موضوعات = مدیریت آموزشی
مدیریت آموزشی

ارائه مدل توسعه رفتار شهروند سازمانی در معلمان دوره متوسطه عراق

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 397-417

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.492221.1451

مها محمدعباس الخطیب، کبری امامی ریزی، منى محمد عباس الخطیب، نرگس سعیدیان خوراسگانی

چکیده چکیده هدف از پژوهش حاضر، ارائه مدل توسعه رفتار شهروند سازمانی در معلمان دوره متوسطه عراق می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی و روش آن کیفی و از نوع داده بنیاد می‌باشد. جامعه آماری شامل 15 نفر از معلمان دوره متوسطه و متخصصان مرتبط با موضوع می‌باشند که با نمونه گیری نظری انتخاب شدند و انتخاب نمونه‌ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته می‎باشد. برای تحلیل داده­ها، از روش داده بنیاد و از نرم افزار Atlas ti8 استفاده گردید و مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی برای شناسایی و طبقه‌بندی مقولات اصلی و فرعی به‌کار گرفته شد. یافته‌ها نشان دادند که رفتار شهروندی سازمانی معلمان شامل ابعاد کلیدی مانند همکاری سازمانی، پیشرفت حرفه‌ای، احترام و ارزش‌ها، تعهد و مسئولیت‌پذیری، نوآوری آموزشی، صداقت و بازخورد، رفاه و سلامت روانی، تشویق به رشد تحصیلی، و انضباط و رعایت اصول است. این ابعاد به‌صورت یک مدل جامع ارائه شده و به‌عنوان چارچوبی برای تقویت این رفتارها پیشنهاد شده‌اند. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که تقویت رفتار شهروندی سازمانی در معلمان، نه تنها به بهبود محیط آموزشی و افزایش انگیزه معلمان و دانش‌آموزان منجر می‌شود، بلکه تأثیر مثبتی بر عملکرد کلی نظام آموزشی دارد.

مدیریت آموزشی

شناسایی مولفه‌های آموزشی تجاری‌سازی فناوری دانشگاه‎ها با روش فراترکیب

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.410994.1232

محمد خراسانی، حسنعلی آقاجانی، عبدالحمید صفایی قادیکلایی، حمیدرضا فلاح لاجیمی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه‌های آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاه‎ها با روش فراترکیب می‌باشد. این پژوهش از نظر نحوه جمع‌آوری داده‌ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می‎باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تعداد 110 مقاله مستند هستند که طی سه مرحله غربالگری و پالایش به 86 و 30 و در نهایت به 15 مقاله مرتبط با مؤلفه‌های آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاهها تعدیل شده­اند و به روش فراترکیب مؤلفه‌های مرتبط با تجاری سازی فناوری دانشگاهها شناسایی شدند. یافته­های تحقیق مبتنی بر 21 مقاله نهایی بررسی شده از 110 مقاله اولیه است که منجر به استخراج 20 مفهوم و کد باز برای تجاری سازی فناوری دانشگاهها و 4 کد محوری شامل: 1- سخت افزار 2- نرم افزار 3- مغزافزار 4- سازمان افزار شده است. در انتهای تحقیق پیشنهاد شده است که مسئولین با شناخت دقیقتر از شرایط زمینه ساز و عوامل کسب موفقیت در تجاری سازی فناوری در دانشگاهها، اقدام به تدوین سیاست‌ها و طراحی برنامه‌های اجرایی مؤثر نمایند.

مدیریت آموزشی

ارائه مدل پیشایندهای موثر بر بازیگری اخلاقی- احساسی در آموزش و پرورش

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 39-57

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.461406.1372

عارفه کاظمی ملک محمودی، نگین جباری، کیومرث نیاز آذری

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی پیشایندهای مؤثر بر بازیگری اخلاقی- احساسی در آموزش و پرورش است. این پژوهش­ از نظر هدف، کاربردی بوده و با رویکرد کمی با طرح اکتشافی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری در بخش کمی‏شامل مدیران آموزش و پرورش استان گلستان و روش نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای به تعداد 270 نفر بود. ابزار گردآوری داده‏های پژوهش شامل ‏پرسشنامه محقق ساخته بوده و تجزیه و تحلیل داده‏ها از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی در نرم افزارهای SPSS21 و PLS انجام شد. نتایج نشان داد پیشایندهای مؤثر بر بازیگری اخلاقی-احساسی دارای 2 بعد «پیشایندهای فردی و پیشایندهای سازمانی» است. پیشایندهای فردی دارای 3 مؤلفه «دانش و معلومات، ویژگی شخصیتی و انگیزه» و پیشایندهای سازمانی دارای 4 مؤلفه «فرهنگ سازمان، جو اخلاقی سازمان، ساختار سازمان و رهبری و مدیریت» می­باشد. با توجه به عوامل مؤثر بر بازیگری اخلاقی-احساسی می‏توان شاهد رشد رفتارهای مثبت سازمانی و نهادینه سازی اخلاق مداری در سازمان بود. طبق مدل بدست آمده بین متغیرهای مکنون برون­زا پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی با متغیر مکنون درون­زا بازیگری احساسی، براساس ضرایب مسیر بارعاملی 680/0 برقرار است، همچنین با توجه به مقدار t-value تأثیر پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی بر بازیگری احساسی معنی­دار شده است، لذا بین متغیرهای پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی و بازیگری احساسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که؛ تأثیر پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی بر بازیگری احساسی مثبت و معنادار می­ باشد.

