شناسایی و اولویت بندی شاخص های کنشهای غیرمترقبه دانشجویان کارآفرین در دانشگاه مازندران
صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.519094.1507
سید مهدی خاک زادیان
چکیده تحقیق حاضر با استفاده از طرح پژوهش آمیخته (کیفی و کمی) به شناسایی و اولویتبندی شاخصهای کنشهای غیرمترقبه دانشجویان کارآفرین در دانشگاه مازندران پرداخته است. برای گردآوری دادهها در گام کیفی از مصاحبه با خبرگان و در گام کمی از پرسشنامه برآمده از گام کیفی تحقیق استفاده شد. جامعه آماری تحقیق در فاز کیفی اساتید دانشگاهی و مدیران واحدهای فنآور و کارآفرین دانشگاه مازندران، در فاز کمی شامل 20 نفر از دانشجویان کارآفرین دانشگاه مازندران بودند. جهت انتخاب نمونههای پژوهش از روش نمونهگیری گلولهبرفی و بر اساس 15 مصاحبه عمیق با خبرگان مرتبط با موضوع دادههای تحقیق جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در گام کیفی از روش تحلیل مضمون و الگوی براون و کلارک (2006) و در گام کمی روش بهترین- بدترین BWM استفاده شد. یافتههای تحلیل مضمون در مورد کنشهای غیرمترقبه دانشجویان کارآفرین در دانشگاه مازندران در 4 مضمون اصلی، 1(1- پویایی و تطبیقپذیری 2- اکتشاف و توانمندسازی 3- یادگیری و نوآوری در حل مساله 4- توسعه و ارتباط با مشتری) و 53 مضمون فرعی، معرفی شدهاند. در گام کمی پویایی و تطبیقپذیری با وزن 416/0 اولین اولویت، اکتشاف و توانمندسازی با وزن 227/0 دومین اولویت، یادگیری و نوآوری در حل مساله با وزن 17/0 سومین اولویت و توسعه و ارتباط با مشتری با وزن 136/0 چهارمین اولویت از نظر خبرگان تعیین شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که کارآفرینان باید توانایی تشخیص سریع فرصتها و تهدیدها را داشته باشند و این تصمیمات باید بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق دادهها و وضع موجود باشد.
ارائه مدل ارتقاء مدیریت منابع انسانى با تاکید بر آموزش فناوری محور در عصر تحول دیجیتال
صفحه 22-46
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.477063.1415
محمد عبدالکاظم حلو الرکابی، سید صمد حسینی، محمد فاریابی، وحید احمدیان
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل ارتقاء مدیریت منابع انسانى با تاکید بر آموزش فناوری محور در عصر تحول دیجیتال میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، اکتشافی ـ توسعه ای و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 13 نفر از خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی و نمونهگیری به روش هدفمند و از روش گلولهبرفی و در بخش کمی شامل 110 نفر مدیران و کارکنان وزارت علوم بغداد و به ر.ش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مدلی 17 عاملی با 88 شاخص برای ارتقای مدیریت منابع انسانی در عصر تحول دیجیتال وجود دارد. این مدل شامل هفت عامل علّی، شش عامل زمینه ساز، دو عامل مداخله گر و دو راهبرد است. یافتهها نشان داد که بین تمام عوامل مدل و دو راهبرد آن، روابط معناداری وجود دارد. همچنین، مدل ارائه شده از برازش کلی قوی برخوردار است. این پژوهش میتواند برای مدیران و سیاستگذاران با بهره گیری از آموزش فناوری محور در جهت ارتقای مدیریت منابع انسانی در سازمانهای خود در عصر تحول دیجیتال و مفید باشد.
