Journal Metrics
تعداد دوره‌ها 8
تعداد شماره‌ها 27
تعداد مقالات 333
تعداد نویسندگان 821
تعداد مشاهده مقاله 7,681,427
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 8,146,365
نسبت مشاهده بر مقاله 23067.35
نسبت دریافت فایل بر مقاله 24463.56
 
درصد پذیرش 20
زمان پذیرش (روز) 125
تعداد پایگاه های نمایه شده 13
تعداد داوران 54

 

 

 

 

نشریه علمی مدیریت و چشم انداز آموزش، فصلنامه ای با دسترسی باز (به متن مقالات) است که توسط مرکز پژوهشی مطالعات مدیریت منابع و کسب و کار دانش  محور منـتشر می‌شود. این نشریه از سیاست داوری تخصصی دو سو ناشناس در بررسی مقالات استفاده نموده و به مباحث مهم و اساسی حوزه "مدیریت، آموزش نیروی انسانی، مدیریت آموزش، بهسازی و آموزش نیروی انسانی، آینده پژوهی درمدیریت و آموزش" می پردازد. این نشریه در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر (COPE) پیروی می نماید. همه مقالات ارسالی توسط نرم افزار مشابهت یاب همیاب و سمیم نور بررسی می شوند تا از اصالت آنها اطمینان حاصل شود و پس از آن توسط داوران معتبر و مجرب به دقت مورد ارزیابی قرار می گیرند.  (مطالعه بیشتر)

 این  نشریه طی نامه رسمی شماره 16049 -1400 توانست در سال 1402  و 1403 مجوز علمی و رتبه (الف) را از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دریافت نماید.

 تبریک به  سردبیر و همه اعضای هیات تحریریه و داوران محترم فصلنامه مدیریت و چشم انداز آموزش

(لینک نمایه وزارت علوم: علمی پژوهشی)

فصلنامه مدیریت و چشم انداز آموزش توانست در ارزیابی سال 1400،1401،1402  موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC)  از نظر کیفیت حائز رتبه «Q1» شده  و در زمره تعداد انگشت‌شمار نشریات هسته‌ در این حوزه تخصصی قرار گرفته است.

**به اطلاع دانشجویان و فرهیختگان گرامی می‌رساند، با توجه به اختلال گسترده اینترنت و عدم دسترسی به ایمیل، خواهشمند است برای استعلام، پیگیری و یا طرح هرگونه سؤال،
از طریق شماره ایتای دبیرخانه نشریات
۰۹۱۱۸۹۱۲۵۳۹ پیام ارسال فرمایید. **


اطلاعیه مهم برای نویسندگان و دانشجویان گرامی

به اطلاع کلیه نویسندگان محترم و دانشجویان گرامی می‌رساند، پیرو تغییر صاحب امتیازی و مصوبات هیأت تحریریه فصلنامه « مدیریت و چشم انداز آموزش »، از این پس، مجله صرفاً مقالاتی را در فرآیند داوری و پذیرش قرار خواهد داد که واجد شرایط زیر باشند:

  • رویکرد پژوهشی: مقالات باید با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی)، کیفی، و یا کمی، و  استفاده از روش‌های نوین تحقیق (مانند دلفی فازی، فراترکیب، داده‌بنیاد، تحلیل مضمون، استنتاج فازی، شناخت فازی، تحلیل هوش مصنوعی، و استفاده از نرم‌افزارهای نوین تحلیل کیفی و کمی) تدوین شده و متمرکز بر رویکردهای نوین علمی باشند.
  • همکاری بین‌المللی: حضور محققان بین‌المللی در فهرست نویسندگان مقاله، یکی از معیارهای پذیرش خواهد بود.
  • دستورالعمل دانشگاه آزاد اسلامی: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی موظف به رعایت دستورالعمل‌های سال ۱۴۰۴ می‌باشند.

شایان ذکر است، مقالات پژوهشی کیفی صرف (فاقد خروجی‌های نرم‌افزارهای کیفی)، مورد پذیرش قرار نخواهند گرفت و از فرآیند داوری حذف خواهند شد. لذا، اولویت پذیرش با مقالاتی است که شاخص‌های مذکور را دارا باشند.


📌 اولویت چاپ و پذیرش سریع (ویژه آماده‌سازی برای نمایه Scopus)

با توجه به اقدامات صورت‌گرفته برای نمایه شدن نشریه در پایگاه Scopus، مقالاتی که دارای حداقل یک نویسنده با وابستگی سازمانی (Affiliation) خارج از ایران باشند، در اولویت چاپ و پذیرش سریع‌تر قرار خواهند گرفت.


نکات مهم برای نویسندگان محترم:

  • عدم پذیرش مقالات با نویسندگان تکراری: به استحضار می‌رساند، در راستای سیاست ایجاد فرصت برابر برای تمامی دانش‌پژوهان، تا اطلاع ثانوی، از بررسی مقالات ارسالی با نویسندگان تکراری (Multiple Submission) معذوریم. از بهمن‌ماه1403، مجله از پذیرش مقالاتی که نویسنده/نویسندگان آن، مقاله‌ای در حال داوری، در نوبت چاپ، یا چاپ‌شده در یکی از شماره‌های سال جاری نشریه داشته باشند، معذور است. در صورت بروز این شرایط، علت رد مقاله به نویسنده/نویسندگان اعلام خواهد شد.

  • سیاست نشریه در مورد سرقت ادبی: در صورت احراز سرقت ادبی در یک مقاله، نشریه نویسنده/نویسندگان متخلف را در فهرست سیاه قرار داده و چنانچه مقاله ایشان پیش‌تر منتشر شده باشد، ضمن بایگانی مقاله، عبارت «مقاله حاوی سرقت ادبی است» در ذیل نام نویسنده/نویسندگان در وبسایت نشریه درج خواهد شد.