مدیریت آموزشی

کاربرد روش تحلیل سلسله مراتب فازی جهت شناسایی عوامل موثر بر توسعه حرفه‌ای نو معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 114-134

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.445522.1327

نادر حبیب زاده، ابراهیم صالحی عمران، سعید غیاثی نوشن

چکیده هدف این پژوهش کاربرد روش تحلیل سلسله مراتب فازی جهت شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه حرفه‌ای نو معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان می‌باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و بر اساس نحوه‌ گردآوری داده‌ها از نوع توصیفی - پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان، متخصصان دانشگاهی، اساتید، نخبگان و صاحب نظران علوم تربیتی که مسلط ‌به‌ موضوع‌ پژوهش می‌باشند و نمونه‌گیری به صورت هدفمند انجام شد. اطلاعات و داده‎های مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه جمع‎آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از از دو روش تحلیل عاملی و تکنیک تحلیل سلسله‌مراتبی (AHP) برای رتبه بندی استفاده گردید. نتایج نشان داد: هر یک از عوامل موثرشناسایی شده دارای وزن و اهمیت متفاوتی بودند. ‌عامل ‌اول اکتساب و خلق دانش (A)،‌ عامل ‌دوم‌ سازماندهی دانش (B)،‌ عامل ‌سوم تبادل و اشتراک دانش (C)، عامل چهارم کاربرد دانش (D)، ‌عامل‌ پنجم به روز ماندن (E) و ‌عامل‌ ششم‌ تجربه گرایی و اقدام فکورانه (F)، عامل هفتم تغییر در شیوه انجام کار (G) و عامل هشتم یادگیرنده و یادگیری (H) و عامل نهم دانش محتوا (I) و عامل دهم تمرین آموزشی (J) و عامل یازدهم مسئولیت حرفه‌ای (K) می‌باشد.

مدیریت آموزشی

رابطه بین ناهماهنگی شناختی، استدلال علمی و تفکر سیستمی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل با نقش میانجی تفکر انتقادی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 155-175

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.434843.1310

اکرام کامل ظاهر المحنی، محمد حسنی، حسن قلاوندی

چکیده هدف این تحقیق بررسی رابطه بین ناهماهنگی شناختی، استدلال علمی و تفکر سیستمی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل با نقش میانجی تفکر انتقادی می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان رشته فیزیک به تعداد 249 نفر که به علت محدود بودن جامعه آماری، نمونه آماری مساوی با جامعه آماری درنظر گرفته شد، لذا از روش سرشماری استفاده شده است و کلیه دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل به­عنوان نمونه آماری این پژوهش درنظر گرفته شده­اند، تعداد 249 پرسشنامه بین دانشجویان توزیع شد و در نهایت 230 پرسشنامه برگشت داده شد. برای جمع­آوری داده­ها­ی پژوهش، از چهار پرسشنامه استاندارد هماهنگی شناختی (هارمون جونز و همکاران، 2007)، تفکر سیستمی (دولانسکی و همکاران، 2020)، استدلال علمی (گولومبیک و همکاران، 2022)، تفکر انتقادی (واتسون و گلاسر، 2002)، و به منظور اندازه گیری پیشرفت تحصیلی از معدل نیمسال دانشجویان استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید متخصصان علوم تربیتی و تحلیل عاملی تاییدی رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین ناهماهنگی شناختی با پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تفکر انتقادی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد، همچنین مشخص شد بین تفکر سیستمی و استدلال علمی با پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تفکر انتقادی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.

مدیریت آموزشی

ارائه مدل مدرسه کارآفرین در ایران

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 196-215

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.442288.1320

طیبه شاه رستم بیگ، عصمت مسعودی ندوشن، زهرا طالب

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل مدرسه کارآفرین می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی می‌باشد. جامعه آماری شامل 102 نفر از خبرگان و متخصصان و اساتید دانشگاههای ایران در حوزه کارآفرینی می‌باشد و برای نمونه گیری از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد. گرد‌آوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون با نرم افزار SPSS و PLS انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مؤلفه‌های به دست آمده از بخش کیفی برای مقوله (مدرسه کارآفرین)، دارای 8 بعد و 60 مضمون می‌باشد. ابعاد عبارتند از: عوامل علی: (1- مدیریت)، راهبردها: (2- راهبردهای یاد دهی - یادگیری)، پیامدها: (3- اهداف)، عوامل زمینه‌ای: (4- ابزار آموزشی،    5- محتوای کارآفرینانه، 6- شرایط زمینه‌ای)، عوامل مداخله گر: (7- ارزشیابی، 8- کیفیت اساتید). همچنین مقدار GOF برابر با 645/0 است که، نشان از برازش قوی را مدل دارد.

