طراحی و اعتباریابی الگوی فردیسازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت، با رویکرد فراترکیب
صفحه 1-32
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.490738.1446
حسین عبداللهی، سمانه عسگری، مرتضی طاهری، اباصلت خراسانی
چکیده هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی فردیسازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت، با رویکرد فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه اسناد، مبانی نظری و پیشینه مرتبط با فردیسازی آموزش در پایگاههای داده داخلی (1403-1390) و خارجی (2024-2000) میباشد. روش نمونهگیری غیر تصادفی هدفمند و حجم نمونه بر اساس حذف سیستماتیک بر اساس نمودار جریان مدل پریزما می باشد. ابزار جمعآوری دادهها فیشبرداری و مرور سیستماتیک اسناد و ادبیات میباشد. بهمنظور محاسبه روایی از چکلیست 27 موردی بر اساس مدل پریزما و همینطور بهمنظور محاسبه پایایی از ضریب کاپای کوهن استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزار می باشد. شیوه تجزیهوتحلیل دادهها تحلیل مضمون شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر با نرمافزار MaxQDA 2018 می باشد. یافتهها نشان داد فردیسازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت شامل سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است که بعد شناختی شامل مؤلفههای روش تدریس (6 شاخص)، محتوای آموزشی (3 شاخص)، ارزیابی (5 شاخص) و یادگیری خودتنظیمی (7 شاخص) ؛ بعد عاطفی شامل مؤلفههای انگیزش (7 شاخص)، تعاملات اجتماعی (10 شاخص) و حمایت عاطفی (6 شاخص) و درنهایت بعد رفتاری شامل مؤلفههای مؤلفه یادگیری تجربی (5 شاخص)، الگودهی (5 شاخص) و مهارتهای عملی (4 شاخص) است.
بررسی تأثیر حمایتهای دولت از طریق قابلیت های دیجیتال بر افزایش ظرفیت تابآوری و یادگیریزدایی سازمان آموزش و پرورش شهرستان یزد
صفحه 33-53
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.499780.1468
مریم دهقان، نجمه جلالیان
چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر حمایتهای دولت از طریق قابلیت های دیجیتال بر افزایش ظرفیت تابآوری و یادگیریزدایی سازمان آموزش و پرورش شهرستان یزد می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و روش پژوهش توصیفی-همبستگی و این پژوهش از نوع پژوهش های پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 90 نفر کلیه پرسنل سازمان آموزش و پرروش شهر یزد می باشد. نمونه گیری در این پژوهش بهصورت تصادفی ساده می باشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه گائو و همکاران (2022) می باشد. جهت بررسی پایایی ابزار پژوهش از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است که نتایج مقدار آن را در پژوهش حاضر بالاتر از 7/0 نشان میدهد. همچنین روایی آزمون به روش محتوا و سازه مورد تأیید قرار گرفت .تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و PLS انجام گرفت. یافته ها حاکی از آن است که حمایت مستقیم و غیرمستقیم دولت بر قابلیتهای دیجیتال در سازمان آموزش و پرورش شهرستان یزد تأثیر معنیدار دارد. همچنین حمایت مستقیم و غیرمستقیم دولت بر ظرفیت تابآوری سازمانی در سازمان آموزش و پرورش شهرستان یزد با توجه به نقش میانجی قابلیتهای دیجیتال تاثیر دارد.
بررسی رابطه بین اشتیاق تحصیلی و جابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی و اثر میانجی رفتارهای نوآورانه
صفحه 54-75
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.448886.1340
امیر سبزی پور، طاهره امیری، صغری امیری، ماریا حسنی راد
چکیده چکیده
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اشتیاق تحصیلی و جابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی و اثر میانجی رفتارهای نوآورانه به روش توصیفی و از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهرستان سلسله در سال تحصیلی 1401-1402 می باشد که با توجه به جدول مورگان 247 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. برای گردآوری اطلاعات از سه پرسشنامه شامل پرسشنامه رفتارهای نواورانه تسای (2011)، پرسشنامه چابکی یادگیری کراوت و کالدول (2016) ، پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فریدل و پاریس (2005) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (EPT) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماریSpss ونرم افزارLisrel و از روشهای آماری توصیفی شامل (جدول فراوانی، درصد فراوانی، افراد نمونه مورد پژوهش و نمودارهای مربوطه ) و ب) برای تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش و جهت مقایسه وضعیت متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه ، مدل سازی معادله های ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد بین اشتیاق تحصیلی با عملکرد تحصیلی، 2بین چابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی، بین رفتارهای نوآورانه با عملکرد تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد. ابعاد اشتیاق تحصیلی توان پیش بینی عملکرد تحصیلی، ابعاد چابکی یادگیری توان پیش بینی عملکرد تحصیلی و ابعاد رفتارهای نوآورانه توان پیش بینی عملکرد تحصیلی را داراست. بین نظرات پاسخگویان بر حسب عوامل دموگرافیک در متغیر اشتیاق تحصیلی، چابکی یادگیری، رفتارهای نوآورانه و عملکرد تحصیلی تفاوت معنادار وجود ندارد. همچنین بین اشتیاق تحصیلی، چابکی یادگیری، رفتارهای نوآورانه و عملکرد تحصیلی روابط علی وجود دارد.
