کلیدواژه‌ها = آموزش
مدیریت آموزشی

نقش آموزش و صیانت پیش‌رویدادی اقشار آسیب‌پذیر مبتنی بر حکمرانی امنیت محله‌ محور

دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 465-482

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.318168.1088

حسین شریف پور

چکیده هدف این پژوهش نقش آموزش و صیانت پیش‌رویدادی اقشار آسیب‌پذیر مبتنی بر حکمرانی امنیت محله‌ محور می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با رویکرد داده‌محور (گرند تئوری) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 18 نفر از مشارکت‌کنندگان می باشد که شامل کارشناسان حوزه امنیت اجتماعی و جرم‌شناسی (استادان دانشگاه، پژوهشگران امنیت شهری), کنشگران محلی (اعضای شوراهای اجتماعی محله، معتمدان محلی، فعالان مدنی), مسئولان نهادهای اجرایی و انتظامی مرتبط با امنیت شهری که با استفاده از روش نمونه‌گیری، هدفمند از نوع گلوله‌برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختار یافته با کارشناسان حوزه امنیت اجتماعی، مسئولان محلی، و شهروندان ساکن در مناطق پرریسک می باشد که مصاحبه ها تا اشباع نظری ادامه داشت. برای تحلیل داده‎ از نظریه داده بنیاد استفاده گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که حکمرانی امنیت محله‌محور با سه مؤلفه اصلی «مشارکت چندسطحی»، «مدیریت داده‌محور محله‌ای» و «نهادسازی محلی» قادر است زمینه صیانت فعال، سریع و اثربخش از اقشار آسیب‌پذیر را فراهم آورد. با بهره‌گیری از ساختارهای محله‌محور می توان پیش از وقوع بحران‌ها، از اقشار آسیب‌پذیر حمایت کرد و برای ارتقای تاب‌آوری محله‌ای از طریق سیاست‌گذاری پیش‌رویدادی اقدام نمود.

مدیریت منابع انسانی

ارائه الگوی ارتقاء بهره وری منابع انسانی مبتنی بر مدیریت دانش،آموزش و یادگیری سازمانی برای مدیران و سیاستگذاران بخش عمومی

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 489-514

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.564378.1606

لیلا رضالو، صدیقه طوطیان اصفهانی، علی رئیس پور، رستم درخشان

چکیده چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و اعتبارسنجی الگوی ظرفیت‌سازی سازمانی در راستای ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی انجام شد. رویکرد پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش اجرا آمیخته بود. در مرحله کیفی، با بهره‌گیری از روش نمونه‌گیری هدفمند و تا دستیابی به اشباع نظری، با 19 نفر از خبرگان علمی و اجرایی در حوزه ظرفیت‌سازی سازمانی و بهره‌وری منابع انسانی مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته صورت گرفت. داده‌های حاصل از این مصاحبه‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت و از دل آن‌ها مضامین پایه و سازمان‌دهنده استخراج شد. در مرحله کمی، جامعه آماری شامل تمامی کارکنان شهرداری کرج در سال 1403 بود. نمونه‌گیری به شیوه تصادفی طبقه‌ای انجام شد و ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته بود که بر پایه نتایج مرحله کیفی طراحی شد. برای سنجش اعتبار ابزار از همسانی درونی و برای ارزیابی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. تحلیل داده‌ها نیز در دو سطح توصیفی و استنباطی، از جمله تحلیل عاملی تأییدی، با بهره‌گیری از نرم‌افزار SmartPLS نسخه 3 انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی ظرفیت‌سازی سازمانی برای ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی بر پنج بعد اساسی استوار است: ظرفیت‌سازی فردی، ظرفیت‌سازی فرایندی، ظرفیت‌سازی نهادی، ظرفیت‌سازی فرهنگی و یادگیری سازمانی، و ظرفیت‌سازی حکمرانی. این ابعاد دربرگیرنده مؤلفه‌هایی همچون توسعه دانش و مهارت‌های شغلی، تقویت انگیزش و رضایت شغلی، نوآوری و بهبود مستمر، رهبری مشارکتی، توسعه زیرساخت‌های فناورانه، تأمین مالی پایدار، همکاری‌های بین‌سازمانی، ترویج فرهنگ یادگیری، تقویت ارزش‌های اخلاقی و اعتماد سازمانی، و همچنین انطباق با چارچوب‌های حقوقی و سیاست‌های کلان است. در مجموع، یافته‌ها نشان می‌دهد که به‌کارگیری این الگو می‌تواند زمینه ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی در شهرداری کلان‌شهر کرج را فراهم سازد.