مدیریت آموزشی

ارائه مدل بومی خودرهبری سازمانی با تاکید بر آموزش در سازمانهای غیردولتی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 216-238

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.454348.1356

سجاد قریشی، عباس عباس پور، مصطفی نیکنامی، مرتضی طاهری

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بومی خود-رهبری سازمانی با تاکید بر آموزش در سازمانهای غیردولتی، با رویکرد نظریه داده بنیاد، در شرکت بیمه معلم انجام گردید. این پژوهش از نوع ترکیبی می‌باشد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی، به تعداد 32 نفر (7 زن و 25 مرد) خبرگانی هستند که درسال 1402 در شرکت بیمه معلم، دارای تخصّص در زمینه موضوع پژوهش می‌باشند. در بخش کمّی، جامعه آماری، کارکنان به تعداد 720 نفر می‌باشند که اندازه نمونه با استفاده از جدول مورگان 251 نفر تعیین گردید. در ادامه با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری، با تعداد 18 نفر از خبرگان شرکت بیمه معلم مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. در بخش کمّی پژوهش، از خروجی حاصل از مراحل سه گانه کدگذاری و مؤلفه‌های احصاء شده در مقوله‌های شش گانه الگوی پارادایمی داده بنیاد، پرسشنامه‌ای تدوین شد. برای ارزیابی روایی و پایایی آن از روش اعتبار محتوا استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌های کمّیِ پرسشنامه، از روش مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد پی آل اس و نرم‌افزار اسمارت – پی آل اس استفاده گردید. براساس نتایج به دست آمده، مدل بومی خود-رهبری سازمانی احصاء گردید. در خروجی برازش مدل، شاخص CMIN/DF برابر با 515/1 به دست آمد. شاخص‌های برازش تطبیقی بیشتر از 90 درصد و شاخص‌های اقتصادی نیز بزرگتر از 5/0 احصاء گردیدند. همچنین شاخص RMSEA نیز 043/0 شد که کمتر از 05/0 می‌باشد. بنابراین مدل ساختاری پژوهش تأیید گردید.
 

مدیریت آموزشی

ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 336-355

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.453045.1351

حمزه راه پیما، سیداحمد هاشمی، عباس قلتاش

چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس   می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 450 نفر از کلیه‌ی دبیران دوره متوسطه که در رشته کار و فناوری تدریس می کنند، می‌باشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می‌باشد که دارای 4 بعد، اهداف (جهت دهنده به نظام آموزشی، توجه به نیاز سنجی، توانایی ذهنی یادگیرنده، زمان یادگیری)؛ محتوا (کنجکاوی، یادگیری معنادار، ویژگیهای یادگیرنده، توانایی عملکردی)؛ روش تدریس (روش حل مساله، واحد کار (پروژه)، گروه‎های کوچک، روش نمایشی) و ارزشیابی (افزایش مهارت، پیشرفت تحصیلی، افزایش مهارت شغلی، مهارت برقراری ارتباط) می‌باشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم­افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تایید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که با توجه به مقادیر ضرایب استاندارد و ضرایب معناداری تی می‌توان گفت که مؤلفه اهداف و محتوا (63/0 =β) در مدل نقش معناداری دارد و مؤلفه روش تدریس و ارزشیابی (22/0=β) بر الگوی برنامه درسی کار و فناوری دوره متوسطه تأثیر معنی‌دار است تمامی شاخص‎ها در حد بسیار مطلوب می باشند و مدل با داده­ها برازش خوبی دارد و بیانگر این است که رابطه‌ی خطی بین متغیرها وجود دارد. 

مدیریت آموزشی

پیشایندها و پیامدهای شایستگی حرفه‌ای مدیران مدارس با تاکید بر پایداری محیطی و توسعه پایدار

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-25

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.449993.1344

محمدرضا رسولی، غفار تاری، حسین بقایی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای شایستگی حرفه‌ای مدیران مدارس با تاکید بر پایداری محیطی و توسعه پایدار می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می­باشد. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل صاحبنظران و اساتید حوزه تعلیم و تربیت در شهر تهران بودند که نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شد و در بخش کمی جهت اعتبار یابی الگوی پژوهش، مدیران مدارس متوسطه در شهر تهران به شیوه نمونه گیری تصادفی- طبقه‌ای انتخاب شدند. در بخش کیفی پژوهش با استفاده از مصاحبه اطلاعات و داده‌­­های لازم از صاحبنظران و اساتید حوزه تعلیم و تربیت جمع ­آوری گردیده و سپس مدل شایستگی حرفه‌ای مدیران مدارس به عنوان پیشران مؤثر وکلیدی توسعه پایدار براساس پرسشنامه اعتبارسنجی شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم­افزار MAXQDA 18 و PLS-Smart 3 استفاده شده است. یافته‌های تحقیق نشان داد که مدل شایستگی حرفه‌ای مدیران شامل توانمندسازهای شایستگی مهارتی، شایستگی مدیریتی و شایستگی‌های اخلاق و رفتار حرفه‌ای، توسعه مدیران، شاخصه‌های اجتماعی مدیران، تأسیس گروه‌های کاری جهت ارتقای عملکرد و شایستگی سبز، شایستگی‌های نگرشی، شایستگی‌های دانشی، شایستگی آموزشی، شایستگی‌های تجاری سازی دانش- مهارت و فناوری، روحیه پرکاری، اصلاح الگوی مصرف، مشارکت در توسعه و حرکت به سمت اقتدار ملی می‌شود که منجر به تحقق نتایج روحیه پرکاری، اصلاح الگوی مصرف، مشارکت در توسعه، حرکت به سمت اقتدار ملی، مدیریت تنوع و تکثرو تقویت رابطه انسان با طبیعت می‌شوند.

