بررسی عوامل موثر در مدل تعهد بالای سازمانی در سازمانهای دولتی متولی امور آموزشی و فرهنگی
صفحه 1-16
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390163.1183
سیدعلیرضا میرجعفری، عبدالخالق غلامی انارستان، کرم اله دانشفرد
چکیده هدف این تحقیق بررسی عوامل مؤثر در مدل تعهد بالای سازمانی در سازمانهای دولتی متولی امور آموزشی و فرهنگی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش, پیمایشی و از نوع همبستگی؛ و به طور مشخص مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارشناسان سازمانهای دولتی متولی امور آموزشی و فرهنگی میباشد که به تعداد 396 نفر از شهر تهران، در نظر گرفته شد و با استفاده از روش تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران 195 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر پرسشنامه ساخته محقق میباشد. جهت تأیید مدل نهایی پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS؛ و به منظور طراحی مدل نهایی پژوهش از نرمافزار AMOS استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که مؤلفههای گزینش و استخدام، آموزش، جبران خدمت، شرایط شغلی و وجدان کاری در مدل نهایی ارزشیابی سازندهگرایی تأثیرگذار بوده و نشان از برازش مناسب مدل پیشنهادی میباشد.
طراحی مدل آموزشی مبتنی بر توسعه هویت با رویکرد ایرانی- اسلامی دانشآموزان مقطع ابتدایی
صفحه 17-38
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.408353.1219
علی اولادحمزه زاده، معصومه اولادیان، محمود صفری
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل آموزشی مبتنی بر توسعه هویت با رویکرد ایرانی- اسلامی دانشآموزان مقطع ابتدایی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان جامعه علمی دانشگاهی و متخصصان بررسی عملکرد دانش آموزان و جامعه آماری بخش کمی شامل 217 نفر از مدیران، معاونین، معلمان و کارکنان مدارس مقطع ابتدایی منطقه پنج شهر تهران میباشد. گردآوری دادهها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته از اعضای جامعه آماری و با روش نمونهگیری هدفمند از طریق رویکرد گلوله برفی و گردآوری دادهها در بخش کمی طی پرسشنامه محقق ساخته از بین اعضای جامعه آماری که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شده بودند، صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری باز و محوری و انتخابی و از نرمافزار MAXQDA2020 و در بخش کمی از نرم افزار SPSS 16 و Smart PLS استفاده شد و همچنین در تحلیل استنباطی به روش تحلیل عاملی، به تجزیه و تحلیل دادهها پرداخته شد. عوامل شناسایی شده در قالب 9 بعد و 61 مؤلفه استخراج شد. ابعاد مدل آموزشی مبتنی بر توسعه هویت با رویکرد ایرانی- اسلامی دانش آموزان شامل اهداف و محتوای آموزشی، روشهای یاددهی و یادگیری آموزشی، مربیان و معلمان، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل روانی، رسانهها، عوامل تربیتی و عوامل خانوادگی میباشد. بر اساس نتایج تحلیل کمی، تمامی ابعاد و مؤلفههای مدل دارای اعتبار بودند و مدل از برازش مناسب برخوردار است
تأثیر سرمایه فکری و رهبری استراتژیک بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش تعدیلکنندۀ اخلاق حرفهای کارکنان
صفحه 39-64
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.402705.1210
سید رضا موسوی فرد
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سرمایه فکری و رهبری استراتژیک بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش تعدیلکنندۀ اخلاق حرفهای کارکنان در اداره کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی از نوع علّی است. جامعه آماری پژوهش کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه بودند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 304 نفر تعیین گردید. روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شد. روش گردآوری دادهها میدانی و ابزار موردنیاز استفاده از پرسشنامههای سرمایه فکری بونتیس (1998)، رهبری استراتژیک لیر (2012)، رفتار شهروندی سازمانی اورگان و کانوسکی (1988) و اخلاق حرفهای محققساخته بود. روش تجزیه و تحلیل دادهها آمار توصیفی و مدلسازی معادلات ساختاری با بهرهگیری از دو نرمافزار Spss26 و Amos24 بود. یافتهها نشان داد که سرمایه فکری بر رفتار شهروندی سازمانی به میزان 66 درصد تأثیر معنادار و مثبتی دارد. رهبری استراتژیک به میزان 46 درصد تغییرات رفتار شهروندی سازمانی را پیشبینی نمود؛ همچنین نقش تعدیلکنندۀ اخلاق حرفهای کارکنان بین سرمایه فکری و رهبری استراتژیک با رفتار شهروندی سازمانی مورد تأیید قرار گرفت که میزان تعدیلکنندگی این متغیر به ترتیب برابر با 5 درصد و 2/3 درصد بود. نتایج نشان داد که سرمایه فکری بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر بیشتری را نسبت به رهبری استراتژیک دارد. لذا توجه بیشتر به سرمایه فکری در جهت بهبود رفتار شهروندی سازمانی در سازمان امری ضروری میباشد.
