شناسایی و اولویتبندی شاخصهای بالندگی رهبری دانشآموزان
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 50-75
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.421988.1311
فرشته عالی پور، پریوش جعفری، نادر قورچیان، نجمه حاجی پور عبایی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبهبندی شاخصهای بالندگی رهبری دانشآموزان میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ رویکرد، آمیخته اکتشافی، و از نظر استراتژی در بخش کیفی تحلیل محتوا و در بخش کمّی، پیمایشی است. مشارکتکنندگان در پژوهش در بخش کیفی، 19 نفر از خبرگان مدیریت آموزشی و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان بودهاند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمّی را مدیران اداره آموزش و پرورش و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری غیراحتمالی در دسترس حجم نمونه 69 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختمند و در بخش کمّی پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود که روایی و پایایی آن با استفاده از شاخص CVR، آزمون کاپای کوهن و آزمون مجدد تأیید شد. تحلیل دادههای بخش کیفی با استفاده از روش کدگذاری باز و محوری و با استفاده از نرمافزار MAXQDA2020 و تحلیل دادههای بخش کمّی با استفاده از تکنیک دلفی فازی انجام شد. تحلیل دادههای حاصل از مصاحبههای اکتشافی منجر به شناسایی 24 شاخص بالندگی رهبری دانشآموزان شد. سپس با استخراج این شاخصها، از طریق پژوهش کمّی رتبهبندی شدند. نتایج پژوهش نشان میدهد: شبکهسازی، شناخت از نسل جدید، حمایت سازمانی ادراک شده و مدیریت استعداد، مهمترین شاخصهای بالندگی رهبری دانشآموزان میباشند.
بررسی میزان نفوذ و وابستگی عوامل موثر بر فراموشی سازمانی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 76-98
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.459907.1370
حسین داودی، صدرالدین ستاری، اصغر نخستین گلدوست
چکیده هدف از انجام این پژوهش، بررسی میزان نفوذ و وابستگی عوامل مؤثر بر فراموشی سازمانی با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری است. نوع تحقیق به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری داده، توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری این تحقیق را 10 نفر از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت آموزشی، منابع انسانی و رفتار سازمانی تشکیل میداد که به صورت هدفمند معیاری از بین متخصصین انتخاب شد. ابزار اندازهگیری پژوهش را پرسشنامه ISM تشکیل میداد. روش تجزیه و تحلیل دادهها از طریق مدلسازی ساختاری تفسیری انجام گرفت. این روش جزء تجزیه و تحلیل سیستمها میباشد که به بررسی تعاملات میان عناصر سیستم میپردازد. لذا ابتدا جهت شناسایی مؤلفهها از روش مرور ادبیات گذشته استفاده شد و سپس با استفاده از مراحل ششگانه مدلسازی ساختاری تفسیری اقدام به ترسیم مدل و یافتهها گردید. نتایج منجر به تدوین چهار سطح اول، دوم، سوم و چهارم برای مدلسازی ساختاری تفسیری شد. سطح اول که مهمترین سطح بوده، مربوط به مؤلفه تکنولوژی میباشد، سطح دوم به مؤلفههای فرهنگسازی و مدیریت منابع انسانی اختصاص یافت، سطح سوم به مؤلفههای رقابت، عوامل مربوط به ذینفعان، ویژگی کارکنان و استراتژی اشاره دارد و سطح چهارم شامل مؤلفههای رهبری تحول و ساختار سازمانی میباشد. همچنین پرنفوذترین شاخص در ماتریس قدرت نفوذ- وابستگی، مؤلفه «تکنولوژی» و وابستهترین مؤلفه «رهبری تحول آفرین» است. لذا پیشنهاد بر این است سازمان صنعت، معدن و تجارت، بر مبنای چنین نگرشی به برنامههای بلندمدت خود در زمینه فراموشی سازمانی اقدام نمایند.
ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 159-186
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.461845.1376
فاطمه محبی نژاد، سهیلا حسین پور، مجید محمدی
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس است. این پژوهش از نوع کیفی است. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی، خبرگان سطوح مدیریتی آموزش و پرورش و مدیران مدارس است. براساس روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس، پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع نظری حاصل و مصاحبه متوقف شد. در این پژوهش جهت دستیابی به روایی، از مشاوران و کارشناسان صاحبنظر در زمینه مدیریت آموزشی استفاده گردید و برای تعیین پایایی، از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی استفاده شد، بر این اساس روایی و پایایی تأیید شد. روش تجزیه و تحلیل مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تحلیل مضمون بود که با استفاده از نرمافزار Maxqda نسخه 20 انجام شد. براساس نتایج مصاحبهها، 25 مضمون در قالب 8 مفهوم مدیریت استراتژیک منابع انسانی (مشارکت کارکنان، توانمندسازی و ...)، سلامت سازمانی (مسئولیتپذیری کارکنان و اعتماد سازمانی)، بهسازی سازمانی (آموزش کارکنان، برنامهریزی آموزشی و ...)، مدیریت دانش (اشتراک، انتشار و سازماندهی دانش)، حمایت سازمانی (مدیریت روابط دوستانه، همدلی سازمانی و ...)، مدیریت ارتباطات سازمانی (تقویت مهارت ارتباطی و بهبود تعاملات درون سازمانی) و دوسوتوانی سازمانی (تأکید بر بهرهوری سازمانی، تقویت خلاقیت و انعطافپذیری سازمانی) شناسایی شد. بر این اساس پیشنهاد میشود مدیران مدارس الگوی تدوین شده در این این پژوهش را به عنوان ملاک کار خود بهمنظور بهبود مدیریت خود در مدارس مدنظر قرار دهند.
واکاوی ابعاد و مولفه های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 251-273
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510924.1492
زهرا شیخ محمدی، سیده خدیجه معافی مدنی، زهره شکیبایی
چکیده این پژوهش با هدف واکاوی ابعاد و مؤلفههای بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش انجام شد. روش پژوهش کیفی با تمرکز بر رویکرد داده بنیاد است. جامعه آماری شامل متخصصان، اساتید و خبرگان مطلع در حوزه مدیریت بازرگانی و مدیریت آموزشی بود که به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی تعداد 13 نفر برگزیده شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمه متمرکز بوده که با استفاده از نرم افزار (MAXQDA) و با به کار گیری روش کدگذاری تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل متون مصاحبه،41 شاخص فراهم آورد که در قالب ارکان مدل پارادایمی بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که مفهوم بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش شامل مؤلفههای گسست تقاضای بازار آموزش و پرورش، سرکوب عرضه بازار آموزش و پرورش، افزایش شکاف طبقاتی، افزایش شکاف بیننسلی، گسست امید به آینده، افزایش شکاف درون نسلی، سیاستزدگی، محوریت پرسونای مشتریان، تولید محتوای مشتریمحور، نظام آموزش و پرورش قابل پیکربندی مجدد، بازاریابی رابطهمند، بازاریابی مشارکتی، از بینرفتن نظام آموزش و پرورش برنامهمحور، پدیدارشدن نظام آموزش و پرورش بازارمحور بود. همچنین بازاریابی آموزشی خود متأثر از شرایط علّی (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل زمینهای (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل مداخله گر (7 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل محوری (13 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل راهبردی (8 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل پیامدی (5 مفهوم در قالب 2 مقوله) بوده است.
طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 274-293
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455239.1361
ارژنگ خشنودی، مسعود امامی نژاد، مژگان محمدی نائینی
چکیده هدف این پژوهش طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی (مورد مطالعه: مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و دارای رویکرد استقرائی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان میباشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل مضمون و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان از تأثیر عوامل، منابع آموزشی مناسب، متخصصین و کارآفرینان، تشویق به تفکر خلاقانه و نوآوری، فراهم کردن فرصتهای عملی، ارزیابی و بازخورد منظم، پرورش مهارتهای ارتباطی و همکاری، آموزش مدیریت زمان و منابع، توانایی حل مسائل، آموزش مهارتهای فنی و تخصصی، تشویق به تفکر انتقادی میباشد.
بررسی تاثیر بهره گیری از سیستمهای هوش مصنوعی بر بازدهی یادگیری زبان آموزان
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 294-315
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.508197.1484
زینب عزیزی
چکیده هدف از این مطالعه"بررسی تاثیر بهرهگیری از سیستمهای هوش مصنوعی بر بازدهی یادگیری زبان آموزان" است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از 200 نفر از مربیان و مدرسان آموزش زبان انگلیسی در شهر تهران و نمونهای به حجم 135 نفر به روش در دسترس مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است.. یافتههای این مطالعه نشان میدهد. که فناوری بلاکچین، تجسمها، سیستمهای تدریس هوشمند، سیستمهای تطبیق و شخصی سازی بر بازدهی یادگیری زبان انگلیسی تأثیر مثبت و معناداری دارند. در مقابل تأثیر سنجش و ارزیابی و ربات معلمها بر بهبود بازدهی یادگیری زبان رد شده است و به نظر میرسد از نظر مربیان و مدرسان، این سیستمها نمی توانند به صورت مستقیم جایگزین کامل کادر آموزش شوند.