ارائه الگویی جامع جهت بسط مفهومی کوچینگ کار گروهی در سازمانهای دولتی ایران
صفحه 47-65
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.494821.1458
حسین غفاری، کیومرث احمدی، رضا صالحی، عادل صلواتی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی جامع جهت بسط مفهومی کوچینگ کار گروهی در سازمانهای دولتی ایران با رویکرد داده بنیاد میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعهای و اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل 10 نفر خبره که در این پژوهش افراد مجرب در حوزه کار گروهی و یا کوچینگ که بهصورت نمونه گیری غیر تصادفی، قطعی، قضاوتی و نظاممند از روش گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد میباشد. نتایج پژوهش نشان داد که 5 عامل عوامل تعدیل گر پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، عوامل زمینهای پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، راهبردهای پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، پیامدهای پیادهسازی نظام کوچینگ کار گروهی و شرایط علی پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، در ارائه الگویی جامع جهت بسط مفهومی کوچینگ کار گروهی سازمانهای دولتی ایران اثرگذار است.
طراحی مدل شکوفایی در محیط کار راهبردی جهت توسعه کارکنان
صفحه 66-87
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.411376.1230
مرضیه دهقانی زاده، مهران جعفرزاده
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل شکوفایی در محیط کار در مجتمع معادن سنگ آهن فلات مرکزی ایران بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی دادهبنیاد و انجام مصاحبه با 18 نفر از خبرگان و مدیران این مجتمع به صورت نمونهگیری هدفمند به کدگذاری دادهها با نرم افزار مکس کیودا (2020) پرداخت. نتایج شناسایی شده حاصل از کدگذاریها دادهها به پنج سوال اصلی پژوهش، باعث شناسایی 20 مقوله اصلی شد که سبک رهبری؛ منابع انگیزشی؛ الزامات شغل؛ منابع شغلی؛ و عوامل مرتبط با کارکنان به عنوان عوامل علی شکوفایی در محیط کار شناسایی شدند. همچنین عوامل فردی؛ و عوامل سازمانی به عنوان عوامل مداخلهگر و جو سازمان؛ و فرهنگ سازمان به عنوان عوامل زمینهای شناسایی شدند. حمایت سازمانی؛ برنامهریزی استراتژیک؛ ارتباطات موثر؛ آموزش و توسعه کارکنان؛ و نظام تنبیه و تشویق؛ به عنوان راهبردهای شکوفایی در محیط کار شناسایی شدند. همچنین تعلق خاطر کاری؛ افزایش عملکرد؛ رفتار کاری نوآورانه؛ چابکی سازمانی؛ تعهد سازمانی؛ و کاهش پیامدهای منفی شغلی به عنوان پیامدهای شکوفایی در محیط کار شناسایی شدند. بنابراین، سازمانها برای دستیابی به موفقیت و مزیت رقابتی پایدار نیازمند کارکنانی هستند که سلامت روان و شکوفایی آنها در محیط کار بالا باشد که این کارکنان شکوفا توسط احساسات مثبت و عملکرد جامع متمایز میشوند.
شناسایی و اولویتبندی عوامل موثر بر ارزش برند شرکتهای اینترنتی فعال در حوزه آموزش، تولیدمحتوا و تدریس بصورت مجازی
صفحه 88-110
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.487931.1437
رضا مقصودی، محسن نجفی، مجتبی مالکی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر ارزش برند شرکتهای اینترنتی فعال در آموزش آنلاین است. با توسعه فناوریهای نوین و بهبود زیرساختهای اینترنتی، نیاز به آموزش آنلاین بهطور چشمگیری افزایش یافته و اهمیت شرکتهای ارائهدهنده این خدمات را برجستهتر کرده است. این پژوهش از نظر روش، کیفی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش اساتید دانشگاهی و کارشناسان متخصص در حوزه آموزش الکترونیکی به تعداد 10 نفر هستند. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شده و با کمک تکنیک AHP و روش تاپسیس فازی میزان اهمیت و رتبهبندی هریک از شاخصها بدست آمد. یافتهها نشان میدهد که مهمترین عوامل مؤثر بر ارزش برند شرکتهای آموزش آنلاین به ترتیب شامل محتوای آموزشی دورهها، مدرسین، ارتباطات بازاریابی، خدمات مشتری، آگاهی از برند، کیفیت ادراکشده، ساختار فنی سامانه آموزشی، تعاملات، تداعیگرهای برند و وفاداری برند میباشند. نتایج این پژوهش میتواند به مدیران شرکتها، سیاستگذاران و کاربران این نوع خدمات کمک کند تا درک بهتری از اهمیت ارزش برند در حوزه آموزش مجازی پیدا کرده و تصمیمات بهتری اتخاذ نمایند.
