نقش واسطهای خودکارآمدی خلاقانه در رابطه بین هوش سازمانی و چابکی سازمانی معلمان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 387-408
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.462883.1381
عباس قلتاش
چکیده هدف این پژوهش تبیین نقش واسطهای خودکارآمدی خلاقانه در رابطه بین هوش سازمانی و چابکی سازمانی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی تمامی معلمان ابتدایی سرچهان که تعداد آنها بالغ بر 160 نفر بود. با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقهای تعداد 113 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامههای چابکی سازمانی ژانگ، خودکارآمدی خلاقانه کاروسکی و همکارانش و پرسشنامه هوش سازمانی البرخت بوده است. برای تحلیل دادهها از آزمون معنیداری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون ساده و همچنین رگرسیون سلسله مراتبی به شیوه بارون - کنی استفاده شد. یافتهها نشان داد که خودکارآمدی خلاقانه توسط هوش سازمانی، قابل پیشبینی است. چابکی سازمانی توسط هوش سازمانی، قابل پیشبینی است. چابکی سازمانی توسط خودکارآمدی خلاقانه، قابل پیشبینی است. خودکارآمدی خلاقانه نقش واسطهای معنیداری در رابطه بین متغیرهای هوش سازمانی و چابکی سازمانی ایفا میکند.
شناسایی، دستهبندی و رتبه بندی شاخصهای عملکرد مدارس با استفاده از روش کیو
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 409-430
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.442221.1319
سید محمود جلیلیان، شهناز نایب زاده، سید حسن حاتمی نسب، سید علی المدرسی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی، دسته بندی و رتبه بندی شاخصهای عملکرد مدارس با استفاده از روش کیو میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و پارادایم تفسیری میباشد. این پژوهش در دو گام انجام شد؛ استراتژی تحقیق در گام اول تحلیل محتوای کیفی بوده و جامعه آماری پژوهش شامل 24 نفر از چهارگروه والدین، مدیران و کارکنان دبیرستان دخترانه، معلمان و نیز مسوولان سازمان آموزش و پرورش شهر یزد و نمونه گیری بصورت هدفمند میباشد و حجم نمونهها تا اشباع نظری ادامه داشت. استخراج شاخصهای عملکرد از مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. گام دوم این تحقیقی با استفاده از روش تحلیل عاملی محور کیو، به گونه شناسی ذهنی 33 نفر از والدین با استفاده از پرسشنامه و به صورت میدانی پرداخته شد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از تحلیل محتوا و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و روش کیو استفاده شد. یافتههای پژوهش منجر به دستیابی به هفت گونه ذهنی متفاوت حاکی از ناهمگونی و تفاوت قابل توجه در دیدگاه والدین در خصوص معیارهای عملکردی شده است، تفاوتی که مدیران این مدرسه را به بخش بندی بازار بر اساس درک خواستهها و نیازهای مخاطبان هدفی با ذهنیتهای متفاوت دعوت کرده و بینش مدیران این صنعت را در خصوص تخصیص سرمایه با نگاهی از بیرون به درون و تاکید بر سیستم ارزشیابی مخاطب محور ارتقا میدهد.
طراحی مدل آموزشی مبتنی بر توسعه هویت با رویکرد ایرانی- اسلامی دانشآموزان مقطع ابتدایی
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 17-38
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.408353.1219
علی اولادحمزه زاده، معصومه اولادیان، محمود صفری
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل آموزشی مبتنی بر توسعه هویت با رویکرد ایرانی- اسلامی دانشآموزان مقطع ابتدایی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان جامعه علمی دانشگاهی و متخصصان بررسی عملکرد دانش آموزان و جامعه آماری بخش کمی شامل 217 نفر از مدیران، معاونین، معلمان و کارکنان مدارس مقطع ابتدایی منطقه پنج شهر تهران میباشد. گردآوری دادهها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته از اعضای جامعه آماری و با روش نمونهگیری هدفمند از طریق رویکرد گلوله برفی و گردآوری دادهها در بخش کمی طی پرسشنامه محقق ساخته از بین اعضای جامعه آماری که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شده بودند، صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از کدگذاری باز و محوری و انتخابی و از نرمافزار MAXQDA2020 و در بخش کمی از نرم افزار SPSS 16 و Smart PLS استفاده شد و همچنین در تحلیل استنباطی به روش تحلیل عاملی، به تجزیه و تحلیل دادهها پرداخته شد. عوامل شناسایی شده در قالب 9 بعد و 61 مؤلفه استخراج شد. ابعاد مدل آموزشی مبتنی بر توسعه هویت با رویکرد ایرانی- اسلامی دانش آموزان شامل اهداف و محتوای آموزشی، روشهای یاددهی و یادگیری آموزشی، مربیان و معلمان، عوامل فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل روانی، رسانهها، عوامل تربیتی و عوامل خانوادگی میباشد. بر اساس نتایج تحلیل کمی، تمامی ابعاد و مؤلفههای مدل دارای اعتبار بودند و مدل از برازش مناسب برخوردار است
تحلیل رابطه کانونی رهبری سطح پنج با تعالی سازمانی مدارس
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 99-123
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.407182.1217
حسین معجونی، سیروس قنبری
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه کانونی رهبری سطح پنج با تعالی سازمانی مدارس بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیّه معلّمان مدارس ابتدایی استان فارس در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 16264 نفر بودند. با توجّه به طبقات جامعه پژوهش مانند نوع منطقه (برخوردار، نیمه برخوردار و محروم)، تعداد شهرستان/ناحیه (39) و جنسیّت (مرد و زن) به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران نمونهای به حجم 375 نفر انتخاب شد. روش پژوهش کمّی، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. جمعآوری داده ها بر اساس پرسشنامه رهبری سطح پنج چمآسمانی (2007) و تعالی سازمانی عمارلو (2018) صورت گرفت که ضریب آلفای کرونباخ آنها به ترتیب: 96/0 و 91/0 بهدست آمد. جهت تحلیل دادهها از تکنیکهای توصیفی، ماتریس همبستگی پیرسون، تحلیل همبستگی کانونی و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 25 استفاده شد. نتایج نشان داد که: ابعاد رهبری سطح پنج دارای همبستگی کانونی مثبت و معنادار در آلفای 01/0 به مقدار 725/0 با تعالی سازمانی مدارس هستند و قادر به تببین 464% درصد واریانسِ متغیر تعالی سازمانی مدارس میباشند. ابعاد ویژگی های شخصیتی مدیر؛ انتخاب کارکنان شایسته سپس تعیین هدف؛ فرهنگ انضباطی؛ استفاده از فناوری و بعد تراکم نیرو و جهش دارای اثر مثبت و معنادار بر متغیر تعالی سازمانی مدارس درسطح 01/0 می باشد.
