کلیدواژه‌ها = کارآفرینی
مدیریت آموزشی

مدیریت دانش در آموزشهای مرتبط با کسب‌وکار و کارآفرینی در موسسات آموزشی منتخب

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 559-581

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.573757.1623

سید کمال تورنگ

چکیده هدف تحقیق حاضر، مدیریت دانش در آموزش‌های مرتبط با کسب­وکار و کارآفرینی در مؤسسات آموزشی منتخب می­باشد. جامعه آماری شامل 223 دانشگاه از کشورهای مختلف دنیا مستند به مقاله رابینسون و هِینس از دانشگاه بایور، و نمونه آماری شامل 29 مورد از دانشگاه‌های مهم می‌باشد. داده­های مورد نیاز از طریق ابزارهای اسنادومدارک و نیز مصاحبه جمعآوری، و با استفاده از شیوه مطالعات تطبیقی به استخراج عناوین درسی مرتبط در دانشگاه‌های مذکور اقدام و شباهتها و تفاوتهای آنها در 22 و 28 شاخص مقایسه­ای تبیین شدند. آنگاه دوره­های مذکور با استفاده از نظرات خبرگان در سه طبقه شامل گروه دروس مشترک، گروه دروس اختصاصی کارآفرینی شرکتی (مستقل) با 25 عنوان، کارآفرینی درون‌سازمانی با 17 عنوان، کارآفرینی سازمانی با 10 عنوان، و گروه دروس مکمل تقسیم­بندی شدند. نتایج نشان داد که در دانشگاه‌های مورد مطالعه، دروس مرتبط با کارآفرینی مستقل یا همان دروس مرتبط با راه­اندازی کسب­وکارهای جدید و مستقل، بیشتر از سایر دروس مورد تاکید و اهمیت دانشگاه‌ها بوده است و از این منظر دروس مرتبط با کارآفرینی درون­سازمانی و نیز کارآفرینی سازمانی در مراتب بعدی اهمیت و تآکید بوده­اند. با استفاده از نتایج این تحقیق، مدیران و مسئولان می­توانند الگوهایی بومی آموزشهای کارآفرینی و کسب و کار را با توجه به ظرفیت­های محیطی به همراه نگاهی جهانی طراحی نموده، عناوین مناسب درسی را به اقتضاء محیطی که قرار است کارآفرینان از فرصت­ها استفاده یا آنها را خلق کنند، پیشنهاد دهند.

مدیریت آموزشی

طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 274-293

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455239.1361

ارژنگ خشنودی، مسعود امامی نژاد، مژگان محمدی نائینی

چکیده هدف این پژوهش طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی (مورد مطالعه: مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و دارای رویکرد استقرائی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان می‌باشد. حجم نمونه با روش نمونه­گیری، هدفمند انجام شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل مضمون و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان از تأثیر عوامل، منابع آموزشی مناسب، متخصصین و کارآفرینان، تشویق به تفکر خلاقانه و نوآوری، فراهم کردن فرصت‌های عملی، ارزیابی و بازخورد منظم، پرورش مهارت‌های ارتباطی و همکاری، آموزش مدیریت زمان و منابع، توانایی حل مسائل، آموزش مهارت‌های فنی و تخصصی، تشویق به تفکر انتقادی می‌باشد.

