شناسایی مولفههای آموزشی تجاریسازی فناوری دانشگاهها با روش فراترکیب
صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.410994.1232
محمد خراسانی، حسنعلی آقاجانی، عبدالحمید صفایی قادیکلایی، حمیدرضا فلاح لاجیمی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی مؤلفههای آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاهها با روش فراترکیب میباشد. این پژوهش از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تعداد 110 مقاله مستند هستند که طی سه مرحله غربالگری و پالایش به 86 و 30 و در نهایت به 15 مقاله مرتبط با مؤلفههای آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاهها تعدیل شدهاند و به روش فراترکیب مؤلفههای مرتبط با تجاری سازی فناوری دانشگاهها شناسایی شدند. یافتههای تحقیق مبتنی بر 21 مقاله نهایی بررسی شده از 110 مقاله اولیه است که منجر به استخراج 20 مفهوم و کد باز برای تجاری سازی فناوری دانشگاهها و 4 کد محوری شامل: 1- سخت افزار 2- نرم افزار 3- مغزافزار 4- سازمان افزار شده است. در انتهای تحقیق پیشنهاد شده است که مسئولین با شناخت دقیقتر از شرایط زمینه ساز و عوامل کسب موفقیت در تجاری سازی فناوری در دانشگاهها، اقدام به تدوین سیاستها و طراحی برنامههای اجرایی مؤثر نمایند.
عوامل موثر بر طراحی چارچوب داشبورد مدیریت با تاکید بر بر مولفههای بهرهوری منابع انسانی
صفحه 21-38
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.446695.1329
حسن برمکی، فرشاد فائزی رازی، احتشام رشیدی
چکیده هدف این پژوهش عوامل مؤثر بر طراحی چارچوب داشبورد مدیریت با تاکید بر بر مؤلفههای بهره وری منابع انسانی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت پیمایشی مقطعی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران ارشد شرکت مپنا و اعضای هیات علمی مطلع در زمینه تحقیق میباشد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت.. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش دلفی استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که پس از جمع آوری دادهها و انجام مصاحبهها و انجام روش دلفی در مدل نهایی در 4 مؤلفه اصلی، 15 بعد و 53 شاخص احصا شده است. در این میان پویایی گروهی و روحیه تیمی، انگیزههای توفیق طلبی و استعداد سنجی و تکمیل بانکهای استعداد از کارکنان، مستندسازی و استمرار در یادگیری، ایجاد انگیزش و توفیق طلبی در میان کارکنان با میانگین وزنی 4.9 از مهمترین عوامل شناسایی شده میباشند.
ارائه مدل پیشایندهای موثر بر بازیگری اخلاقی- احساسی در آموزش و پرورش
صفحه 39-57
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.461406.1372
عارفه کاظمی ملک محمودی، نگین جباری، کیومرث نیاز آذری
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی پیشایندهای مؤثر بر بازیگری اخلاقی- احساسی در آموزش و پرورش است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و با رویکرد کمی با طرح اکتشافی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری در بخش کمیشامل مدیران آموزش و پرورش استان گلستان و روش نمونه گیری تصادفی طبقهای به تعداد 270 نفر بود. ابزار گردآوری دادههای پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته بوده و تجزیه و تحلیل دادهها از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی در نرم افزارهای SPSS21 و PLS انجام شد. نتایج نشان داد پیشایندهای مؤثر بر بازیگری اخلاقی-احساسی دارای 2 بعد «پیشایندهای فردی و پیشایندهای سازمانی» است. پیشایندهای فردی دارای 3 مؤلفه «دانش و معلومات، ویژگی شخصیتی و انگیزه» و پیشایندهای سازمانی دارای 4 مؤلفه «فرهنگ سازمان، جو اخلاقی سازمان، ساختار سازمان و رهبری و مدیریت» میباشد. با توجه به عوامل مؤثر بر بازیگری اخلاقی-احساسی میتوان شاهد رشد رفتارهای مثبت سازمانی و نهادینه سازی اخلاق مداری در سازمان بود. طبق مدل بدست آمده بین متغیرهای مکنون برونزا پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی با متغیر مکنون درونزا بازیگری احساسی، براساس ضرایب مسیر بارعاملی 680/0 برقرار است، همچنین با توجه به مقدار t-value تأثیر پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی بر بازیگری احساسی معنیدار شده است، لذا بین متغیرهای پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی و بازیگری احساسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که؛ تأثیر پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی بر بازیگری احساسی مثبت و معنادار می باشد.