بررسی رابطه بین رهبری هوشمند و تابآوری سازمانی و وفاداری سازمانی معلمان بهواسطه نقش میانجی دانش آفرینی سازمانی
صفحه 76-101
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.430106.1298
نسرین حیدری سورشجانی، فخرالسادات نصیری، سیروس قنبری
چکیده چکیده
هدف پژوهش بررسی نقش رهبری هوشمند در تابآوری سازمانی و وفاداری سازمانی با میانجیگری دانش آفرینی سازمانی بود. جامعه پژوهش معلمان مقطع متوسطه دوم استان چهارمحال و بختیاری، که تعداد آنان برابر با 2687 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقه-ای نسبتی بر مبنای فرمول کوکران در سطح آلفای 0.05 به تعداد 337 نفر تعیین شدند. روش پژوهش کمی از نوع مطالعات همبستگی و رویکرد مدل سازی معادله ساختاری کوواریانس محور بود. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای رهبری هوشمند براساس مدل سیدانمانلاکا (2008)، دانشآفرینی سازمانی براساس مدل نوناکاو تاکوچی، تابآوری سازمانی از پرایاگ و همکاران (2018) و وفاداری سازمانی از ولز و همکاران (2011)، استفاده شد. پایایی و روایی پرسشنامهها با تکنیکهای آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی بررسی شدند، مقادیر پایایی پرسشنامهها بهترتیب رهبری هوشمند (95/0)، تابآوری سازمانی (93/0)، وفاداری سازمانی (0.90) و دانش آفرینی سازمانی (94/0) گزارش شد. جهت تحلیل دادهها از مدلیابی معادلاتساختاری از نرم افزار Amos23 و SPSS V 25 استفاده شد. نتایج نشان داد رهبری هوشمند در تابآوری سازمانی معلمان بواسطه دانش آفرینی سازمانی با ضریب 38/0 در سطح 0.001 >p اثر مثبت و معنادار دارد. رهبری هوشمند با میانجیگری دانش آفرینی سازمانی در و وفاداری سازمانی اثر مثبت و معنادار در سطح 05/0 دارد. رهبری هوشمند در وفاداری سازمانی معلمان از طریق دانش آفرینیسازمانی با ضریب 49/0 در سطح 0.001 >p اثر مثبت و معنادار دارد.
طراحی مدل هوش آینده نگری مدیران دولتی
صفحه 102-118
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.493249.1455
علی پیشادست، محمد رافتی، اعظم بابکی راد
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل هوش آینده نگری مدیران دولتی در استانداری خراسان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل 33 نفر از خبرگان و اساتید دانشگاه و دانشجویان دکتری آشنا به هوش مدیران دولتی با رویکرد آینده نگری می باشد که به روش نمونهگیری نظری و غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار2020 MAXQDA میباشد. یافتهها نشان داد که 800 کُد باز و 75 کد محوری و 31 کد انتخابی به عنوان عوامل علّی، عوامل زمینهای و عوامل مداخلهگر طبقهبندی شدند که با استفاده از نرمافزار مکسکیودا پس از حذف عوامل غیرمهم، به 46 کد محوری یا عامل فرعی تقلیل یافته و نهایی شدند. همچنین راهبردها و پیامدهای احصاء شده از مطالعات میدانی پس از تطبیق نظری با راهبردها و پیامدهای شناسایی شده از طریق مطالعات کتابخانهای، غربالگری، حذف موارد مشابه، ترکیب موارد دارای محتوای مشابه و افزودن موارد جدید، در 3 دسته راهبرد توسعه و پیامدها نهایی گردیدند و طبق مراحل تدوین مدل پارادایمی، مدل هوش آینده نگری مدیران دولتی استانداری خراسان، طراحی شد.
