نقش میانجی مکانیسم کامیابی در کار در تاثیرگذاری ویژگیهای شخصیتی مثبت بر خود رهبری با تاکید بر نقش تعدیلگر شخصیت فعال
صفحه 1-24
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.387966.1168
پیمان اکبری، مرضیه دهقانی زاده، زلیخا فصیح مفرد
چکیده هدف این پژوهش، بررسی نقش میانجی مکانیسم کامیابی در کار در تاثیرگذاری ویژگیهای شخصیتی بر خود رهبری با تاکید بر نقش تعدیلگر شخصیت فعال میباشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی ـ همبستگی است. جامعه آماری (300 نفر) کارکنان کارخانه سپاهان باطری بوده که با روش تصادفی ساده و از طریق فرمول کوکران (169 نفر) انتخاب شدند. از پرسشنامههای اسنایدر و همکاران (1996)، اشریر و کارور (1985) که شامل ویژگیهای شخصیتی مثبت، پرسشنامه گرسیا و همکاران (2012) در خود رهبری، پرسشنامه پورث و همکاران (2012) در مکانیسم کامیابی در کار و همچنین پرسشنامه جانسن و همکاران (2017) در شخصیت فعال، استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامهها حاکی از آن بود که ابزارهای اندازهگیری از روایی (همگرا و واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای کرونباخ)، خوبی برخوردار هستند. نتایج حاصل از آزمون فرضیهها توسط نرمافزار SMART-PLS و با استفاده از آماره آزمون t و ضرایب مسیر (β)، نشان دهنده آن است که ویژگیهای شخصیتی مثبت بر مکانیسم کامیابی در کار و بر خودرهبری تأثیر دارد، مکانیسم کامیابی در کار بر خود رهبری تأثیر دارد، در نهایت نقش میانجی مکانیسم کامیابی در کار و نقش تعدیلگری شخصیت فعال تأیید شدند. با این اوصاف مدیران باید بتواند به منظور افزایش خود رهبری به ویژگیهای شخصیتی مثبت کارکنان توجه کنند. بدین منظور نیز میتوانند از مکانیسم کامیابی در کار به عنوان نقش میانجی در جهت این افزایش بهره جویند. هرچند باید مواظب کاهش سطح شخصیت فعال باشند چرا که منجر به کاهش این نوع رابطه میشود.
طراحی مدل شایستگیهای رهبری دوسوتوان در سیستمهای اجتماعی
صفحه 25-48
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390813.1179
معصومه محترم، زهرا پاکباز
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی شایستگیهای مرتبط با رهبری دوسوتوان در سیستم های اجتماعی بود؛ لازم به ذکر است که پژوهش پیشرو از حیث هدف کاربردی است، رویکرد پژوهش کیفی و روش پژوهش فراترکیب میباشد. برای انجام این پژوهش، مراحل هفتگانه ی سندلوسکی و باروسو (2007) که از جامعیت لازم برخوردار است استفاده گردید. به منظور اطمینان و اعتباربخشی به فرایند جستجو و دستیابی به یافته های پژوهش، تیم متخصص شامل چهار نفر از متخصصان مدیریت آموزشی، اعضای تیم فراترکیب پژوهش را تشکیل دادند. منابع گردآوری دادههای پژوهش، مقاله ها و متون موجود پیرامون رهبری دوسوتوان از سال 2010 تا 2023 بود. یافتههای این پژوهش نشان داد که الگوی شایستگی های رهبری دوستوان شامل 32 مضمون پایه در 9 مضمون سازماندهنده با عناوین: 1. «شایستگی های فردی»؛ 2. «مهارتهای ارتباطی»؛ 3. «مهارتهای حرفه ای ـ مدیریتی»؛ 4. «مهارت مدیریت مشارکتی»؛ 5. «مهارت برنامه ریزی و تفکر استراتژیک»؛ 6. «توانایی راهبری تغییر»؛ 7. «تمایل به دانش افزایی»؛ 8. «مهارت پاسخگویی به محیط در عین توجه به انسجام داخلی»؛ 9. «توانایی اعمال مدیریت اقتضایی» میباشد. لازم به ذکر است، خروجی این کار می تواند به مدیران و برنامه ریزان توسعه ی سازمانی یاری رساند تا با آگاهی از مؤلفه های تأثیرگذار بر شایستگیهای رهبری دوسوتوان، به صورت آگاهانه تری به توسعه توانمندیها و مهارت مدیران در سطوح مختلف سازمانی بپردازند.