ارائه الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی (مورد مطالعه: اداره آموزش و پرورش استان کرمان)
صفحه 111-131
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.487469.1433
مرضیه پورامینایی، حمداله منظری توکلی، شهین شرفی، زهرا انجم شعاع
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی با رویکرد داده بنیاد می باشد پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعهای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت دادهها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث رفتار سازمانی میباشد. نمونهبرداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع دادههای مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد . اطلاعات به دست امده با نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی با رویکرد داده بنیاد, دارای شرایط علّی شامل (ارتباطات داخلی، ساختار سازمانی، آموزش و رهبری)، شرایط زمینه ای شامل (شخصیت افراد، تجربه، تحصیلات و سواد، هوش فرهنگی)، شرایط مداخله گر شامل(انگیزش، جو سازمانی و روابط کاری سازمان)، راهبردها شامل(ارتباطات، اعتماد و یادگیری اجتماعی)، پیامدها شامل(جامعه پذیری، ترویج فرهنگ مشارکت اجتماعی و ترویج فرهنگ رفتار فرا نقشی) می باشد.
تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد
صفحه 132-157
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.396173.1187
علی حسین موزان، حسن قلاوندی، محمد حسنی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت (مورد مطالعه: دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد به تعداد 275 نفر می باشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 165 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد آموزش معکوس از برگمن و سامز (2013)، مهارت تدریس از رجبی(1385)، خودپنداره تحصیلی چن و تامپسون (2004)، خلاقیت از تورنس، عملکرد تحصیلی از پرسشنامه فام و تیلور (1999) استفاده شد، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه آموزش معکوس 78/0، مهارت تدریس83/0، خودپنداره تحصیلی89/0، خلاقیت91/0، عملکرد تحصیلی82/0 مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تاثیر آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود. همچنین مشخص شد که نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت در تاثیر گذاری آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود.
تبیین عوامل موثر بر همدلی سازمانی در چارچوب نظام ارزشی اسلام با رویکرد داده بنیاد
صفحه 158-180
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455096.1360
محمد طاهر جعفری، نیما رنجی جفرودی، مرتضی حضرتی
چکیده هدف این پژوهش تبیین عوامل موثر بر همدلی سازمانی در چارچوب نظام ارزشی اسلام با رویکرد داده بنیاد می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران ارشد، خبرگان مذهبی و روحانیون آشنا به موضوعات مدیریتی وزارت آموزش و پرورش در سال 1401 می باشد. حجم نمونه با روش نمونه گیری به صورت هدفمند، غیرتصادفی و گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک داده بنیاد و کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. طبق نتایج یافتهها مفاهیم در خرده مقوله ها شامل: 1- ابعاد و نشانگرهای همدلی سازمانی (ویژگیهای جمعیت شناختی سازمان، ویژگیهای شخصیتی کارکنان، توانمندسازی روانشناختی کارکنان، عوامل مدیریتی و اجتماعی، عوامل اخلاقی و عوامل اعتقادی)؛ 2- پیامدهای تأثیرگذار بر همدلی سازمانی (بهرهوری سازمانی، اثربخشی سازمانی، خلاقیت و نوآوری، تعهد سازمانی و توسعه شغلی و فردی)؛ 3- عوامل علی اثرگذار بر همدلی سازمانی (جو سازمانی، ساختار سازمانی، عوامل سازمانی، عوامل محیطی)؛ 4- عوامل مداخلهگر اثرگذار بر همدلی سازمانی (تقویت مشارکتپذیری کارکنان، فرسودگی شغلی، رضایتمندی کارکنان، مهارتهای اجتماعی کارکنان)؛ 5- عوامل زمینهای اثرگذار بر همدلی سازمانی (عوامل حمایتی و انگیزشی، حمایتهای مدیریتی، نظام ارزیابی عملکرد، تناسب شخصیتی و شغلی)؛ 6- راهبردهای طراحی مدل همدلی سازمان در چارچوب نظام ارزشی اسلام در وزارت آموزش و پرورش (بهبود فرآیندهای سازمانی، اعتمادسازی در سازمان، مدیریت اثربخش، آموزشهای همدلی و سلامت سازمانی کارکنان) دستهبندی شدند.