ارزیابی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 211-230
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.424101.1271
علی اکبر ملایی، محمد اسلم رئیسی
چکیده هدف از تحقیق ارزیابی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک در مؤسسات آموزش عالی تهران بود. روش پژوهش باتوجهبه هدف آن، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها از نوع توصیفی - پیمایشی است که در آن از ابزار پرسشنامه استفاده گردید. در بخش میدانی از ابزار پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانشجویان مؤسسات آموزش عالی شهر تهران هستند. تعداد کل جامعه آماری پژوهش حاضر 291 نفر هستند. جهت تخمین تعداد نمونه کافی در این پژوهش از فرمول تخمین نمونه کوکران استفاده شد. بنابراین 166 نفر از دانشجویان مؤسسات آموزش عالی شهر تهران بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب خواهند شد. روش نمونهگیری در پژوهش حاضر نیز روش نمونهگیری تصادفی ساده است. پرسشنامه ارزشیابی اثربخشی دوره آموزشی توسط عباس عرب در سال ۱۳۹۳ دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه سمنان بر اساس مدل ارزشیابی کرک پاتریک ساخته شده است که دارای 29 سؤال میباشد. یافتههای تحقیق نشان داد که مولفههای ارزیابی اثربخشی آموزش شامل واکنش، یادگیری و نتایج قادر به پیشبینی اثربخشی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک هستند. بر اساس یافتههای تحقیق آموزش درس عربی در مؤسسات آموزش عالی شهر تهران از لحاظ مولفههای واکنش، یادگیری و نتایج در حد مطلوبی قرار دارد.
بررسی نقش واسطهای خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی در رابطه مهارتهای اجتماعی و هوش اجتماعی با پیشرفت تحصیلی
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 351-372
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.449918.1343
فاطمه صبیح مهدی، حسن قلاوندی
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی در رابطه مهارتهای اجتماعی و هوش اجتماعی با پیشرفت تحصیلی در درس تاریخ در میان دانش آموزان پایه پنجم ادبیات استان بابل بوده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه پنجم ادبیان استان بابل به تعداد 2110 نفر بود، با استفاده از جدول مورگان تعداد 327 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد مهارت اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، هوش اجتماعی سیلورا و همکاران (2001)، نیازهای روانشناختی گاردیا و همکاران (2000)، خودکفایی کوپر (1997) و پیشرفت تحصیلی صالحی (1394) استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه مهارت اجتماعی 86/0، هوش اجتماعی 91/0، نیازهای روانشناختی 88/0، خودکفایی 83/0 و پیشرفت تحصیلی 90/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین مهارتهای اجتماعی، هوش اجتماعی، خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد، همچنین نتایج نشان داد که نقش واسطه خودکفایی تحصیلی و نیازهای اساسی روانشناختی در ارتباط بین مهارتهای اجتماعی و هوش اجتماعی با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مثبت و معنی دار میباشد.
ارائه الگوی پارادایمی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در صنعت پتروشیمی
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 400-426
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.404873.1220
مهدی فراهانی، سید علی اکبر احمدی، محمد تمیمی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در صنعت پتروشیمی انجام شده است. این پژوهش مبتنی بر فلسفه تجربهگرایانه، بنیادی از منظر هدف و با رویکردی قیاسی-استقرایی با روش تحقیق آمیخته انجام شد. دادههای تحقیق در بخش کیفی از طریق مصاحبه با 17 نفر از اساتید مدیریت (خبرگان نظری) و مدیران صنعت پتروشیمی (خبرگان تجربی) که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، جمع آوری گردید. همچنین شاخصهای شناسایی شده با روش دلفی فازی با مشارکت خبرگان بخش کیفی، اعتبارسنجی و با روش سوارا فازی اولویتبندی شدند. در نهایت به ارائه مدل نهایی پژوهش پرداخته شد. برای دستیابی به اهداف پژوهش با تحلیل مصاحبه با خبرگان، مجموعهای از شاخصهای کاربردی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در قالب هشت مقوله اصلی شناسایی شد که عبارتند از: زیرساخت سازمانی، همراستایی استراتژیک، آموزش و بالندگی منابع انسانی، تطبیقناپذیری منابع انسانی، توانمندسازی کارکنان، راهبرد فرآیند محوری، بازگشت سرمایه به شرکت و کسب مزیت رقابتی. یافتهها نشان داده است آموزش و بالندگی منابع انسانی یک متغیر زیربنایی است که بر توانمندسازی کارکنان و راهبرد فرآیند محوری تأثیر میگذارد. در این میان تقویت زیرساخت سازمانی و ایجاد همراستایی استراتژیک جهت دستیابی به بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان حائز اهمیت است. با پیادهسازی موارد مذکور، بازگشت سرمایه به شرکت و کسب مزیت رقابتی حاصل میشود. رتبهبندی شاخصهای بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان با روش سوارا فازی نشان داد که عوامل حمایت و پشتیبانی مدیریت ارشد، آگاهسازی کارکنان از نتایج اهداف آموزشی، آموزش مستمر و مداوم با کاربردهای وسیع از بالاترین اهمیت برخوردار هستند.
