تدوین و ارائه چارچوبی برای تحلیل شکاف نظریه-عمل در اقدامات مدیران
صفحه 1-21
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.498772.1464
مرضیه خان زاده، غلامرضا مومنی، سکینه شاهی
چکیده این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی تحلیلی برای شناسایی شکاف میان نظریه و عمل در اقدامات مدیران مدارس متوسطه شهر اهواز انجام شد. پژوهش حاضر از نظر روش، مطالعهی موردیکیفی و از منظر هدف، توسعه ای است. جامعه هدف شامل خبرگان آموزشی، مدیران مدارس متوسطه و مدیران ستادی با تجربه زیسته در قلمرو پژوهش بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها از طریق تحلیل مضمون و در سه سطح مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که شکاف نظریه-عمل در اقدامات مدیران را می توان در قالب یک چارچوب پنج بعدی با بیست مؤلفه تبیین کرد. ابعاد این چارچوب شامل: 1- توسعه سازمانی (مؤلفه های مفهومی، ساختاری، عملکردی)، 2- توسعه سرمایه انسانی (دانش افزایی، انگیزش، توانمندسازی کارکنان، توسعه رفاه)، 3- مهارتهای اساسی مدیریتی (بهبود سازمانی، تفکر سیستمی، سرمایه های مدیریتی، مهارتهای حقوقی، وظایف مدیریت، خلاقیت و نوآوری)، 4- توسعه فردی (خودتنظیمی، کارآمدی، تسهیم دانش، علم و تخصص) و 5- محیط محوری (کنش فناورانه، مدیریت جو و فرهنگ، مدیریت عوامل محیطی) بود. این ابعاد و مؤلفه ها حول مضمون محوری شکاف نظریه-عمل در اقدامات مدیران مدارس سازماندهی شدند. پس از کشف و تبیین ابعاد و مؤلفه های چارچوب، شبکه مضامین به صورت کامل ترسیم، مورد تحلیل و ارائه قرار گرفت. چارچوب نهایی پژوهش با سازماندهی نظام مند مضامین، الگویی جامع برای تحلیل شکاف نظریه-عمل در مدیریت مدارس ارائه نمود.
ارائه نقشه شناختی فازی انواع مهارتهای کوانتومی معلمان با روش FCM
صفحه 22-46
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.529449.1524
زهرا مردانی، نصرالله قشقایی زاده
چکیده چکیده پژوهش حاضر باهدف ارائه نقشه شناختی فازی انواع مهارتهای کوانتومی معلمان انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهشهای اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان مشتمل بر معلمان دوره متوسطه در استان اصفهان هستند که با روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری 26 نفر از آنان انتخابشدهاند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار تائید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه میباشد که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی باز آزمون تائید گردید. دادههای کیفی با روش تحلیل محتوا و بااستفاده از نرم افزار مکسکیودیای و دادههای کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مهارت و توانایی برای عمل به شیوه مسئولانه، قدرت تبدیل احساس، عملکرد و شناخت از حالت درونی به بیرونی، حفظ احساس درونی مثبت بدون توجه به رخدادهای بیرونی و خروج ازحالت محدود و خطی نسبت به دانش آموزان، مهمترین مهارتهای کواتنومی معلمان میباشند.
