شناسایی مولفههای آموزشی تجاریسازی فناوری دانشگاهها با روش فراترکیب
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.410994.1232
محمد خراسانی، حسنعلی آقاجانی، عبدالحمید صفایی قادیکلایی، حمیدرضا فلاح لاجیمی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی مؤلفههای آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاهها با روش فراترکیب میباشد. این پژوهش از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تعداد 110 مقاله مستند هستند که طی سه مرحله غربالگری و پالایش به 86 و 30 و در نهایت به 15 مقاله مرتبط با مؤلفههای آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاهها تعدیل شدهاند و به روش فراترکیب مؤلفههای مرتبط با تجاری سازی فناوری دانشگاهها شناسایی شدند. یافتههای تحقیق مبتنی بر 21 مقاله نهایی بررسی شده از 110 مقاله اولیه است که منجر به استخراج 20 مفهوم و کد باز برای تجاری سازی فناوری دانشگاهها و 4 کد محوری شامل: 1- سخت افزار 2- نرم افزار 3- مغزافزار 4- سازمان افزار شده است. در انتهای تحقیق پیشنهاد شده است که مسئولین با شناخت دقیقتر از شرایط زمینه ساز و عوامل کسب موفقیت در تجاری سازی فناوری در دانشگاهها، اقدام به تدوین سیاستها و طراحی برنامههای اجرایی مؤثر نمایند.
الگویابی مدیریت استعدادها با رویکرد جانشین پروری با استقاده از روش فراترکیب
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-30
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.423393.1273
علی توکلی، مریم مجیدی، علیرضا افشارنژاد، غلامرضا امجدی
چکیده هدف این پژوهش الگویابی مدیریت استعدادها با رویکرد جانشین پروری در بانک سپه با استقاده از روش فراترکیب میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد و رویکرد پژوهشی مورداستفاده اکتشافی، استراتژی پژوهشی شامل اقدامپژوهی و روششناسی متناسب با این پژوهش، روش فراترکیب مبتنی بر رویکرد ساندلوسکی و بارسو (2007) میباشد. کلیه مقالات مرتبط با موضوع در سالهای 2010 الی 2024 مبنای تحلیل میباشد. نمونهگیری در بخش کیفی به روش حذفی سیستماتیک انجام گرفت. حجم نمونه بالغ بر ۳۰ منبع علمی مرتبط شناسایی شدند. گردآوری دادهها بهصورت فیشبرداری از مقالات و منابع علمی معتبر انجام پذیرفت. در مرحله تحلیل دادهها در مجموع، ۴۲ شاخص، ۲۰ مؤلفه و ۶ بعد شناسایی شدند. در این مطالعه بر اساس یافتههای پژوهش، ابعاد اصلی مدیریت استعداد شامل شناسایی استعدادهای کلیدی، ارزیابی مستمر، حفظ استعدادهای استراتژیک، مدیریت جانشینپروری، جانشینپروری مشارکتی و توسعه مهارتهای مدیران و کارکنان مستعد برای آینده است.
طراحی الگوی رهبری بصیر مبتنی بر تعالی سازمانی در نظام آموزشی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.490870.1444
مریم بادمی، رمضان جهانیان، علیرضا محمدی نژاد گنجی
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی رهبری بصیر مبتنی بر تعالی سازمانی در نظام آموزشی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر نوع داده، گراندد تئوری (از نوع طرح سیستماتیک) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از رؤسای ادارات اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان البرز می باشد و نمونه ها با توجه به سیر شکل گیری تئوری و بر اساس قاعده اشباع نظری به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج پژوهش طبق روش گراندد تئوری که هر مدل شامل 6 جز اصلی است، شامل مقوله های علی: عامل شناخت چشمانداز و آیندهنگری، عامل توجه به بهسازی منابع انسانی، عامل توسعه مشارکت در امور و عامل مدیریت کیفیت و ارزیابی. شرایط مداخله گر: چالشهای منابع انسانی و چالشهای درون-برون سازمانی. مقوله محوری: توجه به منابع انسانی و ساختار سازمان، مدیریت تغییر و بهسازی سازمان و شفافیت چشمانداز و استراتژی سازمان. بسترهای این مدل عبارتند از: بسترهای بهسازی منابع انسانی و بسترهای سازمانی. راهبردها عبارتند از: راهبردهای سیستمی و تمرکززدا، راهبردهای توانمندساز منابع انسانی و راهبردهای ارزیابانه و نظارتی. پیامدها نیز عبارتند از: پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی می باشد.
طراحی و اعتباریابی الگوی فردیسازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت، با رویکرد فراترکیب
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-32
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.490738.1446
حسین عبداللهی، سمانه عسگری، مرتضی طاهری، اباصلت خراسانی
چکیده هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی فردیسازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت، با رویکرد فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه اسناد، مبانی نظری و پیشینه مرتبط با فردیسازی آموزش در پایگاههای داده داخلی (1403-1390) و خارجی (2024-2000) میباشد. روش نمونهگیری غیر تصادفی هدفمند و حجم نمونه بر اساس حذف سیستماتیک بر اساس نمودار جریان مدل پریزما می باشد. ابزار جمعآوری دادهها فیشبرداری و مرور سیستماتیک اسناد و ادبیات میباشد. بهمنظور محاسبه روایی از چکلیست 27 موردی بر اساس مدل پریزما و همینطور بهمنظور محاسبه پایایی از ضریب کاپای کوهن استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزار می باشد. شیوه تجزیهوتحلیل دادهها تحلیل مضمون شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر با نرمافزار MaxQDA 2018 می باشد. یافتهها نشان داد فردیسازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت شامل سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است که بعد شناختی شامل مؤلفههای روش تدریس (6 شاخص)، محتوای آموزشی (3 شاخص)، ارزیابی (5 شاخص) و یادگیری خودتنظیمی (7 شاخص) ؛ بعد عاطفی شامل مؤلفههای انگیزش (7 شاخص)، تعاملات اجتماعی (10 شاخص) و حمایت عاطفی (6 شاخص) و درنهایت بعد رفتاری شامل مؤلفههای مؤلفه یادگیری تجربی (5 شاخص)، الگودهی (5 شاخص) و مهارتهای عملی (4 شاخص) است.
