشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از متخصصان، خبرگان مطلع در حوزه مدیریت آموزشی، کارآفرینی می‌باشد و به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده‎ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که توسعه حرفه‌ای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه در قالب 6 مقوله اصلی (رهبری و مدیریت سازمانی، توسعه فردی و شغلی، نوآوری و مدریت استراتژیک، مدیریت یادگیری و آموزش، پایداری و تعاملات اجتماعی، نگرش کارآفرینانه)، 27 زیرمقوله (رهبری و مدیریت، پشتیبانی و هدایت، مدیریت منابع و برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری و تنظیم برنامه، پاسخ‌گویی و انعطاف‌پذیری، توسعه فردی و حرفه‌ای، توسعه مهارت‌های دیجیتال، توسعه شغلی و فرصت‌های شغلی، توانمندسازی و مشارکت، تفکر استراتژیک و تصمیم‌گیری، نوآوری و کارآفرینی، ارزیابی و بازخورد، آموزش و یادگیری، مدیریت کلاس و یادگیری متنوع، یادگیری و تحقیق، توسعه پایدار و محیط‌زیست، گسترش شبکه‌ها و تعاملات، پیشرفت اجتماعی و عاطفی، توسعه فرهنگ و ارتباطات، بعد فردی، بعد فرصت‌جویی، بعد ریسک‌پذیری، بعد نوآوری خلاقیت، بعد توانمندی‌های مدیریتی، بعد بازارگرایی، بعد ارتباطات و شبکه‌سازی، بعد انعطاف‌پذیری) و 130 شاخص طراحی شده است.

مدیریت آموزشی

تحلیل تاثیر الگوهای رفتاری بر عملکرد شغلی معلمان ورزش استان یزد با تاکید بر میانجی‌گری معیارهای حرفه معلمی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 166-183

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.546688.1572

اعظم طلابی مزرعه نو

چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل تأثیر الگوهای رفتاری بر عملکرد شغلی معلمان ورزش استان یزد با تاکید بر میانجی‌گری معیارهای حرفه معلمی می‌باشد. این تحقیق از نوع همبستگی و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان ورزش استان یزد (N=405) می‌باشد که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 197 نفر به‌صورت نمونه‌گیری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه الگوهای رفتاری جنکینز و همکاران (Jenkins et al, 1979)، پرسشنامه عملکرد شغلی معلمان (Sari et al, 2025) و پرسشنامه معیارهای حرفه‌ای معلمی (Canuto et al, 2023)  می‌باشد. روایی صوری ابزارها توسط 10 نفر از متخصصان مدیریت ورزشی تأیید شد و پایایی آن‌ها با محاسبه آلفای کرونباخ به‌ترتیب 0.78، 0.81 و 0.76 به دست آمد که نشان‌دهنده پایایی مطلوب است. داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد الگوهای رفتاری اثر مثبت و معناداری بر عملکرد شغلی (β=0.42, p<0.001) و معیارهای حرفه معلمی (β=0.48, p<0.001) دارند. همچنین معیارهای حرفه معلمی نقش میانجی معناداری در ارتباط میان الگوهای رفتاری و عملکرد شغلی ایفا کرد (β=0.20, p<0.01). یافته‌ها بیانگر آن است که بهبود الگوهای رفتاری معلمان از طریق معیارهای حرفه معلمی می‌تواند به ارتقای عملکرد شغلی منجر شود. بنابراین، توجه به توسعه معیارهای حرفه‌ای و آموزش‌های مبتنی بر استانداردهای معلمی، نقشی کلیدی در بهبود کیفیت تدریس و اثربخشی شغلی معلمان ورزش دارد.

مدیریت آموزشی

نقش انعطاف‎پذیری‌روانشناختی و ذهن آگاهی در پیش‌بینی میزان تحمل آشفتگی‌های روانشناختی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی پیام نور اصفهان

