پیشایندها و پیامدهای شایستگی حرفهای مدیران مدارس با تاکید بر پایداری محیطی و توسعه پایدار
صفحه 1-25
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.449993.1344
محمدرضا رسولی، غفار تاری، حسین بقایی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای شایستگی حرفهای مدیران مدارس با تاکید بر پایداری محیطی و توسعه پایدار میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل صاحبنظران و اساتید حوزه تعلیم و تربیت در شهر تهران بودند که نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شد و در بخش کمی جهت اعتبار یابی الگوی پژوهش، مدیران مدارس متوسطه در شهر تهران به شیوه نمونه گیری تصادفی- طبقهای انتخاب شدند. در بخش کیفی پژوهش با استفاده از مصاحبه اطلاعات و دادههای لازم از صاحبنظران و اساتید حوزه تعلیم و تربیت جمع آوری گردیده و سپس مدل شایستگی حرفهای مدیران مدارس به عنوان پیشران مؤثر وکلیدی توسعه پایدار براساس پرسشنامه اعتبارسنجی شده است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار MAXQDA 18 و PLS-Smart 3 استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان داد که مدل شایستگی حرفهای مدیران شامل توانمندسازهای شایستگی مهارتی، شایستگی مدیریتی و شایستگیهای اخلاق و رفتار حرفهای، توسعه مدیران، شاخصههای اجتماعی مدیران، تأسیس گروههای کاری جهت ارتقای عملکرد و شایستگی سبز، شایستگیهای نگرشی، شایستگیهای دانشی، شایستگی آموزشی، شایستگیهای تجاری سازی دانش- مهارت و فناوری، روحیه پرکاری، اصلاح الگوی مصرف، مشارکت در توسعه و حرکت به سمت اقتدار ملی میشود که منجر به تحقق نتایج روحیه پرکاری، اصلاح الگوی مصرف، مشارکت در توسعه، حرکت به سمت اقتدار ملی، مدیریت تنوع و تکثرو تقویت رابطه انسان با طبیعت میشوند.
بازنمایی ادراک از عوامل مؤثر بر اجرای الگوی مدیریت دانش اریک چنگ در مدارس متوسطه استان آذربایجان غربی
صفحه 26-36
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.410016.1223
پریوش محمدی قشلاق
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر اجرای الگوی مدیریت دانش اریک چنگ در مدارس متوسطه دوره دوم استان آذربایجان غربی صورت پذیرفت. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از حیث جمعآوری اطلاعات کیفی از نوع پدیدارشناسی بوده و جامعه پژوهش مدیران مدارس متوسطه دوره دوم استان در سال تحصیلی 1402-1401 بوده که با روش نمونهگیری هدفمند از نوع همگون و به استناد اصل اشباع نظری، تعداد 8 نفر از بین مدیران نمونه استانی انتخاب گردیدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد و برای اعتبار پذیری دادهها از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا بهره گرفته شد. بر اساس روش تجزیهوتحلیل کلایزی، در بعد «رهبری دانش» دو مضمون اصلی تحت عناوین «شبکهسازی اطلاعات با چهار مضمون فرعی» و «پشتیبانی از یادگیری با سه مضمون فرعی»؛ در بعد «چشمانداز مدیریت دانش» سه مضمون اصلی تحت عناوین «تحلیل موقعیت با چهار مضمون فرعی»، «تعامل مداوم با سه مضمون فرعی» و «بازخورد مؤثر با سه مضمون فرعی»؛ در بعد «فرهنگ تبادل دانش» سه مضمون اصلی تحت عناوین «تحلیل موقعیت با چهار مضمون فرعی»، «امنیت با چهار مضمون فرعی» و «اشتراک پایدار دانش با سه مضمون فرعی» و در بعد «استراتژیهای مدیریت دانش» سه مضمون اصلی تحت عناوین «انگیزه سازی و حمایت با چهار مضمون فرعی»، «نوآوری با سه مضمون فرعی» و «تحقیق و پژوهش با سه مضمون فرعی» بهعنوان عوامل مؤثر بر اجرای الگوی مدیریت دانش اریک چنگ، شناسایی و استخراج گردیدند.