تدوین و ارائه چارچوبی برای تحلیل شکاف نظریه-عمل در اقدامات مدیران
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.498772.1464
مرضیه خان زاده، غلامرضا مومنی، سکینه شاهی
چکیده این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی تحلیلی برای شناسایی شکاف میان نظریه و عمل در اقدامات مدیران مدارس متوسطه شهر اهواز انجام شد. پژوهش حاضر از نظر روش، مطالعهی موردیکیفی و از منظر هدف، توسعه ای است. جامعه هدف شامل خبرگان آموزشی، مدیران مدارس متوسطه و مدیران ستادی با تجربه زیسته در قلمرو پژوهش بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها از طریق تحلیل مضمون و در سه سطح مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که شکاف نظریه-عمل در اقدامات مدیران را می توان در قالب یک چارچوب پنج بعدی با بیست مؤلفه تبیین کرد. ابعاد این چارچوب شامل: 1- توسعه سازمانی (مؤلفه های مفهومی، ساختاری، عملکردی)، 2- توسعه سرمایه انسانی (دانش افزایی، انگیزش، توانمندسازی کارکنان، توسعه رفاه)، 3- مهارتهای اساسی مدیریتی (بهبود سازمانی، تفکر سیستمی، سرمایه های مدیریتی، مهارتهای حقوقی، وظایف مدیریت، خلاقیت و نوآوری)، 4- توسعه فردی (خودتنظیمی، کارآمدی، تسهیم دانش، علم و تخصص) و 5- محیط محوری (کنش فناورانه، مدیریت جو و فرهنگ، مدیریت عوامل محیطی) بود. این ابعاد و مؤلفه ها حول مضمون محوری شکاف نظریه-عمل در اقدامات مدیران مدارس سازماندهی شدند. پس از کشف و تبیین ابعاد و مؤلفه های چارچوب، شبکه مضامین به صورت کامل ترسیم، مورد تحلیل و ارائه قرار گرفت. چارچوب نهایی پژوهش با سازماندهی نظام مند مضامین، الگویی جامع برای تحلیل شکاف نظریه-عمل در مدیریت مدارس ارائه نمود.
عوامل موثر بر طراحی چارچوب داشبورد مدیریت با تاکید بر بر مولفههای بهرهوری منابع انسانی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 21-38
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.446695.1329
حسن برمکی، فرشاد فائزی رازی، احتشام رشیدی
چکیده هدف این پژوهش عوامل مؤثر بر طراحی چارچوب داشبورد مدیریت با تاکید بر بر مؤلفههای بهره وری منابع انسانی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت پیمایشی مقطعی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران ارشد شرکت مپنا و اعضای هیات علمی مطلع در زمینه تحقیق میباشد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت.. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش دلفی استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که پس از جمع آوری دادهها و انجام مصاحبهها و انجام روش دلفی در مدل نهایی در 4 مؤلفه اصلی، 15 بعد و 53 شاخص احصا شده است. در این میان پویایی گروهی و روحیه تیمی، انگیزههای توفیق طلبی و استعداد سنجی و تکمیل بانکهای استعداد از کارکنان، مستندسازی و استمرار در یادگیری، ایجاد انگیزش و توفیق طلبی در میان کارکنان با میانگین وزنی 4.9 از مهمترین عوامل شناسایی شده میباشند.
شناسایی ابعاد و مؤلفههای کاربرد فناوریهای نوین در دانشگاه نسل چهارم
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 24-51
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.426783.1282
عصمت سیفی، امینه احمدی، مجتبی معظمی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفههای کاربرد فناوریهای نوین در دانشگاه نسل چهارم میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 10 نفراز متخصصان آموزش عالی، اساتید برجسته که آشنا به کار تحقیق در زمینه مورد مطالعه هستند انتخاب شد. از روش نمونهگیری غیرتصادفی هدفمند از نوع در دسترس استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبههای نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با کدگذاری باز و محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020، انجام گرفت. با توجه به تحلیلی که از روش تحلیل مضمون جهت تعیین ابعاد و مؤلفههای کاربرد فناوریهای نوین در دانشگاه نسل چهارم به اجرا در آمده است، 5 بعد، 13 مؤلفه و 47 شاخص شناسایی و تأیید شده است. ابعاد شامل الزامات آموزشی (تعامل با سایر گروههای آموزشی مجازی، اختصاص ساعات بیشتر آموزش کارآفرینی در دانشگاه، انعطاف پذیری، مولفههای مدیریتی)، الزامات زیباشناختی (عوامل تکنولوژیکی، قابلیتهای کاهش محدودیت آنلاین)، الزمات محتوایی (سامانه مدیریت یادگیری الکترونیکی، محتوای دروس متناسب) الزامات فرایندی (کیفیت رفتار متولیان آموزش مجازی، به کارگیری استانداردهای آموزش مجازی)، الزامات مشارکت برون سازمانی (زیر ساختهای سیستم آموزش مجازی، کیفیت سیستم ارائه خدمات، کیفیت پشتیبانی ادراکشده) میباشد.
