شناسایی ابعاد و مولفههای آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 31-48
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.424041.1269
عباس طاهر علاوی غرابات، نصراله قشقائی زاده، جلال شنته جبر، فرانک موسوی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مولفههای آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان و صاحبنظران حوزه آموزش مجازی بهویژه آموزش زبان عربی میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند میباشد. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و صاحبنظران میباشد که روایی آن با روش مثلثسازی تأیید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذاری 81/0 محاسبه شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرمافزار MAXQDA انجام گرفت. یافتههای این پژوهش نشان داد که آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق دارای 66 کد پایه، 22 کد سازماندهنده و 8 کد فراگیر بود. در این پژوهش، کدهای فراگیر شامل توسعه حرفهای معلمان، تعامل دانشآموزان، روندهای جهانی و پیشرفتهای فناوری، توسعه برنامهدرسی و آموزش، مشارکت ذینفعان، بهبود مستمر و تمرین مبتنی بر شواهد، آمادهسازی مهارتهای دیجیتال و آمادگی شغلی و ملاحظات محیط یادگیری آنلاین میباشد. در نهایت، الگوی ابعاد و مولفههای آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق طراحی شد.
اثربخشی استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستانهای دیجیتال در توسعه تفکر انتقادی، مهارتهای تفکر سطح بالاتر و پیشرفت دانش آموزان ادبیات پایه پنجم تاریخ در شهرستان کربلاء
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 67-91
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.417771.1249
رضا عباس حسن نصرالله، محمد حسنی
چکیده هدف از پژوهش حاضر اثربخشی استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستانهای دیجیتال در توسعه تفکر انتقادی، مهارتهای تفکر سطح بالاتر و پیشرفت دانش آموزان میباشد. پژوهش حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه میباشد. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان ادبیات پایه پنجم به تعداد 860 نفر که تعداد 45 نفر از آنها به شیوه نمونه گیری خوشه چند مرحلهای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره (یک گروه کنترل 15 نفر و دو گروه آزمایش 30 نفر) گمارده شدند. جمعآوری دادهها بر اساس پرسشنامه تفکر انتقادی ریتکس (2003)، تفکر سطح بالاتر عبدی و همکاران (1393)، پیشرفت تحصیلی از صالحی (1394) انجام گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید استاتید و متخصصان مدیریت و علوم تربیتی رسید و از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ برای تفکر انتقادی 90/0، تفکر سطح بالاتر 84/0 و پیشرفت تحصیلی 79/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات بهدست آمده از اجرای آزمونها از طریق نرمافزار SPSS انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان داد که تأثیر استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستان سرایی دیجیتال بر بر رشد تفکر انتقادی، تفکر سطح بالاتر و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مثبت و معنی دار میباشد، همچنین مشخص شد که تفاوت معنی دار در تأثیر استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستان سرایی دیجیتال بر تفکر انتقادی، تفکر سطح بالاتر و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان وجود ندارد.
پیشایندها و پیامدهای موثر بر فلاتزدگی شغلی در میان کارکنان مدارس شهر تهران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 114-134
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.474400.1406
نفیسه قاسمی زرگر، پریوش جعفری، نادرقلی قورچیان، امیرحسین محمد داودی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای مؤثر بر فلاتزدگی شغلی در میان کارکنان مدارس شهر تهران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر پارادایم عملگرا واز حیث شیوه اجرا، کیفی با رویکرد تحلیل محتوا و با هدف کاهش آن میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان آموزش و پرورش که شامل اعضاء مسئولین با سابقه در آموزش و پرورش تهران میباشند که برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و فرایند نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته میباشد. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرمافزار 18 MAXQDA انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها به منظور درک واقعیتها و مفاهیم پژوهش صورت میگیرد. با توجه به استفاده از روش تحلیل محتوا در پژوهش حاضر، مولفهها و پیشایندهای حاصل از مرور سیتماتیک و مولفهها و عوامل حاصل از مصاحبههای صورت گرفته به صورت ترکیب همه عوامل به عنوان الگوی کاهش فلاتزدگی شغلی در میان کارکنان مدارس شهر تهران با رویکرد کیفی تحلیل محتوا ارائه گردید. نتایج نشان داد که بروز فلات زدگی شغلی در مدارس شامل 11 عامل مؤثر میباشد که شامل سیاستهای مدرسه و نظام آموزش، مدیریت ناکارآمد، سیستم پاداش و ارتقای نامناسب، سیستم ارزیابی نامطلوب، تعاملات ناسالم میان همکاران، فقدان پویایی سازمانی، مسائل مالی، ساختار و قوانین نامناسب، ویژگیهای فردی، شرایط اجتماعی و اقتصادی، ویژگیهای شغلی و پیامدهای فردی بوده و برای کاهش فلات زدگی شغلی باید روی آنها تمرکز انجام گیرد.