شناسایی و اولویت بندی عوامل اثرگذار و اثرپذیر رهبری کوانتومی در حوزه شبکههای اجتماعی
صفحه 49-69
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.396988.1192
روزبه حاجی زاده مجدی، شهرام فتاحی، ایرج رنجبر
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل اثرگذار و اثرپذیر رهبری کوانتومی سازمان صداوسیما در حوزه شبکههای اجتماعی می باشد. روش پژوهش کمی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 15 نفر از خبرگان عرصه رسانه، اساتید علوم سیاسی، اساتید مدیریت رسانه و مدیریت میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس انتخاب و جهت انجام محاسبات از تکنیک دیمتل استفاده شد. مؤلفهها و شاخصهای رهبری کوانتومی از مرحله دلفی شناسایی شده شامل سه بعد مدیریتی و سازمانی، مهارتهای کوانتومی و رهبری کوانتومی که بعد مدیریتی و سازمانی دارای دو مؤلفه (مدیریت کوانتومی، سازمان کوانتومی)، بعد مهارتهای کوانتومی شامل هفت مؤلفه (نگاه کوانتومی، تفکر کوانتومی، احساس کوانتومی، شناخت کوانتومی، عمل کوانتومی، اعتماد کوانتومی، وجود کوانتومی) و رهبری کوانتومی دارای چهار مولفه (رهبری رسانه ای، رهبری رسانه اجتماعی، رهبری تحول در رسانه، رهبری مشارکتی در رسانه) می باشد. برای رهبری کوانتومی سازمان صدا و سیما در حوزه شبکههای اجتماعی، سه بعد و سیزده مؤلفه شناسایی و تائید شد. یافته ها نشان داد مولفه رهبری رسانه اجتماعی که بیشترین مقدار D را دارا میباشد، بیشترین تأثیرگذاری را با سایر شاخصها دارد و نیز مولفه مدیریت کوانتومی که بیشترین مقدار R را برخوردار میباشد؛ بیشترین تأثیرپذیری را بر سایر شاخصها دارد. همچنین مدیریت کوانتومی که بیشترین مقدار D+R را دارا می باشد؛ بیشترین تاثیر پذیری را نسبت به سایر مولفه ها دارد و نیز اعتماد کوانتومی که بیشترین مقدار D-R را دارا می باشد؛ بیشترین تاثیر گذاری را نسبت به سایر مولفه ها دارد.
ارائه الگوی حکمرانی سبز با رویکرد توسعه پایدار(مورد مطالعه: دانشگاه علوم پزشکی کرمان)
صفحه 70-99
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.397241.1199
زهرا روزبه، شیوا مداحیان، امین نیک پور
چکیده تحقیق حاضر به ارائه الگوی حکمرانی سبز با رویکرد توسعه پایدار در نظام سلامت (مورد مطالعه؛ دانشگاه علوم پزشکی کرمان) پرداخته است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع کاربردی و به لحاظ هدف از نوع تحلیلی و از نظر فرآیند جزو تحقیقات کیفی و روش جمعآوری و تحلیل دادهها جزو نظریه داده بنیاد (گرندد تئوری) میباشد. در این پژوهش پس از بررسی مبانی نظری و تحقیقات پیشین، ابتدا اقدام به مصاحبه با 12 نفر از خبرگان و صاحبنظران شده است. سپس تحلیل داده ها و استخراج مقولهها، مفاهیم مرتبط و کدهای معنایی به منظور پاسخ به سؤالات تحقیق توسط نرمافزار مکس کیودا (2020) انجام شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباعنظری ادامه یافت. یافتههای تحقیق نشان داد سه مولفه ی «تولیت متوازن و یکپارچه»، «ارائه خدمات» و «منابعمالی» به عنوان عوامل علی؛ «محیط قانونی»، «محیط سیاسی»، «محیط فرهنگی و اجتماعی» و «فناوری» به عنوان عوامل زمینه ای؛ «سیاستهای دولت» و «مدیریت تغییر» به عنوان عوامل مداخله گر؛ «امور حاکمیت سبز»، «امور قراردادی» و «امور مشارکتی» به عنوان راهبردها و «ایجاد هم راستایی بین اهداف، خطمشیها و ساختار و فرهنگ در بخش سلامت»، «ارتقای سلامت اداری و زیست محیطی» و «پویایی و تطبیق با تغییرات و تحولات در نظام سلامت» به عنوان پیامدها شناسایی شدند.
