پیشایندها و پیامدهای شایستگی حرفهای مدیران مدارس با تاکید بر پایداری محیطی و توسعه پایدار
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-25
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.449993.1344
محمدرضا رسولی، غفار تاری، حسین بقایی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای شایستگی حرفهای مدیران مدارس با تاکید بر پایداری محیطی و توسعه پایدار میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل صاحبنظران و اساتید حوزه تعلیم و تربیت در شهر تهران بودند که نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شد و در بخش کمی جهت اعتبار یابی الگوی پژوهش، مدیران مدارس متوسطه در شهر تهران به شیوه نمونه گیری تصادفی- طبقهای انتخاب شدند. در بخش کیفی پژوهش با استفاده از مصاحبه اطلاعات و دادههای لازم از صاحبنظران و اساتید حوزه تعلیم و تربیت جمع آوری گردیده و سپس مدل شایستگی حرفهای مدیران مدارس به عنوان پیشران مؤثر وکلیدی توسعه پایدار براساس پرسشنامه اعتبارسنجی شده است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار MAXQDA 18 و PLS-Smart 3 استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان داد که مدل شایستگی حرفهای مدیران شامل توانمندسازهای شایستگی مهارتی، شایستگی مدیریتی و شایستگیهای اخلاق و رفتار حرفهای، توسعه مدیران، شاخصههای اجتماعی مدیران، تأسیس گروههای کاری جهت ارتقای عملکرد و شایستگی سبز، شایستگیهای نگرشی، شایستگیهای دانشی، شایستگی آموزشی، شایستگیهای تجاری سازی دانش- مهارت و فناوری، روحیه پرکاری، اصلاح الگوی مصرف، مشارکت در توسعه و حرکت به سمت اقتدار ملی میشود که منجر به تحقق نتایج روحیه پرکاری، اصلاح الگوی مصرف، مشارکت در توسعه، حرکت به سمت اقتدار ملی، مدیریت تنوع و تکثرو تقویت رابطه انسان با طبیعت میشوند.
شناسایی و اولویت بندی شاخص های کنشهای غیرمترقبه دانشجویان کارآفرین در دانشگاه مازندران
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.519094.1507
سید مهدی خاک زادیان
چکیده تحقیق حاضر با استفاده از طرح پژوهش آمیخته (کیفی و کمی) به شناسایی و اولویتبندی شاخصهای کنشهای غیرمترقبه دانشجویان کارآفرین در دانشگاه مازندران پرداخته است. برای گردآوری دادهها در گام کیفی از مصاحبه با خبرگان و در گام کمی از پرسشنامه برآمده از گام کیفی تحقیق استفاده شد. جامعه آماری تحقیق در فاز کیفی اساتید دانشگاهی و مدیران واحدهای فنآور و کارآفرین دانشگاه مازندران، در فاز کمی شامل 20 نفر از دانشجویان کارآفرین دانشگاه مازندران بودند. جهت انتخاب نمونههای پژوهش از روش نمونهگیری گلولهبرفی و بر اساس 15 مصاحبه عمیق با خبرگان مرتبط با موضوع دادههای تحقیق جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در گام کیفی از روش تحلیل مضمون و الگوی براون و کلارک (2006) و در گام کمی روش بهترین- بدترین BWM استفاده شد. یافتههای تحلیل مضمون در مورد کنشهای غیرمترقبه دانشجویان کارآفرین در دانشگاه مازندران در 4 مضمون اصلی، 1(1- پویایی و تطبیقپذیری 2- اکتشاف و توانمندسازی 3- یادگیری و نوآوری در حل مساله 4- توسعه و ارتباط با مشتری) و 53 مضمون فرعی، معرفی شدهاند. در گام کمی پویایی و تطبیقپذیری با وزن 416/0 اولین اولویت، اکتشاف و توانمندسازی با وزن 227/0 دومین اولویت، یادگیری و نوآوری در حل مساله با وزن 17/0 سومین اولویت و توسعه و ارتباط با مشتری با وزن 136/0 چهارمین اولویت از نظر خبرگان تعیین شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که کارآفرینان باید توانایی تشخیص سریع فرصتها و تهدیدها را داشته باشند و این تصمیمات باید بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق دادهها و وضع موجود باشد.
واکاوی پدیده ایزومورفیسم در دانشگاه؛ تحلیل علل و پیامدها با روش FCM (نقشه شناختی فازی)
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.554126.1588
علی شریعت نژاد، نازنین بازگیر، فرناز مهدی خانی
چکیده هدف این پژوهش تحلیل علل بروز و پیامدهای پدیدهی ایزومورفیسم در دانشگاههای کشور با روش نقشه شناختی فازی میباشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهشهای اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته و بر مبنای پژوهشهای کیفی و کمی است. جامعه آماری پژوهش مدیران اساتید دانشگاهها هستند که با روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شدهاند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. دادههای کیفی با روش تحلیل محتوا و کدگذاری با نرمافزار MAXQDA 2020 و دادههای کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که سعی در تحمیل کارکردهای انتظام بخش دانشگاهی، تبدیل مدیران از حالت تسهیلکنندگان خلق فضای ژرفآموزی و ژرفاندیشی به کنترلکنندگان اداری، خارجشدن دانشگاه ازمحورهای آموزشی و پژوهشی به محورهای اداری و اجرایی، مهمترین عوامل بروز پدیدهی ایزومورفیسم در دانشگاهها هستند. همچنین ازبینرفتن جریان نوآوری، پویایی و روحیه آفرینندگی دانشگاهها، تبدیل افراد آکادمیک به ابزاری برای بسط بروکراسی، عدم ورود موثر جامعه دانشگاهی در مشکلات کشور، به عنوان مهمترین پیامدهای پدیده ایزومورفیسم در دانشگاهها شناسایی شدند.