بازنمایی ادراک از عوامل مؤثر بر اجرای الگوی مدیریت دانش اریک چنگ در مدارس متوسطه استان آذربایجان غربی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 26-36
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.410016.1223
پریوش محمدی قشلاق
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر اجرای الگوی مدیریت دانش اریک چنگ در مدارس متوسطه دوره دوم استان آذربایجان غربی صورت پذیرفت. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از حیث جمعآوری اطلاعات کیفی از نوع پدیدارشناسی بوده و جامعه پژوهش مدیران مدارس متوسطه دوره دوم استان در سال تحصیلی 1402-1401 بوده که با روش نمونهگیری هدفمند از نوع همگون و به استناد اصل اشباع نظری، تعداد 8 نفر از بین مدیران نمونه استانی انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد و برای اعتبار پذیری دادهها از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا بهره گرفته شد. بر اساس روش تجزیهوتحلیل کلایزی، در بعد «رهبری دانش» دو مضمون اصلی تحت عناوین «شبکهسازی اطلاعات با چهار مضمون فرعی» و «پشتیبانی از یادگیری با سه مضمون فرعی»؛ در بعد «چشمانداز مدیریت دانش» سه مضمون اصلی تحت عناوین «تحلیل موقعیت با چهار مضمون فرعی»، «تعامل مداوم با سه مضمون فرعی» و «بازخورد مؤثر با سه مضمون فرعی»؛ در بعد «فرهنگ تبادل دانش» سه مضمون اصلی تحت عناوین «تحلیل موقعیت با چهار مضمون فرعی»، «امنیت با چهار مضمون فرعی» و «اشتراک پایدار دانش با سه مضمون فرعی» و در بعد «استراتژیهای مدیریت دانش» سه مضمون اصلی تحت عناوین «انگیزه سازی و حمایت با چهار مضمون فرعی»، «نوآوری با سه مضمون فرعی» و «تحقیق و پژوهش با سه مضمون فرعی» بهعنوان عوامل مؤثر بر اجرای الگوی مدیریت دانش اریک چنگ، شناسایی و استخراج گردیدند.
شناسایی ابعاد و مولفههای آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 31-48
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.424041.1269
عباس طاهر علاوی غرابات، نصراله قشقائی زاده، جلال شنته جبر، فرانک موسوی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مولفههای آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان و صاحبنظران حوزه آموزش مجازی بهویژه آموزش زبان عربی میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند میباشد. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و صاحبنظران میباشد که روایی آن با روش مثلثسازی تأیید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذاری 81/0 محاسبه شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرمافزار MAXQDA انجام گرفت. یافتههای این پژوهش نشان داد که آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق دارای 66 کد پایه، 22 کد سازماندهنده و 8 کد فراگیر بود. در این پژوهش، کدهای فراگیر شامل توسعه حرفهای معلمان، تعامل دانشآموزان، روندهای جهانی و پیشرفتهای فناوری، توسعه برنامهدرسی و آموزش، مشارکت ذینفعان، بهبود مستمر و تمرین مبتنی بر شواهد، آمادهسازی مهارتهای دیجیتال و آمادگی شغلی و ملاحظات محیط یادگیری آنلاین میباشد. در نهایت، الگوی ابعاد و مولفههای آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق طراحی شد.
تدوین الگوی تدریس اثربخش به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 37-67
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.407379.1218
مهدی محمدی، فردین عبداللهی، رفیق حسنی
چکیده هدف این پژوهش تدوین الگوی تدریس اثربخش به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس است. این پژوهش از نوع کیفی و پدیدارشناسی است. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و آشنا به موضوع است. براساس روش نمونهگیری هدفمند، پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع نظری حاصل و مصاحبه متوقف شد. در این پژوهش جهت دستیابی به روایی، از مشاوران و کارشناسان صاحبنظر در زمینه مدیریت آموزشی استفاده گردید و برای تعیین پایایی، از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی استفاده شد، بر این اساس روایی و پایایی تأیید شد. روش تجزیه و تحلیل مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تماتیک بود. براساس نتایج مصاحبهها، 11 مضمون در قالب 4 مفهوم ویژگیهای فردی و علمی معلمان (منزلت اجتماعی معلمان، شخصیت فردی معلم و توانمندسازی معلمان)، مدیریت بهینه کلاس و محیط آموزشی (بهکارگیری تکنولوژی آموزشی، مدیریت کلاس و اجرای آموزشی مؤثر، وسایل و تجهیزات آموزشی مناسب)، تدریس فعال و انگیزاننده (بهکارگیری روشهای فعال تدریس و اهرمهای ایجاد انگیزه) و تدریس هدفمند (عینی کردن تدریس (یادگیری معنادار)، دانش پژوهی هدف گزینی) شناسایی شد. بر این اساس پیشنهاد میشود به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس و اثربخش کردن تدریس معلمان از مدل ارائه شده در این پژوهش استفاده شود.