تجزیه و تحلیل اثرات رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 338-356
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.336121.1108
اسراء حسین محمد، محمد حسنی، سهیلا احمدی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تجزیه و تحلیل اثرات رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان دانشگاه المستنصریه بغداد به تعداد 800 نفر میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 260 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از چهار پرسشنامه استاندارد رهبری تحول آفرین بأس و آولیو (1997)، استرس کاری هلریگل و اسلوکام (2000)، فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981) و عمکلرد شغلی پاترسون (1990) استفاده شد، روایی پرسشنامه از طریق متخصصان علوم تربیتی و مدیریت و تحلیل عاملی به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه رهبری تحول آفرین 90/0، استرس کاری 87/0، فرسودگی شغلی 88/0 و عملکرد شغلی 91/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر رهبری تحول آفرین، استرس کاری و فرسودگی شغلی بر عملکرد کارکنان معنی داری میباشد، همچنین مشخص شد تأثیر رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی مثبت و معنی دار میباشد.
بررسی تاثیر ابعاد مدرسه کارافرین بر شایستگی های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 357-376
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.412851.1239
ندا ترابپور
چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر ابعاد مدرسه کارافرین بر شایستگیهای کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها نیز یک پژوهش توصیفی-پیمایشی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 95 نفر از مدیران و معلمان مدارس متوسطه منطقه 8 و 9 شهر تهران میباشند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه میان آنها توزیع گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه میباشد که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شد. یافتههای این مطالعه نشان میدهد. برنامه درسی و یادگیری تجربی کارآفرینی، فرهنگ و چشمانداز کارآفرینانه و رهبری و مدیریت کارآفرینانه بر شایستگیهای کارآفرینانه دانشآموزان تأثیر معناداری دارد. در فرضیات غیرمستقیم نیز رهبری و مدیریت کارآفرینانه و فرهنگ و چشم انداز کارآفرینانه بر شایستگیهای کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر تعامل با صنعت تأثیر معناداری دارد. اما برنامه درسی و یادگیری تجربی بر شاستگیهای کارآفرینانه دانشآموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت نقش میانجی ندارد.
شناسایی انواع فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار در دوره متوسطه ایران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 414-442
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.466678.1393
حجت اله غفاری، محمد شریفانی، سید احمد هاشمی، علی اصغر ماشینچی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی انواع فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار در دوره متوسطه ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی–توسعه ای، از لحاظ گرداوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 نفر از خبرگان آموزش و پرورش می باشد که معیار انتخاب اساتید با سابقه رشته علوم تربیتی که با فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار آشنایی کامل داشتند و مقالات مختلفی در این حوزه به چاپ رسانده بودند, می باشد و با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل و تفسیر (کدگذاری) مفاهیم بیان شده از ادبیات و متون به روش تحلیل مضمون که شامل کدگذاری باز، محوری و نرمافزار MAXQDA 2020 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که 41 مفهوم بدست آمد که مولفه ابعاد فردی و شخصیتی (12شاخص) و ابعاد اجتماعی و فرهنگی (12شاخص) و ابعاد دینی و معنوی (9 شاخص) و ابعاد تربیتی و زیرساختی (8 شاخص) شناسایی شدند که ابعاد الگوی فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار برای دوره متوسطه ایران می باشند.