ارائه مدل نظام جبران خدمات شایسته محور پیشکسوتان در ورزش
صفحه 58-80
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.425487.1278
حسین آئینه چی، محمدرضا اسماعیل زاده قندهاری، حسین پیمانی زاد، حسن فهیم دوین
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل نظام جبران خدمات شایسته محور پیشکسوتان در ورزش میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی-توسعه ای و از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه معاونین وزیر، مدیران کل ستادی وزارت متبوع، روئسای فدراسیونها و دبیران، رؤسا و اعضاء هیت مدیره فدراسیونها، اعضاء رسمی کمیتهها نظیر اعضاء کمیتهها ملی المپیک، پارالمپیک، شورای عالی ورزش و رؤسا، مدیران و معاونین ادارات کل ورزش و جوانان استانها و نظایر آنها به همراه مربیان، داوران و بازیکنان پیشکسوت مطرح در حوزه ورزش به تعداد 3560 نفرمی باشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 250 نفر در نظر گرفته شد و از روش نمونهگیری نمونهگیری طبقهای چندمرحلهای استفاده شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. جهت تأیید مدل نهایی پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که مدل پژوهش، تناسب مناسبی با دادههای جمعآوری شده دارد. همچنین جهت بهبود شاخصهای برازش مدل، از اصطلاحات پیشنهادی منطبق با ادبیات پژوهش استفاده و در نهایت مدل پژوهش تائید شد و مقدار GOF برابر با 62/0 است که، نشان از برازش قوی را مدل دارد.
مدل یابی روابط میان منشور اخلاقی برگرفته از آموزههای اسلامی و عملکرد با متغییر میانجی ادراک کارکنان
صفحه 81-97
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.427667.1285
لیلا جهانتیغ، عباس بابایی نژاد، محسن زاینده رودی، سعید صیادی
چکیده هدف این تحقیق مدل یابی روابط میان منشور اخلاقی برگرفته از آموزههای اسلامی و عملکرد بامتغییر میانجی ادراک کارکنان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان استان سیستان و بلوچستان به تعداد 48011 هزارنفر میباشد که به دلیل حجم بالای نمونه با استفاده از جدول مورگان کرجسی 384 از نفر کارکنان در شهرهای زابل، زاهدان و خاش در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه ادراک برابری سازمانی توسط استرون (1375) میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار AMOS استفاده گردید. نتایج حاصل از تحلیل اکتشافی نقش میانجی ادراک کارکنان در تأثیر منشور اخلاقی برگرفته از آموزههای اسلامی بر عملکرد سازمانی را تأیید کرد. نتایج نشان میدهد که منشور اخلاقی برگرفته از آموزههای اسلامی بر عملکرد سازمانی تأثیر مثبت و معنی دار دارد ( ). است و نقش میانجیگری (جزئی) ادراک کارکنان بر رابطه بین منشور اخلاقی برگرفته از آموزههای اسلامی و عملکرد سازمانی مورد تائید قرار گرفت.
شناسایی مولفههای مؤثر بر بالندگی کارکنان سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
صفحه 98-113
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.437445.1315
نجمه احمدی، کلثوم نامی، نادر قورچیان، پریوش جعفری
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفههای مؤثر بر بالندگی کارکنان سازمان ثبت اسناد و املاک کشور میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از صاحبنظران حوزه بالندگی و بالندگی کارکنان انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند میباشد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش کدگذاری باز و محوری، انجام گرفت. نتایج نشان داد که دو دسته کلی از مولفهها شناسایی شد. بالندگی فردی شامل پیشینه علمی، مسئولیتپذیری، تعهد حرفه ای شناسایی شد و بالندگی سازمانی شامل معیشتی، مدیریتی، برنامه مدون و جامع آموزشی، برنامههای انگیزشی، نظام ارزشیابی و ارتقای شغلی، بهسازی و نوسازی نیروی انسانی و محیط کار، برنامه جامع بروز رسانی و بهبود فرایندهای انجام کار، بهداشت روانی محیط کار شناسایی شد. بر اساس نتایج مصاحبه کیفی عوامل، شاخصها و مدل نهایی تحقیق طراحی گردید. مدل طراحی شده میتواند مبنای تصمیمگیری بهتر و برنامهریزی مدیران جهت اعتلای بالندگی کارکنان باشد.