مدیریت آموزشی

تدوین الگوی تدریس اثربخش به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 37-67

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.407379.1218

مهدی محمدی، فردین عبداللهی، رفیق حسنی

چکیده هدف این پژوهش تدوین الگوی تدریس اثربخش به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس است. این پژوهش از نوع کیفی و پدیدارشناسی است. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و آشنا به موضوع است. براساس روش نمونه‌گیری هدفمند، پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع نظری حاصل و مصاحبه متوقف شد. در این پژوهش جهت دستیابی به روایی، از مشاوران و کارشناسان صاحب‌نظر در زمینه مدیریت آموزشی استفاده گردید و برای تعیین پایایی، از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی استفاده شد، بر این اساس روایی و پایایی تأیید شد. روش تجزیه و تحلیل مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تماتیک بود. براساس نتایج مصاحبه‌ها، 11 مضمون در قالب 4 مفهوم ویژگی‌های فردی و علمی معلمان (منزلت اجتماعی معلمان، شخصیت فردی معلم و توانمندسازی معلمان)، مدیریت بهینه کلاس و محیط آموزشی (به‌کارگیری تکنولوژی آموزشی، مدیریت کلاس و اجرای آموزشی مؤثر، وسایل و تجهیزات آموزشی مناسب)، تدریس فعال و انگیزاننده (‌به‌کارگیری روش‌های فعال تدریس و اهرم‌های ایجاد انگیزه‌) و تدریس هدفمند (عینی کردن تدریس (یادگیری معنادار)، دانش پژوهی هدف گزینی) شناسایی شد. بر این اساس پیشنهاد می‌شود به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس و اثربخش کردن تدریس معلمان از مدل ارائه شده در این پژوهش استفاده شود.

مدیریت آموزشی

اثر تعدیل کننده خودکارآمدی در رابطه بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن متغیر میانجی سازگاری یادگیری در بین دانش‌آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 94-113

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.425674.1279

میثم کرمی پور، سمانه متاجی، رضوانه کاظم نژاد، مریم اسفندیاری

چکیده هدف این تحقیق بررسی اثر تعدیل کننده خودکارآمدی در رابطه بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن متغیر میانجی سازگاری یادگیری در بین دانش‌آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی - همبستگی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل والدین و دانش‌آموزان مدارس دخترانه در دوره متوسطه اول در شهرستان نوشهر به تعداد 2000 نفر دانش آموز و 2000 نفر والدین بودند که از این تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری با استفاده از روش تصادفی خوشه‌ای برای دانش آموزان و 384 نفر به روش تصادفی ساده برای والدین بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌های ارتباط والدین– فرزند (بارنزوا و اوسون، 1982)، سازگاری یادگیری (لینبین، 2008)، خودکارآمدی (ژانگ، 2010) و مشارکت تحصیلی (اسکافلی، 2002) می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل از نرم افزارهای spss 26 و lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد بین روابط والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود دارد. همچنین بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی سازگاری یادگیری دانش آموزان دره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود دارد. در نهایت بین والدین –فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی خودکارآمدی یادگیری دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود ندارد.

مدیریت آموزشی

فرآیند یادگیری درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش از طریق آموزش مجازی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 114-139

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.422385.1262

مهیار یار احمدی، حبیب هنری، میثم شعبانی نیا

چکیده پژوهش حاضر با هدف فرآیند یادگیری درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش از طریق آموزش مجازی می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل اساتید و متخصصان حوزه تربیت‌بدنی مدارس به تعداد 14 نفر می‌باشد و از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل عوامل اثر بخش در آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران از رویکرد کمی مدلسازی ساختاری تفسیری و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از ترسیم نمودار MICMAC استفاده گردید. نتایج به‎دست آمده از تجزیه و تحلیل نشان داد که محدویت آموزشی حرکات و درس عملی، نبود نظارت و تمرکز حواس در آموزش مجازی، ضعف تعامل ارتباطی بین معلم و دانش آموزان، پوشش کلاسهای مجازی، مسائل اقتصادی، ضعف تکنولوژی نرم افزای و سخت افزاری و زیرساختی، بهره‎گیری از فناوری اطلاعات در آموزش مجازی، شناخت ناکافی از فضا و قابلیت‎های آموزش مجازی، نبود نظارت و محدویت بر توانایی بدنی و اجرای دروس و قابلیت‌های آموزش مجازی دسته بندی شدند. در نهایت با استفاده از ماتریس دسترسی نهایی با استفاده از روش ساختاری- تفسیری سطح بندی مضمونهای فرعی طراحی آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران انجام شد که در بالاترین سطح پوشش کلاس‌های مجازی قرار دارد و در پایین‌ترین سطح قابلیت‌های آموزش مجازی تدریس قرار دارد باید توجه داشت عواملی که در سطح بالا از تأثیر پذیری کمتری برخوردار هستند.

مدیریت آموزشی

طراحی مدل توسعه مهارت‌های پرسشگری مبتنی بر بوم مدرسه در دانش‌آموزان دوره ابتدایی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 140-166