طراحی مدل آموزشی مبتنی بر توسعه هویت با رویکرد ایرانی- اسلامی دانشآموزان مقطع ابتدایی
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 17-38
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.408353.1219
علی اولادحمزه زاده، معصومه اولادیان، محمود صفری
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل آموزشی مبتنی بر توسعه هویت با رویکرد ایرانی- اسلامی دانشآموزان مقطع ابتدایی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان جامعه علمی دانشگاهی و متخصصان بررسی عملکرد دانش آموزان و جامعه آماری بخش کمی شامل 217 نفر از مدیران، معاونین، معلمان و کارکنان مدارس مقطع ابتدایی منطقه پنج شهر تهران میباشد. گردآوری دادهها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته از اعضای جامعه آماری و با روش نمونهگیری هدفمند از طریق رویکرد گلوله برفی و گردآوری دادهها در بخش کمی طی پرسشنامه محقق ساخته از بین اعضای جامعه آماری که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شده بودند، صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری باز و محوری و انتخابی و از نرمافزار MAXQDA2020 و در بخش کمی از نرم افزار SPSS 16 و Smart PLS استفاده شد و همچنین در تحلیل استنباطی به روش تحلیل عاملی، به تجزیه و تحلیل دادهها پرداخته شد. عوامل شناسایی شده در قالب 9 بعد و 61 مؤلفه استخراج شد. ابعاد مدل آموزشی مبتنی بر توسعه هویت با رویکرد ایرانی- اسلامی دانش آموزان شامل اهداف و محتوای آموزشی، روشهای یاددهی و یادگیری آموزشی، مربیان و معلمان، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل روانی، رسانهها، عوامل تربیتی و عوامل خانوادگی میباشد. بر اساس نتایج تحلیل کمی، تمامی ابعاد و مؤلفههای مدل دارای اعتبار بودند و مدل از برازش مناسب برخوردار است
طراحی و اعتبارسنجی الگویی برای ایجاد یک مدرسۀ کارآفرین
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 18-47
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.354581.1131
رحیمعلی نصیری، حسین عباسیان، بیژن عبدالهی، حسن رضا زین آبادی
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگویی برای ایجاد یک مدرسۀ کارآفرین انجام شده است. روش این پژوهش از نظر ماهیت دادهها از نوع آمیخته با طرح اکتشافی و از نظر هدف کاربردی است. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی جهتدار برای طراحی الگو و در بخش کمی از روش پیمایشی برای اعتبارسنجی الگو استفاده شده است. در بخش کیفی، دادهها از طریق مصاحبۀ نیمه ساختاریافته با 17 نفر از صاحبنظران که به روش نمونهگیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شده بودند، گردآوری گردید و برای تحلیل دادهها از روش کدگذاری استقرایی استفاده شد. در بخش کمی نیز، تحلیل عاملی تأییدی، شاخصهای توصیفی میانگین و انحراف معیار مورد استفاده قرار گرفت. پس از دستیابی به الگوی پیشنهادی از طریق پرسشنامۀ محققساخته با 43 نفر از صاحبنظران انتخاب شده به روش نمونهگیری هدفمند جهت اعتبارسنجی الگو نظرخواهی شد. یافتههای بخش کیفی پژوهش، 95 کد محوری مربوط به ویژگیهای مدرسۀ کارآفرین بود که در مرحلۀ کمی، پس از تحلیل عاملی تأییدی پرسشنامه توسط نرمافزار PLS، دو مورد به دلیل داشتن بار عاملی کمتر از 4/0 از الگوی اولیه حذف شده و الگوی اصلاحشده با 93 ویژگی و با برازش مناسب، اعتبارسنجی و ارائه شده است.
ارزیابی میزان اثربخشی آموزشی دورههای تخصصی مدیریت پروژه در بهبود عملکرد مدیران فنی؛ موردمطالعه: یکی از سازمانهای نیروهای مسلح
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 19-38
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.237888.1022
سعید هداوند
چکیده این پژوهش با استفاده از مدل کرک پاتریک به ارزیابی اثربخشی آموزشی دورههای تخصصی مدیریت پروژه که برای بهبود عملکرد مدیران فنی یکی از سازمانهای نیروهای مسلح برگزار گردیده است میپردازد. تحقیق از حیث هدف، کاربردی و به لحاظ انجام کار از نوع پیمایشی است. جامعه آماری را کلیه مدیران فنی شرکتکننده در دوره (60 نفر) و 10 نفر از مدیران ارشد سازمان تشکیل میدهند. دادههای موردنیاز بهوسیله پرسشنامه محقق ساخته جمعآوری گردیده است. برای ارزیابی سطوح رفتار و نتایج از مصاحبههای نیمه ساختمند با مدیران و پرسشنامههای بسته-باز پاسخ کمک گرفته شده است. در بررسی روایی پرسشنامهها از نظرات خبرگان سازمان و دانشگاه و برای بررسی پایایی نیز آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آلفای بهدستآمده پایایی مناسب پرسشنامهها را نشان میدهد. اطلاعات گردآوریشده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و با کمک نرمافزار SPSS22 تجزیهوتحلیل شدهاند. برای تحلیل دادههای کیفی حاصل از مصاحبه نیمه ساخت مند و سؤالات بسته-باز پاسخ نیز از روش تحلیل محتوا با استفاده از تحلیل مقولهبندی استفاده گردیده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که واکنش فراگیران به نحوه سازماندهی و برگزاری دوره مدیریت پروژه مثبت بوده و رضایت آنان حاصل گردیده است. نتایج ارزیابی هر یک از سطوح یادگیری، رفتار و نتایج نیز نشان میدهد که ارتباط نزدیکی بین نتایج مورد انتظار با اهداف تعریف شده برقرار است که این مؤید اثربخشی دوره برگزار شده است.
