طراحی الگوی رهبری بصیر مبتنی بر تعالی سازمانی در نظام آموزشی
صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.490870.1444
مریم بادمی، رمضان جهانیان، علیرضا محمدی نژاد گنجی
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی رهبری بصیر مبتنی بر تعالی سازمانی در نظام آموزشی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر نوع داده، گراندد تئوری (از نوع طرح سیستماتیک) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از رؤسای ادارات اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان البرز می باشد و نمونه ها با توجه به سیر شکل گیری تئوری و بر اساس قاعده اشباع نظری به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج پژوهش طبق روش گراندد تئوری که هر مدل شامل 6 جز اصلی است، شامل مقوله های علی: عامل شناخت چشمانداز و آیندهنگری، عامل توجه به بهسازی منابع انسانی، عامل توسعه مشارکت در امور و عامل مدیریت کیفیت و ارزیابی. شرایط مداخله گر: چالشهای منابع انسانی و چالشهای درون-برون سازمانی. مقوله محوری: توجه به منابع انسانی و ساختار سازمان، مدیریت تغییر و بهسازی سازمان و شفافیت چشمانداز و استراتژی سازمان. بسترهای این مدل عبارتند از: بسترهای بهسازی منابع انسانی و بسترهای سازمانی. راهبردها عبارتند از: راهبردهای سیستمی و تمرکززدا، راهبردهای توانمندساز منابع انسانی و راهبردهای ارزیابانه و نظارتی. پیامدها نیز عبارتند از: پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی می باشد.
بررسی و تبیین عوامل موثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران
صفحه 21-49
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.460119.1373
فرید انتظاری، سید حسن حاتمی نسب، شهناز نایب زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی و تببین عوامل مؤثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران بود. روش پژوهش با توجه به هدف، کاربردی و از حیث روش اجرا، آمیخته (کیفی- کمی از نوع متوالی) بود. به گونهای که گام اول به مرور نظامند ادبیات تحقیق (مطالعات کتابخانهای) برای شناسایی عوامل مؤثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران و گام دوم با استفاده از روش دلفی با اتکا به نظر خبرگان برای بررسی و تعدیل عوامل مکشوفه در گام اول اختصاص یافت. جامعه تحقیق در گام اول عبارت بود از تحقیقات داخلی و خارجی منتشرشده در پایگاههای اطلاعاتی معتبر در بازه 30 ساله منتهی به 1402 (2023) و روش نمونه گیری در این بخش از نوع هدفمند بود. جامعه آماری در گام دوم مشتمل بر خبرگان دانشگاهی و مدیران با تجربه وزارت آموزش و پرورش کشور بود. برای انتخاب نمونه در این مرحله از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. همچنین روش تحلیل در گام اول تحلیل محتوای تحقیقات مرتبط نمایه شده در پایگاههای علمی معتبر و در گام دوم، تحلیل دلفی با استفاده از ابزار پرسشنامه بود و یافتههای تحقیق نشان داد در خصوص چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران، 7 عامل و 24 مؤلفه، پویایی و سازگاری (4 مؤلفه)، فناوری (3 مؤلفه)، فرهنگ تغییر (3 مؤلفه)، مدیریت سازمان (5 مؤلفه)، مدیریت اطلاعات و ارتباطات (2 مؤلفه)، محیط پویا (4 مؤلفه) و شایستگی و توانمندسازی منابع (3 مؤلفه) موثرند. در انتها دندوگرام جامع عوامل، مؤلفهها و سنجههای چابکی بازاریابی خدمات آموزشی ایران ارائه و راهکارهای مقتضی مطرح گردید.