کاربرد روش تحلیل سلسله مراتب فازی جهت شناسایی عوامل موثر بر توسعه حرفهای نو معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان
صفحه 114-134
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.445522.1327
نادر حبیب زاده، ابراهیم صالحی عمران، سعید غیاثی نوشن
چکیده هدف این پژوهش کاربرد روش تحلیل سلسله مراتب فازی جهت شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه حرفهای نو معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری دادهها از نوع توصیفی - پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان، متخصصان دانشگاهی، اساتید، نخبگان و صاحب نظران علوم تربیتی که مسلط به موضوع پژوهش میباشند و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. اطلاعات و دادههای مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه جمعآوری گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از از دو روش تحلیل عاملی و تکنیک تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) برای رتبه بندی استفاده گردید. نتایج نشان داد: هر یک از عوامل موثرشناسایی شده دارای وزن و اهمیت متفاوتی بودند. عامل اول اکتساب و خلق دانش (A)، عامل دوم سازماندهی دانش (B)، عامل سوم تبادل و اشتراک دانش (C)، عامل چهارم کاربرد دانش (D)، عامل پنجم به روز ماندن (E) و عامل ششم تجربه گرایی و اقدام فکورانه (F)، عامل هفتم تغییر در شیوه انجام کار (G) و عامل هشتم یادگیرنده و یادگیری (H) و عامل نهم دانش محتوا (I) و عامل دهم تمرین آموزشی (J) و عامل یازدهم مسئولیت حرفهای (K) میباشد.
اثر ادراک از برنامه درسی پنهان بر گرایش به کارآفرینی با میانجی گری جهت گیری هدف
صفحه 135-154
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.428493.1289
احمد کریمی دشتکی، محمد باقر اکبرپور زنگلانی
چکیده هدف این تحقیق اثر ادراک از برنامه درسی پنهان بر گرایش به کارآفرینی با میانجی گری جهت گیری هدف میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش گردآوری دادهها توصیفی- همبستگی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز خوی در سال تحصیلی 1402- 1401 به تعداد 2178 نفر میباشد و حجم نمونه آماری از طریق جدول مورگان به تعداد 327 نفر و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقهای انتخاب شد. ابزار گردآوری دادههای پژوهش پرسشنامههای تقوائی و همکاران (2013)، میدلتن و میگلی (1997) و میرزا صفی (2009) میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که ادراک از برنامه درسی پنهان جهتگیری هدف (001/0>p، 61/0 =β) و گرایش به کارآفرینی (043/0>p، 046/0= β) را بطور مثبت و معنیدار پیشبینی میکند. همچنین جهتگیری هدف نیزگرایش به کارآفرینی را (023/0>p، 062/0= β) بطور مثبت و معنیدار پیش بینی کرد. بنابراین فرضیههای پژوهش مبنی بر اثر مستقیم ادراک از برنامه درسی پنهان بر جهت گیری هدف و گرایش به کار آفرینی مورد تأیید واقع شد.
رابطه بین ناهماهنگی شناختی، استدلال علمی و تفکر سیستمی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل با نقش میانجی تفکر انتقادی
صفحه 155-175
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.434843.1310
اکرام کامل ظاهر المحنی، محمد حسنی، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق بررسی رابطه بین ناهماهنگی شناختی، استدلال علمی و تفکر سیستمی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل با نقش میانجی تفکر انتقادی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان رشته فیزیک به تعداد 249 نفر که به علت محدود بودن جامعه آماری، نمونه آماری مساوی با جامعه آماری درنظر گرفته شد، لذا از روش سرشماری استفاده شده است و کلیه دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل بهعنوان نمونه آماری این پژوهش درنظر گرفته شدهاند، تعداد 249 پرسشنامه بین دانشجویان توزیع شد و در نهایت 230 پرسشنامه برگشت داده شد. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از چهار پرسشنامه استاندارد هماهنگی شناختی (هارمون جونز و همکاران، 2007)، تفکر سیستمی (دولانسکی و همکاران، 2020)، استدلال علمی (گولومبیک و همکاران، 2022)، تفکر انتقادی (واتسون و گلاسر، 2002)، و به منظور اندازه گیری پیشرفت تحصیلی از معدل نیمسال دانشجویان استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید متخصصان علوم تربیتی و تحلیل عاملی تاییدی رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین ناهماهنگی شناختی با پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تفکر انتقادی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد، همچنین مشخص شد بین تفکر سیستمی و استدلال علمی با پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تفکر انتقادی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