الگوی بینش معلمان ابتدایی در آموزش برخط بارویکرد نظریه داده بنیاد
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 427-444
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.410010.1224
ریحانه بذرافشان دلیجان، محمد غفاری مجلج، سید جواد مرتضوی امیری
چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگوی بینش معلمان ابتدایی در آموزش برخط بارویکرد نظریه داده بنیاد میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل نخبگان و خبرگان در حوزه برنامه ریزی درسی و مدیریت آموزشی بوده و نمونه گیری به روش نمونه گیری هدفمند با نوع گلوله برفی صورت گرفته است. که در مجموع با 16 نفر از خبرگان مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و پژوهشگر در دادهها به اشباع نظری رسید. برای تحلیل دادههای به دست آمده از روش تحلیل استراوس کوربین استفاده شد که الگوی مذکور پس از مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی به صورت پارادیمی در 5 بعد شرایط علی، شرایط زمینهای، راهبردها، شرایط مداخله گر، پیامدها و مشتمل بر مؤلفه 17 شکل گرفت و حاصل آن در شرایط علی، توجه به انضباط آموزشی مستمر در حوزه آموزش آنلاین، وجود تعامل بین همکلاسیها ومعلم، تعهد آموزش برخط وارتباطات مشخص شده است. در بخش راهبردها مقوله مسیر راه آموزش برخط و در بخش مفاهیم برنامه محوری وگویه های برنامه ریزی پویا، تحقق اهداف حیطه شناختی و در بخش شرایط زمینهای در مفهوم آموزشی، فرصت شناسی آموزش برخط، شفافیت در کسب مهارتهای حرفهای، آموزش فناور محور ودر مفهوم شناخت منابع وتجهیزات، انطباق پذیری فنی مدارس، توانمندی در برنامه ریزی آموزش برخط و در مبحث پیامدها در مقوله علمی فنی و مفهوم شناختی ادراک تفکر بهنگام در تصمیم گیری، تقویت خودکارآمدی، تقویت خودنظارتی حرفهای استخراج شده است.
واکاوی شاخصهای انتخاب روش تدریس مناسب برای آموزش اصول حسابداری (1) به روش فراترکیب
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 445-475
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.426981.1283
حسین اسماعیل خانی، محمود معین الدین، فروغ حیرانی
چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی شاخصهای انتخاب روش تدریس مناسب برای آموزش اصول حسابداری (1) به روش فراترکیب میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، و به روش فراترکیب میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 9 نفر از خبرگان و اساتید حوزه آموزش حسابداری میباشد. با تحلیل مطالعات قبلی و استخراج ابعاد مؤثر از نرمافزار MAXQDA 2018، برای کدگذاری مقولهها استفاده شد که مقولهها به 8 مقوله محوری و 39 کدباز دستهبندی شدند سپس با استفاده از روش غربالگری فازی و با مشارکت خبرگان و اساتید، اهمیت هریک از مقولهها تعیین شد. نتایج نشان داد که از 39 مقوله مستخرج در مرحله فراترکیب، 21 مقوله دارای اهمیت زیاد و بسیار زیاد از نظر خبرگان میباشد. همچنین الویتبندی مقولهها نشان داد که شاخصهای زمان آموزش و دانش یا صلاحیت علمی استاد؛ معیارهایی با بالاترین سطح اهمیت برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، میباشند. یافتهها نشان میدهد که اساتید و مدرسان حوزه آموزش حسابداری برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، باید به شاخصهای مؤثر بر انتخاب روش تدریس مناسب توجه نموده و نقش با اهمیت شاخصهای مذکور را مدنظر قرار دهند؛ و با انتخاب روش تدریسی متناسب، موجب بهبود یادگیری و عملکرد دانشجویان شوند.
طراحی مدل توسعه حرفهای هنرآموزان شاخه فنی وحرفهای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستانها
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 476-511
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429542.1306
حسین حسن خانی، نیلوفر مرتضی نژاد، مریم سامری
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه حرفه ای هنرآموزان شاخه فنیوحرفه ای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستان ها میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعهای و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری شامل 24 نفر از صاحبنظران و معلمان میباشد و به روش نمونهگیری هدفمند وگلوله برفی انتخاب شدند. جامعه مورد مطالعه شامل 1) مبانی نظری تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران؛ 2) برنامهدرسی ملی؛ 3) هدفهای دوره تحصیلی متوسطه و 4) شرح وظایف هنرآموزان دوره فنی و حرفهای میباشد. ابزارهای جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی میباشد. برای تأمین اعتبار یافته ها از معیارهای چهارگانه «اطمینانپذیری»، «باورپذیری»، «تأییدپذیری» و «انتقالپذیری»پژوهش های کیفی استفاده شده است. در تحلیل یافته ها 191 «کد باز» شناسایی شد که با طبقه بندی آنها، مؤلفه های مدل شامل فلسفه و چرایی توسعه حرفهای، رویکرد و جهتگیری، اصول، هدف، سطوح، نقش هنرآموزان، صلاحیتها، فرایندها، موانع و پیامد به عنوان عناصر اصلی مدل شناسایی گردید. از نتایج پژوهش حاضر وزارت آموزش وپرورش می تواند در سیاست گذاریهای مربوط به توانمندسازی هنرآموزان در راستای ارتقاء آموزش کارآفرینی در هنرستانها استفاده نماید و در سطوح ادارات کل، مدیریت نواحی آموزشی و مدارس می توان از توصیه ها و رهنمودهای ارائه شده در الگو بهره گرفت.