 

         

مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت آموزشی

تحلیل تئوریِهای مربوط به مدیریت کلاسهای پر جمعیت و ارائه مدل بهینه با رویکرد فازی

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.538106.1560

فرشید رستم زاده، رقیه وحدت بوراشان، حسن قلاوندی

چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل تئوریِهای مربوط به مدیریت کلاسهای پر جمعیت و ارائه مدل بهینه با رویکرد فازی می‌باشد. این تحقیق از نظر هدف و ماهیت از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمّی) می باشد. در بخش اول تحقیق، به‌منظور توسعه مدلی جامع از تحلیل نظریه‌های مرتبط با مدیریت کلاس‌های پرجمعیت، از روش تحلیل محتوای قیاسی برای بررسی مطالعات داخلی و خارجی طی دو دهه اخیر استفاده گردید. نمونه‌ها به‌صورت هدفمند و بر اساس اشباع نظری انتخاب شدند، و میزان توافق درون‌موضوعی ۰.۹۲ به‌دست آمد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون پردازش و تحلیل شدند. در بخش دوم تحقیق، پیمایشی می باشد، برای ارائه ترکیب بهینه ابعاد مدل به‌گونه‌ای که بتوان به مدیریت کلاس‌های پرجمعیت به شکل مؤثرتر و بهینه‌تری پرداخت، از روش مدل‌سازی ریاضی (سیستم خبره فازی) استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که مدل پیشنهادی مدیریت کلاس‌های پرجمعیت، با تأکید بر عوامل کلیدی مانند ایجاد محیط حمایتی، تعاملات مثبت و سازنده، شکل‌دهی به محیط خودتنظیم‌گر، توسعه مهارت‌های فراشناختی، هدف‌گذاری و مسئولیت‌پذیری، می‌تواند به ایجاد محیط‌های یادگیری مؤثرتر و پایدارتر کمک کند. یافته‌های این تحقیق به‌عنوان راهنمایی برای سیاست‌گذاری‌های آموزشی و طراحی برنامه‌های بهبود مدیریت کلاس، می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و به‌طور خاص به معلمان و مدیران آموزشی کمک کند تا استراتژی‌های مناسب برای مدیریت بهینه کلاس‌های پرجمعیت را به‌طور مؤثر پیاده‌سازی کنند.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت آموزشی

ارائه چهارچوب مفهومی کوچینگ سازمانی در نظام آموزش و پرورش

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.449560.1341

زیبا گل محمدی، مژگان عبدالهی، مهتاب سلیمی، رمضان جهانیان، پریسا ایران نژاد

چکیده هدف این پژوهش ارائه چهارچوب مفهومی کوچینگ سازمانی در نظام آموزش‌‌ و پرورش می باشد. این پژوهش نظر هدف کاربردی–توسعه‌ای و از لحاظ اجرا به صورت کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان و متخصصان رشته مدیریت آموزشی، می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که چهارچوب مفهومی کوچینگ سازمانی در نظام آموزش‌‌وپرورش شامل 3 بعد 1- زیرساخت و بسترسازی که شامل مولفه‌های (تعریف و جایگاه کوچینگ در فرهنگ سازمانی، نیازسنجی و اولویت‌بندی حوزه‌های مداخله، مدل بومی‌سازی شده کوچینگ، تعهد رهبری ارشد)، بعد 2- فرآیند و اجرای عملیاتی که شامل مولفه‌های (همسویی استراتژیک، موانع پذیرش و مقاومت سازمانی، نقش و صلاحیت کوچ (درون‌سازمانی و بیرونی) تعیین اهداف و انتظارات در جلسات، فرهنگ بازخورد و اعتماد متقابل، توسعه شایستگی‌های کوچینگ در رهبران و تأثیر کوچینگ بر توانمندسازی معلمان) و بعد 3- ارزیابی، پایداری و انتقال دانش که شامل مولفه‌های (زیرساخت‌ها و منابع مورد نیاز، نظارت و تضمین کیفیت، شاخص‌های کلیدی موفقیت (KPIs) کوچینگ سازمانی، مسیرهای توسعه حرفه‌ای بلندمدت و الزامات نهادینه‌سازی و تعمیم ) طراحی شده است.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

اثربخشی تدریس مبتنی بر تئوری انتخاب در افزایش پیوند با مدرسه در دانش آموزان

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535911.1552

ندا حسن زاده محمودآباد، علی رضایی شریف، توران سلیمانی

چکیده هدف پژوهش حاضر اثربخشی تدریس مبتنی بر تئوری انتخاب در افزایش پیوند با مدرسه در دانش آموزان می‌باشد. روش پژوهش حاضر با توجه به اهداف و فرضیه‌های آن از نوع آزمایشی (طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش‌آموزان مقطع متوسطه اول در ناحیه یک شهر اردبیل در سال 1403 می باشد که با نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. تعداد 300 پرسشنامه به صورت تصادفی در بین دانش آموزان توزیع شد و دانش آموزانی که نمره پایینی در این پرسشنامه بدست آورند و از بین آنها به تعداد 40 نفر در دو گروه (20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر نیز در گروه کنترل) به صورت تصادفی جایگزین شدند. گرد‌آوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌ (پیوند دانش آموزان با مدرسه(SBQ)) صورت گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل داده از نرم افزارSPSS و آزمونهای تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که تدریس مبتنی بر تئوری انتخاب در ابعاد پیوند با مدرسه در دانش-آموزان (دلبستگی به معلم، دلبستگی به مدرسه، دلبستگی به کارکنان مدرسه، مشارکت در مدرسه، باور به مدرسه و تعهد به مدرسه) اثر دارد. همچنین از نتایج آمار توصیفی متغیرها می‌توان نتیجه گرفت که تدریس مبتنی بر تئوری انتخاب باعث افزایش ابعاد پیوند با مدرسه دانش آموزان می شود در نتیجه قابل بیان است که تدریس مبتنی بر تئوری انتخاب تأثیر معناداری بر بهبود ابعاد افزایش پیوند با مدرسه دانش آموزان داشته و می‌تواند به عنوان برنامه آموزشی موثر مورد توجه روانشناسان و مشاوران در مدارس باشد.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت منابع انسانی

تحلیل مدل پیش‌بینی تأثیر نوآوری‌های منابع انسانی بر عملکرد سازمان با رویکرد آینده پژوهی

