واکاوی نقش تعدیلکننده مدیریت مشارکتی در رابطه بین مثلث تاریک شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی
صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390158.1175
حسین رحیمی کلور، ایمان قاسمی همدانی، وحیده ابراهیمی خراجو
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلکننده مدیریت مشارکتی در روابط بین تأثیر مثلث تاریک شخصیت بر رفتارشهروندی سازمان با نقش میانجیگری بیادبی در محیط کار انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی – پیمایشی است. با توجه به اعلام آمار سایت دانشگاه محقق اردبیلی، کارکنان این دانشگاه شامل ۴۰۰ نفر هیئت علمی و ۳۹۱ نفر کارکنان مدیریتی بوده که براساس فرمول کوکران ۲۵۹ نفر به عنوان نمونه برآورد گردید که از این کارکنان، حدود ۲۰۰ نفر با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس به گویههای پرسشنامه پاسخ دادند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محققساخته برگرفته از مطالعات جانسون و وبستر (۲۰۱۰)، کورتینا و همکاران (۲۰۱۰)، پوداسکف و همکاران (1990) و وبستر و اسمیت (201۹) بوده است. دادهها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی تجزیه و تحلیل شدند. بررسی نتایج این تحقیق نشان داد که اخلاق تاریک شخصیت به طور مستقیم بر رفتار شهروندی سازمانی و بیادبی در محیط کار، همچنین بیادبی در محیط کار بر رفتارشهروندی سازمانی و نهایتاً مدیریت مشارکتی بر رفتارشهروندی سازمان تأثیر معناداری دارد. و بیادبی در محیط کار رابطه بین اخلاق تاریک شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی را میانجیگری کرده و مدیریت مشارکتی نیز رابطه بین مثلث تاریک شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی را تعدیل میکند.
بررسی تأثیر فرهنگسازمانی سازگار گرا بر رفتارهای ناب مدیران مدارس با میانجی گری رهبری مربی گرایانه
صفحه 24-47
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.381978.1153
فرزانه سلطانقلی، محمدرضا اردلان، سیروس قنبری، افشین افضلی
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر فرهنگسازمانی سازگار گرادر رفتارهای ناب مدیران مدارس با میانجیگری رهبری مربی گرایانه آنان بود. جامعه پژوهش کلیه معلمان دوره ابتدایی استان ایلام که از این جامعه با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران نمونهای به حجم 339 معلم انتخاب شد. روش پژوهش کمی از نوع مطالعات همبستگی و رویکرد مدلسازی معادله ساختاری کوواریانس محور است. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای فرهنگسازمانی سازگار گرا دنیسون (2000)؛ رهبری مربی گرایانه پیلاز زوبوربوهلر و همکاران (2021) و پرسشنامه محقق ساخته رفتارهای ناب مدیران مدارس استفاده شد. پایایی و روایی پرسشنامهها با تکنیکهای آلفای کرانباخ، نسبت روایی محتوایی، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شدند، جهت تحلیل دادهها از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار Lisrel10.30 استفاده شد. نتایج نشان داد فرهنگسازمانی سازگار گرا اثر مثبت معنادار بر رفتارهای ناب مدیران مدارس در سطح 05/0 دارد؛ فرهنگسازمانی سازگار گرا بهواسطه رهبری مربی گرایانه مدیران اثر مثبت معنادار غیرمستقیم بر رفتارهای ناب مدیران در سطح 05/0 دارد؛ همچنین فرهنگسازمانی سازگار گرا و رهبری مربی گرایانه مدیران قادر به تبیین 40 درصد واریانس رفتارهای ناب مدیران مدارس هستند.