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 230-253

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.548697.1576

زهرا عبادی، سید مجتبی حسینی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی نقش انعطاف پذیری‌روانشناختی و ذهن آگاهی در پیش‌بینی میزان تحمل آشفتگی‌های روانشناختی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی پیام نور اصفهان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی پیام نور اصفهان در سال 1404 که طبق اطلاعات دانشگاه به تعداد 7562 می‌باشد. نمونه آماری پژوهش مشتمل بر 365 نفر و بر اساس جدول مورگان مشخص و به روش نمونه‌گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در این تحقیق، پرسشنامه‌های اضطراب ‌ بک و استیر (۱۹۸۱)، استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983)، افسردگی‌ بک (1966)، انعطافپذیری شناختی دنیس و وندورال (2010) و ذهن آگاهی بائر و همکاران (2006) می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS26 استفاده شد. نتایج نشان داد که انعطاف‌پذیری‌ روانشناختی و ذهن‌آگاهی قادر به پیش‌بینی اضطراب می‌باشند (p<0/05)، به این صورت که سهم انعطاف‌پذیری‌ روانشناختی 16 درصد منفی و سهم ذهن‌آگاهی 27 درصد منفی می‌باشد. همچنین نتایج نشان داد که انعطاف‌پذیری‌ روانشناختی و ذهن‌آگاهی قادر به پیش‌بینی استرس می‌باشند(p<0/05) به این صورت که سهم انعطاف‌پذیری‌ روانشناختی 26 درصد منفی و سهم ذهن‌آگاهی 40 درصد منفی می‌باشد. همچنین نتایج نشان داد که انعطاف‌پذیری‌ روانشناختی و ذهن‌آگاهی قادر به پیش‌بینی افسردگی می‌باشند(p<0/05)، به این صورت که سهم انعطاف‌پذیری‌ روانشناختی 25 درصد منفی و سهم ذهن‌آگاهی 28 درصد منفی می‌باشد.

مدیریت آموزشی

تحلیل پوسترهای جشنواره فجر بر اساس نظریه AGIL پارسونز: راهکارهایی برای بهبود اثربخشی آموزشی و فرهنگی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 306-328

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.532395.1538

محمدعلی دانش صدیق، ابوالفضل داودی رکن آبادی، محمدرضا شریف زاده، پژمان دادخواه

چکیده این پژوهش با هدف تحلیل اثربخشی آموزشی فرهنگی پوسترهای جشنواره فجر بر اساس نظریه AGIL پارسونز (سازگاری، دستیابی به هدف، انسجام، حفظ الگوها) انجام شد. روش انجام این پژوهش، مبتنی بر پارادایم پراگماتیسم بوده و از منظر هدف نیز پژوهشی توسعه‌ای است که به صورت تک مقطعی انجام شده است؛ روش این مطالعه از منظر نتیجه، کیفی-کمی بوده به این صورت که استراتژی پژوهش در گام اول تحلیل محتوای کیفی متن مصاحبه باخبرگان در خصوص معیارهای ارزیابی اثربخشی آموزشی فرهنگی پوسترهای جشنواره فجر و در گام دوم غربال سازی فازی بوده و نحوه جمع آوری دادها نیز در گام اول کتابخانه‌ای و در گام دوم میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه بوده است. پوسترهای جشنواره در روش غربال سازی فازی در چهار کارکرد نظریه پارسونز و بر اساس پنج معیار کلیدی یادگیری و دانش افزایی، تغییر نگرش و رفتار، مشارکت و تعامل، رضایتمندی و تأثیر بلندمدت توسط خبرگان ارزیابی شده و نتایج نشان داد که از میان کارکردهای چهارگانه پارسونز، «سازگاری» (جذب مخاطب و تناسب با ذائقه بصری) بیشترین اهمیت را در اثربخشی آموزشی فرهنگی دارد. پس از آن، «دستیابی به هدف» (انتقال پیام آموزشی مشخص) و «حفظ الگو» (تبلیغ ارزش‌های سینمای متعهد) قرار می‌گیرند و «انسجام» (استفاده از نمادهای ملی و مذهبی) با وجود حضور پررنگ در پوسترها، تأثیر متوسطی بر اثربخشی آموزشی فرهنگی دارد. این مطالعه برای هنرمندان، سیاست‌گذاران فرهنگی و مدیران علاقه مند به ارتقای نقش پوستر به عنوان یک رسانه آموزشی و ابزار انتقال ارزش‌های فرهنگی پیشنهاداتی ارائه داده است.

مدیریت آموزشی

الگوی عوامل مؤثر در ارتقای کیفیت فعالیت های تربیتی مدرسه از دیدگاه کارشناسان تربیتی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 356-382

