نقش آموزش مبتنی بر پژوهش در بهبود سواد مالی و رفتار مصرفگرایانه دانشآموزان مقطع ابتدایی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 71-87
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.531885.1534
فاطمه ابوالحسنی طرقی، سید حسن حاتمی نسب
چکیده چکیده
هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش آموزش مبتنی بر پژوهش در بهبود سواد مالی و رفتار مصرفگرایانه دانشآموزان مقطع ابتدایی میباشد. با توجه به تأثیر روشهای مبتنی بر پژوهش در کنترل رفتارهای مصرفی عموماً غیرمنطقی و احساسی، این پژوهش مدعی است داشتن سواد مالی میتواند به اثرگذاری پیامدهای این ادعا کمک نمایند. برای این منظور رویکرد علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات مد نظر قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق دانشآموزان مقطع ابتدایی دوره اول در شهر یزد میباشند که تعداد 111 نفر با سابقه عدم آشنایی با مباحث سواد مالی به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب و پس از گذراندن دوره آشنایی با سواد مالی، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزیابی قرار گرفتند. روابط مورد ادعا در این پژوهش با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری و با نرم افزار SpartPLS4 مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد که از بین چهار بعد سواد مالی، دو بعد مدیریت اعتبار و مدیریت پساندار و سرمایهگذاری اثر معنیداری بر رفتار مصرفی نداشتهاند اما دانش پایه مدیریت و مدیریت ریسک اثر مستقیم و غیرمستقیم قابل قبولی به دنبال داشته است. مدیریت ریسک و دانش پایه، به دانشآموزان کمک میکند تا تصمیمات مالی بهتری اتخاذ کنند و تحت تأثیر عواملی نظیر تبلیغات قرار نگیرند. به این ترتیب، تقویت این ابعاد از سواد مالی میتواند به بهبود رفتار مصرفی دانشآموزان کمک کند.
بررسی رابطه بین رهبری هوشمند و تابآوری سازمانی و وفاداری سازمانی معلمان بهواسطه نقش میانجی دانش آفرینی سازمانی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 76-101
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.430106.1298
نسرین حیدری سورشجانی، فخرالسادات نصیری، سیروس قنبری
چکیده چکیده
هدف پژوهش بررسی نقش رهبری هوشمند در تابآوری سازمانی و وفاداری سازمانی با میانجیگری دانش آفرینی سازمانی بود. جامعه پژوهش معلمان مقطع متوسطه دوم استان چهارمحال و بختیاری، که تعداد آنان برابر با 2687 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقه-ای نسبتی بر مبنای فرمول کوکران در سطح آلفای 0.05 به تعداد 337 نفر تعیین شدند. روش پژوهش کمی از نوع مطالعات همبستگی و رویکرد مدل سازی معادله ساختاری کوواریانس محور بود. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای رهبری هوشمند براساس مدل سیدانمانلاکا (2008)، دانشآفرینی سازمانی براساس مدل نوناکاو تاکوچی، تابآوری سازمانی از پرایاگ و همکاران (2018) و وفاداری سازمانی از ولز و همکاران (2011)، استفاده شد. پایایی و روایی پرسشنامهها با تکنیکهای آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی بررسی شدند، مقادیر پایایی پرسشنامهها بهترتیب رهبری هوشمند (95/0)، تابآوری سازمانی (93/0)، وفاداری سازمانی (0.90) و دانش آفرینی سازمانی (94/0) گزارش شد. جهت تحلیل دادهها از مدلیابی معادلاتساختاری از نرم افزار Amos23 و SPSS V 25 استفاده شد. نتایج نشان داد رهبری هوشمند در تابآوری سازمانی معلمان بواسطه دانش آفرینی سازمانی با ضریب 38/0 در سطح 0.001 >p اثر مثبت و معنادار دارد. رهبری هوشمند با میانجیگری دانش آفرینی سازمانی در و وفاداری سازمانی اثر مثبت و معنادار در سطح 05/0 دارد. رهبری هوشمند در وفاداری سازمانی معلمان از طریق دانش آفرینیسازمانی با ضریب 49/0 در سطح 0.001 >p اثر مثبت و معنادار دارد.