واکاوی و رتبه بندی توانایی، جهت شفافیت بودجهریزی مبتنی بر عملکرد در نظام آموزش سلامت کشور
صفحه 48-70
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390889.1180
فریده نوری، عباسعلی حق پرست، رضا ستوده، حبیب پیری
چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی و رتبه بندی توانایی، جهت شفافیت بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد در نظام آموزش سلامت کشور میباشد. با توجه به موضوع تحقیق، نوع تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه می باشدکه پس از تحلیل دلفی و اجماع نظر خبرگان به پرسشنامهای محقق ساخته با توجه به نظرات خبرگان دست پیدا کردیم. جامعه آماری این تحقیق شامل اعضای مطلع در نظام آموزش سلامت کشور، شامل مدیران ارشد و معاونین، مدیرمالی و رؤسای حسابداری، و کارشناسان مالی و بودجه تشکیل داده و افراد نمونه به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب گردیدهاند، لذا روایی محتوایی مدل ومولفه های آن با بهره گیری از نظرات خبرگان حاصل شد و رابطه بین ابعاد و مؤلفههای آن با بهره گیری از نرم افزار تحلیل آماری SPSS، آزمون کلموگروف- اسمیرنوف و برای آزمون سؤالات پژوهش از روشهای پارامتریک شامل آزمون تی تست استفاده شد و به منظور تعیین رتبهبندی شاخصهای مورد تأیید از آزمون فریدمن استفاده گردید و الگوی توانایی عملکرد نظام آموزش سلامت کشور شامل ابعاد توانایی (با مولفههای توانایی ارزیابی عملکرد، توانایی انسانی، توانایی فنی)، ابعاد پذیرش (با مولفههای پذیرش مدیریتی، پذیرش انگیزشی) و صرفه اقتصادی، مورد تأیید قرارگرفت.
شناسایی موانع اجرای بهینه ارزشیابی آموزشی در شرکت ملی گاز ایران: یک مطالعه کیفی
صفحه 71-101
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.383362.1157
امید عشاقی، میترا عزتی، کیوان صالحی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع اجرای بهینه ارزشیابی آموزشی در شرکت ملی گاز ایران و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن انجام شده است. بدین منظور با بهرهگیری از ظرفیت رویکرد پژوهش کیفی و روش گروههای کانونی، به شناسایی موانع پدیده مورد مطالعه پرداخته شد. دادهها با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از نوع ملاکی و مصاحبه کانونی با 4 گروه کانونی (شامل 20 نفر) از بین کارکنان واحد آموزش و تجهیز نیروی انسانی شرکت ملی گاز ایران گردآوری شد و با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل گردید. تحلیل دادهها به شناســایی 138 گزاره مفهومی، 21 مضمون پایه و 5 مضمون اصلی شامل "موانع فردی"، "موانع سازمانی"، "موانع آموزشی"، "موانع مدیریتی" و "موانع محیطی" منتج گردید. با توجه به یافتههای پژوهش، توجه به موانع شناسایی شده به منظور اجرای بهینه فرایند ارزشیابی آموزشی در شرکت ملی گاز ایران ضرورت دارد؛ لذا در پایان راهکارهایی به منظور کاهش تأثیر موانع بر اجرای بهینه فرایند ارزشیابی آموزشی و بهبود آن ارائه شد.
طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد
صفحه 102-124
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.382273.1182
سمیرا مستعلی، علی اکبر خسروی بابادی، کامبیز پوشنه، عباس خورشیدی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد است. شرکت کنندگان پژوهش، شامل متخصصان و خبرگان حوزه مطالعات برنامه درسی و علوم اجتماعی بودند که انتخاب آن ها به صورت هدفمند ، از نوع گلوله برخی انجام گرفت. داده های پژوهش از طریق مطالعه گستره نظری پژوهش و مصاحبه با خبرگان جمع آوری شدند. در مجموع با 12 نفر از خبرگان مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و پژوهشگر در داده ها به اشباع نظری رسید. برای تحلیل داده های به دست آمده از روش تحلیل استراوس کوربین استفاده شد که الگوی مذکور پس از مرحله کدگذاری باز ، محوری و انتخابی به صورت پارادیمی در 5 بعد شرایط علی، شرایط زمینه ای، راهبردها، شرایط مداخلهگر، پیامدها و مشتمل بر 17 مؤلفه ضرورت و نیاز ها، اهداف و مقاصد برنامه، ایدئولوژی حاکم برجامعه، مبانی برنامه ریزی درسی، رویکرد برنامه، مواد و منابع یادگیری، فضا (مکان)، زمان، عوامل سازمانی، مشارکت والدین، یادگیری ضمنی (برنامه غیر رسمی- برنامه درسی پنهان)، محتوا، تجربیات یادگیری، روش های یاددهی- یادگیری ، نقش معلم، ارزشیابی، نتایج برنامه حول مقوله محوری الگو یعنی توسعه فرهنگ عمومی، شکل گرفت و با استفاده از فن دلفی و بارش ذهنی توسط صاحب نظران حوزه برنامه درسی مورد اعتبار سنجی قرار گرفت.
