Journal Metrics
تعداد دوره‌ها 8
تعداد شماره‌ها 27
تعداد مقالات 326
تعداد نویسندگان 796
تعداد مشاهده مقاله 7,648,366
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 8,135,085
نسبت مشاهده بر مقاله 23461.25
نسبت دریافت فایل بر مقاله 24954.25
 
درصد پذیرش 20
زمان پذیرش (روز) 118
تعداد پایگاه های نمایه شده 13
تعداد داوران 90

 

 

 

 

نشریه علمی مدیریت و چشم انداز آموزش، فصلنامه ای با دسترسی باز (به متن مقالات) است که توسط مرکز پژوهشی مطالعات مدیریت منابع و کسب و کار دانش  محور منـتشر می‌شود. این نشریه از سیاست داوری تخصصی دو سو ناشناس در بررسی مقالات استفاده نموده و به مباحث مهم و اساسی حوزه "مدیریت، آموزش نیروی انسانی، مدیریت آموزش، بهسازی و آموزش نیروی انسانی، آینده پژوهی درمدیریت و آموزش" می پردازد. این نشریه در بررسی و انتشار مقالات علمی از اصول و معیارهای کمیته اخلاق نشر (COPE) پیروی می نماید. همه مقالات ارسالی توسط نرم افزار مشابهت یاب همیاب و سمیم نور بررسی می شوند تا از اصالت آنها اطمینان حاصل شود و پس از آن توسط داوران معتبر و مجرب به دقت مورد ارزیابی قرار می گیرند.  (مطالعه بیشتر)

 این  نشریه طی نامه رسمی شماره 16049 -1400 توانست در سال 1402  و 1403 مجوز علمی و رتبه (الف) را از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دریافت نماید.

 تبریک به  سردبیر و همه اعضای هیات تحریریه و داوران محترم فصلنامه مدیریت و چشم انداز آموزش

(لینک نمایه وزارت علوم: علمی پژوهشی)

فصلنامه مدیریت و چشم انداز آموزش توانست در ارزیابی سال 1400،1401،1402  موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام(ISC)  از نظر کیفیت حائز رتبه «Q1» شده  و در زمره تعداد انگشت‌شمار نشریات هسته‌  در این حوزه تخصصی قرار گرفته است.


اطلاعیه مهم برای نویسندگان و دانشجویان گرامی

به اطلاع کلیه نویسندگان محترم و دانشجویان گرامی می‌رساند، پیرو تغییر صاحب امتیازی و مصوبات هیأت تحریریه فصلنامه « مدیریت و چشم انداز آموزش »، از این پس، مجله صرفاً مقالاتی را در فرآیند داوری و پذیرش قرار خواهد داد که واجد شرایط زیر باشند:

  • رویکرد پژوهشی: مقالات باید با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی)، کیفی، و یا کمی، و  استفاده از روش‌های نوین تحقیق (مانند دلفی فازی، فراترکیب، داده‌بنیاد، تحلیل مضمون، استنتاج فازی، شناخت فازی، تحلیل هوش مصنوعی، و استفاده از نرم‌افزارهای نوین تحلیل کیفی و کمی) تدوین شده و متمرکز بر رویکردهای نوین علمی باشند.
  • همکاری بین‌المللی: حضور محققان بین‌المللی در فهرست نویسندگان مقاله، یکی از معیارهای پذیرش خواهد بود.
  • دستورالعمل دانشگاه آزاد اسلامی: دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی موظف به رعایت دستورالعمل‌های سال ۱۴۰۴ می‌باشند.

شایان ذکر است، مقالات پژوهشی کیفی صرف (فاقد خروجی‌های نرم‌افزارهای کیفی)، مورد پذیرش قرار نخواهند گرفت و از فرآیند داوری حذف خواهند شد. لذا، اولویت پذیرش با مقالاتی است که شاخص‌های مذکور را دارا باشند.


📌 اولویت چاپ و پذیرش سریع (ویژه آماده‌سازی برای نمایه Scopus)

با توجه به اقدامات صورت‌گرفته برای نمایه شدن نشریه در پایگاه Scopus، مقالاتی که دارای حداقل یک نویسنده با وابستگی سازمانی (Affiliation) خارج از ایران باشند، در اولویت چاپ و پذیرش سریع‌تر قرار خواهند گرفت.


نکات مهم برای نویسندگان محترم:

  • عدم پذیرش مقالات با نویسندگان تکراری: به استحضار می‌رساند، در راستای سیاست ایجاد فرصت برابر برای تمامی دانش‌پژوهان، تا اطلاع ثانوی، از بررسی مقالات ارسالی با نویسندگان تکراری (Multiple Submission) معذوریم. از بهمن‌ماه1403، مجله از پذیرش مقالاتی که نویسنده/نویسندگان آن، مقاله‌ای در حال داوری، در نوبت چاپ، یا چاپ‌شده در یکی از شماره‌های سال جاری نشریه داشته باشند، معذور است. در صورت بروز این شرایط، علت رد مقاله به نویسنده/نویسندگان اعلام خواهد شد.

  • سیاست نشریه در مورد سرقت ادبی: در صورت احراز سرقت ادبی در یک مقاله، نشریه نویسنده/نویسندگان متخلف را در فهرست سیاه قرار داده و چنانچه مقاله ایشان پیش‌تر منتشر شده باشد، ضمن بایگانی مقاله، عبارت «مقاله حاوی سرقت ادبی است» در ذیل نام نویسنده/نویسندگان در وبسایت نشریه درج خواهد شد.


 

         

مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت

واکاوی پدیده ایزومورفیسم در دانشگاه؛ تحلیل علل و پیامدها با روش FCM (نقشه شناختی فازی)

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.554126.1588

علی شریعت نژاد، نازنین بازگیر، فرناز مهدی خانی

چکیده هدف این پژوهش تحلیل علل بروز و پیامدهای پدیده‌ی ایزومورفیسم در دانشگاه‌های کشور با روش نقشه شناختی فازی می‌باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش‌های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته و بر مبنای پژوهش‌های کیفی و کمی است. جامعه آماری پژوهش مدیران اساتید دانشگاه‌ها هستند که با روش نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید شد. داده‌های کیفی با روش تحلیل محتوا و کدگذاری با نرم‌افزار MAXQDA 2020 و داده‌های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که سعی در تحمیل کارکردهای انتظام بخش دانشگاهی، تبدیل مدیران از حالت تسهیل‌کنندگان خلق فضای ژرف‌آموزی و ژرف‌اندیشی به کنترل‌کنندگان اداری، خارج‌شدن دانشگاه ازمحورهای آموزشی و پژوهشی به محورهای اداری و اجرایی، مهم‌ترین عوامل بروز پدیده‌ی ایزومورفیسم در دانشگاه‌ها هستند. همچنین ازبین‌رفتن جریان نوآوری، پویایی و روحیه آفرینندگی دانشگاه‌ها، تبدیل افراد آکادمیک به ابزاری برای بسط بروکراسی، عدم ورود موثر جامعه دانشگاهی در مشکلات کشور، به عنوان مهم‌ترین پیامدهای پدیده ایزومورفیسم در دانشگاه‌ها شناسایی شدند.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت منابع انسانی

اعتباریابی و اولویت‌بندی مضامین سازمان دهنده الگوی شایستگی‌های مدیران حرفه‌ای در اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.556016.1592