شناسایی و اولویتبندی شاخصهای بالندگی رهبری دانشآموزان
صفحه 50-75
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.421988.1311
فرشته عالی پور، پریوش جعفری، نادر قورچیان، نجمه حاجی پور عبایی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبهبندی شاخصهای بالندگی رهبری دانشآموزان میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ رویکرد، آمیخته اکتشافی، و از نظر استراتژی در بخش کیفی تحلیل محتوا و در بخش کمّی، پیمایشی است. مشارکتکنندگان در پژوهش در بخش کیفی، 19 نفر از خبرگان مدیریت آموزشی و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان بودهاند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمّی را مدیران اداره آموزش و پرورش و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری غیراحتمالی در دسترس حجم نمونه 69 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختمند و در بخش کمّی پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود که روایی و پایایی آن با استفاده از شاخص CVR، آزمون کاپای کوهن و آزمون مجدد تأیید شد. تحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از روش کدگذاری باز و محوری و با استفاده از نرمافزار MAXQDA2020 و تحلیل دادههای بخش کمّی با استفاده از تکنیک دلفی فازی انجام شد. تحلیل دادههای حاصل از مصاحبههای اکتشافی منجر به شناسایی 24 شاخص بالندگی رهبری دانشآموزان شد. سپس با استخراج این شاخصها، از طریق پژوهش کمّی رتبهبندی شدند. نتایج پژوهش نشان میدهد: شبکهسازی، شناخت از نسل جدید، حمایت سازمانی ادراک شده و مدیریت استعداد، مهمترین شاخصهای بالندگی رهبری دانشآموزان میباشند.
بررسی میزان نفوذ و وابستگی عوامل موثر بر فراموشی سازمانی
صفحه 76-98
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.459907.1370
حسین داودی، صدرالدین ستاری، اصغر نخستین گلدوست
چکیده چکیده
هدف از انجام این پژوهش، بررسی میزان نفوذ و وابستگی عوامل مؤثر بر فراموشی سازمانی با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری است. نوع تحقیق به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری داده، توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری این تحقیق را 10 نفر از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت آموزشی، منابع انسانی و رفتار سازمانی تشکیل میداد که به صورت هدفمند معیاری از بین متخصصین انتخاب شد. ابزار اندازهگیری پژوهش را پرسشنامه ISM تشکیل میداد. روش تجزیه و تحلیل دادهها از طریق مدلسازی ساختاری تفسیری انجام گرفت. این روش جزء تجزیه و تحلیل سیستمها میباشد که به بررسی تعاملات میان عناصر سیستم میپردازد. لذا ابتدا جهت شناسایی مؤلفهها از روش مرور ادبیات گذشته استفاده شد و سپس با استفاده از مراحل ششگانه مدلسازی ساختاری تفسیری اقدام به ترسیم مدل و یافتهها گردید. نتایج منجر به تدوین چهار سطح اول، دوم، سوم و چهارم برای مدلسازی ساختاری تفسیری شد. سطح اول که مهمترین سطح بوده، مربوط به مؤلفه تکنولوژی میباشد، سطح دوم به مؤلفههای فرهنگسازی و مدیریت منابع انسانی اختصاص یافت، سطح سوم به مؤلفههای رقابت، عوامل مربوط به ذینفعان، ویژگی کارکنان و استراتژی اشاره دارد و سطح چهارم شامل مؤلفههای رهبری تحول و ساختار سازمانی میباشد. همچنین پرنفوذترین شاخص در ماتریس قدرت نفوذ- وابستگی، مؤلفه «تکنولوژی» و وابستهترین مؤلفه «رهبری تحول آفرین» است. لذا پیشنهاد بر این است سازمان صنعت، معدن و تجارت، بر مبنای چنین نگرشی به برنامههای بلندمدت خود در زمینه فراموشی سازمانی اقدام نمایند.