طراحی الگوی آموزشی اقتصاد مقاومتی دانش بنیان دانشگاه آزاد اسلامی
صفحه 119-143
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.506095.1477
منوچهر صادقیان، فاطمه حمیدی فر، بهارک شیرزاد کبریا، عباس خورشیدی
چکیده چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی آموزشی اقتصاد مقاومتی دانش بنیان دانشگاه آزاد اسلامی میباشد. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نظر دادها، آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت در بخش کیفی، داده بنیاد سیستمی (پارادایمی) و در بخش کمی، پیمایشی مقطعی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی و منابع انسانی که دارای تحصیلات دکتری تخصصی و با روش نمونه گیری هدفمند از نوع نظری و بخش کمی شامل 190 نفر از اساتید هیات علمی رشته مدیریت و اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که 5 بعد، ۲۲ مؤلفه و ۱۴۳ شاخص برای الگوی آموزشی اقتصاد مقاومتی دانش بنیان دانشگاه آزاد اسلامی شناسایی شد. پس از تأیید نهایی و اولویتبندی توسط خبرگان، ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای سازندة الگو ترسیم شده، و مجدداً الگوی یادشده توسط خبرگان اعتباریابی شد. بر اساس نتایج مدلیابی میتوان گفت مدل از برازش نسبتاً خوبی با دادهها برخوردار است.
مدلسازی تاثیر توسعه شایستگی جهانی بر شکل گیری شهروندان جهانی در آموزش عالی
صفحه 144-164
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.447863.1337
کوثر خواجه داد، کامران باقری مجد
چکیده هدف پژوهش، مدلسازی تاثیر توسعه شایستگی بر شکلگیری شهروندان جهانی در سیستم آموزش عالی بوده است. این پژوهش به روش همبستگی در جامعه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان با نمونه 317 نفری بر اساس تصادفی طبقهای اجرا شده است. ابزار پژوهش دو پرسشنامه شهروند جهانی و توسعه شایستگی جهانی بوده است. روایی و پایایی هر دو ابزار مطابق با یافته های تحقیق مناسب گزارش شد. روش تجزیه و تحلیل از طریق نرم افزار لیزرل، مدل معادلات ساختاری بوده است. نتایج نشان داد، توسعه شایستگی جهانی بر مسئولیت اجتماعی، صلاحیت جهانی و مشارکت مدنی جهانی اثر مستقیم دارد از طرفی توسعه شایستگی به بر مشارکت مدنی جهانی از طریق صلاحیت جهانی و مسئولیت اجتماعی اثر غیرمستقیم داشت همچنین صلاحیت جهانی و مسئولیت اجتماعی اثر مستقیم بر مشارکت مدنی جهانی داشتهاند. می توان گفت ابزراهای کلیدی شهروند جهانی همچون مسئولیت اجتماعی، صلاحیت اجتماعی و مشارکت مدنی تحت تاثیر توسعه شایستگی جهانی در سیستم اموزش عالی میباشد به بیان دیگر توسعه دانش، مهارت و نگرش بر شکل گیری شهروندان جهانی نقش ویژه دارد.
واکاوی ابعاد و مؤلفههای شایستگی مدیران در سازمانهای دولتی مبتنی بر الگوی کوه یخ
صفحه 165-191
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510652.1491
سیدحامد صالح، محمد طالاری، مهربان هادی پیکانی، سحر فائقی
چکیده هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مؤلفههای شایستگی مدیران در سازمانهای دولتی مبتنی بر الگوی کوه یخ می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی می باشد، این پژوهش از نظر نحوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی و با روش کیفی دومرحلهای انجام شد. در ابتدا با استفاده از روش مرور نظاممند مبانی نظری 37 مقاله مورد بررسی قرار گرفت و ابعاد و مؤلفههای اولیه شایستگی مدیران سازمانهای دولتی مشخص گردید، سپس برای تأیید و تکمیل عوامل شناسایی شده در مرحله اول، با 8 نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفهای درحوزه شایستگیهای مدیران که با نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند، مصاحبه حضوری انجام شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها ابتدا از روش فراترکیب ابعاد و مولفه ها شناسایی شدند و سپس از روش تحلیل مضمون و نرمافزار Nvivo استفاده شد. نتایج نشان داد پس از ادغام 30 مؤلفه گوناگون به عنوان مؤلفههای شایستگی مدیران سازمانهای دولتی شناسایی و در قالب 5 بُعد اصلی الگوی کوه یخ شایستگی یعنی دانش (با 4 مؤلفه)، مهارت (11 مؤلفه)، خودانگاره (3 مؤلفه)، ویژگیهای شخصیتی (9 مؤلفه) و محرکها (3 مؤلفه) طبقهبندی شدند. استفاده از یک الگو و چارچوب شایستگی مناسب جهت گزینش، پرورش و ارزیابی مدیران سازمانهای دولتی زمینهساز توسعه در سطح سازمانی و ملی است.