طراحی الگوی تابآوری در سازمانهای دولتی استان کرمانشاه
صفحه 100-123
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.402648.1211
مختار حیدری، غلامعلی طبرسا، نادر شیخ الاسلامی کندلوسی
چکیده هدف پژوهش طراحی الگویی از تابآوری در سازمانهای دولتی استان کرمانشاه است. روش پژوهش از نوع کیفی – کمی است. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع توسعهای- کاربردی و به لحاظ گردآوری دادهها از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران دولتی است که حداقل 10 سال سابقه فعالیت دارند. بهمنظور نمونهگیری در بخش کیفی از روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی نیز بر اساس تعداد مؤلفههای استخراج شده تعداد نمونه 396 نفر مشخص شد و جهت نمونه گیری از روش خوشهای استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از روش الگوی معادلات ساختاری بوسیله نرم افزار پی آل اس استفاده شد. نتایج حاکی از آن است که عوامل علی شامل؛ عوامل فردی، گروهی و سازمانی است. همچنین بستر محیطی دربرگیرنده؛ نقش دولت، عوامل سیاسی و اقتصادی و بسترهای الکترونیک میباشد. پیامدها نیز بر استمرار و پیشرفت سازمان دلالت می کند. نتایج معادلات ساختاری نیز نشان داد که مدل تابآوری در سازمانهای دولتی از برازش مطلوبی برخوردار است.
واکاوی ابعاد و مؤلفههای فرهنگ سازمانی مبتنی بر متغیرهای هنجاری و فردی در مدیران ستادی آموزش و پرورش استان تهران
صفحه 124-154
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.412540.1238
محمد برمه، محمد نقی ایمانی، سعید علیزاده، بابک نصیری، رضا سورانی
چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و مؤلفههای فرهنگ سازمانی مبتنی بر متغیرهای هنجاری و فردی در مدیران ستادی آموزش و پرورش استان تهران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی – اکتشافی و از نظر ماهیت در زمره تحقیقات داده بنیاد میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 12 نفر از صاحب نظران و خبرگان مطلع و مسلط به موضوع پژوهش در حیطهی مدیریت که پیشینهی معتبر علمی در این زمینه داشته باشند، میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش غیر تصادفی از نوع هدفمند استفاده شد. روش گردآوری دادهها مراجعه به اسناد و مدارک، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه میباشد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرم افزار Atlas ti برای کدگذاری مصاحبهها استفاده شد. نتایج نشان داد که در بعد هنجاری 10 مقوله: عدالت سازمانی، بلوغ کاری، ابهام گریزی، نظارت بیرونی، تصمیم گیری، ارتقا شغلی، مردگرایی یا زن گرایی، تمرکز (فاصله قدرت)، مشتری مداری، بهره وری با 57 شاخص و در بعد فردی نیز 10 مقوله: احساس تعلق، مسئولیت، خلاقیت فردی، ارتباطات، مشارکت پذیری (کارتیمی)، هویت، خودکنترلی، انگیزه، تعارض پذیری، تعامل در 61 شاخص و در 6 دسته که شامل شرایط علی، شرایط ارتباطی، عوامل بستر، عوامل مداخله گر، راهبردها، پیامدها شناسایی گردید.