شناسایی ابعاد و مؤلفههای کاربرد فناوریهای نوین در دانشگاه نسل چهارم
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 24-51
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.426783.1282
عصمت سیفی، امینه احمدی، مجتبی معظمی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفههای کاربرد فناوریهای نوین در دانشگاه نسل چهارم میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 10 نفراز متخصصان آموزش عالی، اساتید برجسته که آشنا به کار تحقیق در زمینه مورد مطالعه هستند انتخاب شد. از روش نمونهگیری غیرتصادفی هدفمند از نوع در دسترس استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبههای نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با کدگذاری باز و محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020، انجام گرفت. با توجه به تحلیلی که از روش تحلیل مضمون جهت تعیین ابعاد و مؤلفههای کاربرد فناوریهای نوین در دانشگاه نسل چهارم به اجرا در آمده است، 5 بعد، 13 مؤلفه و 47 شاخص شناسایی و تأیید شده است. ابعاد شامل الزامات آموزشی (تعامل با سایر گروههای آموزشی مجازی، اختصاص ساعات بیشتر آموزش کارآفرینی در دانشگاه، انعطاف پذیری، مولفههای مدیریتی)، الزامات زیباشناختی (عوامل تکنولوژیکی، قابلیتهای کاهش محدودیت آنلاین)، الزمات محتوایی (سامانه مدیریت یادگیری الکترونیکی، محتوای دروس متناسب) الزامات فرایندی (کیفیت رفتار متولیان آموزش مجازی، به کارگیری استانداردهای آموزش مجازی)، الزامات مشارکت برون سازمانی (زیر ساختهای سیستم آموزش مجازی، کیفیت سیستم ارائه خدمات، کیفیت پشتیبانی ادراکشده) میباشد.
نقش انواع رفتارهای رهبری مدیران مدارس در یادگیری تیمی معلمان
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 52-74
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.405790.1214
جمال عبدالملکی، محمد غفاری مجلج، معصومه محبوبی ابراهیمی، فائزه اسدی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی نقش انواع رفتارهای رهبری مدیران مدارس در یادگیری تیمی معلمان بود. جامعه پژوهش کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان قروه به تعداد 548 نفر بودند که از این جامعه با روش نمونهگیری تصادفی ساده و بر مبنای جدول مورگان نمونهای به حجم 225 نفر انتخاب شد. روش پژوهش همبستگی و از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه رفتارهای رهبری استرانگ (2005) و پرسشنامه یادگیری تیمی برسو و همکاران (2008) استفاده شد. جهت تعیین پایایی و روایی ابزار از تکنیکهای آلفایکرونباخ و تحلیل عاملی تائیدی استفاده شد. نتایج بیانگر پایایی و روایی مطلوب ابزار بود. جهت تحلیل دادهها از مدل یابی معادلات ساختاری بهوسیله نرمافزار Lisrel v.10.20 استفاده شد. نتایج بیانگر آن بودند که: رفتار رهبری وظیفه محور مدیران مدارس دارای اثر مثبت، مستقیم و معنادار (27/0) در سطح 05/0 بر یادگیری تیمی معلمان با مقدار تی (98/4) بود. رفتار رهبری فرد محور مدیران مدارس دارای اثر مثبت، مستقیم و معنادار (50/0) در سطح 05/0 بر یادگیری تیمی معلمان با مقدار تی (34/9) بود. همچنین رفتارهای دوگانه رهبری مدیران مدارس قادر به تبیین 38 درصد واریانس یادگیری تیمی معلمان هستند که این مقدار دارای تی (41/8) و بیانگر معنادار بودن واریانس تبیین شده یادگیری تیمی معلمان توسط رفتارهای دوگانه رهبری مدیران مدارس بود.
تأثیر آموزش مبتنی بر موک بر عملکرد کارکنان شهرداری تهران
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 123-140
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.396994.1195
سحر عقبائی، مریم گل بابایی، محمدرضا شاه آبادی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر موک بر عملکرد کارکنان شهرداری تهران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش, پیمایشی-مقطعی میباشد. جامعه آماری شامل کارکنان در واحدهای صف و ستاد شهرداری تهران به تعداد 70 نفر بودند که در مجموع با استفاده از جدول مورگان، با استفاده از نمونهگیری تصادفی طبقهای، تعداد 60 نفر از کارکنان سه واحد (اداره کل رفاه و امور ایثارگران، مرکز نوسازی و تحول اداری شهرداری تهران و مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران) از حوزه معاونت برنامهریزی شهرداری شناسایی و انتخاب شدند. روش نمونهگیری طبقهای نسبی میباشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر پرسشنامه ساخته محقق و پرسشنامه استاندارد عملکرد کارکنان (استیفن، ۲۰۰۵) می باشد. جهت تأیید مدل نهایی پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. مولفههای تشکیل دهنده الگوی آموزش موک شامل، اهداف، تعیین مخاطب، نیازسنجی، امکانسنجی، انتخاب عنوان، نوع عنوان، انتخاب پلت فرم، محتوا، پشتیبانی، بستر تعاملی، درگیرسازی مخاطب، راهبرد ارزشیابی بودند و یافتههای پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر موک بر عملکرد کارکنان شهرداری تاثیر مثبت و معناداری دارد و نشان داد که برازش کلی مدل مناسب میباشد.
