کلیدواژه‌ها = توسعه حرفه‌ای
مدیریت آموزشی

واکاوی ابعاد و مولفه های توسعه حرفه‌ای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 143-165

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535652.1551

مهدی شعبانی آزادبنی، سحر محمدی

چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های توسعه حرفه‌ای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون می‎باشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از متخصصان، خبرگان مطلع در حوزه مدیریت آموزشی، کارآفرینی می‌باشد و به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده‎ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که توسعه حرفه‌ای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه در قالب 6 مقوله اصلی (رهبری و مدیریت سازمانی، توسعه فردی و شغلی، نوآوری و مدریت استراتژیک، مدیریت یادگیری و آموزش، پایداری و تعاملات اجتماعی، نگرش کارآفرینانه)، 27 زیرمقوله (رهبری و مدیریت، پشتیبانی و هدایت، مدیریت منابع و برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری و تنظیم برنامه، پاسخ‌گویی و انعطاف‌پذیری، توسعه فردی و حرفه‌ای، توسعه مهارت‌های دیجیتال، توسعه شغلی و فرصت‌های شغلی، توانمندسازی و مشارکت، تفکر استراتژیک و تصمیم‌گیری، نوآوری و کارآفرینی، ارزیابی و بازخورد، آموزش و یادگیری، مدیریت کلاس و یادگیری متنوع، یادگیری و تحقیق، توسعه پایدار و محیط‌زیست، گسترش شبکه‌ها و تعاملات، پیشرفت اجتماعی و عاطفی، توسعه فرهنگ و ارتباطات، بعد فردی، بعد فرصت‌جویی، بعد ریسک‌پذیری، بعد نوآوری خلاقیت، بعد توانمندی‌های مدیریتی، بعد بازارگرایی، بعد ارتباطات و شبکه‌سازی، بعد انعطاف‌پذیری) و 130 شاخص طراحی شده است.

مدیریت منابع انسانی

الگوی مدیریت سبز منابع انسانی در راستای توسعه حرفه‌ای سازمانی مبتنی بر برنامه درسی محیط کار

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 181-207

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.467660.1395

حسین مومنی مهموئی

چکیده چکیده

هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت سبز منابع انسانی در راستای توسعه حرفه‌ای سازمانی مبتنی بر برنامه‌درسی محیط کار است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده‌ بنیاد انجام گرفت. جامعه‌ی آماری شامل کلیه کارگزاران اصلی دخیل در مدیریت منابع انسانی آموزش و پرورش، معلمان و متخصصان موضوعی (اساتید دانشگاه) بودند که از طریق نمونه‌گیری هدفمند از نوع ملاک ‌محور انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌ی نیمه‌ساختار‌یافته با در پژوهش شامل 10 نفر از معلمان، 8 نفر از کارشناسان آموزش و توسعه منابع انسانی آموزش و پرورش شهر مشهد، 8 نفر از اساتید دانشگاه جمع‌آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد همچنین برای کدگذاری داده‌ها از نرم افزار MAXQDa10 استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان‌دهنده‌ی سی مفهوم محوری و یازده مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل مدیریت مشارکتی تحول‌محور به عنوان مقوله‌ی محوری و شرایط علی (مشتمل بر مؤلفه‌های فرهنگ‌سازمانی، بومی‌سازی، کارراهه شغلی سبز و تعاملات)، عوامل زمینه‌ای (مشتمل بر مؤلفه‌هایی چون مبتنی بر برنامه‌درسی محیط کار، ارتقاء سواد اکولوژیک سازمانی، تضمین کیفیت سازمانی و عوامل ساختاری)، عوامل تسهیل‌کننده (مشتمل بر مؤلفه‌هایی چون نظارت سبز، انگیزه-سازی سازمانی و برنامه‌ریزی استراتژیک سبز در سازمان) و عوامل محدودکننده (مشتمل بر مؤلفه‌هایی چون چالش‌های ساختاری، چالش‌های آموزشی-مدیریتی و چالش‌های فرهنگی) مورد سازمان‌دهی قرار گرفت.