ایرج غلامی زرندی، امین نیک پور، شهین شرفی، شیوا مداحیان، زهرا شکوه

چکیده هدف این تحقیق اعتباریابی و اولویت‌بندی مضامین سازمان دهنده الگوی شایستگی‌های مدیران حرفه‌ای در اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، بنیادی-کاربردی و از نظر اجرا کمی از نوع اکتشافی و از نظر گردآوری داده‌ها نیز یک پژوهش پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان کرمان، به تعداد نفر 1048 می‌باشد که از این تعداد 428 نفر (بررسی اعتبار مدل تحقیق) می‎باشند که با روش نمونه گیری نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند و پرسشنامه میان آن‌ها توزیع گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS ویراست26، SMART PLS ویراست3 وEXCEL ویراست 2019 و به‌منظور اولویت‌بندی مضمون سازمان دهنده متغیر الگوی شایستگی‌های مدیران حرفه‌ای مبتنی بر مدیریت در مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی از تکنیک‌های تصمیم‌گیری چند معیاره (تحلیل سلسله مراتبی) استفاده شد. نتایج نشان داد که مضامین «خود مدیریتی و شایستگی فردی»، «تحول‌خواهی در سازمان» و «شایستگی‌های ارزشی» بیشترین تبیین را در رابطه با شایستگی‌های مدیران حرفه‌ای مبتنی بر مدیریت در مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی را در اداره کل آموزش ‌و پرورش استان کرمان دارا بوده‌اند. همچنین مضمون‌ سازمان دهنده «تحول‌خواهی در سازمان» با وزن نسبی (143/0) در رتبه اول، مضمون‌ سازمان دهنده «کسب فرهنگ جهادی» با وزن نسبی (137/0) در رتبه دوم و مضمون‌ سازمان دهنده «خود مدیریتی و شایستگی فردی» با وزن نسبی (115/0) در رتبه سوم اهمیت الگوی شایستگی‌های مدیران حرفه‌ای مبتنی بر مدیریت در مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی قرار دارند.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

ارائه مدل عوامل اثر بخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یادهی - یادگیری در نظام آموزشی دانشگاه‎های استان مازندران

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.555807.1591

عبدالرضا عباسپور، همّت محمّدنژاد، مهسا غلامحسین زاده

چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل عوامل اثر بخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یادهی - یادگیری در نظام آموزشی دانشگاه‎های استان مازندران می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 200 نفر از کلیه اعضای هیت علمی در سال 1403 در شهر مازندران به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، کلیه عامل ها به عنوان شاخص‌های اثر بخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یادهی - یادگیری تایید شدند. با توجه به نتایج می توان گفت نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که شاخص‌های پرسشنامه تحت تأثیر 10 عامل زیربنایی قرار دارد و این 10 عامل می‌توانند بیش از 78 درصد از تغییر پذیری (واریانس) متغیرها را توضیح دهند. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مقادیر بارهای عاملی تمام گویه‌‌ها بیشتر از 0.4 و قابل قبول می‎باشد. نتایج بررسی معناداری مقادیر آماره t نشان داد که مقادیر آماره t برای همه گویه‌ها بیشتر از 2.58 گزارش شد. این بدان معناست که ارتباط بین گویه‌ها با متغیر مکنون مربوط به خود در سطح اطمینان 99 درصد پذیرفته شد.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت منابع انسانی

واکاوی نقش سست‌گرایی کارکنان در انزوای سازمانی با تأکید بر نقش میانجی خودنمایی و سکوت سازمانی

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.507750.1481

حسین رحیمی کلور، میر امیر فروزان

چکیده هدف از پژوهش حاضر، واکاوی نقش سست‌گرایی کارکنان در انزوای سازمانی با تأکید بر نقش میانجی خودنمایی و سکوت سازمانی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، پیمایشی و از نوع علّی بود. جامعۀ آماری پژوهش، کلیۀ کارکنان دستگاه‌های اجرایی استان اردبیل بود. با توجه به حجم جامعه که براساس آخرین آمارها، در حدود 40،000 نفر بود، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 380 نفر تعیین شد و انتخاب این افراد از جامعۀ آماری به روش تصادفی ساده صورت گرفت. گردآوری داده‌ها به‌وسیلۀ چهار پرسشنامه (با عناوین «سست‌گرایی»، «انزوای سازمانی»، «خودنمایی» و «سکوت سازمانی») انجام شد. روایی به‌وسیلۀ تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل داده‌ها با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و به کمک نرم‌افزارهای SPSS 26 و Smart-PLS 3 صورت گرفت. یافته‌ها نشان دادند از آن‌جایی که آمارۀ t از 96/1 در سطح اطمینان 95 درصد بزرگ‌تر است و با توجه به ضرایب مسیر، سست‌گرایی بر انزوای سازمانی، خودنمایی و سکوت سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. هم‌چنین، خودنمایی بر انزوای سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. به‌علاوه، سکوت سازمانی بر انزوای سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. گفتنی است، از آن‌جایی که آمارۀ Z از 96/1 در سطح اطمینان 95 درصد بزرگ‌تر است و با توجه به ضرایب مسیر، خودنمایی و سکوت سازمانی در رابطۀ سست‌گرایی و انزوای سازمانی نقش میانجی ایفا می‌کنند. نتایج این پژوهش، سازمان‌ها را به تلاش بیش‌تر برای کاهش رفتارهای سست‌گرایانۀ کارکنانشان به‌منظور جلوگیری از بروز انزوای سازمانی در آنان، سوق می‌دهد.

مقاله پژوهشی (کیفی )

واکاوی مؤلفه‌ها و ریشه‌های سازمانی و پیامدهای روانی حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در آموزش عالی

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.551960.1585

جمال سلیمی، علی امینی باغ، پریسا سیمانی

چکیده حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در آموزش عالی، پدیده‌ای پنهان اما اثرگذار است که می‌تواند سرمایه انسانی دانشگاه را تضعیف کرده و کارکردهای علمی و اجتماعی آن را تحت‌الشعاع قرار دهد. از این در پژوهش حاضر به بررسی ریشه‌ها و پیامدهای روانی‌ـ‌سازمانی پدیده حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در آموزش عالی ایران پرداخته شده است. رویکرد تحقیق کیفی و راهبرد پدیدارشناسی تفسیری بکار گرفته شد. مشارکت‌کنندگان تحقیق شامل ۱۸ نفر از استادان و خبرگان دانشگاهی چندین دانشگاه دولتی بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و معیار اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق بود. همچنین داده‌ها با روش کدگذاری استقرائی و با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا ۲۰۲۰ تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در دانشگاه بیش از آنکه ناشی از ناکامی فردی باشد، در ساختارها و فرهنگ نهادی بازتولید می‌شود. ساختارهای مرکزگرای بوروکراتیک، فرهنگ کمیت‌زده و ارزیابی صوری مبتنی بر امتیازمحوری، و نظام عددمحور بی‌اعتنا به اثرگذاری اجتماعی دانش، از مهم‌ترین عوامل سازمانی این پدیده هستند. این شرایط پیامدهایی چون احساس بی‌معنایی، فرسودگی وجودی، انزوای حرفه‌ای، کاهش تعاملات همکارانه، افت اعتمادبه‌نفس، فروپاشی هویت علمی و افول منزلت اجتماعی دانشگاهیان را در پی دارد. در مجموع، حاشیه‌گرایی حرفه‌ای آکادمیک تجربه‌ای ساختاری و زیسته در آموزش عالی ایران است که نیازمند بازاندیشی در ساختارها، فرهنگ دانشگاهی و نظام ارزیابی است.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت

تاثیر کاربرد هوش مصنوعی و یادگیری هوشمند بر تفکر استراتژیک و عملکرد با نقش تعدیل‌کننده اخلاق فردی

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.499739.1467

زهرا حیات مهر، سونا بایرام زاده، سیدرضا جلال زاده

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر سنجش تاثیر کاربرد هوش مصنوعی و یادگیری هوشمند بر مهارت تفکر استراتژیک و عملکرد تحصیلی دانشجویان رشته مدیریت با نقش تعدیل‌کننده اخلاق فردی بوده است. پارادایم پژوهش حاضر اثبات‌گرایی، رویکرد آن کمی و روش آن توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری دانشجویان رشته مدیریت دانشگاه علوم تحقیقات تهران به تعداد 10000 دانشجو بوده‌‌اند که تعداد 374 دانشجو به عنوان نمونه و به روش تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. نتایج به دست آمده، نشان می‌دهد که کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی تأثیر مثبتی بر تفکر استراتژیک (تفکر سیستمی، تفکر خلاق، تفکر آینده‌نگر و تفکر انتقادی)، یادگیری هوشمند و عملکرد تحصیلی دارد. نقش میانجی تفکر استراتژیک (تفکر انتقادی و تفکر آینده‌نگر)، در رابطه میان کاربرد هوش مصنوعی و عملکرد تحصیلی و همچنین در رابطه میان یادگیری هوشمند و عملکرد تحصیلی تایید گردید. از طرفی اخلاق فردی علاوه بر تاثیر مثبت بر یادگیری هوشمند، در رابطه میان یادگیری هوشمند و تفکر استراتژیک (تفکر سیستمی، تفکر انتقادی و تفکر آینده‌نگر) نقش تعدیل‌کننده دارد. پژوهش حاضر برای نخستین بار بینش‌هایی را در کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی در توسعه مهارت تفکر استراتژیک و عملکرد ارائه می‌دهد که محققان، مدیران، دانشجویان و سازمان‌ها می‌توانند از نتایج آن بهره‌مند شوند.

مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت منابع انسانی

طراحی و اعتبار سنجی مدل مدیریت منابع انسانی پایدار با رویکرد ارتقا شایسته سالاری در نواحی هفت گانه آموزش و پرورش مشهد

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.545054.1569

مریم وحیدی راد، محمود قربانی، فریده هاشمیان نژاد

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارائه مدل مدیریت منابع انسانی پایدار با رویکرد ارتقا شایسته سالاری در نواحی هفت گانه آموزش و پرورش مشهد می باشد. پژوهش از نوع آمیخته و استراتژی تحقیق در بخش کیفی، تحلیل محتوا و در بخش کمی، پیمایشی است. نمونه آماری در مرحله کیفی، 16 نفر از خبرگان دانشگاهی که با استفاده از اصل اشباع و روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. در بخش کمی، کلیه‌ی مدیران مدارس دخترانه و پسرانه نواحی هفت‌گانه آموزش و پروش مشهد به تعداد 1327 نفر بوده اند. روش جمع آوری داده ها ، در بخش کیفی مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه می باشد. تحلیل داده ه در بخش کیفی نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمی از نرم افزار spss و معادلات ساختاری با استفاده از AMOS استفاده شده است . یافته ها در مدل مدیریت منابع انسانی پایدار با رویکرد ارتقا شایسته سالاری شامل 5 بعد و 24 مولفه است که شامل جذب مبتنی بر شایستگی، بهسازی مبتنی بر توسعه شایستگی منابع انسانی پایدار، نگهداشت منابع انسانی با رویکرد شایستگی، ارزشیابی عملکرد منابع انسانی پایدار و شایسته‌محور و نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد می باشد. در بخش کمی نتایج نشان داد که الگوی مذکور از اعتبار لازم برخوردار است. بنابر نتایج پژوهش، مدیران نواحی هفت گانه آموزش و پرورش مشهد می توانند از طریق توسعه و تقویت مدیریت منابع انسانی پایدار موجبات ارتقای شایسته سالاری در سازمان را فراهم نمایند.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

بازنگری در سرفصل‌های درسی مقطع کارشناسی حسابداری با رویکرد انطباق با نیازهای بازارکار

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.564832.1607

بهروز کریمی، حجت الله سالاری، محمد حسین رنجبر، مهنوش عابدینی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بازنگری در سرفصل‌های درسی مقطع کارشناسی حسابداری با رویکرد انطباق با نیازهای بازارکار می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از لحاظ اجرا آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از خبرگان دانشگاهی که دارای مدرک تحصیلی دکترا و متخصصین شاغل در حرفه حسابداری می باشد که با روش نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها بوسیله مصاحبه و پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) و برای رتبه بندی از نرم افزار MICMAC استفاده شد. بر اساس تحلیل ساختاری تفسیری مدل اکتشافی پژوهش دارای 13 عامل می باشد. حسابداری منطبق با نیازهای بازارکار با عوامل دانش نظری قوی، توانایی‌های حرفه‌ای، مهارت‌های عملی کاربردی و اخلاق حرفه ای که در سطح اول مدل قرار دارند، اثرپذیرترین و وابسته‌ترین عوامل مدل هستند. در سطح دوم، متغیر همکاری با صنعت با عوامل کارآموزی اجباری، همکاری با حسابداران حرفه‌ای و پروژه‌های مشترک با صنعت قرار گرفته‌اند که روی عوامل سطح بالاتر اثر می‌گذارند و از عوامل سطوح پایین‌تر اثر می‌پذیرند. در سطح سوم، متغیر تأکید بر مهارت‌های نرم با عوامل مهارت‌های ارتباطی، کار تیمی و تفکر انتقادی و حل مسئله قرار گرفته‌اند که روی عوامل سطوح بالاتر اثر می‌گذارند و از عوامل سطح پایین‌تر اثر می‌پذیرند. در سطح آخر (سطح چهارم)، بازنگری در سرفصل‌های درسی با عوامل به‌روزرسانی محتوای درسی، افزایش ساعات دروس عملی و افزودن دروس جدید قرار گرفته‌اند که اثرگذارترین و پرنفوذترین عوامل مدل هستند.

مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت آموزشی

ارائه مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.566695.1613

مهدی سیفی جگر کندی، یوسف نامور، اعظم راستگو، صدرالدین ستاری

چکیده هدف از انجام این تحقیق ارائه مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه بود. تحقیق از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهیت داده‌ها آمیخته و از نظر شیوه اجرا اکتشافی بود. روش پژوهش در بخش کیفی، روش داده بنیاد و در بخش کمی توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری بخش کیفی کلیه کارشناسان حوزه علوم‌تربیتی استان اردبیل بودند که تعداد 20 نفر از آنها بر اساس اصل اشباع نظر به صورت نظری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی نیز کلیه مدیران مدارس دخترانه و پسرانه دوره دوم متوسطه استان اردبیل و دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه استان اردبیل بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری تمام‌شماری تعداد 100 مدیر و با استفاده از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی دردسترس تعداد 100 دانش‌آموز به عنوان نمونه آزمودنی‌های بخش کمی این تحقیق انتخاب شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه تحت مقولات فهم و انطباق نسلی مدیران، رهبری فناورانه و دیجیتال، رهبری آموزشی و تحول‌گرا، مدیریت مشارکت و ارتباطات اجتماعی، مدیریت یادگیری و کیفیت آموزشی، نوآوری و خلاقیت در مدرسه، مدیریت توانمندسازی و توسعه حرفه‌ای، مدیریت بحران، سلامت و پایداری آموزشی، مدیریت انسانی و هیجانی مدرسه، مدیریت عدالت، تنوع و اخلاق حرفه‌ای و مدیریت راهبردی و آینده‌گرانه مدرسه دسته‌بندی و از نظر اعتباریابی برازش شدند (p<0.05). پیشنهاد می‌شود از نتایج یافته‌های این پژوهش به‌عنوان یک راهنمای کلی صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه استفاده شود.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت منابع انسانی

الگوی مدیریت خودشیفتگی کارکنان دانشی با رویکرد تحلیل مضمون

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535577.1549

جواد شاه محمدی، آزاده اشرفی، فرزاد آسایش، علیرضا روستا

چکیده هدف پژوهش حاضر الگوی مدیریت خودشیفتگی کارکنان دانشی با رویکرد تحلیل مضمون می‌باشد. روش پژوهش از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از اساتید دانشگاهی و مدیران و خبرگان مدیریت دولتی می‎باشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند بهعنوان نمونه انتخاب شدند. این نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و با نرم‌افزار MAXQDA ، انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که داده‌ها به‌صورت نظام‌مند کدگذاری شدند و در مرحله نخست، ۲۵۴ کد اولیه، در قالب ۶۲ مضمون پایه و ۲۰ مضمون پایه سازمان‌دهنده استخراج و طبقه‌بندی شدند. در نهایت، پنج مضمون فراگیر به‌عنوان ابعاد اصلی مدل مفهومی پژوهش شناسایی گردید که عبارت‌اند از: هدایت اخلاقی، مداخله مدیریتی، آموزش‌های فردی، حرفه‌ای‌گرایی و خودمدیریتی اخلاقی. به طور کلی مدیریت رفتار خودشیفتگی کارکنان دانشی در سازمان‌ها نیازمند توجه هم‌زمان به هدایت اخلاقی، مداخله مدیریتی، آموزش‌های فردی، حرفه‌ای‌گرایی و خودمدیریتی اخلاقی است. این ابعاد پنج‌گانه چارچوبی منسجم برای ارتقای کنش‌های اخلاق‌محور در سطوح فردی و سازمانی فراهم می‌کنند.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت

طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568227.1614

هادی افشین، زهرا شکوه، زهرا انجم شعاع، حجت طالبی، امین نیکپور

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی شهر کرمان می باشد. جامعه پژوهش شامل 21 نفر از مدیران و خبرگان حوزه رهبری تضایف گرایانه، اعضا هیات علمی، مدیران و کارشناسان ادارات دولتی شهر کرمان می‎باشد که براساس نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته‌های تحلیل شبکة مضامین نشان داد 10 مضمون (سازمان‌دهنده) و 26 مضمون پایه و 86 کد اولیه مؤلفه‌ها و مقوله‌های رهبری تضایف گرایانه هستند. مضامین (سازمان‌دهنده) در قالب‌10 بعد ارائه شد که عبارت‌اند از: «اعتماد سازمانی، عدالت سازمانی، نوآوری و خلاقیت سازمانی، بهبود تعهد و رضایت شغلی، ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، رفتار مسئولانه با کارکنان، حمایت هیجانی و روانی،بازخورد مثبت و رشد فردی، تقویت هم‌افزایی گروهی، شفافیت اداری» به‌دست آمد. تئوری رهبری تضایفگرا، به تجربیات و ویژگی‌های رهبران در ایجاد و رشد توانمندی‌های آنان مؤثر بوده و به عدالت اجتماعی، فراگیر بودن شخصیت رهبران زن در سازمان توجه ویژه‌ای دارد و به وسیله آن می‌توان دانش پایه رهبری در سازمان را توسعه داد.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت منابع انسانی

مدل‌سازی تأثیر خودرهبری و تفکر راهبردی بر مشروعیت سازمانی با نقش میانجی انطباق‌پذیری و تناسب فرد-سازمان

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.529853.1527

جعفر بیک زاد

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مدل‌سازی تأثیر خودرهبری و تفکر راهبردی بر مشروعیت سازمانی با نقش میانجی انطباق‌پذیری و تناسب فرد-سازمان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی از نوع علّی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 216 نفر از کارکنان اداره کل سازمان ورزش و جوانان می باشند که از این تعداد 139 نفر به عنوان نمونة آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. برای گرد‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های استاندارد خودرهبری (نک و هافتون، 2006)، تفکر راهبردی (لیدکا، 1998)، مشروعیت سازمانی (الزابک، 1994)، انطباق‌پذیری (دنیسون، 1996) و تناسب فرد-سازمان (اسکروگینس، 2008) استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) استفاده شد. نتایج نشان داد که خودرهبری با نقش میانجی انطباق‌پذیری و تناسب فرد-سازمان بر مشروعیت سازمانی تأثیر معناداری دارد. همچنین، تفکر راهبردی با نقش میانجی انطباق‌پذیری و تناسب فرد-سازمان بر مشروعیت سازمانی تأثیر معناداری دارد. در راستای نتایج پژوهش می‌توان چنین نتیجه گرفت که سرمایه‌گذاری در توسعه مهارت‌های خودرهبری و ارتقای ظرفیت تفکر راهبردی کارکنان، می‌تواند زمینه را برای بهبود انطباق‌پذیری و ارتقای میزان تناسب فرد با سازمان فراهم کرده و از این طریق، مشروعیت ادراک ‌شده نزد کارکنان و ذی‌نفعان را به‌ طور معناداری افزایش دهد. این امر می‌تواند به تقویت انسجام درونی، افزایش اعتماد سازمانی و ارتقای جایگاه سازمان در محیط‌های درون‌سازمانی و برون‌سازمانی منجر شود.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت منابع انسانی

بررسی تأثیر انعطاف‌پذیری منابع انسانی بر نوآوری سازمانی با نقش میانجیگری گردش شغلی

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.489687.1442

فرهاد کریمیان زاده، بهناز مهاجران، حسن قلاوندی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر انعطاف‌پذیری منابع انسانی بر نوآوری سازمانی با نقش میانجیگری گردش شغلی در میان کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، از نوع کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال تحصیلی 1402- 1401 با حجم جامعه آماری 1300 نفر می باشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 207 نفر از آنها به عنوان نمونه آماری و با روش نمونه‎گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها‌ی پژوهش، از پرسشنامه انعطاف‌پذیری، نوآوری سازمانی، گردش شغلی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده با استفاده نرم افزارهای آماری2016 SPSS وPLS صورت گرفت. نتایج نشان داد که انعطاف پذیری منابع انسانی بر نوآوری سازمانی کارکنان دانشگاه تاثیر مستقیم دارد. انعطاف پذیری منابع انسانی بر گردش شغلی تاثیر مستقیم دارد. گردش شغلی بر نوآوری سازمانی تاثیر مستقیم دارد. انعطاف پذیری منابع انسانی بر نوآوری سازمانی با نقش میانجی گری گردش شغلی کارکنان دانشگاه تاثیر غیرمستقیم دارد.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت آموزشی