طراحی الگوی توسعه سواد مالی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان
صفحه 65-98
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.409505.1225
محسن مولاپناه، یوسف نامور، اعظم راستگو، مجید احمدلو، توران سلیمانی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعه سواد مالی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بود. روش پژوهش آمیخته (کیفی- کمی) و جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید، متخصصان و خبرگان در حوزه مالی و در بخش کمی شامل کلیه دانشجویان دانشگاههای فرهنگیان استان اردبیل بود. تعداد نمونه در بخش کیفی بصورت انتخاب هدفمند، 21 متخصص و در بخش کمی، با استفاده از فرمولهای آماری 278 دانشجو بصورت روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل دادههای جمع آوری شده در بخش کیفی به روش گراندد تئوری با استفاده از نرم افزار 11 Maxqda در بخش کمی به دو روش توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار Smart PLS و spss22 انجام شد. نتایج نشان داد براساس سه مقوله دانش، رفتار و نگرش، در بحث دانش مالی، جنسیت، محل زندگی؛ در بحث نگرش مالی شاخصهای تحصیلات والدین و محل سکونت مؤثر بوده و در حوزه رفتارمالی، محل زندگی دائمی و درآمد دانشجو عوامل تأثیر گذارتر در سواد مالی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان تعیین گردیدند. براساس مدل استخراج شده مؤلفه دانش از لحاظ میزان تأثیر گذاری بر سواد مالی دانشجویان با بار عاملی 751/0 رتبه اول و بعد از آن مؤلفه رفتاربا بار عاملی 730/0 و نگرش با بارعاملی 667/0 در رتبههای بعدی قرار دارند.
تحلیل رابطه کانونی رهبری سطح پنج با تعالی سازمانی مدارس
صفحه 99-123
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.407182.1217
حسین معجونی، سیروس قنبری
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه کانونی رهبری سطح پنج با تعالی سازمانی مدارس بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیّه معلّمان مدارس ابتدایی استان فارس در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 16264 نفر بودند. با توجّه به طبقات جامعه پژوهش مانند نوع منطقه (برخوردار، نیمه برخوردار و محروم)، تعداد شهرستان/ناحیه (39) و جنسیّت (مرد و زن) به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران نمونهای به حجم 375 نفر انتخاب شد. روش پژوهش کمّی، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. جمعآوری داده ها بر اساس پرسشنامه رهبری سطح پنج چمآسمانی (2007) و تعالی سازمانی عمارلو (2018) صورت گرفت که ضریب آلفای کرونباخ آنها به ترتیب: 96/0 و 91/0 بهدست آمد. جهت تحلیل دادهها از تکنیکهای توصیفی، ماتریس همبستگی پیرسون، تحلیل همبستگی کانونی و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 25 استفاده شد. نتایج نشان داد که: ابعاد رهبری سطح پنج دارای همبستگی کانونی مثبت و معنادار در آلفای 01/0 به مقدار 725/0 با تعالی سازمانی مدارس هستند و قادر به تببین 464% درصد واریانسِ متغیر تعالی سازمانی مدارس میباشند. ابعاد ویژگی های شخصیتی مدیر؛ انتخاب کارکنان شایسته سپس تعیین هدف؛ فرهنگ انضباطی؛ استفاده از فناوری و بعد تراکم نیرو و جهش دارای اثر مثبت و معنادار بر متغیر تعالی سازمانی مدارس درسطح 01/0 می باشد.