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.420589.1252

مطهره خسروی راد، احمد اکبری، محمد کریمی، مسلم چرابین

چکیده هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه مهارت‌های پرسشگری در دانش‌آموزان دوره ابتدایی استان خراسان رضوی مبتنی بر بوم مدرسه است. برای پاسخ به این سؤال در بخش کیفی از روش پژوهش نظریه داده‌بنیاد و با رویکرد کیفی استفاده شده است. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار 2020 MaxQDA استفاده شد. روش نمونه‌گیری، از نوع هدفمند که در مجموع با انجام 10 مصاحبه با اساتید و خبرگان حوزه‌های مدیریت آموزش به اشباع رسید. در بخش کیفی پس از انجام مصاحبه‌ها و فرایندهای کدگذاری تعداد 217 کد باز شامل 11 کد برای بازیگران، 37 کد برای شرایط علی، 12 کد برای پدیده، 33 کد برای زمینه، 45 کد برای شرایط مداخله‌گر، 49 کد برای راهبرد، 30 کد برای پیامد در کدگذاری اولیه شناسایی شدند که پس از تبدیل شدن به مقوله‌های فرعی و مقوله‌های اصلی این تعداد کاهش یافتند. نه مقوله اصلی به عنوان راهبردهای مؤثر شناسایی شدند که شامل تقویت دانش‌آموزان؛ توانمندسازی والدین؛ توانمندسازی معلمین؛ تغییر در نحوه تدریس و آموزش؛ برنامه‌ریزی مناسب ملی در راستای تقویت مهارت دانش‌آموزان (مخصوصاً پرسشگری)؛ رشد بستر فکری و فرهنگی مدارس؛ توانمندسازی و افزایش قدرت مدارس در آموزش؛ بسترسازی برای پرسشگری در مدارس و رشد فرهنگ پرسشگری در جامعه بود. این راهبردها دارای 49 کد باز بودند. عللاوه بر این در این پژوهش شرایط علی، زمینه‌ای، مداخله گر، بازیگران و پیامدهای مدل ارائه شد.

مدیریت آموزشی

اثربخشی آموزشی راهبردهای شناختی و فراشناختی بر رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی در درس عربی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 259-278

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.423392.1272

علی نوری احمد حمید ال طعمه، محمد حسنی، معصومه طالبی

چکیده هدف این تحقیق اثربخشی آموزشی راهبردهای شناختی و فراشناختی بر رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی دردرس عربی می‌باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مقطع راهنمایی شهرمقدس کربلاء می‌باشد، که تعداد 105 نفر از آن‌ها به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه چند مرحله‌ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 35 نفره (گروه کنترل 35 نفر و دو گروه آزمایش 35 نفر) گمارده شدند. جمع ­آوری داده‌ها بر اساس پرسشنامه استاندارد رفتارهای خودشکن آموزشی جونز و رودالت (1982) و تفکر خودارزیابی منفی جاج و همکاران (2003) انجام گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید اساتید و متخصصان علوم تربیتی رسید و از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ رفتارهای خودشکن آموزشی 88/0 و تفکرخودارزیابی منفی 86/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به­دست آمده از اجرای آزمون‌ها از طریق نرم­افزار SPSS22 در دو بخش توصیفی شامل (میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر کاهش رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی دانش آموزان اثر مثبت و معنی داری دارد. پیشنهاد می‌شود به صورت عملی در مدارس، کارگاه‌های آموزشی و دوره‌های آموزشی، آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی متناسب با دانش آموزان آموزش داده شود.

مدیریت آموزشی

تدوین و اعتباریابی برنامه درسی تربیت دینی در مقطع پیش دبستان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 279-303

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.445421.1326

زینب اشرفی سلطان احمدی، صادق ملکی آوارسین، جواد کیهان، جهانگیر یاری

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباربخشی برنامه­­درسی تربیت­­دینی در دوره پیش­دبستانی می‌باشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب نوع داده‌ها آمیخته (کیفی-کمی) و از رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان مطالعات برنامه­درسی، کارشناسان تعلیم و تربیت اسلامی و مربیان این دوره و در بخش کمی شامل 200 نفر از کودکان پیش­ دبستانی می­باشد. نمونه ­گیری به صورت هدفمند و با توجه به اشباع نظری داده ­ها انجام شد. ابزار گردآوری داده ­ها، مصاحبه نیمه ساختارمند و پرسشنامه می‌باشد. برای گردآوری اطلاعات در مرحله کیفی (تحلیل مضمون) و در مرحله کمی (مدل­یابی معادلات ساختاری) استفاده شد. داده ­های حاصل از مصاحبه­ ها با استفاده از نرم‌افزار Nvivo نسخۀ 8 به ­شیوۀ تحلیل مضمون محور یا تماتیک مبتنی بر تکنیک «شبکۀ مضامین» و به­ شیوه استقرائی، طی مراحل کدگذاری (باز، محوری و منتخب) مورد تحلیل قرار گرفت و الگوی پیشنهادی تربیت­دینی برای کودکان پیش­دبستانی تدوین و از مفروضه­ های آن برای تهیه پرسشنامه نظرسنجی در مرحله کمی و ارزیابی میزان اعتبار آن استفاده شد. برای اطمینان به روایی ابزار از اجماع ­نظر خبرگان به ­روش دلفی و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ بهره ­برداری گردید (0.83=α). داده­­­ ها با روایی همگرای (AVE>0.5) و پایایی مرکب CR>0.7)) گردآوری و برای اعتباریابی الگو، از مدل­ یابی معادلات ساختاری به شیوه حداقل ­مربعات جزئی توسط نرم­افزار PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ویژگی­ های شناسایی شده     می­ توانند به ­شکل مطلوب مولفه­ های برنامه­ درسی تربیت ­دینی را پیش­ بینی کنند (0.552=R2). در­نهایت، برازش مدل کلی پژوهش تأیید شد (0.438=GOF).