طراحی الگوی آموزش پرسنل با رویکرد سازمان یادگیرنده در بانک مسکن ایران

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.467768.1398

مهدی دهقانیان، صدرالدین ستاری، توران سلیمانی

چکیده پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی - توسعه‌ای و با رویکرد کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام شد. جامعه هدف را خبرگان دانشگاهی در حوزه مدیریت آموزشی و بانکداری تشکیل می‌دهد. مشارکت‌کنندگان پژوهش 16 نفر از خبرگان اجرایی (مدیران و معاونان بانک مسکن خبره موضوعی) به عنوان آگاهی‌دهندگان کلیدی بودند که با استفاده از روش نمونه-گیری هدفمند و با روش گلوله برفی با در نظر گرفتن بحث اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل مصاحبه نیمه‌ساختمند با مشارکت‌کنندگان و نیز مطالعه‌ی اسناد بود. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، ازکدگذاری سه مرحله‌ای آتراید-استرلینگ (2001) با بهره‌گیری از نرم‌افزار MaxQDA استفاده شد. بعد از تجزیه و تحلیل داده‌ها، شبکه مضامین آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده با 36 مفهوم (مضامین پایه) و 9 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر صورت‌بندی گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد ویژگی های سازمان یادگیرنده مشتمل بر قابلیت‌ها و توانایی‌های شخصی، تفکر سیستمی، چشم انداز مشترک، الگوها و مدل های ذهنی و یادگیری تیمی و فرایند آموزش کارکنان مشتمل بر نیازسنجی و تعیین اهداف، طرح ریزی آموزشی، اجرای آموزش و ارزشیابی بودند. در مجموع می توان گفت با توجه به سازمان یادگیرنده در آموزش کارکنان در قالب یک الگوی جامع و فراگیر شاهد ارتقای کیفیت آموزش پرسنل و کسب مزیت رقابتی بود.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گروهی و آموزش مثبت‌نگری بر تعلل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان دختر دارای فرسودگی تحصیلی مقطع متوسطه شهر اردبیل

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535963.1554

ندا پناهی، توران سلیمانی، عیسی جعفری، سمیه تکلوی

چکیده هدف این تحقیق مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی گروهی و آموزش مثبت‌نگری بر تعلل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان دختر دارای فرسودگی تحصیلی مقطع متوسطه شهر اردبیل می باشد. روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی (طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل) می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 400 نفر از دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم در شهر اردبیل در سال تحصیلی 1404-1403 می باشد که به صورت تصادفی پرسشنامه فرسودگی تحصیلی بین آنها توزیع شد و از بین دانش‌آموزانی که در این پرسشنامه نمره بالایی به دست آوردند و دارای فرسودگی تحصیلی بودند به صورت در دسترس شامل 90 نفر در سه گروه (30 نفر در گروه آزمایش اول،30 نفر نیز در گروه آزمایش دوم و 30 نفر نیز در گروه کنترل) جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه (تعلل ورزی سولومون و راث بلوم) می باشد. گروه اول با استفاده از روش واقعیت درمانی گروهی طی آموزش گلاسر (1999) طی 7 جلسه و گروه دوم با مداخله آموزش مثبت‌نگری (کوئیلیام، 2003) طی 8 جلسه مداخله‌ و بعد گروه سوم یعنی گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکردند و در مراحل بعدی هر سه گروه دوباره به پرسشنامه‌ های پژوهش جواب دادند و سپس داده‎ها جمع‌آوری و اطلاعات توسط نرم‌ افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که درمان واقعیت درمانی گروهی و آموزش مثبت‌نگری باعث کاهش تعلل‌ورزی تحصیلی دانش‎آموزان دختر می‌شود و واقعیت درمانی گروهی بیشتر از آموزش مثبت‌نگری باعث کاهش تعلل‌ورزی تحصیلی می‌شود.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت

فراتحلیل شاخص های کلیدی موثر بر استقرار نظام مشارکت مدنی در سازمان بنیاد شهید ایران

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.485685.1432

سیف الله زارعی، مراد رضایی دیزگاه، مهرداد گودرزوند چگینی

چکیده هدف این تحقیق بررسی فراتحلیل شاخص های کلیدی موثر بر استقرار نظام مشارکت مدنی در سازمان بنیاد شهید ایران می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و روش اجرا بصورت کمی با رویکرد استقرایی، فلسفۀ اثبا‌ت‌گرایی می‌باشد. جامعه مورد بررسی این پژوهش را مقالات چاپ شده در مجلات علمی پژوهشی در زمینۀ استقرار نظام مشارکت مدنی تسهیم دانش از سال 1388 تا 1402 تشکیل میدهند که در داخل کشور انجام شده‌اند. نمونه‌گیری بر اساس معیارهای مورد نیاز برای ورود به فرایند فراتحلیل انجام شد و بر این اساس 22 مورد انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده از روش فراتحلیل و نرم افزار CMA استفاده گردید. یافته‌های این بررسی نشان می‌دهد که متغیرهای مذکور به عنوان شاخص‌های کلیدی نظام مشارکت مدنی عمل کرده و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. تقویت این عوامل می‌تواند به بهبود کیفیت مشارکت مدنی و ایجاد یک جامعه دموکراتیک و پایدار منجر شود. در این راستا، توجه به این متغیرها در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های اجتماعی و اقتصادی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

مقاله پژوهشی (کیفی ) مدیریت آموزشی

طراحی مدل درامیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه: مطالعه کیفی مبتنی بر تکنیک دلفی

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.409177.1222

زینب حیدری، مهرنگار دارایی، حسین مهرداد

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل درامیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه: مطالعه کیفی مبتنی بر تکنیک دلفی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان می باشد که دارای ویژگی‌هایی چون دارا بودن سوابق مدیریتی در مدارس متوسطه، دارای بودن مدرک دانشگاهی در حوزه برنامه ریزی آموزشی، سابقه تدریس در دانشگاه ها و مدارس متوسطه و مقالات و یا کتب چاپ شده در حوزه مربوطه هستند. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری، هدفمند انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش دلفی استفاده گردید. نتایج نشان داد که مولفه های درآمیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه اول عبارتند از: 7 مولفه 1) شیوه تدریس (12 شاخص)، 2) انگیزش (11 شاخص)، 3) خودکارآمدی (4 شاخص)، 4) مسئولیت پذیری (4 شاخص)، 5) مشارکت والدین (2 شاخص)، 6) مهارت ارتباطی (اجتماعی) (6 شاخص)، 7) جو مدرسه ( 15 شاخص) می باشد.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت آموزشی

تأثیر مدیریت آموزش بر موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان، رضایت شغلی معلمان، کارایی مدارس و تعامل والدین