نقش واسطهای نگرش کارآفرینی با آموزش و خودکارآمدی کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی دانشجویان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 135-164
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.427194.1312
داود طهماسب زاده شیخلار، مهدیه روحی، امین پروری
چکیده چکیده هدف پژوهش بررسی نقش واسطهای نگرش کارآفرینی با آموزش و خودکارآمدی کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی دانشجویان بود. روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری مورد مطالعه دانشجویان دانشکده علوم اقتصادی دانشگاه تبریز به تعداد 997 نفر بود که با توجه به جدول کرجسی و مورگان 273 نفر به عنوان حجم نمونه با روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه درک آموزش کارآفرینی دانشجویان با سه گویه از دنانیوه و همکاران (2015)؛ پرسشنامه خودکارآمدی کارآفرینی با سه گویه از ژائو و همکاران (2005)؛ نگرش کارآفرینانه با چهار گویه از چن و لینان (2009) و درک ذهنیت کارآفرینی با چهارگویه از آرنولف و متیسن (2013) بود. به منظور آزمون فرضیات از مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزیی با استفاده از نرم افزار SmartPLS3 استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش کارآفرینی به میزان 69 درصد در خودکارآمدی کارآفرینی، به میزان 24 درصد در ذهنیت کارآفرینی، خودکارآمدی به میزان 58 درصد در نگرش کارآفرینی نقش دارند. همچنین نتایج نشان داد که خودکارآمدی کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی با واسطهگری نگرش کارآفرینی به میزان 37 درصد نقش دارد. همچنین نتایج نشان داد که آموزش کارآفرینی در نگرش کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینی در ذهنیت کارآفرینی نقش معناداری ندارند و آموزش کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی با واسطهگری نگرش و خودکارامدی کارآفرینی نقش ندارد.
طراحی الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 183-200
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.457722.1367
مهدی اولیایی، علی اکبر عجم، احمد اکبری، تورج فلاح مهنه
چکیده هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی و روش آن کیفی و از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از اساتید دانشگاهی و خبرگان علمی پژوهشی با رشته تحصیلی مدیریت دولتی و مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش در شهرستان تربت حیدریه می باشند که با نمونه گیری نمونهگیری هدفمند وابسته به معیار انتخاب انتخاب شدند و انتخاب نمونه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. اعتبار داده های پژوهش از طریق بازگشت به مشارکت کنندگان و ممیزیان بیرونی بررسی و تایید شد. برای تحلیل دادهها، از روش تحلیل مضمون و از نرم افزارAtlas ti8 استفاده گردید. نتایج حاکی از آن است که 4 مضمون سازمان دهنده: مدیریت عمل گرا، مدیریت دانشی، مدیریت سازمانی و مدیریت تیمی شناسایی و تایید شد و نتایج نشان داد که عناصر مولفه های الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش، مدیریت دانشی، مدیریت سازمانی و مدیریت تیمی و مدیریت عمل گرا میباشند.
بازشناسی ابعاد و مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به منظور دستیابی به مدل مناسب
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 249-268
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.488147.1439
محمود نوری، کلثوم نامی، مهدی باقری
چکیده هدف پژوهش حاضر بازشناسی ابعاد و مولفههای مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به منظور دستیابی به مدل مناسب میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و نظریه داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران و معاونان مجرب و نمونه مدارس می باشد و نمونه ها از روش نمونه گیری بصورت گلوله برفی انتخاب شدند و نمونه گیری تا جایی تداوم یافت که پژوهش به اشباع و کفایت نظری رسید. به منظور گرد آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. با استفاده از نتایج حاصل از بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش و تجزیه و تحلیل محتوای مصاحبه ها، ابعاد مسئولیتپذیری اجتماعی مدارس شناسایی شده و طی ۳ مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی الگوی مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه در 6 مقوله اصلی شرایط علّی، پدیده محوری (کنکاش مؤلفه ها و ابعاد مسئولیتپذیری اجتماعی مدارس: شامل ۳ مقوله اصلی اهداف، ویژگیها، شیوه اجرا و 6 مقوله فرعی)، شرایط علّی، راهبردها، زمینه ها، شرایط مداخلهگر و پیامدهای مسئولیتپذیری اجتماعی جهت بهرهبرداری در مدارس ارائه شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد؛ مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به ذی نفع اصلی و محوری آن یعنی دانش آموز بر میگردد. سازمانها از جمله سازمانهای آموزشی مانند مدرسه در شبکهای از رابطه با ذی نفعان قرار دارند که شناخت و روش تعامل با گروههای ذی نفع در فعالیت سازمان حائز اهمیت است.