مدیریت آموزشی

بررسی تاثیر راهبردهای یادگیری و انگیزشی بر خودکارآمدی دانشجویان رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی با نقش میانجی اهداف پیشرفت و اشتیاق تحصیلی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 304-325

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.322886.1091

احمد صبیح الحریشاوی، حسن قلاوندی، محمد حسنی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر راهبردهای یادگیری و انگیزشی بر خودکارآمدی دانشجویان رشته تربیت بدنی وعلوم ورزشی با نقش میانجی اهداف پیشرفت واشتیاق تحصیلی می‌باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان رشته تربیت بندی و علوم ورزشی دانشگاه عراق به تعداد 250 نفر می‌باشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 150 نفر از آنان با روش نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده ­ها­ی پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد راهبردهای یادگیری و انگیزشی از پینتریچ و دی گروت (1990)، اهداف پیشرفت تحصیلی از میدلتون و میدگلی (1998)، اشتیاق تحصیلی از فردریکز و همکاران (2004) و خودکارآمدی تحصیلی از موریس (2001) استفاده شد، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید متخصصان رسید و از طریق تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفت. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه راهبردهای یادگیری 88/0، راهبردهای انگیزشی 91/0، اهداف پیشرفت تحصیلی 87/0، اشتیاق تحصیلی 91/0 و خودکارآمدی تحصیلی 86/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر راهبردهای یادگیری، انگیزشی، اهداف پیشرفت تحصیلی و اشتیاق تحصیلی بر خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود، همچنین مشخص شد که نقش میانجی اهداف پیشرفت تحصیلی و اشتیاق تحصیلی در تأثیر راهبردهای یادگیری و انگیزشی بر خودکارآمدی تحصیلی مثبت و معنی دار می‌باشد.

مدیریت آموزشی

بررسی روابط علی بین آموزش کارآفرینانه و اشتغال‌زایی پایدار در دانشگاه‌های آزاد اسلامی شهر تهران

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 348-366

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.418275.1247

ثنا عبدالعلی، محمدنقی ایمانی گله پردسری، اصغر شریفی

چکیده هدف این تحقیق بررسی روابط علی بین آموزش کارآفرینانه و اشتغال‌زایی پایدار در دانشگاه­های آزاد اسلامی شهر تهران می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 272 نفر از اعضای هیئت علمی علوم انسانی دانشگاه‌های آزاد اسلامی شهر تهران می‌باشد. نمونه‌گیری به صورت تصادفی خوشه‌ای انجام شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می‌باشد که متغیر آموزش کارآفرینانه شامل 3 بعد (هدف، ساختار و روش) و متغیر اشتغال‎زایی پایدار شامل 2 بعد (سازمانی و محیطی) می‌باشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم­افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که با توجه به مقادیر ضرایب استاندارد و ضرایب معناداری تی (بالاتر از 2.58) می‌توان گفت که بین عوامل روابط مستقیم وجود دارد.

مدیریت آموزشی

طراحی مدل ساختاری ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 367-386

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.462999.1382

کیانا کاوه، امینه احمدی، مجتبی معظمی

چکیده هدف پژوهش حاضر مدل ساختاری ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نظر روش اجرا در بخش کیفی، تحلیل دلفی فازی و در بخش کمی پیمایشی مقطعی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی 18 نفر از مدیران، استادان و صاحب‌نظران و نمونه گیری به روش گلوله برفی و هدفمند و در بخش کمی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های سراسری و آزاد، 243 نفر، از حوزه مدیریت آموزشی مشارکت و نمونه گیری به روش طبقه‌ای انتخاب شدند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌ و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش دلفی و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. مطابق یافته‌ها، 9 عامل اصلی شناخته‌شده در مدل ساختاری عبارت است از آمایش آموزش عالی، نیازسنجی شغلی و مهارتی، توسعه مهارت‌های ارتباطی، برنامه‌ریزی آموزشی، ارتقاء فرهنگ سازمانی، عوامل محیطی، ارزیابی مستمر و مداوم، توسعه تفکر راهبردی و بازمهندسی فرآیندها. نتایج آزمون رتبه‌بندی فریدمن نشان داد که بین عوامل مؤثر، بالاترین اولویت مربوط به برنامه‌ریزی آموزشی، توسعه تفکر راهبردی و مهندسی مجدد فرآیندها است. یافته‎ها نشانگراین امر هستند که ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی در ایران، نیازمند بازمهندسی در کلیه ارکان سازمانی از روش‌های اجرایی تا شایستگی‌های فردی و حرفه‌ای مدیران و نیز توسعه مبتنی بر آمایش آموزش عالی است.

مدیریت آموزشی

نقش واسطه‌ای خودکارآمدی خلاقانه در رابطه بین هوش سازمانی و چابکی سازمانی معلمان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 387-408

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.462883.1381

عباس قلتاش

چکیده هدف این پژوهش تبیین نقش واسطه‌ای خودکارآمدی خلاقانه در رابطه بین هوش سازمانی و چابکی سازمانی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی تمامی معلمان ابتدایی سرچهان که تعداد آنها بالغ بر 160 نفر بود. با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای تعداد 113 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه‌های چابکی سازمانی ژانگ، خودکارآمدی خلاقانه کاروسکی و همکارانش و پرسشنامه هوش سازمانی البرخت بوده است. برای تحلیل داده‌ها از آزمون معنی‌داری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون ساده و همچنین رگرسیون سلسله مراتبی به شیوه بارون - کنی استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که خودکارآمدی خلاقانه توسط هوش سازمانی، قابل پیش‌بینی است. چابکی سازمانی توسط هوش سازمانی، قابل پیش‌بینی است. چابکی سازمانی توسط خودکارآمدی خلاقانه، قابل پیش‌بینی است. خودکارآمدی خلاقانه نقش واسطه‌ای معنی‌داری در رابطه بین متغیرهای هوش سازمانی و چابکی سازمانی ایفا می‌کند.