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568529.1616

هدا فیاضی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر مدیریت آموزش بر موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان، رضایت شغلی معلمان، کارایی مدارس و تعامل والدین در مدارس منطقه کیانپارش شهر اهواز می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع پژوهش های همبستگی می‎باشد. جامعه آماری آن شامل دانش‌آموزان، معلمان و والدین مدارس متوسطه می باشد که با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، ۳۲۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌های ساختاریافته با طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای بود و پایایی آن‌ها با ضریب آلفای کرونباخ بین 85/0 تا 9/0 تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مدیریت آموزش با موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان (65/0 = r)، رضایت شغلی معلمان (6/0 = r)، کارایی مدارس (7/0 = r)، و تعامل والدین (55/0 = r)، همبستگی مثبت و معنادار دارد (01/0 < Sig). رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که مدیریت آموزش قادر است به ترتیب 42 درصد از واریانس موفقیت تحصیلی، 36 درصد از واریانس رضایت شغلی، 49 درصد از واریانس کارایی مدارس و 30 درصد از واریانس تعامل والدین را توضیح دهد. همچنین، آزمون ANOVA تأیید کرد که تفاوت معناداری بین سطوح مختلف مدیریت آموزش و متغیرهای وابسته وجود دارد (001/0 < Sig). این نتایج نشان می‌دهد که مدیریت آموزش نقش کلیدی در بهبود عملکرد تحصیلی، رضایت شغلی، کارایی مدارس و مشارکت والدین دارند. بنابراین، پیشنهاد می‌شود مدیران و سیاست‌گذاران آموزشی با اجرای برنامه‌های مدیریتی هدفمند، ارتقای مهارت‌های حرفه‌ای معلمان و تشویق مشارکت والدین، محیط یادگیری بهینه‌ای برای دانش‌آموزان ایجاد کنند.

مقاله پژوهشی (کمی ) مدیریت

ارائه و تحلیل الگوی آسیب شناسی سرمایه اجتماعی در سازمان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.532161.1536

گلناز رسولی، سید محمد زاهدی، کرم اله دانش فرد

چکیده هدف این پژوهش ارائه و تحلیل الگوی آسیب شناسی سرمایه اجتماعی در سازمان می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، اکتشافی است. از نظر بعد زمانی، مقطعی و از نظر رویکرد نظریه‌پردازی، استقرایی می‏باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 86 نفر از مدیران و کارشناسان شهرداری تهران می باشد که به روش نمونه‌گیری غیراحتمالی و غیرتصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌های پژوهش از پرسشنامه استفاده گردید. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی آسیب شناسی سرمایه اجتماعی در سازمان از 6 دسته شرایط علّی 3 مقوله، عوامل زمینه‌ای 4 مقوله، پدیده اصلی 6 مقوله، عوامل مداخله‏گر 3 مقوله، عوامل راهبردی 10 مقوله و پیامدها 8 مقوله شناسایی شدند که نتایج تحلیل عاملی تاییدی آن ها نشان می‏دهد بارهای عاملی همه گویه‌ها بالاتر از 4/0 هستند و از مدل حذف نشده‌اند، لذا شاخص‌های مورد نظر سنجه‌های خوبی برای عوامل شناسایی شده هستند. همچنین براساس نتایج معادلات ساختاری، سطح معنی‌داری مسیر شاخص ها کوچکتر از 05/0 است، لذا رابطه بین متغیرها معنی‌دار است و ضریب مسیر نشان داد که رابطه‌ی مثبتی همه متغیرها وجود دارد.

مقاله پژوهشی (آمیخته) مدیریت

ارائه مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایه‌های فکری و تخصصی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.574063.1624

مرتضی بهاروند، معصومه جعفری، علیرضا روستا

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایه‌های فکری و تخصصی در صنعت بانکداری می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه ای و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 18 نفر از اساتید دانشگاهی، مدیران و کارشناسان بانک قرض‌الحسنه مهر ایران می باشند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان بانک قرض‌الحسنه مهر ایران در شهر تهران می باشند که با توجه به جدول مورگان و گرجسی تعداد حداکثر برابر با 235 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه‎گیری تصادفی ساده می باشد. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش مضمون و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. تحلیل کیفی نشان داد که مدیریت دانش در سازمان‌ها شامل شش بعد اصلی است: زیرساخت‌های دانشی هوشمند، توانمندسازی دانشی، ارزش‌آفرینی از درون سازمانی، ارزش‌آفرینی از بیرون سازمانی، حمایت دانشی همه جانبه، فرهنگ دانشی. تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل پیشنهادی دارای اعتبار ساختاری و همگرایی مناسب برای تمامی ابعاد است و گویه‌ها بار عاملی بالا و معناداری دارند. به‌عنوان یک پیشنهاد عملی، توصیه می‌شود سازمان‌ها با تقویت زیرساخت‌های دانشی انعطاف‌پذیر و ایجاد فرهنگ یادگیری مستمر، ضمن ارتقای مدیریت دانش کارکنان، از تجربیات و دانش کارکنان بهره‌برداری عملی کنند تا سرمایه‌های فکری سازمان به شکلی پایدار توسعه یابد.

بررسی عوامل مؤثر در گرایش انتخاب رشته تحصیلی در دانش‌آموزان

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 15-30

https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100581

سمیه مختار زاده بازرگانی، سعید علیزاده

چکیده انتخاب رشته تحصیلی یکی از مهم‌ترین تصمیمهایی است که دانش آموزان در دوران تحصیل خود می‌گیرند به‌طوری‌که می‌تواند سرنوشت شغلی و آینده شغلی آنان را رقم بزند.مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر در گرایش انتخاب رشتهٔ تحصیلی دانش آموزان شهرستان نوشهر انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر سال دوم دبیرستان، در حال تحصیل در سه رشته ریاضی فیزیک، علوم تجربی و علوم انسانی دبیرستان در سال تحصیلی96-1395بود. 200 نفر از جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه پرسشنامه محقق ساخته عوامل مؤثر در گرایش انتخاب رشته است.تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون t تک نمونه‌ای و آزمون فریدمن انجام شد. یافته‌های این مطالعه نشان داد نظر دبیر و مشاور تحصیلی، علاقه دانش‌آموز، سوابق تحصیلی، نظر خانواده و استعداد تحصیلی در گرایش انتخاب رشتهٔ تحصیلی دانش آموزان شهرستان نوشهر مؤثر است (05/0
).همچنین مؤلفه نظر خانواده دارای بالاترین رتبه و مؤلفه نظر دبیر و مشاور تحصیلی دارای پایین‌ترین رتبه است.

نقش جو مدرسه و هوش هیجانی در خودکارآمدی کارآفرینانه دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 15-36

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.227912.1010

آزاده امیری

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش جو مدرسه و هوش هیجانی در خودکارآمدی کارآفرینانه‌ دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد انجام شد و از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد در سال 99-1398 بودند که بر اساس جدول مورگان، 335 دانش آموز بعنوان نمونه به روش نمونه‌گیری خوشه ای انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس جو مدرسه زولیگ و همکاران (2010)، مقیاس هوش هیجانی برادبری - گریوز (2005) و مقیاس خودکارآمدی کارآفرینانه ویلسون و همکاران (2007) انجام شد. فرضیات پژوهش با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شدند. یافته های این مطالعه نشان داد خودکارآمدی کارآفرینانه دانش‌آموزان دختر هنرستان‌های شهر مشهد را می‌توان از روی جوّ مدرسه و هوش هیجانی تبیین و پیش‌بینی کرد (05/0> P). همچنین بین هوش هیجانی و خودکارآمدی کارآفرینانه و بین جو مدرسه و خودکارآمدی کارآفرینانه دانش‌آموزان دختر هنرستان‌های شهر مشهد رابطه معنادار وجود داشت (01/0> P). نتایج این مطالعه نشان داد بایستی با اصلاح جو مدرسه و بازنگری در ارزشیابی تحصیلی در جهت پرورش خلاقیت و خودکارآمدی دانش آموزان، ایده های کارافرینی آنان را تقویت و در جهت افرایش خودکارآمدی کارآفرینانه به کار گرفت.