بررسی و تبیین عوامل موثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 21-49
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.460119.1373
فرید انتظاری، سید حسن حاتمی نسب، شهناز نایب زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی و تببین عوامل مؤثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران بود. روش پژوهش با توجه به هدف، کاربردی و از حیث روش اجرا، آمیخته (کیفی- کمی از نوع متوالی) بود. به گونهای که گام اول به مرور نظامند ادبیات تحقیق (مطالعات کتابخانهای) برای شناسایی عوامل مؤثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران و گام دوم با استفاده از روش دلفی با اتکا به نظر خبرگان برای بررسی و تعدیل عوامل مکشوفه در گام اول اختصاص یافت. جامعه تحقیق در گام اول عبارت بود از تحقیقات داخلی و خارجی منتشرشده در پایگاههای اطلاعاتی معتبر در بازه 30 ساله منتهی به 1402 (2023) و روش نمونه گیری در این بخش از نوع هدفمند بود. جامعه آماری در گام دوم مشتمل بر خبرگان دانشگاهی و مدیران با تجربه وزارت آموزش و پرورش کشور بود. برای انتخاب نمونه در این مرحله از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. همچنین روش تحلیل در گام اول تحلیل محتوای تحقیقات مرتبط نمایه شده در پایگاههای علمی معتبر و در گام دوم، تحلیل دلفی با استفاده از ابزار پرسشنامه بود و یافتههای تحقیق نشان داد در خصوص چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران، 7 عامل و 24 مؤلفه، پویایی و سازگاری (4 مؤلفه)، فناوری (3 مؤلفه)، فرهنگ تغییر (3 مؤلفه)، مدیریت سازمان (5 مؤلفه)، مدیریت اطلاعات و ارتباطات (2 مؤلفه)، محیط پویا (4 مؤلفه) و شایستگی و توانمندسازی منابع (3 مؤلفه) موثرند. در انتها دندوگرام جامع عوامل، مؤلفهها و سنجههای چابکی بازاریابی خدمات آموزشی ایران ارائه و راهکارهای مقتضی مطرح گردید.
ارائه مدل ارتقاء مدیریت منابع انسانى با تاکید بر آموزش فناوری محور در عصر تحول دیجیتال
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 22-46
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.477063.1415
محمد عبدالکاظم حلو الرکابی، سید صمد حسینی، محمد فاریابی، وحید احمدیان
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل ارتقاء مدیریت منابع انسانى با تاکید بر آموزش فناوری محور در عصر تحول دیجیتال میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، اکتشافی ـ توسعه ای و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 13 نفر از خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی و نمونهگیری به روش هدفمند و از روش گلولهبرفی و در بخش کمی شامل 110 نفر مدیران و کارکنان وزارت علوم بغداد و به ر.ش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مدلی 17 عاملی با 88 شاخص برای ارتقای مدیریت منابع انسانی در عصر تحول دیجیتال وجود دارد. این مدل شامل هفت عامل علّی، شش عامل زمینه ساز، دو عامل مداخله گر و دو راهبرد است. یافتهها نشان داد که بین تمام عوامل مدل و دو راهبرد آن، روابط معناداری وجود دارد. همچنین، مدل ارائه شده از برازش کلی قوی برخوردار است. این پژوهش میتواند برای مدیران و سیاستگذاران با بهره گیری از آموزش فناوری محور در جهت ارتقای مدیریت منابع انسانی در سازمانهای خود در عصر تحول دیجیتال و مفید باشد.
ارائه نقشه شناختی فازی انواع مهارتهای کوانتومی معلمان با روش FCM
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 22-46
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.529449.1524
زهرا مردانی، نصرالله قشقایی زاده
چکیده چکیده پژوهش حاضر باهدف ارائه نقشه شناختی فازی انواع مهارتهای کوانتومی معلمان انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهشهای اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان مشتمل بر معلمان دوره متوسطه در استان اصفهان هستند که با روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری 26 نفر از آنان انتخابشدهاند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه میباشد که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید گردید. دادههای کیفی با روش تحلیل محتوا و بااستفاده از نرم افزار مکسکیودیای و دادههای کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مهارت و توانایی برای عمل به شیوه مسئولانه، قدرت تبدیل احساس، عملکرد و شناخت از حالت درونی به بیرونی، حفظ احساس درونی مثبت بدون توجه به رخدادهای بیرونی و خروج ازحالت محدود و خطی نسبت به دانش آموزان، مهمترین مهارتهای کواتنومی معلمان میباشند.
شناسایی و اولویتبندی شاخصهای بالندگی رهبری دانشآموزان
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 50-75
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.421988.1311
فرشته عالی پور، پریوش جعفری، نادر قورچیان، نجمه حاجی پور عبایی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبهبندی شاخصهای بالندگی رهبری دانشآموزان میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ رویکرد، آمیخته اکتشافی، و از نظر استراتژی در بخش کیفی تحلیل محتوا و در بخش کمّی، پیمایشی است. مشارکتکنندگان در پژوهش در بخش کیفی، 19 نفر از خبرگان مدیریت آموزشی و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان بودهاند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمّی را مدیران اداره آموزش و پرورش و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری غیراحتمالی در دسترس حجم نمونه 69 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختمند و در بخش کمّی پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود که روایی و پایایی آن با استفاده از شاخص CVR، آزمون کاپای کوهن و آزمون مجدد تأیید شد. تحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از روش کدگذاری باز و محوری و با استفاده از نرمافزار MAXQDA2020 و تحلیل دادههای بخش کمّی با استفاده از تکنیک دلفی فازی انجام شد. تحلیل دادههای حاصل از مصاحبههای اکتشافی منجر به شناسایی 24 شاخص بالندگی رهبری دانشآموزان شد. سپس با استخراج این شاخصها، از طریق پژوهش کمّی رتبهبندی شدند. نتایج پژوهش نشان میدهد: شبکهسازی، شناخت از نسل جدید، حمایت سازمانی ادراک شده و مدیریت استعداد، مهمترین شاخصهای بالندگی رهبری دانشآموزان میباشند.