طراحی الگوی پرورش تابآوری سازمانی براساس مؤلفههای چابکی سازمانی
صفحه 176-195
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455051.1358
حیدر کدیور زینکانلو، غلامعباس شکاری، سعید امام قلی زاده
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی پرورش تابآوری سازمانی براساس مؤلفههای چابکی سازمانی (مطالعه موردی شعب بانک سپه استان خراسان شمالی) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 11 نفر از مدیران بانک سپه استان خراسان شمالی میباشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی و مدل پاردایمی ساخته شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تکنیک داده بنیاد و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان از انواع عوامل علی، پدیده محور، راهبردها، مداخله گر، زمینهای و پیامدها بوده که با توجه به رویکرد تحقیق، مدل تحقیق در سطح ابعاد و مؤلفههای مورد بررسی و اعتبار سنجی در مرحله کیفی انجام پذیرفت. عوامل علی شامل فرهنگ سازمانی منعطف، عوامل محوری شامل پرورش تاب آوری سازمانی براساس مؤلفههای چابکی سازمانی، عوامل راهبردی شامل توسعه استراتژیها، عوامل مداخله گر شامل فرآیند تغییر، عوامل زمینهای شامل بهبود فرآیندها و ارتباطات در سازمان و پیامد شامل چابکی بوده است.
ارائه مدل مدرسه کارآفرین در ایران
صفحه 196-215
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.442288.1320
طیبه شاه رستم بیگ، عصمت مسعودی ندوشن، زهرا طالب
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل مدرسه کارآفرین میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی میباشد. جامعه آماری شامل 102 نفر از خبرگان و متخصصان و اساتید دانشگاههای ایران در حوزه کارآفرینی میباشد و برای نمونه گیری از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمون با نرم افزار SPSS و PLS انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مؤلفههای به دست آمده از بخش کیفی برای مقوله (مدرسه کارآفرین)، دارای 8 بعد و 60 مضمون میباشد. ابعاد عبارتند از: عوامل علی: (1- مدیریت)، راهبردها: (2- راهبردهای یاد دهی - یادگیری)، پیامدها: (3- اهداف)، عوامل زمینهای: (4- ابزار آموزشی، 5- محتوای کارآفرینانه، 6- شرایط زمینهای)، عوامل مداخله گر: (7- ارزشیابی، 8- کیفیت اساتید). همچنین مقدار GOF برابر با 645/0 است که، نشان از برازش قوی را مدل دارد.
ارائه مدل بومی خودرهبری سازمانی با تاکید بر آموزش در سازمانهای غیردولتی
صفحه 216-238
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.454348.1356
سجاد قریشی، عباس عباس پور، مصطفی نیکنامی، مرتضی طاهری
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بومی خود-رهبری سازمانی با تاکید بر آموزش در سازمانهای غیردولتی، با رویکرد نظریه داده بنیاد، در شرکت بیمه معلم انجام گردید. این پژوهش از نوع ترکیبی میباشد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی، به تعداد 32 نفر (7 زن و 25 مرد) خبرگانی هستند که درسال 1402 در شرکت بیمه معلم، دارای تخصّص در زمینه موضوع پژوهش میباشند. در بخش کمّی، جامعه آماری، کارکنان به تعداد 720 نفر میباشند که اندازه نمونه با استفاده از جدول مورگان 251 نفر تعیین گردید. در ادامه با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری، با تعداد 18 نفر از خبرگان شرکت بیمه معلم مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. در بخش کمّی پژوهش، از خروجی حاصل از مراحل سه گانه کدگذاری و مؤلفههای احصاء شده در مقولههای شش گانه الگوی پارادایمی داده بنیاد، پرسشنامهای تدوین شد. برای ارزیابی روایی و پایایی آن از روش اعتبار محتوا استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادههای کمّیِ پرسشنامه، از روش مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد پی آل اس و نرمافزار اسمارت – پی آل اس استفاده گردید. براساس نتایج به دست آمده، مدل بومی خود-رهبری سازمانی احصاء گردید. در خروجی برازش مدل، شاخص CMIN/DF برابر با 515/1 به دست آمد. شاخصهای برازش تطبیقی بیشتر از 90 درصد و شاخصهای اقتصادی نیز بزرگتر از 5/0 احصاء گردیدند. همچنین شاخص RMSEA نیز 043/0 شد که کمتر از 05/0 میباشد. بنابراین مدل ساختاری پژوهش تأیید گردید.
