طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 102-124
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.382273.1182
سمیرا مستعلی، علی اکبر خسروی بابادی، کامبیز پوشنه، عباس خورشیدی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد است. شرکت کنندگان پژوهش، شامل متخصصان و خبرگان حوزه مطالعات برنامه درسی و علوم اجتماعی بودند که انتخاب آن ها به صورت هدفمند ، از نوع گلوله برخی انجام گرفت. داده های پژوهش از طریق مطالعه گستره نظری پژوهش و مصاحبه با خبرگان جمع آوری شدند. در مجموع با 12 نفر از خبرگان مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و پژوهشگر در داده ها به اشباع نظری رسید. برای تحلیل داده های به دست آمده از روش تحلیل استراوس کوربین استفاده شد که الگوی مذکور پس از مرحله کدگذاری باز ، محوری و انتخابی به صورت پارادیمی در 5 بعد شرایط علی، شرایط زمینه ای، راهبردها، شرایط مداخلهگر، پیامدها و مشتمل بر 17 مؤلفه ضرورت و نیاز ها، اهداف و مقاصد برنامه، ایدئولوژی حاکم برجامعه، مبانی برنامه ریزی درسی، رویکرد برنامه، مواد و منابع یادگیری، فضا (مکان)، زمان، عوامل سازمانی، مشارکت والدین، یادگیری ضمنی (برنامه غیر رسمی- برنامه درسی پنهان)، محتوا، تجربیات یادگیری، روش های یاددهی- یادگیری ، نقش معلم، ارزشیابی، نتایج برنامه حول مقوله محوری الگو یعنی توسعه فرهنگ عمومی، شکل گرفت و با استفاده از فن دلفی و بارش ذهنی توسط صاحب نظران حوزه برنامه درسی مورد اعتبار سنجی قرار گرفت.
تأثیر مهارتهای مدیریت کوانتومی بر آمادگی به تغییر کارکنان دانشگاه با نقش میانجی چابکی سازمانی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 125-143
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390174.1176
سمیرا علی صوفی، سمانه سلیمی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مهارتهای مدیریت کوانتومی بر آمادگی به تغییر با نقش میانجی چابکی سازمانی بود که با روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان با تعداد 294 نفر تشکیل دادند که با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان (1971) حجم نمونه 200 نفر محاسبه گردید و روش نمونهگیری تصادفی ساده بود. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای مدیریت کوانتومی عظیمی ثانوی و رضوی (1390)، چابکی سازمانی شریفی و یانگ (2000) و آمادگی برای تغییر دونهام و همکاران (1989) استفاده گردید. روایی محتوایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پرسشنامهها براساس ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 881/0، 887/0 و 753/0 برآورد گردید. دادههای حاصل از پرسشنامهها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزارهای Spss23 و Lisrel8.8 انجام شد. یافتههای به دست آمده از مدل معادلات ساختاری نشان داد که ضریب استاندارد بین مدیریت کوانتوم بر آمادگی به تغییر (19/0)، مدیریت کوانتوم بر چابکی سازمانی (58/0)، همچنین آمادگی تغییر و چابکی سازمانی (64/0) و اثر غیر مستقیم مدیریت کوانتوم بر آمادگی تغییر (47/0) معنی دار بوده است.
شناسایی ابعاد، مولفهها و شاخصهای مدیریت مدرسه محوری بر مبنای ارزشهای اسلامی- ایرانی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 144-167
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.375433.1143
مسعود تقیانی، معصومه اولادیان، محمود صفری
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد، مولفهها و شاخصهای مدیریت مدرسه محوری بر مبنای ارزشهای اسلامی- ایرانی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 19 نفر از اساتید دانشگاه در سال 1401-1400 و مسئولین با سابقه در آموزش و پرورش میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش غیر تصادفی از نوع هدفمند برای انتخاب مصاحبه شوندهها و بر اساس ملاکهای ورود در پژوهش استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای MAXQDA، انجام گرفت. با توجه به تحلیلی که از روش تحلیل مضمون جهت تعیین ابعاد، مولفهها و شاخصهای مدیریت مدرسه محوری بر مبنای ارزشهای اسلامی- ایرانی به اجرا در آمده است، 3 بعد، 9 مؤلفه و 67 شاخص شناسایی و تأیید شده است. ابعاد مدیریت مدرسه محوری شامل بعد فردی (حالات روحی، ارتباطات، توسعه دانش)، بعد تربیتی (مهارت مدیریتی، جو تربیتی، برنامه غیر رسمی) و بعد مدیریتی (دانش حرفهای مدیریت، نگرش حرفهای، مهارت حرفهای) میباشد. همچنین نتایج نشان داد مدیریت مدرسه محور در تمام شاخصهای عنوان شده در ارزیابی از وضعیت مطلوبی برخوردار بود.
