تاثیر توسعه اکوسیستم، انگیزه، گرایش شبکهای و بازطراحی نقش اندیشکدهها بر مدیریت عملکرد مبتنی بر شبکه اندیشگاهی: نقش انسجام شبکه وتسهیل استقرار
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.586594.1673
ایمان منصوری، محمد محمدی، فرزاد آسایش
چکیده هدف این پژوهش بررسی تاثیر توسعه اکوسیستم، انگیزه، گرایش شبکهای و بازطراحی نقش اندیشکدهها بر مدیریت عملکرد مبتنی بر شبکه اندیشگاهی با نقش انسجام شبکه وتسهیل استقرار بود. این پژوهش از نوع آمیخته و در دو بخش کیفی و کمّی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی 19 نفر از اساتید، مدیران و کارشناسان مدیریت دولتی و عملکرد بود که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی جامعه آماری کارکنان شاغل در اندیشکده های دولتی در شهر تهران بود. در بخش کمی حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 173 نفر تعیین شد. ابزار جمعآوری بخش کیفی اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. در بخش کمی از ابزار پرسشنامه و روش تصادفی ساده برای گردآوری داده ها استفاده شد. داده ها در بخش کیفی با استفاده از رویکرد نظریه دادهبنیاد تحلیل شدند. در بخش کمی نیز از روش الگویابی معادلات ساختاری با نرم افزار SMART-PLS استفاده شد. در گام کیفی، با بهرهگیری از روش داده بنیاد ۵۴۰ کد اولیه استخراج گردید که در قالب ۱۲۲ شاخص، ۳۲ مولفه و نهایتاً ۱۳ بعد طبقهبندی شدند. نتایج نشان داد که توسعه اکوسیستم شبکههای اندیشگاهی قویترین تأثیر بر مدیریت عملکرد مبتنی بر شبکه داشته است، در حالی که گرایش به رویکرد شبکهای ضعیفترین تأثیر را نشان میدهد. حفظ انسجام شبکه نقش میانجیرا در رابطه بین بازطراحی نقشها و گرایش به رویکرد شبکهای ایفا کرده است. تسهیل استقرار شبکههای اندیشگاهی اثر تعدیلی بر رابطه توسعه اکوسیستم و گرایش به رویکرد شبکهای با مدیریت عملکرد دارد.
استفاده از رویکرد تحلیل اسنادی در طراحی الگوی کنش اجتماعی کارکنان
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.590048.1687
معصومه اعتمادیان، نسرین خدابخشی هفشجانی، حاجیه رجبی فرجاد
چکیده هدف این پژوهش استفاده از رویکرد تحلیل اسنادی درطراحی الگوی کنش اجتماعی کارکنان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، در گروه مطالعات توصیفی با رویکرد همبستگی و از نظر اجرا کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش را 11 نفر از خبرگان تشکیل دادند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوا و نرم افزار MAXQDA2020 استفاده شد. یافتهها نشان داد که کنش اجتماعی کارکنان پدیدهای چند بعدی است که تحت تأثیر عدالت، اعتماد، فرهنگ و هویت سازمانی شکل میگیرد. شرایط زمینهای مانند ساختار و فرهنگ سازمان، سطح خودمختاری و کانالهای ارتباطی، و شرایط مداخلهای مانند فشارها، فرسودگی و نظارتهای نهادی، نقش تعیینکنندهای در بروز کنش اجتماعی دارند. راهبردهای پیشنهادی برای ارتقای کنش اجتماعی شامل تقویت سرمایه اجتماعی، توانمندسازی کارکنان و نهادینهسازی عدالت و شفافیت سازمانی است. پیامد نهایی این کنشها افزایش رضایت شغلی، تعلق سازمانی، خلاقیت و سرمایه فرهنگی سازمان است. نتایج این پژوهش میتواند راهنمای عملی و نظری برای سازمانها و مدیران در جهت بهبود تعاملات اجتماعی و رفتارهای مسئولانه کارکنان باشد.
فرایند اعتماد مدیران و کارکنان دولتی به سامانههای هوشمند
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.587845.1677
غلامرضا تیزفهم فرد، وحیده طاهرخانی، محمود صمدی، سید رضا موسوی زاده
چکیده هدف از پژوهش حاضر، تبیین مدل پارادایمی «تکوین اعتماد متقابل انسان و سامانه» در دستگاههای اجرایی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روششناسی، کیفی با رویکرد نظریه دادهبنیاد است. جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران ارشد فناوری اطلاعات و متخصصان مدیریت دولتی بود که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند (گلولهبرفی)، ۱۷ مصاحبه نیمهساختاریافته تا حصول اشباع نظری انجام شد. فرآیند تحلیل دادهها با بهرهگیری از کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و انتخابی) با نرم افزار maxquda صورت گرفت. یافتهها نشان میدهد که پدیده محوری «تکوین اعتماد متقابل»، برآیند تعامل شرایط علّی (الزامات حاکمیتی و قانونی، پیچیدگی وظایف اداری، نیاز به شفافیت محاسباتی)، شرایط زمینهای (سواد دیجیتال و تخصص کاربران، ترس از جایگزینی، ابهام در پاسخگویی قانونی سیستم) و عوامل مداخلهگر (پیچیدگی منطق الگوریتم و ترس از جایگزینی) است. در مرحله راهبردها(،آموزش و توانمندسازی مستمر، طراحی مشارکتمحور سامانهها ، نقشی کلیدی در کاهش تردیدهای سازمانی ایفا میکند. نتایج این مدل حاکی از آن است که استقرار سامانههای هوشمند در بخش عمومی، فراتر از جنبههای فنی، نیازمند بازآفرینی ذهنی نقش ماشین در فرآیندهای تصمیمگیری است. این پژوهش با ارائه چارچوبی جامع، راهکارهای عملیاتی برای ارتقای سرمایه اجتماعی و بهرهوری ملی از طریق گذار به حکمرانی دادهمحور ارائه میدهد.