الگوی فرآیند کاهش رفتار ضد شهروندی سازمانی با رویکرد تبیین منزلت کارکنان در سازمانهای دولتی
صفحه 99-131
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.464216.1384
افشین علمی حسینی، محمد روحی عیسی لو، مجید احمدلو
چکیده چکیده هدف پژوهش حاضر الگوی فرآیند کاهش رفتار ضد شهروندی سازمانی با رویکرد تبیین منزلت کارکنان در سازمانهای دولتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل اساتید دانشگاهی، خبرگان و متخصصان منابع انسانی و مدیران سازمانهای دولتی استان اردبیل به تعداد 16 نفر که به تعداد 10 نفر از این افراد برای مشارکت در خصوص جوابگویی به سؤالات اعلام آمادگی کردند و مورد مصاحبه قرار گرفتند و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA میباشد. براساس یافتههای پژوهش شرایط علی از 2 مقوله اصلی و 11 زیرمقوله ها تشکیل شدند مقولههای اصلی شامل عوامل سازمانی و عوامل فردی میباشد. راهبردها با سه مقوله (اقدامات سازمانی، اقدامات منابع انسانی و اقدامات فردی), شرایط زمینهای (ضعفهای مدیریتی، عوامل شغلی، عوامل مرتبط با قوانین و عوامل سیاسی) عوامل مداخله گر (عوامل محیطی- اداری و عوامل خانوادگی) پیامدها (پیامدهای شغلی، پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی) شناسایی و تأیید شدند.
مدلسازی آموزش مدیریت منابع انسانی نسل سوم دانشگاههای علوم پزشکی کشور
صفحه 132-158
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.447224.1335
منیر علیمحمدی، محمود رضائی زاده، جلال حقیقت منفرد،
چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر مدلسازی آموزش منابع انسانی نسل سوم دانشگاههای علوم پزشکی کشور میباشد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی-توسعهای و از نظر شیوه گردآوری دادهها توصیفی-پیمایشی است. جامعه مشارکتکنندگان بخش کیفی شامل مدیران دانشگاههای علوم پزشکی کشور است که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند. در بخش کمی نیز از دیدگاه 384 نفر از کارشناسان دانشگاههای علوم پزشکی کشور استفاده شد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه محققساخته میباشد. برای تحلیل مصاحبههای تخصصی از روش تحلیل مضمون با نرمافزار MaxQDA20 استفاده شد. برای اعتبارسنجی الگو از روش حداقل مربعات جزئی با نرمافزار 3Smart PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد حکمرانی، سیاست و قانونگذاری، دین و فرهنگ، عوامل امنیتی و دفاعی بر عوامل اجتماعی و اقتصادی تأثیر دارند. عوامل اجتماعی و اقتصادی نیز بر ساختار، آمادگی و زیرساخت، تعاملات و ارتباطات و پژوهش و فناوری تأثیر میگذارند. این عوامل نیز بر مدیریت اجرایی اثر میگذارد و مدیریت اجرایی بر ویژگیهای جسمی، صلاحیتهای علمی، عقلی، روانی، رفتاری، معنوی و اخلاقی تأثیر میگذارند. این عوامل نیز بر راهبری و مدیریت آموزشی گذاشته و در نهایت به آموزش منابع انسانی نسل سوم دانشگاههای علوم پزشکی منتهی میشود.
ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس
صفحه 159-186
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.461845.1376
فاطمه محبی نژاد، سهیلا حسین پور، مجید محمدی
چکیده چکیده
هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس است. این پژوهش از نوع کیفی است. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی، خبرگان سطوح مدیریتی آموزش و پرورش و مدیران مدارس است. براساس روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس، پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع نظری حاصل و مصاحبه متوقف شد. در این پژوهش جهت دستیابی به روایی، از مشاوران و کارشناسان صاحبنظر در زمینه مدیریت آموزشی استفاده گردید و برای تعیین پایایی، از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی استفاده شد، بر این اساس روایی و پایایی تأیید شد. روش تجزیه و تحلیل مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تحلیل مضمون بود که با استفاده از نرمافزار Maxqda نسخه 20 انجام شد. براساس نتایج مصاحبهها، 25 مضمون در قالب 8 مفهوم مدیریت استراتژیک منابع انسانی (مشارکت کارکنان، توانمندسازی و ...)، سلامت سازمانی (مسئولیتپذیری کارکنان و اعتماد سازمانی)، بهسازی سازمانی (آموزش کارکنان، برنامهریزی آموزشی و ...)، مدیریت دانش (اشتراک، انتشار و سازماندهی دانش)، حمایت سازمانی (مدیریت روابط دوستانه، همدلی سازمانی و ...)، مدیریت ارتباطات سازمانی (تقویت مهارت ارتباطی و بهبود تعاملات درون سازمانی) و دوسوتوانی سازمانی (تأکید بر بهرهوری سازمانی، تقویت خلاقیت و انعطافپذیری سازمانی) شناسایی شد. بر این اساس پیشنهاد میشود مدیران مدارس الگوی تدوین شده در این این پژوهش را به عنوان ملاک کار خود بهمنظور بهبود مدیریت خود در مدارس مدنظر قرار دهند.