مدیریت

اثر ادراک از برنامه درسی پنهان بر گرایش به کارآفرینی با میانجی گری جهت گیری هدف

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 135-154

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.428493.1289

احمد کریمی دشتکی، محمد باقر اکبرپور زنگلانی

چکیده هدف این تحقیق اثر ادراک از برنامه درسی پنهان بر گرایش به کارآفرینی با میانجی گری جهت گیری هدف می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش گردآوری داده‌ها توصیفی- همبستگی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز خوی در سال تحصیلی 1402- 1401 به تعداد 2178 نفر می‌باشد و حجم نمونه آماری از طریق جدول مورگان به تعداد 327 نفر و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌های پژوهش پرسشنامه‌های تقوائی و همکاران (2013)، میدلتن و میگلی (1997) و میرزا صفی (2009) می‌باشد. تجزیه و تحلیل‌ داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که ادراک از برنامه درسی پنهان جهت‌گیری هدف (001/0>p، 61/0 =β) و گرایش به کارآفرینی (043/0>p، 046/0= β) را بطور مثبت و معنی‌دار پیش‌بینی می‌کند. همچنین جهت‌گیری هدف نیزگرایش به کارآفرینی را (023/0>p، 062/0= β) بطور مثبت و معنی‌دار پیش بینی کرد. بنابراین فرضیه‌های پژوهش مبنی بر اثر مستقیم ادراک از برنامه درسی پنهان بر جهت گیری هدف و گرایش به کار آفرینی مورد تأیید واقع شد.

مدیریت منابع انسانی

ارائه مدل عوامل موثر بر تاب‌آوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه فنی و حرفه‌ای استان البرز

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 431-454

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.425579.1295

علی عبدی جمایران، منوچهر نیکنام، حسن رنگریز

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل عوامل مؤثر بر تاب‌آوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه فنی و حرفه‌ای استان البرز می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مشارکت‌کنندگان کارشناسان و اساتید کارآفرینی می‌باشد. نمونه­گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای تجزیه و تحلیل از کدگذاری باز و محوری و انتخابی از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که پدیده‌ محوری‌ تاب‌آوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه دارای‌ چهار‌ بعد‌ محرک‌های محیطی، عوامل توسعه دهنده، بازدارنده‌های محیطی و عوامل محدود کننده است‌.‌ برای‌ افزایش تاب‌آوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه راهبرد‌‌‌ مالی‌‌‌ و‌‌‌ قانونی،‌ راهبرد‌‌‌ عملیاتی،‌ راهبرد‌‌‌ بین‌المللی‌‌‌ و‌‌‌ راهبرد‌‌‌ سیاست‌گذاری‌‌‌ نیاز‌ است‌ که‌ به‌ پیامدهای‌ اقتصادی،‌‌ علمی‌‌‌ و‌‌‌ فرهنگی‌‌‌ در‌‌‌ سطح‌‌‌ کشور‌‌‌ منجر‌ می‌شود‌‌.‌‌‌ زمینه‌های‌‌‌ مالی‌‌‌ و‌‌‌ اقتصادی،‌ پشتیبانی‌‌‌ و‌‌‌ سیاست‌گذاری‌های‌‌‌ مناسب‌‌‌ در‌‌‌ محیط‌‌‌ متغیر‌‌‌ و‌‌‌ فضای‌‌‌ رقابتی‌‌‌ شدید‌‌‌ به‌‌‌ راهبردهای‌‌‌ تاب‌آوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه‌‌‌ کمک‌‌‌ می‌کند‌‌‌ تا‌‌‌ با‌‌‌ شرایط‌‌‌ مناسب‌‌‌ عملیاتی‌‌‌ شود.‌‌‌ در‌‌‌ این‌‌‌ زمینه‌‌‌ و‌‌‌ موانع‌ علمی،‌ انسانی،‌ مدیریتی،‌ قانونی،‌ ساختاری‌‌‌ و‌‌‌ مالی‌ مطرح‌‌‌ است‌ که‌‌‌ با‌‌‌ شناسایی‌‌‌ و‌‌‌ رفع‌‌‌ آن‌ها‌‌‌ می‌توان‌‌‌ به‌‌‌ بهبود‌‌‌ ابعاد‌‌‌ تاب‌آوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه و‌ راهبردهای‌ اساسی کمک‌‌‌ کرد‌‌.