ارائه مدل تاب آوری تحصیلی براساس سیستم های مغزی رفتاری و کمال گرایی تحصیلی با نقش میانجی ناگویی هیجانی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 291-312
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.467157.1396
اسماعیل سلیمانی، علی نوری، محمد نریمانی، علی عیسی زادگان
چکیده هدف ازمطالعه حاضر بررسی مدل معادلات ساختاری بین سیستم های مغزی رفتاری و کمال گرایی با تاب آوری تحصیلی با نقش میانجی ناگویی هیجانی بود. روش تحقیق مطالعه همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر- پسر مدارس دوره دوم متوسطه شهر ارومیه در سال 1402 بودند که نمونه ای به حجم 200 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایی چند مرحله ایی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها ازپرسشنامه استاندارد تاب آوری تحصیلی مارتین ومارش(2003)، مقیاس سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری(BIS/BAS)، پرسشنامه کمال گرایی تحصیلی رسولی وبهرامی(1395) وپرسشنامه ناگویی خلقی تورنتو(TAS-20) استفاده شده است. نتایج تحلیل آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین ناگویی هیجانی(متغیرمیانجی) با سیستم های مغزی رفتاری(473/0-R=)، کمال گرایی(481/0R=)، تاب آوری(485/0-R=) وهمچنین بین تاب آوری با سیستم های مغزی رفتاری(488/0R=) و کمال گرایی(460/0-R=) روابط متقابل معناداری وجود دارد. همچنین تمامی شاخصهای برازش مدل، برازش مدل را تأیید کردند. به طوری که ضرایب استاندارد مسیرها نشان داد مسیرهای مستقیم سیستم های مغزی رفتاری به تاب آوری(49/0=β)؛ کمال گرایی به تاب آوری(35/0-=β)؛ سیستم های مغزی رفتاری به ناگویی هیجانی(38/0-=β)؛ و کمال گرایی به ناگویی هیجانی(40/0=β) معنیدار می باشد. ه براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که رابطه سیستم های مغزی رفتاری وکمال گرایی با تاب آوری یک رابطه خطی ساده نیست، بلکه متغیرهای دیگرمانند ناگویی هیجانی دراین رابطه نقش تعدیل کننده دارند
شناسایی عوامل مؤثر بر خودتوسعهای معلمان مدرسه تلویزیونی ایران: گزارش یک مطالعه کیفی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 313-340
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.479009.1418
عباس محمدی، مائده ارشد راد
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر خودتوسعهای معلمان مدرسه تلویزیونی ایران میباشد. روش پژوهش از نظر هدف جزو پژوهشهای کاربردی با رویکرد توسعه ای و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات به شکل کیفی- پدیدارشناسی می باشد. برای این منظور مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 11 نفر از معلمان مدرسه تلویزیونی ایران با استفاده از نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی صورت پذیرفت. سپس برای تحلیل دادههای حاصل از مصاحبهها، از تکنیک کدگذاری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. روایی یافتههای پژوهش با استفاده از سه روشِ بررسی توسط اعضاء، سهسویهنگری منابع دادهها و نیز تحلیل موارد منفی/ مخالف تأیید گردید. همچنین، به منظور سنجش پایایی کدگذاریهای انجام شده، از روشهای پایایی باز آزمون و توافق درون موضوعی استفاده شد. پس از مرور و سازماندهی متون مصاحبهها، با رویکردی استقرایی، کدها یا مفاهیم اولیه شناسایی شدند و کدهای مشابه در طبقههایی خاص قرار گرفتند. در نهایت، با شناسایی 80 شاخص و دستهبندی آنها ذیل 17 مؤلفه، 6 بُعد اصلی شامل: خودتوسعهای شناختی، خودتوسعهای ارزشی-نگرشی، خودتوسعهای مهارتی، خودتوسعهای یادگیری، خودتوسعهای نیازها و حمایت از خودتوسعهای تعیین و تعریف گردیدند.
ارائه مدل توسعه رفتار شهروند سازمانی در معلمان دوره متوسطه عراق
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 397-417
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.492221.1451
مها محمدعباس الخطیب، کبری امامی ریزی، منى محمد عباس الخطیب، نرگس سعیدیان خوراسگانی
چکیده چکیده هدف از پژوهش حاضر، ارائه مدل توسعه رفتار شهروند سازمانی در معلمان دوره متوسطه عراق میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی و روش آن کیفی و از نوع داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل 15 نفر از معلمان دوره متوسطه و متخصصان مرتبط با موضوع میباشند که با نمونه گیری نظری انتخاب شدند و انتخاب نمونهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. برای تحلیل دادهها، از روش داده بنیاد و از نرم افزار Atlas ti8 استفاده گردید و مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی برای شناسایی و طبقهبندی مقولات اصلی و فرعی بهکار گرفته شد. یافتهها نشان دادند که رفتار شهروندی سازمانی معلمان شامل ابعاد کلیدی مانند همکاری سازمانی، پیشرفت حرفهای، احترام و ارزشها، تعهد و مسئولیتپذیری، نوآوری آموزشی، صداقت و بازخورد، رفاه و سلامت روانی، تشویق به رشد تحصیلی، و انضباط و رعایت اصول است. این ابعاد بهصورت یک مدل جامع ارائه شده و بهعنوان چارچوبی برای تقویت این رفتارها پیشنهاد شدهاند. پژوهش حاضر نشان میدهد که تقویت رفتار شهروندی سازمانی در معلمان، نه تنها به بهبود محیط آموزشی و افزایش انگیزه معلمان و دانشآموزان منجر میشود، بلکه تأثیر مثبتی بر عملکرد کلی نظام آموزشی دارد.