شناسایی عوامل زمینه ساز و چالش های موجود در انتصاب های غیرمسئولانه و به دور از شایستهسالاری در آموزش و پرورش
صفحه 47-70
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.517484.1504
فریده نصیری، سکینه جعفری
چکیده
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل زمینهساز و چالشهای موجود در انتصابهای غیرمسئولانه و بهدوراز شایستهسالاری در آموزش و پرورش بود. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ چگونگی گردآوری دادهها کیفی بود که با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش، شامل کارکنان بخش منابع انسانی و مدیران میانی آموزش و پرورش شهر سمنان بود که با استفاده از روش غیراحتمالی هدفمند و با تکنیک اشباع نظری در یافتهها تعداد 14 مصاحبه نیمهساختار یافته انجام گرفت. دادهها با نرمافزار MAXQDA.2020 کدگذاری شد و نتیجۀ تحلیل دادهها منجر به شناسایی 47 مضمون پایه و 7 مضمون سازماندهنده در زمینه عوامل زمینهساز انتصابهای غیرمسئولانه و بهدور از شایستهسالاری در آموزش و پرورش گردید که در قالب 4 مضمون فراگیر مدیریت در سایه سیاست؛ تنگناهای تعلق سازمانی؛ تعارض اقتصاد و راهبرد آموزشی؛ و گسلهای بنیادین ساختاری طبقهبندی شد و همچنین 105 مضمون پایه، 9 مضمون سازماندهنده در زمینه چالشهای موجود در انتصابهای غیرمسئولانه و بهدوراز شایستهسالاری در آموزش و پرورش شناسایی شد که در قالب 4 مضمون فراگیر بحرانهای مدیریتی و سازمانی در نظام آموزش و پرورش؛ بحران اجتماعی و فرهنگی در آموزش و پرورش؛ بحران نابرابری در آموزش و پرورش؛ و بحران کیفی در آموزش و پرورش طبقهبندی گردید. با توجه به شناسایی عوامل زمینهساز و چالشهای موجود در انتصابهای غیرمسئولانه و بهدور از شایستهسالاری در آموزش و پرورش در این پژوهش، اجرای راهکارهای ارائه شده در آن میتواند تحقق انتصاب افراد شایسته در آموزش و پرورش را تسهیل کرده و به همراه داشته باشد.
نقش آموزش مبتنی بر پژوهش در بهبود سواد مالی و رفتار مصرفگرایانه دانشآموزان مقطع ابتدایی
صفحه 71-87
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.531885.1534
فاطمه ابوالحسنی طرقی، سید حسن حاتمی نسب
چکیده چکیده
هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش آموزش مبتنی بر پژوهش در بهبود سواد مالی و رفتار مصرفگرایانه دانشآموزان مقطع ابتدایی میباشد. با توجه به تأثیر روشهای مبتنی بر پژوهش در کنترل رفتارهای مصرفی عموماً غیرمنطقی و احساسی، این پژوهش مدعی است داشتن سواد مالی میتواند به اثرگذاری پیامدهای این ادعا کمک نمایند. برای این منظور رویکرد علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات مد نظر قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق دانشآموزان مقطع ابتدایی دوره اول در شهر یزد میباشند که تعداد 111 نفر با سابقه عدم آشنایی با مباحث سواد مالی به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب و پس از گذراندن دوره آشنایی با سواد مالی، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزیابی قرار گرفتند. روابط مورد ادعا در این پژوهش با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری و با نرم افزار SpartPLS4 مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد که از بین چهار بعد سواد مالی، دو بعد مدیریت اعتبار و مدیریت پساندار و سرمایهگذاری اثر معنیداری بر رفتار مصرفی نداشتهاند اما دانش پایه مدیریت و مدیریت ریسک اثر مستقیم و غیرمستقیم قابل قبولی به دنبال داشته است. مدیریت ریسک و دانش پایه، به دانشآموزان کمک میکند تا تصمیمات مالی بهتری اتخاذ کنند و تحت تأثیر عواملی نظیر تبلیغات قرار نگیرند. به این ترتیب، تقویت این ابعاد از سواد مالی میتواند به بهبود رفتار مصرفی دانشآموزان کمک کند.
ارائه مدل فراموشی سازمانی هدفمند در هنرستانهای فنی و حرفهای استان لرستان
صفحه 88-112
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.495093.1459
سعید پاکان، عباس طرهانی