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.576622.1626

فائزه قمی، زینب مولوی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل مدل پیش‌بینی تأثیر نوآوری‌های منابع انسانی بر عملکرد سازمان با رویکرد آینده پژوهی می باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 20 نفر از خبرگان و کارشناسان اداره امور مالیاتی شهر مشهد می‎باشد که به روش نمونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش تحلیل محتوای کیفی و با نرم افزار سناریو ویزارد استفاده شد. بر اساس نتایج تحلیل کیفی، سه سناریوی اصلی شامل نوآوری منابع انسانی بسیار پایین، نوآوری منابع انسانی متوسط و نوآوری منابع انسانی بسیار بالا تدوین گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که، در سطوح پایین نوآوری، عملکرد سازمانی با چالش‌هایی نظیر کاهش بهره‌وری، مقاومت در برابر تغییر و ضعف انگیزش کارکنان مواجه است؛ در حالی که در سطح متوسط، بهبود نسبی عملکرد مشاهده می‌شود اما این بهبود پایدار نیست. در مقابل، در سناریوی نوآوری بسیار بالا، نوآوری‌های منابع انسانی به‌صورت نظام‌مند نهادینه شده و موجب ارتقای چشمگیر عملکرد سازمان، افزایش بهره‌وری، بهبود کیفیت خدمات و تقویت پاسخگویی سازمانی می‌گردد. نتایج این پژوهش بر ضرورت توجه راهبردی مدیران به نوآوری‌های منابع انسانی به‌عنوان یک اهرم کلیدی در بهبود عملکرد سازمان‌های دولتی تأکید دارد.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت آموزشی

طراحی الگوی هنرآفرینی شغلی اعضای هیئت علمی دانشگاه

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.516416.1506

نجمه طاهری، ابراهیم رجب پور

چکیده این پژوهش با هدف طراحی الگویی برای هنرآفرینی شغلی در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه خلیج فارس انجام شد. پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه داده‌محور است و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۷ عضو هیئت علمی جمع‌آوری گردید. نمونه‌گیری به روش گلوله‌برفی انجام شده و تحلیل داده‌ها به روش نظریه داده‌محور استراوس و کوربین با رویکرد انتخابی و محوری صورت پذیرفت. برای تضمین پایایی و روایی، داده‌ها از نظر نخبگان بررسی شد و کدگذاری توسط دو پژوهشگر مستقل انجام گرفت. یافته‌ها حاکی از آن است که الگوی پیشنهادی شامل ۵۸ مفهوم کلیدی است که در ۵ دسته اصلی پیشایندها، راهبردها، عوامل مداخله‌گر، دلایل زمینه‌ای و پسایندها طبقه‌بندی می‌شوند. این الگو نشان می‌دهد که هنرآفرینی شغلی منجر به ارتقای فردی و حرفه‌ای اعضای هیئت علمی، افزایش خلاقیت، انگیزه و بهره‌وری در محیط دانشگاهی می‌شود. نتایج پژوهش می‌تواند در سیاست‌گذاری و مدیریت دانشگاه‌ها برای ایجاد شرایط مناسب جهت تقویت هنرآفرینی شغلی و ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش مؤثر باشد.

مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت منابع انسانی

اعتباریابی الگوی مدیریت استعدادهای دیجیتال با بهره‌گیری از هوش مصنوعی

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.575729.1625

الهام علیرضازاده گلزاری، علیرضا روستا، آزاده اشرفی، حسن سلطانی

چکیده هدف پژوهش حاضر اعتباریابی الگوی مدیریت استعدادهای دیجیتال با بهره‌گیری از هوش مصنوعی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 14 نفر از اساتید دانشگاهی رشته مدیریت دولتی و مدیران و کارشناسان شرکت‌های معدنی می باشند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارکنان فعال شرکت‌های معدنی می باشند که با توجه به فرمول کوکران تعداد 215 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری تصادفی می باشد. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختار یافته برگرفته از مبانی نظری بود. روایی کدها در بخش کیفی توسط دو نفر پژوهشگر مستقل و پایایی آن توسط شاخص کاپای کوهن تایید شد و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌های در بخش کیفی از تحلیل مضمون و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. در نتیجه این فرایند، ابعاد شناسایی شده کارکردهای فرآیندی شامل (غربال‌گری اتوماتیک و ابزار پشتیبان تصمیم‌گیری)، تطبیق شغلی (تطبیق دقیق شغل و مهارت‌ها، بهبود ارزیابی‌های کیفی)، ارزیابی ویژگی‌های شخصیتی (تحلیل آزمون‌های روان‌شناختی، شناسایی تیپ‌های شخصیتی)، توصیه‌های آموزشی (آموزش شخصی‌سازی شده، آموزش هوشمند و پویا، هم‌افزایی سه‌گانه و عدالت آموزشی)، پیش‌بینی ترک شغل بود (سیستم تحلیلی ترک شغل و تشخیص پیشگیرانه) به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان دهنده اعتبار مدل مفهومی نهایی تحقیق می باشد.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

طراحی مدل بین المللی شدن دانشگاه‎ها در بازارهای نوظهور

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.502064.1472

ناصح نجیب، مهران رضوانی، حمید پاداش، بابک ضیاء

چکیده هدف این تحقیق طراحی مدل بین المللی شدن دانشگاه‎ها در بازارهای نوظهور می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا کمی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 125 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های (سلیمانیه، سوران، قیوان و کومار) و مدیران و خبرگان دانشگاهی به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج نشان می‌دهد که معناداری همه متغیرها و زیر مولفه های پژوهش در سطح 05/0 اطمینان تایید می شود و مدل بین‌المللی شدن دانشگاه‌ها در کردستان عراق از نظر آماری دارای اعتبار، پایایی و برازش مناسب است و مقدار برازش کلی یا معیار GOF برابر با 484/0 می‌باشد که نشان از برازش کلی قوی مدل پژوهش دارد که می‌تواند به‌عنوان چارچوبی معتبر برای تحلیل و برنامه‌ریزی در این حوزه مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این، دانشگاه‌های کردستان عراق با توجه به موقعیت جغرافیایی و اشتراکات فرهنگی با اقلیم کردستان عراق، فرصت مناسبی برای توسعه همکاری‌های علمی و جذب دانشجویان بین‌المللی فراهم کنند.

مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت منابع انسانی

ارائه الگوی مدیریت استعداد در نظام بانکداری ایران

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.554325.1589

کژال اختیارالدین، محمدحسن شکی، اسداله مهرآرا، سیده شایسته واردی

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت استعداد در نظام بانکداری ایران با تأکید بر بانک‌های دولتی ایران میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، به لحاظ نوع داده آمیخته (کیفی-کمی) با رویکرد اکتشافی، به لحاظ نوع پارادایم عمل‌گرا و به لحاظ نوع ماهیت در بخش کیفی تحلیل مضمون و در بخش کمی توصیفی-تحلیلی از نوع پیمایشی- همبستگی می باشد. جامعه آماری بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان نظری (اساتید دانشگاه) و تجربی (مسئولین ذی‌ربط صنعت بانکداری) و روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه مدیران صنعت بانکداری هستند که با استفاده از روش محاسبه حداقل حجم نمونه در تحلیل عاملی تأییدی و روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای 202 کارمند انتخاب شدند. روش گرداوری داده‌ها در بخش کیفی تحلیل محتوای مصاحبه‌ها و در بخش کمی پرسشنامه‌های محقق ساخته می باشد. روش ‌تحلیل داده‌ها در بخش کیفی شامل تحلیل مضامین با نرم‌افزار Maxqda-V18 و در بخش کمی شامل توصیف و تحلیل آماری (تحلیل عاملی تأییدی و تی تک نمونه‌ای) داده‌ها با نرم‌افزار spss-V27 و SmartPls-V3 می باشد. نتایج نشان داد مدیریت استعداد در بانک‌های خصوصی و دولتی شامل جذب و استخدام، آموزش و توسعه، عملکرد و ارزیابی، نگهداری و انگیزش و فرهنگ‌سازمانی است. همچنین در مقایسه تطبیقی نتایج نشان داد تمامی مؤلفه‌های مدل در بانک‌های دولتی و خصوصی باهم متفاوت هستند. همچنین نتایج اعتبارسنجی نشان داد مدل ارائه‌شده از اعتبار کافی برخوردار است و صنعت بانکداری می‌تواند جهت ارتقای شغلی و توسعه استعدادها از این مدل بهره بگیرد.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

مدلیابی روابط ساختاری رهبری اصیل و سایش اجتماعی معلمان با نقش میانجی فضیلت سازمانی

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.487458.1436

اسداله خدیوی، حسین تزبتی نژاد، لیلا کیوانی

چکیده چکیده
هدف این پژوهش مدل یابی روابط ساختاری بین رهبری اصیل و سایش اجتماعی معلمان با تأکید بر نقش میانجی فضیلت سازمانی بوده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت، توصیفی - همبستگی است که با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام‌شده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی نواحی یک و چهار شهر تبریز به تعداد 1360 که بر اساس قواعد مدل یابی معادلات ساختاری، حجم نمونه 360 نفر برآورد و با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبتی انتخاب شدند. جمع‌آوری داده‌ها بر اساس پرسشنامه-های رهبری اصیل والوموا و همکاران (2018)، فضیلت سازمانی کمرون (2008) و سایش اجتماعی دافی و همکاران (2012) انجام گرفت. تحلیل داده‌های پژوهش با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS26 و SMART PLS3 انجام گردید. یافته‌ها نشان دادند که مدل پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار بوده و نتایج تحلیل ساختاری نشان داد که رهبری اصیل و فضیلت سازمانی به‌صورت معنادار و معکوس قادر به‌پیش بینی سایش اجتماعی معلمان هستند؛ همچنین، روابط بین رهبری اصیل و سایش اجتماعی معنادار و معکوس و درعین‌حال، رابطه بین رهبری اصیل و فضیلت سازمانی معنادار و مثبت بود (01/0>p). نتایج پژوهش نشان می‌دهد که رهبری اصیل و فضیلت سازمانی نقش کلیدی در کاهش سایش اجتماعی معلمان دارند و می‌توانند به بهبود شرایط اجتماعی معلمان کمک کنند. این یافته‌ها می‌توانند راهگشای مدیران آموزش‌وپرورش باشند تا اقداماتی مؤثر در راستای ایجاد یک محیط کاری مثبت و حمایتی اتخاذ کنند.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت منابع انسانی

شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های جذب نیروی انسانی مبتنی بر نظام شایستگی

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.501006.1470

محمدعلی نیک بخش

چکیده این مطالعه با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های جذب نیروی انسانی مبتنی بر نظام شایستگی در دانشگاه آزاد اسلامی استان بوشهر انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی است که به صورت مقطعی در سال 1404در بین کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی استان بوشهر انجام گرفته است. که تعداد آنها 270 نفر می‌باشد و از این تعداد 159 نفر بر اساس روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و طبق فرمول کوکران انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه جذب نیروی انسانی مبتنی بر نظام شایستگی (محقق ساخته) استفاده گردید. روایی و پایایی پرسشنامه مذکور به ترتیب91/0 و 93/0، سنجیده شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS ویراست26، SMART PLS ویراست3 انجام گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد بین ابعاد و مؤلفه‌های جذب نیروی انسانی مبتنی بر نظام شایستگی شامل(عوامل موثر در جذب نیروی انسانی،اهمیت انتخاب و انتصاب نیروی شایسته، پیامدهای جذب نیروی شایسته، ساز و کارهای جذب نیروی شایسته، شاخص جذب نیروی انسانی شایسته،موانع جذب نیروی انسانی شایسته در عصر حاضر،منابع جذب نیروی‌انسانی شایسته) در دانشگاه آزاد اسلامی استان بوشهر رابطه معنی داری وجود دارد.در نتیجه نیروی انسانی به عنوان اصلی ترین و مهم ترین سرمایه هر سازمان به شمار می رود و باید فرایندهای تامین و جذب نیروی انسانی با ویژگی های خاص هر سازمان و شرایط بازار رقابتی امروز سازگار شود.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت منابع انسانی

بررسی شکل گیری فرایند استعفای خاموش در سازمان‌های دولتی

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.576839.1627

غلامرضا تیزفهم فرد، بهاره خوشبخت، سارا دودانگه، محمود صمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل شکل‌گیری استعفای خاموش کارکنان در سازمان‌های دولتی و ارائه مدلی مفهومی انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی و بر اساس رویکرد نظریه داده‌بنیاد طراحی گردید. داده‌ها از طریق ۱۷ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با کارکنان و مدیران سازمان‌های دولتی و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند انجام شد، فرآیند انتخاب مشارکت‌کنندگان تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل آن‌ها با استفاده از روش سه‌مرحله‌ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم‌افزار MaxQDA10 انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که استعفای خاموش حاصل تعامل پیچیده‌ای از عوامل علّی شامل بی‌عدالتی سازمانی، سبک رهبری نامناسب، محدودیت فرصت‌های رشد شغلی و فشار کاری، عوامل زمینه‌ای مانند فرهنگ سازمانی نامطلوب و ساختار بوروکراتیک، و عوامل مداخله‌گر شامل ویژگی‌های فردی کارکنان و میزان حمایت اجتماعی است. کارکنان در مواجهه با این شرایط، راهبردهایی همچون کاهش تلاش شغلی، سکوت سازمانی و تمرکز بر منافع فردی را اتخاذ می‌کنند که پیامدهایی نظیر کاهش رضایت شغلی، فرسودگی و کاهش بهره‌وری سازمانی را به دنبال دارد. نتایج پژوهش نه‌تنها به توسعه نظریه در حوزه رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند مبنایی برای طراحی سیاست‌ها و راهبردهای مدیریتی به منظور کاهش استعفای خاموش و ارتقای تعهد و انگیزش کارکنان در سازمان‌های دولتی باشد.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