شناسایی مولفههای آموزشی تجاریسازی فناوری دانشگاهها با روش فراترکیب
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.410994.1232
محمد خراسانی، حسنعلی آقاجانی، عبدالحمید صفایی قادیکلایی، حمیدرضا فلاح لاجیمی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی مؤلفههای آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاهها با روش فراترکیب میباشد. این پژوهش از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل تعداد 110 مقاله مستند هستند که طی سه مرحله غربالگری و پالایش به 86 و 30 و در نهایت به 15 مقاله مرتبط با مؤلفههای آموزشی تجاری سازی فناوری دانشگاهها تعدیل شدهاند و به روش فراترکیب مؤلفههای مرتبط با تجاری سازی فناوری دانشگاهها شناسایی شدند. یافتههای تحقیق مبتنی بر 21 مقاله نهایی بررسی شده از 110 مقاله اولیه است که منجر به استخراج 20 مفهوم و کد باز برای تجاری سازی فناوری دانشگاهها و 4 کد محوری شامل: 1- سخت افزار 2- نرم افزار 3- مغزافزار 4- سازمان افزار شده است. در انتهای تحقیق پیشنهاد شده است که مسئولین با شناخت دقیقتر از شرایط زمینه ساز و عوامل کسب موفقیت در تجاری سازی فناوری در دانشگاهها، اقدام به تدوین سیاستها و طراحی برنامههای اجرایی مؤثر نمایند.
ارائه مدل پیشایندهای موثر بر بازیگری اخلاقی- احساسی در آموزش و پرورش
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 39-57
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.461406.1372
عارفه کاظمی ملک محمودی، نگین جباری، کیومرث نیاز آذری
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی پیشایندهای مؤثر بر بازیگری اخلاقی- احساسی در آموزش و پرورش است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و با رویکرد کمی با طرح اکتشافی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری در بخش کمیشامل مدیران آموزش و پرورش استان گلستان و روش نمونه گیری تصادفی طبقهای به تعداد 270 نفر بود. ابزار گردآوری دادههای پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته بوده و تجزیه و تحلیل دادهها از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی در نرم افزارهای SPSS21 و PLS انجام شد. نتایج نشان داد پیشایندهای مؤثر بر بازیگری اخلاقی-احساسی دارای 2 بعد «پیشایندهای فردی و پیشایندهای سازمانی» است. پیشایندهای فردی دارای 3 مؤلفه «دانش و معلومات، ویژگی شخصیتی و انگیزه» و پیشایندهای سازمانی دارای 4 مؤلفه «فرهنگ سازمان، جو اخلاقی سازمان، ساختار سازمان و رهبری و مدیریت» میباشد. با توجه به عوامل مؤثر بر بازیگری اخلاقی-احساسی میتوان شاهد رشد رفتارهای مثبت سازمانی و نهادینه سازی اخلاق مداری در سازمان بود. طبق مدل بدست آمده بین متغیرهای مکنون برونزا پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی با متغیر مکنون درونزا بازیگری احساسی، براساس ضرایب مسیر بارعاملی 680/0 برقرار است، همچنین با توجه به مقدار t-value تأثیر پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی بر بازیگری احساسی معنیدار شده است، لذا بین متغیرهای پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی و بازیگری احساسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که؛ تأثیر پیشایندهای مؤثر بر بازیگری احساسی بر بازیگری احساسی مثبت و معنادار می باشد.
کاربرد روش تحلیل سلسله مراتب فازی جهت شناسایی عوامل موثر بر توسعه حرفهای نو معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 114-134
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.445522.1327
نادر حبیب زاده، ابراهیم صالحی عمران، سعید غیاثی نوشن
چکیده هدف این پژوهش کاربرد روش تحلیل سلسله مراتب فازی جهت شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه حرفهای نو معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری دادهها از نوع توصیفی - پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان، متخصصان دانشگاهی، اساتید، نخبگان و صاحب نظران علوم تربیتی که مسلط به موضوع پژوهش میباشند و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. اطلاعات و دادههای مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه جمعآوری گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از از دو روش تحلیل عاملی و تکنیک تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) برای رتبه بندی استفاده گردید. نتایج نشان داد: هر یک از عوامل موثرشناسایی شده دارای وزن و اهمیت متفاوتی بودند. عامل اول اکتساب و خلق دانش (A)، عامل دوم سازماندهی دانش (B)، عامل سوم تبادل و اشتراک دانش (C)، عامل چهارم کاربرد دانش (D)، عامل پنجم به روز ماندن (E) و عامل ششم تجربه گرایی و اقدام فکورانه (F)، عامل هفتم تغییر در شیوه انجام کار (G) و عامل هشتم یادگیرنده و یادگیری (H) و عامل نهم دانش محتوا (I) و عامل دهم تمرین آموزشی (J) و عامل یازدهم مسئولیت حرفهای (K) میباشد.