تدوین الگوی تدریس اثربخش به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس
صفحه 37-67
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.407379.1218
مهدی محمدی، فردین عبداللهی، رفیق حسنی
چکیده هدف این پژوهش تدوین الگوی تدریس اثربخش به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس است. این پژوهش از نوع کیفی و پدیدارشناسی است. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و آشنا به موضوع است. براساس روش نمونهگیری هدفمند، پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع نظری حاصل و مصاحبه متوقف شد. در این پژوهش جهت دستیابی به روایی، از مشاوران و کارشناسان صاحبنظر در زمینه مدیریت آموزشی استفاده گردید و برای تعیین پایایی، از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی استفاده شد، بر این اساس روایی و پایایی تأیید شد. روش تجزیه و تحلیل مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تماتیک بود. براساس نتایج مصاحبهها، 11 مضمون در قالب 4 مفهوم ویژگیهای فردی و علمی معلمان (منزلت اجتماعی معلمان، شخصیت فردی معلم و توانمندسازی معلمان)، مدیریت بهینه کلاس و محیط آموزشی (بهکارگیری تکنولوژی آموزشی، مدیریت کلاس و اجرای آموزشی مؤثر، وسایل و تجهیزات آموزشی مناسب)، تدریس فعال و انگیزاننده (بهکارگیری روشهای فعال تدریس و اهرمهای ایجاد انگیزه) و تدریس هدفمند (عینی کردن تدریس (یادگیری معنادار)، دانش پژوهی هدف گزینی) شناسایی شد. بر این اساس پیشنهاد میشود به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس و اثربخش کردن تدریس معلمان از مدل ارائه شده در این پژوهش استفاده شود.
طراحی مدل شکست سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمانها
صفحه 68-93
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.421536.1254
اعظم خسروی، کرم خلیلی، اسفندیار محمدی
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدلی برای شکستن سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمانهای دولتی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و یک تحقیق آمیخته اکتشافی از نوع کیفی – کمی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان (اساتید دانشگاه و محققین آشنا با موضوع تحقیق) و مدیران و معاونین سازمانهای دولتی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 345 نفر از مدیران و معاونین و کارشناسان خبره سازمانهای دولتی استان ایلام میباشد. روش نمونه گیری در بخش کیفی قضاوتی هدفمند و در بخش کمی روش نمونه گیری خوشهای میباشد. ابزار گردآوری در بخش کیفی مصاحبههای باز با خبرگان و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از تحلیلتم و تکنیک دلفی فازی و در بخش کمی نیز از معادلات ساختاری استفاده شد. در مجموع 94 تم فرعی و در قالب 20 تم اصلی شناسایی شدند. 20 تم اصلی که به عنوان عوامل تاثیرگذار بر شکستن سکوت دفاعی کارکنان خلاق در سازمانهای دولتی شناسایی شدهاند عبارتند از: سیاستهای تسهیل گر، عوامل انگیزشی، امنیت شغلی، مدیریت مشارکتی، حاکمیت نظام شایسته سالاری، سبک رهبری، ارتقاء مهارتهای فردی، یادگیری سازمانی، تقویت اخلاق حرفهای، کیفیت روابط، سلامت روابط، اعتماد متقابل، معنویت در محیط کار، جو خلاق و انتقاد پذیر، فرهنگ همکاری، مشاوره و روانشناسی مثبت سازمانی، کاهش فشارهای روانی، ایجاد تغییرات نگرشی، تغییر استراتژیهای سازمانی، تقویت تفکر استراتژیک.
اثر تعدیل کننده خودکارآمدی در رابطه بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن متغیر میانجی سازگاری یادگیری در بین دانشآموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر
صفحه 94-113
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.425674.1279
میثم کرمی پور، سمانه متاجی، رضوانه کاظم نژاد، مریم اسفندیاری
چکیده هدف این تحقیق بررسی اثر تعدیل کننده خودکارآمدی در رابطه بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن متغیر میانجی سازگاری یادگیری در بین دانشآموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی - همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل والدین و دانشآموزان مدارس دخترانه در دوره متوسطه اول در شهرستان نوشهر به تعداد 2000 نفر دانش آموز و 2000 نفر والدین بودند که از این تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری با استفاده از روش تصادفی خوشهای برای دانش آموزان و 384 نفر به روش تصادفی ساده برای والدین بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای ارتباط والدین– فرزند (بارنزوا و اوسون، 1982)، سازگاری یادگیری (لینبین، 2008)، خودکارآمدی (ژانگ، 2010) و مشارکت تحصیلی (اسکافلی، 2002) میباشد. برای تجزیه و تحلیل از نرم افزارهای spss 26 و lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد بین روابط والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود دارد. همچنین بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی سازگاری یادگیری دانش آموزان دره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود دارد. در نهایت بین والدین –فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی خودکارآمدی یادگیری دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود ندارد.