تدوین و ارائه الگوی ریاضی به منظور معماری فرهنگ سازمانی مبتنی بر ایجاد همسویی بین نقاط مرجع استراتژیک عناصر سازمانی
صفحه 124-158
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.421943.1255
الیاس حسن زاده شوئیلی، میرمهرداد پیدائی، علی رضا رزقی رستمی
چکیده هدف این پژوهش تدوین و ارائه الگوی ریاضی به منظور معماری فرهنگ سازمانی مبتنی بر ایجاد همسویی بین نقاط مرجع استراتژیک عناصر سازمانی میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی – توسعهای و از نظر ماهیت اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و سازمانی میباشند و نمونهگیری به صورت هدفمند قضاوتی و گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از دلفی و سیستم عصبی فازی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها جهت پالایش مؤلفهها و معیارهای مدل مفهومی از دیدگاه خبرگان از تکنیک دلفی فازی و به منظور ارائه مدل ریاضی از سیستم استنتاج فازی انطباق پذیر و از نرم افزار Matlab استفاده گردید. نتایج نشان داد که در مجموع 4 بعد، 12 مؤلفه و 57 معیار ارزیابی و چندین زیر معیار شناسایی شد که شامل پیشایند (استراتژی کسب و کار، رهبری، ساختار سازمانی، تکنولوژی، استراتژی منابع انسانی) فرایند (فرهنگ سازمانی، استراتژی تغییر) نتایج (نتایج فردی، گروهی، عملکرد سازمانی) پیامد (پاسخگویی عمومی، افزایش سرمایههای اجتماعی) میباشد و مدل بدست آمده در سازمانهای نهاد انقلاب اسلامی بنیاد مستضعفان مورد آزمون قرار گرفته و در نهایت ویژگی و قابلبت این مدل در شبیه سازی و پیش بینی فرهنگ مطلوب سازمانی مبتنی بر ایجاد همسویی بین نقاط مرجع استراتژیک عناصر سازمانی مورد ارزیابی قرارگرفته است.
ارائه مدل جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی با رویکرد دولت کارآفرین
صفحه 159-188
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.431349.1301
عطیه سرایانی، وحید پورشهابی، نورمحمد یعقوبی، .امین رضا کمالیان
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی با رویکرد دولت کارآفرینمی باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه نخبگان و اساتید دانشگاهی و کارشناسان مربوطه در حوزۀ منابع انسانی و دولت کارآفرین در استان سیستان و بلوچستان که تعدادشان در سال 1399 بالغ بر حدود 200 نفر میباشند که به روش نمونهگیری، به صورت غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روش فراترکیب استفاده گردید. استخراج مؤلفهها و شاخصها از بررسی پیشینه و مبانی نظری به دست آمد و سپس برای تحلیل از کدگذاری استفاده شد. طبق تحلیل دادهها، 545 کد نهایی از طریق کدگذاری باز استخراج و سپس، با استفاده از کدگذاری محوری در قالب 121 مفهوم و 16 مقوله (عوامل زمینهای (محیطی)، عوامل ساختاری (سازمانی)، عوامل رفتاری (محتوایی)، جذب منابع انسانی، گزینش منابع انسانی، تشخیص فرصتهای کارآفرینی در بخش دولتی، بهرهبرداری فرصتهای کارآفرینی در بخش دولتی، موانع اجرایی و مدیریتی، موانع سیاسی و قانونی، موانع اقتصادی، موانع فرهنگی و اجتماعی، گزینش ترکیبی با استیلای منابع داخلی در مشاغل تجربهمحور، گزینش ترکیبی با استیلای منابع خارجی در مشاغل دانشمحور، پیامدهای فردی، پیامدهای سازمانی، پیامدهای اجتماعی) دستهبندی گردید و در نهایت، در مرحلۀ کدگذاری انتخابی، مدل فرآیندی و چندبُعدی برای نخستین بار در سطح سازمانهای دولتی استان سیستان و بلوچستان ارائه گردیده است.