طراحی مدل بکارگیری هوش مصنوعی در یادگیری دانشآموزان مقطع ابتدایی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 443-467
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.547563.1574
اکرم حیدریان، حمید شفیع زاده، نرگس شریعتمداری
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بکارگیری هوش مصنوعی در یادگیری دانشآموزان مقطع ابتدایی انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از منظر نوع دادهها، ترکیبی و اکتشافی بود؛ به گونهای که بخش کیفی به روش گرندد تئوری پارادایمی و بخش کمی به روش پیمایشی انجام شد. مشارکتکنندگان در بخش کیفی شامل خبرگان و صاحبنظران دانشگاهی و وزارت آموزش و پرورش بودند که با نمونهگیری آگاهانه و روش گلوله برفی انتخاب شدند، و در بخش کمی، مدیران آموزش و پرورش و مدیران مدارس ابتدایی شهر تهران به تعداد ۳۱۹ نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین شدند. جمعآوری دادهها در هر دو بخش به روش میدانی انجام شد؛ در بخش کیفی از مصاحبههای نیمهساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محققساخته استفاده گردید. روایی و پایایی ابزارها در هر دو بخش تأیید شد. تحلیل دادههای کیفی با کدگذاری نظری و دادههای کمی با تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافتهها نشان داد که مدل بکارگیری هوش مصنوعی شامل ۱۹ مؤلفه و ۱۰۶ شاخص در قالب شش بعد مدل پارادایمی است. در این مدل، پدیده محوری شامل غنیسازی یادگیری و فردیسازی یادگیری، عوامل علی شامل زیرساختهای فنی، پشتیبانی هوشمند و رشد تکنولوژی در خانواده، عوامل زمینهای شامل مدیریت یادگیری، محتوای یادگیری و توانمندیهای معلمان، عوامل مداخلهگر شامل اخلاق، امنیت اطلاعات و تکنولوژی آموزشی، راهبردها شامل شخصیسازی آموزش، بازخورد، ارزشیابی هوشمند، کیفیسازی محتوا و دستیار یادگیری و پیامدها شامل یادگیری عمیق، بهبود کارایی معلم، ارزشیابی باکیفیت و نوآوری آموزشی هستند. در نهایت، مدل به دست آمده در بخش کمی با تحلیل عاملی تأییدی سنجش شد و شاخصهای برازش نشان از تأیید مدل داشتند.
شناسایی و اولویتبندی عوامل موثر بر ارزش برند شرکتهای اینترنتی فعال در حوزه آموزش، تولیدمحتوا و تدریس بصورت مجازی
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 88-110
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.487931.1437
رضا مقصودی، محسن نجفی، مجتبی مالکی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر ارزش برند شرکتهای اینترنتی فعال در آموزش آنلاین است. با توسعه فناوریهای نوین و بهبود زیرساختهای اینترنتی، نیاز به آموزش آنلاین بهطور چشمگیری افزایش یافته و اهمیت شرکتهای ارائهدهنده این خدمات را برجستهتر کرده است. این پژوهش از نظر روش، کیفی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش اساتید دانشگاهی و کارشناسان متخصص در حوزه آموزش الکترونیکی به تعداد 10 نفر هستند. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شده و با کمک تکنیک AHP و روش تاپسیس فازی میزان اهمیت و رتبهبندی هریک از شاخصها بدست آمد. یافتهها نشان میدهد که مهمترین عوامل مؤثر بر ارزش برند شرکتهای آموزش آنلاین به ترتیب شامل محتوای آموزشی دورهها، مدرسین، ارتباطات بازاریابی، خدمات مشتری، آگاهی از برند، کیفیت ادراکشده، ساختار فنی سامانه آموزشی، تعاملات، تداعیگرهای برند و وفاداری برند میباشند. نتایج این پژوهش میتواند به مدیران شرکتها، سیاستگذاران و کاربران این نوع خدمات کمک کند تا درک بهتری از اهمیت ارزش برند در حوزه آموزش مجازی پیدا کرده و تصمیمات بهتری اتخاذ نمایند.
ارائه الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی (مورد مطالعه: اداره آموزش و پرورش استان کرمان)
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 111-131
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.487469.1433
مرضیه پورامینایی، حمداله منظری توکلی، شهین شرفی، زهرا انجم شعاع
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی با رویکرد داده بنیاد می باشد پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعهای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت دادهها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث رفتار سازمانی میباشد. نمونهبرداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع دادههای مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد . اطلاعات به دست امده با نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی با رویکرد داده بنیاد, دارای شرایط علّی شامل (ارتباطات داخلی، ساختار سازمانی، آموزش و رهبری)، شرایط زمینه ای شامل (شخصیت افراد، تجربه، تحصیلات و سواد، هوش فرهنگی)، شرایط مداخله گر شامل(انگیزش، جو سازمانی و روابط کاری سازمان)، راهبردها شامل(ارتباطات، اعتماد و یادگیری اجتماعی)، پیامدها شامل(جامعه پذیری، ترویج فرهنگ مشارکت اجتماعی و ترویج فرهنگ رفتار فرا نقشی) می باشد.
تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 132-157
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.396173.1187
علی حسین موزان، حسن قلاوندی، محمد حسنی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت (مورد مطالعه: دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد به تعداد 275 نفر می باشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 165 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد آموزش معکوس از برگمن و سامز (2013)، مهارت تدریس از رجبی(1385)، خودپنداره تحصیلی چن و تامپسون (2004)، خلاقیت از تورنس، عملکرد تحصیلی از پرسشنامه فام و تیلور (1999) استفاده شد، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه آموزش معکوس 78/0، مهارت تدریس83/0، خودپنداره تحصیلی89/0، خلاقیت91/0، عملکرد تحصیلی82/0 مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تاثیر آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود. همچنین مشخص شد که نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت در تاثیر گذاری آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود.
ارزیابی اثربخشی هوش مصنوعی در توسعه مهارتهای کارآفرینی دانشآموزان
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 340-360
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510206.1489
ندا ترابپور، سید محمدباقر جعفری، جعفر رحمانی
چکیده هدف این تحقیق ارزیابی اثربخشی هوش مصنوعی در توسعه مهارتهای کارآفرینی دانشآموزان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها نیز یک پژوهش توصیفی-پیمایشی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 110 نفر از معلمان مدارس متوسطه منطقه 11 و 12 شهر تهران میباشند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه میان آنها توزیع گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه استاندارد میباشد. روایی پرسشنامه توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافتهها و آزمون فرضیهها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر توسعه مهارتهای کارآفرینی از قبیل مهارتهای شخصی، مهارتهای خلاق و انتقادی، مهارتهای بین فردی و مهارتهای عملی تاثیرگذار است. جهت برازش مدل کلی از روش معیار GOF استفاده شد، مقدار بدست آمده برابر با 723/0 بوده که نشان از برازش قوی مدل میباشد.
شناسایی عوامل موثر جهت ارتقای سطح درس زبان عربی
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 361-375
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.485098.1434
محمدجعفر اصغری، محمد اسلم رئیسی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر جهت ارتقای سطح درس زبان عربی (مورد مطالعه: دانش آموزان متوسطه شهر کرمان) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، با رویکرد تحلیل محتوا می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران ، معلمان و خبرگان این حوزه می باشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، نظری انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوا و نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد ابتدا با استفاده از روش مقولهبندی فرعی و اصلی؛ کدهای مورد نظر استخراج شدند. براساس فرایند تحلیل محتوا، طی مراحل کدگذاری 47 مقوله فرعی و 9 مقوله اصلی شناسایی و دستهبندی شدند. نتایج حاکی از این است استفاده از روشهای نوین، خلاقانه و بهرهمند از ابزارهای فناورانه میتواند با برانگیختن حس کنجکاوی، اشتیاق و مشارکت دانشآموز بر میزان یادگیری درس عربی و ارتقای سطح زبانی آنها تاثیر گذار باشد.
بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 394-411
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.500024.1469
منیژه ایران نژاده، علی اصغر ماشینچی، مختار رنجبر
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش تحقیق اکـتشافی می باشد. جامعۀ آماری در بخش کیفی پژوهش، شامل 20 نفر از خبرگان که بر اساس نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. جامعۀ آماری پژوهش در بخش کمی، شامل 450 نفر از تمام معلمان متوسطه استان هرمزگان که بر اساس فرمول کوکران و نوع نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای، انتخاب شدند. از تکنیک دلفی و پرسشنامه سنجش برازش مدل استفاده شد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از تکنیک دلفی و در بخش کمی از نرم افزار Spss-V23و Lisrel-V8.8 استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که مولفه های الگوی مقیاس های ارزشیابی برنامه های درسی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در 5 بعد و16 مولفه، شامل، ابعاد منطق و اهداف (3 مولفه)، محتوا و فعالیت های یادگیری (3 مولفه)، نقش معلم و مواد و منابع (4 مولفه)، گروه بندی و سنجش و ارزشیابی (3 مولفه)، مکان و زمان (3 مولفه) می باشد. همچنین، با توجه به اختلاف میانگینها که مقادیری مثبت هستند، چنین استنباط شد که وضعیت مولفهها کلاً در حالت مطلوب اما کمی بالاتر از میانگین بودند. علاوه بر این، نتایج اعتبار بخشی مدل نشان داد که تطبیق، قابلیت فهم بودن، قابلیت تعمیم، قابلیت کنترل مدل از نظر متخصصان دارای اعتبار است و با اطمینان 99 درصد مورد تائید قرار گرفته است.