الگوی مدیریت سبز منابع انسانی در راستای توسعه حرفهای سازمانی مبتنی بر برنامه درسی محیط کار
صفحه 181-207
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.467660.1395
حسین مومنی مهموئی
چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت سبز منابع انسانی در راستای توسعه حرفهای سازمانی مبتنی بر برنامهدرسی محیط کار است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعهی آماری شامل کلیه کارگزاران اصلی دخیل در مدیریت منابع انسانی آموزش و پرورش، معلمان و متخصصان موضوعی (اساتید دانشگاه) بودند که از طریق نمونهگیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبهی نیمهساختاریافته با در پژوهش شامل 10 نفر از معلمان، 8 نفر از کارشناسان آموزش و توسعه منابع انسانی آموزش و پرورش شهر مشهد، 8 نفر از اساتید دانشگاه جمعآوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد همچنین برای کدگذاری دادهها از نرم افزار MAXQDa10 استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشاندهندهی سی مفهوم محوری و یازده مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل مدیریت مشارکتی تحولمحور به عنوان مقولهی محوری و شرایط علی (مشتمل بر مؤلفههای فرهنگسازمانی، بومیسازی، کارراهه شغلی سبز و تعاملات)، عوامل زمینهای (مشتمل بر مؤلفههایی چون مبتنی بر برنامهدرسی محیط کار، ارتقاء سواد اکولوژیک سازمانی، تضمین کیفیت سازمانی و عوامل ساختاری)، عوامل تسهیلکننده (مشتمل بر مؤلفههایی چون نظارت سبز، انگیزه-سازی سازمانی و برنامهریزی استراتژیک سبز در سازمان) و عوامل محدودکننده (مشتمل بر مؤلفههایی چون چالشهای ساختاری، چالشهای آموزشی-مدیریتی و چالشهای فرهنگی) مورد سازماندهی قرار گرفت.
شناسایی موانع مدیریت منابع انسانی سبز در راستای افزایش پایداری سازمان
صفحه 208-231
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.434888.1309
فروزان دولت یاری، عبدالله توکلی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع مدیریت منابع انسانی سبز در راستای افزایش پایداری سازمان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش را شرکت صنایع سیمان غرب کرمانشاه تشکیل میدهد. برای تجزیهوتحلیل تأثیر موانع بر اجرای مدیریت منابع انسانی سبز در جامعه آماری، با خبرگان دانشگاهی رشته مدیریت مصاحبه شد. با توجه به تسلط خبرگان بر موضوع، با 14 عضو علمی مصاحبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در فاز نخست با جستجوی در پایگاههای علمی معتبر داخلی و خارجی وپژوهشهای مرتبط، ده مانع تاثیرگذار بر اجرای مدیریت منابع انسانی سبز شناسایی و در ادامه با انجام مصاحبه با خبرگان صنعت و دانشگاهی رشته مدیریت و با استفاده از روش آزمون تصمیمگیری و ارزیابی دیمتل، تجزیهوتحلیل موانع پیادهسازی مدیریت منابع انسانی سبز انجام گرفت. یافته ها نشان داد عدم وجود ساختارها، فرآیندها و ابزارهای سبز ضروری بیشترین تأثیر را در عدم افزایش پایداری سازمان بازی میکند. همچنین عواملی مانند عدمحمایت رهبری، چالشها در جذب کارکنان با استعداد سبز و فقدان شایستگیهای سبز از دیگر عوامل تاثیرگذار هستند. تعاملات ارائهشده با استفاده از ماتریس روابط بین موانع در اجرای مدیریت منابع انسانی سبز به متخصصان منابع انسانی کمک میکند تا قدرت تأثیر عوامل را بر کل سیستم تجسم کنند و بر موانع مهم تمرکز نماید. انتظار میرود که این مطالعه بتواند برای مدیران منابع انسانی در استفاده بهینه از منابع شرکت روشنگر باشد.