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.400698.1207

معصومه محمدآبادی، فهیمه کرد فیرزوجائی

چکیده پیشینه و اهداف: فعالیت‌های تربیتی در کنار آموزش‌های علمی، نقش بسزایی در پرورش نسل آینده و آماده سازی آنها برای زندگی در جامعه‌ای ایده‌آل دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و شناسایی عوامل مؤثر در بهبود و ارتقای سطح کیفی فعالیت‌های تربیتی مدرسه با نظر سنجی از کارشناسان تربیتی بوده است. روش: با توجه به روش جمع‌آوری اطلاعات، این پژوهش کیفی و پدیدار شناختی است مشارکت کنندگان در پژوهش شامل معاونین و مربیان پرورشی و کارشناسان در حوزه پرورشی در سال تحصیلی 1404-1403 در استان مازندران بوده‌اند. در بررسی صحت یافته‌ها از روش بررسی توسط اعضا استفاده شد. برای تعیین پایایی از روش پایایی بین دو کدگذار (توافق درون موضوعی) استفاده شد. 
یافته‌ها: با توجه به نظر سنجی از مشارکت کنندگان نتایج نشان داد که عوامل مؤثر در ارتقای سطح کیفیت فعالیت‌های تربیتی مدرسه شامل 33 نشانگر در شش بعد؛ سازماندهی سیستمی فعالیت‌های آموزشی و فعالیت‌های پرورشی مدرسه، عوامل درون مدرسه‌ای، عوامل فرا مدرسه‌ای و مدیران ارشد، برون سپاری فعالیت‌های تربیتی، توانمند سازی معاونین و مربیان پرورشی، تعامل بین خانه و مدرسه، شناسایی شده‌اند. 
نتیجه: با توجه به نتایج بدست آمده لازم است که همه دست‌اندرکاران مدرسه از جمله معلمان و دبیران نیز خود را دخیل در امر فعالیت‌های تربیتی مدرسه بدانند و کار خود را پیشبرد صِرف فعالیت‌های آموزشی مدرسه نپندارند. همچنین به بهبود کیفیت فعالیت‌های پرورشی مدرسه تأکید خاصی گردد، زیرا توجه خاص به کمیت‌ها باعث غفلت از اثربخشی فعالیت‌ها با توجه به رسالت و مأموریت اصلی آموزش و پرورش می‌گردد. نتایج این پژوهش می‌تواند برای ارتقای کیفیت عملکرد تربیتی مدارس مؤثر واقع شود.

مدیریت آموزشی

ارائه الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 383-408

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.565042.1608

حسین چناری، ابراهیم صالحی عمران

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، اساتید حوزه آموزش و مدیران آموزشی در وزارت بهداشت ، درمان و آموزش علوم پزشکی بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت آموزشی و آشنایی کامل در این حوزه انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون(مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر) انجام شد. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرم‌افزار تحلیل داده‌های کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. نتایج نشان داد الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی شامل پنج بعد و 22مولفه می باشد که ابعاد آن عبارتند از: آموزش‌های مهارتی و بالینی، آموزش‌های حرفه‌ای و اخلاقی، آموزش‌های مدیریتی و سازمانی، آموزش‌های فردی و توسعه‌ای، آموزش مبتنی بر تکنولوژی‌های نوین.

مدیریت آموزشی

ارائه مدلی جهت تجارب ‌زیسته ‌معلمان از فرصت‌های آموزشی زیست‌بوم شاد در دوران پسا‌کرونا

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 409-436

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.512537.1496

مرجانه فرزاد، مسلم چرابین، محمد کریمی، احمد زنده دل

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت تجارب ‌زیسته ‌معلمان از فرصت‌های آموزشی زیست‌بوم شاد در دوران پسا‌کرونا می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت در بخش کیفی پدیدارشناسی و در بخش کمی توصیفی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی را 15 نفر از خبرگان که شامل معلمان با تجربه بالای 10 سال و تخصص در زمینه مدیریت آموزشی و علوم تربیتی تشکیل دادند که با روش نمونه‌‌گیری هدفمند انتخاب شدند و جامعه آماری در بخش کمی شامل 890 نفر از کلیه معلمان مدارس آموزش الکترونیکی استان خراسان رضوی که تعداد 268 نفر از طریق فرمول کوکران انتخاب شدند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از کدگذاری و تحلیل مضمون و در بخش کمی از PLS استفاده شد. نتایج پژوهش شامل دوزاده مؤلفه و چهار بعد محوری گسترش موقعیت یادگیری، بسط و اشاعه تربیتی، نقطه تحول و کیفیت‌بخشی و چرخش نقش معلمان بود. یافته‌ها نشان داد که بهره‌مندی از فرصت‌های آموزشی زیست بوم شاد در دوران پساکرونا مستلزم تغییر نگاه معلمان نسبت به آموزش مجازی بوده و نیاز است که سیاست‌های منسجم در این خصوص انجام پذیرد. چنانچه رویه موجود در رابطه با زیست بوم شاد تداوم یابد و به فرایند مدیریت آن، کم‌‌توجهی شود؛ موجبات ضایع شدن ظرفیت آموزش مجازی و بازگشت به دوران قبل کرونا خواهد شد. در بخش کمی نتایج نشان داد که تمامی روابط متغیرها معنادار می‌باشند. همچنین نتایج GOF نشان داد که مدل برازش قوی دارد.