شناسایی و تحلیل عوامل موثر برپیامدهای انتخاب دانشجو در دانشگاه فرهنگیان
دوره 3، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 55-88
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.300011.1064
عظیمه متکلم
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر پیامدهای انتخاب دانشجو در دانشگاه فرهنگیان است که به روش آمیخته انجام شده است. در این پژوهش در بخش کیفی از تکنیک دلفی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید دانشگاه فرهنگیان در پردیسهای واقع در سه استان آذربایجان غربی، شرقی و اردبیل به تعداد 550 نفر است؛ که در مرحله کیفی 27 نفر از طریق نمونهگیری هدفمند در دسترس و در مرحله کمی 227 نفر به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که از روش بازخورد مشارکتکننده برای اعتبارسنجی آن استفاده شد و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که مقادیر میانگین واریانس استخراجشده (AVE) در تمامی مؤلفهها بزرگتر از مقدار 7/0 است. بنابراین پایایی پرسشنامه پژوهش مورد تائید است. برای تحلیل دادههای کیفی از روش کدگذاری و برای تحلیل دادههای کمی از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار PLS نسخه 3 استفاده شد. بر اساس یافتههای بخش کیفی مهمترین عوامل مؤثر بر پیامدهای انتخاب دانشجو در دانشگاه فرهنگیان عبارتاند از انتخاب فرایند محور، معیارهای انتخاب، ابزارهای انتخاب. نتایج بخش کمی نشان میدهد که مدل ساختاری موردبررسی از کیفیت مناسبی برخوردار است و مقادیر مشاهدهشده خوب بازسازیشدهاند و مدل موردبررسی توانایی پیشبینی بالایی دارد و میتواند متغیر مکنون درونزا را پیشبینی نماید.
طراحی الگوی توسعه سواد مالی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 65-98
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.409505.1225
محسن مولاپناه، یوسف نامور، اعظم راستگو، مجید احمدلو، توران سلیمانی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعه سواد مالی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بود. روش پژوهش آمیخته (کیفی- کمی) و جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید، متخصصان و خبرگان در حوزه مالی و در بخش کمی شامل کلیه دانشجویان دانشگاههای فرهنگیان استان اردبیل بود. تعداد نمونه در بخش کیفی بصورت انتخاب هدفمند، 21 متخصص و در بخش کمی، با استفاده از فرمولهای آماری 278 دانشجو بصورت روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل دادههای جمع آوری شده در بخش کیفی به روش گراندد تئوری با استفاده از نرم افزار 11 Maxqda در بخش کمی به دو روش توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار Smart PLS و spss22 انجام شد. نتایج نشان داد براساس سه مقوله دانش، رفتار و نگرش، در بحث دانش مالی، جنسیت، محل زندگی؛ در بحث نگرش مالی شاخصهای تحصیلات والدین و محل سکونت مؤثر بوده و در حوزه رفتارمالی، محل زندگی دائمی و درآمد دانشجو عوامل تأثیر گذارتر در سواد مالی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان تعیین گردیدند. براساس مدل استخراج شده مؤلفه دانش از لحاظ میزان تأثیر گذاری بر سواد مالی دانشجویان با بار عاملی 751/0 رتبه اول و بعد از آن مؤلفه رفتاربا بار عاملی 730/0 و نگرش با بارعاملی 667/0 در رتبههای بعدی قرار دارند.
ارزیابی کیفیت خدمات خوابگاهی با ترکیب مدلهای سروکوال و IPA (مطالعه موردی: دانشگاه اردکان)
دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 67-91
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.340094.1114
میترا موبد، علی نادی زاده اردکانی، پریسا شاکر اردکانی
چکیده نظام آموزشی زمانی از عهده وظایف خود بر میآید که علاوه بر کمیت، از نظر کیفیت نیز در وضع مطلوبی باشد. از طرفی، با توجه به رقابت ملی و جهانی دانشگاهها و رشد کمی آنها در سالهای گذشته، این مؤسسات برای باقی ماندن در فضای رقابت و تبدیل شدن به اولویت انتخاب دانشجویان و جامعه، ناچار به افزایش کیفیت خدمات خود هستند. یکی از خدمات مهم دانشگاهها برای دانشجویان اسکان آنها در خوابگاه، به عنوان خانه دوم و جایگزین موقت محیط خانواده است. کیفیت مناسب و رضایت دانشجویان از خوابگاه میتواند به پیشرفت تحصیلی و سلامت جسمانی و روانی آنها کمک کند. در این مقاله به منظور ارزیابی کیفیت خدمات خوابگاهی دانشگاه اردکان از دید دانشجویان ساکن در آن، از مدل سروکوال و برای تحلیل از مدل IPA استفاده شده است. بدین منظور دادههای 145 نفر از دانشجویان خوابگاهی که به روش نمونهگیری متوالی انتخاب شدند با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شد. بررسی انتظارات و ادراکات دانشجویان از خدمات ارائه شده و شکاف میان آنها با استفاده از پرسشنامه طراحی شده، نشاندهنده شکاف منفی در همه ابعاد کیفیت خدمات خوابگاهی است که بیشترین شکاف مربوط به بعد ملموسات و کمترین مربوط به بعد تضمین بوده است. ارزیابی ابعاد و گویههای بررسی شده در این تحقیق با کمک ماتریس IPA نقاط ضعف، قوت و اولویتهای بهبود را نشان می دهد. از نتایج این تحقیق میتوان در ارزیابی و عارضه یابی خدمات خوابگاهی دیگر دانشگاه ها و همچنین مهمانسراهای ایرانگردی و جهانگردی نیز استفاده نمود.