ارائه مدل شایستگی کارکنان دانشگاه پیام نور با روششناختی تئوری داده بنیاد
دوره 2، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 43-68
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.240743.1025
زهرا خواجه علی جهانتیغی، معصومه عبدالهی
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل شایستگی کارکنان دانشگاه پیام نور با روششناختی تئوری داده بنیاد بود. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نوع داده کیفی و از نوع داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان دانشگاه پیام نور بودند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و اصل اشباع 25 نفر بهعنوان حجم نمونه انتخاب شد. در این پژوهش بهمنظور گردآوری دادهها از روش کتابخانهای، مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه با افراد خبره بیانگر روا بودن مصاحبه بود و بهمنظور محاسبه پایایی از روش پایایی بین دو کدگذار استفاده شد که نتایج بیانگر پایا و روا بودن مصاحبه بود. برای تحلیل دادههای پژوهش از طریق تحلیل محتوا استفاده شد. نتایج نشان داد که مؤلفههای ویژگیهای فردی، مدیریت، فناوری اطلاعات، جزء مؤلفههای تأثیرگذار بر شایستگی کارکنان دانشگاه پیام نور بودند. همچنین، مؤلفههای شایستگی کارکنان شامل مؤلفههای شناختی، نگرشی و مهارتی مورد شناسایی قرار گرفت. علاوه بر این سازوکارها و عوامل تسهیل گر و همچنین موانع اجرای مدل شایستگی کارکنان دانشگاه پیام نور نیز ارائه گردید که از برازش مطلوبی برخوردار بود.
ارائه الگویی جامع جهت بسط مفهومی کوچینگ کار گروهی در سازمانهای دولتی ایران
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 47-65
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.494821.1458
حسین غفاری، کیومرث احمدی، رضا صالحی، عادل صلواتی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی جامع جهت بسط مفهومی کوچینگ کار گروهی در سازمانهای دولتی ایران با رویکرد داده بنیاد میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعهای و اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل 10 نفر خبره که در این پژوهش افراد مجرب در حوزه کار گروهی و یا کوچینگ که بهصورت نمونه گیری غیر تصادفی، قطعی، قضاوتی و نظاممند از روش گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد میباشد. نتایج پژوهش نشان داد که 5 عامل عوامل تعدیل گر پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، عوامل زمینهای پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، راهبردهای پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، پیامدهای پیادهسازی نظام کوچینگ کار گروهی و شرایط علی پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، در ارائه الگویی جامع جهت بسط مفهومی کوچینگ کار گروهی سازمانهای دولتی ایران اثرگذار است.
شناسایی عوامل زمینه ساز و چالش های موجود در انتصاب های غیرمسئولانه و به دور از شایستهسالاری در آموزش و پرورش
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 47-70
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.517484.1504
فریده نصیری، سکینه جعفری
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل زمینهساز و چالشهای موجود در انتصابهای غیرمسئولانه و بهدوراز شایستهسالاری در آموزش و پرورش بود. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ چگونگی گردآوری دادهها کیفی بود که با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش، شامل کارکنان بخش منابع انسانی و مدیران میانی آموزش و پرورش شهر سمنان بود که با استفاده از روش غیراحتمالی هدفمند و با تکنیک اشباع نظری در یافتهها تعداد 14 مصاحبه نیمهساختار یافته انجام گرفت. دادهها با نرمافزار MAXQDA.2020 کدگذاری شد و نتیجۀ تحلیل دادهها منجر به شناسایی 47 مضمون پایه و 7 مضمون سازماندهنده در زمینه عوامل زمینهساز انتصابهای غیرمسئولانه و بهدور از شایستهسالاری در آموزش و پرورش گردید که در قالب 4 مضمون فراگیر مدیریت در سایه سیاست؛ تنگناهای تعلق سازمانی؛ تعارض اقتصاد و راهبرد آموزشی؛ و گسلهای بنیادین ساختاری طبقهبندی شد و همچنین 105 مضمون پایه، 9 مضمون سازماندهنده در زمینه چالشهای موجود در انتصابهای غیرمسئولانه و بهدوراز شایستهسالاری در آموزش و پرورش شناسایی شد که در قالب 4 مضمون فراگیر بحرانهای مدیریتی و سازمانی در نظام آموزش و پرورش؛ بحران اجتماعی و فرهنگی در آموزش و پرورش؛ بحران نابرابری در آموزش و پرورش؛ و بحران کیفی در آموزش و پرورش طبقهبندی گردید. با توجه به شناسایی عوامل زمینهساز و چالشهای موجود در انتصابهای غیرمسئولانه و بهدور از شایستهسالاری در آموزش و پرورش در این پژوهش، اجرای راهکارهای ارائه شده در آن میتواند تحقق انتصاب افراد شایسته در آموزش و پرورش را تسهیل کرده و به همراه داشته باشد.