شناسایی عوامل موثر بر تضعیف کارآفرینی در دانش آموختگان دانشگاه های پیام نور استان تهران
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 168-194
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.396987.1191
علیرضا زارع داویجانی، خدیجه خانزادی، عبدالرحیم نوه ابراهیم، نادر سلیمانی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر تضعیف کارآفرینی در دانش اموختگان دانشگاهی دانشگاه های پیام نور استان تهران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی), از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت از نوع تحقیق های اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 11 نفر از خبرگان در حوزه کارآفرینی و اساتید مدیریت و نمونه گیری به صورت هدفمند می باشد. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان سال آخر مشغول به تحصیل 3750 نفر می باشند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر می باشد. از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای (PPS) استفاده شد. ابزارگردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساخت یافته (بعد کیفی) و در بخش کمی پرسشنامه برگرفته از بخش کیفی می باشد. تجزیه و تحلیل در بخش کیفی به صورت تحلیل مضمون و در بخش کمی تحلیل عاملی تائیدی با استفاده از نرم افزار SPSS و PLS می باشد. خروجی پژوهش به ترتیب تاکید بر تقویت چهار متغیر به ترتیب شامل توانمندی های فردی و شخصی و صلاحیتهای دانش آموختگان، تقویت ارکان آموزشی مرتبط با توسعه کارافرینی در دانشگاه، تقویت شرایط حمایتی دولت (تسهیلگری، حمایتی و تشویقی) و در نهایت مداخله گری در محیط های شش گانه موثر بر کارآفرینی دانشگاهی دارد.
تأثیر هوش هیجانی و نیازهای اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 195-222
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.426775.1281
فرحان زینل رزا رزا، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق تأثیر هوش هیجانی و نیازهای اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل دانش آموزان مقطع دبیرستان پایه پنجم ادبی شهرستان نینوی ناحیه بعشیقه به تعداد 500 نفر میباشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 244 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی گلمن (2001)، نیازهای اساسی روانشناختی از گاردیا و همکاران (2000)، اهداف پیشرفت تحصیلی از میدلتون و میدگلی (1998)، خودکارآمدی تحصیلی از موریس (2001)، سازگاری تحصیلی سینها و سینگ (1993) و پیشرفت تحصیلی از صالحی (1394) استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه هوش هیجانی 91/0، نیازهای اساسی روانشناختی 86/0، اهداف پیشرفت تحصیلی 90/0، خودکارآمدی تحصیلی 89/0، سازگاری تحصیلی 84/0، پیشرفت تحصیلی 83/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که هوش هیجانی، نیازهای های اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و غیر مستقیم با نقش میانجی خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت و معنی داری دارد.
اثر نابرابری اقتصادی اجتماعی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی سرمایه فرهنگی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 195-213
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.344750.1121
سید موسی رئیسی
چکیده هدف از این مطالعه بررسی تأثیر نابرابری اقتصادی–اجتماعی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی سرمایه فرهنگی است. این پژوهش توصیفی–پیمایشی و از نوع کاربردی بوده و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس و نمونهای به حجم 217 نفر به روش تصادفی طبقهای مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جمعآوری اطلاعات به وسیله پرسشنامههایی که روایی آنها توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرمافزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد نابرابری اقتصادی–اجتماعی و سرمایه فرهنگی دانشجویان بر موفقیت تحصیلی آنها تأثیر مثبت و معناداری دارد، همچنین نابرابری اقتصادی–اجتماعی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی سرمایه فرهنگی تأثیر دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که سرمایه فرهنگی میتواند نقش تقویتکننده در کاهش اثرات منفی نابرابری اقتصادی–اجتماعی ایفا کند و توجه به آن در سیاستگذاری آموزشی، ارتقای عدالت تحصیلی و کاهش شکافهای اجتماعی ضروری است. همچنین تقویت توان فرهنگی دانشجویان، راهکاری پایدار برای بهبود موفقیت تحصیلی در شرایط نابرابری است.