طراحی مدل شکست سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمانها
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 68-93
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.421536.1254
اعظم خسروی، کرم خلیلی، اسفندیار محمدی
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدلی برای شکستن سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمانهای دولتی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و یک تحقیق آمیخته اکتشافی از نوع کیفی – کمی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان (اساتید دانشگاه و محققین آشنا با موضوع تحقیق) و مدیران و معاونین سازمانهای دولتی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 345 نفر از مدیران و معاونین و کارشناسان خبره سازمانهای دولتی استان ایلام میباشد. روش نمونه گیری در بخش کیفی قضاوتی هدفمند و در بخش کمی روش نمونه گیری خوشهای میباشد. ابزار گردآوری در بخش کیفی مصاحبههای باز با خبرگان و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از تحلیلتم و تکنیک دلفی فازی و در بخش کمی نیز از معادلات ساختاری استفاده شد. در مجموع 94 تم فرعی و در قالب 20 تم اصلی شناسایی شدند. 20 تم اصلی که به عنوان عوامل تاثیرگذار بر شکستن سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمانهای دولتی شناسایی شدهاند عبارتند از: سیاستهای تسهیل گر، عوامل انگیزشی، امنیت شغلی، مدیریت مشارکتی، حاکمیت نظام شایسته سالاری، سبک رهبری، ارتقاء مهارتهای فردی، یادگیری سازمانی، تقویت اخلاق حرفهای، کیفیت روابط، سلامت روابط، اعتماد متقابل، معنویت در محیط کار، جو خلاق و انتقاد پذیر، فرهنگ همکاری، مشاوره و روانشناسی مثبت سازمانی، کاهش فشارهای روانی، ایجاد تغییرات نگرشی، تغییر استراتژیهای سازمانی، تقویت تفکر استراتژیک.
ارائه مدل فراموشی سازمانی هدفمند در هنرستانهای فنی و حرفهای استان لرستان
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 88-112
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.495093.1459
سعید پاکان، عباس طرهانی
چکیده هدف این تحقیق، ارائه و آزمون یک مدل فراموشی سازمانی هدفمند بهمنظور ارتقای مدیریت دانش در هنرستانهای فنی و حرفهای استان لرستان است. در دنیای پرشتاب و پویای امروزی، انباشت دانش و اطلاعات ناکارآمد میتواند مانعی جدی در مسیر یادگیری سازمانی و تصمیمگیری اثربخش باشد. این پژوهش ارائه و آزمون یک مدل هدفمند فراموشی سازمانی در هنرستانهای فنی و حرفهای استان لرستان را مورد بررسی قرار میدهد. روش تحقیق بهصورت ترکیبی (کیفی و کمی) و از نوع کاربردی و توصیفی بوده است. در بخش کیفی، با بهرهگیری از روش دلفی و تحلیل محتوای دادههای حاصل از مصاحبه با ۳۶ نفر از خبرگان مدیریت آموزشی، شاخصها و مؤلفههای کلیدی مرتبط با فراموشی سازمانی شناسایی و کدگذاری شدند. در ادامه، مدل مفهومی اولیه تدوین گردید. در بخش کمی، دادههای حاصل از پرسشنامه محققساخته که میان ۲۰۰ نفر از مدیران هنرستانها توزیع شده بود، با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزارهای SPSS و Smart PLS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. نتایج این بخش نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بوده و مؤلفههای شناساییشده در تقویت مدیریت دانش، حذف اطلاعات منسوخ و ارتقای عملکرد سازمانی مؤثر هستند. در مجموع، مدل نهایی میتواند بهعنوان الگویی اثربخش برای تسهیل یادگیری سازمانی، بهبود تصمیمگیری و بهروزرسانی دانش در محیطهای آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی و ارزیابی عوامل مؤثر بر استقرار فرهنگ کیفیت در دانشگاه (مطالعه موردی: دانشگاه فرهنگیان)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 110-139
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.360248.1135
سیدمحمد سیدکلان، عادل زاهد، مهدی معینی کیا، علی رضائی شریف
چکیده بر اساس پژوهشهای پیشین، فرهنگ کیفیت به عنوان فرهنگ سازمانی غالب و خاص دانشگاهی در نظر گرفته شده است که با ارزشهای مشترک و تعهد نسبت به کیفیت توسط عوامل دانشگاهی معنا پیدا میکند. هدف پژوهش حاضر، طراحی و ارزیابی عوامل اثرگذار بر استقرار فرهنگ کیفیت در دانشگاه فرهنگیان بوده است. روش پژوهش آمیخته -اکتشافی دو مرحلهای (کیفی- کمی) بود. در بخشِ کیفی، با بهره گیری از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته 23 نفر از افراد خبرۀ دانشگاهی و موضوعی به شیوۀ هدفمند از مراکز آموزشی و پژوهشی در سال 1397 مورد مصاحبه قرار گرفتند. در ادامه و در بخش کمّی تعداد 462 نفر عضو هیأت علمی و غیرهیأت علمی به صورت نمونهگیری خوشهای چندمرحله ای انتخاب و به پرسشنامه ها پاسخ دادند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه فرهنگ کیفیت مورد تأیید متخصصان قرار گرفته است، همچنین به لحاظ پایایی از روش همسانی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ به منظور محاسبه تجانس درونی استفاده شد که بیانگر بالا بودن پایایی ابعاد و مؤلفه ها بر اساس تعداد عامل های استخراج شده از تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفت. یافتههای حاصل از تحلیل عاملی تائیدی مرتبه اول و دوم نشان داد که فرهنگ کیفیت از عوامل؛ "عناصر ساختاری/ مدیریتی"، "عناصر فرهنگی/ روان شناختی"، "رهبری"، "ارتباطات"، "اعتماد"، "تعهد و مسئولیت پذیری"، "مشارکت"، "توانمندسازها"، "اصلاح زیرساختها"، "نتایج و پیامدهای فرهنگ کیفیت"، تشکیل شده است و الگوی بومی آن برای استقرار در دانشگاه فرهنگیان دارای روایی سازه مناسبی است. در نتیجه، میتوان گفت که مدل ساختاری مورد بررسی از کیفیت مناسبی برخوردار است و مقادیر مشاهده شده خوب بازسازی شدهاند و مدل توانایی پیش بینی مطلوبی دارد.