مدیریت منابع انسانی

ارائه مدل جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی با رویکرد دولت کارآفرین

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 159-188

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.431349.1301

عطیه سرایانی، وحید پورشهابی، نورمحمد یعقوبی، .امین رضا کمالیان

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی با رویکرد دولت کارآفرینمی باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمع‌آوری داده‌ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می‎باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه نخبگان و اساتید دانشگاهی و کارشناسان مربوطه در حوزۀ منابع انسانی و دولت کارآفرین در استان سیستان و بلوچستان که تعدادشان در سال 1399 بالغ بر حدود 200 نفر می‌باشند که به روش نمونه‌گیری، به صورت غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش فراترکیب استفاده گردید. استخراج مؤلفه‌ها و شاخصها از بررسی پیشینه و مبانی نظری به دست آمد و سپس برای تحلیل از کدگذاری استفاده شد. طبق تحلیل داده­ها، 545 کد نهایی از طریق کدگذاری باز استخراج و سپس، با استفاده از کدگذاری محوری در قالب 121 مفهوم و 16 مقوله (عوامل زمینه­ای (محیطی)، عوامل ساختاری (سازمانی)، عوامل رفتاری (محتوایی)، جذب منابع انسانی، گزینش منابع انسانی، تشخیص فرصت­های کارآفرینی در بخش دولتی،       بهره­برداری فرصت­های کارآفرینی در بخش دولتی، موانع اجرایی و مدیریتی، موانع سیاسی و قانونی، موانع اقتصادی، موانع فرهنگی و اجتماعی، گزینش ترکیبی با استیلای منابع داخلی در مشاغل تجربه­محور، گزینش ترکیبی با استیلای منابع خارجی در مشاغل دانش­محور، پیامدهای فردی، پیامدهای سازمانی، پیامدهای اجتماعی) دسته­بندی گردید و در نهایت، در مرحلۀ کدگذاری انتخابی، مدل فرآیندی و چندبُعدی برای نخستین بار در سطح سازمانهای دولتی استان سیستان و بلوچستان ارائه گردیده است.

مدیریت آموزشی

طراحی مدل توسعه حرفه‌ای هنرآموزان شاخه فنی وحرفه‌ای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستانها

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 476-511

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429542.1306

حسین حسن خانی، نیلوفر مرتضی نژاد، مریم سامری

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه حرفه ­ای هنرآموزان شاخه فنی­وحرفه­ ای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستان­ ها می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه‌ای و از حیث شیوه اجرا، کیفی می‎باشد. جامعه آماری شامل 24 نفر از صاحبنظران و معلمان می‌باشد و به روش نمونه‌گیری هدفمند وگلوله ­برفی انتخاب شدند. جامعه مورد مطالعه شامل 1) مبانی نظری تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران؛ 2) برنامه­درسی ملی؛ 3) هدف­های دوره تحصیلی متوسطه و 4) شرح وظایف هنرآموزان دوره فنی ­و حرفه­ای می‌باشد. ابزارهای جمع‌آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده‎ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی می‎باشد. برای تأمین اعتبار یافته­ ها از معیارهای چهارگانه «اطمینان‌پذیری»، «باورپذیری»، «تأییدپذیری»­ و­ «انتقال‌پذیری»­پژوهش­ های کیفی استفاده شده است. در تحلیل یافته­ ها 191 «کد باز» شناسایی شد که با طبقه ­بندی آنها، مؤلفه ­های مدل شامل فلسفه و چرایی توسعه حرفه­ای، رویکرد و جهت­گیری، اصول، هدف، سطوح، نقش هنرآموزان، صلاحیت­ها، فرایندها، موانع و پیامد به عنوان عناصر اصلی مدل شناسایی گردید. از نتایج پژوهش حاضر وزارت آموزش­ و­پرورش می­ تواند در سیاست گذاری­های مربوط به توانمندسازی هنرآموزان در راستای ارتقاء آموزش کارآفرینی در هنرستان­ها استفاده نماید و در سطوح ادارات کل، مدیریت نواحی آموزشی و مدارس می­ توان از توصیه ­ها و رهنمودهای ارائه شده در الگو بهره گرفت.