طراحی مدل هوش آینده نگری مدیران دولتی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 102-118
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.493249.1455
علی پیشادست، محمد رافتی، اعظم بابکی راد
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل هوش آینده نگری مدیران دولتی در استانداری خراسان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل 33 نفر از خبرگان و اساتید دانشگاه و دانشجویان دکتری آشنا به هوش مدیران دولتی با رویکرد آینده نگری می باشد که به روش نمونهگیری نظری و غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار2020 MAXQDA میباشد. یافتهها نشان داد که 800 کُد باز و 75 کد محوری و 31 کد انتخابی به عنوان عوامل علّی، عوامل زمینهای و عوامل مداخلهگر طبقهبندی شدند که با استفاده از نرمافزار مکسکیودا پس از حذف عوامل غیرمهم، به 46 کد محوری یا عامل فرعی تقلیل یافته و نهایی شدند. همچنین راهبردها و پیامدهای احصاء شده از مطالعات میدانی پس از تطبیق نظری با راهبردها و پیامدهای شناسایی شده از طریق مطالعات کتابخانهای، غربالگری، حذف موارد مشابه، ترکیب موارد دارای محتوای مشابه و افزودن موارد جدید، در 3 دسته راهبرد توسعه و پیامدها نهایی گردیدند و طبق مراحل تدوین مدل پارادایمی، مدل هوش آینده نگری مدیران دولتی استانداری خراسان، طراحی شد.
شناسایی و اولویت بندی شاخص های کنشهای غیرمترقبه دانشجویان کارآفرین در دانشگاه مازندران
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.519094.1507
سید مهدی خاک زادیان
چکیده تحقیق حاضر با استفاده از طرح پژوهش آمیخته (کیفی و کمی) به شناسایی و اولویتبندی شاخصهای کنشهای غیرمترقبه دانشجویان کارآفرین در دانشگاه مازندران پرداخته است. برای گردآوری دادهها در گام کیفی از مصاحبه با خبرگان و در گام کمی از پرسشنامه برآمده از گام کیفی تحقیق استفاده شد. جامعه آماری تحقیق در فاز کیفی اساتید دانشگاهی و مدیران واحدهای فنآور و کارآفرین دانشگاه مازندران، در فاز کمی شامل 20 نفر از دانشجویان کارآفرین دانشگاه مازندران بودند. جهت انتخاب نمونههای پژوهش از روش نمونهگیری گلولهبرفی و بر اساس 15 مصاحبه عمیق با خبرگان مرتبط با موضوع دادههای تحقیق جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در گام کیفی از روش تحلیل مضمون و الگوی براون و کلارک (2006) و در گام کمی روش بهترین- بدترین BWM استفاده شد. یافتههای تحلیل مضمون در مورد کنشهای غیرمترقبه دانشجویان کارآفرین در دانشگاه مازندران در 4 مضمون اصلی، 1(1- پویایی و تطبیقپذیری 2- اکتشاف و توانمندسازی 3- یادگیری و نوآوری در حل مساله 4- توسعه و ارتباط با مشتری) و 53 مضمون فرعی، معرفی شدهاند. در گام کمی پویایی و تطبیقپذیری با وزن 416/0 اولین اولویت، اکتشاف و توانمندسازی با وزن 227/0 دومین اولویت، یادگیری و نوآوری در حل مساله با وزن 17/0 سومین اولویت و توسعه و ارتباط با مشتری با وزن 136/0 چهارمین اولویت از نظر خبرگان تعیین شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که کارآفرینان باید توانایی تشخیص سریع فرصتها و تهدیدها را داشته باشند و این تصمیمات باید بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق دادهها و وضع موجود باشد.
ارائه مدل ارتقاء مدیریت منابع انسانى با تاکید بر آموزش فناوری محور در عصر تحول دیجیتال
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 22-46
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.477063.1415
محمد عبدالکاظم حلو الرکابی، سید صمد حسینی، محمد فاریابی، وحید احمدیان
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل ارتقاء مدیریت منابع انسانى با تاکید بر آموزش فناوری محور در عصر تحول دیجیتال میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، اکتشافی ـ توسعه ای و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 13 نفر از خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی و نمونهگیری به روش هدفمند و از روش گلولهبرفی و در بخش کمی شامل 110 نفر مدیران و کارکنان وزارت علوم بغداد و به ر.ش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که مدلی 17 عاملی با 88 شاخص برای ارتقای مدیریت منابع انسانی در عصر تحول دیجیتال وجود دارد. این مدل شامل هفت عامل علّی، شش عامل زمینه ساز، دو عامل مداخله گر و دو راهبرد است. یافتهها نشان داد که بین تمام عوامل مدل و دو راهبرد آن، روابط معناداری وجود دارد. همچنین، مدل ارائه شده از برازش کلی قوی برخوردار است. این پژوهش میتواند برای مدیران و سیاستگذاران با بهره گیری از آموزش فناوری محور در جهت ارتقای مدیریت منابع انسانی در سازمانهای خود در عصر تحول دیجیتال و مفید باشد.