ارائه الگوی آموزش با رویکرد مدیریت دانش در بانکها و نهادهای مالی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 141-168
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.400584.1206
فاطمه حمیدی، نجلا حریری، فهیمه با ب الحوائجی، حسین عباسیان
چکیده هدف از انجام این تحقیق ارائه الگوی آموزش با رویکرد مدیریت دانش در بانک ملی ایران است. از این رو، یک پژوهش کاربردی – توسعهای است که در سایر بانکها و نهادهای مالی کاربرد دارد. روش تحقیق کمی از نوع پیمایشی- تحلیلی است. جامعه آماری 1156 نفر شامل کارشناسان و مدیران میانی بخش ستاد بانک ملی در استان تهران بودند. برای محاسبه حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که 288 نفر تعیین و با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته است. برای اعتبار پرسشنامه از روش اعتبار صوری یا محتوایی استفاده شد و برای پایایی از روش آلفای کرونباخ که با توجه به مقدار آلفای 9/0 تأیید شد. دادهها به کمک دو نرمافزار آماری اسپیاساس 26و نرم افزار معادلات ساختاری پیالاس 4 پردازش شد. برای تحلیل شکاف از آزمون ناپارامتری ویلکاکسونبرای شناسایی وضع موجود و مطلوب شاخصهای آموزش با رویکرد مدیریت دانش در بانک ملی، برای تعیین اولویت بین مقولهها از آزمون فریدمن و برای تحلیل عامل تاییدی و ساخت مدل از معادلات ساختاری استفاده شد. طبق یافتهها بین میانگین وضع موجود و مطلوب شاخصها در جامعه هدف، تفاوت معنیداری میباشد. در نهایت الگوها در دو بخش وضعیت موجود و مطلوب بررسی شده و مدل ترکیبی ارائه گردیده است. براساس نتایج حاصل مدیران بانک ملی برای اجرای آموزش کارکنان با رویکرد مدیریت دانش باید در تمامی مولفههای مدل که در وضعیت موجود دارای بارعاملی کمتر نسبت به وضعیت مطلوب هستند تلاش مضاعفی نمایند.
ارائه مدل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری علمی در نظام آموزش عالی ایران: یک مطالعۀ ساختاری تفسیری
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 169-192
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.399095.1202
سیروس منصوری، مهدیه رضایی، داوود رمضانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری علمی در نظام آموزش عالی ایران انجام شد. روش پژوهش، مطالعه موردی از نوع مدلسازی بود. جامعهی آماری پژوهش، خبرگان آشنا به حوزه گردشگری علمی شامل اعضای هیأت علمی دانشگاههای ایران بودند که به صورت نمونهگیری هدفمند 37 نفر انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل اسناد، مصاحبه و پرسشنامه محققساخته بود و برای تجزیه و تحلیل دادهها از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده شد. در گام اول با بررسی ادبیات پژوهش به شیوۀ مرور نظاممند و همچنین از طریق مصاحبه با صاحبنظران و به رویکرد اسقرایی عوامل مؤثر بر گردشگری علمی در آموزش عالی استخراج شد و در گام دوم با استفاده از تکنیک 6 مرحلهای مدلسازی ساختاری- تفسیری، مدل مورد نظر استخراج گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که 9 عامل اصلی مؤثر بر شکلگیری گردشگری آموزش عالی در ایران به ترتیب تأثیرگذاری عبارتند از: تبادلات سیاسی پویا با جهان در سطح ملی، وجود سیاستگذاریهای کلان ملی در حوزه تعامل دانشگاهی، تسهیل فرایند پذیرش در ابعاد سیاسی و اداری، وجود زیرساختهای اقتصادی و فنی برای دانشجویان خارجی، سطح زبان بینالمللی اعضای هیأت علمی و کارکنان و ساختار آموزش عالی پویا و پذیرنده، وجود احساس امنیت در ابعاد اجتماعی، امنیتی و سیاسی برای دانشجویان خارجی و عوامل برند بودن دانشگاهها و معرفی و ارائۀ جاذبههای تاریخی، فرهنگی و مذهبی به جهانیان.
طراحی مدل برنامه درسی مدارس مجازی در دوره دوم متوسطه شهرستان خواف
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 244-262
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.384820.1162
علیرضا زنگنه، رضا والا، علا الدین اعتماد اهری
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل برنامه درسی مدارس مجازی در دوره دوم متوسطه شهرستان خواف میباشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش, پیمایشی؛ و به طور مشخص مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری را کل دبیران مشغول در مدارس متوسطه دوم شهرستان خواف (خراسان رضوی)، به تعداد 260 نفر, تشکیل داد که براساس جدول مورگان-کرسجی تعداد 152 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند؛ باتوجه به در دسترس داشتن اسامی پاسخگویان، روش نمونهگیری تصادفی ساده میباشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر پرسشنامه ساخته محقق میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS؛ و به منظور طراحی مدل نهایی پژوهش از نرمافزار PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که طراحی برنامه درسی مدارس شامل 6 مؤلفه اهداف برنامه درسی، محتوای برنامه درسی، ارزشیابی برنامه درسی، جریانهای یادگیری– یاددهی برنامه درسی، راهبردهای برنامه درسی، درجه تناسب برنامه درسی میباشد و نتایج حاصل از آمارههای برازش مدل نشان میدهد مقادیر به دست آمده در مورد هر یک از شاخصها نشان دهنده برازش بسیار مناسب مدل میباشد.