ارائه مدل رهبری کوانتومی بهمنظور استقرار تمدنسازمانی در نظام آموزشعالی ایران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 49-66
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.498847.1465
رضا حیدری، حمیدرضا رضایی کلیدبری، موسی رضوانی چمن زمین
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل رهبری کوانتومی بهمنظور استقرار تمدنسازمانی در نظام آموزشعالی ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با منطق استقرایی-قیاسی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 11 نفر از خبرگان و مدیران دانشگاه آزاد اسلامی و همچنین اعضای هیئتعلمی دانشگاه و به روش نمونه گیری هدفمند میباشد. برای گردآوری دادهها از مصاحبههای نیمه ساختاریافته استفاده شد. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از رویکرد داده بنیاد مبتنی بر کدگذاری استفاده شد. یافتههای پژوهش، مقولههای برخاسته از رویکرد داده بنیاد شامل عوامل علی (عوامل ساختاری، عوامل رفتاری، عوامل زمینهای)؛ راهبردها (استراتژیهای ساختاری، استراتژیهای رفتاری، استراتژیهای زمینهای)؛ چالشها و موانع رهبری کوانتومی (موانع ساختاری، موانع رفتاری، موانع زمینهای)؛ بستر حاکم (قابلیتهای ساختاری، قابلیت رفتارهای، قابلیتهای زمینهای)؛ ویژگیهای رهبری کوانتومی (برون فردی، درون فردی)؛ ویژگیهای تمدن سازمانی (رفتاری، ساختاری)؛ پیامدهای تمدن سازمانی (پیامدها برای نظام آموزشعالی، پیامدها برای جامعه و کشور) میباشد. نتایج این بررسی نشان داد که با اجرای الگوی بهدستآمده در این پژوهش میتوان شاهد پیامدهای مثبتی از حیث اجرای رهبری کوانتومی در جهت استقرار تمدن سازمانی در آموزش عالی کشور بود.
کاربرد مؤلفههای تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامهریزی درسی
دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 49-69
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.233969.1015
لیلا پلوئی، فائزه فرهادیان
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی میزان کاربست مؤلفههای تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامهریزی درسی بوده است. این پژوهش از نوع تحلیل محتوا بود و جامعه آماری آن شامل کلیه منابع اصلی برنامهریزی درسی در سطح دانشگاه بوده است. با روش نمونهگیری هدفمند نُه کتاب بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها چکلیست مؤلفههای تکنولوژی آموزشی بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی انجامشده است. یافتههای پژوهش نشان داد که در مورد هر یک از مؤلفههای تکنولوژی آموزشی به برخی از خرده مقیاسها همچون خلاصه؛ استفاده از رنگ در عنوانها، متن، تصویر و جلد، محل مناسب قرارگیری مواد دیداری، پرهیز از سوگیری در مواد دیداری در هیچیک از نه منبع اصلی برنامهریزی درسی توجه نشده است. همچنین، کاربست سایر خرده مقیاسها نیز در منابع اصلی برنامهریزی درسی متفاوت بوده است؛ بهطوریکه در برخی از منابع بهکاررفتهاند و در برخی دیگر مورداستفاده قرار نگرفتهاند. بنابراین، ضرورت بازنگری جدی درزمینهٔ بهکارگیری مؤلفههای تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامهریزی درسی برای چاپهای آتی احساس میشود.
ارائه مدل نظام جبران خدمات شایسته محور پیشکسوتان در ورزش
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 58-80
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.425487.1278
حسین آئینه چی، محمدرضا اسماعیل زاده قندهاری، حسین پیمانی زاد، حسن فهیم دوین
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل نظام جبران خدمات شایسته محور پیشکسوتان در ورزش میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه معاونین وزیر، مدیران کل ستادی وزارت متبوع، روئسای فدراسیونها و دبیران، رؤسا و اعضاء هیت مدیره فدراسیونها، اعضاء رسمی کمیتهها نظیر اعضاء کمیتهها ملی المپیک، پارالمپیک، شورای عالی ورزش و رؤسا، مدیران و معاونین ادارات کل ورزش و جوانان استانها و نظایر آنها به همراه مربیان، داوران و بازیکنان پیشکسوت مطرح در حوزه ورزش به تعداد 3560 نفرمی باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 250 نفر در نظر گرفته شد و از روش نمونهگیری نمونهگیری طبقهای چندمرحلهای استفاده شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. جهت تأیید مدل نهایی پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که مدل پژوهش، تناسب مناسبی با دادههای جمعآوری شده دارد. همچنین جهت بهبود شاخصهای برازش مدل، از اصطلاحات پیشنهادی منطبق با ادبیات پژوهش استفاده و در نهایت مدل پژوهش تائید شد و مقدار GOF برابر با 62/0 است که، نشان از برازش قوی را مدل دارد.
طراحی مدل شکوفایی در محیط کار راهبردی جهت توسعه کارکنان
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 66-87
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.411376.1230
مرضیه دهقانی زاده، مهران جعفرزاده
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل شکوفایی در محیط کار در مجتمع معادن سنگ آهن فلات مرکزی ایران بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی دادهبنیاد و انجام مصاحبه با 18 نفر از خبرگان و مدیران این مجتمع به صورت نمونهگیری هدفمند به کدگذاری دادهها با نرم افزار مکس کیودا (2020) پرداخت. نتایج شناسایی شده حاصل از کدگذاریها دادهها به پنج سوال اصلی پژوهش، باعث شناسایی 20 مقوله اصلی شد که سبک رهبری؛ منابع انگیزشی؛ الزامات شغل؛ منابع شغلی؛ و عوامل مرتبط با کارکنان به عنوان عوامل علی شکوفایی در محیط کار شناسایی شدند. همچنین عوامل فردی؛ و عوامل سازمانی به عنوان عوامل مداخلهگر و جو سازمان؛ و فرهنگ سازمان به عنوان عوامل زمینهای شناسایی شدند. حمایت سازمانی؛ برنامهریزی استراتژیک؛ ارتباطات موثر؛ آموزش و توسعه کارکنان؛ و نظام تنبیه و تشویق؛ به عنوان راهبردهای شکوفایی در محیط کار شناسایی شدند. همچنین تعلق خاطر کاری؛ افزایش عملکرد؛ رفتار کاری نوآورانه؛ چابکی سازمانی؛ تعهد سازمانی؛ و کاهش پیامدهای منفی شغلی به عنوان پیامدهای شکوفایی در محیط کار شناسایی شدند. بنابراین، سازمانها برای دستیابی به موفقیت و مزیت رقابتی پایدار نیازمند کارکنانی هستند که سلامت روان و شکوفایی آنها در محیط کار بالا باشد که این کارکنان شکوفا توسط احساسات مثبت و عملکرد جامع متمایز میشوند.