ارائه الگوی توسعه حرفه ای خودراهبر دانشجو معلمان بر مبنای رویکرد یادگیری خٌرد
صفحه 192-213
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.456848.1364
ملیحه نیازیان، لادن سلیمی، وحید فلاح
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی توسعه حرفه ای خودراهبر دانشجو معلمان بر مبنای رویکرد یادگیری خٌردمیباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت جمع آوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی، شامل 11 نفر از اعضای هیآت علمی در دانشگاه های سراسری و دانشگاه آزاداسلامی مازندران می باشند و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل اعضای هیآت علمی دانشگاه فرهنگیان (قطب شمال کشور) به تعداد 456 نفر که بر اساس جدول مورگان، تعداد 210 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. . نتایج حاصل از داده های نشان داد که این الگو دارای سه مقوله اصلی پیشایندها (با 5 بُعد و 40 شاخص)، فرآیندها (با 3 بُعد و 36 شاخص)، و پسایندها (با 2 بُعد و 19 شاخص) می باشد. ابعاد دهگانه مدل شامل: 1) غرقگی در موقعیت های یادگیری حرفه ای؛ 2) ایجاد بسترهای مشارکت همدلانه و عاطفی در مقوله یادگیری؛ 3) جهت گیری همکارانه به یادگیری؛ 4) پشتیبانی و حمایت عاطفی دانشگاه از فعالیت های یادگیری خٌرد؛ 5) همراهی و هماهنگی برنامه درسی دانشگاهی با رویکرد خٌرد؛ 6) دانش محتوایی خٌرد؛ 7) توانایی در طراحی محتوای خٌرد؛ 8) مهارت به کارگیری محتوای خٌرد؛ 9) خودراهبری حرفه ای دانشجو معلمان (فردی و سازمانی)؛ 10) اثربخشی یادگیری خٌرد فراگیران. شاخص برازش کلی مدل (GOF) به مقدار 0.620 بدست آمد. که نشان دهنده برازش کلی مدل می باشد.
شناسایی ابعاد و مولفههای سیاهچاله های سازمانی در نظام آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی
صفحه 214-234
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.508857.1485
زکیه امینی، رویا افراسیابی، بهرنگ اسماعیلی شاد
چکیده چکیده مطالعه حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفههای سیاهچالههای سازمانی در نظام آموزشی دانشگاههای علومپزشکی در سال 1403 انجام گردید. 20 مصاحبه نیمهساختارمند با اعضای هیئتعلمی و مدیران حوزه آموزش در دانشگاههای علوم پزشکی انجام شد. از روش نمونهگیری مبتنی بر هدف با حداکثر تنوع استفاده گردید و تا دستیابی به مرحله اشباع دادهها ادامه یافت. مصاحبهها بین 30 تا 90 دقیقه بود. نتایج با روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 آنالیز شد. ارزیابی اعتبار و اطمینان اطلاعات بر اساس ملاکهای لینکلن و گوبا انجام گردید. از تجزیه و تحلیل مصاحبهها، کدها استخراج شد و 23 مفهوم اولیه شکل گرفت. با ادغام مفاهیم با معنای نزدیک به هم، هشت مقوله اصلی سیاهچالههای دانش، منابع انسانی، منابع غیرانسانی، مدیریت، ساختار سازمانی پیچیده، سیاستگذاری خودکامه و غیرپاسخگو، قوانین و دستورالعملها و خلاء فرهنگی به وجود آمد. یافتههای پژوهش بیانگر این است که سیاهچالههای مختلفی در ناکارآمدی نظام آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی تاثیرگذار است که نادیده انگاشتن آنها منجر به هدر رفتن منابع عمومی مختلف اعم از مالی و انسانی شده و روند رشد و توسعه را در کشورمان کند کرده است. لذا، تشخیص آنها و تدوین سیاستهای مطلوب و کارآمد نیازمند رویکرد نظاممند مدیران و صاحبنظران حوزه آموزش است.
ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی
صفحه 235-253
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.528318.1521
محمد ناجی، اسداله علیرضایی
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در مراکز آموزش عالی استان کرمان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران مراکز آموزش عالی استان کرمان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت آموزش عالی و آشنایی کامل در این حوزه انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون(مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر) انجام شد. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی شامل ابعاد: بینش دیجیتال(آگاهی از روندها و فناوریهای دیجیتال، تدوین و تبیین استراتژی دیجیتال، آیندهنگری و نوآوری دیجیتال)، شایستگیهای دیجیتال(سواد دیجیتال، تفکر تحلیلی و مبتنی بر داده، مدیریت ریسک و امنیت دیجیتال)، رهبری دگرگون ساز(ایجاد چشمانداز مشترک، توانمندسازی و مشارکت، حمایت و مربیگری)، چابکی و سازگاری(انعطافپذیری و تحمل ابهام، رویکرد چابک، یادگیری مستمر و سازگاری) و فرهنگ دیجیتال(ترویج فرهنگ نوآوری و آزمایش، همکاری و ارتباطات دیجیتال، مشتریمحوری دیجیتال) می باشد.
الگوی یادگیری مبتنی بر رویکرد حل مسئله برای مدیران مدارس ابتدایی: یک مطالعه فراترکیب
صفحه 254-276
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.529163.1532
عاطفه جواد زاده، زینب گلزاری، زهرا طالب
چکیده پژوهش حاضر با روش فراترکیب، به طراحی الگویی نظاممند برای آموزش مدیران مدارس ابتدایی با رویکرد حل مسئله بر اساس رویکرد هفت مرحلهای سندولوفسکی و همکاران (2007) اقدام کرده است. جامعه مطالعاتی این پژوهش شامل کلیه مقالات منتشرشده با دسترسی کامل در بازه زمانی 2010 تا 2024 به زبانهای فارسی و انگلیسی بود که با استفاده از نمونهگیری هدفمند و اعمال معیارهای ورود (زمان انتشار، زبان مقاله و حوزه موضوعی)، 41 مقاله بهعنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. برای تحلیل دادهها از کدگذاری اکتشافی در سه سطح کد باز، مقوله و مؤلفه استفاده شد. ارائه یافتهها در قالب شیوههای جدولبندی یافتهها و مدل مفهومی انجام شد؛ لذا از جداول برای نمایش نظاممند یافتهها، مانند جدولهای استخراج اطلاعات، جدولهای ارائه یافتههای کدگذاری، جدول ارائه نتایج کنترل کیفیت و از مدل مفهومی جهت ارائه الگو اقدام شده است. یافتهها منجر به شناسایی 62 کد باز، 12 مقوله و سه مؤلفه اصلی (مسئلهسازی، مسئله شناسی و مسئله گشایی) شد که در نهایت یک الگوی طبقهبندی-فرآیندی ارائه گردید. در این الگو، مسئلهسازی بهعنوان درونداد، مسئله شناسی بهعنوان فرآیند اصلی و مسئله گشایی بهعنوان برونداد در نظر گرفته شد. اعتبار یافتهها از طریق بازبینی توسط همکاران تائید شد که نشاندهنده قابلیت کاربست این الگو در طراحی و اجرای دورههای آموزشی مدیران مدارس ابتدایی است. نوآوری پژوهش در ارائه یک الگوی نظاممند آموزشی برای مدیران مدارس است که حاصل تلفیق یافتههای مطالعات پیشین در حوزه آموزش سازمانی با تأکید بر رویکرد حل مسئله است.
شناسایی و ارزیابی فرصتهای همکاری آموزشی میان ایران و کشورهای عضو ابتکار کمربند و جاده
صفحه 277-304
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.525695.1517
امیرعلی رشیدی، زهرا ترکاشوند، محمدحسن چراغعلی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی فرصتهای همکاری آموزشی ایران در بستر ابتکار کمربند و جاده انجام شد و برای نخستین بار از ترکیب روشهای کیفی و کمی بهصورت دوسطحی بهره میگیر که در گام نخست، از طریق مصاحبه با 25 متخصص حوزه سیاستگذاری آموزش، مدیریت، کارآفرینی و جغرافیا، ده مضمون کلیدی شناسایی شدهاند: تبادل آکادمیک، زیرساخت دیجیتال، عدالت آموزشی، دیپلماسی فرهنگی، تولید دانش منطقهای، هماهنگی نهادی، توسعه برنامه درسی مشترک، توانمندسازی اقتصادی، تأمین منابع، و چالشهای فرهنگی و زبانی. در مرحله دوم، با استفاده از تکنیک دیمتل، روابط علّی و معلولی میان مضامین تحلیل شد. یافتهها نشان داد که مضامینی چون زیرساخت دیجیتال (عددهای داخل پرانتز نشاندهنده اولویت بالای آنها در تحلیل دیمتل هستند) مانند زیرساخت دیجیتال (13.76)، دیپلماسی فرهنگی (13.58)، و توسعه برنامه درسی مشترک (13.30) در زمره عوامل علّی و پیشران قرار گرفتهاند. این اعداد نشاندهنده اهمیت و اولویت نسبی این مضامین در فرایندهای پیشنهادی تحقیق است. در حالی که مضامین دیگر مانند عدالت آموزشی (11.20)، تأمین منابع (13.15) و تولید دانش منطقهای (12.10) بیشتر نقش معلول و وابسته دارند. همچنین چالشهای فرهنگی و زبانی موانع مؤثر بر تعاملات دانشگاهی به شمار میروند، اما راهکارهایی نظیر تقویت زیرساخت دیجیتال (13.76)، آموزش آنلاین (13.82)، و انعقاد توافقنامههای چندجانبه میتوانند در کاهش اثرات آنها مؤثر باشند. نتایج پژوهش بر ضرورت نگاه سیستمی، آیندهنگر و علّیمحور در سیاستگذاری آموزشی ایران تأکید دارد و بر این مبنا، اولویتدهی به مؤلفههایی چون تبادل آکادمیک (12.14) و زیرساخت دیجیتال (13.76) نقش کلیدی در موفقیت همکاریهای علمی منطقهای خواهد داشت.