رابطه مهارت‌های ارتباطی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی در مدارس دخترانه متوسطه اول شهرستان کاشمر

دوره 3، شماره 1، بهار 1400، صفحه 167-195

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.282353.1056

جواد شالیان

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مهارت‌های ارتباطی معلمان با بهزیستی تحصیلی با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش معلمان و دانش آموزان مدارس دخترانه متوسطه اول شهرستان کاشمر بودند که تعداد 143 نفر معلم بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و تعداد 371 دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از پرسشنامه‌های بهزیستی تحصیلی پیترنین و همکاران (2014)، سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984) و مهارت‌های ارتباطی معلمان کوئین دام (2004) استفاده شدکه روایی آن‌ها توسط صاحب‌نظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن‌ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 0.76، 0.89 و 0.72 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. به‌منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار آماری Lisrel و نیز نرم‌افزار آماری Spss26 استفاده شد. یافته‌های کمّی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که میان مهارت‌های ارتباطی معلمان و سازگاری تحصیلی و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان سازگاری تحصیلی دانش آموزان با بهزیستی تحصیلی آن‌ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و سازگاری تحصیلی در رابطه میان مهارت‌های ارتباطی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان نقش میانجی داشته است.

کاربرد مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 49-69

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.233969.1015

لیلا پلوئی، فائزه فرهادیان

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی میزان کاربست مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی بوده است. این پژوهش از نوع تحلیل محتوا بود و جامعه آماری آن شامل کلیه منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی در سطح دانشگاه بوده است. با روش نمونه‌گیری هدفمند نُه کتاب به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها چک‌لیست مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی انجام‌شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که در مورد هر یک از مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی به برخی از خرده مقیاس‌ها همچون خلاصه؛ استفاده از رنگ در عنوان‌ها، متن، تصویر و جلد، محل مناسب قرارگیری مواد دیداری، پرهیز از سوگیری در مواد دیداری در هیچ‌یک از نه منبع اصلی برنامه‌ریزی درسی توجه نشده است. همچنین، کاربست سایر خرده مقیاس‌ها نیز در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی متفاوت بوده است؛ به‌طوری‌که در برخی از منابع به‌کاررفته‌اند و در برخی دیگر مورداستفاده قرار نگرفته‌اند. بنابراین، ضرورت بازنگری جدی درزمینهٔ به‌کارگیری مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی برای چاپ‌های آتی احساس می‌شود.

اندازه اثر داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش‌آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.231073.1012

عطیه کردلو، محمدرضا بهرنگی

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اندازهٔ اثر داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی بود. روش مطالعه شبه‌آزمایشی بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی در منطقه 1 و 2 شهر تهران بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی مورگان 297 دانش‌آموز تعیین شد که 148 نفر در گروه آزمایش و 149 نفر در گروه کنترل گنجانده شدند. ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) بود. پس از اجرای پیش‌آزمون، الگوی مدیریت آموزش بر اساس داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی در درس علوم برای گروه آزمایش و روش تدریس سنتی برای گروه کنترل به کار گرفته شد و در پایان پس‌آزمون از هر دو گروه آزمایش و کنترل به عمل آمد. نتایج آزمون t زوجی نشان داد داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی مؤثر است (01/0 < p). نتیجه این مطالعه نشان داد می‌توان از این الگوی تدریس در افزایش انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علوم استفاده کرد.

رابطه بین شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت‌های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر

دوره 2، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 113-131

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.243991.1030

لیلا طالبی خانسری

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت‌های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان و دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی مدارس شهر چابکسر بودند. با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و تصادفی خوشه‌ای 80 معلم و 200 دانش‌آموز انتخاب شدند. معلمان به سؤالات پرسشنامه‌های مهارت‌های ارتباطی (کوئین‌دام، 2004) و سبک تدریس (گراشا، 1996) و دانش آموزان به سؤالات پرسشنامه انگیزه پیشرفت تحصیلی (والراند، 1992) پاسخ دادند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از روش رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد متغیرهای شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت گوش دادن بهترین پیش‌بینی کننده برای متغیر انگیزه پیشرفت تحصیلی می‌باشند و بین شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت‌های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر رابطه وجود دارد (01/0> P). درنتیجه، معلمان می‌توانند از سبک‌های کلاس داری مؤثر و مهارت‌های ارتباطی در جهت افزایش انگیزه پیشرفت تحصیلی و پیشگیری از فرسودگی و افت تحصیلی دانش آموزان سود ببرند.

رابطه بین سبک‌های یادگیری با مهارت‌های زبان‌آموزی دانش‎آموزان دوره متوسطه

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 45-62

https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100583

جواد سلیمانپور

چکیده توجه به سبک‌های یادگیری و مؤلفه‌های تعیین‌کننده آن برای دانش‌آموزان از ضروریات تعلیم و تربیت در دنیای امروز است. پژوهش حاضر درصدد بررسی رابطهٔ بین سبک‌های یادگیری (با توجه به مؤلفه‌های اصلی آن) با مهارت‌های زبان‌آموزی (زبان انگلیسی) است. بدین منظور جامعه آماری پژوهش، دبیرستان‌های شهرستان چالوس به تعداد 1260 نفر است که به روش نمونه‌گیری تصادفی پسرانه از نوع طبقه‌ای به تعداد 154 نفر بر اساس جدول کرجسی- مورگان انتخاب‌شده‌اند. این پژوهش براساس نظریه ورمونت و ریجسویک (برای سنجش سبک‌های یادگیری) و مهارت‌های زبان‌آموزی (مهارت‌های گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن) زبان انگلیسی تدوین شده است. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد سبک‌های یادگیری است و تجزیه‌وتحلیل پژوهش حاضر با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام‌به‌گام انجام پذیرفت. یافته‌های حاصل از پژوهش حاضر نشان می‌دهد که کلیه سبک‌های یادگیری با مهارت‌های زبان‌آموزی ارتباط مثبت و مستقیم دارد. اما دو سبک یادگیری غیرمتمرکز با ضریب 497/0‌ و سبک یادگیری معطوف به معنا و هدف با ضریب 283/0 بیشترین اهمیت را داشته‌اند. درنتیجه، می‌توان گفت که اگر نظام آموزشی برای ارتقاء و فهم هر چه بیشتر سبک یادگیری غیرمتمرکز و متکی بر معنا و هدف موردتوجه قرار دهد، به دانش‌آموزان در کسب مهارت زبان‌آموزی کمک و مساعدت بیشتری اعمال خواهد نمود. به‌عبارت‌دیگر، ضرورت بازشناسی نقش سبک‌های یادگیری در پیش‌بینی مهارت‌های زبان‌آموزی دانشآموزان مورد تأیید واقع شد.

اندازه اثر داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش‌آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.231073.1012

عطیه کردلو، محمدرضا بهرنگی

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اندازهٔ اثر داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی بود. روش مطالعه شبه‌آزمایشی بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی در منطقه 1 و 2 شهر تهران بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی مورگان 297 دانش‌آموز تعیین شد که 148 نفر در گروه آزمایش و 149 نفر در گروه کنترل گنجانده شدند. ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) بود. پس از اجرای پیش‌آزمون، الگوی مدیریت آموزش بر اساس داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی در درس علوم برای گروه آزمایش و روش تدریس سنتی برای گروه کنترل به کار گرفته شد و در پایان پس‌آزمون از هر دو گروه آزمایش و کنترل به عمل آمد. نتایج آزمون t زوجی نشان داد داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی مؤثر است (01/0 < p). نتیجه این مطالعه نشان داد می‌توان از این الگوی تدریس در افزایش انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علوم استفاده کرد.