ارائه الگویی جامع جهت بسط مفهومی کوچینگ کار گروهی در سازمانهای دولتی ایران
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 47-65
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.494821.1458
حسین غفاری، کیومرث احمدی، رضا صالحی، عادل صلواتی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی جامع جهت بسط مفهومی کوچینگ کار گروهی در سازمانهای دولتی ایران با رویکرد داده بنیاد میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعهای و اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل 10 نفر خبره که در این پژوهش افراد مجرب در حوزه کار گروهی و یا کوچینگ که بهصورت نمونه گیری غیر تصادفی، قطعی، قضاوتی و نظاممند از روش گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد میباشد. نتایج پژوهش نشان داد که 5 عامل عوامل تعدیل گر پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، عوامل زمینهای پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، راهبردهای پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، پیامدهای پیادهسازی نظام کوچینگ کار گروهی و شرایط علی پیادهسازی کوچینگ کار گروهی، در ارائه الگویی جامع جهت بسط مفهومی کوچینگ کار گروهی سازمانهای دولتی ایران اثرگذار است.
بازنمایی ادراک از عوامل مؤثر بر اجرای الگوی مدیریت دانش اریک چنگ در مدارس متوسطه استان آذربایجان غربی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 26-36
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.410016.1223
پریوش محمدی قشلاق
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر اجرای الگوی مدیریت دانش اریک چنگ در مدارس متوسطه دوره دوم استان آذربایجان غربی صورت پذیرفت. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از حیث جمعآوری اطلاعات کیفی از نوع پدیدارشناسی بوده و جامعه پژوهش مدیران مدارس متوسطه دوره دوم استان در سال تحصیلی 1402-1401 بوده که با روش نمونهگیری هدفمند از نوع همگون و به استناد اصل اشباع نظری، تعداد 8 نفر از بین مدیران نمونه استانی انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد و برای اعتبار پذیری دادهها از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا بهره گرفته شد. بر اساس روش تجزیهوتحلیل کلایزی، در بعد «رهبری دانش» دو مضمون اصلی تحت عناوین «شبکهسازی اطلاعات با چهار مضمون فرعی» و «پشتیبانی از یادگیری با سه مضمون فرعی»؛ در بعد «چشمانداز مدیریت دانش» سه مضمون اصلی تحت عناوین «تحلیل موقعیت با چهار مضمون فرعی»، «تعامل مداوم با سه مضمون فرعی» و «بازخورد مؤثر با سه مضمون فرعی»؛ در بعد «فرهنگ تبادل دانش» سه مضمون اصلی تحت عناوین «تحلیل موقعیت با چهار مضمون فرعی»، «امنیت با چهار مضمون فرعی» و «اشتراک پایدار دانش با سه مضمون فرعی» و در بعد «استراتژیهای مدیریت دانش» سه مضمون اصلی تحت عناوین «انگیزه سازی و حمایت با چهار مضمون فرعی»، «نوآوری با سه مضمون فرعی» و «تحقیق و پژوهش با سه مضمون فرعی» بهعنوان عوامل مؤثر بر اجرای الگوی مدیریت دانش اریک چنگ، شناسایی و استخراج گردیدند.