چکیده هدف این تحقیق، ارائه و آزمون یک مدل فراموشی سازمانی هدفمند بهمنظور ارتقای مدیریت دانش در هنرستانهای فنی و حرفهای استان لرستان است. در دنیای پرشتاب و پویای امروزی، انباشت دانش و اطلاعات ناکارآمد میتواند مانعی جدی در مسیر یادگیری سازمانی و تصمیمگیری اثربخش باشد. این پژوهش ارائه و آزمون یک مدل هدفمند فراموشی سازمانی در هنرستانهای فنی و حرفهای استان لرستان را مورد بررسی قرار میدهد. روش تحقیق بهصورت ترکیبی (کیفی و کمی) و از نوع کاربردی و توصیفی بوده است. در بخش کیفی، با بهرهگیری از روش دلفی و تحلیل محتوای دادههای حاصل از مصاحبه با ۳۶ نفر از خبرگان مدیریت آموزشی، شاخصها و مؤلفههای کلیدی مرتبط با فراموشی سازمانی شناسایی و کدگذاری شدند. در ادامه، مدل مفهومی اولیه تدوین گردید. در بخش کمی، دادههای حاصل از پرسشنامه محققساخته که میان ۲۰۰ نفر از مدیران هنرستانها توزیع شده بود، با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزارهای SPSS و Smart PLS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. نتایج این بخش نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بوده و مؤلفههای شناساییشده در تقویت مدیریت دانش، حذف اطلاعات منسوخ و ارتقای عملکرد سازمانی مؤثر هستند. در مجموع، مدل نهایی میتواند بهعنوان الگویی اثربخش برای تسهیل یادگیری سازمانی، بهبود تصمیمگیری و بهروزرسانی دانش در محیطهای آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دورههای مهارت آموزی آموزش و پرورش با رویکرد فراترکیب
صفحه 113-142
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.533055.1543
معصومه سلطان رضوانفر، علی اکبر خسروی بابادی، علیرضا عصاره
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دورههای مهارت آموزی آموزش و پرورش با رویکرد فراترکیب میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است که با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب میباشد. روش فراترکیب با استفاده از گامهای هفتگانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مقالات در پایگاههای معتبر داخلی و خارجی، طی سالهای (1403- 1388) و (2025-2019) میباشد که 40 مقاله بر اساس معیارهای پژوهش انتخاب شدند. عوامل اصلی و فرعی الگو با استفاده از روش تحلیل مضمون استخراج شد. براساس نتایج فراترکیب، عوامل الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دورههای مهارت آموزی آموزش و پرورش شامل 23 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی است که عبارتاند از چابکی، سنجش اثربخشی، آموزش صنعتمحورِ فناورانه با پشتیبانی شغلی، آموزش باکیفیتِ کارآفرینمحور، سیستم آموزشی انعطافپذیر و فناورانه، نظام آموزشی هوشمند. یافتهها حاکی از آن بود که آموزش پودمانی در تحقیقات مختلف بهعنوان یک روش کارآمد مورد توجه قرار گرفته بود و محققان پیشنهاد داده بودند که این رویکرد بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.
واکاوی ابعاد و مولفه های توسعه حرفهای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه
صفحه 143-165
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535652.1551
مهدی شعبانی آزادبنی، سحر محمدی
چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و مؤلفههای توسعه حرفهای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از متخصصان، خبرگان مطلع در حوزه مدیریت آموزشی، کارآفرینی میباشد و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که توسعه حرفهای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه در قالب 6 مقوله اصلی (رهبری و مدیریت سازمانی، توسعه فردی و شغلی، نوآوری و مدریت استراتژیک، مدیریت یادگیری و آموزش، پایداری و تعاملات اجتماعی، نگرش کارآفرینانه)، 27 زیرمقوله (رهبری و مدیریت، پشتیبانی و هدایت، مدیریت منابع و برنامهریزی، سیاستگذاری و تنظیم برنامه، پاسخگویی و انعطافپذیری، توسعه فردی و حرفهای، توسعه مهارتهای دیجیتال، توسعه شغلی و فرصتهای شغلی، توانمندسازی و مشارکت، تفکر استراتژیک و تصمیمگیری، نوآوری و کارآفرینی، ارزیابی و بازخورد، آموزش و یادگیری، مدیریت کلاس و یادگیری متنوع، یادگیری و تحقیق، توسعه پایدار و محیطزیست، گسترش شبکهها و تعاملات، پیشرفت اجتماعی و عاطفی، توسعه فرهنگ و ارتباطات، بعد فردی، بعد فرصتجویی، بعد ریسکپذیری، بعد نوآوری خلاقیت، بعد توانمندیهای مدیریتی، بعد بازارگرایی، بعد ارتباطات و شبکهسازی، بعد انعطافپذیری) و 130 شاخص طراحی شده است.