مدیریت آموزشی

بررسی تأثیر حمایت‌های دولت از طریق قابلیت های دیجیتال بر افزایش ظرفیت تاب‌آوری و یادگیری‌زدایی سازمان آموزش و پرورش شهرستان یزد

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 33-53

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.499780.1468

مریم دهقان، نجمه جلالیان

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر حمایت‌های دولت از طریق قابلیت های دیجیتال بر افزایش ظرفیت تاب‌آوری و یادگیری‌زدایی سازمان آموزش و پرورش شهرستان یزد می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و روش پژوهش توصیفی-همبستگی و این پژوهش از نوع پژوهش های پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 90 نفر کلیه پرسنل سازمان آموزش و پرروش شهر یزد می باشد. نمونه گیری در این پژوهش به‌صورت تصادفی ساده می باشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه گائو و همکاران (2022) می باشد. جهت بررسی پایایی ابزار پژوهش از روش آلفای کرونباخ استفاده ‌شده است که نتایج مقدار آن را در پژوهش حاضر بالاتر از 7/0 نشان می‌دهد. همچنین روایی آزمون به روش محتوا و سازه مورد تأیید قرار گرفت .تجزیه و تحلیل‌ داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و PLS انجام گرفت. یافته ها حاکی از آن است که حمایت مستقیم و غیرمستقیم دولت بر قابلیت‌های دیجیتال در سازمان آموزش و پرورش شهرستان یزد تأثیر معنی‌دار دارد. همچنین حمایت مستقیم و غیرمستقیم دولت بر ظرفیت تاب‌آوری سازمانی در سازمان آموزش و پرورش شهرستان یزد با توجه به نقش میانجی قابلیت‌های دیجیتال تاثیر دارد.

مدیریت آموزشی

بررسی رابطه بین اشتیاق تحصیلی و جابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی و اثر میانجی رفتارهای نوآورانه

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 54-75

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.448886.1340

امیر سبزی پور، طاهره امیری، صغری امیری، ماریا حسنی راد

چکیده چکیده
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اشتیاق تحصیلی و جابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی و اثر میانجی رفتارهای نوآورانه به روش توصیفی و از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهرستان سلسله در سال تحصیلی 1401-1402 می باشد که با توجه به جدول مورگان 247 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. برای گردآوری اطلاعات از سه پرسشنامه شامل پرسشنامه رفتارهای نواورانه تسای (2011)، پرسشنامه چابکی یادگیری کراوت و کالدول (2016) ، پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فریدل و پاریس (2005) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (EPT) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماریSpss ونرم افزارLisrel و از روشهای آماری توصیفی شامل (جدول فراوانی، درصد فراوانی، افراد نمونه مورد پژوهش و نمودارهای مربوطه ) و ب) برای تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش و جهت مقایسه وضعیت متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه ، مدل سازی معادله های ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد بین اشتیاق تحصیلی با عملکرد تحصیلی، 2بین چابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی، بین رفتارهای نوآورانه با عملکرد تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد. ابعاد اشتیاق تحصیلی توان پیش بینی عملکرد تحصیلی، ابعاد چابکی یادگیری توان پیش بینی عملکرد تحصیلی و ابعاد رفتارهای نوآورانه توان پیش بینی عملکرد تحصیلی را داراست. بین نظرات پاسخگویان بر حسب عوامل دموگرافیک در متغیر اشتیاق تحصیلی، چابکی یادگیری، رفتارهای نوآورانه و عملکرد تحصیلی تفاوت معنادار وجود ندارد. همچنین بین اشتیاق تحصیلی، چابکی یادگیری، رفتارهای نوآورانه و عملکرد تحصیلی روابط علی وجود دارد.