بررسی نقش میانجی نوآوری سازمانی در رابطه بین رهبری تحولی و تعهد سازمانی معلمان
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 412-432
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.491262.1447
مصطفی محمودی، محمد غفاری مجلج، محسن احمدی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش مدل ارائه شده در ارتباط با رهبری تحولی و تعهد سازمانی معلمان با میانجیگری نوآوری سازمانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه معلمان مدارس منطقه 15 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند. از جامعه آماری یاد شده،300 نفر بر اساس نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه رهبری تحولی باس و آولیو (1995)، پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (1997) و پرسشنامه محقق ساخته نوآوری سازمانی چوپانی (1390) استفاده گردید. برای تعیین پایایی ابزار از آلفای کرانباخ استفاده شد. برای تحلیل داده ها از ماتریس همبستگی و مدل معادلات ساختاری و برای تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش، از نرم افزار (Lisrel, 10.30) و (Spss 25) استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها حاکی از آن بود که: رهبری تحولی با تعهد سازمانی معلمان رابطه مستقیم و معناداری دارد؛ نوآوری سازمانی با تعهد سازمانی معلمان رابطه مستقیم و معناداری دارد همچنین رهبری تحولی به صورت غیرمستقیم و به واسطه نوآوری سازمانی با تعهد سازمانی معلمان رابطه معناداری دارد و مدل مفهومی ارائه شده از برازش آماری مناسبی برخوردار است به بیان دیگر مدل تبیین تعهد سازمانی بر اساس رهبری تحولی و نوآوری سازمانی با داده های تجربی برازش دارد. در نهایت بر اساس اطلاعات حاصل شده از مدل معادلات ساختاری نیز می توان گفت که همه مولفههای موجود در سه متغیر پژوهش حاضر با یکدیگر ارتباط مثبت و معناداری دارند.
شناسایی ابعاد و مولفههای آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 31-48
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.424041.1269
عباس طاهر علاوی غرابات، نصراله قشقائی زاده، جلال شنته جبر، فرانک موسوی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مولفههای آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان و صاحبنظران حوزه آموزش مجازی بهویژه آموزش زبان عربی میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند میباشد. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و صاحبنظران میباشد که روایی آن با روش مثلثسازی تأیید و پایایی آن با روش ضریب توافق بین دو کدگذاری 81/0 محاسبه شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرمافزار MAXQDA انجام گرفت. یافتههای این پژوهش نشان داد که آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق دارای 66 کد پایه، 22 کد سازماندهنده و 8 کد فراگیر بود. در این پژوهش، کدهای فراگیر شامل توسعه حرفهای معلمان، تعامل دانشآموزان، روندهای جهانی و پیشرفتهای فناوری، توسعه برنامهدرسی و آموزش، مشارکت ذینفعان، بهبود مستمر و تمرین مبتنی بر شواهد، آمادهسازی مهارتهای دیجیتال و آمادگی شغلی و ملاحظات محیط یادگیری آنلاین میباشد. در نهایت، الگوی ابعاد و مولفههای آموزش مجازی زبان عربی در کشور عراق طراحی شد.
اثربخشی استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستانهای دیجیتال در توسعه تفکر انتقادی، مهارتهای تفکر سطح بالاتر و پیشرفت دانش آموزان ادبیات پایه پنجم تاریخ در شهرستان کربلاء
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 67-91
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.417771.1249
رضا عباس حسن نصرالله، محمد حسنی
چکیده هدف از پژوهش حاضر اثربخشی استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستانهای دیجیتال در توسعه تفکر انتقادی، مهارتهای تفکر سطح بالاتر و پیشرفت دانش آموزان میباشد. پژوهش حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه میباشد. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان ادبیات پایه پنجم به تعداد 860 نفر که تعداد 45 نفر از آنها به شیوه نمونه گیری خوشه چند مرحلهای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره (یک گروه کنترل 15 نفر و دو گروه آزمایش 30 نفر) گمارده شدند. جمعآوری دادهها بر اساس پرسشنامه تفکر انتقادی ریتکس (2003)، تفکر سطح بالاتر عبدی و همکاران (1393)، پیشرفت تحصیلی از صالحی (1394) انجام گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید استاتید و متخصصان مدیریت و علوم تربیتی رسید و از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ برای تفکر انتقادی 90/0، تفکر سطح بالاتر 84/0 و پیشرفت تحصیلی 79/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات بهدست آمده از اجرای آزمونها از طریق نرمافزار SPSS انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان داد که تأثیر استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستان سرایی دیجیتال بر بر رشد تفکر انتقادی، تفکر سطح بالاتر و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مثبت و معنی دار میباشد، همچنین مشخص شد که تفاوت معنی دار در تأثیر استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستان سرایی دیجیتال بر تفکر انتقادی، تفکر سطح بالاتر و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان وجود ندارد.