شناسایی و تبیین شبکه مضامین الگوی خطمشیگذاری عمومی سازمان مبتنی بر چارچوب ساخت اجتماعی گروه های سیاسی با رویکرد کیفی
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.590046.1688
محمدعلی جهان تاب، اکبر اعتباریان خوراسگانی، مهربان هادی پیکانی، رضا ابراهیم زاده
چکیده هدف این پژوهش شناسایی و تبیین شبکه مضامین الگوی خطمشیگذاری عمومی سازمان مبتنی بر چارچوب ساخت اجتماعی گروههای سیاسی با رویکرد کیفی میباشد. این پژوهش از حیث شیوه اجرا، کیفی و روش تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از اساتید و خبرگان حوزه خطمشیگذاری عمومی می باشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. یافتههای پژوهش در مجموع ۷۱۷ کد اولیه استخراج و در قالب ۵۹ مضمون پایه، هفت مضمون سازماندهنده و یک مضمون فراگیر دستهبندی شد. یافتهها نشان داد شبکه مضامین از هفت بُعد تشکیل شده است: ۱) بستر فرهنگی-اجتماعی شکلگیری خطمشی، ۲) بنیانهای فکری خطمشیگذاران، ۳) مفاهیم نمادین و معنابخش، ۴) قدرت و هژمونی گروههای سیاسی، ۵) ساخت واقعیت خطمشی، ۶) تحول ایدئولوژیک خطمشیگذاران و گروههای سیاسی، و ۷) ساخت اجتماعی خطمشی. این الگو نظریه ساخت اجتماعی جمعیتهای هدف اشنایدر و اینگرام را از سطح توصیف پیامدها به سطح تبیین مؤلفههای شکلدهنده ساخت اجتماعی ارتقا داده و راهنمای عملی برای کاهش سوگیریهای ذهنی خطمشیگذاران فراهم میکند.
سطحبندی عوامل تعلق سازمانی مبتنی بر سبک رهبری معنوی: مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM)
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.584003.1664
حمید سالاری سعیدی، محمد جلال کمالی، یاسر سالاری، زهرا انجم شعاع
چکیده هدف پژوهش حاضر سطح بندی عوامل تعلق سازمانی مبتنی بر سبک رهبری معنوی با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی - توسعه ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کمی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران بانک سپه استان کرمان با سابقه 20سال به بالا و سابقه مدیریتی حداقل ده ساله و رشته تخصصی آنان مدیریت می باشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ISM استفاده شده است که بهصورت میدانی در جامعه آماری پژوهش توزیع و پس از تکمیل، گردآوری و تحلیل شد. بهمنظور سطحبندی از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و نرم افزار میک مک (MICMAC) استفاده شد. یافتهها نشان داد امید و بینش در سطح چهارم قرار دارد این سطح به عنوان سنگبنای مدل، بیشترین قدرت نفوذ را در شکلگیری تعلق سازمانی داراست و نقش «محرک استراتژیک» را ایفا میکند. تفکر و ادراک ارزشی، احساس هدفمندی و معنابخشی در سطح سوم و نقش واسطه دارند. معنویت در سازمان، ویژگیهای کاری، خویشتنشناسی، رفتارهای خالصانه در سطح دوم و نقش واسطه دارند. آگاهی محیطی، کمالیافتگی، هوش فرهنگی در سطح اول یا خروجی نهایی قرار دارد.
مدلیابی روابط ساختاری رهبری اصیل و سایش اجتماعی معلمان با نقش میانجی فضیلت سازمانی
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 153-174
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.487458.1436
اسداله خدیوی، حسین تزبتی نژاد، لیلا کیوانی
چکیده هدف این پژوهش مدل یابی روابط ساختاری بین رهبری اصیل و سایش اجتماعی معلمان با تأکید بر نقش میانجی فضیلت سازمانی بوده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت، توصیفی - همبستگی است که با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجامشده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی نواحی یک و چهار شهر تبریز به تعداد 1360 که بر اساس قواعد مدل یابی معادلات ساختاری، حجم نمونه 360 نفر برآورد و با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای نسبتی انتخاب شدند. جمعآوری دادهها بر اساس پرسشنامههای رهبری اصیل والوموا و همکاران (2018)، فضیلت سازمانی کمرون (2008) و سایش اجتماعی دافی و همکاران (2012) انجام گرفت. تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از نرمافزارهای SPSS26 وSMART PLS3 انجام گردید. یافتهها نشان دادند که مدل پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار بوده و نتایج تحلیل ساختاری نشان داد که رهبری اصیل و فضیلت سازمانی بهصورت معنادار و معکوس قادر بهپیش بینی سایش اجتماعی معلمان هستند؛ همچنین، روابط بین رهبری اصیل و سایش اجتماعی معنادار و معکوس و درعینحال، رابطه بین رهبری اصیل و فضیلت سازمانی معنادار و مثبت بود (01/0>p). نتایج پژوهش نشان میدهد که رهبری اصیل و فضیلت سازمانی نقش کلیدی در کاهش سایش اجتماعی معلمان دارند و میتوانند به بهبود شرایط اجتماعی معلمان کمک کنند. این یافتهها میتوانند راهگشای مدیران آموزشوپرورش باشند تا اقداماتی مؤثر در راستای ایجاد یک محیط کاری مثبت و حمایتی اتخاذ کنند.