رابطه بین ناهماهنگی شناختی، استدلال علمی و تفکر سیستمی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل با نقش میانجی تفکر انتقادی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 155-175
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.434843.1310
اکرام کامل ظاهر المحنی، محمد حسنی، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق بررسی رابطه بین ناهماهنگی شناختی، استدلال علمی و تفکر سیستمی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل با نقش میانجی تفکر انتقادی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان رشته فیزیک به تعداد 249 نفر که به علت محدود بودن جامعه آماری، نمونه آماری مساوی با جامعه آماری درنظر گرفته شد، لذا از روش سرشماری استفاده شده است و کلیه دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل بهعنوان نمونه آماری این پژوهش درنظر گرفته شدهاند، تعداد 249 پرسشنامه بین دانشجویان توزیع شد و در نهایت 230 پرسشنامه برگشت داده شد. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از چهار پرسشنامه استاندارد هماهنگی شناختی (هارمون جونز و همکاران، 2007)، تفکر سیستمی (دولانسکی و همکاران، 2020)، استدلال علمی (گولومبیک و همکاران، 2022)، تفکر انتقادی (واتسون و گلاسر، 2002)، و به منظور اندازه گیری پیشرفت تحصیلی از معدل نیمسال دانشجویان استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید متخصصان علوم تربیتی و تحلیل عاملی تاییدی رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین ناهماهنگی شناختی با پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تفکر انتقادی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد، همچنین مشخص شد بین تفکر سیستمی و استدلال علمی با پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تفکر انتقادی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
ارائه مدل مدرسه کارآفرین در ایران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 196-215
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.442288.1320
طیبه شاه رستم بیگ، عصمت مسعودی ندوشن، زهرا طالب
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل مدرسه کارآفرین میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی میباشد. جامعه آماری شامل 102 نفر از خبرگان و متخصصان و اساتید دانشگاههای ایران در حوزه کارآفرینی میباشد و برای نمونه گیری از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمون با نرم افزار SPSS و PLS انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مؤلفههای به دست آمده از بخش کیفی برای مقوله (مدرسه کارآفرین)، دارای 8 بعد و 60 مضمون میباشد. ابعاد عبارتند از: عوامل علی: (1- مدیریت)، راهبردها: (2- راهبردهای یاد دهی - یادگیری)، پیامدها: (3- اهداف)، عوامل زمینهای: (4- ابزار آموزشی، 5- محتوای کارآفرینانه، 6- شرایط زمینهای)، عوامل مداخله گر: (7- ارزشیابی، 8- کیفیت اساتید). همچنین مقدار GOF برابر با 645/0 است که، نشان از برازش قوی را مدل دارد.
ارائه مدل بومی خودرهبری سازمانی با تاکید بر آموزش در سازمانهای غیردولتی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 216-238
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.454348.1356
سجاد قریشی، عباس عباس پور، مصطفی نیکنامی، مرتضی طاهری
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بومی خود-رهبری سازمانی با تاکید بر آموزش در سازمانهای غیردولتی، با رویکرد نظریه داده بنیاد، در شرکت بیمه معلم انجام گردید. این پژوهش از نوع ترکیبی میباشد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی، به تعداد 32 نفر (7 زن و 25 مرد) خبرگانی هستند که درسال 1402 در شرکت بیمه معلم، دارای تخصّص در زمینه موضوع پژوهش میباشند. در بخش کمّی، جامعه آماری، کارکنان به تعداد 720 نفر میباشند که اندازه نمونه با استفاده از جدول مورگان 251 نفر تعیین گردید. در ادامه با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری، با تعداد 18 نفر از خبرگان شرکت بیمه معلم مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. در بخش کمّی پژوهش، از خروجی حاصل از مراحل سه گانه کدگذاری و مؤلفههای احصاء شده در مقولههای شش گانه الگوی پارادایمی داده بنیاد، پرسشنامهای تدوین شد. برای ارزیابی روایی و پایایی آن از روش اعتبار محتوا استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادههای کمّیِ پرسشنامه، از روش مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد پی آل اس و نرمافزار اسمارت – پی آل اس استفاده گردید. براساس نتایج به دست آمده، مدل بومی خود-رهبری سازمانی احصاء گردید. در خروجی برازش مدل، شاخص CMIN/DF برابر با 515/1 به دست آمد. شاخصهای برازش تطبیقی بیشتر از 90 درصد و شاخصهای اقتصادی نیز بزرگتر از 5/0 احصاء گردیدند. همچنین شاخص RMSEA نیز 043/0 شد که کمتر از 05/0 میباشد. بنابراین مدل ساختاری پژوهش تأیید گردید.
ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 336-355
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.453045.1351
حمزه راه پیما، سیداحمد هاشمی، عباس قلتاش
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 450 نفر از کلیهی دبیران دوره متوسطه که در رشته کار و فناوری تدریس می کنند، میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد که دارای 4 بعد، اهداف (جهت دهنده به نظام آموزشی، توجه به نیاز سنجی، توانایی ذهنی یادگیرنده، زمان یادگیری)؛ محتوا (کنجکاوی، یادگیری معنادار، ویژگیهای یادگیرنده، توانایی عملکردی)؛ روش تدریس (روش حل مساله، واحد کار (پروژه)، گروههای کوچک، روش نمایشی) و ارزشیابی (افزایش مهارت، پیشرفت تحصیلی، افزایش مهارت شغلی، مهارت برقراری ارتباط) میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تایید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که با توجه به مقادیر ضرایب استاندارد و ضرایب معناداری تی میتوان گفت که مؤلفه اهداف و محتوا (63/0 =β) در مدل نقش معناداری دارد و مؤلفه روش تدریس و ارزشیابی (22/0=β) بر الگوی برنامه درسی کار و فناوری دوره متوسطه تأثیر معنیدار است تمامی شاخصها در حد بسیار مطلوب می باشند و مدل با دادهها برازش خوبی دارد و بیانگر این است که رابطهی خطی بین متغیرها وجود دارد.