مطالعه تأثیر شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی و هدف گرایی تحصیلی با توجه به نقش واسطهای خودکارآمدی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 304-326
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.396989.1193
محمد فرحان عبدالربیعی، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق بررسی مطالعه تأثیر شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی و هدف گرایی تحصیلی با توجه به نقش واسطهای خودکارآمدی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان رشته جغرافیا دانشگاه بابلبه تعداد 575 نفر میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 234 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از چهار پرسشنامه محقق ساخته شبیه سازی آموشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی، پرسشنامه استاندارد هدف گرایی میدلتون و میدگلی (1998)، خودکارآمدی تحصیلی موریس (2001) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) استفاده شد. روایی صوریی و محتوایی پرسشنامهها از طرق روایی قضاوتی و سازه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه شبیه سازی آموشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی 79/0، هدف گرایی 91/0، خودکارآمدی تحصیلی 83/0 و عملکرد تحصیلی 90/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی و هدف گرایی تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی دانشجویان تأثیر مثبت و معنی داری دارد، همچنین مشخص شد که نقش واسطه خودکارآمد تحصیلی در تأثیر گذاری شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی و هدف گرایی بر عملکرد تحصیلی مثبت و معنی دار میباشد.
طراحی الگوی آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 155-178
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.399178.1203
مهیار یاراحمدی، حبیب هنری، میثم شعبانی نیا
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگو آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران است. روش پژوهش به شیوه کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون یا تم بود. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش گلیزر (1992) انجام گرفت. مشارکت کنندگان پژوهش، 14 کارشناسان عضو فدراسیون ورزش دانشآموزی، اساتید بلندپایه دانشگاهی و افراد دارای سمت سازمانی همچون معاونت تربیتبدنی و سلامت وزارت آموزشوپرورش را در بر میگیرد و نمونهگیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. بعد از کدگذاری مرحله به مرحله، تعداد تعداد کل کدهای که به ثبت رسیده است معادل 32 کد، تعداد کل توافقات بین کدها معادل 12 کد میباشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در مرحله کیفی از تحلیل مضمون یا تم استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که طراحی الگو آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران شامل مشکلات برگزاری درس تربیت بدنی در فضای مجازی، نبود نظارت و تمرکز حواس در آموزش مجازی، عدم شکل گیری ارتباط مناسب بین استاد و دانشجویان، پوشش کلاسهای مجازی، مسائل اقتصادی، ضعف تکنولوژی نرم افزای و سخت افزاری، مشکلات اینترنتی و زیر ساختی آن، فواید فناوری اطلاعات در آموزش مجازی، خصوصیات برتر آموزش مجازی، ضعف در برقراری دوستی و ارتباط، شناخت ناکافی از فضا و قابلیتهای آموزش مجازی، مشکلات آموزش مجازی درس تربیت بدنی، ضعف در ارتباطات شبکهای و موانع زیر ساختی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی، مشکلات یادگیری آموزش مجاری، قابلیت های آموزش مجازی و دلایل اهمیت و برتری آموزش مجازی بود
تأثیر آموزش عالی بر توسعه سیاسی؛ مطالعه تطبیقی در ایران و ترکیه
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 179-201
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.395796.1186
مسعود شفیعی چافی، رضا مهدی، مهدی اسدی
چکیده هدف این پژوهش، مطالعه تطبیقی تأثیر آموزش عالی بر توسعه سیاسی در دو کشور ایران و ترکیه در سال 1402-1401 است. این تحقیق از نظر هدف و ماهیت، در رده تحقیقات کاربردی و از منظر روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل متخصصان و صاحبنظران آموزش عالی و توسعه سیاسی است که برای نمونه گیری از این جامعه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. در نهایت، 18 خبره در این پژوهش شرکت و پرسشنامه محققساخته معتبر را تکمیل کردهاند. یافتههای تحقیق نشان داد که در عوامل متعددی نظام آموزش عالی بر توسعه سیاسی در سطح 0.01 تأثیر معنیداری دارد: سیاستگذاری و برنامه ریزی توسعه آموزش عالی، بین المللی شدن آموزش عالی، استفاده از تجارب کشورهای توسعهیافته در مدیریت آموزش عالی، تربیت نیروی متخصص و ارتقای سطح دانش و سواد در جامعه توسط آموزش عالی، تولید دانش در نظام آموزش عالی، تجارتسازی ایده های دانشگاهی در نظام آموزش عالی و ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه، نظام نوآوری در آموزش عالی، نوآوریهای فناورانه، توسعه فناوری آموزشی، استقلال دانشگاه ها، فرهنگ سازی و آموزش شهروندی. همچنین، براساس این پژوهش، برخی از مؤلفههای آموزش عالی مؤثر بر توسعه سیاسی در ترکیه وضع مطلوبتری نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارند: استفاده از تجارب کشورهای توسعهیافته در مدیریت آموزش عالی، تربیت نیروی متخصص و ارتقای سطح دانش و سواد در جامعه توسط آموزش عالی، تولید دانش در نظام آموزش عالی، تجاریسازی ایده های دانشگاهی در نظام آموزش عالی و ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه، نظام نوآوری در آموزش عالی، نوآوریهای فناورانه، توسعه فناوری آموزشی و استقلال دانشگاهها. در این مقاله، چرایی تفاوت مدلهای دو کشور بررسی شده است.