ارائه مدل عوامل ترک خدمت نخبگان در شرکت نفت فلات قاره ایران
صفحه 189-210
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.425103.1277
محمد شعف اعمال، احمد ودادی، مهدی توکلی، داریوش غلام زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل عوامل ترک خدمت نخبگان در شرکت نفت فلات قاره ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. این تحقیق همچنین از نوع تحلیل مضمون است. جامعه آماری این پژوهش شامل 12 نفر از مدیران شرکت نفت فلات قاره و دانشگاهها میباشد و از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. همچنین جهت گردآوری دادهها با استفاده از تحلیل محتوای پیشینههای مرتبط و روش کتابخانهای به استخراج شاخصها پرداخته شد که طی کدگذاری سه مرحلهای، مدل پژوهش استخراج شد. با توجه به تحلیلی که از روش تحلیل مضمون جهت تعیین عوامل ترک خدمت نخبگان در شرکت نفت فلات قاره ایران به اجرا در آمده است، 47 شاخص (گویه)، 8 مؤلفه و 3 بعد شناسایی و تأیید شده است. نتایج نشان داد عوامل ترک خدمت نخبگان شامل سه بعد سازمانی (ماهیت شغلی، مدیریت، فرهنگ سازمانی)، فردی (انگیزش، ویژگیهای جمعیت شناختی، عوامل روانشناختی) و محیطی (قوانین و مقررات، فشارهای محیطی) است.
ارزیابی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک
صفحه 211-230
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.424101.1271
علی اکبر ملایی، محمد اسلم رئیسی
چکیده هدف از تحقیق ارزیابی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک در مؤسسات آموزش عالی تهران بود. روش پژوهش باتوجهبه هدف آن، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها از نوع توصیفی - پیمایشی است که در آن از ابزار پرسشنامه استفاده گردید. در بخش میدانی از ابزار پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانشجویان مؤسسات آموزش عالی شهر تهران هستند. تعداد کل جامعه آماری پژوهش حاضر 291 نفر هستند. جهت تخمین تعداد نمونه کافی در این پژوهش از فرمول تخمین نمونه کوکران استفاده شد. بنابراین 166 نفر از دانشجویان مؤسسات آموزش عالی شهر تهران بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب خواهند شد. روش نمونهگیری در پژوهش حاضر نیز روش نمونهگیری تصادفی ساده است. پرسشنامه ارزشیابی اثربخشی دوره آموزشی توسط عباس عرب در سال ۱۳۹۳ دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه سمنان بر اساس مدل ارزشیابی کرک پاتریک ساخته شده است که دارای 29 سؤال میباشد. یافتههای تحقیق نشان داد که مولفههای ارزیابی اثربخشی آموزش شامل واکنش، یادگیری و نتایج قادر به پیشبینی اثربخشی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک هستند. بر اساس یافتههای تحقیق آموزش درس عربی در مؤسسات آموزش عالی شهر تهران از لحاظ مولفههای واکنش، یادگیری و نتایج در حد مطلوبی قرار دارد.
شناسایی و سطح بندی عوامل مؤثر بر پذیرش مدل تعالی در دانشگاه آزاد اسلامی
صفحه 231-258
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.419895.1250
سیده سمیه موسوی سیاه دله، صمد جباری اصل، موسی رضوانی چمن زمین
چکیده هدف این پژوهش شناسایی و سطح بندی عوامل مؤثر بر پذیرش مدل تعالی در دانشگاه آزاد اسلامی با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت، اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از اساتید رشته مدیریت دانشگاههای آزاد استان گیلان هستند. از روش نمونهگیری نظری استفاده گردید. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. به منظور تحلیل دادهها از روش تحلیلتم و به منظور سطحبندی معیارهای شناسایی شده، از روش مدلسازی ساختاری تفسیری در نرم افزار MACMIC استفاده شد. نتایج تحلیل دادههای حاصل از مصاحبهها کشف سه عامل اصلی شامل: عوامل مدیریتی، عوامل بیرونی، و عوامل نگرشی-رفتاری و 24 شاخص فرعی بود که در قالب سه عامل مذکور دسته بندی شدند. نتایج سطح بندی شاخصهای فرعی شناسایی شده نیز نشان داد که عواملی چون ضعف در سیاستگذاری های کلان، ضعف در پیش بینی منابع مالی مشخص و فرهنگ پایین بکارگیری مدل تعالی در دانشگاهها (مربوط به دسته عوامل بیرونی)، تدوین و اجرای استراتژیهای مؤثر جهت اجرای مدل تعالی در شعب دانشگاه و همچنین شناخت صحیح وضع موجود و نیازها (مربوط به دسته عوامل مدیریتی) و سودمندی استفاده از مدل در ارتقاء شغلی مجریان (مربوط به دسته عوامل نگرشی- رفتاری) از مهمترین شاخصهای مؤثر بر روش مدل تعالی در دانشگاه آزاد اسلامی هستند.