شناسایی ابعاد و مولفه های رهبری معنوی مبتنی بر رفتارهای فرانقشی
صفحه 187-205
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.501199.1471
سید محمد باقر منصوری، حمداله منظری توکلی، عباس بابایی، زهرا انجم شعاع، شهین شرفی
چکیده چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفههای رهبری معنوی مبتنی بر رفتارهای فرانقشی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه ای و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران و خبرگان حوزه صنعت استان کرمان با سابقه مدیریت حداقل 10 سال و مدرک تحصیلی حداقل کارشناسی ارشد میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند و روش گلوله برفی (ارجاع زنجیرهای) بخشی از جامعه آماری که در دسترس بوده و امکان برقراری ارتباط با آنها وجود داشت بهعنوان نمونه انتخاب شدند. این نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون که شامل کدگذاری باز، محوری با نرمافزار MAXQDA 2018، انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رهبری معنوی مبتنی بر رفتارهای فرا نقشی شامل 10 بعد و 26 مؤلفه میباشد که ابعاد شامل: عشق به نوع دوستی، جوانمردی، ایمان، وجدان کاری، عضویت، تعهد سازمانی، بازخورد عملکرد، وظیفه شناسی، فضیلت مدنی، احترام و تکریم میباشد.
ارائه الگوی عوامل موثر بر استقرار استراتژی های سازمانی با هدف توسعه پایدار ملی
صفحه 206-229
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.502381.1474
سیدمحمدعلی خامسی، علی فائض، فرشاد فائزی راضی
چکیده چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی عوامل مؤثر بر استقرار استراتژیهای سازمانی با هدف توسعه پایدار ملی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و با رویکرد داده بنیاد و از نظر ماهیت، از نوع تحقیقهای توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان فعال در حوزه سازمانهای مردم نهاد و مدیران این سازمانها و نمونه گیری با استفاده از روش گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 20 نفر و به روش نمونه گیری قضاوتی و هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی روش داده بنیاد از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرمافزار Expert Choice استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که مولفههای شناسایی شده در شش دسته شرایط علی، راهبردها، کنشها، بستر، شرایط مداخله گر و پیامدها دسته بندی شدند و نتایج در بخش کمی نشان داد که پذیرش و حمایت جامعه با امتیاز 117/0 بیشترین تأثیر را بر استقرار خطمشیهای سازمانهای مردمنهاد دارد. همچنین تعیین اهداف مشخص سازمانهای مردمنهاد با امتیاز 116/0 و استفاده از افراد ماهر و باتجربه با امتیاز 107/0 در اولویتهای بعدی قرار گرفتند. از میان شاخصهای مورد بررسی، کمترین تأثیر مربوط به توانمندسازی نیروی انسانی و مشارکت اعضای جامعه با امتیاز 02/0 بود. این نتایج نشان میدهد که عوامل مرتبط با پذیرش اجتماعی و تعیین اهداف مشخص، نقش محوری در موفقیت خطمشیهای سازمانهای مردمنهاد دارند.