نقش یادگیری مهارت های زبان انگلیسی در خودکارآمدی شغلی دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی با میانجی‌گری ارزش درک شده

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.559463.1600

مصطفی بهرامن، رویا موحد

چکیده هدف این تحقیق نقش یادگیری مهارت های زبان انگلیسی در خودکارآمدی شغلی دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی با میانجی‌گری ارزش درک شده می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع همبستگی و به روش پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی به تعداد 151 نفر که بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 108 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه مهارت های زبان انگلیسی مارین و همکاران (2007)، پرسشنامه خودکارآمدی شغلی دانشجویان بتز و تایلر (1994) و پرسشنامه ارزش درک شده ونکاتش و داویس (2000) می باشد. روایی صوری ابزارها توسط 10 نفر از متخصصان زبان انگلیسی تأیید شد و پایایی آن‌ها با محاسبه آلفای کرونباخ به‌ترتیب 0.74، 0.76 و 0.80 به دست آمد که نشان‌دهنده پایایی مطلوب است. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم‌افزار SPSS و PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد مهارت های زبان انگلیسی اثر مثبت و معناداری بر خودکارآمدی شغلی و ارزش درک شده دارند. همچنین ارزش درک شده نقش میانجی معناداری در ارتباط میان مهارت های زبان انگلیسی و خودکارآمدی شغلی ایفا کرد. یافته‌ها بیانگر آن است که بهبود مهارت های زبان انگلیسی دانشجویان از طریق ارزش درک شده می‌تواند به ارتقای خودکارآمدی شغلی منجر شود. بنابراین، توجه به توسعه ارزش درک شده و آموزش‌های مبتنی بر استانداردهای دانشجویان، نقشی کلیدی در بهبود موفقیت شغلی دانشجویان مترجمی زبان دارد.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت منابع انسانی

تحلیل روابط ساختاری کیفیت زندگی با پذیرش شغل معلمی دانشجومعلمان

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.558586.1598

قمر خربوطلی، یوسف ادیب، فیروز محمودی، علی ایمانزاده

چکیده این پژوهش با هدف بررسی رابطه ساختاری میان کیفیت زندگی و پذیرش شغل معلمی در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان شرقی انجام شد. روش تحقیق از نوع کاربردی، کمی و توصیفی- همبستگی بوده و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) انجام گرفت. نمونه‌ای شامل ۵۰۰ نفر از میان جامعه ۵۰۰۰ نفری دانشجومعلمان به‌صورت تصادفی انتخاب شد. داده‌ها از طریق دو پرسشنامه استاندارد گردآوری شد: پرسشنامه پذیرش شغلی ریچاردسون و وات (2006) شامل ۱۴ گویه در چهار بعد (توانایی تدریس، ارزش ذاتی شغل، رضایت شغلی، شکل‌دهی به آینده کودکان و نوجوانان) و پرسشنامه کیفیت زندگی آینلی و بورک (1992) شامل ۱۰ گویه در سه بعد (رضایت کلی، موفقیت، فرصت). تحلیل داده‌ها با از نرم‌افزار Smart PLS نسخه ۳ انجام شد. نتایج نشان داد کیفیت زندگی تأثیر مثبت و معناداری بر پذیرش شغل معلمی دارد (0.673= β، 0.001= p <0.05 ). همچنین، ابعاد رضایت کلی (0.340= β) و موفقیت (0.423= β). تأثیر مثبت و معناداری داشتند، اما بعد فرصت تأثیر منفی و غیرمعناداری نشان داد (0.051-= β، 0.480= p> 0.05 ). یافته‌ها بیانگر آن است که ارتقاء کیفیت زندگی، به‌ویژه رضایت کلی و احساس موفقیت، می‌تواند انگیزه و تعهد دانشجومعلمان را نسبت به حرفه معلمی افزایش دهد. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود برنامه‌های آموزشی و رفاهی در دانشگاه فرهنگیان با تمرکز بر بهبود سلامت روانی و شرایط زندگی دانشجویان طراحی شوند تا زمینه‌ساز تربیت معلمان شایسته و متعهد فراهم گردد.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت منابع انسانی

سطح‌بندی مضامین الگوی منزلت کارکنان با رویکرد ساختاری تفسیری

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.569957.1619

افشین سیامکی، رستم پوررشیدی، مهدی محمدباقری، حمید رضا ملائی

چکیده هدف پژوهش حاضر سطح‌بندی مضامین الگوی منزلت کارکنان با رویکرد ساختاری تفسیری می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 10 نفر از اساتید دانشگاه، صاحب‌نظران در زمینه منابع انسانی و مدیران ارشد اداره کل زندانها که به روش نمونه‌گیری، نظری که به‌صورت هدفمند می باشد، انتخاب شدند. به‌منظور سطح‌بندی مضامین از روش مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) و میک مک (MICMAC) استفاده شد. نتایج نشان داد که در سطح اول، مضامین«انسجام و وجود روابط مؤثر»، «احترام و قدردانی از کارکنان» و «برنامه‌ریزی منابع انسانی» قرار گرفته‌اند. به عبارتی مضامین مذکور بیشترین تأثیر را از سایر مضامین پژوهش می‌پذیرند. در سطح دوم مدل، پنج مضمون «همراستایی اهداف فردی و سازمانی»، «استقلال شغلی»، «بهبود منزلت اجتماعی»، «مسیر پیشرفت شغلی» و «مشارکت نظام‌مند کارکنان در تصمیم‌سازی‌ها» قرار گرفته‌اند. مضامین قرار گرفته در سطح دوم بر مضامین سطح اول تأثیر گذاشته و از مضامین سطح سوم تأثیر می‌پذیرند. در سطح سوم مضمون «عدالت سازمانی» و در سطح چهارم نیز مضمون «منزلت فردی کارکنان» قرار گرفته است که بیشترین تأثیر را بر مضمون‌های سطح پایین‌تر دارد.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت آموزشی