ارائه الگوی کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری
صفحه 259-291
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.427119.1284
وحید محمدی، موسی رضوانی چمن زمین، بدری عباسی، مرتضی حضرتی، مهران نصیرزاد
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری بانک ملت میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و بانکداری و به روش نمونهگیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 378 نفر از کارکنان و کارشناسان بانک ملت در سراسر کشور عنوان نمونه انتخاب شدند و از نمونه گیری طبقهای ساده استفاده شد. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج آزمون تی نشان داد که تمام 5 مؤلفه اصلی، 20 مؤلفه فرعی و 118 زیرمولفه شناسایی شده بر کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری بانک ملت تاثیرگذار است. نتایج بدست آمده از شاخصهای برازش مدل نیز نشان داد که مدل تحقیق از لحاظ تناسب با دادههای تجربی مدل مطلوبی میباشد. نتایج آزمون تی نشان داد که بیشترین مؤلفه مؤثر بر الگوی کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری بانک ملت مؤلفه "روابط کاری بین همکاران" با مقداره آماره (31.045= t) بوده و کمترین مؤلفه مؤثر نیز مؤلفه "سیستمهای پشتیبان تصمیم در تصمیم گیری مدیران"با مقداره آماره (13.102= t) در این ارزیابی میباشد.
شناسایی مؤلفههای الگوی توانمندسازی کارکنان نظام اداری برمبنای هوشمندی سازمانی و روابط بین فردی
صفحه 292-314
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.396991.1194
فاطمه خوشحال، علیرضا سرگلزایی، زهرا وظیفه
چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفههای الگوی توانمندسازی کارکنان نظام اداری برمبنای هوشمندی سازمانی و روابط بین فردی درصنعت برق استان سیستان و بلوچستان میباشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد کیفی است. جامعه آماری شامل 17 نفر ازخبرگان علمی و مدیران ارشدشرکت های صنعت برق می باشدکه ازروش نمونه گیری هدفمندو در دسترس انتخاب شدند. از مصاحبه نیمه ساختار یافته برای گردآوری دادهها استفاده شد و تا رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه پیدا کرد. برای افزایش اعتبار علمی نتایج در بخش کیفی از روش مریام و ضریب توافق درصدی استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی بوسیله نرم افزار مکس کیو دی انجام شده است. نتایج این مرحله در قالب مدلی شامل پیشایندها، ابعاد، عوامل تعدیگرو پیامدها ارائه گردید. نتایج تحقیق حاضر گویای آن است که بهره گیری ازرویکرد هوشمندی سازمانی و روابط بین فردی برای توانمندسازی کارکنان کارآمدی دارد و باعث توسعه مفهومی این متغیر و شناخت ابعاد جدیدی از این پدیده شده است به این ترتیب مدل ارائه شده می تواند چراغ راه صنعت برق در پیاده سازی موثر این ابعاد باشد.
ارزیابی فرآیند نیاز سنجی دورههای آموزش کارکنان ادارات کل ورزش و جوانان
صفحه 315-332
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.422428.1257
شهین حیاتی، هاله فاضل، لورا چپری
چکیده هدف این پژوهش ارزیابی فرآیند نیاز سنجی دورههای آموزش کارکنان ادارات کل ورزش و جوانان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و بر مبنای رویکرد استقرایی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اساتید مدیریت ورزشی، مدیران، معاونان ادارات کل ورزش و جوانان میباشد و نمونهگیری به صورت (تعمدی یا قضاوتی) انجام شد و در این پژوهش با 15 نفر از افراد مصاحبه گردید و بر پایه انتخاب این روش نمونهگیری، نمونه توسط پژوهشگر با توجه به قضاوت شخصی و هدفهای مطالعه و ماهیت تحقیق استوار بوده است. پس از انجام مصاحبهها و با استفاده از تکینیک اشباع نظری با 12 نفر از اعضای نمونه مصاحبه انجام گرفت. ارزیابی مؤلفه طراحی و برنامه ریزی دورههای آموزشی بر اساس استاندارد ایزو ۱۰۰۱۵ میباشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تحلیل داده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. با توجه به نتایج بدست آمده در خصوص مؤلفههای نیازسنجی 6 مقوله اصلی که مربوط به محتوای مباحث دورههای نیازسنجی، فرایند اجرای نیازسنجی، مشارکت اعضای سازمان در دوره، زمان بندی و الویت بندی نیازهای اساسی سازمان و در نهایت کاربردی بودن مباحث مطرح شده در دوره استخراج گردید.