شناسایی عوامل موثر بر سرمایه اجتماعی درون سازمانی با رویکرد نظریه زمینهای
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 277-297
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.467371.1394
مهدی میبدی، مهناز امیرپور، احمد صادقی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل موثر بر سرمایه اجتماعی درون سازمانی با رویکرد نظریه زمینهای می باشد. این پژوهش، از رویکرد تفسیری و برساختگرا و از نظریه زمینهای استفاده شد. شرکت کنندگان پژوهش، شامل 15 نفر از کارکنان، خلبانان و مهمانداران بودند که روش نمونه گیری آنها به صورت هدفمند انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد و پژوهشگر در داده ها به اشباع نظری رسید. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش گراندد تئوری و کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که، کاهش سرمایه اجتماعی سازمان ناشی از سطح پایین دستمزد و ترس از تعدیل نیرو به دلیل بحرانهای اقتصادی و احتمال وجود جنگ مجدد بوده است. این مشکلات ناشی از شرایط ساختاری حاکم بر کشور است که بدلیل قرار گرفتن طولانی مدت کشور در شرایط تحریم و تورم روز افزون شرکت هواپیمایی را درگیر مشکلات متعددی نموده است. در نهایت کد گزینشی مفهوم «ناپایداری ساختاری بلند مدت تولید سرمایه اجتماعی ذی نفعان» به دست آمد.منابع سرمایه اجتماعی شرکت از یک سو به منابع فردی کارکنان و روابط آنها وابسته است و از سوی دیگر به اعتبار شرکت، که سبب ماندگاری افراد در شرکت علیرغم وجود سختیها گردیده است.
توانمندی سازمانی مبتنی بر بستر تغییرات راهبردی در سازمان فنی و حرفهای کشور
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 509-533
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.530407.1528
جعفر ترک زاده، غلامرضا مومنی، زهرا پاکباز
چکیده هدف کلی از انجام این پژوهش کشف و ارائه چارچوبی برای توانمندی سازمانی در بستر تغییرات راهبردی با تأکید بر قلمرو سازمان فنی و حرفه ای کشور بود. این پژوهش از نظر هدف، توسعه ای با رویکرد کیفی و روش پژوهش، مطالعه موردی بود. مشارکت کنندگان پژوهش، 15 نفر از متخصصان رهبری و تغییر در سیستم های آموزشی به ویژه سیستم آموزش های فنی و حرفه ای بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع معیار، با در نظر گرفتن بحث اشباع نظری انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب توانمندی سازمانی متشکل از چهار بعد (انسجام، اثربخشی، پاسخگویی و تصویر بیرونی مطلوب) بوده که هریک از این ابعاد مشتمل بر مؤلفه های مرتبط می باشند. جهت اعتبارپذیری داده ها، از نظرات برخی از مشارکت کنندگان و همچنین متخصصان رشته مدیریت آموزشی و آموزش عالی و برای انتقال پذیری یافته ها نیز، از روش بازآزمایی بهره گرفته شد. بر این اساس ضریب پایایی، معادل 87/0 به دست آمد که بیانگر آن است که پژوهش از قابلیت اعتماد بالایی برخوردار بوده است. نتایج پژوهش می تواند به عنوان راهنمای عمل مدیران سیستم های آموزشی در عرصه نظری و عملیاتی مورد استفاده قرار گیرد.
واکاوی پدیده ایزومورفیسم در دانشگاه؛ تحلیل علل و پیامدها با روش FCM (نقشه شناختی فازی)
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.554126.1588
علی شریعت نژاد، نازنین بازگیر، فرناز مهدی خانی
چکیده هدف این پژوهش تحلیل علل بروز و پیامدهای پدیدهی ایزومورفیسم در دانشگاههای کشور با روش نقشه شناختی فازی میباشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهشهای اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته و بر مبنای پژوهشهای کیفی و کمی است. جامعه آماری پژوهش مدیران اساتید دانشگاهها هستند که با روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. دادههای کیفی با روش تحلیل محتوا و کدگذاری با نرمافزار MAXQDA 2020 و دادههای کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که سعی در تحمیل کارکردهای انتظام بخش دانشگاهی، تبدیل مدیران از حالت تسهیلکنندگان خلق فضای ژرفآموزی و ژرفاندیشی به کنترلکنندگان اداری، خارجشدن دانشگاه ازمحورهای آموزشی و پژوهشی به محورهای اداری و اجرایی، مهمترین عوامل بروز پدیدهی ایزومورفیسم در دانشگاهها هستند. همچنین ازبینرفتن جریان نوآوری، پویایی و روحیه آفرینندگی دانشگاهها، تبدیل افراد آکادمیک به ابزاری برای بسط بروکراسی، عدم ورود موثر جامعه دانشگاهی در مشکلات کشور، به عنوان مهمترین پیامدهای پدیده ایزومورفیسم در دانشگاهها شناسایی شدند.