پیشایندها و پیامدهای شایستگی حرفهای مدیران مدارس با تاکید بر پایداری محیطی و توسعه پایدار
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-25
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.449993.1344
محمدرضا رسولی، غفار تاری، حسین بقایی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای شایستگی حرفهای مدیران مدارس با تاکید بر پایداری محیطی و توسعه پایدار میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) میباشد. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل صاحبنظران و اساتید حوزه تعلیم و تربیت در شهر تهران بودند که نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شد و در بخش کمی جهت اعتبار یابی الگوی پژوهش، مدیران مدارس متوسطه در شهر تهران به شیوه نمونه گیری تصادفی- طبقهای انتخاب شدند. در بخش کیفی پژوهش با استفاده از مصاحبه اطلاعات و دادههای لازم از صاحبنظران و اساتید حوزه تعلیم و تربیت جمع آوری گردیده و سپس مدل شایستگی حرفهای مدیران مدارس به عنوان پیشران مؤثر وکلیدی توسعه پایدار براساس پرسشنامه اعتبارسنجی شده است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار MAXQDA 18 و PLS-Smart 3 استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان داد که مدل شایستگی حرفهای مدیران شامل توانمندسازهای شایستگی مهارتی، شایستگی مدیریتی و شایستگیهای اخلاق و رفتار حرفهای، توسعه مدیران، شاخصههای اجتماعی مدیران، تأسیس گروههای کاری جهت ارتقای عملکرد و شایستگی سبز، شایستگیهای نگرشی، شایستگیهای دانشی، شایستگی آموزشی، شایستگیهای تجاری سازی دانش- مهارت و فناوری، روحیه پرکاری، اصلاح الگوی مصرف، مشارکت در توسعه و حرکت به سمت اقتدار ملی میشود که منجر به تحقق نتایج روحیه پرکاری، اصلاح الگوی مصرف، مشارکت در توسعه، حرکت به سمت اقتدار ملی، مدیریت تنوع و تکثرو تقویت رابطه انسان با طبیعت میشوند.
تدوین الگوی تدریس اثربخش به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 37-67
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.407379.1218
مهدی محمدی، فردین عبداللهی، رفیق حسنی
چکیده هدف این پژوهش تدوین الگوی تدریس اثربخش به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس است. این پژوهش از نوع کیفی و پدیدارشناسی است. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و آشنا به موضوع است. براساس روش نمونهگیری هدفمند، پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع نظری حاصل و مصاحبه متوقف شد. در این پژوهش جهت دستیابی به روایی، از مشاوران و کارشناسان صاحبنظر در زمینه مدیریت آموزشی استفاده گردید و برای تعیین پایایی، از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی استفاده شد، بر این اساس روایی و پایایی تأیید شد. روش تجزیه و تحلیل مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تماتیک بود. براساس نتایج مصاحبهها، 11 مضمون در قالب 4 مفهوم ویژگیهای فردی و علمی معلمان (منزلت اجتماعی معلمان، شخصیت فردی معلم و توانمندسازی معلمان)، مدیریت بهینه کلاس و محیط آموزشی (بهکارگیری تکنولوژی آموزشی، مدیریت کلاس و اجرای آموزشی مؤثر، وسایل و تجهیزات آموزشی مناسب)، تدریس فعال و انگیزاننده (بهکارگیری روشهای فعال تدریس و اهرمهای ایجاد انگیزه) و تدریس هدفمند (عینی کردن تدریس (یادگیری معنادار)، دانش پژوهی هدف گزینی) شناسایی شد. بر این اساس پیشنهاد میشود به منظور ارتقاء سطح آموزشی مدارس و اثربخش کردن تدریس معلمان از مدل ارائه شده در این پژوهش استفاده شود.
اثر تعدیل کننده خودکارآمدی در رابطه بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن متغیر میانجی سازگاری یادگیری در بین دانشآموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 94-113
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.425674.1279
میثم کرمی پور، سمانه متاجی، رضوانه کاظم نژاد، مریم اسفندیاری
چکیده هدف این تحقیق بررسی اثر تعدیل کننده خودکارآمدی در رابطه بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن متغیر میانجی سازگاری یادگیری در بین دانشآموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی - همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل والدین و دانشآموزان مدارس دخترانه در دوره متوسطه اول در شهرستان نوشهر به تعداد 2000 نفر دانش آموز و 2000 نفر والدین بودند که از این تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری با استفاده از روش تصادفی خوشهای برای دانش آموزان و 384 نفر به روش تصادفی ساده برای والدین بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای ارتباط والدین– فرزند (بارنزوا و اوسون، 1982)، سازگاری یادگیری (لینبین، 2008)، خودکارآمدی (ژانگ، 2010) و مشارکت تحصیلی (اسکافلی، 2002) میباشد. برای تجزیه و تحلیل از نرم افزارهای spss 26 و lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد بین روابط والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود دارد. همچنین بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی سازگاری یادگیری دانش آموزان دره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود دارد. در نهایت بین والدین –فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی خودکارآمدی یادگیری دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود ندارد.