ارائه مدل حکمرانی هوشمند با تمرکز بر توسعه و آموزش منابع انسانی در بخش دولتی
دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 111-141
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.388453.1171
قائم قیروانی، محمد منتظری، شمس السادات زاهدی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل حکمرانی هوشمند با تمرکز بر توسعه و آموزش منابع انسانی در بخش دولتی می باشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب نوع دادهها آمیخته (کیفی- کمی) است. جامعه آماری در بخشی کیفی پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و کارشناسان متخصص در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات در وزارت کشور و مدیران استانداری خراسان جنوبی آشنا با موضوع بود که به صورت غیر احتمالی و قضاوتی انتخاب و با روش تحلیل مضمون اطلاعات مورد نیاز از ایشان جمع آوری شد.جامعه آماری در بخش کمی پژوهش شامل مدیران و کارشناسان شاغل در بخش مدیریت و برنامه ریزی اتوماسیون اداری برنامه ریزی به تعداد 246 نفر که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. در ادامه در راستای اعتباریابی مدل پژوهش پرسشنامه پژوهش طراحی و در بین 150 نفر از مدیران و کارشناسان شاغل در بخش مدیریت و برنامه ریزی اتوماسیون اداری برنامه ریزی که به روش تصادفی طبقه ای توزیع گردید. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار Smart PLS 2 استفاده شد. نتایج نشان داد که تمامی مولفههای حکمرانی هوشمند در بخش دولتی شناسایی واز بعد معناداری در پژوهش مورد تایید قرار گرفتند و با بررسی مضامین، مفاهیم و تحقیقات کمی و کیفی الگوی حکمرانی هوشمند با تمرکز بر توسعه و آموزش منابع انسانی در بخش دولتی تبیین گردید.
طراحی الگوی آموزشی اقتصاد مقاومتی دانش بنیان دانشگاه آزاد اسلامی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 119-143
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.506095.1477
منوچهر صادقیان، فاطمه حمیدی فر، بهارک شیرزاد کبریا، عباس خورشیدی
چکیده چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی آموزشی اقتصاد مقاومتی دانش بنیان دانشگاه آزاد اسلامی میباشد. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نظر دادها، آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت در بخش کیفی، داده بنیاد سیستمی (پارادایمی) و در بخش کمی، پیمایشی مقطعی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی و منابع انسانی که دارای تحصیلات دکتری تخصصی و با روش نمونه گیری هدفمند از نوع نظری و بخش کمی شامل 190 نفر از اساتید هیات علمی رشته مدیریت و اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که 5 بعد، ۲۲ مؤلفه و ۱۴۳ شاخص برای الگوی آموزشی اقتصاد مقاومتی دانش بنیان دانشگاه آزاد اسلامی شناسایی شد. پس از تأیید نهایی و اولویتبندی توسط خبرگان، ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای سازندة الگو ترسیم شده، و مجدداً الگوی یادشده توسط خبرگان اعتباریابی شد. بر اساس نتایج مدلیابی میتوان گفت مدل از برازش نسبتاً خوبی با دادهها برخوردار است.
مدلسازی آموزش مدیریت منابع انسانی نسل سوم دانشگاههای علوم پزشکی کشور
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 132-158
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.447224.1335
منیر علیمحمدی، محمود رضائی زاده، جلال حقیقت منفرد،
چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر مدلسازی آموزش منابع انسانی نسل سوم دانشگاههای علوم پزشکی کشور میباشد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی-توسعهای و از نظر شیوه گردآوری دادهها توصیفی-پیمایشی است. جامعه مشارکتکنندگان بخش کیفی شامل مدیران دانشگاههای علوم پزشکی کشور است که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند. در بخش کمی نیز از دیدگاه 384 نفر از کارشناسان دانشگاههای علوم پزشکی کشور استفاده شد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه محققساخته میباشد. برای تحلیل مصاحبههای تخصصی از روش تحلیل مضمون با نرمافزار MaxQDA20 استفاده شد. برای اعتبارسنجی الگو از روش حداقل مربعات جزئی با نرمافزار 3Smart PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد حکمرانی، سیاست و قانونگذاری، دین و فرهنگ، عوامل امنیتی و دفاعی بر عوامل اجتماعی و اقتصادی تأثیر دارند. عوامل اجتماعی و اقتصادی نیز بر ساختار، آمادگی و زیرساخت، تعاملات و ارتباطات و پژوهش و فناوری تأثیر میگذارند. این عوامل نیز بر مدیریت اجرایی اثر میگذارد و مدیریت اجرایی بر ویژگیهای جسمی، صلاحیتهای علمی، عقلی، روانی، رفتاری، معنوی و اخلاقی تأثیر میگذارند. این عوامل نیز بر راهبری و مدیریت آموزشی گذاشته و در نهایت به آموزش منابع انسانی نسل سوم دانشگاههای علوم پزشکی منتهی میشود.