تحلیل تاثیر الگوهای رفتاری بر عملکرد شغلی معلمان ورزش استان یزد با تاکید بر میانجیگری معیارهای حرفه معلمی
صفحه 166-183
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.546688.1572
اعظم طلابی مزرعه نو
چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل تأثیر الگوهای رفتاری بر عملکرد شغلی معلمان ورزش استان یزد با تاکید بر میانجیگری معیارهای حرفه معلمی میباشد. این تحقیق از نوع همبستگی و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان ورزش استان یزد (N=405) میباشد که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 197 نفر بهصورت نمونهگیری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه الگوهای رفتاری جنکینز و همکاران (Jenkins et al, 1979)، پرسشنامه عملکرد شغلی معلمان (Sari et al, 2025) و پرسشنامه معیارهای حرفهای معلمی (Canuto et al, 2023) میباشد. روایی صوری ابزارها توسط 10 نفر از متخصصان مدیریت ورزشی تأیید شد و پایایی آنها با محاسبه آلفای کرونباخ بهترتیب 0.78، 0.81 و 0.76 به دست آمد که نشاندهنده پایایی مطلوب است. دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد الگوهای رفتاری اثر مثبت و معناداری بر عملکرد شغلی (β=0.42, p<0.001) و معیارهای حرفه معلمی (β=0.48, p<0.001) دارند. همچنین معیارهای حرفه معلمی نقش میانجی معناداری در ارتباط میان الگوهای رفتاری و عملکرد شغلی ایفا کرد (β=0.20, p<0.01). یافتهها بیانگر آن است که بهبود الگوهای رفتاری معلمان از طریق معیارهای حرفه معلمی میتواند به ارتقای عملکرد شغلی منجر شود. بنابراین، توجه به توسعه معیارهای حرفهای و آموزشهای مبتنی بر استانداردهای معلمی، نقشی کلیدی در بهبود کیفیت تدریس و اثربخشی شغلی معلمان ورزش دارد.
طراحی الگویی از پیشایندهای شادکامی سازمانی با رویکرد ترکیبی
صفحه 184-206
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.509176.1486
سعید امامقلی زاده، مرتضی موقر، زهرا کاظمی سراسکانرود
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی از پیشایندهای شادکامی سازمانی با رویکرد ترکیبی میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، یک تحقیق بنیادی و کاربردی و از حیث هدف، یک تحقیق اکتشافی، از نوع تحقیقات ترکیبی میباشد. این پژوهش با استفاده از تحلیل شبکهی کتاب سنجی پیشینه ی تحقیقاتی موجود منتشر شده بین سالهای 1969 تا 2022 و استراتژی فراترکیب انجام گرفته است. مرور جامع 204 مقاله به شناسایی عملکرد کنشگران علمی مانند مناسب ترین نویسندگان و مناسب ترین منابع کمک کرد. علاوه براین، تحلیل هم نویسندگی و همرخدادی با استفاده از نرم افزار VOSviewer، شبکه ی مفهومی و عقلانی را پیشنهاد کرد. در روش فراترکیب ابتدا با تعیین واژه های کلیدی مرتبط با شادکامی، مقالات داخلی و خارجی جمع آوری شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ تناسب، تعداد 72 مقاله از بین 120 مقاله برای بررسی انتخاب شدند. عوامل تشکیل دهنده شادکامی سازمانی و عوامل مؤثر بر شادکامی سازمانی که در این مقالات معرفی شده بودند، استخراج شدند. بر اساس نتایج استحراج شده مهمترین ابعاد تشکیل دهنده شادکامی سازمانی شامل ابعاد فیزیکی، روانی، معنوی و ذهنی است. عوامل مشترک در قالب مقولات دسته بندی شدند و در نهایت الگوی پیشایندهای شادکامی سازمانی ترسیم گردید.
طراحی مدل جانشینپروری مبتنی بر استعداد افراد با رویکرد شایستهسالاری در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان آذربایجان شرقی
صفحه 207-229
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.542590.1566
رضا صدیقی، سلیمان ایران زاده، داود پایدارفرد
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل جانشینپروری مبتنی بر استعداد افراد با رویکرد شایستهسالاری در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان آذربایجان شرقی میباشد. روش تحقیق بهصورت آمیخته اکتشافی انجام گرفت. در بخش کیفی، دادهها از طریق ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان حوزههای منابع انسانی، مدیریت دولتی و توسعه سرمایه انسانی گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک بررسی شد. در بخش کمی نیز دادههای حاصل از ۱۷۷ پرسشنامه تکمیلشده توسط کارکنان و مدیران سازمان، برای آزمون مدل بهکار گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل مضمون استفاده گردید. نتایج تحلیل مضمون نشان داد که جانشینپروری مبتنی بر استعداد دربرگیرنده هشت مقوله اصلی است: تعهد اخلاقی و حرفهای، ساختار و فرآیندهای سازمانی، شایستگیهای حرفهای، شایستگیهای فردی، شایستگیهای مدیریتی، شایستگیهای رهبری، فرهنگ سازمانی و مدیریت استعداد. یافتههای کمی نیز بیانگر آن بود که «تعهد اخلاقی» و «شایستگی فردی» بیشترین اهمیت را داشته و «مدیریت استعداد» کمترین اهمیت را داراست. افزون بر این، نتایج مدلسازی معادلات ساختاری برازش مناسب مدل پیشنهادی را تأیید کرد.در نهایت، مدل طراحیشده میتواند بهعنوان چارچوبی علمی و بومی، زمینهساز ارتقای نظام جانشینپروری در سازمانهای بخش عمومی باشد و با تقویت شایستهسالاری و توسعه استعدادها، به بهبود کارآمدی و پایداری سازمانی منجر شود.