نقش آموزش و صیانت پیش‌رویدادی اقشار آسیب‌پذیر مبتنی برحکمرانی امنیت محله‌ محور

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.318168.1088

حسین شریف پور

چکیده هدف این پژوهش نقش آموزش و صیانت پیش‌رویدادی اقشار آسیب‌پذیر مبتنی بر حکمرانی امنیت محله‌ محور می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با رویکرد داده‌محور (گرند تئوری) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 18 نفر از مشارکت‌کنندگان می باشد که شامل کارشناسان حوزه امنیت اجتماعی و جرم‌شناسی (استادان دانشگاه، پژوهشگران امنیت شهری), کنشگران محلی (اعضای شوراهای اجتماعی محله، معتمدان محلی، فعالان مدنی), مسئولان نهادهای اجرایی و انتظامی مرتبط با امنیت شهری که با استفاده از روش نمونه‌گیری، هدفمند از نوع گلوله‌برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختار یافته با کارشناسان حوزه امنیت اجتماعی، مسئولان محلی، و شهروندان ساکن در مناطق پرریسک می باشد که مصاحبه ها تا اشباع نظری ادامه داشت. برای تحلیل داده‎ از نظریه داده بنیاد استفاده گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که حکمرانی امنیت محله‌محور با سه مؤلفه اصلی «مشارکت چندسطحی»، «مدیریت داده‌محور محله‌ای» و «نهادسازی محلی» قادر است زمینه صیانت فعال، سریع و اثربخش از اقشار آسیب‌پذیر را فراهم آورد. با بهره‌گیری از ساختارهای محله‌محور می توان پیش از وقوع بحران‌ها، از اقشار آسیب‌پذیر حمایت کرد و برای ارتقای تاب‌آوری محله‌ای از طریق سیاست‌گذاری پیش‌رویدادی اقدام نمود.

بررسی عوامل مؤثر در گرایش انتخاب رشته تحصیلی در دانش‌آموزان

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 15-30

https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100581

سمیه مختار زاده بازرگانی، سعید علیزاده

چکیده انتخاب رشته تحصیلی یکی از مهم‌ترین تصمیمهایی است که دانش آموزان در دوران تحصیل خود می‌گیرند به‌طوری‌که می‌تواند سرنوشت شغلی و آینده شغلی آنان را رقم بزند.مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر در گرایش انتخاب رشتهٔ تحصیلی دانش آموزان شهرستان نوشهر انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر سال دوم دبیرستان، در حال تحصیل در سه رشته ریاضی فیزیک، علوم تجربی و علوم انسانی دبیرستان در سال تحصیلی96-1395بود. 200 نفر از جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه پرسشنامه محقق ساخته عوامل مؤثر در گرایش انتخاب رشته است.تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون t تک نمونه‌ای و آزمون فریدمن انجام شد. یافته‌های این مطالعه نشان داد نظر دبیر و مشاور تحصیلی، علاقه دانش‌آموز، سوابق تحصیلی، نظر خانواده و استعداد تحصیلی در گرایش انتخاب رشتهٔ تحصیلی دانش آموزان شهرستان نوشهر مؤثر است (05/0
).همچنین مؤلفه نظر خانواده دارای بالاترین رتبه و مؤلفه نظر دبیر و مشاور تحصیلی دارای پایین‌ترین رتبه است.

نقش جو مدرسه و هوش هیجانی در خودکارآمدی کارآفرینانه دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 15-36

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.227912.1010

آزاده امیری

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش جو مدرسه و هوش هیجانی در خودکارآمدی کارآفرینانه‌ دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد انجام شد و از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد در سال 99-1398 بودند که بر اساس جدول مورگان، 335 دانش آموز بعنوان نمونه به روش نمونه‌گیری خوشه ای انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس جو مدرسه زولیگ و همکاران (2010)، مقیاس هوش هیجانی برادبری - گریوز (2005) و مقیاس خودکارآمدی کارآفرینانه ویلسون و همکاران (2007) انجام شد. فرضیات پژوهش با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شدند. یافته های این مطالعه نشان داد خودکارآمدی کارآفرینانه دانش‌آموزان دختر هنرستان‌های شهر مشهد را می‌توان از روی جوّ مدرسه و هوش هیجانی تبیین و پیش‌بینی کرد (05/0> P). همچنین بین هوش هیجانی و خودکارآمدی کارآفرینانه و بین جو مدرسه و خودکارآمدی کارآفرینانه دانش‌آموزان دختر هنرستان‌های شهر مشهد رابطه معنادار وجود داشت (01/0> P). نتایج این مطالعه نشان داد بایستی با اصلاح جو مدرسه و بازنگری در ارزشیابی تحصیلی در جهت پرورش خلاقیت و خودکارآمدی دانش آموزان، ایده های کارافرینی آنان را تقویت و در جهت افرایش خودکارآمدی کارآفرینانه به کار گرفت.

رابطه مهارت‌های ارتباطی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی در مدارس دخترانه متوسطه اول شهرستان کاشمر

دوره 3، شماره 1، بهار 1400، صفحه 167-195

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.282353.1056

جواد شالیان

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مهارت‌های ارتباطی معلمان با بهزیستی تحصیلی با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش معلمان و دانش آموزان مدارس دخترانه متوسطه اول شهرستان کاشمر بودند که تعداد 143 نفر معلم بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و تعداد 371 دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از پرسشنامه‌های بهزیستی تحصیلی پیترنین و همکاران (2014)، سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984) و مهارت‌های ارتباطی معلمان کوئین دام (2004) استفاده شدکه روایی آن‌ها توسط صاحب‌نظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن‌ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 0.76، 0.89 و 0.72 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. به‌منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار آماری Lisrel و نیز نرم‌افزار آماری Spss26 استفاده شد. یافته‌های کمّی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که میان مهارت‌های ارتباطی معلمان و سازگاری تحصیلی و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان سازگاری تحصیلی دانش آموزان با بهزیستی تحصیلی آن‌ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و سازگاری تحصیلی در رابطه میان مهارت‌های ارتباطی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان نقش میانجی داشته است.