تاثیر کاربرد هوش مصنوعی و یادگیری هوشمند بر تفکر استراتژیک و عملکرد با نقش تعدیلکننده اخلاق فردی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 112-134
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.499739.1467
زهرا حیات مهر، سونا بایرام زاده، سیدرضا جلال زاده
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر سنجش تاثیر کاربرد هوش مصنوعی و یادگیری هوشمند بر مهارت تفکر استراتژیک و عملکرد تحصیلی دانشجویان رشته مدیریت با نقش تعدیلکننده اخلاق فردی بوده است. پارادایم پژوهش حاضر اثباتگرایی، رویکرد آن کمی و روش آن توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری دانشجویان رشته مدیریت دانشگاه علوم تحقیقات تهران به تعداد 10000 دانشجو بودهاند که تعداد 374 دانشجو به عنوان نمونه و به روش تصادفی خوشهای انتخاب شدند. نتایج به دست آمده، نشان میدهد که کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی تأثیر مثبتی بر تفکر استراتژیک (تفکر سیستمی، تفکر خلاق، تفکر آیندهنگر و تفکر انتقادی)، یادگیری هوشمند و عملکرد تحصیلی دارد. نقش میانجی تفکر استراتژیک (تفکر انتقادی و تفکر آیندهنگر)، در رابطه میان کاربرد هوش مصنوعی و عملکرد تحصیلی و همچنین در رابطه میان یادگیری هوشمند و عملکرد تحصیلی تایید گردید. از طرفی اخلاق فردی علاوه بر تاثیر مثبت بر یادگیری هوشمند، در رابطه میان یادگیری هوشمند و تفکر استراتژیک (تفکر سیستمی، تفکر انتقادی و تفکر آیندهنگر) نقش تعدیلکننده دارد. پژوهش حاضر برای نخستین بار بینشهایی را در کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی در توسعه مهارت تفکر استراتژیک و عملکرد ارائه میدهد که محققان، مدیران، دانشجویان و سازمانها میتوانند از نتایج آن بهرهمند شوند.
طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 233-251
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568227.1614
هادی افشین، زهرا شکوه، زهرا انجم شعاع، حجت طالبی، امین نیکپور
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی شهر کرمان میباشد. جامعه پژوهش شامل 21 نفر از مدیران و خبرگان حوزه رهبری تضایف گرایانه، اعضا هیات علمی، مدیران و کارشناسان ادارات دولتی شهر کرمان میباشد که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافتههای تحلیل شبکة مضامین نشان داد 10 مضمون (سازماندهنده) و 26 مضمون پایه و 86 کد اولیه مؤلفهها و مقولههای رهبری تضایف گرایانه هستند. مضامین (سازماندهنده) در قالب10 بعد ارائه شد که عبارتاند از: «اعتماد سازمانی، عدالت سازمانی، نوآوری و خلاقیت سازمانی، بهبود تعهد و رضایت شغلی، ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، رفتار مسئولانه با کارکنان، حمایت هیجانی و روانی، بازخورد مثبت و رشد فردی، تقویت همافزایی گروهی، شفافیت اداری» بهدست آمد. تئوری رهبری تضایفگرا، به تجربیات و ویژگیهای رهبران در ایجاد و رشد توانمندیهای آنان مؤثر بوده و به عدالت اجتماعی، فراگیر بودن شخصیت رهبران زن در سازمان توجه ویژهای دارد و به وسیله آن میتوان دانش پایه رهبری در سازمان را توسعه داد.
تحلیل شاخص های کلیدی موثر بر استقرار نظام مشارکت مدنی در سازمان بنیاد شهید ایران
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 350-375
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.485685.1432
سیف الله زارعی، مراد رضایی دیزگاه، مهرداد گودرزوند چگینی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تحلیل شاخصهای کلیدی مؤثر بر استقرار نظام مشارکت مدنی در سازمان بنیاد شهید ایران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و روش اجرا بصورت کمی با رویکرد استقرایی، فلسفۀ اثبات گرایی میباشد. جامعه مورد بررسی این پژوهش را مقالات چاپ شده در مجلات علمی پژوهشی در زمینۀ استقرار نظام مشارکت مدنی تسهیم دانش از سال 1388 تا 1402 تشکیل میدهند که در داخل کشور انجام شده اند. نمونه گیری بر اساس معیارهای مورد نیاز برای ورود به فرایند تحلیل انجام شد و بر این اساس 22 مورد انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده از روش فراتحلیل و نرم افزار CMA استفاده گردید. یافتههای این بررسی نشان میدهد که متغیرهای مذکور به عنوان شاخصهای کلیدی نظام مشارکت مدنی عمل کرده و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. تقویت این عوامل میتواند به بهبود کیفیت مشارکت مدنی و ایجاد یک جامعه دموکراتیک و پایدار منجر شود. در این راستا، توجه به این متغیرها در سیاستگذاریها و برنامهریزیهای اجتماعی و اقتصادی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
ارائه و تحلیل الگوی آسیب شناسی سرمایه اجتماعی در سازمان
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 425-445
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.532161.1536
گلناز رسولی، سید محمد زاهدی، کرم اله دانش فرد
چکیده هدف این پژوهش ارائه و تحلیل الگوی آسیب شناسی سرمایه اجتماعی در سازمان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، اکتشافی است. از نظر بعد زمانی، مقطعی و از نظر رویکرد نظریه پردازی، استقرایی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 86 نفر از مدیران و کارشناسان شهرداری تهران میباشد که به روش نمونه گیری غیراحتمالی و غیرتصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری دادههای پژوهش از پرسشنامه استفاده گردید. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی آسیبشناسی سرمایه اجتماعی در سازمان از 6 دسته شرایط علّی 3 مقوله، عوامل زمینهای 4 مقوله، پدیده اصلی 6 مقوله، عوامل مداخلهگر 3 مقوله، عوامل راهبردی 10 مقوله و پیامدها 8 مقوله شناسایی شدند که نتایج تحلیل عاملی تاییدی آنها نشان میدهد بارهای عاملی همه گویه ها بالاتر از 4/0 هستند و از مدل حذف نشده اند، لذا شاخص های مورد نظر سنجه های خوبی برای عوامل شناسایی شده هستند. همچنین براساس نتایج معادلات ساختاری، سطح معنی داری مسیر شاخصها کوچکتر از 05/0 است، لذا رابطه بین متغیرها معنی دار است و ضریب مسیر نشان داد که رابطه ی مثبتی همه متغیرها وجود دارد.