نقش انعطافپذیریروانشناختی و ذهن آگاهی در پیشبینی میزان تحمل آشفتگیهای روانشناختی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی پیام نور اصفهان
صفحه 230-253
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.548697.1576
زهرا عبادی، سید مجتبی حسینی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی نقش انعطاف پذیریروانشناختی و ذهن آگاهی در پیشبینی میزان تحمل آشفتگیهای روانشناختی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی پیام نور اصفهان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی پیام نور اصفهان در سال 1404 که طبق اطلاعات دانشگاه به تعداد 7562 میباشد. نمونه آماری پژوهش مشتمل بر 365 نفر و بر اساس جدول مورگان مشخص و به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این تحقیق، پرسشنامههای اضطراب بک و استیر (۱۹۸۱)، استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983)، افسردگی بک (1966)، انعطافپذیری شناختی دنیس و وندورال (2010) و ذهن آگاهی بائر و همکاران (2006) می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS26 استفاده شد. نتایج نشان داد که انعطافپذیری روانشناختی و ذهنآگاهی قادر به پیشبینی اضطراب میباشند (p<0/05)، به این صورت که سهم انعطافپذیری روانشناختی 16 درصد منفی و سهم ذهنآگاهی 27 درصد منفی میباشد. همچنین نتایج نشان داد که انعطافپذیری روانشناختی و ذهنآگاهی قادر به پیشبینی استرس میباشند(p<0/05) به این صورت که سهم انعطافپذیری روانشناختی 26 درصد منفی و سهم ذهنآگاهی 40 درصد منفی میباشد. همچنین نتایج نشان داد که انعطافپذیری روانشناختی و ذهنآگاهی قادر به پیشبینی افسردگی میباشند(p<0/05)، به این صورت که سهم انعطافپذیری روانشناختی 25 درصد منفی و سهم ذهنآگاهی 28 درصد منفی میباشد.
ارائه الگوی خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان دانشگاه پیام نور
صفحه 254-270
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.526576.1518
عباس عطاپور، علیرضا منظری توکلی، سنجر سلاجقه، زهرا انجم شعاع
چکیده هدفپژوهشحاضر، ارائه الگوی خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان دانشگاه پیام نور با رویکرد داده بنیاد می باشد. پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعهای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت دادهها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان میباشد. نمونهبرداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع دادههای مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد . اطلاعات به دست امده با نرم افزار Nvivo مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان با رویکرد داده بنیاد, شامل عوامل علی(شایستگی های رهبر ، شایستگی های نیروی انسانی ، شایستگی های سازمان و انگیزش عاملان دانشگاهی)، عوامل زمینه ای(ساختار دانشگاه ، جو دانشگاه ، تکنولوژی دانشگاه)، عوامل مداخله گر(شرایط فرهنگی، شرایط اقتصادی ، شرایط اجتماعی و شرایط سیاسی)، راهبردها (تبیین چشم انداز، اهداف و ماموریت، توانمندسازی ، بهینه سازی و تسهیل فرآیندها، ایجاد نظام تضمین کیفیت، ایجاد نظام شایسته سالاری، استقرار نظام پاسخگویی، ایجاد انگیزش و توسعه ارتباطات و تعاملات) و پیامدها(پیامدهای فردی، پیامدهای دانشگاهی) می باشد.