تبیین و طراحی منتورینگ به منظور ارتقای فعالیتهای منابع انسانی در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب
صفحه 239-266
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.402986.1212
علی قاسمی قاسموند، وحید چناری، مهرداد همراهی، سید علی اکبر احمدی
چکیده هدف تحقیق حاضر تبیین و طراحی منتورینگ بهمنظور ارتقای فعالیتهای منابع انسانی در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب میباشد. پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی– کمی) میباشد. در بخش کیفی شناسایی عوامل و زیرساختهای لازم الگو ازطریق مصاحبه با 11 نفر از خبرگان که با استفاده از روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدهاند و جامعه در بخش کمی شامل 105 نفر از کارشناسان و مدیران منابع انسانی شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب میباشد و از روش نمونه گیری تصادفی طبقاتی استفاده گردید. در مرحله کیفی از روش تحلیلتم استفاده شدهاست. جهت بررسی روایی ابزار گردآوری دادههای کیفی از نظرات خبرگان و برای بررسی پایایی یافتههای تحلیل مضمون استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل دادههای کیفی از نرمافزار MAXQDA 10 و در مرحله کمی، تجزیه و تحلیل دادهها از طریق پرسشنامه و معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای (SPSS,SmartPLS) انجام شدهاست. براساس نتایج تحقیق 16 مضمون و در واقع زیرساختهای لازم جهت طراحی الگوی بهدست آمد که عبارتند از: ارتباطات سازمانی، ارزیابی منتورینگ، اعتماد سازمانی، آموزش سازمانی، پیشرفت کارکنان، تعهدسازمانی، توانمندسازی کارکنان، جامعهپذیری کارکنان، ساختارسازمانی، عوامل سازمانی، مدیریت دانش، مدیریت مسیر شغلی، مدیریت منابع انسانی، موانع اجرایی سازمان، نتایج عملکردی سازمان، و ویژگیهای فردی منتور. در نهایت براساس نتایج بهدست آمده الگوی منتورینگ در راستای بهبود فعالیتهای منابع انسانی طراحی گردید.
ارائه مدل استقرار نگهداشت منابع انسانی متخصص در سازمانهای دولتی استان سیستان و بلوچستان
صفحه 267-281
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.472390.1401
مجیدرضا دهمرده، وحید پورشهابی، امین رضا کمالیان، حبیب الله سالارزهی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی شاخصها و عوامل مؤثر در نگهداشت منابع انسانی متخصص در مناطق محروم و کمتر توسعه و رتبه بندی آنها و همچنین ترسیم الگوی نگهداشت با رویکرد بوم شناسانه با محوریت سازمانهای دولتی استان سیستان و بلوچستان میباشد که از هدف کاربردی و از حیث روش اجرا پیمایشی و مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل تعداد 181 نفراز مدیران و کارشناسان متخصص سازمانهای دولتی استان سیستان و بلوچستان بوده که از میان آنها به روش کوکران 123 نفر نمونه انتخاب شدند. دادههای این پژوهش از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری گردید که به منظور ارزیابی روایی پرسشنامه نهایی، از روایی صوری و روایی سازه استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری و نرم افزار Smartpls استفاده شد. نتایج نشان میدهد که در این پژوهش ابعاد نگهداشت منابع انسانی متخصص شامل: عوامل رفتاری، ساختاری، زمینهای و هنجاری/نگرشی و 31 مؤلفه است که براساس خروجی تحلیل معادلات ساختاری و تکنیک تحلیل مسیر، میزان ضریب مسیر عوامل رفتاری 901/0، عوامل ساختاری 886/0، زمینهای 821/0 و هنجاری/نگرشی 840/0 بوده است که درآن عوامل رفتاری بیشترین تأثیر و مؤلفه رضایت شغلی با عدد معنی داری که از آزمون T بدست آمده، برابر 004/24 و ضریب مسیر 901/0 بیشترین سهم و نقش را در نگهداشت منابع انسانی متخصص در سازمانهای دولتی استان سیستان و بلوچستان داشته است.
ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال
صفحه 297-282
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.476904.1413
سید رضا اکرمیان، امین نیک پور، حمید رضا ملائی، محمد جلال کمالی، حجت طالبی
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال با رویکرد داده بنیاد میباشد پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعهای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت دادهها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث مدیریت منابع انسانی دیجیتال میباشد. نمونهبرداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع دادههای مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد. اطلاعات به دست آمده با نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال با رویکرد داده بنیاد, شامل عوامل علی (تکنولوزیکی، محیطی، انسانی و سازمانی)، عوامل زمینهای (بستر دیجیتالی، بستر مدیریتی، بستر فردی)، عوامل مداخله گر (عوامل فرهنگی و ایجاد بسترهای جدید)، راهبردها (سازمانی و مدیریتی) و پیامدها (فردی، فرهنگی و سازمانی) میباشد. که لازم است با توجه به الگوی ذکر شده، ضمن توجه داشتن به چندگانگیها زمینه پیاده سازی وضع مطلوب را فراهم کرد.
طراحی الگوی رهبری امنیت مدار دانشگاه علوم پزشکی مازندران
صفحه 298-313
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.480371.1422
سعید میلادی گرجی، محمدحسن شکی، مجتبی رضایی راد
چکیده هدف طراحی الگوی رهبری امنیت مدار دانشگاه علوم پزشکی مازندران میباشد که از نظر جهتگیری پژوهشی، مطالعهای بنیادین و از نظر روش تحلیل دادهها، آمیخته اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید و خبرگان مطلع در حوزه مدیریت منابع انسانی و اعضاء هیئت علمیدانشگاه علوم پزشکی مازندران میباشد. نمونهبرداری در این پژوهش به صورت در دسترس بود. بر اساس موضوع دادهها و اطلاعات از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد و پس از انجام 8 مصاحبه و رسیدن به حد اشباع نظری، به مصاحبهها پایان داده شد.اطلاعات به دست امده توسط نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داده است که در مدل ارائه شده در خصوص الگوی رهبری امنیت مدار دانشگاه علوم پزشکی مازندران از میان عوامل علی (مولفههای مقبولیت و احترام به ارزشها)، مقوله محوریهایی (فراهم آوردن کاوش از طریق تأکید بر رشد و رسیدگی به وظایف و موقعیتها از طریق یک روش مثبت) شرایط زمینهای (حمایت از کارکنان)، مداخلهگر (توجه نسبت به سیاستهای سازمان) عوامل راهبردی (اعمال نفوذ بر افکار زیر دستان) و پیامدها (ایجاد روحیه و انگیزه در کارمندان) بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
ارائه مدل چابک سازی سازمان به منظور ارتقای بهره وری منابع انسانی
صفحه 314-335
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.474819.1409
آسیه مهمدی، رشید ذوالفقاری، مهسا غلام حسین زاده
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل چابک سازی سازمان به منظور ارتقای بهره وری منابع انسانی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، در بخش کمی کاربردی و در بخش کیفی، بنیادی-اکتشافی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از متخصصان دانشگاهی، اساتید و مدیران ارشد حوزه منابع انسانی و صاحبنظران حوزه رفتار سازمانی و نمونهگیری به روش اشباع نظری و در بخش کمی شامل 2500 نفر از کلیه کارکنان شرکت حفاری شمال که از طریق فرمول کوکران 333 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش کد گذاری و نرم افزار MAXQDAو در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد در مدل 7 مولفه و 52 شاخص وجود دارد. مولفه ها شامل 1-عوامل علی (عوامل انسانی و سازمانی)؛ 2- پدیده محوری (چابکی سازمانی) ؛ 3- راهبردها (راهبرد چابکی) ؛ 4- زمینه و تسهیلگر (محرک های چابکی)؛ 5- موانع (چالشهای مدیریت منابع انسانی) ؛ 6- پیامدها (بهره وری منابع انسانی) می باشد. نتایج در بخش کمی نشان داد عوامل انسانی و سازمانی بر چابکی سازمانی اثر گذاشته و از این طریق سبب ارتقا سطح راهبرد چابکی سازمان و در نتیجه بهره وری کارکنان می گردد. همچنین نتایج نشان داد محرک های چابکی و چالش های موجود در مدیریت منابع انسانی از طریق راهبرد چابکی بر بهره وری اثر گذارند.
ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس
صفحه 336-355
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.453045.1351
حمزه راه پیما، سیداحمد هاشمی، عباس قلتاش
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 450 نفر از کلیهی دبیران دوره متوسطه که در رشته کار و فناوری تدریس می کنند، میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد که دارای 4 بعد، اهداف (جهت دهنده به نظام آموزشی، توجه به نیاز سنجی، توانایی ذهنی یادگیرنده، زمان یادگیری)؛ محتوا (کنجکاوی، یادگیری معنادار، ویژگیهای یادگیرنده، توانایی عملکردی)؛ روش تدریس (روش حل مساله، واحد کار (پروژه)، گروههای کوچک، روش نمایشی) و ارزشیابی (افزایش مهارت، پیشرفت تحصیلی، افزایش مهارت شغلی، مهارت برقراری ارتباط) میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تایید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که با توجه به مقادیر ضرایب استاندارد و ضرایب معناداری تی میتوان گفت که مؤلفه اهداف و محتوا (63/0 =β) در مدل نقش معناداری دارد و مؤلفه روش تدریس و ارزشیابی (22/0=β) بر الگوی برنامه درسی کار و فناوری دوره متوسطه تأثیر معنیدار است تمامی شاخصها در حد بسیار مطلوب می باشند و مدل با دادهها برازش خوبی دارد و بیانگر این است که رابطهی خطی بین متغیرها وجود دارد.
طراحی مدل مدیریت عمومی کارکنان با تاکید بر مدیریت عملکرد
صفحه 356-378
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.477239.1416
مریم نصیری، آمنه فیروزآبادی، سنجر سلاجقه، مهدی محمدباقری
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل مدیریت عمومی کارکنان با تاکید بر مدیریت عملکرد میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت توصیفی-پیمایشی میباشد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل 13 نفر از اساتید و خبرگان مدیریت آموزشی و مدیران آموزش و پرورش و نمونهگیری به روش هدفمند و جامعه آماری در بخش کمی شامل 300 نفر از کلیه کارکنان آموزش و پرورش ناحیه یک کرمان که از طریق فرمول کوکران 187 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش داده بنیاد و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. دادهها در بخش کیفی بوسیله کد گذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند، تعداد 111 کد باز (مفاهیم)، 19 کد محوری (ابعاد و مولفهها) و 6 کدانتخابی (مقولههای اصلی) احصاء شد. یافتههای بخش کیفی نشان داد که مقولههای عمده و هستهای در قالب ابعاد شش گانه شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها به سطح انتزاعی بالاتر ارتقاءداده شد و در نهایت مدل پارادایمی پژوهش ارائه گردید. در بخش کمی نیز مدل مدیریت عمومی مورد تایید قرار گرفت.
تاثیر رهبری استراتژیک و جو سازمانی نوآورانه بر آوای کارکنان با نقش میانجی بلوغ اخلاق کاری
صفحه 379-408
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.472021.1402
جعفر بیک زاد، مریم رزمجو
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رهبری استراتژیک و جو سازمانی نوآورانه بر آوای کارکنان با نقش میانجی بلوغ اخلاق کاری انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی- پیمایشی از نوع علّی میباشد. جامعة آماری پژوهش دربرگیرندة کارکنان دانشگاههای فنیوحرفهای استان آذربایجانغربی به تعداد 156 نفر است که از این تعداد 111 نفر به عنوان نمونة آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش شامل پرسشنامههای استاندارد رهبری استراتژیک (لیر، 2012)، جو سازمانی نوآورانه (سیگل و کایمر، 1987)، آوای کارکنان (زهیر و اردوقان، 2011) و بلوغ اخلاق کاری (گریگوری و همکاران، 1990) میباشد. دادههای پژوهش، با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که رهبری استراتژیک با نقش میانجی بلوغ اخلاق کاری بر آوای کارکنان تأثیر معناداری دارد. همچنین، جو سازمانی نوآورانه با نقش میانجی بلوغ اخلاق کاری بر آوای کارکنان تأثیر معناداری دارد. بر این اساس میتوان چنین نتیجه گرفت که رهبری استراتژیک و جو سازمانی نوآورانه با ایجاد انگیزه و فضای مناسب برای بیان نظرات، به بهبود عملکرد سازمان کمک میکنند. در این میان، بلوغ اخلاق کاری بهعنوان یک میانجی، نقش مهمی در ارتقای این تعاملات دارد و باعث میشود که کارکنان به صورت مؤثرتری در فرآیندهای سازمانی مشارکت کنند.