ارائه مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایههای فکری و تخصصی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 446-467
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.574063.1624
مرتضی بهاروند، معصومه جعفری، علیرضا روستا
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایههای فکری و تخصصی در صنعت بانکداری میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه ای و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 18 نفر از اساتید دانشگاهی، مدیران و کارشناسان بانک قرضالحسنه مهر ایران می باشند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان بانک قرضالحسنه مهر ایران در شهر تهران می باشند که با توجه به جدول مورگان و گرجسی تعداد حداکثر برابر با 235 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونهگیری تصادفی ساده می باشد. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از روش مضمون و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. تحلیل کیفی نشان داد که مدیریت دانش در سازمانها شامل شش بعد اصلی است: زیرساختهای دانشی هوشمند، توانمندسازی دانشی، ارزشآفرینی از درون سازمانی، ارزشآفرینی از بیرون سازمانی، حمایت دانشی همه جانبه، فرهنگ دانشی. تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل پیشنهادی دارای اعتبار ساختاری و همگرایی مناسب برای تمامی ابعاد است و گویهها بار عاملی بالا و معناداری دارند. بهعنوان یک پیشنهاد عملی، توصیه میشود سازمانها با تقویت زیرساختهای دانشی انعطافپذیر و ایجاد فرهنگ یادگیری مستمر، ضمن ارتقای مدیریت دانش کارکنان، از تجربیات و دانش کارکنان بهرهبرداری عملی کنند تا سرمایههای فکری سازمان به شکلی پایدار توسعه یابد.
طراحی الگویی از پیشایندهای شادکامی سازمانی با رویکرد ترکیبی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 184-206
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.509176.1486
سعید امامقلی زاده، مرتضی موقر، زهرا کاظمی سراسکانرود
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی از پیشایندهای شادکامی سازمانی با رویکرد ترکیبی میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، یک تحقیق بنیادی و کاربردی و از حیث هدف، یک تحقیق اکتشافی، از نوع تحقیقات ترکیبی میباشد. این پژوهش با استفاده از تحلیل شبکهی کتاب سنجی پیشینه ی تحقیقاتی موجود منتشر شده بین سالهای 1969 تا 2022 و استراتژی فراترکیب انجام گرفته است. مرور جامع 204 مقاله به شناسایی عملکرد کنشگران علمی مانند مناسب ترین نویسندگان و مناسب ترین منابع کمک کرد. علاوه براین، تحلیل هم نویسندگی و همرخدادی با استفاده از نرم افزار VOSviewer، شبکه ی مفهومی و عقلانی را پیشنهاد کرد. در روش فراترکیب ابتدا با تعیین واژه های کلیدی مرتبط با شادکامی، مقالات داخلی و خارجی جمع آوری شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ تناسب، تعداد 72 مقاله از بین 120 مقاله برای بررسی انتخاب شدند. عوامل تشکیل دهنده شادکامی سازمانی و عوامل مؤثر بر شادکامی سازمانی که در این مقالات معرفی شده بودند، استخراج شدند. بر اساس نتایج استحراج شده مهمترین ابعاد تشکیل دهنده شادکامی سازمانی شامل ابعاد فیزیکی، روانی، معنوی و ذهنی است. عوامل مشترک در قالب مقولات دسته بندی شدند و در نهایت الگوی پیشایندهای شادکامی سازمانی ترسیم گردید.
طراحی الگوی رهبری بصیر مبتنی بر تعالی سازمانی در نظام آموزشی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.490870.1444
مریم بادمی، رمضان جهانیان، علیرضا محمدی نژاد گنجی
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی رهبری بصیر مبتنی بر تعالی سازمانی در نظام آموزشی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر نوع داده، گراندد تئوری (از نوع طرح سیستماتیک) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از رؤسای ادارات اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان البرز می باشد و نمونه ها با توجه به سیر شکل گیری تئوری و بر اساس قاعده اشباع نظری به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج پژوهش طبق روش گراندد تئوری که هر مدل شامل 6 جز اصلی است، شامل مقوله های علی: عامل شناخت چشمانداز و آیندهنگری، عامل توجه به بهسازی منابع انسانی، عامل توسعه مشارکت در امور و عامل مدیریت کیفیت و ارزیابی. شرایط مداخله گر: چالشهای منابع انسانی و چالشهای درون-برون سازمانی. مقوله محوری: توجه به منابع انسانی و ساختار سازمان، مدیریت تغییر و بهسازی سازمان و شفافیت چشمانداز و استراتژی سازمان. بسترهای این مدل عبارتند از: بسترهای بهسازی منابع انسانی و بسترهای سازمانی. راهبردها عبارتند از: راهبردهای سیستمی و تمرکززدا، راهبردهای توانمندساز منابع انسانی و راهبردهای ارزیابانه و نظارتی. پیامدها نیز عبارتند از: پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی می باشد.