ارائه الگوی بهره وری منابع انسانی مبتنی بر رفتارهای سیاسی کارکنان با رویکرد ساختاری-تفسیری
صفحه 230-250
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.493247.1454
جعفر غفاری، پروانه گلرد، غلامرضا معمارزاده طهرانی، جمشید صالحی صدقیانی
چکیده چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بهره وری منابع انسانی مبتنی بر رفتارهای سیاسی کارکنان با رویکرد ساختاری-تفسیری میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از اساتید خبره دانشگاهی و همچنین مدیران ارشد سازمانهای بخش عمومی در ایران که زمینه علمی و تجربی آنان در حوزه مدیریت منابع انسانی، رفتار سازمانی دارند, میباشد. روش جمع اوری دادهها بوسیله پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از نرم افزار MICMAC استفاده شد. نتایج نشان داد که مقوله "پیامدهای بهرهوری منابع انسانی" در سطح اول مدل قرار گرفته است و این به معنای آن است که این مقوله تأثیرپذیرترین عامل میباشد که از همگی عوامل دیگر تأثیر پذیرفته و بر عاملی تأثیر نمیگذارد. همچنین مقوله "بهرهوری منابع انسانی در بخش عمومی" در سطح دوم قرار گرفته است که بر مقوله سطح اول تأثیر گذاشته و از مقوله سطح سوم تأثیر میپذیرد. در عین حال، مقوله "کُنشگران بهرهوری منابع انسانی" و مقوله "رفتارهای سیاسی" در سطح سوم مدل قرار گرفتهاند که بر عوامل موجود در سطح دوم تأثیر میگذارند و از عوامل موجود در سطح چهارم اثر میپذیرند. در سطح چهارم نیز مقوله "پیشرانهای رفتارهای سیاسی" قرار گرفتهاند که تأثیرگذارترین عوامل در بین عوامل موجود در مدل پژوهش میباشند.
واکاوی ابعاد و مولفه های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش
صفحه 251-273
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510924.1492
زهرا شیخ محمدی، سیده خدیجه معافی مدنی، زهره شکیبایی
چکیده چکیده این پژوهش با هدف واکاوی ابعاد و مؤلفههای بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش انجام شد. روش پژوهش کیفی با تمرکز بر رویکرد داده بنیاد است. جامعه آماری شامل متخصصان، اساتید و خبرگان مطلع در حوزه مدیریت بازرگانی و مدیریت آموزشی بود که به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی تعداد 13 نفر برگزیده شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمه متمرکز بوده که با استفاده از نرم افزار (MAXQDA) و با به کار گیری روش کدگذاری تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل متون مصاحبه،41 شاخص فراهم آورد که در قالب ارکان مدل پارادایمی بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که مفهوم بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش شامل مؤلفههای گسست تقاضای بازار آموزش و پرورش، سرکوب عرضه بازار آموزش و پرورش، افزایش شکاف طبقاتی، افزایش شکاف بیننسلی، گسست امید به آینده، افزایش شکاف درون نسلی، سیاستزدگی، محوریت پرسونای مشتریان، تولید محتوای مشتریمحور، نظام آموزش و پرورش قابل پیکربندی مجدد، بازاریابی رابطهمند، بازاریابی مشارکتی، از بینرفتن نظام آموزش و پرورش برنامهمحور، پدیدارشدن نظام آموزش و پرورش بازارمحور بود. همچنین بازاریابی آموزشی خود متأثر از شرایط علّی (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل زمینهای (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل مداخله گر (7 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل محوری (13 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل راهبردی (8 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل پیامدی (5 مفهوم در قالب 2 مقوله) بوده است.
طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی
صفحه 274-293
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455239.1361
ارژنگ خشنودی، مسعود امامی نژاد، مژگان محمدی نائینی
چکیده هدف این پژوهش طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی (مورد مطالعه: مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و دارای رویکرد استقرائی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان میباشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل مضمون و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان از تأثیر عوامل، منابع آموزشی مناسب، متخصصین و کارآفرینان، تشویق به تفکر خلاقانه و نوآوری، فراهم کردن فرصتهای عملی، ارزیابی و بازخورد منظم، پرورش مهارتهای ارتباطی و همکاری، آموزش مدیریت زمان و منابع، توانایی حل مسائل، آموزش مهارتهای فنی و تخصصی، تشویق به تفکر انتقادی میباشد.