فرآیند یادگیری درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش از طریق آموزش مجازی
صفحه 114-139
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.422385.1262
مهیار یار احمدی، حبیب هنری، میثم شعبانی نیا
چکیده پژوهش حاضر با هدف فرآیند یادگیری درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش از طریق آموزش مجازی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل اساتید و متخصصان حوزه تربیتبدنی مدارس به تعداد 14 نفر میباشد و از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل عوامل اثر بخش در آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران از رویکرد کمی مدلسازی ساختاری تفسیری و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از ترسیم نمودار MICMAC استفاده گردید. نتایج بهدست آمده از تجزیه و تحلیل نشان داد که محدویت آموزشی حرکات و درس عملی، نبود نظارت و تمرکز حواس در آموزش مجازی، ضعف تعامل ارتباطی بین معلم و دانش آموزان، پوشش کلاسهای مجازی، مسائل اقتصادی، ضعف تکنولوژی نرم افزای و سخت افزاری و زیرساختی، بهرهگیری از فناوری اطلاعات در آموزش مجازی، شناخت ناکافی از فضا و قابلیتهای آموزش مجازی، نبود نظارت و محدویت بر توانایی بدنی و اجرای دروس و قابلیتهای آموزش مجازی دسته بندی شدند. در نهایت با استفاده از ماتریس دسترسی نهایی با استفاده از روش ساختاری- تفسیری سطح بندی مضمونهای فرعی طراحی آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران انجام شد که در بالاترین سطح پوشش کلاسهای مجازی قرار دارد و در پایینترین سطح قابلیتهای آموزش مجازی تدریس قرار دارد باید توجه داشت عواملی که در سطح بالا از تأثیر پذیری کمتری برخوردار هستند.
طراحی مدل توسعه مهارتهای پرسشگری مبتنی بر بوم مدرسه در دانشآموزان دوره ابتدایی
صفحه 140-166
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.420589.1252
مطهره خسروی راد، احمد اکبری، محمد کریمی، مسلم چرابین
چکیده هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه مهارتهای پرسشگری در دانشآموزان دوره ابتدایی استان خراسان رضوی مبتنی بر بوم مدرسه است. برای پاسخ به این سؤال در بخش کیفی از روش پژوهش نظریه دادهبنیاد و با رویکرد کیفی استفاده شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزار 2020 MaxQDA استفاده شد. روش نمونهگیری، از نوع هدفمند که در مجموع با انجام 10 مصاحبه با اساتید و خبرگان حوزههای مدیریت آموزش به اشباع رسید. در بخش کیفی پس از انجام مصاحبهها و فرایندهای کدگذاری تعداد 217 کد باز شامل 11 کد برای بازیگران، 37 کد برای شرایط علی، 12 کد برای پدیده، 33 کد برای زمینه، 45 کد برای شرایط مداخلهگر، 49 کد برای راهبرد، 30 کد برای پیامد در کدگذاری اولیه شناسایی شدند که پس از تبدیل شدن به مقولههای فرعی و مقولههای اصلی این تعداد کاهش یافتند. نه مقوله اصلی به عنوان راهبردهای مؤثر شناسایی شدند که شامل تقویت دانشآموزان؛ توانمندسازی والدین؛ توانمندسازی معلمین؛ تغییر در نحوه تدریس و آموزش؛ برنامهریزی مناسب ملی در راستای تقویت مهارت دانشآموزان (مخصوصاً پرسشگری)؛ رشد بستر فکری و فرهنگی مدارس؛ توانمندسازی و افزایش قدرت مدارس در آموزش؛ بسترسازی برای پرسشگری در مدارس و رشد فرهنگ پرسشگری در جامعه بود. این راهبردها دارای 49 کد باز بودند. عللاوه بر این در این پژوهش شرایط علی، زمینهای، مداخله گر، بازیگران و پیامدهای مدل ارائه شد.