مدیریت آموزشی

طراحی الگوی آموزشی اقتصاد مقاومتی دانش بنیان دانشگاه آزاد اسلامی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 119-143

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.506095.1477

منوچهر صادقیان، فاطمه حمیدی فر، بهارک شیرزاد کبریا، عباس خورشیدی

چکیده چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی آموزشی اقتصاد مقاومتی دانش بنیان دانشگاه آزاد اسلامی می‌باشد. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نظر دادها، آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت در بخش کیفی، داده بنیاد سیستمی (پارادایمی) و در بخش کمی، پیمایشی مقطعی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی و منابع انسانی که دارای تحصیلات دکتری تخصصی و با روش نمونه گیری هدفمند از نوع نظری و بخش کمی شامل 190 نفر از اساتید هیات علمی رشته مدیریت و اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که 5 بعد، ۲۲ مؤلفه و ۱۴۳ شاخص برای الگوی آموزشی اقتصاد مقاومتی دانش بنیان دانشگاه آزاد اسلامی شناسایی شد. پس از تأیید نهایی و اولویت‌بندی توسط خبرگان، ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های سازندة الگو ترسیم شده، و مجدداً الگوی یادشده توسط خبرگان اعتباریابی شد. بر اساس نتایج مدل­یابی می­توان گفت مدل از برازش نسبتاً خوبی با داده­ها برخوردار است.  

مدیریت آموزشی

مدلسازی تاثیر توسعه شایستگی جهانی بر شکل گیری شهروندان جهانی در آموزش عالی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 144-164

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.447863.1337

کوثر خواجه داد، کامران باقری مجد

چکیده هدف پژوهش، مدلسازی تاثیر توسعه شایستگی بر شکل‌گیری شهروندان جهانی در سیستم آموزش عالی بوده است. این پژوهش به روش همبستگی در جامعه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان با نمونه 317 نفری بر اساس تصادفی طبقه‌ای اجرا شده است. ابزار پژوهش دو پرسشنامه شهروند جهانی و توسعه شایستگی جهانی بوده است. روایی و پایایی هر دو ابزار مطابق با یافته های تحقیق مناسب گزارش شد. روش تجزیه و تحلیل از طریق نرم افزار لیزرل، مدل معادلات ساختاری بوده است. نتایج نشان داد، توسعه شایستگی جهانی بر مسئولیت اجتماعی، صلاحیت جهانی و مشارکت مدنی جهانی اثر مستقیم دارد از طرفی توسعه شایستگی به بر مشارکت مدنی جهانی از طریق صلاحیت جهانی و مسئولیت اجتماعی اثر غیرمستقیم داشت همچنین صلاحیت جهانی و مسئولیت اجتماعی اثر مستقیم بر مشارکت مدنی جهانی داشته‌اند. می توان گفت ابزراهای کلیدی شهروند جهانی همچون مسئولیت اجتماعی، صلاحیت اجتماعی و مشارکت مدنی تحت تاثیر توسعه شایستگی جهانی در سیستم اموزش عالی می‌باشد به بیان دیگر توسعه دانش، مهارت و نگرش بر شکل گیری شهروندان جهانی نقش ویژه دارد.

مدیریت آموزشی

ارائه الگوی توسعه حرفه ای خودراهبر دانشجو معلمان بر مبنای رویکرد یادگیری خٌرد

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 192-213

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.456848.1364

ملیحه نیازیان، لادن سلیمی، وحید فلاح

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی توسعه حرفه ای خودراهبر دانشجو معلمان بر مبنای رویکرد یادگیری خٌردمی‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت جمع آوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی، شامل 11 نفر از اعضای هیآت علمی در دانشگاه های سراسری و دانشگاه آزاداسلامی مازندران می باشند و به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل اعضای هیآت علمی دانشگاه فرهنگیان (قطب شمال کشور) به تعداد 456 نفر که بر اساس جدول مورگان، تعداد 210 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. . نتایج حاصل از داده های نشان داد که این الگو دارای سه مقوله اصلی پیشایندها (با 5 بُعد و 40 شاخص)، فرآیندها (با 3 بُعد و 36 شاخص)، و پسایندها (با 2 بُعد و 19 شاخص) می باشد. ابعاد دهگانه مدل شامل: 1) غرقگی در موقعیت های یادگیری حرفه ای؛ 2) ایجاد بسترهای مشارکت همدلانه و عاطفی در مقوله یادگیری؛ 3) جهت گیری همکارانه به یادگیری؛ 4) پشتیبانی و حمایت عاطفی دانشگاه از فعالیت های یادگیری خٌرد؛ 5) همراهی و هماهنگی برنامه درسی دانشگاهی با رویکرد خٌرد؛ 6) دانش محتوایی خٌرد؛ 7) توانایی در طراحی محتوای خٌرد؛ 8) مهارت به کارگیری محتوای خٌرد؛ 9) خودراهبری حرفه ای دانشجو معلمان (فردی و سازمانی)؛ 10) اثربخشی یادگیری خٌرد فراگیران. شاخص برازش کلی مدل (GOF) به مقدار 0.620 بدست آمد. که نشان دهنده برازش کلی مدل می باشد.