مدیریت آموزشی

مدیریت دانش در آموزشهای مرتبط با کسب‌وکار و کارآفرینی در موسسات آموزشی منتخب

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 559-581

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.573757.1623

سید کمال تورنگ

چکیده هدف تحقیق حاضر، مدیریت دانش در آموزش‌های مرتبط با کسب­وکار و کارآفرینی در مؤسسات آموزشی منتخب می­باشد. جامعه آماری شامل 223 دانشگاه از کشورهای مختلف دنیا مستند به مقاله رابینسون و هِینس از دانشگاه بایور، و نمونه آماری شامل 29 مورد از دانشگاه‌های مهم می‌باشد. داده­های مورد نیاز از طریق ابزارهای اسنادومدارک و نیز مصاحبه جمعآوری، و با استفاده از شیوه مطالعات تطبیقی به استخراج عناوین درسی مرتبط در دانشگاه‌های مذکور اقدام و شباهتها و تفاوتهای آنها در 22 و 28 شاخص مقایسه­ای تبیین شدند. آنگاه دوره­های مذکور با استفاده از نظرات خبرگان در سه طبقه شامل گروه دروس مشترک، گروه دروس اختصاصی کارآفرینی شرکتی (مستقل) با 25 عنوان، کارآفرینی درون‌سازمانی با 17 عنوان، کارآفرینی سازمانی با 10 عنوان، و گروه دروس مکمل تقسیم­بندی شدند. نتایج نشان داد که در دانشگاه‌های مورد مطالعه، دروس مرتبط با کارآفرینی مستقل یا همان دروس مرتبط با راه­اندازی کسب­وکارهای جدید و مستقل، بیشتر از سایر دروس مورد تاکید و اهمیت دانشگاه‌ها بوده است و از این منظر دروس مرتبط با کارآفرینی درون­سازمانی و نیز کارآفرینی سازمانی در مراتب بعدی اهمیت و تآکید بوده­اند. با استفاده از نتایج این تحقیق، مدیران و مسئولان می­توانند الگوهایی بومی آموزشهای کارآفرینی و کسب و کار را با توجه به ظرفیت­های محیطی به همراه نگاهی جهانی طراحی نموده، عناوین مناسب درسی را به اقتضاء محیطی که قرار است کارآفرینان از فرصت­ها استفاده یا آنها را خلق کنند، پیشنهاد دهند.

مدیریت منابع انسانی

مدلسازی آموزش مدیریت منابع انسانی نسل سوم دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 132-158