طراحی مدل اکوسیستم کارآفرینی در دانشگاه با رویکرد دانش محور
صفحه 167-193
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.430532.1300
ناهید میر، امین رحیمی کیا، مهری دارایی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل اکوسیستم کارآفرینی در دانشگاه با رویکرد دانش محورمیباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از شامل خبرگان دانشگاهی آگاه به بحث اکوسیستم کارآفرینی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی شامل 384 نفر از کلیه مدیران دانشگاههای آزاد اسلامی سراسر کشور میباشند. گردآوری دادهها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته از اعضای جامعه آماری و گردآوری دادهها در بخش کمی طی پرسشنامه صورت گرفت. تجزیهوتحلیل دادهها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون در نرم افزار ATLAS TI و در بخش کمی با روش حداقل مربعات جزئی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد و همچنین به روش تحلیل عاملی، به تجزیه و تحلیل دادهها پرداخته شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که 67 کد اولیه، 11 مضمون پایه و 5 مضمون سازنده در غالب خوشههای زیرساختها و پشتیبانی (2 مضمون)، تلفیق فناوری و دانش (2 مضمون) آموزش و فرهنگی (3 مضمون)، سیاستگذاری و برنامهریزی (2 مضمون) و مدیریت یکپارچه (2 مضمون)، شناسایی و روابط بین آنها در قالب مدل پارادایمی ترسیم و ارائه شد. نتایج بخش کمی نشان داد که 5 شاخص و 11 مؤلفه با بار عاملی، میانگین واریانس استخراجی و روایی همگرا بالای (4/0)، ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بالای (7/0)، ضرایب معناداری t بالای (96/1)، مورد تأیید قرار گرفت ومدل از برازش قوی برخودار است.
شناسایی و اعتبار سنجی عوامل استرسزای شغلی کارکنان شرکت توزیع برق استان ایلام
صفحه 194-218
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429921.1297
اردشیر شیری
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی و اعتبار سنجی عوامل استرسزای شغلی در میان کارکنان شرکت توزیع برق استان ایلام انجام شده است. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از جهت ماهیت آمیخته اکتشافی (کیفی - کمی) است که در مرحله کیفی، از استراتژی تحلیل مضمون و مرحله کمی از پژوهش توصیفی- پیمایشی بهره گرفته است. جامعه آماری در بخش کیفی صاحب نظران سازمانی که با نمونهگیری هدفمند 16 مصاحبه عمیق تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. در بخش کمی جامعه آماری مدیران و کارکنان شرکت توزیع برق استان ایلام که با استفاده از جدول مورگان تعداد 212 نفر به عنوان نمونه به شیوه تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزار تحقیق از روایی و پایایی مناسب برخوردار است. به منظور تحلیل دادههای کمی از تحلیل عاملی، با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. از یافتههای پژوهش 7 مضمون فراگیر و 22 مضمون اصلی شناسایی شد. این مضامین عبارتند از: عوامل فردی (گرانباری نقش، کم تجربه بودن و انتظارات شخصی)، عوامل گروهی و بین فردی (تعارض درون گروهی، منفعت گرایی و هنجار گروهی)، عوامل شغلی (استقلال شغلی، ماهیت شغل و تسهیلگرهای شغلی)، عوامل مدیریتی (شیوه تعامل مدیران، ویژگیهای مدیران و سبک رفتاری مدیران)، عوامل اداری و ساختاری (جبران خدمات، برنامهریزی منابع انسانی، فضا و تجهیزات، مسائل اداری و مقررات کنترلی)، عوامل فرهنگی و جو سازمانی (جو سازمانی، فرهنگ سازمانی) و عوامل محیطی (عوامل اجتماعی و سیاسی، حوادث غیر مترقبه و عوامل اقتصادی).