طراحی الگوی کیفی تکیهگاه سازی آموزشی برای دانش آموزان مقطع متوسطه
دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 142-161
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.357712.1134
مریم سوری، محمد مجتبی زاده، رسول داودی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی کیفی تکیه گاه سازی آموزشی برای دانش آموزان مقطع متوسطه میباشد. روش تحقیق کیفی و از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری شامل خبرگان و متخصصان حوزه یادگیری - یاددهی، روشهای تدریس و تکیهگاه سازی و اسناد مکتوب مرتبط با موضوع میباشد و با روش نمونه گیری گلوله برفی برای خبرگان و نمونه گیری هدفمند برای اسناد، 13 خبره و 18 سند (متن) مناسب با اهداف تحقیق، تعیین شد. برای تحلیل داده ها، روش گرندد تئوری با کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج حاکی از آن بوده که الگوی کیفی تکیه گاه سازی آموزشی برای دانش آموزان مقطع متوسطه شامل 10 بعد (توسعه منابع انسانی و غیرانسانی، بهسازی و توسعه سیستم آموزشی، شیوه های یاددهی – یادگیری، فرهنگ سازی و ارتباطات، قوانین و رفتارهای حمایتی، نظارت بر عملکرد، راهبردهای مبتنی بر شناخت و فراشناخت، راهبردهای مبتنی بر انگیزش، پیشرفت ذهنی و پیشرفت علمی)، 21 مؤلفه (توسعه منابع انسانی، توانمندسازی دانش آموزان، توسعه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری، تدریس مشارکتی و تعاملی، ساده سازی تکلیف، یادگیری مجازی، یاددهی مبتنی بر تئوریهای علمی، فرهنگ سازی بین والدین و معلمان، ارتباطات مؤثر، رفتارهای حمایتی، راهبردها و دستورالعملهای درون و برون سازمانی، راهبردهای فراشناختی، راهبردهای شناختی، راهبردهای شناختی و فراشناختی، راهبردهای انگیزشی، بهزیستی روانی، به فعلیت رسیدن استعدادهای بالقوه، بهبود روند یادگیری و پیشرفت تحصیلی) و 134 شاخص است که در قالب شرایط علی، زمینه ای، مداخلهای، راهبردها و پیامد در الگوی پارادایمی پژوهش جای گرفتند.
تأثیر هوش هیجانی و اهداف پیشرفت بر انگیزه پیشرفت درس مطالعات اجتماعی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی
دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 162-186
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429245.1293
فاضل نعمه شلبه الیساری، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق تأثیر هوش هیجانی و اهداف پیشرفت بر انگیزه پیشرفت درس مطالعات اجتماعی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع راهنمایی استان کربلاء بود به تعداد 1300 نفر بود، با استفاده از جدول مورگان تعداد 297 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی از گلمن (2001)، اهداف پیشرفت از میدلتون و میدگلی (1998)، خودکارآمدی تحصیلی از موریس (2001)، اشتیاق تحصیلی از فردریکز و همکاران (2004) و انگیزه پیشرفت از هرمنس استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه هوش هیجانی 91/0، اهداف پیشرفت 82/0، خودکارآمدی تحصیلی 87/0، اشتیاق تحصیلی 89/0 و انگیزه پیشرفت 78/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر هوش هیجانی بر انگیزه پیشرفت به صورت مستقیم و با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی مثبت و معنی دار بود. همچنین نتایج نشان داد که تأثیر اهداف پیشرفت بر انگیزه پیشرفت به صورت مستقیم و با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی مثبت و معنی دار بود.