طراحی مدل دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی
صفحه 305-328
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.536366.1555
حسین صداقت
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی بود. جامعه پژوهش شامل 21نفر از اعضای هیاتعلمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران بود که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت.یافتههای تحلیل شبکة مضامین نشان داد 6 مضمون (سازماندهنده) و 19 مضمون پایه و 77کد اولیه مؤلفهها و مقولههای دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی هستند. مضامین(سازماندهنده) در قالب6 بعد ارائه شد که عبارتاند از: «سیاست کلان های مدیریتی سبز»، « سیاستهای کلان آموزشی و پژوهشی سبز»، «نظام مدیریت زیست محیطی فضای دانشگاه »،«مشارکت و تعاملات اجتماعی سبز»،«دغدغۀ زیستمحیطی و سرمایۀ اجتماعی»،«مدیریت نیروی انسانی سبز »بهدست آمد. نتیجهگیری: دانشگاه آزاد میتواند با استفاده بهینه از ظرفیتهای علمی،آموزشی، پژوهشی خود و حفاظت از محیط زیست در تحقق توسعه پایدار اجتماعی جامعه،که برای گذار از چالشها و دستیابی به وضعیت مطلوب علمی و آموزشی کشور می باشد در مسیر توسعه گام بردارد.
ارائه و تبیین مدلی برای ارزشهای سازمانی مبتنی بر منابع انسانی مهارتمحور
صفحه 329-345
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.532937.1541
عزیزاله نجفی، منصوره مرادی حقیقی، فرشاد حاج علیان، مهدی امیرمیاندرق
چکیده هدف این تحقیق ارائه و تبیین مدلی برای ارزشهای سازمانی مبتنی بر منابع انسانی مهارتمحور می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها نیز یک پژوهش توصیفی- پیمایشی از شاخه میدانی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان سازمان های دولتی استان لردستان در سال1403 – 1401 به تعداد 1290 نفر که با حجم نمونه ای به تعداد 296 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه می باشد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه در این پژوهش توسط متخصصان و روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفت. جهت سنجش پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شد. مقادیر مربوط به برآورد ضریب آلفای کرونباخ برای مضامین بالاتر از ۰٫۷ گزارش شدند که نشان دهنده همبستگی درونی بالا در کدهای پایه است. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد که عوامل زمینهای شامل فرهنگ سازمانی قوی، ارزشهای اخلاقی و تعاملات تیمی ، عوامل مداخلهگر مانند مقررات دولتی، تحول دیجیتال و شرایط اقتصادی، عوامل علی شامل توسعه فناورانه، پیچیدگیهای محیطی و نگرش جدید، عوامل راهبردی شامل توانمندسازی کارکنان، اصلاح ساختارهای سازمانی، پیامدهای مدل شامل افزایش بهرهوری، کاهش تعارضات سازمانی، افزایش رضایت عمومی و توسعه پایدار سازمان است. یافتهها نشان میدهد که اجرای این مدل میتواند به بهبود عملکرد سازمانهای دولتی، افزایش کارایی کارکنان و ایجاد فرهنگ سازمانی پویا منجر شود.