بررسی تاثیر بهره گیری از سیستمهای هوش مصنوعی بر بازدهی یادگیری زبان آموزان
صفحه 294-315
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.508197.1484
زینب عزیزی
چکیده هدف از این مطالعه"بررسی تاثیر بهرهگیری از سیستمهای هوش مصنوعی بر بازدهی یادگیری زبانآموزان" است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی استبرای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از 200 نفر از مربیان و مدرسان آموزش زبان انگلیسی در شهر تهران و نمونهای به حجم 135 نفر به روش در دسترس مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است.. یافتههای این مطالعه نشان میدهد. که فناوری بلاکچین، تجسمها، سیستمهای تدریس هوشمند، سیستمهای تطبیق و شخصی سازی بر بازدهی یادگیری زبان انگلیسی تأثیر مثبت و معناداری دارند در مقابل تأثیر سنجش و ارزیابی و ربات معلمها بر بهبود بازدهی یادگیری زبان رد شده است و به نظر میرسد از نظر مربیان و مدرسان، این سیستمهای نمیتوانند به صورت مستقیم جایگزین کامل کادر آموزش شوند.
مقایسه سطح انگیزشی و صلاحیت حرفه ای دانشجویان دوره های کارشناسی پیوسته دانشگاه فرهنگیان با مهارت آموزان ماده 28
صفحه 316-337
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.491678.1450
زین العابدین درویشی، سید صادق نبوی
چکیده هدف پژوهش حاضر مقایسه سطح انگیزشی و صلاحیت حرفهای دانشجویان دورههای کارشناسی پیوسته دانشگاه فرهنگیان با مهارت آموزان ماده 28 میباشد. پژوهش حاضر کاربردی و توصیفی از نوع پیمایشی - علّی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان با حجم 94500 نفر و مهارت آموزان ماده 28 با حجم 23000 نفر میباشد که حجم نمونه آماری با روش نمونه گیری تصادفی طبقهای 340 نفر انتخاب گردید. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامههای استاندارد تعیین صلاحیت حرفهای معلمان ملائی نژاد (1391) و تعیین سطح انگیزش مازلو (1943) استفاده گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون t مستقل با نرم افزار SPSS26 و تحلیل سلسله مراتبی با نرم افزار Expert Choice انجام گرفت. نتایج نشان داد از لحاظ ابعاد صلاحیت حرفهای، بعد صلاحیت نگرشی در بین مهارت آموزان بیشتر از دانشجو معلمان است. هم چنین از لحاظ سطح انگیزش ابعاد احساس امنیت، احساس استقلال وخودشکوفایی در مهارت آموزان بیشتر از دانشجو معلمان است. یافته دیگر این که مؤلفههای صلاحیت حرفهای از نظر اهمیت به ترتیب 1- صلاحیت شناختی،2- صلاحیت مهارتی و 3- صلاحیت نگرشی و ابعاد سطح انگیزش از نظر اهمیت به ترتیب 1- احساس امنیت 2- احترام 3- استقلال،4- خودشکوفایی و 5- تعلق اجتماعی تعیین گردید. بنابراین میتوان گفت که بررسی سطح انگیزشی و صلاحیت حرفهای معلمان، یکی از گامهای مؤثر در ارتقای سطح نظام آموزشی محسوب میگردد که نتایج آن میتواند در جهت بهبود و پیشبرد اهداف عالی نظام تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار گیرد.
تجزیه و تحلیل اثرات رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی
صفحه 338-356
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.336121.1108
اسراء حسین محمد، محمد حسنی، سهیلا احمدی
چکیده چکیده هدف این تحقیق بررسی تجزیه و تحلیل اثرات رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان دانشگاه المستنصریه بغداد به تعداد 800 نفر میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 260 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از چهار پرسشنامه استاندارد رهبری تحول آفرین بأس و آولیو (1997)، استرس کاری هلریگل و اسلوکام (2000)، فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981) و عمکلرد شغلی پاترسون (1990) استفاده شد، روایی پرسشنامه از طریق متخصصان علوم تربیتی و مدیریت و تحلیل عاملی به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه رهبری تحول آفرین 90/0، استرس کاری 87/0، فرسودگی شغلی 88/0 و عملکرد شغلی 91/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر رهبری تحول آفرین، استرس کاری و فرسودگی شغلی بر عملکرد کارکنان معنی داری میباشد، همچنین مشخص شد تأثیر رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی مثبت و معنی دار میباشد.
