تبیین و طراحی الگوی پیوند یادگیری سازمانی سهسطحی و چرخه مدیریت بحران در آموزشهای ضمن خدمت با رویکرد تابآوری سازمانی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.588137.1680
منیژه تاج آبادی فراهانی، مجتبی معظمی، نازنین بنی اسدی
چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین و طراحی الگوی پیوند یادگیری سازمانی سهسطحی و چرخه مدیریت بحران در آموزشهای ضمن خدمت با رویکرد تابآوری سازمانی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 22 نفر از خبرگان و متخصصان حوزههای مدیریت آموزشی، یادگیری سازمانی و مدیریت بحران میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند و روش گلوله برفی می باشد. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون که شامل کدگذاری باز، محوری با نرمافزار ATLAS Ti، انجام گرفت. یافتهها نشان داد بازآفرینی آموزش ضمنخدمت در سه فاز آمادگی، مهار و یادگیری قابلتبیین است؛ بهطوری که شناسایی سیگنالهای ضعیف با فناوریهای نوین در فاز آمادگی، تبدیل دانش میدانی به سناریوهای آموزشی در فاز مهار، و مدیریت غیرمتمرکز همراه با زبان مشترک سازمانی نقش کلیدی در تقویت یادگیری و جلوگیری از فراموشی سازمانی دارد. نتایج پژوهش نشان میدهد آموزشهای ضمنخدمت موجود به دلیل تمرکز بر یادگیری سطحی، در شرایط بحران کارایی کافی ندارند. برای ارتقای پایداری سازمانی، لازم است این آموزشها به سمت یادگیری عمیق، تجربهمحور و سناریومحور حرکت کنند. تحقق این امر مستلزم گذار مدیریتی به رویکردهای آیندهنگر و بهرهگیری از فناوریهای نوین در مدیریت سرمایه انسانی است.
طراحی الگوی جهت نقش آفرینی سازمان های مردم نهاد بخش دولتی در حوزه رفاه و تامین اجتماعی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 آذر 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.590860.1692
افشین نجفی شیرتری، حمیدرضا رضایی کلیدبری، فرزین فرحبد
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی جامع نقشهای سمنها در نظام رفاه و تأمین اجتماعی ایران طراحی و انجام شد. این مطالعه با اتخاذ رویکرد کیفی و در چارچوب پارادایم تفسیرگرایی، دادههای موردنیاز خود را از طریق انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۲ نفر از متخصصان، مدیران سمنها، مشاوران حقوقی و اعضای هیأت علمی جمعآوری کرد. فرآیند تحلیل دادهها نیز با استفاده از روش تحلیل مضمون و بر اساس الگوی آترین-استیرلینگ (۲۰۰۱) صورت گرفت که در نهایت به استخراج ۲۹ کد باز و ۵ مضمون پایه منجر شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نقشهای سمنها در دو سطح قابلتفکیک است: نخست، نقشهای مستقیم و خدمترسان شامل ارائه خدمات سلامت، پرکردن شکافهای خدماتی و توانمندسازی گروههای آسیبپذیر؛ و دوم، نقشهای غیرمستقیم، حامی و ناظر نظیر شفافیتسازی، کشف نیاز، نوآوری در سیاستگذاری و شبکهسازی بیننهادی. نتیجهگیری پژوهش حاکی از آن است که سمنهای فعال در ایران عمدتاً به نقشهای مستقیم و اجرایی تقلیل یافته و به دلیل موانع ساختاری مهمی همچون فقدان قوانین حمایتگر، وابستگی مالی به دولت و نبود پایگاه داده یکپارچه، از ایفای نقشهای غیرمستقیمِ نظارتی و سیاستساز بازماندهاند. در نهایت، تحقق یک نظام رفاهی ترکیبی و کارآمد، مستلزم بازتعریف اصولی رابطه دولت و سمنها و فراهمسازی بسترهای نهادی، قانونی و مالیِ حمایتی است.
