کلیدواژه‌ها = آموزش عالی

واکاوی مؤلفه‌ها و ریشه‌های سازمانی و پیامدهای روانی حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در آموزش عالی

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 90-111

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.551960.1585

جمال سلیمی، علی امینی باغ، پریسا سیمانی

چکیده حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در آموزش عالی، پدیده‌ای پنهان اما اثرگذار است که می‌تواند سرمایه انسانی دانشگاه را تضعیف کرده و کارکردهای علمی و اجتماعی آن را تحت‌الشعاع قرار دهد. از این در پژوهش حاضر به بررسی ریشه‌ها و پیامدهای روانی‌ـ‌سازمانی پدیده حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در آموزش عالی ایران پرداخته شده است. رویکرد تحقیق کیفی و راهبرد پدیدارشناسی تفسیری بکار گرفته شد. مشارکت‌کنندگان تحقیق شامل ۱۸ نفر از استادان و خبرگان دانشگاهی چندین دانشگاه دولتی بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و معیار اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق بود. همچنین داده‌ها با روش کدگذاری استقرائی و با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودا ۲۰۲۰ تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد حاشیه‌گرایی حرفه‌ای در دانشگاه بیش از آنکه ناشی از ناکامی فردی باشد، در ساختارها و فرهنگ نهادی بازتولید می‌شود. ساختارهای مرکزگرای بوروکراتیک، فرهنگ کمیت‌زده و ارزیابی صوری مبتنی بر امتیازمحوری، و نظام عددمحور بی‌اعتنا به اثرگذاری اجتماعی دانش، از مهم‌ترین عوامل سازمانی این پدیده هستند. این شرایط پیامدهایی چون احساس بی‌معنایی، فرسودگی وجودی، انزوای حرفه‌ای، کاهش تعاملات همکارانه، افت اعتمادبه‌نفس، فروپاشی هویت علمی و افول منزلت اجتماعی دانشگاهیان را در پی دارد. در مجموع، حاشیه‌گرایی حرفه‌ای آکادمیک تجربه‌ای ساختاری و زیسته در آموزش عالی ایران است که نیازمند بازاندیشی در ساختارها، فرهنگ دانشگاهی و نظام ارزیابی است.

مدیریت آموزشی

مدلسازی تاثیر توسعه شایستگی جهانی بر شکل گیری شهروندان جهانی در آموزش عالی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 144-164

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.447863.1337

کوثر خواجه داد، کامران باقری مجد

چکیده هدف پژوهش، مدلسازی تاثیر توسعه شایستگی بر شکل‌گیری شهروندان جهانی در سیستم آموزش عالی بوده است. این پژوهش به روش همبستگی در جامعه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان با نمونه 317 نفری بر اساس تصادفی طبقه‌ای اجرا شده است. ابزار پژوهش دو پرسشنامه شهروند جهانی و توسعه شایستگی جهانی بوده است. روایی و پایایی هر دو ابزار مطابق با یافته های تحقیق مناسب گزارش شد. روش تجزیه و تحلیل از طریق نرم افزار لیزرل، مدل معادلات ساختاری بوده است. نتایج نشان داد، توسعه شایستگی جهانی بر مسئولیت اجتماعی، صلاحیت جهانی و مشارکت مدنی جهانی اثر مستقیم دارد از طرفی توسعه شایستگی به بر مشارکت مدنی جهانی از طریق صلاحیت جهانی و مسئولیت اجتماعی اثر غیرمستقیم داشت همچنین صلاحیت جهانی و مسئولیت اجتماعی اثر مستقیم بر مشارکت مدنی جهانی داشته‌اند. می توان گفت ابزراهای کلیدی شهروند جهانی همچون مسئولیت اجتماعی، صلاحیت اجتماعی و مشارکت مدنی تحت تاثیر توسعه شایستگی جهانی در سیستم اموزش عالی می‌باشد به بیان دیگر توسعه دانش، مهارت و نگرش بر شکل گیری شهروندان جهانی نقش ویژه دارد.