ارائه مدلی در راستای پیشگیری و کاهش فساد اداری کارکنان و تاثیر آن بر عملکرد سازمان
صفحه 232-255
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.465868.1392
حسین رنجبر، مجتبی ابراهیمی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی پیشگیری و کاهش فساد اداری کارکنان سازمانهای اداری و تأثیر آن بر عملکرد سازمان میباشد. در این پژوهش بمنظور دستیابی به هدف تحقیق از روش پژوهش کیفی استفاده شده و از حیث هدف در دسته مطالعات توسعهای قرار میگیرد. جامعه پژوهش مشتمل بر متون بر نهج البلاغه، قرآن کریم، احادیث معتبر و مقالات منتشره معتبر در نشریات علمی جهان بوده که پس از غربالگری 30 مقاله انتخاب گردیده است. بنابراین با بهره گیری از روش گرندد تئوری به استخراج مؤلفههای مدل کاهش فساد اداری که مشتمل بر پیشایندها، پیامدها و تهدیدکنندههای فساد اداری پرداخته شده است. فساد اداری به عنوان یکی از عمومیترین گونههای فساد، مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است و با این ویژگی نه به زمان خاصی تعلق دارد و نه به جامعۀ خاصی مربوط میشود. فساد اداری، پدیدهای نوین نیست؛ پیدایش و گسترش آن، قدمتی به اندازة تاریخ اجتماعات بشری و تاریخ سازمانها و نهادها دارد. برخی از پژوهشگران، فساد اداری را «سرطان اجتماعی» نامیدهاند. این پدیده، پیامدهای منفی بسیاری به همراه دارد از جمله اینکه بر رشد اقتصادی تأثیرگذار است. سرمایه گذاری خارجی را با مانع رو به رو میسازد. سطح سرمایه انسانی را کاهش میدهد و اعتماد نسبت به نهادهای دولتی و خصوصی را از بین میبرد. یافتههای این مقاله به شناسایی متغیرهای زمینه ساز، موامل مؤثر، متغیرهای بازدانده و پیامدها کاهش فساد اداری در سازمانهای دولتی انجامیده است.
طراحی مدل مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی سازمانی
صفحه 256-281
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.485601.1431
حمیدرضا نامجوفرد، محمد جلال کمالی، مهدی سبک رو، زهرا انجم شعاع، حجت بابایی
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی سازمانی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 19 نفر از خبرگان حوزه مدیریت رفتار سیاسی و رفتار شهروندی سازمانی می باشد. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای شناسایی ابعاد و مؤلفههای مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی سازمانی مصاحبههای مفصل و عمیقی با خبرگان شهرداریهای استان یزد انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل مضمون و نرم افزار NVIVO ویراست 11 استفاده شد. نتایج نشان داد مفاهیم استخراج شده مربوط به الگوی طراحی مدل مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی سازمانی در شهرداری های استان یزد شامل 47 کُد اولیه،16 مضمون پایه و 7 مضمون سازماندهنده میباشد. مضامین پایه دهنده شامل: عوامل مدیریتی، ساختار سازمانی، ارزش های جمع گرا، سیاستها و توجه به اخلاقیات، آوای مشارکتی، مدیریت دانش، خطای ادراکی، آلودگی ارتباطی، عدم شفافیت اطلاعاتی، تضاد و تعارض، ویژگی های شخصیتی، نظارت و کنترل و ارزش گذاری، یادگیری زدایی، برنامه ریزی آموزشی، توسعه حکمرانی همگرایی و پیوستگی سازمانی میباشند.