کاربرد مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 49-69

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.233969.1015

لیلا پلوئی، فائزه فرهادیان

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی میزان کاربست مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی بوده است. این پژوهش از نوع تحلیل محتوا بود و جامعه آماری آن شامل کلیه منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی در سطح دانشگاه بوده است. با روش نمونه‌گیری هدفمند نُه کتاب به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها چک‌لیست مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی انجام‌شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که در مورد هر یک از مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی به برخی از خرده مقیاس‌ها همچون خلاصه؛ استفاده از رنگ در عنوان‌ها، متن، تصویر و جلد، محل مناسب قرارگیری مواد دیداری، پرهیز از سوگیری در مواد دیداری در هیچ‌یک از نه منبع اصلی برنامه‌ریزی درسی توجه نشده است. همچنین، کاربست سایر خرده مقیاس‌ها نیز در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی متفاوت بوده است؛ به‌طوری‌که در برخی از منابع به‌کاررفته‌اند و در برخی دیگر مورداستفاده قرار نگرفته‌اند. بنابراین، ضرورت بازنگری جدی درزمینهٔ به‌کارگیری مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی برای چاپ‌های آتی احساس می‌شود.

اندازه اثر داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش‌آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.231073.1012

عطیه کردلو، محمدرضا بهرنگی

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اندازهٔ اثر داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی بود. روش مطالعه شبه‌آزمایشی بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی در منطقه 1 و 2 شهر تهران بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی مورگان 297 دانش‌آموز تعیین شد که 148 نفر در گروه آزمایش و 149 نفر در گروه کنترل گنجانده شدند. ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) بود. پس از اجرای پیش‌آزمون، الگوی مدیریت آموزش بر اساس داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی در درس علوم برای گروه آزمایش و روش تدریس سنتی برای گروه کنترل به کار گرفته شد و در پایان پس‌آزمون از هر دو گروه آزمایش و کنترل به عمل آمد. نتایج آزمون t زوجی نشان داد داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی مؤثر است (01/0 < p). نتیجه این مطالعه نشان داد می‌توان از این الگوی تدریس در افزایش انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علوم استفاده کرد.

رابطه بین شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت‌های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر

دوره 2، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 113-131

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.243991.1030

لیلا طالبی خانسری

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت‌های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان و دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی مدارس شهر چابکسر بودند. با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و تصادفی خوشه‌ای 80 معلم و 200 دانش‌آموز انتخاب شدند. معلمان به سؤالات پرسشنامه‌های مهارت‌های ارتباطی (کوئین‌دام، 2004) و سبک تدریس (گراشا، 1996) و دانش آموزان به سؤالات پرسشنامه انگیزه پیشرفت تحصیلی (والراند، 1992) پاسخ دادند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از روش رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد متغیرهای شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت گوش دادن بهترین پیش‌بینی کننده برای متغیر انگیزه پیشرفت تحصیلی می‌باشند و بین شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت‌های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر رابطه وجود دارد (01/0> P). درنتیجه، معلمان می‌توانند از سبک‌های کلاس داری مؤثر و مهارت‌های ارتباطی در جهت افزایش انگیزه پیشرفت تحصیلی و پیشگیری از فرسودگی و افت تحصیلی دانش آموزان سود ببرند.

رابطه بین سبک‌های یادگیری با مهارت‌های زبان‌آموزی دانش‎آموزان دوره متوسطه

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 45-62

https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100583

جواد سلیمانپور

چکیده توجه به سبک‌های یادگیری و مؤلفه‌های تعیین‌کننده آن برای دانش‌آموزان از ضروریات تعلیم و تربیت در دنیای امروز است. پژوهش حاضر درصدد بررسی رابطهٔ بین سبک‌های یادگیری (با توجه به مؤلفه‌های اصلی آن) با مهارت‌های زبان‌آموزی (زبان انگلیسی) است. بدین منظور جامعه آماری پژوهش، دبیرستان‌های شهرستان چالوس به تعداد 1260 نفر است که به روش نمونه‌گیری تصادفی پسرانه از نوع طبقه‌ای به تعداد 154 نفر بر اساس جدول کرجسی- مورگان انتخاب‌شده‌اند. این پژوهش براساس نظریه ورمونت و ریجسویک (برای سنجش سبک‌های یادگیری) و مهارت‌های زبان‌آموزی (مهارت‌های گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن) زبان انگلیسی تدوین شده است. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد سبک‌های یادگیری است و تجزیه‌وتحلیل پژوهش حاضر با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام‌به‌گام انجام پذیرفت. یافته‌های حاصل از پژوهش حاضر نشان می‌دهد که کلیه سبک‌های یادگیری با مهارت‌های زبان‌آموزی ارتباط مثبت و مستقیم دارد. اما دو سبک یادگیری غیرمتمرکز با ضریب 497/0‌ و سبک یادگیری معطوف به معنا و هدف با ضریب 283/0 بیشترین اهمیت را داشته‌اند. درنتیجه، می‌توان گفت که اگر نظام آموزشی برای ارتقاء و فهم هر چه بیشتر سبک یادگیری غیرمتمرکز و متکی بر معنا و هدف موردتوجه قرار دهد، به دانش‌آموزان در کسب مهارت زبان‌آموزی کمک و مساعدت بیشتری اعمال خواهد نمود. به‌عبارت‌دیگر، ضرورت بازشناسی نقش سبک‌های یادگیری در پیش‌بینی مهارت‌های زبان‌آموزی دانشآموزان مورد تأیید واقع شد.

اندازه اثر داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش‌آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.231073.1012

عطیه کردلو، محمدرضا بهرنگی

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اندازهٔ اثر داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی بود. روش مطالعه شبه‌آزمایشی بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی در منطقه 1 و 2 شهر تهران بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی مورگان 297 دانش‌آموز تعیین شد که 148 نفر در گروه آزمایش و 149 نفر در گروه کنترل گنجانده شدند. ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) بود. پس از اجرای پیش‌آزمون، الگوی مدیریت آموزش بر اساس داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی در درس علوم برای گروه آزمایش و روش تدریس سنتی برای گروه کنترل به کار گرفته شد و در پایان پس‌آزمون از هر دو گروه آزمایش و کنترل به عمل آمد. نتایج آزمون t زوجی نشان داد داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی مؤثر است (01/0 < p). نتیجه این مطالعه نشان داد می‌توان از این الگوی تدریس در افزایش انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علوم استفاده کرد.