طراحی الگوی تسهیل گری علوم تجربی بر اساس رویکرد معکوس در دوره ابتدایی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 202-224
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.423556.1266
سهیلا یوسف قنبری، ناهید شفیعی، امیرحسین مهدیزاده
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی تسهیل گری علوم تجربی بر اساس رویکرد معکوس در دوره ابتدایی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کابردی و روش اجرای پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی _کمی) به روش تحلیل مضمون و مدلیابی معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 14 نفر از مشارکت کنندگان بخش مصاحبه (شامل متخصصان حوزه برنامه درسی، متخصصان حوزه علوم تجربی و معلمان با سابقه بالا در مقطع ابتدایی) و مشارکتکنندگان بخش محتوای متون (شامل اسناد منتشر شده در پایگاه های علمی معتبر در 5 ساله اخیر منتهی به زمان تحلیل و تنظیم فصل چهارم (2017 الی 2022 به میلادی) میباشد و روش نمونهگیری در بخش مصاحبه به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی و در بخش متون بصورت هدفمند مبتنی بر هدف پژوهش میباشد. جامعه آماری در بخش کمی، شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی در استان خوزستان با نمونه 193 نفر و با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار بخش کیفی، مصاحبه و بخش کمی، پرسشنامه میباشد. تجزیه و تحلیل بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون روش پیشنهادی آتراید-استرلینگ (2001) و بخش کمی نرم افزار SPSS و Amos میباشد. نتایج نشان داد الگوی تسهیلگری شامل شش مضمون سازمان دهنده: تدریس عینی و تجسمی، فعالیت معلم در روش معکوس، تعامل معلم و دانشآموز، تدریس برای یادگیریآموزی، انگیزه و توانمندی معلم و مشارکت فعال خانوادهها است که در مجموع 31 مضمون پایه دارد. در اعتبارسنجی الگوی طراحی شده هم بررسی مدل ساختاری نشان داد الگوی فوق برازش مطلوب دارد.
تأثیر فرهنگ مدرسه بر از خود بیگانگی تحصیلی با نقش میانجی نیازهای اساسی روانشناختی در میان دانشآموزان دورهی اول متوسطه استان لرستان
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 225-247
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.424346.1276
حسن قلاوندی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل روابط بین فرهنگ مدرسه بر از خود بیگانگی تحصیلی با توجه به نقش میانجی نیازهای اساسی روانشناختی با استفاده از روش توصیفی- همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دورهی اول متوسطه استان لرستان که در مجموع 23223 نفر بود، که 400 نفر نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها سه پرسشنامهی استاندارد، فرهنگ مدرسهی الساندرو و ساد (1997)، نیازهای روانشناختی اساسی لاگواردیا و همکاران (2000) و ازخودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976) بود. دادههای تحقیق پس از جمعآوری با استفاده از نرمافزارهای آماری Lisrel و SPSSتحلیل شدند. نتایح نشان داد، اثر مستقیم فرهنگ مدرسه بر نیازهای روانشناختی اساسی (67/0) میباشد. آماره t این اثر نیز (72/8) میباشد که در سطح 001/0 مثبت و معنیدار است. اثر مستقیم فرهنگ مدرسه بر از خودبیگانگی تحصیلی (27/0-) میباشد. آماره t این اثر نیز (12/3-) میباشد که در سطح 01/0 منفی و معنیدار است. اثر مستقیم نیازهای روانشناختی اساسی بر از خودبیگانگی تحصیلی (47/0-) میباشد. آماره t این اثر نیز (41/4-) میباشد که در سطح 001/0 منفی و معنیدار است. اثر غیر مستقیم فرهنگ مدرسه بر از خودبیگانگی تحصیلی (31/0-) میباشد. آماره t این اثر نیز (20/4-) میباشد که در سطح 001/0 منفی و معنیدارمیباشد. با توجه به اینکه این اثر از طریق نیازهای روانشناختی اساسی بر از خودبیگانگی تحصیلی وارد میشود، در نتیجه نقش واسطهای نیازهای روانشناختی اساسی در ارتباط بین فرهنگ مدرسه و از خودبیگانگی تحصیلی دانشآموزان تأیید میشود.
ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش حسابداری مبتنیبر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان حسابداری در ایران
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 282-304
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.414450.1243
سامان ُمحمدی، طیبه حاتمی، فاطمه باقرآبادی
چکیده هدف از پژوهش حاضر ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش حسابداری مبتنی بر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان است. روش طراحی پژوهش کمی و نوع آن توصیفی- پیمایش میباشد. در راستای انجام این پژوهش، برای جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است که پرسشنامه مذکور توسط عمر اکبال توفیق در سال 2022 طراحی شده است. روایی پرسشنامه براساس روایی محتوایی بااستفاده از نظر صاحب نظران بررسی شده است. همچنین پایایی سازهها از طریق سه روش آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی هر یک از سازهها و بار عاملی هر یک از گویهها مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان رشته حسابداری تشکیل میدهد. جهت توزیع پرسشنامه با توجه به تشابه شرایط محیطی و امکانات؛ دانشگاههای غرب کشور شامل دانشگاه رازی کرمانشاه، ایلام و کردستان مورد بررسی قرارگرفت. از میزان پرسشنامه توزیع شده که به روش نمونه گیری تصادفی توزیع شد؛ در نهایت 92 پاسخ قابل قبول دریافت شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SMART PLS استفاده شده است. این پژوهش میزان پذیرش استفاده از روشهای رایانش ابری در آموزش دورههای حسابداری و اثربخشی آن در فرایند آموزش را توسط دانشجویان دانشگاههای ایران با بکارگیری تأثیر متغیرهای بیرونی، یعنی عوامل انسانی، عوامل اقتصادی و فناوری و عوامل فرهنگی و اجتماعی را بر توسعه آموزش حسابداری ابری و عملکرد تحصیلی دانشجویان مشخص میکند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عوامل انسانی، اقتصادی و فرهنگی تأثیر مثبت معناداری بر توسعه آموزش حسابداری مبتنیبر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان دارند.