بررسی عوامل پیشایندی خطاهای نیروی انسانی بخش درمان دربیمارستان های شهرستان رفسنجان
صفحه 282-295
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.451203.1345
مینو داروئیان، محمد ضیاءالدینی، ملیکه بهشتی فر
چکیده چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل پیشایندی خطاهای نیروی انسانی بخش درمان در بیمارستانهای شهرستان رفسنجان میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 43 نفر از پزشکان بیمارستانهای شهرستان رفسنجان میباشد. مبنای گردآوری اطلاعات، خبرگی و تخصص افراد میباشد و از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار MICMAC انجام شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که در رابطه با پیشایندهای خطای انسانی پزشکان بیشترین میزان موافقت خبرگان با مؤلفه اطلاعات غلط در مورد بیمار و نحوه نامناسب توزیع دارو و کمترین میزان موافقت با مؤلفههای عدم رعایت حقوق قانونی بیمار و عدم بکار بستن استانداردهای اخلاقی و اصول حرفهای است. همچنین در رابطه با رهاوردهای خطای انسانی پزشکان، بیشترین میزان موافقت خبرگان با مؤلفه ایجاد استرسهای روحی- روانی در پزشکان و افزایش شکایتها در بین بیماران و ارباب رجوعان بیمارستان و کمترین میزان موافقت با مؤلفههای تدوین برنامه جامع در خصوص اجرایی کردن فعالیتهای مرتبط با ارتقاء سلامت، جمعآوری و انتشار بهتر و بیشتر اطلاعات و حاکمیت فرهنگ کار تیمی میباشد. همچنین نتایج معادلات ساختاری تفسیری و تحلیل میک مک نشان داد که ضعف عملکرد کارکنان سازمان و ضعف نظامهای مدیریتی درون سازمانی که به عنوان معیارهای سطح اول و معیارهای فرآیندهای ذهنی نابجا و ویژگیهای کژکارکردی مدیریت در سطح دوم (سطح آخر) مدل از دیدگاه خبرگان شناسایی شدهاند.
طراحی الگوی توانمندسازی پزشکان خانواده مبتنی بر کیفیت خدمات
صفحه 296-315
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.429254.1294
سید ابراهیم جعفری کلاریجانی، یعقوب علوی متین، داود پایدار فرد
چکیده هدف این تحقیق طراحی الگوی توانمندسازی پزشکان خانواده مبتنی بر کیفیت خدمات میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، توسعه ای میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و سیاست گذاران و پزشکان خانواده که نسبت به آموزشهای کاربردی در سازمان اطلاعات کاملی داشتهاند میباشد. روش نمونهگیری هدفمند می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش فراترکیب استفاده شد. تحلیل دادهها به احصای 58 شاخص، 11 معیار و 4 بعد برای توانمندسازی پزشکان خانواده و 32 شاخص، 6 معیار و دو بعد برای بعد کیفیت خدمات انجامید. مدل به دست آمده در چهار مضمون پیش نیازهای مورد نیاز (زیرساخت، ارتباطات، برنامه ریزی)؛ مکانیزم های انگیزشی (مشوق ها، آگاه سازی، قدرت عمل)؛ شاخص های مدیریتی (ارزیابی، مدیریت و نظارت مالی،)؛ اصلاح شیوه ارائه خدمات (آموزش، اصلاح فرآیند) برای توانمندسازی پزشکان خانواده و دو مضمون کیفیت خدمات ملموس (تشخیصی، هزینه ای و خدمات الکترونیک) و کیفیت خدمات ناملموس (بیمه ای و پاسخگویی، زنان و زایمان و مشاوره ای) مورد تأیید قرار گرفت.