طراحی مدل پیشرانهای اثرگذار بر بلوغ مدیریت دانش در سازمان ورزش شهرداری تهران
صفحه 219-240
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.424120.1268
اسماعیل خندان، علی محمد صفانیا، محسن باقریان فرح آبادی، سید صلاح الدین نقشبندی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل پیشرانهای اثرگذار بر بلوغ مدیریت دانش در سازمان ورزش شهرداری تهران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت تحلیلی و اکتشافی میباشد. جامعه آماری شامل 19 نفر از خبرگان و اعضای هیأت علمی دانشگاهها و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند میباشند. گردآوری دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته از اعضای جامعه آماری صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش فراترکیب و از نرم افزار MICMAC استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که 32 شاخص کلیدی و 9 بخش از طریق ماتریس 9×9 مبتنی بر اثرات متقاطع شناسایی شد همچنین نتایج نشان داد؛ پیشرانهای پشتیبانی و زیرساخت سازمانی، عوامل مدیریتی و محتوا نقش مهمی در بهبود روابط سیستم دارند که هم تأثیرگذار و هم تأثیرپذیر هستند. پیشرانهای همراستایی استراتژیک مدیریت دانش و محیط مدیریت دانش کمترین تأثیرپذیری و بیشترین تأثیرگذاری را داشتند که با توجه به شرایط مدیریتدانش در سازمان ورزش شهرداری تهران توجه به این شاخصها ضروری است. همچنین پیشرانهای فرآیندها و جریان مدیریتدانش، زیرساخت فناوری اطلاعات و کارکنان بیشتر تأثیرپذیر و کمتر تأثیرگذار هستند. پیشران ارزیابی فاقد نقش کلیدی و مهم در شکلگیری سازمان فضایی بلوغ مدیریت دانش در سازمان ورزش شهرداری تهران هستند. باتوجه به پیشرانهای شناسایی شده نیاز است تا دست اندرکاران سازمان ورزش شهرداری تهران با تأکید بر این عوامل سبب بلوغ مدیریت دانش در این سازمان گردند.
طراحی و تبیین مدل رفتار سیاسی مدیران در سازمان های دولتی
صفحه 241-258
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.422154.1256
مهدی ایزدی، امیر هوشنگ نظرپوری، رضا سپهوند، حجت وحدتی، محمد حکاک
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین مدل رفتار سیاسی مدیران در سازمانهای دولتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و به لحاظ منطق گردآوری دادهها از نوع استقراء – قیاسی میباشد. جامعه آماری شامل 30 نفر از خبرگان (اساتید و مدیران سازمانهای دولتی) میباشد و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. در تجزیهوتحلیل دادههای از تحلیل مضمون و از نرم افزار MICMAC و برای اولویت بندی عوامل مؤثر بر رفتار سیاسی، به جهت رویکرد ساختاری تفسیری از روش ism استفاده شد. نتایج یافتهها نشان داد که 11 مقوله اصلی در 6 سطح شناسایی شد. همچنین یافتهها نشان داد که در سطح ششم، شکاف فرهنگی اجتماعی و ویژگیهای شخصیتی افراد بیشترین اثرگذاری را نسبت به سایر عوامل داشته است البته ضعف فرهنگی اثرگذارترین عامل بوده است. در سطح پنجم مدل، باور عمومی قرار دارد. در سطح چهارم، اراده سیاسی افراد و مدیریت تصویرپردازی و ارزشیابی سازمانی قرار دارند. در سطح سوم، قدرت فردی افراد قرار دارد. در سطح دوم فرآیندهای سازمانی و انتخابات و انتصابات سازمانی قرار دارد و در سطح آخر الگوی قوانین و مقررات و ساختار سازمانهای دولتی قرار دارند.
اثربخشی آموزشی راهبردهای شناختی و فراشناختی بر رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی در درس عربی
صفحه 259-278
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.423392.1272
علی نوری احمد حمید ال طعمه، محمد حسنی، معصومه طالبی
چکیده هدف این تحقیق اثربخشی آموزشی راهبردهای شناختی و فراشناختی بر رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی دردرس عربی میباشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مقطع راهنمایی شهرمقدس کربلاء میباشد، که تعداد 105 نفر از آنها به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه چند مرحلهای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 35 نفره (گروه کنترل 35 نفر و دو گروه آزمایش 35 نفر) گمارده شدند. جمع آوری دادهها بر اساس پرسشنامه استاندارد رفتارهای خودشکن آموزشی جونز و رودالت (1982) و تفکر خودارزیابی منفی جاج و همکاران (2003) انجام گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید اساتید و متخصصان علوم تربیتی رسید و از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ رفتارهای خودشکن آموزشی 88/0 و تفکرخودارزیابی منفی 86/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات بهدست آمده از اجرای آزمونها از طریق نرمافزار SPSS22 در دو بخش توصیفی شامل (میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر کاهش رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی دانش آموزان اثر مثبت و معنی داری دارد. پیشنهاد میشود به صورت عملی در مدارس، کارگاههای آموزشی و دورههای آموزشی، آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی متناسب با دانش آموزان آموزش داده شود.