طراحی الگوی آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران
صفحه 155-178
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.399178.1203
مهیار یاراحمدی، حبیب هنری، میثم شعبانی نیا
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگو آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران است. روش پژوهش به شیوه کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون یا تم بود. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش گلیزر (1992) انجام گرفت. مشارکت کنندگان پژوهش، 14 کارشناسان عضو فدراسیون ورزش دانشآموزی، اساتید بلندپایه دانشگاهی و افراد دارای سمت سازمانی همچون معاونت تربیتبدنی و سلامت وزارت آموزشوپرورش را در بر میگیرد و نمونهگیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. بعد از کدگذاری مرحله به مرحله، تعداد تعداد کل کدهای که به ثبت رسیده است معادل 32 کد، تعداد کل توافقات بین کدها معادل 12 کد میباشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در مرحله کیفی از تحلیل مضمون یا تم استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که طراحی الگو آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران شامل مشکلات برگزاری درس تربیت بدنی در فضای مجازی، نبود نظارت و تمرکز حواس در آموزش مجازی، عدم شکل گیری ارتباط مناسب بین استاد و دانشجویان، پوشش کلاسهای مجازی، مسائل اقتصادی، ضعف تکنولوژی نرم افزای و سخت افزاری، مشکلات اینترنتی و زیر ساختی آن، فواید فناوری اطلاعات در آموزش مجازی، خصوصیات برتر آموزش مجازی، ضعف در برقراری دوستی و ارتباط، شناخت ناکافی از فضا و قابلیتهای آموزش مجازی، مشکلات آموزش مجازی درس تربیت بدنی، ضعف در ارتباطات شبکهای و موانع زیر ساختی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی، مشکلات یادگیری آموزش مجاری، قابلیت های آموزش مجازی و دلایل اهمیت و برتری آموزش مجازی بود
تأثیر آموزش عالی بر توسعه سیاسی؛ مطالعه تطبیقی در ایران و ترکیه
صفحه 179-201
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.395796.1186
مسعود شفیعی چافی، رضا مهدی، مهدی اسدی
چکیده هدف این پژوهش، مطالعه تطبیقی تأثیر آموزش عالی بر توسعه سیاسی در دو کشور ایران و ترکیه در سال 1402-1401 است. این تحقیق از نظر هدف و ماهیت، در رده تحقیقات کاربردی و از منظر روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل متخصصان و صاحبنظران آموزش عالی و توسعه سیاسی است که برای نمونه گیری از این جامعه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. در نهایت، 18 خبره در این پژوهش شرکت و پرسشنامه محققساخته معتبر را تکمیل کردهاند. یافتههای تحقیق نشان داد که در عوامل متعددی نظام آموزش عالی بر توسعه سیاسی در سطح 0.01 تأثیر معنیداری دارد: سیاستگذاری و برنامه ریزی توسعه آموزش عالی، بین المللی شدن آموزش عالی، استفاده از تجارب کشورهای توسعهیافته در مدیریت آموزش عالی، تربیت نیروی متخصص و ارتقای سطح دانش و سواد در جامعه توسط آموزش عالی، تولید دانش در نظام آموزش عالی، تجارتسازی ایده های دانشگاهی در نظام آموزش عالی و ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه، نظام نوآوری در آموزش عالی، نوآوریهای فناورانه، توسعه فناوری آموزشی، استقلال دانشگاه ها، فرهنگ سازی و آموزش شهروندی. همچنین، براساس این پژوهش، برخی از مؤلفههای آموزش عالی مؤثر بر توسعه سیاسی در ترکیه وضع مطلوبتری نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارند: استفاده از تجارب کشورهای توسعهیافته در مدیریت آموزش عالی، تربیت نیروی متخصص و ارتقای سطح دانش و سواد در جامعه توسط آموزش عالی، تولید دانش در نظام آموزش عالی، تجاریسازی ایده های دانشگاهی در نظام آموزش عالی و ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه، نظام نوآوری در آموزش عالی، نوآوریهای فناورانه، توسعه فناوری آموزشی و استقلال دانشگاهها. در این مقاله، چرایی تفاوت مدلهای دو کشور بررسی شده است.