بررسی تاثیر ابعاد مدرسه کارافرین بر شایستگی های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت
صفحه 357-376
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.412851.1239
ندا ترابپور
چکیده چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر ابعاد مدرسه کارافرین بر شایستگیهای کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها نیز یک پژوهش توصیفی-پیمایشی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 95 نفر از مدیران و معلمان مدارس متوسطه منطقه 8 و 9 شهر تهران میباشند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه میان آنها توزیع گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه میباشد که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شد. یافتههای این مطالعه نشان میدهد. برنامه درسی و یادگیری تجربی کارآفرینی، فرهنگ و چشمانداز کارآفرینانه و رهبری و مدیریت کارآفرینانه بر شایستگیهای کارآفرینانه دانشآموزان تأثیر معناداری دارد. در فرضیات غیرمستقیم نیز رهبری و مدیریت کارآفرینانه و فرهنگ و چشم انداز کارآفرینانه بر شایستگیهای کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر تعامل با صنعت تأثیر معناداری دارد. اما برنامه درسی و یادگیری تجربی بر شاستگیهای کارآفرینانه دانشآموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت نقش میانجی ندارد.
ارائه مدل مدیریت تنوع عصبی نیروی انسانی در محیط اداری آموزش و پرورش استان گیلان
صفحه 377-393
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.533061.1542
کبری شیخی، سعید باقرسلیمی، مراد رضایی دیزگاه
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل مدیریت تنوع عصبی نیروی انسانی در محیط اداری آموزش و پرورش استان گیلان می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 28 نفر از مدیران ارشد و رؤسای اداره کل؛ 2- رؤسای و معاونین شهرستآنها و مناطق؛ 3- رِئیس و معاون اداره استثنائی؛ 4-مشاوران مدارس و مشاوران شغلی؛ 5- مدیران منابع انسانی و مسئولان امور اداری و 6- کارمندان اداری سازمان می باشد و نمونه-گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای گردآوری و تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل دادهها از نرم افزار2020 MAXQDA استفاده گردید. نتایج نشان داد که 8 کد هستهای و 33 شاخص از تحلیل مصاحبهها شناسایی شد. یافتههای تحقیق نشان می دهد که فرایندهای استخدامی موجود در نهاد فوق برای افراد با نارسایی توجه/بیش فعال، با مشکلاتی نظیر فقدان آگاهی کافی در مورد نیازهای ویژه این افراد، نبود سیاستهای شفاف ضد تبعیض، و طراحی محیطهای کاری غیرحمایتی روبهرو است. این پژوهش پیشنهاد میکند که برای بهبود شرایط اشتغال افراد دارای تنوع عصبی، این سازمان نیازمند بازنگری در فرآیندهای استخدامی و طراحی محیطهای کاری منعطف و حمایتی هستند.
بررسی اثرات محیط یادگیری الکترونیکی بر یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور
صفحه 394-413
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.509901.1487
نسرین حیدری زاده، جواد جهان
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات محیط یادگیری الکترونیکی بر یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403- 1402 می باشد که تعداد 250 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند . برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مشارکتی (استیفان چو و باولی، ۲۰۰۷)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (جینکز و مورگان ۱۹۹۹)، یادگیری الکترونیکی واتکینز و همکاران (2004) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان میدهدکه محیط یادگیری الکترونیکی با یادگیری مشارکتی (05/0, P –Value ≤ 69/9, t =572/0β =)، خودکارآمدی تحصیلی ، (05/0, P –Value ≤ 45/9, t =555/0β =) رابطه معنیداری دارد و محیط یادگیری الکترونیکی سبب بهبود یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی می شود. محیط یادگیری الکترونیکی با فرصتها و منابعی که در اختیار دانشجویان قرار میدهد سبب میشود تا آنها بتوانند با استفاده از این مولفهها یادگیری شان را بهبود بخشند، روابط و تعاملات گسترده تری را شکل دهند و رضایت بیشتری از تحصیل داشته باشند.