مدیریت آموزشی

کاربرد روش تحلیل سلسله مراتب فازی جهت شناسایی عوامل موثر بر توسعه حرفه‌ای نو معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 114-134

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.445522.1327

نادر حبیب زاده، ابراهیم صالحی عمران، سعید غیاثی نوشن

چکیده هدف این پژوهش کاربرد روش تحلیل سلسله مراتب فازی جهت شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه حرفه‌ای نو معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان می‌باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و بر اساس نحوه‌ گردآوری داده‌ها از نوع توصیفی - پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان، متخصصان دانشگاهی، اساتید، نخبگان و صاحب نظران علوم تربیتی که مسلط ‌به‌ موضوع‌ پژوهش می‌باشند و نمونه‌گیری به صورت هدفمند انجام شد. اطلاعات و داده‎های مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه جمع‎آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از از دو روش تحلیل عاملی و تکنیک تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) برای رتبه بندی استفاده گردید. نتایج نشان داد: هر یک از عوامل موثرشناسایی شده دارای وزن و اهمیت متفاوتی بودند. ‌عامل ‌اول اکتساب و خلق دانش (A)،‌ عامل ‌دوم‌ سازماندهی دانش (B)،‌ عامل ‌سوم تبادل و اشتراک دانش (C)، عامل چهارم کاربرد دانش (D)، ‌عامل‌ پنجم به روز ماندن (E) و ‌عامل‌ ششم‌ تجربه گرایی و اقدام فکورانه (F)، عامل هفتم تغییر در شیوه انجام کار (G) و عامل هشتم یادگیرنده و یادگیری (H) و عامل نهم دانش محتوا (I) و عامل دهم تمرین آموزشی (J) و عامل یازدهم مسئولیت حرفه‌ای (K) می‌باشد.

مدیریت آموزشی

طراحی مدل توسعه حرفه‌ای هنرآموزان شاخه فنی وحرفه‌ای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستانها

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 476-511

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429542.1306

حسین حسن خانی، نیلوفر مرتضی نژاد، مریم سامری

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه حرفه ­ای هنرآموزان شاخه فنی­وحرفه­ ای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستان­ ها می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه‌ای و از حیث شیوه اجرا، کیفی می‎باشد. جامعه آماری شامل 24 نفر از صاحبنظران و معلمان می‌باشد و به روش نمونه‌گیری هدفمند وگلوله ­برفی انتخاب شدند. جامعه مورد مطالعه شامل 1) مبانی نظری تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران؛ 2) برنامه­درسی ملی؛ 3) هدف­های دوره تحصیلی متوسطه و 4) شرح وظایف هنرآموزان دوره فنی ­و حرفه­ای می‌باشد. ابزارهای جمع‌آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده‎ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی می‎باشد. برای تأمین اعتبار یافته­ ها از معیارهای چهارگانه «اطمینان‌پذیری»، «باورپذیری»، «تأییدپذیری»­ و­ «انتقال‌پذیری»­پژوهش­ های کیفی استفاده شده است. در تحلیل یافته­ ها 191 «کد باز» شناسایی شد که با طبقه ­بندی آنها، مؤلفه ­های مدل شامل فلسفه و چرایی توسعه حرفه­ای، رویکرد و جهت­گیری، اصول، هدف، سطوح، نقش هنرآموزان، صلاحیت­ها، فرایندها، موانع و پیامد به عنوان عناصر اصلی مدل شناسایی گردید. از نتایج پژوهش حاضر وزارت آموزش­ و­پرورش می­ تواند در سیاست گذاری­های مربوط به توانمندسازی هنرآموزان در راستای ارتقاء آموزش کارآفرینی در هنرستان­ها استفاده نماید و در سطوح ادارات کل، مدیریت نواحی آموزشی و مدارس می­ توان از توصیه ­ها و رهنمودهای ارائه شده در الگو بهره گرفت.

رابطه توسعه حرفه‌ای معلمان با عملکرد تحصیلی با تأکید بر نقش میانجی پیوند با مدرسه دانش آموزان پسر متوسطه دوم

دوره 3، شماره 1، بهار 1400، صفحه 139-166

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.275602.1053

جعفر امیری

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه توسعه حرفه‌ای معلمان با عملکرد تحصیلی با تأکید بر نقش میانجی پیوند با مدرسه دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش معلمان و دانش آموزان پسر متوسطه دوم شهر شیراز بودند که تعداد 250 نفر معلم بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و تعداد 213 دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از پرسشنامه‌های عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999)، توسعه حرفه‌ای ایوبی آواز و همکاران (1394) و پیوند با مدرسه رضایی شریف و همکاران (1393) استفاده شد که روایی آن‌ها توسط صاحب‌نظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن‌ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 0.85، 0.89 و 0.79 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. به‌منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار آماری Lisrel و نیز نرم‌افزار آماری Spss26 استفاده شد. یافته‌های کمّی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که میان توسعه حرفه‌ای معلمان و عملکرد تحصیلی با پیوند با مدرسه دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان پیوند با مدرسه دانش آموزان با عملکرد تحصیلی آن‌ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و پیوند با مدرسه در رابطه میان توسعه حرفه‌ای معلمان با عملکرد تحصیلی دانش آموزان نقش میانجی داشته است.