مدیریت آموزشی

شناسایی، دسته‌بندی و رتبه بندی شاخص‌های عملکرد مدارس با استفاده از روش کیو

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 409-430

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.442221.1319

سید محمود جلیلیان، شهناز نایب زاده، سید حسن حاتمی نسب، سید علی المدرسی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی، دسته بندی و رتبه بندی شاخص‌های عملکرد مدارس با استفاده از روش کیو می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و پارادایم تفسیری می‌باشد. این پژوهش در دو گام انجام شد؛ استراتژی تحقیق در گام اول تحلیل محتوای کیفی بوده و جامعه آماری پژوهش شامل 24 نفر از چهارگروه والدین، مدیران و کارکنان دبیرستان دخترانه، معلمان و نیز مسوولان سازمان آموزش و پرورش شهر یزد و نمونه گیری بصورت هدفمند می‌باشد و حجم نمونه‌ها تا اشباع نظری ادامه داشت. استخراج شاخص‌های عملکرد از مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. گام دوم این تحقیقی با استفاده از روش تحلیل عاملی محور کیو، به گونه شناسی ذهنی 33 نفر از والدین با استفاده از پرسشنامه و به صورت میدانی پرداخته شد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از تحلیل محتوا  و در بخش کمی از نرم افزارSPSS  و روش کیو استفاده شد. یافته‌های پژوهش منجر به دستیابی به هفت گونه ذهنی متفاوت حاکی از ناهمگونی و تفاوت قابل توجه در دیدگاه والدین در خصوص معیارهای عملکردی شده است، تفاوتی که مدیران این مدرسه را به بخش بندی بازار بر اساس درک خواسته‌ها و نیازهای مخاطبان هدفی با ذهنیت‌های متفاوت دعوت کرده و بینش مدیران این صنعت را در خصوص تخصیص سرمایه با نگاهی از بیرون به درون و تاکید بر سیستم ارزشیابی مخاطب محور ارتقا می‌دهد.  

مدیریت آموزشی

طراحی مدل آموزشی مبتنی بر توسعه هویت با رویکرد ایرانی- اسلامی دانش‌آموزان مقطع ابتدایی

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 17-38

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.408353.1219

علی اولادحمزه زاده، معصومه اولادیان، محمود صفری

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل آموزشی مبتنی بر توسعه هویت با رویکرد ایرانی- اسلامی دانش‌آموزان مقطع ابتدایی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان‌ جامعه‌ علمی‌ دانشگاهی‌ و متخصصان‌ بررسی‌ عملکرد دانش آموزان و جامعه آماری بخش کمی شامل 217 نفر از مدیران، معاونین، معلمان و کارکنان مدارس مقطع ابتدایی منطقه پنج شهر تهران می‌باشد. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته از اعضای جامعه آماری و با روش نمونه‌گیری هدفمند از طریق‌ رویکرد گلوله‌ برفی‌ و گرد‌آوری داده‌ها در بخش کمی طی پرسشنامه محقق ساخته از بین اعضای جامعه آماری که با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شده بودند، صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری باز و محوری و انتخابی و از نرم‌افزار MAXQDA2020 و در بخش کمی از نرم افزار SPSS 16 و Smart PLS استفاده شد و همچنین در تحلیل استنباطی به روش تحلیل عاملی، به تجزیه و تحلیل داده‌ها پرداخته شد. عوامل شناسایی شده در قالب 9 بعد و 61 مؤلفه استخراج شد. ابعاد مدل آموزشی‌ مبتنی‌ بر توسعه‌ هویت‌ با رویکرد ایرانی‌- اسلامی‌ دانش‌ آموزان‌ شامل اهداف و محتوای آموزشی، روش‌های یاددهی و یادگیری آموزشی، مربیان و معلمان، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل روانی، رسانه‌ها، عوامل تربیتی و عوامل خانوادگی می‌باشد. بر اساس نتایج تحلیل کمی، تمامی ابعاد و مؤلفه‌های مدل دارای اعتبار بودند و مدل از برازش مناسب برخوردار است

مدیریت آموزشی

تحلیل رابطه کانونی رهبری سطح پنج با تعالی سازمانی مدارس

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 99-123

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.407182.1217

حسین معجونی، سیروس قنبری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه کانونی رهبری سطح پنج با تعالی سازمانی مدارس بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیّه معلّمان مدارس ابتدایی استان فارس در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 16264 نفر بودند. با توجّه به طبقات جامعه پژوهش مانند نوع منطقه (برخوردار، نیمه­ برخوردار و محروم)، تعداد شهرستان/ناحیه (39) و جنسیّت (مرد و زن) به روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران نمونه‌ای به حجم 375 نفر انتخاب شد. روش پژوهش کمّی، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. جمع­آوری داده ­ها بر اساس پرسشنامه رهبری سطح پنج چم­آسمانی (2007) و تعالی سازمانی عمارلو (2018) صورت گرفت که ضریب آلفای کرونباخ آن­ها به ترتیب: 96/0 و 91/0 به­دست آمد. جهت تحلیل داده‌ها از تکنیک‌های توصیفی، ماتریس همبستگی پیرسون، تحلیل همبستگی کانونی و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 25 استفاده شد. نتایج نشان داد که: ابعاد رهبری سطح پنج دارای همبستگی کانونی مثبت و معنادار در آلفای 01/0 به مقدار 725/0 با تعالی سازمانی مدارس هستند و قادر به تببین 464% درصد واریانسِ متغیر تعالی سازمانی مدارس می­باشند. ابعاد ویژگی­ های شخصیتی مدیر؛ انتخاب کارکنان شایسته سپس تعیین هدف؛ فرهنگ انضباطی؛ استفاده از فناوری و بعد تراکم نیرو و جهش دارای اثر مثبت و معنادار بر متغیر تعالی سازمانی مدارس درسطح 01/0 می ­باشد.