تدوین و اعتباریابی برنامه درسی تربیت دینی در مقطع پیش دبستان
صفحه 279-303
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.445421.1326
زینب اشرفی سلطان احمدی، صادق ملکی آوارسین، جواد کیهان، جهانگیر یاری
چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباربخشی برنامهدرسی تربیتدینی در دوره پیشدبستانی میباشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب نوع دادهها آمیخته (کیفی-کمی) و از رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان مطالعات برنامهدرسی، کارشناسان تعلیم و تربیت اسلامی و مربیان این دوره و در بخش کمی شامل 200 نفر از کودکان پیش دبستانی میباشد. نمونه گیری به صورت هدفمند و با توجه به اشباع نظری داده ها انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختارمند و پرسشنامه میباشد. برای گردآوری اطلاعات در مرحله کیفی (تحلیل مضمون) و در مرحله کمی (مدلیابی معادلات ساختاری) استفاده شد. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از نرمافزار Nvivo نسخۀ 8 به شیوۀ تحلیل مضمون محور یا تماتیک مبتنی بر تکنیک «شبکۀ مضامین» و به شیوه استقرائی، طی مراحل کدگذاری (باز، محوری و منتخب) مورد تحلیل قرار گرفت و الگوی پیشنهادی تربیتدینی برای کودکان پیشدبستانی تدوین و از مفروضه های آن برای تهیه پرسشنامه نظرسنجی در مرحله کمی و ارزیابی میزان اعتبار آن استفاده شد. برای اطمینان به روایی ابزار از اجماع نظر خبرگان به روش دلفی و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ بهره برداری گردید (0.83=α). داده ها با روایی همگرای (AVE>0.5) و پایایی مرکب CR>0.7)) گردآوری و برای اعتباریابی الگو، از مدل یابی معادلات ساختاری به شیوه حداقل مربعات جزئی توسط نرمافزار PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ویژگی های شناسایی شده می توانند به شکل مطلوب مولفه های برنامه درسی تربیت دینی را پیش بینی کنند (0.552=R2). درنهایت، برازش مدل کلی پژوهش تأیید شد (0.438=GOF).
بررسی تاثیر راهبردهای یادگیری و انگیزشی بر خودکارآمدی دانشجویان رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی با نقش میانجی اهداف پیشرفت و اشتیاق تحصیلی
صفحه 304-325
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.322886.1091
احمد صبیح الحریشاوی، حسن قلاوندی، محمد حسنی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر راهبردهای یادگیری و انگیزشی بر خودکارآمدی دانشجویان رشته تربیت بدنی وعلوم ورزشی با نقش میانجی اهداف پیشرفت واشتیاق تحصیلی میباشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان رشته تربیت بندی و علوم ورزشی دانشگاه عراق به تعداد 250 نفر میباشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 150 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری داده های پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد راهبردهای یادگیری و انگیزشی از پینتریچ و دی گروت (1990)، اهداف پیشرفت تحصیلی از میدلتون و میدگلی (1998)، اشتیاق تحصیلی از فردریکز و همکاران (2004) و خودکارآمدی تحصیلی از موریس (2001) استفاده شد، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید متخصصان رسید و از طریق تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفت. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه راهبردهای یادگیری 88/0، راهبردهای انگیزشی 91/0، اهداف پیشرفت تحصیلی 87/0، اشتیاق تحصیلی 91/0 و خودکارآمدی تحصیلی 86/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر راهبردهای یادگیری، انگیزشی، اهداف پیشرفت تحصیلی و اشتیاق تحصیلی بر خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود، همچنین مشخص شد که نقش میانجی اهداف پیشرفت تحصیلی و اشتیاق تحصیلی در تأثیر راهبردهای یادگیری و انگیزشی بر خودکارآمدی تحصیلی مثبت و معنی دار میباشد.