شناسایی انواع فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار در دوره متوسطه ایران
صفحه 414-442
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.466678.1393
حجت اله غفاری، محمد شریفانی، سید احمد هاشمی، علی اصغر ماشینچی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی انواع فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار در دوره متوسطه ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی–توسعه ای، از لحاظ گرداوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 نفر از خبرگان آموزش و پرورش می باشد که معیار انتخاب اساتید با سابقه رشته علوم تربیتی که با فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار آشنایی کامل داشتند و مقالات مختلفی در این حوزه به چاپ رسانده بودند, می باشد و با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل و تفسیر (کدگذاری) مفاهیم بیان شده از ادبیات و متون به روش تحلیل مضمون که شامل کدگذاری باز، محوری و نرمافزار MAXQDA 2020 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که 41 مفهوم بدست آمد که مولفه ابعاد فردی و شخصیتی (12شاخص) و ابعاد اجتماعی و فرهنگی (12شاخص) و ابعاد دینی و معنوی (9 شاخص) و ابعاد تربیتی و زیرساختی (8 شاخص) شناسایی شدند که ابعاد الگوی فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار برای دوره متوسطه ایران می باشند.
طراحی مدل بکارگیری هوش مصنوعی در یادگیری دانشآموزان مقطع ابتدایی
صفحه 443-467
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.547563.1574
اکرم حیدریان، حمید شفیع زاده، نرگس شریعتمداری
چکیده چکیده
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بکارگیری هوش مصنوعی در یادگیری دانشآموزان مقطع ابتدایی انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از منظر نوع دادهها، ترکیبی و اکتشافی بود؛ به گونهای که بخش کیفی به روش گرندد تئوری پارادایمی و بخش کمی به روش پیمایشی انجام شد. مشارکتکنندگان در بخش کیفی شامل خبرگان و صاحبنظران دانشگاهی و وزارت آموزش و پرورش بودند که با نمونهگیری آگاهانه و روش گلوله برفی انتخاب شدند، و در بخش کمی، مدیران آموزش و پرورش و مدیران مدارس ابتدایی شهر تهران به تعداد ۳۱۹ نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین شدند. جمعآوری دادهها در هر دو بخش به روش میدانی انجام شد؛ در بخش کیفی از مصاحبههای نیمهساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محققساخته استفاده گردید. روایی و پایایی ابزارها در هر دو بخش تأیید شد. تحلیل دادههای کیفی با کدگذاری نظری و دادههای کمی با تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافتهها نشان داد که مدل بکارگیری هوش مصنوعی شامل ۱۹ مؤلفه و ۱۰۶ شاخص در قالب شش بعد مدل پارادایمی است. در این مدل، پدیده محوری شامل غنیسازی یادگیری و فردیسازی یادگیری، عوامل علی شامل زیرساختهای فنی، پشتیبانی هوشمند و رشد تکنولوژی در خانواده، عوامل زمینهای شامل مدیریت یادگیری، محتوای یادگیری و توانمندیهای معلمان، عوامل مداخلهگر شامل اخلاق، امنیت اطلاعات و تکنولوژی آموزشی، راهبردها شامل شخصیسازی آموزش، بازخورد، ارزشیابی هوشمند، کیفیسازی محتوا و دستیار یادگیری و پیامدها شامل یادگیری عمیق، بهبود کارایی معلم، ارزشیابی باکیفیت و نوآوری آموزشی هستند. در نهایت، مدل به دست آمده در بخش کمی با تحلیل عاملی تأییدی سنجش شد و شاخصهای برازش نشان از تأیید مدل داشتند.