فرآیند یادگیری درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش از طریق آموزش مجازی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 114-139
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.422385.1262
مهیار یار احمدی، حبیب هنری، میثم شعبانی نیا
چکیده پژوهش حاضر با هدف فرآیند یادگیری درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش از طریق آموزش مجازی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل اساتید و متخصصان حوزه تربیتبدنی مدارس به تعداد 14 نفر میباشد و از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل عوامل اثر بخش در آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران از رویکرد کمی مدلسازی ساختاری تفسیری و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از ترسیم نمودار MICMAC استفاده گردید. نتایج بهدست آمده از تجزیه و تحلیل نشان داد که محدویت آموزشی حرکات و درس عملی، نبود نظارت و تمرکز حواس در آموزش مجازی، ضعف تعامل ارتباطی بین معلم و دانش آموزان، پوشش کلاسهای مجازی، مسائل اقتصادی، ضعف تکنولوژی نرم افزای و سخت افزاری و زیرساختی، بهرهگیری از فناوری اطلاعات در آموزش مجازی، شناخت ناکافی از فضا و قابلیتهای آموزش مجازی، نبود نظارت و محدویت بر توانایی بدنی و اجرای دروس و قابلیتهای آموزش مجازی دسته بندی شدند. در نهایت با استفاده از ماتریس دسترسی نهایی با استفاده از روش ساختاری- تفسیری سطح بندی مضمونهای فرعی طراحی آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران انجام شد که در بالاترین سطح پوشش کلاسهای مجازی قرار دارد و در پایینترین سطح قابلیتهای آموزش مجازی تدریس قرار دارد باید توجه داشت عواملی که در سطح بالا از تأثیر پذیری کمتری برخوردار هستند.
طراحی مدل توسعه مهارتهای پرسشگری مبتنی بر بوم مدرسه در دانشآموزان دوره ابتدایی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 140-166
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.420589.1252
مطهره خسروی راد، احمد اکبری، محمد کریمی، مسلم چرابین
چکیده هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه مهارتهای پرسشگری در دانشآموزان دوره ابتدایی استان خراسان رضوی مبتنی بر بوم مدرسه است. برای پاسخ به این سؤال در بخش کیفی از روش پژوهش نظریه دادهبنیاد و با رویکرد کیفی استفاده شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزار 2020 MaxQDA استفاده شد. روش نمونهگیری، از نوع هدفمند که در مجموع با انجام 10 مصاحبه با اساتید و خبرگان حوزههای مدیریت آموزش به اشباع رسید. در بخش کیفی پس از انجام مصاحبهها و فرایندهای کدگذاری تعداد 217 کد باز شامل 11 کد برای بازیگران، 37 کد برای شرایط علی، 12 کد برای پدیده، 33 کد برای زمینه، 45 کد برای شرایط مداخلهگر، 49 کد برای راهبرد، 30 کد برای پیامد در کدگذاری اولیه شناسایی شدند که پس از تبدیل شدن به مقولههای فرعی و مقولههای اصلی این تعداد کاهش یافتند. نه مقوله اصلی به عنوان راهبردهای مؤثر شناسایی شدند که شامل تقویت دانشآموزان؛ توانمندسازی والدین؛ توانمندسازی معلمین؛ تغییر در نحوه تدریس و آموزش؛ برنامهریزی مناسب ملی در راستای تقویت مهارت دانشآموزان (مخصوصاً پرسشگری)؛ رشد بستر فکری و فرهنگی مدارس؛ توانمندسازی و افزایش قدرت مدارس در آموزش؛ بسترسازی برای پرسشگری در مدارس و رشد فرهنگ پرسشگری در جامعه بود. این راهبردها دارای 49 کد باز بودند. عللاوه بر این در این پژوهش شرایط علی، زمینهای، مداخله گر، بازیگران و پیامدهای مدل ارائه شد.
اثربخشی آموزشی راهبردهای شناختی و فراشناختی بر رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی در درس عربی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 259-278
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.423392.1272
علی نوری احمد حمید ال طعمه، محمد حسنی، معصومه طالبی
چکیده هدف این تحقیق اثربخشی آموزشی راهبردهای شناختی و فراشناختی بر رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی دردرس عربی میباشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مقطع راهنمایی شهرمقدس کربلاء میباشد، که تعداد 105 نفر از آنها به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه چند مرحلهای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 35 نفره (گروه کنترل 35 نفر و دو گروه آزمایش 35 نفر) گمارده شدند. جمع آوری دادهها بر اساس پرسشنامه استاندارد رفتارهای خودشکن آموزشی جونز و رودالت (1982) و تفکر خودارزیابی منفی جاج و همکاران (2003) انجام گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید اساتید و متخصصان علوم تربیتی رسید و از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ رفتارهای خودشکن آموزشی 88/0 و تفکرخودارزیابی منفی 86/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات بهدست آمده از اجرای آزمونها از طریق نرمافزار SPSS22 در دو بخش توصیفی شامل (میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر کاهش رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی دانش آموزان اثر مثبت و معنی داری دارد. پیشنهاد میشود به صورت عملی در مدارس، کارگاههای آموزشی و دورههای آموزشی، آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی متناسب با دانش آموزان آموزش داده شود.