مدیریت آموزشی

شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های کاربرد فناوری‌های نوین در دانشگاه نسل چهارم

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 24-51

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.426783.1282

عصمت سیفی، امینه احمدی، مجتبی معظمی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های کاربرد فناوری‌های نوین در دانشگاه نسل چهارم می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 10 نفراز متخصصان آموزش عالی، اساتید برجسته که آشنا به کار تحقیق در زمینه مورد مطالعه هستند انتخاب شد. از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی هدفمند از نوع در دسترس استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه­های نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با کدگذاری باز و محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020، انجام گرفت. با توجه به تحلیلی که از روش تحلیل مضمون جهت تعیین ابعاد و مؤلفه‌های کاربرد فناوری‌های نوین در دانشگاه نسل چهارم به اجرا در آمده است، 5 بعد، 13 مؤلفه و 47 شاخص شناسایی و تأیید شده است. ابعاد شامل الزامات آموزشی (تعامل با سایر گروه‌های آموزشی مجازی، اختصاص ساعات بیشتر آموزش کارآفرینی در دانشگاه، انعطاف پذیری، مولفه‎های مدیریتی)، الزامات زیباشناختی (عوامل تکنولوژیکی، قابلیت‎های کاهش محدودیت آنلاین)، الزمات محتوایی (سامانه مدیریت یادگیری الکترونیکی، محتوای دروس متناسب) الزامات فرایندی (کیفیت رفتار متولیان آموزش مجازی، به کارگیری استانداردهای آموزش مجازی)، الزامات مشارکت برون سازمانی (زیر ساخت‌های سیستم آموزش مجازی، کیفیت سیستم ارائه خدمات، کیفیت پشتیبانی ادراک‌شده) می‌باشد.

رابطه بین سبک‌های یادگیری با مهارت‌های زبان‌آموزی دانش‎آموزان دوره متوسطه

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 45-62

https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100583

جواد سلیمانپور

چکیده توجه به سبک‌های یادگیری و مؤلفه‌های تعیین‌کننده آن برای دانش‌آموزان از ضروریات تعلیم و تربیت در دنیای امروز است. پژوهش حاضر درصدد بررسی رابطهٔ بین سبک‌های یادگیری (با توجه به مؤلفه‌های اصلی آن) با مهارت‌های زبان‌آموزی (زبان انگلیسی) است. بدین منظور جامعه آماری پژوهش، دبیرستان‌های شهرستان چالوس به تعداد 1260 نفر است که به روش نمونه‌گیری تصادفی پسرانه از نوع طبقه‌ای به تعداد 154 نفر بر اساس جدول کرجسی- مورگان انتخاب‌شده‌اند. این پژوهش براساس نظریه ورمونت و ریجسویک (برای سنجش سبک‌های یادگیری) و مهارت‌های زبان‌آموزی (مهارت‌های گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن) زبان انگلیسی تدوین شده است. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد سبک‌های یادگیری است و تجزیه‌وتحلیل پژوهش حاضر با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام‌به‌گام انجام پذیرفت. یافته‌های حاصل از پژوهش حاضر نشان می‌دهد که کلیه سبک‌های یادگیری با مهارت‌های زبان‌آموزی ارتباط مثبت و مستقیم دارد. اما دو سبک یادگیری غیرمتمرکز با ضریب 497/0‌ و سبک یادگیری معطوف به معنا و هدف با ضریب 283/0 بیشترین اهمیت را داشته‌اند. درنتیجه، می‌توان گفت که اگر نظام آموزشی برای ارتقاء و فهم هر چه بیشتر سبک یادگیری غیرمتمرکز و متکی بر معنا و هدف موردتوجه قرار دهد، به دانش‌آموزان در کسب مهارت زبان‌آموزی کمک و مساعدت بیشتری اعمال خواهد نمود. به‌عبارت‌دیگر، ضرورت بازشناسی نقش سبک‌های یادگیری در پیش‌بینی مهارت‌های زبان‌آموزی دانشآموزان مورد تأیید واقع شد.

کاربرد مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 49-69

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.233969.1015

لیلا پلوئی، فائزه فرهادیان

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی میزان کاربست مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی بوده است. این پژوهش از نوع تحلیل محتوا بود و جامعه آماری آن شامل کلیه منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی در سطح دانشگاه بوده است. با روش نمونه‌گیری هدفمند نُه کتاب به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها چک‌لیست مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی انجام‌شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که در مورد هر یک از مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی به برخی از خرده مقیاس‌ها همچون خلاصه؛ استفاده از رنگ در عنوان‌ها، متن، تصویر و جلد، محل مناسب قرارگیری مواد دیداری، پرهیز از سوگیری در مواد دیداری در هیچ‌یک از نه منبع اصلی برنامه‌ریزی درسی توجه نشده است. همچنین، کاربست سایر خرده مقیاس‌ها نیز در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی متفاوت بوده است؛ به‌طوری‌که در برخی از منابع به‌کاررفته‌اند و در برخی دیگر مورداستفاده قرار نگرفته‌اند. بنابراین، ضرورت بازنگری جدی درزمینهٔ به‌کارگیری مؤلفه‌های تکنولوژی آموزشی در منابع اصلی برنامه‌ریزی درسی برای چاپ‌های آتی احساس می‌شود.

مدیریت منابع انسانی

واکاوی ابعاد و مولفه های مدل توسعه یافته جانشین پروری مبتنی بر شایستگی در سازمان های آموزش محور با رویکرد فراترکیب

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 193-220

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.384659.1160

مهدی خداپرست، داود کیاکجوری، سید جواد مرتضوی امیری، سیداحمد جعفری کلاریجانی

چکیده هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مولفه های مدل توسعه یافته جانشین پروری مبتنی بر شایستگی درسازمان های آموزش محور با رویکرد فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمع‌آوری داده‌ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می‎باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه مطالعات انجام‌شده در بازه زمانی برای پژوهش‌های لاتین از سال 2022-1990 و پژوهش های فارسی 1384 تا 1401می‌باشد، در این راستا 282 پژوهش در زمینه موضوع موردنظر ارزیابی و درنهایت 41 مقاله به‌صورت هدفمند انتخاب گردید. استخراج مولفه ها و شاخصها از بررسی پیشینه و مبانی نظری به دست آمد و سپس برای تحلیل از کدگذاری استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش فراترکیب و سپس از طریق کدگذاری باز و محوری و انتخابی و از نرم‌افزار MAXQDA 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که 7 کد 53 مفهوم و 24 مقوله تعیین و شناسایی شد که کدها شامل (شایستگی ها و توانایی‌های کلیدی, تعیین خط مشی جانشین بروری, بسترسازی ارزشی, حمایت و پشتیبانی سازمانی, برنامه ریزی استراتژیک در حوزه جانشین پروری, شناسایی استعدادها و تشکیل خزانه استعدادها, آموزش و بهسازی استعدادها) می باشد.

ابر واژگان

نشریات مرتبط