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.447224.1335

منیر علیمحمدی، محمود رضائی زاده، جلال حقیقت منفرد،

چکیده هدف پژوهش حاضر مدل‌سازی آموزش منابع انسانی نسل سوم دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور می‌باشد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی-توسعه‌ای و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه مشارکت‌کنندگان بخش کیفی شامل مدیران دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور است که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده‌اند. در بخش کمی نیز از دیدگاه 384 نفر از کارشناسان دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور استفاده شد. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه محقق‌ساخته می‌باشد. برای تحلیل مصاحبه‌های تخصصی از روش تحلیل مضمون با نرم‌افزار MaxQDA20 استفاده شد. برای اعتبارسنجی الگو از روش حداقل مربعات جزئی با نرم‌افزار 3Smart PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد حکمرانی، سیاست و قانون‌گذاری، دین و فرهنگ، عوامل امنیتی و دفاعی بر عوامل اجتماعی و اقتصادی تأثیر دارند. عوامل اجتماعی و اقتصادی نیز بر ساختار، آمادگی و زیرساخت، تعاملات و ارتباطات و پژوهش و فناوری تأثیر می‌گذارند. این عوامل نیز بر مدیریت اجرایی اثر می‌گذارد و مدیریت اجرایی بر ویژگی‌های جسمی، صلاحیت‌های علمی، عقلی، روانی، رفتاری، معنوی و اخلاقی تأثیر می‌گذارند. این عوامل نیز بر راهبری و مدیریت آموزشی گذاشته و در نهایت به آموزش منابع انسانی نسل سوم دانشگاه‌های علوم پزشکی منتهی می‌شود.

مدیریت آموزشی

ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 159-186

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.461845.1376

فاطمه محبی نژاد، سهیلا حسین پور، مجید محمدی

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس است. این پژوهش از نوع کیفی است. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی، خبرگان سطوح مدیریتی آموزش و پرورش و مدیران مدارس است. براساس روش نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس، پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع نظری حاصل و مصاحبه متوقف شد. در این پژوهش جهت دستیابی به روایی، از مشاوران و کارشناسان صاحب‌نظر در زمینه مدیریت آموزشی استفاده گردید و برای تعیین پایایی، از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی استفاده شد، بر این اساس روایی و پایایی تأیید شد. روش تجزیه و تحلیل مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تحلیل مضمون بود که با استفاده از نرم‌افزار Maxqda نسخه 20 انجام شد. براساس نتایج مصاحبه‌ها، 25 مضمون در قالب 8 مفهوم مدیریت استراتژیک منابع انسانی (مشارکت کارکنان، توانمندسازی و ...)، سلامت سازمانی (مسئولیت‌پذیری کارکنان و اعتماد سازمانی)، بهسازی سازمانی (آموزش کارکنان، برنامه‌ریزی آموزشی و ...)، مدیریت دانش (اشتراک، انتشار و سازماندهی دانش)، حمایت سازمانی (مدیریت روابط دوستانه، همدلی سازمانی و ...)، مدیریت ارتباطات سازمانی (تقویت مهارت ارتباطی و بهبود تعاملات درون سازمانی) و دوسوتوانی سازمانی (تأکید بر بهره‌وری سازمانی، تقویت خلاقیت و انعطاف‌پذیری سازمانی) شناسایی شد. بر این اساس پیشنهاد می‌شود مدیران مدارس الگوی تدوین شده در این این پژوهش را به عنوان ملاک کار خود به‌منظور بهبود مدیریت خود در مدارس مدنظر قرار دهند.

مدیریت آموزشی

شناسایی مولفه‌های آموزشی تجاری‌سازی فناوری دانشگاه‎ها با روش فراترکیب

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.410994.1232

محمد خراسانی، حسنعلی آقاجانی، عبدالحمید صفایی قادیکلایی، حمیدرضا فلاح لاجیمی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه‌های آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاه‎ها با روش فراترکیب می‌باشد. این پژوهش از نظر نحوه جمع‌آوری داده‌ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می‎باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تعداد 110 مقاله مستند هستند که طی سه مرحله غربالگری و پالایش به 86 و 30 و در نهایت به 15 مقاله مرتبط با مؤلفه‌های آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاهها تعدیل شده­اند و به روش فراترکیب مؤلفه‌های مرتبط با تجاری سازی فناوری دانشگاهها شناسایی شدند. یافته­های تحقیق مبتنی بر 21 مقاله نهایی بررسی شده از 110 مقاله اولیه است که منجر به استخراج 20 مفهوم و کد باز برای تجاری سازی فناوری دانشگاهها و 4 کد محوری شامل: 1- سخت افزار 2- نرم افزار 3- مغزافزار 4- سازمان افزار شده است. در انتهای تحقیق پیشنهاد شده است که مسئولین با شناخت دقیقتر از شرایط زمینه ساز و عوامل کسب موفقیت در تجاری سازی فناوری در دانشگاهها، اقدام به تدوین سیاست‌ها و طراحی برنامه‌های اجرایی مؤثر نمایند.