واکاوی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر شکلگیری رکود علمی اعضاء هیأت علمی دانشگاههای استان مازندران
دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 187-211
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.385000.1167
ماجده قلی پور
چکیده هدف این پژوهش واکاوی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر شکلگیری رکود علمی اعضاء هیأت علمی دانشگاههای استان مازندران میباشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و مبتنی بر روش نظریه زمینهای میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 21 نفر از کلیه اعضاء هیأت علمی دانشگاههای استان مازندران، میباشد که با استفاده از روش نمونهگیری و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش گرندد تئوری استفاده شد. پس از تحلیل و کدگذاری دادهها در سه مرحلۀ کدگذری باز، محور، و انتخابی، دادهها در قالب 100 مفهوم، 12 خرده مقوله، 6 مقوله محوری و یک مقوله هسته با عنوان «ساختاری عاملیتی بودن زمینۀ فلات زدگی شغلی» استخراج گردید. بر اساس مقولۀ هستۀ بالا که بازنمایی کنندۀ وضعیت فلات زدگی اساتید در دانشگاههای استان مازندران است میتوان گفت فلات زدگی وضعیتی است که تحت تأثیر هر دو نوع ویژگیهای فردی و شخصیتی اعضای هیأت علمی (مانند تجربه فردی، ویژگیهای شخصیتی، نوع خود پنداره، عادات فردی) و ویژگیهای سازمانی محل کار آنان (گفتمان حاکم بر دانشگاه و غلبه روحیه خودمدارانه) و البته تا حدی فضای بیرون دانشگاهی عرصۀ دانشگاه بروز و تشدید میشود و حالت خاصی (ساختاری یا محتوایی) پیدا میکند.
بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی مدارس بر نوآوری آموزشی و توسعه اجتماعی دانش آموزان با تاکید بر نقش واسطه شایستگیهای اجتماعی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 148-165
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.234371.1016
سید موسی رئیسی
چکیده چکیده هدف از این مطالعه"بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی مدارس بر نوآوری آموزشی و توسعه اجتماعی دانش آموزان با تاکید بر نقش واسطه شایستگیهای اجتماعی" است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از مدیران و کارکنان مدارس متوسطه شهر رودبار و نمونهای به حجم 155 نفر به روش تصادفی مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد فرهنگ سازمانی مدارس بر توسعه اجتماعی دانشآموزان و نوآوری آموزشی تاثیر معناداری دارد. همچنین شایستگیهای اجتماعی در رابطه میان فرهنگ سازمانی مدارس و توسعه اجتماعی و فرهنگ سازمانی مدارس و نوآوری آموزشی نقش میانجی دارد.
تحلیل رابطه مدیریت دانش و خلاقیت علمی با نقش میانجی سرمایه فکری در میان دانشجویان ادبیات
دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 130-147
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.227073.1006
حجت اله اسماعیل نیا گنجی
چکیده هدف این پژوهش بررسی رابطه میان مدیریت دانش و خلاقیت علمی با نقش میانجی سرمایه فکری در میان دانشجویان رشته ادبیات است. این مطالعه با رویکرد توصیفی– همبستگی و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری 130 نفر ازدانشجویان رشته ادبیات بود که نمونهای بهصورت هدفمند انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامههای استاندارد مدیریت دانش، سرمایه فکری و خلاقیت علمی استفاده شد. نتایج نشان داد که مدیریت دانش تأثیر مثبت و معناداری بر خلاقیت علمی دارد و سرمایه فکری نیز اثر قابلتوجهی بر خلاقیت علمی بر جای میگذارد. همچنین یافتهها حاکی از آن بود که مدیریت دانش تأثیر قابلملاحظهای بر سرمایه فکری دارد و سرمایه فکری نقش میانجی قوی و معناداری در رابطه بین مدیریت دانش و خلاقیت علمی ایفا میکند. بر این اساس، بخشی مهم از اثر مدیریت دانش بر خلاقیت علمی از طریق ارتقای سرمایه انسانی، ساختاری و ارتباطی منتقل میشود. این نتایج نشان میدهد که بهبود سازوکارهای خلق، بهاشتراکگذاری و بهکارگیری دانش در محیط دانشگاهی، همراه با تقویت سرمایه فکری، میتواند زمینهساز افزایش خلاقیت علمی در میان دانشجویان ادبیات باشد. یافتههای پژوهش همسو با نتایج مطالعات پیشین داخلی و خارجی بوده و بر اهمیت نقش مدیریت دانش و سرمایه فکری در رشد خلاقیت علمی تأکید میکند.