کاربرد روش تحلیل سلسله مراتب فازی جهت شناسایی عوامل موثر بر توسعه حرفهای نو معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 114-134
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.445522.1327
نادر حبیب زاده، ابراهیم صالحی عمران، سعید غیاثی نوشن
چکیده هدف این پژوهش کاربرد روش تحلیل سلسله مراتب فازی جهت شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه حرفهای نو معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری دادهها از نوع توصیفی - پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان، متخصصان دانشگاهی، اساتید، نخبگان و صاحب نظران علوم تربیتی که مسلط به موضوع پژوهش میباشند و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. اطلاعات و دادههای مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه جمعآوری گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از از دو روش تحلیل عاملی و تکنیک تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) برای رتبه بندی استفاده گردید. نتایج نشان داد: هر یک از عوامل موثرشناسایی شده دارای وزن و اهمیت متفاوتی بودند. عامل اول اکتساب و خلق دانش (A)، عامل دوم سازماندهی دانش (B)، عامل سوم تبادل و اشتراک دانش (C)، عامل چهارم کاربرد دانش (D)، عامل پنجم به روز ماندن (E) و عامل ششم تجربه گرایی و اقدام فکورانه (F)، عامل هفتم تغییر در شیوه انجام کار (G) و عامل هشتم یادگیرنده و یادگیری (H) و عامل نهم دانش محتوا (I) و عامل دهم تمرین آموزشی (J) و عامل یازدهم مسئولیت حرفهای (K) میباشد.
طراحی و اعتبار سنجی مدل مدیریت منابع انسانی پایدار با رویکرد ارتقا شایسته سالاری در نواحی هفت گانه آموزش و پرورش مشهد
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 135-160
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.545054.1569
مریم وحیدی راد، محمود قربانی، فریده هاشمیان نژاد
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارائه مدل مدیریت منابع انسانی پایدار با رویکرد ارتقا شایسته سالاری در نواحی هفت گانه آموزش و پرورش مشهد می باشد. پژوهش از نوع آمیخته و استراتژی تحقیق در بخش کیفی، تحلیل محتوا و در بخش کمی، پیمایشی است. نمونه آماری در مرحله کیفی، 16 نفر از خبرگان دانشگاهی که با استفاده از اصل اشباع و روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. در بخش کمی، کلیهی مدیران مدارس دخترانه و پسرانه نواحی هفتگانه آموزش و پروش مشهد به تعداد 1327 نفر بوده اند. روش جمع آوری داده ها ، در بخش کیفی مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه می باشد. تحلیل داده ه در بخش کیفی نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمی از نرم افزار spss و معادلات ساختاری با استفاده از AMOS استفاده شده است . یافته ها در مدل مدیریت منابع انسانی پایدار با رویکرد ارتقا شایسته سالاری شامل 5 بعد و 24 مولفه است که شامل جذب مبتنی بر شایستگی، بهسازی مبتنی بر توسعه شایستگی منابع انسانی پایدار، نگهداشت منابع انسانی با رویکرد شایستگی، ارزشیابی عملکرد منابع انسانی پایدار و شایستهمحور و نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد می باشد. در بخش کمی نتایج نشان داد که الگوی مذکور از اعتبار لازم برخوردار است. بنابر نتایج پژوهش، مدیران نواحی هفت گانه آموزش و پرورش مشهد می توانند از طریق توسعه و تقویت مدیریت منابع انسانی پایدار موجبات ارتقای شایسته سالاری در سازمان را فراهم نمایند.
طراحی مدل اکوسیستم کارآفرینی در دانشگاه با رویکرد دانش محور
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 167-193
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.430532.1300
ناهید میر، امین رحیمی کیا، مهری دارایی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل اکوسیستم کارآفرینی در دانشگاه با رویکرد دانش محورمیباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از شامل خبرگان دانشگاهی آگاه به بحث اکوسیستم کارآفرینی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی شامل 384 نفر از کلیه مدیران دانشگاههای آزاد اسلامی سراسر کشور میباشند. گردآوری دادهها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته از اعضای جامعه آماری و گردآوری دادهها در بخش کمی طی پرسشنامه صورت گرفت. تجزیهوتحلیل دادهها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون در نرم افزار ATLAS TI و در بخش کمی با روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد و همچنین به روش تحلیل عاملی، به تجزیه و تحلیل دادهها پرداخته شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که 67 کد اولیه، 11 مضمون پایه و 5 مضمون سازنده در غالب خوشههای زیرساختها و پشتیبانی (2 مضمون)، تلفیق فناوری و دانش (2 مضمون) آموزش و فرهنگی (3 مضمون)، سیاستگذاری و برنامهریزی (2 مضمون) و مدیریت یکپارچه (2 مضمون)، شناسایی و روابط بین آنها در قالب مدل پارادایمی ترسیم و ارائه شد. نتایج بخش کمی نشان داد که 5 شاخص و 11 مؤلفه با بار عاملی، میانگین واریانس استخراجی و روایی همگرا بالای (4/0)، ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بالای (7/0)، ضرایب معناداری t بالای (96/1)، مورد تأیید قرار گرفت ومدل از برازش قوی برخودار است.