اعتباریابی الگوی اشتیاق شغلی کارکنان
صفحه 271-287
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.544935.1568
محسن کرمی، حسن سلطانی، علی رضا روستا، فرزاد آسایش
چکیده بررسی اعتباریابی الگوی اشتیاق شغلی کارکنان مورد مطالعه شرکت پایانهها و مخازن پتروشیمی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان شرکت پایانهها و مخازن پتروشیمی در شهر عسلویه میباشد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 205 نفر و با روش نمونه گیری ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه محقق ساخته میباشد. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از تحلیل عاملی تاییدی با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL استفاده گردید. یافتهها نشان داد که بعد «اشتیاق شناختی» شامل چهار زیر مقیاس مسیر توسعه حرفهای، درک شناختی، آیندهنگری و تابآوری میباشد. بعد «اشتیاق هیجانی» شامل انگیزش درونی، مثبتنگری، محرکهای اثربخش مالی و محرکهای اثربخش غیرمالی و بعد اشتیاق اشتیاق جسمی-روانی شامل مدیریت فشارهای شغلی، غلبه بر چالشهای فیزیکی محیط کار و تعادل جسمی و ذهنی و بعد اشتیاق اجتماعی شامل تأیید اجتماعی، تعاملات اجتماعی و محیط کار حمایتی و بعد اشتیاق اخلاقی–ارزشی شامل تأیید احساس مسئولیت، اثرگذاری اخلاقی و تمایل به انجام کار معنادار میباشد.
تحلیل مدل بومی آموزشهای ضمن خدمت مبتنی بر نیازسنجی فرهنگی
صفحه 288-305
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.563292.1605
حمید نادری، رزیتا سپهرنیا، محمدرضا کریمی
چکیده این مطالعه با هدف بررسی تحلیل مدل بومی آموزشهای ضمن خدمت مبتنی بر نیازسنجی فرهنگی انجام شد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری در این پژوهش را کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل میدهند که 1489 نفر میباشند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 305 نفر تعیین شدهاند. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگتر از 5/0 باشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که آموزشهای سواد رسانهای نقش کلیدی در آموزش ضمن خدمت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارند. این یافتهها تأکید میکنند که سرمایهگذاری هدفمند و اولویتبندی شده در برنامههای آموزشی، کارآمدی و توان سازمانی را بهطور مؤثری افزایش میدهد.
تحلیل پوسترهای جشنواره فجر بر اساس نظریه AGIL پارسونز: راهکارهایی برای بهبود اثربخشی آموزشی و فرهنگی
صفحه 306-328
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.532395.1538
محمدعلی دانش صدیق، ابوالفضل داودی رکن آبادی، محمدرضا شریف زاده، پژمان دادخواه
چکیده این پژوهش با هدف تحلیل اثربخشی آموزشی فرهنگی پوسترهای جشنواره فجر بر اساس نظریه AGIL پارسونز (سازگاری، دستیابی به هدف، انسجام، حفظ الگوها) انجام شد. روش انجام این پژوهش، مبتنی بر پارادایم پراگماتیسم بوده و از منظر هدف نیز پژوهشی توسعهای است که به صورت تک مقطعی انجام شده است؛ روش این مطالعه از منظر نتیجه، کیفی-کمی بوده به این صورت که استراتژی پژوهش در گام اول تحلیل محتوای کیفی متن مصاحبه باخبرگان در خصوص معیارهای ارزیابی اثربخشی آموزشی فرهنگی پوسترهای جشنواره فجر و در گام دوم غربال سازی فازی بوده و نحوه جمع آوری دادها نیز در گام اول کتابخانهای و در گام دوم میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه بوده است. پوسترهای جشنواره در روش غربال سازی فازی در چهار کارکرد نظریه پارسونز و بر اساس پنج معیار کلیدی یادگیری و دانش افزایی، تغییر نگرش و رفتار، مشارکت و تعامل، رضایتمندی و تأثیر بلندمدت توسط خبرگان ارزیابی شده و نتایج نشان داد که از میان کارکردهای چهارگانه پارسونز، «سازگاری» (جذب مخاطب و تناسب با ذائقه بصری) بیشترین اهمیت را در اثربخشی آموزشی فرهنگی دارد. پس از آن، «دستیابی به هدف» (انتقال پیام آموزشی مشخص) و «حفظ الگو» (تبلیغ ارزشهای سینمای متعهد) قرار میگیرند و «انسجام» (استفاده از نمادهای ملی و مذهبی) با وجود حضور پررنگ در پوسترها، تأثیر متوسطی بر اثربخشی آموزشی فرهنگی دارد. این مطالعه برای هنرمندان، سیاستگذاران فرهنگی و مدیران علاقه مند به ارتقای نقش پوستر به عنوان یک رسانه آموزشی و ابزار انتقال ارزشهای فرهنگی پیشنهاداتی ارائه داده است.