بررسی و تبیین عوامل موثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 21-49
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.460119.1373
فرید انتظاری، سید حسن حاتمی نسب، شهناز نایب زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی و تببین عوامل مؤثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران بود. روش پژوهش با توجه به هدف، کاربردی و از حیث روش اجرا، آمیخته (کیفی- کمی از نوع متوالی) بود. به گونهای که گام اول به مرور نظامند ادبیات تحقیق (مطالعات کتابخانهای) برای شناسایی عوامل مؤثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران و گام دوم با استفاده از روش دلفی با اتکا به نظر خبرگان برای بررسی و تعدیل عوامل مکشوفه در گام اول اختصاص یافت. جامعه تحقیق در گام اول عبارت بود از تحقیقات داخلی و خارجی منتشرشده در پایگاههای اطلاعاتی معتبر در بازه 30 ساله منتهی به 1402 (2023) و روش نمونه گیری در این بخش از نوع هدفمند بود. جامعه آماری در گام دوم مشتمل بر خبرگان دانشگاهی و مدیران با تجربه وزارت آموزش و پرورش کشور بود. برای انتخاب نمونه در این مرحله از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. همچنین روش تحلیل در گام اول تحلیل محتوای تحقیقات مرتبط نمایه شده در پایگاههای علمی معتبر و در گام دوم، تحلیل دلفی با استفاده از ابزار پرسشنامه بود و یافتههای تحقیق نشان داد در خصوص چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران، 7 عامل و 24 مؤلفه، پویایی و سازگاری (4 مؤلفه)، فناوری (3 مؤلفه)، فرهنگ تغییر (3 مؤلفه)، مدیریت سازمان (5 مؤلفه)، مدیریت اطلاعات و ارتباطات (2 مؤلفه)، محیط پویا (4 مؤلفه) و شایستگی و توانمندسازی منابع (3 مؤلفه) موثرند. در انتها دندوگرام جامع عوامل، مؤلفهها و سنجههای چابکی بازاریابی خدمات آموزشی ایران ارائه و راهکارهای مقتضی مطرح گردید.
الگوی فرآیند کاهش رفتار ضد شهروندی سازمانی با رویکرد تبیین منزلت کارکنان در سازمانهای دولتی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 99-131
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.464216.1384
افشین علمی حسینی، محمد روحی عیسی لو، مجید احمدلو
چکیده هدف پژوهش حاضر الگوی فرآیند کاهش رفتار ضد شهروندی سازمانی با رویکرد تبیین منزلت کارکنان در سازمانهای دولتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل اساتید دانشگاهی، خبرگان و متخصصان منابع انسانی و مدیران سازمانهای دولتی استان اردبیل به تعداد 16 نفر که به تعداد 10 نفر از این افراد برای مشارکت در خصوص جوابگویی به سؤالات اعلام آمادگی کردند و مورد مصاحبه قرار گرفتند و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA میباشد. براساس یافتههای پژوهش شرایط علی از 2 مقوله اصلی و 11 زیرمقوله ها تشکیل شدند مقولههای اصلی شامل عوامل سازمانی و عوامل فردی میباشد. راهبردها با سه مقوله (اقدامات سازمانی، اقدامات منابع انسانی و اقدامات فردی), شرایط زمینهای (ضعفهای مدیریتی، عوامل شغلی، عوامل مرتبط با قوانین و عوامل سیاسی) عوامل مداخله گر (عوامل محیطی- اداری و عوامل خانوادگی) پیامدها (پیامدهای شغلی، پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی) شناسایی و تأیید شدند.
ارائه الگوی عوامل موثر بر استقرار استراتژی های سازمانی با هدف توسعه پایدار ملی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 206-229
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.502381.1474
سیدمحمدعلی خامسی، علی فائض، فرشاد فائزی راضی
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی عوامل مؤثر بر استقرار استراتژیهای سازمانی با هدف توسعه پایدار ملی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و با رویکرد داده بنیاد و از نظر ماهیت، از نوع تحقیقهای توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان فعال در حوزه سازمانهای مردم نهاد و مدیران این سازمانها و نمونه گیری با استفاده از روش گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 20 نفر و به روش نمونه گیری قضاوتی و هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی روش داده بنیاد از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرمافزار Expert Choice استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که مولفههای شناسایی شده در شش دسته شرایط علی، راهبردها، کنشها، بستر، شرایط مداخله گر و پیامدها دسته بندی شدند و نتایج در بخش کمی نشان داد که پذیرش و حمایت جامعه با امتیاز 117/0 بیشترین تأثیر را بر استقرار خطمشیهای سازمانهای مردمنهاد دارد. همچنین تعیین اهداف مشخص سازمانهای مردمنهاد با امتیاز 116/0 و استفاده از افراد ماهر و باتجربه با امتیاز 107/0 در اولویتهای بعدی قرار گرفتند. از میان شاخصهای مورد بررسی، کمترین تأثیر مربوط به توانمندسازی نیروی انسانی و مشارکت اعضای جامعه با امتیاز 02/0 بود. این نتایج نشان میدهد که عوامل مرتبط با پذیرش اجتماعی و تعیین اهداف مشخص، نقش محوری در موفقیت خطمشیهای سازمانهای مردمنهاد دارند.