شناسایی موانع اجرای بهینه ارزشیابی آموزشی در شرکت ملی گاز ایران: یک مطالعه کیفی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 71-101
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.383362.1157
امید عشاقی، میترا عزتی، کیوان صالحی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع اجرای بهینه ارزشیابی آموزشی در شرکت ملی گاز ایران و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن انجام شده است. بدین منظور با بهرهگیری از ظرفیت رویکرد پژوهش کیفی و روش گروههای کانونی، به شناسایی موانع پدیده مورد مطالعه پرداخته شد. دادهها با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از نوع ملاکی و مصاحبه کانونی با 4 گروه کانونی (شامل 20 نفر) از بین کارکنان واحد آموزش و تجهیز نیروی انسانی شرکت ملی گاز ایران گردآوری شد و با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل گردید. تحلیل دادهها به شناســایی 138 گزاره مفهومی، 21 مضمون پایه و 5 مضمون اصلی شامل "موانع فردی"، "موانع سازمانی"، "موانع آموزشی"، "موانع مدیریتی" و "موانع محیطی" منتج گردید. با توجه به یافتههای پژوهش، توجه به موانع شناسایی شده به منظور اجرای بهینه فرایند ارزشیابی آموزشی در شرکت ملی گاز ایران ضرورت دارد؛ لذا در پایان راهکارهایی به منظور کاهش تأثیر موانع بر اجرای بهینه فرایند ارزشیابی آموزشی و بهبود آن ارائه شد.
بررسی میزان نفوذ و وابستگی عوامل موثر بر فراموشی سازمانی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 76-98
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.459907.1370
حسین داودی، صدرالدین ستاری، اصغر نخستین گلدوست
چکیده چکیده
هدف از انجام این پژوهش، بررسی میزان نفوذ و وابستگی عوامل مؤثر بر فراموشی سازمانی با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری است. نوع تحقیق به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری داده، توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری این تحقیق را 10 نفر از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت آموزشی، منابع انسانی و رفتار سازمانی تشکیل میداد که به صورت هدفمند معیاری از بین متخصصین انتخاب شد. ابزار اندازهگیری پژوهش را پرسشنامه ISM تشکیل میداد. روش تجزیه و تحلیل دادهها از طریق مدلسازی ساختاری تفسیری انجام گرفت. این روش جزء تجزیه و تحلیل سیستمها میباشد که به بررسی تعاملات میان عناصر سیستم میپردازد. لذا ابتدا جهت شناسایی مؤلفهها از روش مرور ادبیات گذشته استفاده شد و سپس با استفاده از مراحل ششگانه مدلسازی ساختاری تفسیری اقدام به ترسیم مدل و یافتهها گردید. نتایج منجر به تدوین چهار سطح اول، دوم، سوم و چهارم برای مدلسازی ساختاری تفسیری شد. سطح اول که مهمترین سطح بوده، مربوط به مؤلفه تکنولوژی میباشد، سطح دوم به مؤلفههای فرهنگسازی و مدیریت منابع انسانی اختصاص یافت، سطح سوم به مؤلفههای رقابت، عوامل مربوط به ذینفعان، ویژگی کارکنان و استراتژی اشاره دارد و سطح چهارم شامل مؤلفههای رهبری تحول و ساختار سازمانی میباشد. همچنین پرنفوذترین شاخص در ماتریس قدرت نفوذ- وابستگی، مؤلفه «تکنولوژی» و وابستهترین مؤلفه «رهبری تحول آفرین» است. لذا پیشنهاد بر این است سازمان صنعت، معدن و تجارت، بر مبنای چنین نگرشی به برنامههای بلندمدت خود در زمینه فراموشی سازمانی اقدام نمایند.