ارائه مدل کیفیت عملکرد شغلی کارکنان مبتنی بر فاکتورهای دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا
صفحه 346-362
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.550917.1583
نرگسالسادات میرتاجالدینی، عباس بابایی نژاد، رضا زینل زاده، سعید صیادی
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل کیفیت عملکرد شغلی کارکنان مبتنی بر فاکتورهای دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گراا ست، روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی میباشد. کارکنان دانشگاه های ازاد اسلامی قطب 8 کشور که به تعداد 1032 نفر به عنوان جامعه آماری استفاده شده است. همچنین حجم نمونه آماری با استفاده ازجدول کرجی و مورگان به تعداد 284 نفر برآورد شد و روش نمونه گیری در این مرحله به روش تصادفی ساده صورت پذیرفت. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد، نتایج نشان داد که بین دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا با نحوه ی انجام وظایف شغل و کیفیت آن با کارکنان ارتباط معناداری وجود دارد، بین دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا با میزان تعهد کارکنان به کار و مسئولیت پذیری ارتباط معناداری وجود دارد. بین دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا با میزان تلاش کارکنان در جهت تحقق اهداف سازمان ارتباط معناداری وجود دارد.
طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی برای دوره اول متوسطه بر اساس رویکرد هیوتاگوژی
صفحه 363-384
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.544857.1571
میثم حاجی منوچهری، ناهید شفیعی، امیرحسین مهدیزاده، علیرضا عراقیه
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی با رویکرد هیوتاگوژی در دوره اول متوسطه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، آمیخته با طرح اکتشافی بود که در دو بخش کیفی و کمی صورت گرفت. در بخش کیفی، با روش نمونهگیری هدفمند و تا حد اشباع نظری، با ۸ نفر از متخصصان علوم تربیتی و روانشناسی مصاحبه شد. دادهها با روش تحلیل مضمون بررسی و مضامین پایه و سازماندهنده استخراج گردید. در بخش کمی، جامعه آماری شامل معلمان دوره اول متوسطه استان البرز در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونهگیری بهصورت خوشهای چندمرحلهای و ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه محققساخته برآمده از یافتههای کیفی بود. روایی ابزار با روش همسانی درونی و پایایی با آلفای کرونباخ 0.98 تأیید شد. برای تحلیل دادهها از شاخصهای توصیفی، آزمون T تکگروهی و مدلیابی معادلات ساختاری با نرمافزارهای SPSS و Amos استفاده گردید. نتایج نشان داد در بعد «برنامه درسی» ۲۶ مضمون پایه در ۷ مضمون سازماندهنده، در بعد «الزامات پیادهسازی» ۱۵ مضمون پایه در ۵ مضمون سازماندهنده، و در بعد «اثرات پیادهسازی» ۲۳ مضمون پایه در ۸ مضمون سازماندهنده شناسایی شد. همچنین از دیدگاه دبیران، در میان ابعاد برنامه درسی تفکر سیستمی هیوتاگوژیکی، بیشترین اهمیت به ترتیب به آیندهنگری، مدیریت فرایند و درک پیچیدگی تعلق گرفت. در الزامات پیادهسازی، ابعاد کارکردی، درک روابط تربیتی و ساختاری بیشترین اهمیت را داشتند و در اثرات پیادهسازی، رشد قابلیتهای تحصیلی، ارتقای انواع تفکر دانشآموزان و بهبود شایستگی تدریس معلمان برجستهترین نتایج بودند.
شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخشهای دولتی و غیردولتی
صفحه 385-404
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.539736.1563
حامد هادیان، یوسف احمدی، علیرضا فتحی زاده
چکیده هدف این پژوهش شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شهرستان سیرجان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران منابع انسانی بخش های دولتی و خصوصی سیرجان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرمافزار MAXQDA2020انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شامل: تغییرات در بازار کار(رقابت شدید برای جذب استعدادها، ظهور نسل جدید نیروی کار، کار هیبریدی)، تغییرات در فناوری(اتوماسیون و هوش مصنوعی، نیاز به مهارت های جدید)، تغییرات در ارزش های کارکنان(معنا دار بودن کار، توسعه فردی، شایسته سالاری، تعادل بین کار و زندگی)، تغییرات در ساختار سازمانی(سازمان های مسطح، کار تیمی، انعطاف پذیری در نقش های شغلی)، تغییرات در انتظارات کارکنان(توسعه مهارت های نرم، مسئولیت اجتماعی، شفافیت و عدالت)، عوامل روانشناختی(سلامت روان، انگیزه و رضایت شغلی، احساس تعلق)، عوامل اقتصادی(حقوق و مزایا، امنیت شغلی)، فرهنگ سازمانی و محیط کار(رهبری اثربخش و مثبت، ارتباطات شفاف و باز، فرهنگ حمایتگر و مثبت، مدیریت تنوع، تعادل بین فرهنگ سازمانی و فرهنگ فردی، انصاف و برابری) می باشد.