طراحی مدل شکست سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمانها
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 68-93
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.421536.1254
اعظم خسروی، کرم خلیلی، اسفندیار محمدی
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدلی برای شکستن سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمانهای دولتی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و یک تحقیق آمیخته اکتشافی از نوع کیفی – کمی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان (اساتید دانشگاه و محققین آشنا با موضوع تحقیق) و مدیران و معاونین سازمانهای دولتی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 345 نفر از مدیران و معاونین و کارشناسان خبره سازمانهای دولتی استان ایلام میباشد. روش نمونه گیری در بخش کیفی قضاوتی هدفمند و در بخش کمی روش نمونه گیری خوشهای میباشد. ابزار گردآوری در بخش کیفی مصاحبههای باز با خبرگان و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از تحلیلتم و تکنیک دلفی فازی و در بخش کمی نیز از معادلات ساختاری استفاده شد. در مجموع 94 تم فرعی و در قالب 20 تم اصلی شناسایی شدند. 20 تم اصلی که به عنوان عوامل تاثیرگذار بر شکستن سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمانهای دولتی شناسایی شدهاند عبارتند از: سیاستهای تسهیل گر، عوامل انگیزشی، امنیت شغلی، مدیریت مشارکتی، حاکمیت نظام شایسته سالاری، سبک رهبری، ارتقاء مهارتهای فردی، یادگیری سازمانی، تقویت اخلاق حرفهای، کیفیت روابط، سلامت روابط، اعتماد متقابل، معنویت در محیط کار، جو خلاق و انتقاد پذیر، فرهنگ همکاری، مشاوره و روانشناسی مثبت سازمانی، کاهش فشارهای روانی، ایجاد تغییرات نگرشی، تغییر استراتژیهای سازمانی، تقویت تفکر استراتژیک.
طراحی مدل اکوسیستم کارآفرینی در دانشگاه با رویکرد دانش محور
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 167-193
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.430532.1300
ناهید میر، امین رحیمی کیا، مهری دارایی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل اکوسیستم کارآفرینی در دانشگاه با رویکرد دانش محورمیباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از شامل خبرگان دانشگاهی آگاه به بحث اکوسیستم کارآفرینی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی شامل 384 نفر از کلیه مدیران دانشگاههای آزاد اسلامی سراسر کشور میباشند. گردآوری دادهها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته از اعضای جامعه آماری و گردآوری دادهها در بخش کمی طی پرسشنامه صورت گرفت. تجزیهوتحلیل دادهها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون در نرم افزار ATLAS TI و در بخش کمی با روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد و همچنین به روش تحلیل عاملی، به تجزیه و تحلیل دادهها پرداخته شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که 67 کد اولیه، 11 مضمون پایه و 5 مضمون سازنده در غالب خوشههای زیرساختها و پشتیبانی (2 مضمون)، تلفیق فناوری و دانش (2 مضمون) آموزش و فرهنگی (3 مضمون)، سیاستگذاری و برنامهریزی (2 مضمون) و مدیریت یکپارچه (2 مضمون)، شناسایی و روابط بین آنها در قالب مدل پارادایمی ترسیم و ارائه شد. نتایج بخش کمی نشان داد که 5 شاخص و 11 مؤلفه با بار عاملی، میانگین واریانس استخراجی و روایی همگرا بالای (4/0)، ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بالای (7/0)، ضرایب معناداری t بالای (96/1)، مورد تأیید قرار گرفت ومدل از برازش قوی برخودار است.
شناسایی و تحلیل پیشرانهای رفتارنوآورانه مبتنی بر مدیریت استراتژیک منابع انسانی در سازمانهای دانش محور
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 373-399
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.437193.1316
میترا صدوقی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشرانهای رفتار نوآورانه مبتنی بر مدیریت استراتژیک منابع انسانی در سازمانهای دانش محور میباشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب نوع دادهها آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 11 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای استان مازندران و به روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمّی شامل 411 نفر از مدیران، مشاوران و دیگراعضا هیات علمی فعال در مراکز رشد و فناوری دانش در دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای استان مازندران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقهای انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی و پایایی ابزار در بخش کیفی با معیارهای اعتبارپذیری، انتقالپذیری و تأییدپذیری تأیید و در بخش کمّی روایی ابزار با نظر متخصصان و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد. تحلیل دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون و دادههای کمّی از طریق تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. یافتههای بدست آمده از بخش کیفی منجر به شناسایی 12 مقوله اصلی گردید. همچنین یافتههای حاصل از تحلیل دادهها در بخش کمّی نشان داد که الگوی استخراج شده دارای برازش مطلوبی است ومقوله های توانمندی رفتاری، ارزیابی عملکرد، تفکر مداری، رضایت شغلی، خودکارآمدی، عدالت محوری، مشارکت پذیری، رقابت جویی، اخلاق حرفهای، ارتباط بین بخشی، مدیریت مشارکتی و عمل گرایی به ترتیب بیشترین میزان اهمیت را در توسعه رفتارهای نوآورانه در سازمانهای دانش محور و مراکز رشد دانشگاهها داشتهاند.