مدیریت آموزشی

شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های کاربرد فناوری‌های نوین در دانشگاه نسل چهارم

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 24-51

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.426783.1282

عصمت سیفی، امینه احمدی، مجتبی معظمی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های کاربرد فناوری‌های نوین در دانشگاه نسل چهارم می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 10 نفراز متخصصان آموزش عالی، اساتید برجسته که آشنا به کار تحقیق در زمینه مورد مطالعه هستند انتخاب شد. از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی هدفمند از نوع در دسترس استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه­های نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با کدگذاری باز و محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020، انجام گرفت. با توجه به تحلیلی که از روش تحلیل مضمون جهت تعیین ابعاد و مؤلفه‌های کاربرد فناوری‌های نوین در دانشگاه نسل چهارم به اجرا در آمده است، 5 بعد، 13 مؤلفه و 47 شاخص شناسایی و تأیید شده است. ابعاد شامل الزامات آموزشی (تعامل با سایر گروه‌های آموزشی مجازی، اختصاص ساعات بیشتر آموزش کارآفرینی در دانشگاه، انعطاف پذیری، مولفه‎های مدیریتی)، الزامات زیباشناختی (عوامل تکنولوژیکی، قابلیت‎های کاهش محدودیت آنلاین)، الزمات محتوایی (سامانه مدیریت یادگیری الکترونیکی، محتوای دروس متناسب) الزامات فرایندی (کیفیت رفتار متولیان آموزش مجازی، به کارگیری استانداردهای آموزش مجازی)، الزامات مشارکت برون سازمانی (زیر ساخت‌های سیستم آموزش مجازی، کیفیت سیستم ارائه خدمات، کیفیت پشتیبانی ادراک‌شده) می‌باشد.

رابطه بین سبک‌های یادگیری با مهارت‌های زبان‌آموزی دانش‎آموزان دوره متوسطه

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 45-62

https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100583

جواد سلیمانپور

چکیده توجه به سبک‌های یادگیری و مؤلفه‌های تعیین‌کننده آن برای دانش‌آموزان از ضروریات تعلیم و تربیت در دنیای امروز است. پژوهش حاضر درصدد بررسی رابطهٔ بین سبک‌های یادگیری (با توجه به مؤلفه‌های اصلی آن) با مهارت‌های زبان‌آموزی (زبان انگلیسی) است. بدین منظور جامعه آماری پژوهش، دبیرستان‌های شهرستان چالوس به تعداد 1260 نفر است که به روش نمونه‌گیری تصادفی پسرانه از نوع طبقه‌ای به تعداد 154 نفر بر اساس جدول کرجسی- مورگان انتخاب‌شده‌اند. این پژوهش براساس نظریه ورمونت و ریجسویک (برای سنجش سبک‌های یادگیری) و مهارت‌های زبان‌آموزی (مهارت‌های گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن) زبان انگلیسی تدوین شده است. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد سبک‌های یادگیری است و تجزیه‌وتحلیل پژوهش حاضر با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام‌به‌گام انجام پذیرفت. یافته‌های حاصل از پژوهش حاضر نشان می‌دهد که کلیه سبک‌های یادگیری با مهارت‌های زبان‌آموزی ارتباط مثبت و مستقیم دارد. اما دو سبک یادگیری غیرمتمرکز با ضریب 497/0‌ و سبک یادگیری معطوف به معنا و هدف با ضریب 283/0 بیشترین اهمیت را داشته‌اند. درنتیجه، می‌توان گفت که اگر نظام آموزشی برای ارتقاء و فهم هر چه بیشتر سبک یادگیری غیرمتمرکز و متکی بر معنا و هدف موردتوجه قرار دهد، به دانش‌آموزان در کسب مهارت زبان‌آموزی کمک و مساعدت بیشتری اعمال خواهد نمود. به‌عبارت‌دیگر، ضرورت بازشناسی نقش سبک‌های یادگیری در پیش‌بینی مهارت‌های زبان‌آموزی دانشآموزان مورد تأیید واقع شد.

کاربرد مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 49-69

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.233969.1015

لیلا پلوئی، فائزه فرهادیان

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی میزان کاربست مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی بوده است. این پژوهش از نوع تحلیل محتوا بود و جامعه آماری آن شامل کلیه منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی در سطح دانشگاه بوده است. با روش نمونه‌گیری هدفمند نُه کتاب به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها چک‌لیست مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی انجام‌شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که در مورد هر یک از مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی به برخی از خرده مقیاس‌ها همچون خلاصه؛ استفاده از رنگ در عنوان‌ها، متن، تصویر و جلد، محل مناسب قرارگیری مواد دیداری، پرهیز از سوگیری در مواد دیداری در هیچ‌یک از نه منبع اصلی برنامه‌ریزی درسی توجه نشده است. همچنین، کاربست سایر خرده مقیاس‌ها نیز در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی متفاوت بوده است؛ به‌طوری‌که در برخی از منابع به‌کاررفته‌اند و در برخی دیگر مورداستفاده قرار نگرفته‌اند. بنابراین، ضرورت بازنگری جدی درزمینهٔ به‌کارگیری مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی برای چاپ‌های آتی احساس می‌شود.

مدیریت منابع انسانی

واکاوی ابعاد و مولفه های مدل توسعه یافته جانشین پروری مبتنی بر شایستگی در سازمان های آموزش محور با رویکرد فراترکیب

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 193-220

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.384659.1160

مهدی خداپرست، داود کیاکجوری، سید جواد مرتضوی امیری، سیداحمد جعفری کلاریجانی

چکیده هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مولفه های مدل توسعه یافته جانشین پروری مبتنی بر شایستگی درسازمان های آموزش محور با رویکرد فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمع‌آوری داده‌ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می‎باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه مطالعات انجام‌شده در بازه زمانی برای پژوهش‌های لاتین از سال 2022-1990 و پژوهش های فارسی 1384 تا 1401می‌باشد، در این راستا 282 پژوهش در زمینه موضوع موردنظر ارزیابی و درنهایت 41 مقاله به‌صورت هدفمند انتخاب گردید. استخراج مولفه ها و شاخصها از بررسی پیشینه و مبانی نظری به دست آمد و سپس برای تحلیل از کدگذاری استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش فراترکیب و سپس از طریق کدگذاری باز و محوری و انتخابی و از نرم‌افزار MAXQDA 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که 7 کد 53 مفهوم و 24 مقوله تعیین و شناسایی شد که کدها شامل (شایستگی ها و توانایی‌های کلیدی, تعیین خط مشی جانشین بروری, بسترسازی ارزشی, حمایت و پشتیبانی سازمانی, برنامه ریزی استراتژیک در حوزه جانشین پروری, شناسایی استعدادها و تشکیل خزانه استعدادها, آموزش و بهسازی استعدادها) می باشد.

ابر واژگان

نشریات مرتبط