ارائه مدل تفکر حرفهای کارکنان مبتنی بر ابعاد دوسوتوانی و توانمندسازی روانشناختی
صفحه 333-350
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.451482.1348
عبدالمجید کرد، منصور گرکز، علیرضا معطوفی، علی خوزین، علیرضا حسن ملکی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل تفکر حرفهای کارکنان مبتنی بر ابعاد دوسوتوانی و توانمندسازی روانشناختی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی؛ از نظر رویکرد فرضیهای ـ قیاسی و از نظر روش اجرای پژوهش توصیفی ـ اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 1100 نفر از جامعه حسابداران رسمی ایران میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 297 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و روش نمونهگیری در دسترس میباشد. ابزارگردآوری پژوهش پرسشنامه محقق ساخته میباشد. به منظور تعیین پایایی پرسشنامهها از روش آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS و پایایی ترکیبی با استفاده از نرم افزار SMART PLS استفاده شد. همچنین برای نشان دادن پایایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. نتایج نشان داد که بین ابعاد و مؤلفههای تفکر حرفهای و دو سوتوانی رابطه وجود دارد. بین ابعاد و مؤلفههای تفکر حرفهای و توانمندسازی رابطه وجود دارد. مقدار بدست آمده برای GOF به میزان 0.51 میباشد که برازش بسیار مناسب مدل کلی تأیید میشود.
بررسی نقش واسطهای خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی در رابطه مهارتهای اجتماعی و هوش اجتماعی با پیشرفت تحصیلی
صفحه 351-372
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.449918.1343
فاطمه صبیح مهدی، حسن قلاوندی
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی در رابطه مهارتهای اجتماعی و هوش اجتماعی با پیشرفت تحصیلی در درس تاریخ در میان دانش آموزان پایه پنجم ادبیات استان بابل بوده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه پنجم ادبیان استان بابل به تعداد 2110 نفر بود، با استفاده از جدول مورگان تعداد 327 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد مهارت اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، هوش اجتماعی سیلورا و همکاران (2001)، نیازهای روانشناختی گاردیا و همکاران (2000)، خودکفایی کوپر (1997) و پیشرفت تحصیلی صالحی (1394) استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه مهارت اجتماعی 86/0، هوش اجتماعی 91/0، نیازهای روانشناختی 88/0، خودکفایی 83/0 و پیشرفت تحصیلی 90/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین مهارتهای اجتماعی، هوش اجتماعی، خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد، همچنین نتایج نشان داد که نقش واسطه خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی در ارتباط بین مهارتهای اجتماعی و هوش اجتماعی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مثبت و معنی دار میباشد.
شناسایی و تحلیل پیشرانهای رفتارنوآورانه مبتنی بر مدیریت استراتژیک منابع انسانی در سازمانهای دانش محور
صفحه 373-399
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.437193.1316
میترا صدوقی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشرانهای رفتار نوآورانه مبتنی بر مدیریت استراتژیک منابع انسانی در سازمانهای دانش محور میباشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب نوع دادهها آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 11 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای استان مازندران و به روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمّی شامل 411 نفر از مدیران، مشاوران و دیگراعضا هیات علمی فعال در مراکز رشد و فناوری دانش در دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای استان مازندران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقهای انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی و پایایی ابزار در بخش کیفی با معیارهای اعتبارپذیری، انتقالپذیری و تأییدپذیری تأیید و در بخش کمّی روایی ابزار با نظر متخصصان و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد. تحلیل دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون و دادههای کمّی از طریق تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. یافتههای بدست آمده از بخش کیفی منجر به شناسایی 12 مقوله اصلی گردید. همچنین یافتههای حاصل از تحلیل دادهها در بخش کمّی نشان داد که الگوی استخراج شده دارای برازش مطلوبی است ومقوله های توانمندی رفتاری، ارزیابی عملکرد، تفکر مداری، رضایت شغلی، خودکارآمدی، عدالت محوری، مشارکت پذیری، رقابت جویی، اخلاق حرفهای، ارتباط بین بخشی، مدیریت مشارکتی و عمل گرایی به ترتیب بیشترین میزان اهمیت را در توسعه رفتارهای نوآورانه در سازمانهای دانش محور و مراکز رشد دانشگاهها داشتهاند.