تدوین و اعتباریابی برنامه درسی تربیت دینی در مقطع پیش دبستان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 279-303
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.445421.1326
زینب اشرفی سلطان احمدی، صادق ملکی آوارسین، جواد کیهان، جهانگیر یاری
چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباربخشی برنامهدرسی تربیتدینی در دوره پیشدبستانی میباشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب نوع دادهها آمیخته (کیفی-کمی) و از رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان مطالعات برنامهدرسی، کارشناسان تعلیم و تربیت اسلامی و مربیان این دوره و در بخش کمی شامل 200 نفر از کودکان پیش دبستانی میباشد. نمونه گیری به صورت هدفمند و با توجه به اشباع نظری داده ها انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختارمند و پرسشنامه میباشد. برای گردآوری اطلاعات در مرحله کیفی (تحلیل مضمون) و در مرحله کمی (مدلیابی معادلات ساختاری) استفاده شد. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از نرمافزار Nvivo نسخۀ 8 به شیوۀ تحلیل مضمون محور یا تماتیک مبتنی بر تکنیک «شبکۀ مضامین» و به شیوه استقرائی، طی مراحل کدگذاری (باز، محوری و منتخب) مورد تحلیل قرار گرفت و الگوی پیشنهادی تربیتدینی برای کودکان پیشدبستانی تدوین و از مفروضه های آن برای تهیه پرسشنامه نظرسنجی در مرحله کمی و ارزیابی میزان اعتبار آن استفاده شد. برای اطمینان به روایی ابزار از اجماع نظر خبرگان به روش دلفی و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ بهره برداری گردید (0.83=α). داده ها با روایی همگرای (AVE>0.5) و پایایی مرکب CR>0.7)) گردآوری و برای اعتباریابی الگو، از مدل یابی معادلات ساختاری به شیوه حداقل مربعات جزئی توسط نرمافزار PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ویژگی های شناسایی شده می توانند به شکل مطلوب مولفه های برنامه درسی تربیت دینی را پیش بینی کنند (0.552=R2). درنهایت، برازش مدل کلی پژوهش تأیید شد (0.438=GOF).
بررسی تاثیر راهبردهای یادگیری و انگیزشی بر خودکارآمدی دانشجویان رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی با نقش میانجی اهداف پیشرفت و اشتیاق تحصیلی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 304-325
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.322886.1091
احمد صبیح الحریشاوی، حسن قلاوندی، محمد حسنی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر راهبردهای یادگیری و انگیزشی بر خودکارآمدی دانشجویان رشته تربیت بدنی وعلوم ورزشی با نقش میانجی اهداف پیشرفت واشتیاق تحصیلی میباشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان رشته تربیت بندی و علوم ورزشی دانشگاه عراق به تعداد 250 نفر میباشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 150 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری داده های پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد راهبردهای یادگیری و انگیزشی از پینتریچ و دی گروت (1990)، اهداف پیشرفت تحصیلی از میدلتون و میدگلی (1998)، اشتیاق تحصیلی از فردریکز و همکاران (2004) و خودکارآمدی تحصیلی از موریس (2001) استفاده شد، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید متخصصان رسید و از طریق تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفت. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه راهبردهای یادگیری 88/0، راهبردهای انگیزشی 91/0، اهداف پیشرفت تحصیلی 87/0، اشتیاق تحصیلی 91/0 و خودکارآمدی تحصیلی 86/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر راهبردهای یادگیری، انگیزشی، اهداف پیشرفت تحصیلی و اشتیاق تحصیلی بر خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود، همچنین مشخص شد که نقش میانجی اهداف پیشرفت تحصیلی و اشتیاق تحصیلی در تأثیر راهبردهای یادگیری و انگیزشی بر خودکارآمدی تحصیلی مثبت و معنی دار میباشد.
بررسی روابط علی بین آموزش کارآفرینانه و اشتغالزایی پایدار در دانشگاههای آزاد اسلامی شهر تهران
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 348-366
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.418275.1247
ثنا عبدالعلی، محمدنقی ایمانی گله پردسری، اصغر شریفی
چکیده هدف این تحقیق بررسی روابط علی بین آموزش کارآفرینانه و اشتغالزایی پایدار در دانشگاههای آزاد اسلامی شهر تهران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 272 نفر از اعضای هیئت علمی علوم انسانی دانشگاههای آزاد اسلامی شهر تهران میباشد. نمونهگیری به صورت تصادفی خوشهای انجام شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد که متغیر آموزش کارآفرینانه شامل 3 بعد (هدف، ساختار و روش) و متغیر اشتغالزایی پایدار شامل 2 بعد (سازمانی و محیطی) میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که با توجه به مقادیر ضرایب استاندارد و ضرایب معناداری تی (بالاتر از 2.58) میتوان گفت که بین عوامل روابط مستقیم وجود دارد.