بررسی اثرات محیط یادگیری الکترونیکی بر یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 394-413
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.509901.1487
نسرین حیدری زاده، جواد جهان
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات محیط یادگیری الکترونیکی بر یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403- 1402 می باشد که تعداد 250 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند . برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مشارکتی (استیفان چو و باولی، ۲۰۰۷)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (جینکز و مورگان ۱۹۹۹)، یادگیری الکترونیکی واتکینز و همکاران (2004) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان میدهدکه محیط یادگیری الکترونیکی با یادگیری مشارکتی (05/0, P –Value ≤ 69/9, t =572/0β =)، خودکارآمدی تحصیلی ، (05/0, P –Value ≤ 45/9, t =555/0β =) رابطه معنیداری دارد و محیط یادگیری الکترونیکی سبب بهبود یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی می شود. محیط یادگیری الکترونیکی با فرصتها و منابعی که در اختیار دانشجویان قرار میدهد سبب میشود تا آنها بتوانند با استفاده از این مولفهها یادگیری شان را بهبود بخشند، روابط و تعاملات گسترده تری را شکل دهند و رضایت بیشتری از تحصیل داشته باشند.
تبیین عوامل موثر بر همدلی سازمانی در چارچوب نظام ارزشی اسلام با رویکرد داده بنیاد
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 158-180
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455096.1360
محمد طاهر جعفری، نیما رنجی جفرودی، مرتضی حضرتی
چکیده هدف این پژوهش تبیین عوامل موثر بر همدلی سازمانی در چارچوب نظام ارزشی اسلام با رویکرد داده بنیاد می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران ارشد، خبرگان مذهبی و روحانیون آشنا به موضوعات مدیریتی وزارت آموزش و پرورش در سال 1401 می باشد. حجم نمونه با روش نمونه گیری به صورت هدفمند، غیرتصادفی و گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک داده بنیاد و کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. طبق نتایج یافتهها مفاهیم در خرده مقوله ها شامل: 1- ابعاد و نشانگرهای همدلی سازمانی (ویژگیهای جمعیت شناختی سازمان، ویژگیهای شخصیتی کارکنان، توانمندسازی روانشناختی کارکنان، عوامل مدیریتی و اجتماعی، عوامل اخلاقی و عوامل اعتقادی)؛ 2- پیامدهای تأثیرگذار بر همدلی سازمانی (بهرهوری سازمانی، اثربخشی سازمانی، خلاقیت و نوآوری، تعهد سازمانی و توسعه شغلی و فردی)؛ 3- عوامل علی اثرگذار بر همدلی سازمانی (جو سازمانی، ساختار سازمانی، عوامل سازمانی، عوامل محیطی)؛ 4- عوامل مداخلهگر اثرگذار بر همدلی سازمانی (تقویت مشارکتپذیری کارکنان، فرسودگی شغلی، رضایتمندی کارکنان، مهارتهای اجتماعی کارکنان)؛ 5- عوامل زمینهای اثرگذار بر همدلی سازمانی (عوامل حمایتی و انگیزشی، حمایتهای مدیریتی، نظام ارزیابی عملکرد، تناسب شخصیتی و شغلی)؛ 6- راهبردهای طراحی مدل همدلی سازمان در چارچوب نظام ارزشی اسلام در وزارت آموزش و پرورش (بهبود فرآیندهای سازمانی، اعتمادسازی در سازمان، مدیریت اثربخش، آموزشهای همدلی و سلامت سازمانی کارکنان) دستهبندی شدند.
ارائه مدلی در راستای پیشگیری و کاهش فساد اداری کارکنان و تاثیر آن بر عملکرد سازمان
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 232-255
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.465868.1392
حسین رنجبر، مجتبی ابراهیمی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی پیشگیری و کاهش فساد اداری کارکنان سازمانهای اداری و تأثیر آن بر عملکرد سازمان میباشد. در این پژوهش بمنظور دستیابی به هدف تحقیق از روش پژوهش کیفی استفاده شده و از حیث هدف در دسته مطالعات توسعهای قرار میگیرد. جامعه پژوهش مشتمل بر متون بر نهج البلاغه، قرآن کریم، احادیث معتبر و مقالات منتشره معتبر در نشریات علمی جهان بوده که پس از غربالگری 30 مقاله انتخاب گردیده است. بنابراین با بهره گیری از روش گرندد تئوری به استخراج مؤلفههای مدل کاهش فساد اداری که مشتمل بر پیشایندها، پیامدها و تهدیدکنندههای فساد اداری پرداخته شده است. فساد اداری به عنوان یکی از عمومیترین گونههای فساد، مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است و با این ویژگی نه به زمان خاصی تعلق دارد و نه به جامعۀ خاصی مربوط میشود. فساد اداری، پدیدهای نوین نیست؛ پیدایش و گسترش آن، قدمتی به اندازة تاریخ اجتماعات بشری و تاریخ سازمانها و نهادها دارد. برخی از پژوهشگران، فساد اداری را «سرطان اجتماعی» نامیدهاند. این پدیده، پیامدهای منفی بسیاری به همراه دارد از جمله اینکه بر رشد اقتصادی تأثیرگذار است. سرمایه گذاری خارجی را با مانع رو به رو میسازد. سطح سرمایه انسانی را کاهش میدهد و اعتماد نسبت به نهادهای دولتی و خصوصی را از بین میبرد. یافتههای این مقاله به شناسایی متغیرهای زمینه ساز، موامل مؤثر، متغیرهای بازدانده و پیامدها کاهش فساد اداری در سازمانهای دولتی انجامیده است.