تحلیل استنادی مآخذ تولیدات علمی منتشرشده اعضای هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن در پایگاههای آیاسآی،آیاسسی،و اسکاپوس
دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 63-84
https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100584
سید رسول تودار
چکیده در این پژوهش به بررسی مقالات منتشرشده اعضای هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن در منابع معتبر علمی در پایگاههای آیاسآی، آیاسسی و اسکاپوس پرداخته شده است. نوع این پژوهش کاربردی است و به روش کتابسنجی و با استفاده از فن تحلیل استنادی انجام شده است. یافتههای این پژوهش نشان داد در مجموع 7166 استناد توسط این گروه در سه پایگاه، که از این تعداد 3917 مورد (55 درصد) به حوزه علوم پایه، فنی و مهندسی 860 مورد (12 درصد) به حوزه علوم انسانی و اجتماعی 2333 (33 درصد) و حوزه پزشکی با 57 مورد و (8/0 درصد) اختصاص داشت. بیشترین میزان استناد (۸7/88 درصد) بهصورت مقالات بوده است. فرضیه پژوهش که اعضای هیئتعلمی دانشگاه آزاد تنکابن در نگارش مقالات علمی بیشتر به مقالات نشریات استناد میکنند را اثبات میکند بیشترین میزان درصد استناد در بین گرایشهای اعضای هیئتعلمی به پژوهشگران گرایش علوم پایه با 55% و کمترین میزان درصد استناد به گرایش پزشکی اختصاص دارد و گرایشهای علوم انسانی و فنی مهندسی با میزان درصد استناد 33% و 12% است. ازلحاظ زبان، منابع انگلیسی بیش از منابع سایر زبانها مورد استناد قرار گرفته بود. میزان استناد به منابع چاپی /الکترونیکی در مقالات اعضای هیئتعلمی کلیه دانشکدهها بسیار بالا بود. فرضیه پژوهش که اعضای هیئتعلمی دانشگاه آزاد تنکابن در نگارش مقالات علمی بیشتر به منابع چاپی استناد میکنند تا منابع غیر چاپی را رد میکند و آن را اثبات نمیکند. میزان کم درصد استنادها به پایاننامهها فرضیه پایاننامهها سهم اندکی در پدید آمدن مقالات پژوهشگران دانشگاه مورد تحقیق را دارد تأیید میکند.
شناسایی ابعاد و مؤلفههای نوآوری بنیادین و استراتژیک با تکنیک دلفی فازی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 85-103
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.351645.1130
عمران بائوج خوشامیان، میترا صدوقی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفههای فاکتورهای مهم نوآوری بنیادین و استراتژیک در شرکتهای طرح و ساخت پتروشیمی میباشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی میباشد. برای گردآوری اطلاعات از دو روش مطالعه اسنادی و دلفی فازی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان و صاحب نظران (اساتید دانشگاهی حوزه مدیریت) میباشند که به روش هدفمند انتخاب شده و با استفاده از روش دلفی فازی نظرات آنها استخراج گردید. فاکتورهای مهم نوآوری بنیادین و استراتژیک 7 بعد «نوآوری در توسعه و برنامه ریزی نیروی انسانی»، «نوآوری در فرایندهای سازمانی و ساختار سازمانی»، «نوآوری در محصول»، «نوآوری در بازار»، «متولد شدن صنایع جدید»، «قابلیت عملیاتی بودن»، «تکنولوژیهای انقلابی» و 45 شاخص شناسایی و تائید شد. جهت اولویت بندی فاکتورهای مؤثر بر نوآوری بنیادین و استراتژیک از ضرایب استاندارد مدل تحلیل عاملی مدل نهایی استفاده شد. مؤلفه تکنولوژیهای انقلابی با ضریب استاندارد 93/0 در رتبه اول، مؤلفه نوآوری در بازار با ضریب استاندارد 86/0 در رتبه دوم، مؤلفه نوآوری در توسعه و برنامه ریزی نیروی انسانی با ضریب استاندارد 85/0 در رتبه سوم، مؤلفه متولد شدن صنایع جدید با ضریب استاندارد 83/0 در رتبه چهارم، مؤلفه نوآوری در فرایندهای سازمانی و ساختار سازمانی با ضریب استاندارد 82/0 در رتبه پنجم، مؤلفه نوآوری در محصول با ضریب استاندارد 78/0 در رتبه ششم و در نهایت مؤلفه قابلیت عملیاتی بودن ضریب استاندارد 75/0 در رتبه هفتم قرار گرفت.
شناسایی و اولویتبندی عوامل موثر بر ارزش برند شرکتهای اینترنتی فعال در حوزه آموزش، تولیدمحتوا و تدریس بصورت مجازی
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 88-110
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.487931.1437
رضا مقصودی، محسن نجفی، مجتبی مالکی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر ارزش برند شرکتهای اینترنتی فعال در آموزش آنلاین است. با توسعه فناوریهای نوین و بهبود زیرساختهای اینترنتی، نیاز به آموزش آنلاین بهطور چشمگیری افزایش یافته و اهمیت شرکتهای ارائهدهنده این خدمات را برجستهتر کرده است. این پژوهش از نظر روش، کیفی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش اساتید دانشگاهی و کارشناسان متخصص در حوزه آموزش الکترونیکی به تعداد 10 نفر هستند. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شده و با کمک تکنیک AHP و روش تاپسیس فازی میزان اهمیت و رتبهبندی هریک از شاخصها بدست آمد. یافتهها نشان میدهد که مهمترین عوامل مؤثر بر ارزش برند شرکتهای آموزش آنلاین به ترتیب شامل محتوای آموزشی دورهها، مدرسین، ارتباطات بازاریابی، خدمات مشتری، آگاهی از برند، کیفیت ادراکشده، ساختار فنی سامانه آموزشی، تعاملات، تداعیگرهای برند و وفاداری برند میباشند. نتایج این پژوهش میتواند به مدیران شرکتها، سیاستگذاران و کاربران این نوع خدمات کمک کند تا درک بهتری از اهمیت ارزش برند در حوزه آموزش مجازی پیدا کرده و تصمیمات بهتری اتخاذ نمایند.