ارائه الگوی پارادایمی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در صنعت پتروشیمی
صفحه 400-426
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.404873.1220
مهدی فراهانی، سید علی اکبر احمدی، محمد تمیمی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در صنعت پتروشیمی انجام شده است. این پژوهش مبتنی بر فلسفه تجربهگرایانه، بنیادی از منظر هدف و با رویکردی قیاسی-استقرایی با روش تحقیق آمیخته انجام شد. دادههای تحقیق در بخش کیفی از طریق مصاحبه با 17 نفر از اساتید مدیریت (خبرگان نظری) و مدیران صنعت پتروشیمی (خبرگان تجربی) که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، جمع آوری گردید. همچنین شاخصهای شناسایی شده با روش دلفی فازی با مشارکت خبرگان بخش کیفی، اعتبارسنجی و با روش سوارا فازی اولویتبندی شدند. در نهایت به ارائه مدل نهایی پژوهش پرداخته شد. برای دستیابی به اهداف پژوهش با تحلیل مصاحبه با خبرگان، مجموعهای از شاخصهای کاربردی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در قالب هشت مقوله اصلی شناسایی شد که عبارتند از: زیرساخت سازمانی، همراستایی استراتژیک، آموزش و بالندگی منابع انسانی، تطبیقناپذیری منابع انسانی، توانمندسازی کارکنان، راهبرد فرآیند محوری، بازگشت سرمایه به شرکت و کسب مزیت رقابتی. یافتهها نشان داده است آموزش و بالندگی منابع انسانی یک متغیر زیربنایی است که بر توانمندسازی کارکنان و راهبرد فرآیند محوری تأثیر میگذارد. در این میان تقویت زیرساخت سازمانی و ایجاد همراستایی استراتژیک جهت دستیابی به بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان حائز اهمیت است. با پیادهسازی موارد مذکور، بازگشت سرمایه به شرکت و کسب مزیت رقابتی حاصل میشود. رتبهبندی شاخصهای بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان با روش سوارا فازی نشان داد که عوامل حمایت و پشتیبانی مدیریت ارشد، آگاهسازی کارکنان از نتایج اهداف آموزشی، آموزش مستمر و مداوم با کاربردهای وسیع از بالاترین اهمیت برخوردار هستند.
الگوی بینش معلمان ابتدایی در آموزش برخط بارویکرد نظریه داده بنیاد
صفحه 427-444
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.410010.1224
ریحانه بذرافشان دلیجان، محمد غفاری مجلج، سید جواد مرتضوی امیری
چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگوی بینش معلمان ابتدایی در آموزش برخط بارویکرد نظریه داده بنیاد میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل نخبگان و خبرگان در حوزه برنامه ریزی درسی و مدیریت آموزشی بوده و نمونه گیری به روش نمونه گیری هدفمند با نوع گلوله برفی صورت گرفته است. که در مجموع با 16 نفر از خبرگان مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و پژوهشگر در دادهها به اشباع نظری رسید. برای تحلیل دادههای به دست آمده از روش تحلیل استراوس کوربین استفاده شد که الگوی مذکور پس از مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی به صورت پارادیمی در 5 بعد شرایط علی، شرایط زمینهای، راهبردها، شرایط مداخله گر، پیامدها و مشتمل بر مؤلفه 17 شکل گرفت و حاصل آن در شرایط علی، توجه به انضباط آموزشی مستمر در حوزه آموزش آنلاین، وجود تعامل بین همکلاسیها ومعلم، تعهد آموزش برخط وارتباطات مشخص شده است. در بخش راهبردها مقوله مسیر راه آموزش برخط و در بخش مفاهیم برنامه محوری وگویه های برنامه ریزی پویا، تحقق اهداف حیطه شناختی و در بخش شرایط زمینهای در مفهوم آموزشی، فرصت شناسی آموزش برخط، شفافیت در کسب مهارتهای حرفهای، آموزش فناور محور ودر مفهوم شناخت منابع وتجهیزات، انطباق پذیری فنی مدارس، توانمندی در برنامه ریزی آموزش برخط و در مبحث پیامدها در مقوله علمی فنی و مفهوم شناختی ادراک تفکر بهنگام در تصمیم گیری، تقویت خودکارآمدی، تقویت خودنظارتی حرفهای استخراج شده است.