مدیریت آموزشی

ارزیابی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 211-230

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.424101.1271

علی اکبر ملایی، محمد اسلم رئیسی

چکیده هدف از تحقیق ارزیابی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک در مؤسسات آموزش عالی تهران بود. روش پژوهش باتوجه‌به هدف آن، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها از نوع توصیفی - پیمایشی است که در آن از ابزار پرسشنامه استفاده گردید. در بخش میدانی از ابزار پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانشجویان مؤسسات آموزش عالی شهر تهران هستند. تعداد کل جامعه آماری پژوهش حاضر 291 نفر هستند. جهت تخمین تعداد نمونه کافی در این پژوهش از فرمول تخمین نمونه کوکران استفاده شد. بنابراین 166 نفر از دانشجویان مؤسسات آموزش عالی شهر تهران به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب خواهند شد. روش نمونه‌گیری در پژوهش حاضر نیز روش نمونه‌گیری تصادفی ساده است. پرسشنامه ارزشیابی اثربخشی دوره آموزشی توسط عباس عرب در سال ۱۳۹۳ دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه سمنان بر اساس مدل ارزشیابی کرک پاتریک ساخته شده است که دارای 29 سؤال  می‌باشد. یافته‌های تحقیق نشان داد که مولفه‌های ارزیابی اثربخشی آموزش شامل واکنش، یادگیری و نتایج قادر به پیش‌بینی اثربخشی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک هستند. بر اساس یافته‌های تحقیق آموزش درس عربی در مؤسسات آموزش عالی شهر تهران از لحاظ مولفه‌های واکنش، یادگیری و نتایج در حد مطلوبی قرار دارد.

مدیریت آموزشی

بررسی نقش واسطه‌ای خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی در رابطه مهارت‌های اجتماعی و هوش اجتماعی با پیشرفت تحصیلی

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 351-372

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.449918.1343

فاطمه صبیح مهدی، حسن قلاوندی

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه‌ای خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی در رابطه مهارت‌های اجتماعی و هوش اجتماعی با پیشرفت تحصیلی در درس تاریخ در میان دانش آموزان پایه پنجم ادبیات استان بابل بوده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه پنجم ادبیان استان بابل به تعداد 2110 نفر بود، با استفاده از جدول مورگان تعداد 327 نفر از آنان با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌های پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد مهارت اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، هوش اجتماعی سیلورا و همکاران (2001)، نیازهای روانشناختی گاردیا و همکاران (2000)، خودکفایی کوپر (1997) و پیشرفت تحصیلی صالحی (1394) استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه مهارت اجتماعی 86/0، هوش اجتماعی 91/0، نیازهای روانشناختی 88/0، خودکفایی 83/0 و پیشرفت تحصیلی 90/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین مهارت‌های اجتماعی، هوش اجتماعی، خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد، همچنین نتایج نشان داد که نقش واسطه خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی در ارتباط بین مهارت‌های اجتماعی و هوش اجتماعی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مثبت و معنی دار می‌باشد.

مدیریت آموزشی

ارائه الگوی پارادایمی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در صنعت پتروشیمی

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 400-426

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.404873.1220

مهدی فراهانی، سید علی اکبر احمدی، محمد تمیمی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در صنعت پتروشیمی انجام شده است. این پژوهش مبتنی بر فلسفه تجربه‌گرایانه، بنیادی از منظر هدف و با رویکردی قیاسی-استقرایی با روش تحقیق آمیخته انجام شد. داده‌های تحقیق در بخش کیفی از طریق مصاحبه با 17 نفر از اساتید مدیریت (خبرگان نظری) و مدیران صنعت پتروشیمی (خبرگان تجربی) که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، جمع آوری گردید. همچنین شاخص‌های شناسایی شده با روش دلفی فازی با مشارکت خبرگان بخش کیفی، اعتبارسنجی و با روش سوارا فازی اولویت‌بندی شدند. در نهایت به ارائه مدل نهایی پژوهش پرداخته شد. برای دستیابی به اهداف پژوهش با تحلیل مصاحبه با خبرگان، مجموعه‌ای از شاخص‌های کاربردی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در قالب هشت مقوله اصلی شناسایی شد که عبارتند از: زیرساخت سازمانی، هم‌راستایی استراتژیک، آموزش و بالندگی منابع انسانی، تطبیق‌ناپذیری منابع انسانی، توانمندسازی کارکنان، راهبرد فرآیند محوری، بازگشت سرمایه به شرکت و کسب مزیت رقابتی. یافته‌ها نشان داده است آموزش و بالندگی منابع انسانی یک متغیر زیربنایی است که بر توانمندسازی کارکنان و راهبرد فرآیند محوری تأثیر می‌گذارد. در این میان تقویت زیرساخت سازمانی و ایجاد هم‌راستایی استراتژیک جهت دستیابی به بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان حائز اهمیت است. با پیاده‌سازی موارد مذکور، بازگشت سرمایه به شرکت و کسب مزیت رقابتی حاصل می‌شود. رتبه‌بندی شاخص‌های بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان با روش سوارا فازی نشان داد که عوامل حمایت و پشتیبانی مدیریت ارشد، آگاه‌سازی کارکنان از نتایج اهداف آموزشی، آموزش مستمر و مداوم با کاربرد‌های وسیع از بالاترین اهمیت برخوردار هستند.