واکاوی مؤلفهها و ریشههای سازمانی و پیامدهای روانی حاشیهگرایی حرفهای در آموزش عالی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 90-111
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.551960.1585
جمال سلیمی، علی امینی باغ، پریسا سیمانی
چکیده حاشیهگرایی حرفهای در آموزش عالی، پدیدهای پنهان اما اثرگذار است که میتواند سرمایه انسانی دانشگاه را تضعیف کرده و کارکردهای علمی و اجتماعی آن را تحتالشعاع قرار دهد. از این در پژوهش حاضر به بررسی ریشهها و پیامدهای روانیـسازمانی پدیده حاشیهگرایی حرفهای در آموزش عالی ایران پرداخته شده است. رویکرد تحقیق کیفی و راهبرد پدیدارشناسی تفسیری بکار گرفته شد. مشارکتکنندگان تحقیق شامل ۱۸ نفر از استادان و خبرگان دانشگاهی چندین دانشگاه دولتی بودند که با نمونهگیری هدفمند و معیار اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق بود. همچنین دادهها با روش کدگذاری استقرائی و با استفاده از نرمافزار مکسکیودا ۲۰۲۰ تحلیل شد. یافتهها نشان داد حاشیهگرایی حرفهای در دانشگاه بیش از آنکه ناشی از ناکامی فردی باشد، در ساختارها و فرهنگ نهادی بازتولید میشود. ساختارهای مرکزگرای بوروکراتیک، فرهنگ کمیتزده و ارزیابی صوری مبتنی بر امتیازمحوری، و نظام عددمحور بیاعتنا به اثرگذاری اجتماعی دانش، از مهمترین عوامل سازمانی این پدیده هستند. این شرایط پیامدهایی چون احساس بیمعنایی، فرسودگی وجودی، انزوای حرفهای، کاهش تعاملات همکارانه، افت اعتمادبهنفس، فروپاشی هویت علمی و افول منزلت اجتماعی دانشگاهیان را در پی دارد. در مجموع، حاشیهگرایی حرفهای آکادمیک تجربهای ساختاری و زیسته در آموزش عالی ایران است که نیازمند بازاندیشی در ساختارها، فرهنگ دانشگاهی و نظام ارزیابی است.
الگوی فرآیند کاهش رفتار ضد شهروندی سازمانی با رویکرد تبیین منزلت کارکنان در سازمانهای دولتی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 99-131
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.464216.1384
افشین علمی حسینی، محمد روحی عیسی لو، مجید احمدلو
چکیده چکیده هدف پژوهش حاضر الگوی فرآیند کاهش رفتار ضد شهروندی سازمانی با رویکرد تبیین منزلت کارکنان در سازمانهای دولتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل اساتید دانشگاهی، خبرگان و متخصصان منابع انسانی و مدیران سازمانهای دولتی استان اردبیل به تعداد 16 نفر که به تعداد 10 نفر از این افراد برای مشارکت در خصوص جوابگویی به سؤالات اعلام آمادگی کردند و مورد مصاحبه قرار گرفتند و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA میباشد. براساس یافتههای پژوهش شرایط علی از 2 مقوله اصلی و 11 زیرمقوله ها تشکیل شدند مقولههای اصلی شامل عوامل سازمانی و عوامل فردی میباشد. راهبردها با سه مقوله (اقدامات سازمانی، اقدامات منابع انسانی و اقدامات فردی), شرایط زمینهای (ضعفهای مدیریتی، عوامل شغلی، عوامل مرتبط با قوانین و عوامل سیاسی) عوامل مداخله گر (عوامل محیطی- اداری و عوامل خانوادگی) پیامدها (پیامدهای شغلی، پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی) شناسایی و تأیید شدند.
طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 102-124
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.382273.1182
سمیرا مستعلی، علی اکبر خسروی بابادی، کامبیز پوشنه، عباس خورشیدی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد است. شرکت کنندگان پژوهش، شامل متخصصان و خبرگان حوزه مطالعات برنامه درسی و علوم اجتماعی بودند که انتخاب آن ها به صورت هدفمند ، از نوع گلوله برخی انجام گرفت. داده های پژوهش از طریق مطالعه گستره نظری پژوهش و مصاحبه با خبرگان جمع آوری شدند. در مجموع با 12 نفر از خبرگان مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و پژوهشگر در داده ها به اشباع نظری رسید. برای تحلیل داده های به دست آمده از روش تحلیل استراوس کوربین استفاده شد که الگوی مذکور پس از مرحله کدگذاری باز ، محوری و انتخابی به صورت پارادیمی در 5 بعد شرایط علی، شرایط زمینه ای، راهبردها، شرایط مداخلهگر، پیامدها و مشتمل بر 17 مؤلفه ضرورت و نیاز ها، اهداف و مقاصد برنامه، ایدئولوژی حاکم برجامعه، مبانی برنامه ریزی درسی، رویکرد برنامه، مواد و منابع یادگیری، فضا (مکان)، زمان، عوامل سازمانی، مشارکت والدین، یادگیری ضمنی (برنامه غیر رسمی- برنامه درسی پنهان)، محتوا، تجربیات یادگیری، روش های یاددهی- یادگیری ، نقش معلم، ارزشیابی، نتایج برنامه حول مقوله محوری الگو یعنی توسعه فرهنگ عمومی، شکل گرفت و با استفاده از فن دلفی و بارش ذهنی توسط صاحب نظران حوزه برنامه درسی مورد اعتبار سنجی قرار گرفت.