طراحی مدل جذب و استخدام نسلهای Y و Z در سازمانهای بخش دولتی
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 316-339
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.506843.1479
وحیده عباسی، مهرداد گودرزوندچگینی، مراد رضایی دیزگاه
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل جذب و استخدام نسلهای Y و Z در سازمانهای بخش دولتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از فراترکیب میباشد. از رویکرد تئوری ترکیبی استفاده شد تا با در نظر گرفتن نظریه نسلها (مانهایم، 1952)، همگروهی نسلی (استراوس و هاو، 1991) و نظریه انگیزش-بهداشت (هرزبرگ، 1959) چارچوب مناسبی برای انتخاب و تحلیل عوامل اتخاذ شود. سوال اصلی این مطالعه با تکیه بر روش فراترکیب طراحی شد. مقالات کیفی بهطور هدفمند انتخاب و از طریق مراحل مختلف ارزیابی شدند. در نهایت، تعداد 27 مطالعه با قابلیت اطمینان 95 درصد بررسی و مدل نهایی با استفاده از الگوی ارتباطی موجود در نرمافزار MAXQDA 2020 طراحی گردید. نتایج نشان داد که برای جذب و استخدام کارکنان نسلهای Y و Z، در نظر گرفتن چهار بُعد و 30 عامل ضروری است که از بین این عوامل، بیشترین تاکید باید بر روی مسائلی نظیر استخدام با استفاده از فضای مجازی، تعادل کار-زندگی، حس تعلق به کار، سنجش کارایی فرد هنگام استخدام، نظام جبران خدمات شفاف، ارزشهای کاری و سیاستهای مهارتآموزی صورت پذیرد. بکارگیری راهبردهای همسو با عوامل مذکور میتواند در افزایش جذب و ظرفیتپذیری سازمانها و کاهش ترک شغل کارکنان نسلهای در حال ظهور موثر واقع شود.
واکاوی و هنجاریابی شاخص های مهارت های فنی معلمان مقطع متوسطه اول
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 376-393
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.491610.1449
فرزاد اسکندری نسب، خدیجه ابوالمعالی الحسینی، فریبرز درتاج، فریبرز باقری
چکیده هدف این تحقیق به واکاوی و هنجاریابی شاخص های مهارت های فنی معلمان مقطع متوسطه اول میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش زمینهیابی- توصیفی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه معلمان دوره اول متوسطه نواحی چهارگانه کرج در سال 1400 می باشد که از میان آنان نمونهای به حجم 329 معلم انتخاب شدند. روش نمونهگیری روشتصادفی خوشهای می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ساخته محقق استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که هریک از مولفههای پرسشنامه مهارت های فنی معلمان که شامل: مهارت مشاوره ای، مهارت در تدریس و مدیریت کلاس درس، مهارت ارزشیابی و مهارت فناوری اطلاعات و ارتباطات است، از همسانی درونی مطلوبی برخوردارند. براین اساس چنین نتیجه گیری شد که هر یک از گویه ها از توان لازم برای سنجش مؤلفه های مهارت های فنی معلمان برخوردارند و هر یک از مؤلفه ها از توان قابل قبولی برای سنجش عامل کلی تر یعنی مهارت های فنی معلمان برخوردارند.
ارائه مدل رهبری کوانتومی بهمنظور استقرار تمدنسازمانی در نظام آموزشعالی ایران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 49-66
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.498847.1465
رضا حیدری، حمیدرضا رضایی کلیدبری، موسی رضوانی چمن زمین
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل رهبری کوانتومی بهمنظور استقرار تمدنسازمانی در نظام آموزشعالی ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با منطق استقرایی-قیاسی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 11 نفر از خبرگان و مدیران دانشگاه آزاد اسلامی و همچنین اعضای هیئتعلمی دانشگاه و به روش نمونه گیری هدفمند میباشد. برای گردآوری دادهها از مصاحبههای نیمه ساختاریافته استفاده شد. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از رویکرد داده بنیاد مبتنی بر کدگذاری استفاده شد. یافتههای پژوهش، مقولههای برخاسته از رویکرد داده بنیاد شامل عوامل علی (عوامل ساختاری، عوامل رفتاری، عوامل زمینهای)؛ راهبردها (استراتژیهای ساختاری، استراتژیهای رفتاری، استراتژیهای زمینهای)؛ چالشها و موانع رهبری کوانتومی (موانع ساختاری، موانع رفتاری، موانع زمینهای)؛ بستر حاکم (قابلیتهای ساختاری، قابلیت رفتارهای، قابلیتهای زمینهای)؛ ویژگیهای رهبری کوانتومی (برون فردی، درون فردی)؛ ویژگیهای تمدن سازمانی (رفتاری، ساختاری)؛ پیامدهای تمدن سازمانی (پیامدها برای نظام آموزشعالی، پیامدها برای جامعه و کشور) میباشد. نتایج این بررسی نشان داد که با اجرای الگوی بهدستآمده در این پژوهش میتوان شاهد پیامدهای مثبتی از حیث اجرای رهبری کوانتومی در جهت استقرار تمدن سازمانی در آموزش عالی کشور بود.