پیشایندها و پیامدهای موثر بر فلاتزدگی شغلی در میان کارکنان مدارس شهر تهران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 114-134
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.474400.1406
نفیسه قاسمی زرگر، پریوش جعفری، نادرقلی قورچیان، امیرحسین محمد داودی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای مؤثر بر فلاتزدگی شغلی در میان کارکنان مدارس شهر تهران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر پارادایم عملگرا واز حیث شیوه اجرا، کیفی با رویکرد تحلیل محتوا و با هدف کاهش آن میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان آموزش و پرورش که شامل اعضاء مسئولین با سابقه در آموزش و پرورش تهران میباشند که برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و فرایند نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته میباشد. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرمافزار 18 MAXQDA انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها به منظور درک واقعیتها و مفاهیم پژوهش صورت میگیرد. با توجه به استفاده از روش تحلیل محتوا در پژوهش حاضر، مولفهها و پیشایندهای حاصل از مرور سیتماتیک و مولفهها و عوامل حاصل از مصاحبههای صورت گرفته به صورت ترکیب همه عوامل به عنوان الگوی کاهش فلاتزدگی شغلی در میان کارکنان مدارس شهر تهران با رویکرد کیفی تحلیل محتوا ارائه گردید. نتایج نشان داد که بروز فلات زدگی شغلی در مدارس شامل 11 عامل مؤثر میباشد که شامل سیاستهای مدرسه و نظام آموزش، مدیریت ناکارآمد، سیستم پاداش و ارتقای نامناسب، سیستم ارزیابی نامطلوب، تعاملات ناسالم میان همکاران، فقدان پویایی سازمانی، مسائل مالی، ساختار و قوانین نامناسب، ویژگیهای فردی، شرایط اجتماعی و اقتصادی، ویژگیهای شغلی و پیامدهای فردی بوده و برای کاهش فلات زدگی شغلی باید روی آنها تمرکز انجام گیرد.
نقش واسطهای نگرش کارآفرینی با آموزش و خودکارآمدی کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی دانشجویان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 135-164
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.427194.1312
داود طهماسب زاده شیخلار، مهدیه روحی، امین پروری
چکیده چکیده هدف پژوهش بررسی نقش واسطهای نگرش کارآفرینی با آموزش و خودکارآمدی کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی دانشجویان بود. روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری مورد مطالعه دانشجویان دانشکده علوم اقتصادی دانشگاه تبریز به تعداد 997 نفر بود که با توجه به جدول کرجسی و مورگان 273 نفر به عنوان حجم نمونه با روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه درک آموزش کارآفرینی دانشجویان با سه گویه از دنانیوه و همکاران (2015)؛ پرسشنامه خودکارآمدی کارآفرینی با سه گویه از ژائو و همکاران (2005)؛ نگرش کارآفرینانه با چهار گویه از چن و لینان (2009) و درک ذهنیت کارآفرینی با چهارگویه از آرنولف و متیسن (2013) بود. به منظور آزمون فرضیات از مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزیی با استفاده از نرم افزار SmartPLS3 استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش کارآفرینی به میزان 69 درصد در خودکارآمدی کارآفرینی، به میزان 24 درصد در ذهنیت کارآفرینی، خودکارآمدی به میزان 58 درصد در نگرش کارآفرینی نقش دارند. همچنین نتایج نشان داد که خودکارآمدی کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی با واسطهگری نگرش کارآفرینی به میزان 37 درصد نقش دارد. همچنین نتایج نشان داد که آموزش کارآفرینی در نگرش کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینی در ذهنیت کارآفرینی نقش معناداری ندارند و آموزش کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی با واسطهگری نگرش و خودکارامدی کارآفرینی نقش ندارد.
طراحی الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 183-200
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.457722.1367
مهدی اولیایی، علی اکبر عجم، احمد اکبری، تورج فلاح مهنه
چکیده هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی و روش آن کیفی و از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از اساتید دانشگاهی و خبرگان علمی پژوهشی با رشته تحصیلی مدیریت دولتی و مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش در شهرستان تربت حیدریه می باشند که با نمونه گیری نمونهگیری هدفمند وابسته به معیار انتخاب انتخاب شدند و انتخاب نمونه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. اعتبار داده های پژوهش از طریق بازگشت به مشارکت کنندگان و ممیزیان بیرونی بررسی و تایید شد. برای تحلیل دادهها، از روش تحلیل مضمون و از نرم افزارAtlas ti8 استفاده گردید. نتایج حاکی از آن است که 4 مضمون سازمان دهنده: مدیریت عمل گرا، مدیریت دانشی، مدیریت سازمانی و مدیریت تیمی شناسایی و تایید شد و نتایج نشان داد که عناصر مولفه های الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش، مدیریت دانشی، مدیریت سازمانی و مدیریت تیمی و مدیریت عمل گرا میباشند.