تأثیر مهارتهای مدیریت کوانتومی بر آمادگی به تغییر کارکنان دانشگاه با نقش میانجی چابکی سازمانی
صفحه 125-143
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390174.1176
سمیرا علی صوفی، سمانه سلیمی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مهارتهای مدیریت کوانتومی بر آمادگی به تغییر با نقش میانجی چابکی سازمانی بود که با روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان با تعداد 294 نفر تشکیل دادند که با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان (1971) حجم نمونه 200 نفر محاسبه گردید و روش نمونهگیری تصادفی ساده بود. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای مدیریت کوانتومی عظیمی ثانوی و رضوی (1390)، چابکی سازمانی شریفی و یانگ (2000) و آمادگی برای تغییر دونهام و همکاران (1989) استفاده گردید. روایی محتوایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پرسشنامهها براساس ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 881/0، 887/0 و 753/0 برآورد گردید. دادههای حاصل از پرسشنامهها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزارهای Spss23 و Lisrel8.8 انجام شد. یافتههای به دست آمده از مدل معادلات ساختاری نشان داد که ضریب استاندارد بین مدیریت کوانتوم بر آمادگی به تغییر (19/0)، مدیریت کوانتوم بر چابکی سازمانی (58/0)، همچنین آمادگی تغییر و چابکی سازمانی (64/0) و اثر غیر مستقیم مدیریت کوانتوم بر آمادگی تغییر (47/0) معنی دار بوده است.
شناسایی ابعاد، مولفهها و شاخصهای مدیریت مدرسه محوری بر مبنای ارزشهای اسلامی- ایرانی
صفحه 144-167
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.375433.1143
مسعود تقیانی، معصومه اولادیان، محمود صفری
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد، مولفهها و شاخصهای مدیریت مدرسه محوری بر مبنای ارزشهای اسلامی- ایرانی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 19 نفر از اساتید دانشگاه در سال 1401-1400 و مسئولین با سابقه در آموزش و پرورش میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش غیر تصادفی از نوع هدفمند برای انتخاب مصاحبه شوندهها و بر اساس ملاکهای ورود در پژوهش استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای MAXQDA، انجام گرفت. با توجه به تحلیلی که از روش تحلیل مضمون جهت تعیین ابعاد، مولفهها و شاخصهای مدیریت مدرسه محوری بر مبنای ارزشهای اسلامی- ایرانی به اجرا در آمده است، 3 بعد، 9 مؤلفه و 67 شاخص شناسایی و تأیید شده است. ابعاد مدیریت مدرسه محوری شامل بعد فردی (حالات روحی، ارتباطات، توسعه دانش)، بعد تربیتی (مهارت مدیریتی، جو تربیتی، برنامه غیر رسمی) و بعد مدیریتی (دانش حرفهای مدیریت، نگرش حرفهای، مهارت حرفهای) میباشد. همچنین نتایج نشان داد مدیریت مدرسه محور در تمام شاخصهای عنوان شده در ارزیابی از وضعیت مطلوبی برخوردار بود.