تأثیر شایستهسالاری بر نوآوری سازمانی در پردیس دانشگاههای استان البرز
دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 87-101
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.234864.1017
علی عینی
چکیده امروزه نیروی انسانی متخصص و شایسته بهویژه به دلیل اهمیت یافتن عامل فناوری، انقلاب اطلاعاتی و شتاب یافتن تغییرات محیطی، نقش پررنگتری پیداکرده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر شایستهسالاری بر نوآوری سازمانی در مجتمع تحقیقاتی جهاد دانشگاهی است. جامعه آماری شامل 719 نفر از کارکنان و کارشناسان مجتمع شهدای جهاد دانشگاهی البرز بود. نمونه موردمطالعه 255 نفر از کارکنان و کارشناسان مجتمع شهدای جهاد دانشگاهی البرز بر اساس نمونهگیری تصادفی ساده که در مطالعه شرکت کردند. در تحقیق حاضر از پرسشنامه استاندارد شایستهسالاری مصلحی (1391) و همچنین پرسشنامه استاندارد نوآوری سازمانی هوانگ و همکاران (2011) استفاده شد. یافتههای کمی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که با توجه به ضریب همبستگی بین دو متغیر بالا برابر با 852/0، ضریب تعیین برابر با 725/0 و ضریب تعیین تعدیلیافته برابر با 718/0 بهدستآمده که بنابراین 5/72 درصد از تبیین واریانس مربوط به نوآوری سازمانی به تغییرات شایستهسالاری مربوط میشود. رعایت شایستهسالاری در انتصابات و محیط کاری سالم و مناسب جهت پرورش خلاقیت در اداره سازمانها توصیه میشود.
تحلیل استنادی مآخذ تولیدات علمی منتشرشده اعضای هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن در پایگاههای آیاسآی،آیاسسی،و اسکاپوس
دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 63-84
https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100584
سید رسول تودار
چکیده در این پژوهش به بررسی مقالات منتشرشده اعضای هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن در منابع معتبر علمی در پایگاههای آیاسآی، آیاسسی و اسکاپوس پرداخته شده است. نوع این پژوهش کاربردی است و به روش کتابسنجی و با استفاده از فن تحلیل استنادی انجام شده است. یافتههای این پژوهش نشان داد در مجموع 7166 استناد توسط این گروه در سه پایگاه، که از این تعداد 3917 مورد (55 درصد) به حوزه علوم پایه، فنی و مهندسی 860 مورد (12 درصد) به حوزه علوم انسانی و اجتماعی 2333 (33 درصد) و حوزه پزشکی با 57 مورد و (8/0 درصد) اختصاص داشت. بیشترین میزان استناد (۸7/88 درصد) بهصورت مقالات بوده است. فرضیه پژوهش که اعضای هیئتعلمی دانشگاه آزاد تنکابن در نگارش مقالات علمی بیشتر به مقالات نشریات استناد میکنند را اثبات میکند بیشترین میزان درصد استناد در بین گرایشهای اعضای هیئتعلمی به پژوهشگران گرایش علوم پایه با 55% و کمترین میزان درصد استناد به گرایش پزشکی اختصاص دارد و گرایشهای علوم انسانی و فنی مهندسی با میزان درصد استناد 33% و 12% است. ازلحاظ زبان، منابع انگلیسی بیش از منابع سایر زبانها مورد استناد قرار گرفته بود. میزان استناد به منابع چاپی /الکترونیکی در مقالات اعضای هیئتعلمی کلیه دانشکدهها بسیار بالا بود. فرضیه پژوهش که اعضای هیئتعلمی دانشگاه آزاد تنکابن در نگارش مقالات علمی بیشتر به منابع چاپی استناد میکنند تا منابع غیر چاپی را رد میکند و آن را اثبات نمیکند. میزان کم درصد استنادها به پایاننامهها فرضیه پایاننامهها سهم اندکی در پدید آمدن مقالات پژوهشگران دانشگاه مورد تحقیق را دارد تأیید میکند.