طراحی مدل جذب و استخدام نسلهای Y و Z در سازمانهای بخش دولتی
صفحه 316-339
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.506843.1479
وحیده عباسی، مهرداد گودرزوندچگینی، مراد رضایی دیزگاه
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل جذب و استخدام نسلهای Y و Z در سازمانهای بخش دولتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از فراترکیب میباشد. از رویکرد تئوری ترکیبی استفاده شد تا با در نظر گرفتن نظریه نسلها (مانهایم، 1952)، همگروهی نسلی (استراوس و هاو، 1991) و نظریه انگیزش-بهداشت (هرزبرگ، 1959) چارچوب مناسبی برای انتخاب و تحلیل عوامل اتخاذ شود. سوال اصلی این مطالعه با تکیه بر روش فراترکیب طراحی شد. مقالات کیفی بهطور هدفمند انتخاب و از طریق مراحل مختلف ارزیابی شدند. در نهایت، تعداد 27 مطالعه با قابلیت اطمینان 95 درصد بررسی و مدل نهایی با استفاده از الگوی ارتباطی موجود در نرمافزار MAXQDA 2020 طراحی گردید. نتایج نشان داد که برای جذب و استخدام کارکنان نسلهای Y و Z، در نظر گرفتن چهار بُعد و 30 عامل ضروری است که از بین این عوامل، بیشترین تاکید باید بر روی مسائلی نظیر استخدام با استفاده از فضای مجازی، تعادل کار-زندگی، حس تعلق به کار، سنجش کارایی فرد هنگام استخدام، نظام جبران خدمات شفاف، ارزشهای کاری و سیاستهای مهارتآموزی صورت پذیرد. بکارگیری راهبردهای همسو با عوامل مذکور میتواند در افزایش جذب و ظرفیتپذیری سازمانها و کاهش ترک شغل کارکنان نسلهای در حال ظهور موثر واقع شود.
ارزیابی اثربخشی هوش مصنوعی در توسعه مهارتهای کارآفرینی دانشآموزان
صفحه 340-360
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510206.1489
ندا ترابپور، سید محمدباقر جعفری، جعفر رحمانی
چکیده هدف این تحقیق ارزیابی اثربخشی هوش مصنوعی در توسعه مهارتهای کارآفرینی دانشآموزان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها نیز یک پژوهش توصیفی-پیمایشی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 110 نفر از معلمان مدارس متوسطه منطقه 11 و 12 شهر تهران میباشند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه میان آنها توزیع گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه استاندارد میباشد. روایی پرسشنامه توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافتهها و آزمون فرضیهها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر توسعه مهارتهای کارآفرینی از قبیل مهارتهای شخصی، مهارتهای خلاق و انتقادی، مهارتهای بین فردی و مهارتهای عملی تاثیرگذار است. جهت برازش مدل کلی از روش معیار GOF استفاده شد، مقدار بدست آمده برابر با 723/0 بوده که نشان از برازش قوی مدل میباشد.
شناسایی عوامل موثر جهت ارتقای سطح درس زبان عربی
صفحه 361-375
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.485098.1434
محمدجعفر اصغری، محمد اسلم رئیسی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر جهت ارتقای سطح درس زبان عربی (مورد مطالعه: دانش آموزان متوسطه شهر کرمان) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، با رویکرد تحلیل محتوا می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران ، معلمان و خبرگان این حوزه می باشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، نظری انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوا و نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد ابتدا با استفاده از روش مقولهبندی فرعی و اصلی؛ کدهای مورد نظر استخراج شدند. براساس فرایند تحلیل محتوا، طی مراحل کدگذاری 47 مقوله فرعی و 9 مقوله اصلی شناسایی و دستهبندی شدند. نتایج حاکی از این است استفاده از روشهای نوین، خلاقانه و بهرهمند از ابزارهای فناورانه میتواند با برانگیختن حس کنجکاوی، اشتیاق و مشارکت دانشآموز بر میزان یادگیری درس عربی و ارتقای سطح زبانی آنها تاثیر گذار باشد.
واکاوی و هنجاریابی شاخص های مهارت های فنی معلمان مقطع متوسطه اول
صفحه 376-393
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.491610.1449
فرزاد اسکندری نسب، خدیجه ابوالمعالی الحسینی، فریبرز درتاج، فریبرز باقری
چکیده هدف این تحقیق به واکاوی و هنجاریابی شاخص های مهارت های فنی معلمان مقطع متوسطه اول میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش زمینهیابی- توصیفی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه معلمان دوره اول متوسطه نواحی چهارگانه کرج در سال 1400 می باشد که از میان آنان نمونهای به حجم 329 معلم انتخاب شدند. روش نمونهگیری روشتصادفی خوشهای می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ساخته محقق استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که هریک از مولفههای پرسشنامه مهارت های فنی معلمان که شامل: مهارت مشاوره ای، مهارت در تدریس و مدیریت کلاس درس، مهارت ارزشیابی و مهارت فناوری اطلاعات و ارتباطات است، از همسانی درونی مطلوبی برخوردارند. براین اساس چنین نتیجه گیری شد که هر یک از گویه ها از توان لازم برای سنجش مؤلفه های مهارت های فنی معلمان برخوردارند و هر یک از مؤلفه ها از توان قابل قبولی برای سنجش عامل کلی تر یعنی مهارت های فنی معلمان برخوردارند.
بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان
صفحه 394-411
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.500024.1469
منیژه ایران نژاده، علی اصغر ماشینچی، مختار رنجبر
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش تحقیق اکـتشافی می باشد. جامعۀ آماری در بخش کیفی پژوهش، شامل 20 نفر از خبرگان که بر اساس نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. جامعۀ آماری پژوهش در بخش کمی، شامل 450 نفر از تمام معلمان متوسطه استان هرمزگان که بر اساس فرمول کوکران و نوع نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای، انتخاب شدند. از تکنیک دلفی و پرسشنامه سنجش برازش مدل استفاده شد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از تکنیک دلفی و در بخش کمی از نرم افزار Spss-V23و Lisrel-V8.8 استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که مولفه های الگوی مقیاس های ارزشیابی برنامه های درسی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در 5 بعد و16 مولفه، شامل، ابعاد منطق و اهداف (3 مولفه)، محتوا و فعالیت های یادگیری (3 مولفه)، نقش معلم و مواد و منابع (4 مولفه)، گروه بندی و سنجش و ارزشیابی (3 مولفه)، مکان و زمان (3 مولفه) می باشد. همچنین، با توجه به اختلاف میانگینها که مقادیری مثبت هستند، چنین استنباط شد که وضعیت مولفهها کلاً در حالت مطلوب اما کمی بالاتر از میانگین بودند. علاوه بر این، نتایج اعتبار بخشی مدل نشان داد که تطبیق، قابلیت فهم بودن، قابلیت تعمیم، قابلیت کنترل مدل از نظر متخصصان دارای اعتبار است و با اطمینان 99 درصد مورد تائید قرار گرفته است.
بررسی نقش میانجی نوآوری سازمانی در رابطه بین رهبری تحولی و تعهد سازمانی معلمان
صفحه 412-432
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.491262.1447
مصطفی محمودی، محمد غفاری مجلج، محسن احمدی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش مدل ارائه شده در ارتباط با رهبری تحولی و تعهد سازمانی معلمان با میانجیگری نوآوری سازمانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه معلمان مدارس منطقه 15 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند. از جامعه آماری یاد شده،300 نفر بر اساس نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه رهبری تحولی باس و آولیو (1995)، پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (1997) و پرسشنامه محقق ساخته نوآوری سازمانی چوپانی (1390) استفاده گردید. برای تعیین پایایی ابزار از آلفای کرانباخ استفاده شد. برای تحلیل داده ها از ماتریس همبستگی و مدل معادلات ساختاری و برای تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش، از نرم افزار (Lisrel, 10.30) و (Spss 25) استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها حاکی از آن بود که: رهبری تحولی با تعهد سازمانی معلمان رابطه مستقیم و معناداری دارد؛ نوآوری سازمانی با تعهد سازمانی معلمان رابطه مستقیم و معناداری دارد همچنین رهبری تحولی به صورت غیرمستقیم و به واسطه نوآوری سازمانی با تعهد سازمانی معلمان رابطه معناداری دارد و مدل مفهومی ارائه شده از برازش آماری مناسبی برخوردار است به بیان دیگر مدل تبیین تعهد سازمانی بر اساس رهبری تحولی و نوآوری سازمانی با داده های تجربی برازش دارد. در نهایت بر اساس اطلاعات حاصل شده از مدل معادلات ساختاری نیز می توان گفت که همه مولفههای موجود در سه متغیر پژوهش حاضر با یکدیگر ارتباط مثبت و معناداری دارند.