شناسایی و ارزیابی مولفههای شایستگی منابع انسانی در عصر تحول دیجیتال
صفحه 326-347
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.428335.1288
مهدیه عبیدی، رشید ذوالفقاری زعفرانی، مسعود حقیقی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و ارزیابی مولفههای شایستگی منابع انسانی در عصر تحول دیجیتال میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه ای و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان و متخصصان آگاه به موضوع پژوهش و متخصصان در شرکت ارتباطات سیار ایران (همراه اول) و به روش نمونهگیری هدفمند و در بخش کمی شامل 2112 نفر از پرسنل شرکت ارتباطات سیار ایران (همراه اول) در تهران که با استفاده از فرمول کوکران 325 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه ساخته محقق صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از کدگذاری به روش دلفی و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که شایستگی مدیران دیجیتال شامل 7 مؤلفه عوامل فردی، عوامل سازمانی، فرهنگ تغییر، نگرش دیجیتال، عوامل ارتباطی، رهبری و مدیریت و عوامل فنی و تخصصی است. نتایج در بخش کمی نشان داد که، همبستگی معناداری بین تمامی مولفهها وجود دارد. همچنین در میان مولفهها، مؤلفه مدیریت فرهنگ و تغییر در اولویت اول قرار گرفت. نتایج همچنین نشان داد مدل پژوهش از اعتبار لازم برخوردار است.
بررسی روابط علی بین آموزش کارآفرینانه و اشتغالزایی پایدار در دانشگاههای آزاد اسلامی شهر تهران
صفحه 348-366
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.418275.1247
ثنا عبدالعلی، محمدنقی ایمانی گله پردسری، اصغر شریفی
چکیده هدف این تحقیق بررسی روابط علی بین آموزش کارآفرینانه و اشتغالزایی پایدار در دانشگاههای آزاد اسلامی شهر تهران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 272 نفر از اعضای هیئت علمی علوم انسانی دانشگاههای آزاد اسلامی شهر تهران میباشد. نمونهگیری به صورت تصادفی خوشهای انجام شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد که متغیر آموزش کارآفرینانه شامل 3 بعد (هدف، ساختار و روش) و متغیر اشتغالزایی پایدار شامل 2 بعد (سازمانی و محیطی) میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که با توجه به مقادیر ضرایب استاندارد و ضرایب معناداری تی (بالاتر از 2.58) میتوان گفت که بین عوامل روابط مستقیم وجود دارد.
طراحی مدل ساختاری ارتقای بهرهوری مدیران آموزش عالی
صفحه 367-386
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.462999.1382
کیانا کاوه، امینه احمدی، مجتبی معظمی
چکیده هدف پژوهش حاضر مدل ساختاری ارتقای بهرهوری مدیران آموزش عالی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نظر روش اجرا در بخش کیفی، تحلیل دلفی فازی و در بخش کمی پیمایشی مقطعی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی 18 نفر از مدیران، استادان و صاحبنظران و نمونه گیری به روش گلوله برفی و هدفمند و در بخش کمی اعضای هیئت علمی دانشگاههای سراسری و آزاد، 243 نفر، از حوزه مدیریت آموزشی مشارکت و نمونه گیری به روش طبقهای انتخاب شدند. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از روش دلفی و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. مطابق یافتهها، 9 عامل اصلی شناختهشده در مدل ساختاری عبارت است از آمایش آموزش عالی، نیازسنجی شغلی و مهارتی، توسعه مهارتهای ارتباطی، برنامهریزی آموزشی، ارتقاء فرهنگ سازمانی، عوامل محیطی، ارزیابی مستمر و مداوم، توسعه تفکر راهبردی و بازمهندسی فرآیندها. نتایج آزمون رتبهبندی فریدمن نشان داد که بین عوامل مؤثر، بالاترین اولویت مربوط به برنامهریزی آموزشی، توسعه تفکر راهبردی و مهندسی مجدد فرآیندها است. یافتهها نشانگراین امر هستند که ارتقای بهرهوری مدیران آموزش عالی در ایران، نیازمند بازمهندسی در کلیه ارکان سازمانی از روشهای اجرایی تا شایستگیهای فردی و حرفهای مدیران و نیز توسعه مبتنی بر آمایش آموزش عالی است.