شناسایی عوامل موثر بر تضعیف کارآفرینی در دانش آموختگان دانشگاه های پیام نور استان تهران
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 168-194
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.396987.1191
علیرضا زارع داویجانی، خدیجه خانزادی، عبدالرحیم نوه ابراهیم، نادر سلیمانی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر تضعیف کارآفرینی در دانش اموختگان دانشگاهی دانشگاه های پیام نور استان تهران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی), از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت از نوع تحقیق های اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 11 نفر از خبرگان در حوزه کارآفرینی و اساتید مدیریت و نمونه گیری به صورت هدفمند می باشد. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان سال آخر مشغول به تحصیل 3750 نفر می باشند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر می باشد. از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای (PPS) استفاده شد. ابزارگردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساخت یافته (بعد کیفی) و در بخش کمی پرسشنامه برگرفته از بخش کیفی می باشد. تجزیه و تحلیل در بخش کیفی به صورت تحلیل مضمون و در بخش کمی تحلیل عاملی تائیدی با استفاده از نرم افزار SPSS و PLS می باشد. خروجی پژوهش به ترتیب تاکید بر تقویت چهار متغیر به ترتیب شامل توانمندی های فردی و شخصی و صلاحیتهای دانش آموختگان، تقویت ارکان آموزشی مرتبط با توسعه کارافرینی در دانشگاه، تقویت شرایط حمایتی دولت (تسهیلگری، حمایتی و تشویقی) و در نهایت مداخله گری در محیط های شش گانه موثر بر کارآفرینی دانشگاهی دارد.
ارائه مدل صلاحیتهای مدیریتی با توجه به ویژگیهای نسلی دانشآموزان دوره دوم متوسطه
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 185-216
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.566695.1613
مهدی سیفی جگر کندی، یوسف نامور، اعظم راستگو، صدرالدین ستاری
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل صلاحیتهای مدیریتی با توجه به ویژگیهای نسلی دانشآموزان دوره دوم متوسطه میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی میباشد. جامعه آماری بخش کیفی کلیه کارشناسان حوزه علومتربیتی استان اردبیل میباشند که تعداد 20 نفر از آنها بر اساس اصل اشباع نظر به صورت نظری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی نیز کلیه مدیران مدارس دخترانه و پسرانه دوره دوم متوسطه استان اردبیل و دانشآموزان دوره دوم متوسطه استان اردبیل میباشند که با استفاده از روش نمونهگیری تمامشماری تعداد 100 مدیر و با استفاده از روش نمونهگیری غیرتصادفی در دسترس تعداد 100 دانشآموز به عنوان نمونه آزمودنیهای بخش کمی این تحقیق انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه میباشد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافتهها نشان میدهد مدل صلاحیتهای مدیریتی با توجه به ویژگیهای نسلی دانشآموزان دوره دوم متوسطه تحت مقولات فهم و انطباق نسلی مدیران، رهبری فناورانه و دیجیتال، رهبری آموزشی و تحولگرا، مدیریت مشارکت و ارتباطات اجتماعی، مدیریت یادگیری و کیفیت آموزشی، نوآوری و خلاقیت در مدرسه، مدیریت توانمندسازی و توسعه حرفهای، مدیریت بحران، سلامت و پایداری آموزشی، مدیریت انسانی و هیجانی مدرسه، مدیریت عدالت، تنوع و اخلاق حرفهای و مدیریت راهبردی و آیندهگرانه مدرسه دستهبندی و از نظر اعتباریابی برازش شدند.
ارائه الگوی توسعه حرفه ای خودراهبر دانشجو معلمان بر مبنای رویکرد یادگیری خٌرد
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 192-213
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.456848.1364
ملیحه نیازیان، لادن سلیمی، وحید فلاح
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی توسعه حرفه ای خودراهبر دانشجو معلمان بر مبنای رویکرد یادگیری خٌردمیباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت جمع آوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی، شامل 11 نفر از اعضای هیآت علمی در دانشگاه های سراسری و دانشگاه آزاداسلامی مازندران می باشند و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل اعضای هیآت علمی دانشگاه فرهنگیان (قطب شمال کشور) به تعداد 456 نفر که بر اساس جدول مورگان، تعداد 210 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. . نتایج حاصل از داده های نشان داد که این الگو دارای سه مقوله اصلی پیشایندها (با 5 بُعد و 40 شاخص)، فرآیندها (با 3 بُعد و 36 شاخص)، و پسایندها (با 2 بُعد و 19 شاخص) می باشد. ابعاد دهگانه مدل شامل: 1) غرقگی در موقعیت های یادگیری حرفه ای؛ 2) ایجاد بسترهای مشارکت همدلانه و عاطفی در مقوله یادگیری؛ 3) جهت گیری همکارانه به یادگیری؛ 4) پشتیبانی و حمایت عاطفی دانشگاه از فعالیت های یادگیری خٌرد؛ 5) همراهی و هماهنگی برنامه درسی دانشگاهی با رویکرد خٌرد؛ 6) دانش محتوایی خٌرد؛ 7) توانایی در طراحی محتوای خٌرد؛ 8) مهارت به کارگیری محتوای خٌرد؛ 9) خودراهبری حرفه ای دانشجو معلمان (فردی و سازمانی)؛ 10) اثربخشی یادگیری خٌرد فراگیران. شاخص برازش کلی مدل (GOF) به مقدار 0.620 بدست آمد. که نشان دهنده برازش کلی مدل می باشد.