مدیریت آموزشی

طراحی مدل ساختاری ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 367-386

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.462999.1382

کیانا کاوه، امینه احمدی، مجتبی معظمی

چکیده هدف پژوهش حاضر مدل ساختاری ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نظر روش اجرا در بخش کیفی، تحلیل دلفی فازی و در بخش کمی پیمایشی مقطعی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی 18 نفر از مدیران، استادان و صاحب‌نظران و نمونه گیری به روش گلوله برفی و هدفمند و در بخش کمی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های سراسری و آزاد، 243 نفر، از حوزه مدیریت آموزشی مشارکت و نمونه گیری به روش طبقه‌ای انتخاب شدند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌ و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش دلفی و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. مطابق یافته‌ها، 9 عامل اصلی شناخته‌شده در مدل ساختاری عبارت است از آمایش آموزش عالی، نیازسنجی شغلی و مهارتی، توسعه مهارت‌های ارتباطی، برنامه‌ریزی آموزشی، ارتقاء فرهنگ سازمانی، عوامل محیطی، ارزیابی مستمر و مداوم، توسعه تفکر راهبردی و بازمهندسی فرآیندها. نتایج آزمون رتبه‌بندی فریدمن نشان داد که بین عوامل مؤثر، بالاترین اولویت مربوط به برنامه‌ریزی آموزشی، توسعه تفکر راهبردی و مهندسی مجدد فرآیندها است. یافته‎ها نشانگراین امر هستند که ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی در ایران، نیازمند بازمهندسی در کلیه ارکان سازمانی از روش‌های اجرایی تا شایستگی‌های فردی و حرفه‌ای مدیران و نیز توسعه مبتنی بر آمایش آموزش عالی است.

مدیریت آموزشی

ارزیابی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 211-230

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.424101.1271

علی اکبر ملایی، محمد اسلم رئیسی

چکیده هدف از تحقیق ارزیابی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک در مؤسسات آموزش عالی تهران بود. روش پژوهش باتوجه‌به هدف آن، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها از نوع توصیفی - پیمایشی است که در آن از ابزار پرسشنامه استفاده گردید. در بخش میدانی از ابزار پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانشجویان مؤسسات آموزش عالی شهر تهران هستند. تعداد کل جامعه آماری پژوهش حاضر 291 نفر هستند. جهت تخمین تعداد نمونه کافی در این پژوهش از فرمول تخمین نمونه کوکران استفاده شد. بنابراین 166 نفر از دانشجویان مؤسسات آموزش عالی شهر تهران به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب خواهند شد. روش نمونه‌گیری در پژوهش حاضر نیز روش نمونه‌گیری تصادفی ساده است. پرسشنامه ارزشیابی اثربخشی دوره آموزشی توسط عباس عرب در سال ۱۳۹۳ دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه سمنان بر اساس مدل ارزشیابی کرک پاتریک ساخته شده است که دارای 29 سؤال  می‌باشد. یافته‌های تحقیق نشان داد که مولفه‌های ارزیابی اثربخشی آموزش شامل واکنش، یادگیری و نتایج قادر به پیش‌بینی اثربخشی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک هستند. بر اساس یافته‌های تحقیق آموزش درس عربی در مؤسسات آموزش عالی شهر تهران از لحاظ مولفه‌های واکنش، یادگیری و نتایج در حد مطلوبی قرار دارد.

مدیریت

طراحی الگوی مدیریت بحران برای مدیران دانشگاه فرهنگیان

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 263-279

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.413031.1240

فریبا عبدی، رسول داودی، نقی کمالی

چکیده هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی مدیریت بحران برای مدیران دانشگاه فرهنگیان می‌باشد. روش تحقیق کیفی و از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران و اعضای هئیت علمی که دارای سابقة فعالیت در مدیریت بحران داشتند       می­باشد که به‌صورت فردی مصاحبه شد و با روش نمونه­گیری نظری (غیر احتمالی) و هدفمند انتخاب شدند و از مصاحبه‏ نیمه ساختاریافته با خبرگان دانشگاهی استفاده گردید. طی سه مرحله کدگذاری داده‌ها، مولفه­ها و الزامات کیفیت مدیریت بحران از طریق تحلیلتم به دست آمد. نتایج نشان داد که مولفه­های مدیریت بحران در دانشگاه فرهنگیان شامل میزان آمادگی برای مقابله با بحران (عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل آموزشی، عوامل اقتصادی)؛ تهیه برنامه مدیریت ریسک (قبل از بحران، حین بحران)؛ ساختار سازمانی، مشارکت سازمانها، ارتباطات سازمان (طرح­های ارتباط داخلی، طرح­های ارتباط خارجی)؛ نظارت مستمر (مانور بحران، سناریوی بحران احتمالی، بررسی و ارزیابی)، رهبری سازمان (­رهبری و مدیریت، فرهنگ سازمانی) و زیرساخت­های دانشگاه می­باشد.