شناسایی عوامل موثر بر تضعیف کارآفرینی در دانش آموختگان دانشگاه های پیام نور استان تهران
صفحه 168-194
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.396987.1191
علیرضا زارع داویجانی، خدیجه خانزادی، عبدالرحیم نوه ابراهیم، نادر سلیمانی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر تضعیف کارآفرینی در دانش اموختگان دانشگاهی دانشگاه های پیام نور استان تهران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی), از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت از نوع تحقیق های اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 11 نفر از خبرگان در حوزه کارآفرینی و اساتید مدیریت و نمونه گیری به صورت هدفمند می باشد. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان سال آخر مشغول به تحصیل 3750 نفر می باشند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر می باشد. از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای (PPS) استفاده شد. ابزارگردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساخت یافته (بعد کیفی) و در بخش کمی پرسشنامه برگرفته از بخش کیفی می باشد. تجزیه و تحلیل در بخش کیفی به صورت تحلیل مضمون و در بخش کمی تحلیل عاملی تائیدی با استفاده از نرم افزار SPSS و PLS می باشد. خروجی پژوهش به ترتیب تاکید بر تقویت چهار متغیر به ترتیب شامل توانمندی های فردی و شخصی و صلاحیتهای دانش آموختگان، تقویت ارکان آموزشی مرتبط با توسعه کارافرینی در دانشگاه، تقویت شرایط حمایتی دولت (تسهیلگری، حمایتی و تشویقی) و در نهایت مداخله گری در محیط های شش گانه موثر بر کارآفرینی دانشگاهی دارد.
تأثیر هوش هیجانی و نیازهای اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان
صفحه 195-222
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.426775.1281
فرحان زینل رزا رزا، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق تأثیر هوش هیجانی و نیازهای اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل دانش آموزان مقطع دبیرستان پایه پنجم ادبی شهرستان نینوی ناحیه بعشیقه به تعداد 500 نفر میباشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 244 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی گلمن (2001)، نیازهای اساسی روانشناختی از گاردیا و همکاران (2000)، اهداف پیشرفت تحصیلی از میدلتون و میدگلی (1998)، خودکارآمدی تحصیلی از موریس (2001)، سازگاری تحصیلی سینها و سینگ (1993) و پیشرفت تحصیلی از صالحی (1394) استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه هوش هیجانی 91/0، نیازهای اساسی روانشناختی 86/0، اهداف پیشرفت تحصیلی 90/0، خودکارآمدی تحصیلی 89/0، سازگاری تحصیلی 84/0، پیشرفت تحصیلی 83/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که هوش هیجانی، نیازهای های اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و غیر مستقیم با نقش میانجی خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت و معنی داری دارد.
اثر نابرابری اقتصادی اجتماعی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی سرمایه فرهنگی
صفحه 195-213
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.344750.1121
سید موسی رئیسی
چکیده هدف از این مطالعه بررسی تأثیر نابرابری اقتصادی–اجتماعی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی سرمایه فرهنگی است. این پژوهش توصیفی–پیمایشی و از نوع کاربردی بوده و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس و نمونهای به حجم 217 نفر به روش تصادفی طبقهای مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جمعآوری اطلاعات به وسیله پرسشنامههایی که روایی آنها توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرمافزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد نابرابری اقتصادی–اجتماعی و سرمایه فرهنگی دانشجویان بر موفقیت تحصیلی آنها تأثیر مثبت و معناداری دارد، همچنین نابرابری اقتصادی–اجتماعی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی سرمایه فرهنگی تأثیر دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که سرمایه فرهنگی میتواند نقش تقویتکننده در کاهش اثرات منفی نابرابری اقتصادی–اجتماعی ایفا کند و توجه به آن در سیاستگذاری آموزشی، ارتقای عدالت تحصیلی و کاهش شکافهای اجتماعی ضروری است. همچنین تقویت توان فرهنگی دانشجویان، راهکاری پایدار برای بهبود موفقیت تحصیلی در شرایط نابرابری است.