طراحی الگوی تسهیل گری علوم تجربی بر اساس رویکرد معکوس در دوره ابتدایی
صفحه 202-224
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.423556.1266
سهیلا یوسف قنبری، ناهید شفیعی، امیرحسین مهدیزاده
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی تسهیل گری علوم تجربی بر اساس رویکرد معکوس در دوره ابتدایی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی و روش اجرای پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی _کمی) به روش تحلیل مضمون و مدلیابی معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 14 نفر از مشارکت کنندگان بخش مصاحبه (شامل متخصصان حوزه برنامه درسی، متخصصان حوزه علوم تجربی و معلمان با سابقه بالا در مقطع ابتدایی) و مشارکتکنندگان بخش محتوای متون (شامل اسناد منتشر شده در پایگاه های علمی معتبر در 5 ساله اخیر منتهی به زمان تحلیل و تنظیم فصل چهارم (2017 الی 2022 به میلادی) میباشد و روش نمونهگیری در بخش مصاحبه به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی و در بخش متون بصورت هدفمند مبتنی بر هدف پژوهش میباشد. جامعه آماری در بخش کمی، شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی در استان خوزستان با نمونه 193 نفر و با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار بخش کیفی، مصاحبه و بخش کمی، پرسشنامه میباشد. تجزیه و تحلیل بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون روش پیشنهادی آتراید-استرلینگ (2001) و بخش کمی نرم افزار SPSS و Amos میباشد. نتایج نشان داد الگوی تسهیلگری شامل شش مضمون سازمان دهنده: تدریس عینی و تجسمی، فعالیت معلم در روش معکوس، تعامل معلم و دانشآموز، تدریس برای یادگیریآموزی، انگیزه و توانمندی معلم و مشارکت فعال خانوادهها است که در مجموع 31 مضمون پایه دارد. در اعتبارسنجی الگوی طراحی شده هم بررسی مدل ساختاری نشان داد الگوی فوق برازش مطلوب دارد.
تأثیر فرهنگ مدرسه بر از خود بیگانگی تحصیلی با نقش میانجی نیازهای اساسی روانشناختی در میان دانشآموزان دورهی اول متوسطه استان لرستان
صفحه 225-247
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.424346.1276
حسن قلاوندی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل روابط بین فرهنگ مدرسه بر از خود بیگانگی تحصیلی با توجه به نقش میانجی نیازهای اساسی روانشناختی با استفاده از روش توصیفی- همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دورهی اول متوسطه استان لرستان که در مجموع 23223 نفر بود، که 400 نفر نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها سه پرسشنامهی استاندارد، فرهنگ مدرسهی الساندرو و ساد (1997)، نیازهای روانشناختی اساسی لاگواردیا و همکاران (2000) و ازخودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976) بود. دادههای تحقیق پس از جمعآوری با استفاده از نرمافزارهای آماری Lisrel و SPSSتحلیل شدند. نتایح نشان داد، اثر مستقیم فرهنگ مدرسه بر نیازهای روانشناختی اساسی (67/0) میباشد. آماره t این اثر نیز (72/8) میباشد که در سطح 001/0 مثبت و معنیدار است. اثر مستقیم فرهنگ مدرسه بر از خودبیگانگی تحصیلی (27/0-) میباشد. آماره t این اثر نیز (12/3-) میباشد که در سطح 01/0 منفی و معنیدار است. اثر مستقیم نیازهای روانشناختی اساسی بر از خودبیگانگی تحصیلی (47/0-) میباشد. آماره t این اثر نیز (41/4-) میباشد که در سطح 001/0 منفی و معنیدار است. اثر غیر مستقیم فرهنگ مدرسه بر از خودبیگانگی تحصیلی (31/0-) میباشد. آماره t این اثر نیز (20/4-) میباشد که در سطح 001/0 منفی و معنیدارمیباشد. با توجه به اینکه این اثر از طریق نیازهای روانشناختی اساسی بر از خودبیگانگی تحصیلی وارد میشود، در نتیجه نقش واسطهای نیازهای روانشناختی اساسی در ارتباط بین فرهنگ مدرسه و از خودبیگانگی تحصیلی دانشآموزان تأیید میشود.