واکاوی شاخصهای انتخاب روش تدریس مناسب برای آموزش اصول حسابداری (1) به روش فراترکیب
صفحه 445-475
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.426981.1283
حسین اسماعیل خانی، محمود معین الدین، فروغ حیرانی
چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی شاخصهای انتخاب روش تدریس مناسب برای آموزش اصول حسابداری (1) به روش فراترکیب میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، و به روش فراترکیب میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 9 نفر از خبرگان و اساتید حوزه آموزش حسابداری میباشد. با تحلیل مطالعات قبلی و استخراج ابعاد مؤثر از نرمافزار MAXQDA 2018، برای کدگذاری مقولهها استفاده شد که مقولهها به 8 مقوله محوری و 39 کدباز دستهبندی شدند سپس با استفاده از روش غربالگری فازی و با مشارکت خبرگان و اساتید، اهمیت هریک از مقولهها تعیین شد. نتایج نشان داد که از 39 مقوله مستخرج در مرحله فراترکیب، 21 مقوله دارای اهمیت زیاد و بسیار زیاد از نظر خبرگان میباشد. همچنین الویتبندی مقولهها نشان داد که شاخصهای زمان آموزش و دانش یا صلاحیت علمی استاد؛ معیارهایی با بالاترین سطح اهمیت برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، میباشند. یافتهها نشان میدهد که اساتید و مدرسان حوزه آموزش حسابداری برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، باید به شاخصهای مؤثر بر انتخاب روش تدریس مناسب توجه نموده و نقش با اهمیت شاخصهای مذکور را مدنظر قرار دهند؛ و با انتخاب روش تدریسی متناسب، موجب بهبود یادگیری و عملکرد دانشجویان شوند.
طراحی مدل توسعه حرفهای هنرآموزان شاخه فنی وحرفهای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستانها
صفحه 476-511
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429542.1306
حسین حسن خانی، نیلوفر مرتضی نژاد، مریم سامری
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه حرفه ای هنرآموزان شاخه فنیوحرفه ای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستان ها میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعهای و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری شامل 24 نفر از صاحبنظران و معلمان میباشد و به روش نمونهگیری هدفمند وگلوله برفی انتخاب شدند. جامعه مورد مطالعه شامل 1) مبانی نظری تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران؛ 2) برنامهدرسی ملی؛ 3) هدفهای دوره تحصیلی متوسطه و 4) شرح وظایف هنرآموزان دوره فنی و حرفهای میباشد. ابزارهای جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی میباشد. برای تأمین اعتبار یافته ها از معیارهای چهارگانه «اطمینانپذیری»، «باورپذیری»، «تأییدپذیری» و «انتقالپذیری»پژوهش های کیفی استفاده شده است. در تحلیل یافته ها 191 «کد باز» شناسایی شد که با طبقه بندی آنها، مؤلفه های مدل شامل فلسفه و چرایی توسعه حرفهای، رویکرد و جهتگیری، اصول، هدف، سطوح، نقش هنرآموزان، صلاحیتها، فرایندها، موانع و پیامد به عنوان عناصر اصلی مدل شناسایی گردید. از نتایج پژوهش حاضر وزارت آموزش وپرورش می تواند در سیاست گذاریهای مربوط به توانمندسازی هنرآموزان در راستای ارتقاء آموزش کارآفرینی در هنرستانها استفاده نماید و در سطوح ادارات کل، مدیریت نواحی آموزشی و مدارس می توان از توصیه ها و رهنمودهای ارائه شده در الگو بهره گرفت.