شناسایی و تبیین عوامل حقوقی و اداری موثر بر نگهداشت نیروی انسانی در سازمان با رویکرد آمیخته
صفحه 329-355
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.550968.1584
رسول کرمی مقدم، مهدیه ویشلقی
چکیده چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل حقوقی و اداری مؤثر بر نگهداشت نیروی انسانی در سازمانهای دولتی میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از لحاظ اجرا آمیخته (کیفی-کمی) در رهیافت استقرایی-قیاسی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 14 نفر از اساتید رشتههای مدیریت منابع انسانی و حقوق و نمونه گیری به صورت هدفمند میباشد. جامعه آماری بخش کمی مدیران میانی و ارشد سازمانهای دولتی تهران میباشند که بااستفاده از نمونه گیری غیراحتمالی دردسترس حجم نمونه 38 نفر تعیین شد. برای گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه مقایسه زوجی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از نرم افزار MAXQDA و برای رتبه بندی از دلفی فازی استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نظام عادلانه پرداخت در قوانین، حق ارتقا و ترفیع قانونی، امنیت شغلی مبتنی بر قانون، تعیین حقوق و مزایا براساس جدول مصوب و یکپارچه دولتی، حمایتهای قانونی در شرایط بحرانی و برابری و منع تبعیض قانونی به عنوان مهمترین عوامل حقوقی مطرح شدند که لازم است مدیران سازمان به این عوامل توجه بیشتری داشته باشند. همچنین توسعه حرفهای مستمر، برنامه ریزی مسیرشغلی، استفاده از فناوری برای کاهش بوروکراسیها، مدیریت منابع انسانی داده محور و انعطاف پذیری در ساعات کاری از جمله مهمترین عوامل اداری مؤثر بر نگهداشت نیروی انسانی در سازمان های دولتی می باشند.
الگوی عوامل مؤثر در ارتقای کیفیت فعالیت های تربیتی مدرسه از دیدگاه کارشناسان تربیتی
صفحه 356-382
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.400698.1207
معصومه محمدآبادی، فهیمه کرد فیرزوجائی
چکیده پیشینه و اهداف: فعالیتهای تربیتی در کنار آموزشهای علمی، نقش بسزایی در پرورش نسل آینده و آماده سازی آنها برای زندگی در جامعهای ایدهآل دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و شناسایی عوامل مؤثر در بهبود و ارتقای سطح کیفی فعالیتهای تربیتی مدرسه با نظر سنجی از کارشناسان تربیتی بوده است. روش: با توجه به روش جمعآوری اطلاعات، این پژوهش کیفی و پدیدار شناختی است مشارکت کنندگان در پژوهش شامل معاونین و مربیان پرورشی و کارشناسان در حوزه پرورشی در سال تحصیلی 1404-1403 در استان مازندران بودهاند. در بررسی صحت یافتهها از روش بررسی توسط اعضا استفاده شد. برای تعیین پایایی از روش پایایی بین دو کدگذار (توافق درون موضوعی) استفاده شد.
یافتهها: با توجه به نظر سنجی از مشارکت کنندگان نتایج نشان داد که عوامل مؤثر در ارتقای سطح کیفیت فعالیتهای تربیتی مدرسه شامل 33 نشانگر در شش بعد؛ سازماندهی سیستمی فعالیتهای آموزشی و فعالیتهای پرورشی مدرسه، عوامل درون مدرسهای، عوامل فرا مدرسهای و مدیران ارشد، برون سپاری فعالیتهای تربیتی، توانمند سازی معاونین و مربیان پرورشی، تعامل بین خانه و مدرسه، شناسایی شدهاند.
نتیجه: با توجه به نتایج بدست آمده لازم است که همه دستاندرکاران مدرسه از جمله معلمان و دبیران نیز خود را دخیل در امر فعالیتهای تربیتی مدرسه بدانند و کار خود را پیشبرد صِرف فعالیتهای آموزشی مدرسه نپندارند. همچنین به بهبود کیفیت فعالیتهای پرورشی مدرسه تأکید خاصی گردد، زیرا توجه خاص به کمیتها باعث غفلت از اثربخشی فعالیتها با توجه به رسالت و مأموریت اصلی آموزش و پرورش میگردد. نتایج این پژوهش میتواند برای ارتقای کیفیت عملکرد تربیتی مدارس مؤثر واقع شود.