آموزش کارکنان با استفاده از هوش مصنوعی (ارائه یک مدل سیستمی)
صفحه 248-281
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.422828.1258
وحید پورشهابی
چکیده این پژوهش با هدف ارائه مدل سیستمی آموزش کارکنان با استفاده از هوش مصنوعی انجام شده است. روش تحقیق، ترکیبی از روشهای کیفی و کمّی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان آشنا به موضوع با تعداد نامحدود میباشد و نمونه آماری در این بخش به تعداد ۲۰ نفر با روش گلولهبرفی انتخاب شده است. جامعه آماری در بخش کمّی شامل کلیه متخصصین و کارشناسان مرتبط با موضوع تحقیق به تعداد نامحدود میباشند که ۳۸۴ نفر به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شده است. برای جمعآوری دادههای این پژوهش از پرسشنامههای محقق ساخته استفاده شده که روایی و پایایی آنها به تأیید رسیده است. تجزیه و تحلیل دادهها در این پژوهش در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام گرفت. برای تکمیل فرآیند دلفی در این پژوهش از ضریب کندال به کمک نرمافزار SPSS استفاده شده است. جهت آزمون مدل تحقیق، از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار آماری Smart-PLS استفاده شده و نتایج نشاندهنده برازش مناسب مدل است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ورودیهای مدل شامل ۱- دادههای آموزشی، ۲- اطلاعات شخصی، ۳- نیازهای آموزشی، ۴- بازخورد کاربران، و ۵- دادههای محیط کاری میباشد. فرآیند مدل نیز شامل ۱- تعیین نیازها و هدف، ۲- جمعآوری دادهها، ۳- پیشپردازش دادهها، ۴- آموزش مدل هوش مصنوعی، ۵- ارزیابی و بهبود مدل، ۶- پیادهسازی و استقرار، و ۷- پایش و بروزرسانی میباشد. در نهایت، خروجیهای مدل شامل ۱- بازخورد فردی، ۲- پیشنهادات آموزشی، ۳- پایش و پیگیری، و ۴- پشتیبانی و راهنمایی است.
ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش حسابداری مبتنیبر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان حسابداری در ایران
صفحه 282-304
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.414450.1243
سامان ُمحمدی، طیبه حاتمی، فاطمه باقرآبادی
چکیده هدف از پژوهش حاضر ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش حسابداری مبتنی بر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان است. روش طراحی پژوهش کمی و نوع آن توصیفی- پیمایش میباشد. در راستای انجام این پژوهش، برای جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است که پرسشنامه مذکور توسط عمر اکبال توفیق در سال 2022 طراحی شده است. روایی پرسشنامه براساس روایی محتوایی بااستفاده از نظر صاحب نظران بررسی شده است. همچنین پایایی سازهها از طریق سه روش آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی هر یک از سازهها و بار عاملی هر یک از گویهها مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان رشته حسابداری تشکیل میدهد. جهت توزیع پرسشنامه با توجه به تشابه شرایط محیطی و امکانات؛ دانشگاههای غرب کشور شامل دانشگاه رازی کرمانشاه، ایلام و کردستان مورد بررسی قرارگرفت. از میزان پرسشنامه توزیع شده که به روش نمونه گیری تصادفی توزیع شد؛ در نهایت 92 پاسخ قابل قبول دریافت شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SMART PLS استفاده شده است. این پژوهش میزان پذیرش استفاده از روشهای رایانش ابری در آموزش دورههای حسابداری و اثربخشی آن در فرایند آموزش را توسط دانشجویان دانشگاههای ایران با بکارگیری تأثیر متغیرهای بیرونی، یعنی عوامل انسانی، عوامل اقتصادی و فناوری و عوامل فرهنگی و اجتماعی را بر توسعه آموزش حسابداری ابری و عملکرد تحصیلی دانشجویان مشخص میکند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عوامل انسانی، اقتصادی و فرهنگی تأثیر مثبت معناداری بر توسعه آموزش حسابداری مبتنیبر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان دارند.