نقش واسطهای خودکارآمدی خلاقانه در رابطه بین هوش سازمانی و چابکی سازمانی معلمان
صفحه 387-408
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.462883.1381
عباس قلتاش
چکیده هدف این پژوهش تبیین نقش واسطهای خودکارآمدی خلاقانه در رابطه بین هوش سازمانی و چابکی سازمانی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی تمامی معلمان ابتدایی سرچهان که تعداد آنها بالغ بر 160 نفر بود. با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقهای تعداد 113 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامههای چابکی سازمانی ژانگ، خودکارآمدی خلاقانه کاروسکی و همکارانش و پرسشنامه هوش سازمانی البرخت بوده است. برای تحلیل دادهها از آزمون معنیداری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون ساده و همچنین رگرسیون سلسله مراتبی به شیوه بارون - کنی استفاده شد. یافتهها نشان داد که خودکارآمدی خلاقانه توسط هوش سازمانی، قابل پیشبینی است. چابکی سازمانی توسط هوش سازمانی، قابل پیشبینی است. چابکی سازمانی توسط خودکارآمدی خلاقانه، قابل پیشبینی است. خودکارآمدی خلاقانه نقش واسطهای معنیداری در رابطه بین متغیرهای هوش سازمانی و چابکی سازمانی ایفا میکند.
شناسایی، دستهبندی و رتبه بندی شاخصهای عملکرد مدارس با استفاده از روش کیو
صفحه 409-430
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.442221.1319
سید محمود جلیلیان، شهناز نایب زاده، سید حسن حاتمی نسب، سید علی المدرسی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی، دسته بندی و رتبه بندی شاخصهای عملکرد مدارس با استفاده از روش کیو میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و پارادایم تفسیری میباشد. این پژوهش در دو گام انجام شد؛ استراتژی تحقیق در گام اول تحلیل محتوای کیفی بوده و جامعه آماری پژوهش شامل 24 نفر از چهارگروه والدین، مدیران و کارکنان دبیرستان دخترانه، معلمان و نیز مسوولان سازمان آموزش و پرورش شهر یزد و نمونه گیری بصورت هدفمند میباشد و حجم نمونهها تا اشباع نظری ادامه داشت. استخراج شاخصهای عملکرد از مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. گام دوم این تحقیقی با استفاده از روش تحلیل عاملی محور کیو، به گونه شناسی ذهنی 33 نفر از والدین با استفاده از پرسشنامه و به صورت میدانی پرداخته شد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از تحلیل محتوا و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و روش کیو استفاده شد. یافتههای پژوهش منجر به دستیابی به هفت گونه ذهنی متفاوت حاکی از ناهمگونی و تفاوت قابل توجه در دیدگاه والدین در خصوص معیارهای عملکردی شده است، تفاوتی که مدیران این مدرسه را به بخش بندی بازار بر اساس درک خواستهها و نیازهای مخاطبان هدفی با ذهنیتهای متفاوت دعوت کرده و بینش مدیران این صنعت را در خصوص تخصیص سرمایه با نگاهی از بیرون به درون و تاکید بر سیستم ارزشیابی مخاطب محور ارتقا میدهد.
ارائه مدل عوامل موثر بر تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه فنی و حرفهای استان البرز
صفحه 431-454
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.425579.1295
علی عبدی جمایران، منوچهر نیکنام، حسن رنگریز
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل عوامل مؤثر بر تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه فنی و حرفهای استان البرز میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مشارکتکنندگان کارشناسان و اساتید کارآفرینی میباشد. نمونهگیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای تجزیه و تحلیل از کدگذاری باز و محوری و انتخابی از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که پدیده محوری تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه دارای چهار بعد محرکهای محیطی، عوامل توسعه دهنده، بازدارندههای محیطی و عوامل محدود کننده است. برای افزایش تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه راهبرد مالی و قانونی، راهبرد عملیاتی، راهبرد بینالمللی و راهبرد سیاستگذاری نیاز است که به پیامدهای اقتصادی، علمی و فرهنگی در سطح کشور منجر میشود. زمینههای مالی و اقتصادی، پشتیبانی و سیاستگذاریهای مناسب در محیط متغیر و فضای رقابتی شدید به راهبردهای تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه کمک میکند تا با شرایط مناسب عملیاتی شود. در این زمینه و موانع علمی، انسانی، مدیریتی، قانونی، ساختاری و مالی مطرح است که با شناسایی و رفع آنها میتوان به بهبود ابعاد تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه و راهبردهای اساسی کمک کرد.