واکاوی نقش تعدیلکننده مدیریت مشارکتی در رابطه بین مثلث تاریک شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-23
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390158.1175
حسین رحیمی کلور، ایمان قاسمی همدانی، وحیده ابراهیمی خراجو
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلکننده مدیریت مشارکتی در روابط بین تأثیر مثلث تاریک شخصیت بر رفتارشهروندی سازمان با نقش میانجیگری بیادبی در محیط کار انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی – پیمایشی است. با توجه به اعلام آمار سایت دانشگاه محقق اردبیلی، کارکنان این دانشگاه شامل ۴۰۰ نفر هیئت علمی و ۳۹۱ نفر کارکنان مدیریتی بوده که براساس فرمول کوکران ۲۵۹ نفر به عنوان نمونه برآورد گردید که از این کارکنان، حدود ۲۰۰ نفر با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس به گویههای پرسشنامه پاسخ دادند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محققساخته برگرفته از مطالعات جانسون و وبستر (۲۰۱۰)، کورتینا و همکاران (۲۰۱۰)، پوداسکف و همکاران (1990) و وبستر و اسمیت (201۹) بوده است. دادهها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی تجزیه و تحلیل شدند. بررسی نتایج این تحقیق نشان داد که اخلاق تاریک شخصیت به طور مستقیم بر رفتار شهروندی سازمانی و بیادبی در محیط کار، همچنین بیادبی در محیط کار بر رفتارشهروندی سازمانی و نهایتاً مدیریت مشارکتی بر رفتارشهروندی سازمان تأثیر معناداری دارد. و بیادبی در محیط کار رابطه بین اخلاق تاریک شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی را میانجیگری کرده و مدیریت مشارکتی نیز رابطه بین مثلث تاریک شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی را تعدیل میکند.
شناسایی موانع اجرای بهینه ارزشیابی آموزشی در شرکت ملی گاز ایران: یک مطالعه کیفی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 71-101
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.383362.1157
امید عشاقی، میترا عزتی، کیوان صالحی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع اجرای بهینه ارزشیابی آموزشی در شرکت ملی گاز ایران و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن انجام شده است. بدین منظور با بهرهگیری از ظرفیت رویکرد پژوهش کیفی و روش گروههای کانونی، به شناسایی موانع پدیده مورد مطالعه پرداخته شد. دادهها با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از نوع ملاکی و مصاحبه کانونی با 4 گروه کانونی (شامل 20 نفر) از بین کارکنان واحد آموزش و تجهیز نیروی انسانی شرکت ملی گاز ایران گردآوری شد و با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل گردید. تحلیل دادهها به شناســایی 138 گزاره مفهومی، 21 مضمون پایه و 5 مضمون اصلی شامل "موانع فردی"، "موانع سازمانی"، "موانع آموزشی"، "موانع مدیریتی" و "موانع محیطی" منتج گردید. با توجه به یافتههای پژوهش، توجه به موانع شناسایی شده به منظور اجرای بهینه فرایند ارزشیابی آموزشی در شرکت ملی گاز ایران ضرورت دارد؛ لذا در پایان راهکارهایی به منظور کاهش تأثیر موانع بر اجرای بهینه فرایند ارزشیابی آموزشی و بهبود آن ارائه شد.
طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 102-124
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.382273.1182
سمیرا مستعلی، علی اکبر خسروی بابادی، کامبیز پوشنه، عباس خورشیدی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد است. شرکت کنندگان پژوهش، شامل متخصصان و خبرگان حوزه مطالعات برنامه درسی و علوم اجتماعی بودند که انتخاب آن ها به صورت هدفمند ، از نوع گلوله برخی انجام گرفت. داده های پژوهش از طریق مطالعه گستره نظری پژوهش و مصاحبه با خبرگان جمع آوری شدند. در مجموع با 12 نفر از خبرگان مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و پژوهشگر در داده ها به اشباع نظری رسید. برای تحلیل داده های به دست آمده از روش تحلیل استراوس کوربین استفاده شد که الگوی مذکور پس از مرحله کدگذاری باز ، محوری و انتخابی به صورت پارادیمی در 5 بعد شرایط علی، شرایط زمینه ای، راهبردها، شرایط مداخلهگر، پیامدها و مشتمل بر 17 مؤلفه ضرورت و نیاز ها، اهداف و مقاصد برنامه، ایدئولوژی حاکم برجامعه، مبانی برنامه ریزی درسی، رویکرد برنامه، مواد و منابع یادگیری، فضا (مکان)، زمان، عوامل سازمانی، مشارکت والدین، یادگیری ضمنی (برنامه غیر رسمی- برنامه درسی پنهان)، محتوا، تجربیات یادگیری، روش های یاددهی- یادگیری ، نقش معلم، ارزشیابی، نتایج برنامه حول مقوله محوری الگو یعنی توسعه فرهنگ عمومی، شکل گرفت و با استفاده از فن دلفی و بارش ذهنی توسط صاحب نظران حوزه برنامه درسی مورد اعتبار سنجی قرار گرفت.