طراحی مدل ارزیابی عملکرد منابع انسانی با رویکرد ارزش محور در نظام آموزشی عالی
صفحه 305-328
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.420263.1251
مرتضی عاشورزاده، موسی رضوانی چمن زمین، حمیدرضا رضائی کلیدبری، بدری عباسی
چکیده هدف این تحقیق طراحی مدل ارزیابی عملکرد منابع انسانی با رویکرد ارزش محور در نظام آموزشی عالی در دانشگاه آزاد استان گیلان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و یک تحقیق اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هیات علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان در سال تحصیلی 1401-1402 میباشد. با استفاده از روش تعیین حجم نمونه از فرمول تاباچنیک و فیدل 395 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری خوشهای و در دل خوشهها از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار گردآوری دادههای پرسشنامه محقق ساخته و برگرفته از روش کیفی میباشد. روش تجزیه و تحلیل دادهها در پژوهش حاضر از نرم افزار SPSS و برای معادلات ساختاری از AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که مؤلفه و شاخصهای شناسایی شده بر ارزیابی عملکرد منابع انسانی با رویکرد ارزش محور در نظام آموزش عالی تاثیرگذار است. نتایج بدست آمده از معادلات ساختاری نیز نشان داد که مدل تحقیق از لحاظ تناسب با دادهها مدل مطلوبی میباشد.
ارائه مدل داده بنیاد استقرار حکمرانی هوشمند
صفحه 329-350
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.389884.1174
ﻗﺎﺋﻢ قیروانی، محمد ﻣﻨﺘﻈﺮی، شمس اﻟﺴﺎدات زاﻫﺪی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، ارائه الگوی استقرار حکمرانی هوشمند با استفاده از رویکرد دادهبنیاد است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و به روش نظریه دادهبنیاد در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شده است. بدین منظور دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 15 نفر از خبرگان که شامل اساتید دانشگاهی، کارشناسان متخصص در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در وزارت کشور و مدیران استانداری خراسان جنوبی هستند، جمعآوری گردیده است. نمونهگیری نیز بهصورت نظری و با بهرهمندی از روشهای هدفمند (قضاوتی) و گلوله برفی (زنجیرهای) و بر مبنای اشباع نظری دادهها انجام گرفته است. از تحلیل مصاحبهها 130 کد اولیه، 36 مفهوم و 11 مقوله احصاء گردیده است. «حکمرانی هوشمند» بهعنوان پدیده محوری، در قالب شرایط علّی «درونسازمانی» و «برونسازمانی»، عوامل زمینهای «نیازسنجی و ظرفیتسازی»، عوامل مداخلهگر «درونسازمانی» و «برونسازمانی»، راهبردهای «حاکمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات» و «حاکمیت مدیریت دانش»، و پیامدهای «درونسازمانی» و «برونسازمانی» شکل گرفته است. در این پژوهش با تحلیل مؤلفههای مؤثر، چگونگی استقرار و پیادهسازی حکمرانی هوشمند در کشور از نگاه خبرگان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در وزارت کشور و مدیران استانداری خراسان جنوبی، واکاوی و در قالب الگویی ارائه گردیده است، و درنهایت راهکارهایی بر اساس مقولههای احصاءشده پیشنهاد شده است.