ارائه الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی
صفحه 383-408
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.565042.1608
حسین چناری، ابراهیم صالحی عمران
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، اساتید حوزه آموزش و مدیران آموزشی در وزارت بهداشت ، درمان و آموزش علوم پزشکی بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت آموزشی و آشنایی کامل در این حوزه انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون(مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر) انجام شد. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. نتایج نشان داد الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی شامل پنج بعد و 22مولفه می باشد که ابعاد آن عبارتند از: آموزشهای مهارتی و بالینی، آموزشهای حرفهای و اخلاقی، آموزشهای مدیریتی و سازمانی، آموزشهای فردی و توسعهای، آموزش مبتنی بر تکنولوژیهای نوین.
ارائه مدلی جهت تجارب زیسته معلمان از فرصتهای آموزشی زیستبوم شاد در دوران پساکرونا
صفحه 409-436
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.512537.1496
مرجانه فرزاد، مسلم چرابین، محمد کریمی، احمد زنده دل
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت تجارب زیسته معلمان از فرصتهای آموزشی زیستبوم شاد در دوران پساکرونا میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت در بخش کیفی پدیدارشناسی و در بخش کمی توصیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی را 15 نفر از خبرگان که شامل معلمان با تجربه بالای 10 سال و تخصص در زمینه مدیریت آموزشی و علوم تربیتی تشکیل دادند که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و جامعه آماری در بخش کمی شامل 890 نفر از کلیه معلمان مدارس آموزش الکترونیکی استان خراسان رضوی که تعداد 268 نفر از طریق فرمول کوکران انتخاب شدند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از کدگذاری و تحلیل مضمون و در بخش کمی از PLS استفاده شد. نتایج پژوهش شامل دوزاده مؤلفه و چهار بعد محوری گسترش موقعیت یادگیری، بسط و اشاعه تربیتی، نقطه تحول و کیفیتبخشی و چرخش نقش معلمان بود. یافتهها نشان داد که بهرهمندی از فرصتهای آموزشی زیست بوم شاد در دوران پساکرونا مستلزم تغییر نگاه معلمان نسبت به آموزش مجازی بوده و نیاز است که سیاستهای منسجم در این خصوص انجام پذیرد. چنانچه رویه موجود در رابطه با زیست بوم شاد تداوم یابد و به فرایند مدیریت آن، کمتوجهی شود؛ موجبات ضایع شدن ظرفیت آموزش مجازی و بازگشت به دوران قبل کرونا خواهد شد. در بخش کمی نتایج نشان داد که تمامی روابط متغیرها معنادار میباشند. همچنین نتایج GOF نشان داد که مدل برازش قوی دارد.
تحلیل مدل پیشایندهای خشنودی از ارتباط سازمانی در کارکنان شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب
صفحه 437-459
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568741.1618
عاطفه محمدحسینی، نسرین ارشدی، کیومرث بشلیده، هلن امبریا
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل مدل پیشایندهای خشنودی از ارتباط سازمانی در کارکنان شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب انجام گرفت. نمونه پژوهش شامل ۳۸۱ نفر از کارکنان رسمی این شرکت بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرها از پرسشنامههای خشنودی از ارتباط سازمانی، رهبری تحولی، عدالت تعاملی ادراکشده، حق اظهارنظر کارکنان و هوش هیجانی استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و به کمک نرمافزارهای SPSS و AMOS ویراست 25 انجام شد. الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود و نتایج پژوهش نشان داد که رهبری تحولی، عدالت تعاملی ادراکشده، حق اظهارنظر کارکنان و هوش هیجانی اثر مثبت و معناداری بر خشنودی از ارتباط سازمانی دارند. همچنین مسیر غیرمستقیم رهبری تحولی از طریق عدالت تعاملی ادراک شده بر خشنودی از ارتباط سازمانی تأیید شد. یافتهها بیانگر آن است که توجه همزمان به سبک رهبری مدیران، رعایت عدالت در تعاملات، فراهم کردن شرایط اظهارنظر کارکنان و تقویت هوش هیجانی کارکنان میتواند به افزایش خشنودی ارتباطی و بهبود کیفیت روابط سازمانی منجر شود. بر این اساس، توصیه میشود مدیران سازمانها در طراحی برنامههای آموزشی و مدیریتی خود، تقویت این متغیرها را در اولویت قرار دهند.