ارائه مدلی جهت توسعه منابع انسانی با رویکرد خود توسعه فردی کارکنان آموزش و پرورش
صفحه 405-427
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.496021.1461
فاطمه مهربان، محمود قربا نی، حمید عرفانیان خان زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت توسعه منابع انسانی با رویکرد خود توسعه فردی کارکنان آموزش و پرورش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و جزء تحقیقات توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 770 نفر از کلیه کارکنان اداره کل آموزشوپرورش خراسان رضوی و مناطق هفتگانه مشهد می باشد که حجم نمونه 260 نفر و با روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جهت برازش مدل از معادلات ساختاری و جهت آنالیز و ترسیم دادهها از نرمافزارهایExcel، Spssنسخه 24،PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که توسعه منابع انسانی دارای چهار بعد (توسعه شغلی، توسعه عملکردی، مدیریت استعداد و فرایندهای توانمند ساز) و 17 مؤلفه (آموزش، کار تیمی، مهارت سازمانی، مسیر شغلی، روابط بین فردی، ارتباطات، نوآوری، رهبری، مسئولیتپذیری، انعطافپذیری، جذب، بهسازی، نگهداشت، معنیداری، داشتن حق انتخاب، مؤثر بودن و مشارکت) میباشد. همچنین مدل خود توسعه فردی دارای چهار بعد (خلاقیت، یادگیری، مدیریت دانش و خود شکوفایی) و 17 مؤلفه (خلاقیت بالقوه، خلاقیت بالفعل، حمایت ادراکشده، مهارتهای فردی، مدلهای ذهنی، چشمانداز مشترک، یادگیری تیمی، تفکر سیستمی، برداشـت، پـالایش، سـازماندهی، اشـاعه، کـاربرد، هیجان مثبت، معنایابی و پیشرفت) میباشد. در نتیجه مدیران و مسئولین برای به حداکثر رساندن اثربخشی و کارایی افراد سازمان، ضمن آشنا ساختن با محیط و توجیه آنها بر اساس نیاز، دورههای آموزشی مناسب را باید برای نیروی انسانی در آموزش و پرورش تدوین نمایند. همچنین شاخص GOF، مقدار 390/0 به دست آمد که بیانگر مقداری قوی و مطلوب کلی مدل میباشد.
تحلیل محتوای کتاب های جغرافیای دانش آموزان پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه عراق بر اساس ابعاد توسعه پایدار
صفحه 428-447
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.411704.1235
قاسم محمد صالح، محمد حسنی، حسن قلاوندی
چکیده هدف این پژوهش تحلیل محتوای کتاب های جغرافیای دانش آموزان پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه عراق بر اساس ابعاد توسعه پایدارمی باشد. روش پژوهش توصیفی و در اصل یک پژوهش تحلیل محتوایی است. جامعه آماری تحقیق، کتاب های جغرافیا پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه در سال تحصیلی 03-1402 می باشند. ابزار تحقیق را چک لیست تدوین شده توسط محقق تشکیل می دهد که دارای 4 مؤلفه (اقتصادی-اجتماعی، منابع، مشارکت و روش های اجرایی) می باشد، در این پژوهش به دلیل محدود بودن جامعه آماری حجم نمونه با حجم جامعه برابر در نظر گرفتهشده است. برای جمعآوری دادههای موردنیاز از فرمهای تحلیل محتوای کدگذاری شده با تأکید بر 4 مولفه اصلی توسعه پایدار استفادهشده است. روایی آنها، بر اساس نظرات کارشناسان و همچنین اساتید راهنما و مشاور مورد تائید قرارگرفته است. پایایی ابزار پژوهش بر اساس روش هولستی با ضریب پایایی 87/0 محاسبهشده است. واحد تحلیل در این پژوهش متن، فعالیت، جداول، نمودار و تصاویر است که طبق آن محتوای کتاب ها کدگذاری شده و اطلاعات جمع آوری شده در جداول جداگانه و برای چهار مولفه انجام پذیرفته است. نتایج نشان داد که در کل محتوای کتاب جغرافیا پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه، جمعاً 122 مورد مربوط به مؤلفههای توسعه پایدار آمده است که از این تعداد، بیشترین فراوانی به مولفه منابع و کمترین فراوانی به مشارکت مردمی مرتبط بود، همچنین نتایج تحلیل محتوا نشان داد که به طور برابر به مولفه های توسعه پایدار در محتوای کتاب درسی جغرافیا پرداخته نشده است.