مدیریت آموزشی

طراحی مدل توسعه حرفه‌ای هنرآموزان شاخه فنی وحرفه‌ای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستانها

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 476-511

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429542.1306

حسین حسن خانی، نیلوفر مرتضی نژاد، مریم سامری

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه حرفه ­ای هنرآموزان شاخه فنی­وحرفه­ ای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستان­ ها می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه‌ای و از حیث شیوه اجرا، کیفی می‎باشد. جامعه آماری شامل 24 نفر از صاحبنظران و معلمان می‌باشد و به روش نمونه‌گیری هدفمند وگلوله ­برفی انتخاب شدند. جامعه مورد مطالعه شامل 1) مبانی نظری تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران؛ 2) برنامه­درسی ملی؛ 3) هدف­های دوره تحصیلی متوسطه و 4) شرح وظایف هنرآموزان دوره فنی ­و حرفه­ای می‌باشد. ابزارهای جمع‌آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده‎ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی می‎باشد. برای تأمین اعتبار یافته­ ها از معیارهای چهارگانه «اطمینان‌پذیری»، «باورپذیری»، «تأییدپذیری»­ و­ «انتقال‌پذیری»­پژوهش­ های کیفی استفاده شده است. در تحلیل یافته­ ها 191 «کد باز» شناسایی شد که با طبقه ­بندی آنها، مؤلفه ­های مدل شامل فلسفه و چرایی توسعه حرفه­ای، رویکرد و جهت­گیری، اصول، هدف، سطوح، نقش هنرآموزان، صلاحیت­ها، فرایندها، موانع و پیامد به عنوان عناصر اصلی مدل شناسایی گردید. از نتایج پژوهش حاضر وزارت آموزش­ و­پرورش می­ تواند در سیاست گذاری­های مربوط به توانمندسازی هنرآموزان در راستای ارتقاء آموزش کارآفرینی در هنرستان­ها استفاده نماید و در سطوح ادارات کل، مدیریت نواحی آموزشی و مدارس می­ توان از توصیه ­ها و رهنمودهای ارائه شده در الگو بهره گرفت.

مدیریت آموزشی

تأثیر آموزش مبتنی بر موک بر عملکرد کارکنان شهرداری تهران

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 123-140

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.396994.1195

سحر عقبائی، مریم گل بابایی، محمدرضا شاه آبادی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر موک بر عملکرد کارکنان شهرداری تهران می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش, پیمایشی-مقطعی می‌باشد. جامعه آماری شامل کارکنان در واحدهای صف و ستاد شهرداری تهران به تعداد 70 نفر بودند که در مجموع با استفاده از جدول مورگان، با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، تعداد 60 نفر از کارکنان سه واحد (اداره کل رفاه و امور ایثارگران، مرکز نوسازی و تحول اداری شهرداری تهران و مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران) از حوزه معاونت برنامه‎ریزی شهرداری شناسایی و انتخاب شدند. روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی    می‌باشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر پرسشنامه ساخته محقق و پرسشنامه استاندارد عملکرد کارکنان (استیفن، ۲۰۰۵) می باشد. جهت تأیید مدل نهایی پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار  SPSS و PLS استفاده شد. مولفه­های تشکیل دهنده الگوی آموزش موک شامل، اهداف، تعیین مخاطب، نیازسنجی، امکان‌سنجی، انتخاب عنوان، نوع عنوان، انتخاب پلت فرم، محتوا، پشتیبانی، بستر تعاملی، درگیرسازی مخاطب، راهبرد ارزشیابی بودند و یافته‌های پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر موک بر عملکرد کارکنان شهرداری تاثیر مثبت و معناداری دارد و نشان داد که برازش کلی مدل مناسب می‌باشد.