بازشناسی ابعاد و مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به منظور دستیابی به مدل مناسب
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 249-268
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.488147.1439
محمود نوری، کلثوم نامی، مهدی باقری
چکیده هدف پژوهش حاضر بازشناسی ابعاد و مولفههای مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به منظور دستیابی به مدل مناسب میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و نظریه داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران و معاونان مجرب و نمونه مدارس می باشد و نمونه ها از روش نمونه گیری بصورت گلوله برفی انتخاب شدند و نمونه گیری تا جایی تداوم یافت که پژوهش به اشباع و کفایت نظری رسید. به منظور گرد آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. با استفاده از نتایج حاصل از بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش و تجزیه و تحلیل محتوای مصاحبه ها، ابعاد مسئولیتپذیری اجتماعی مدارس شناسایی شده و طی ۳ مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی الگوی مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه در 6 مقوله اصلی شرایط علّی، پدیده محوری (کنکاش مؤلفه ها و ابعاد مسئولیتپذیری اجتماعی مدارس: شامل ۳ مقوله اصلی اهداف، ویژگیها، شیوه اجرا و 6 مقوله فرعی)، شرایط علّی، راهبردها، زمینه ها، شرایط مداخلهگر و پیامدهای مسئولیتپذیری اجتماعی جهت بهرهبرداری در مدارس ارائه شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد؛ مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به ذی نفع اصلی و محوری آن یعنی دانش آموز بر میگردد. سازمانها از جمله سازمانهای آموزشی مانند مدرسه در شبکهای از رابطه با ذی نفعان قرار دارند که شناخت و روش تعامل با گروههای ذی نفع در فعالیت سازمان حائز اهمیت است.
ارائه مدل تاب آوری تحصیلی براساس سیستم های مغزی رفتاری و کمال گرایی تحصیلی با نقش میانجی ناگویی هیجانی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 291-312
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.467157.1396
علی نوری، اسماعیل سلیمانی، علی عیسی زادگان، محمد نریمانی
چکیده هدف ازمطالعه حاضر بررسی مدل معادلات ساختاری بین سیستم های مغزی رفتاری و کمال گرایی با تاب آوری تحصیلی با نقش میانجی ناگویی هیجانی بود. روش تحقیق مطالعه همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر- پسر مدارس دوره دوم متوسطه شهر ارومیه در سال 1402 بودند که نمونه ای به حجم 200 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایی چند مرحله ایی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها ازپرسشنامه استاندارد تاب آوری تحصیلی مارتین ومارش(2003)، مقیاس سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری(BIS/BAS)، پرسشنامه کمال گرایی تحصیلی رسولی وبهرامی(1395) وپرسشنامه ناگویی خلقی تورنتو(TAS-20) استفاده شده است. نتایج تحلیل آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین ناگویی هیجانی(متغیرمیانجی) با سیستم های مغزی رفتاری(473/0-R=)، کمال گرایی(481/0R=)، تاب آوری(485/0-R=) وهمچنین بین تاب آوری با سیستم های مغزی رفتاری(488/0R=) و کمال گرایی(460/0-R=) روابط متقابل معناداری وجود دارد. همچنین تمامی شاخصهای برازش مدل، برازش مدل را تأیید کردند. به طوری که ضرایب استاندارد مسیرها نشان داد مسیرهای مستقیم سیستم های مغزی رفتاری به تاب آوری(49/0=β)؛ کمال گرایی به تاب آوری(35/0-=β)؛ سیستم های مغزی رفتاری به ناگویی هیجانی(38/0-=β)؛ و کمال گرایی به ناگویی هیجانی(40/0=β) معنیدار می باشد. ه براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که رابطه سیستم های مغزی رفتاری وکمال گرایی با تاب آوری یک رابطه خطی ساده نیست، بلکه متغیرهای دیگرمانند ناگویی هیجانی دراین رابطه نقش تعدیل کننده دارند
شناسایی عوامل مؤثر بر خودتوسعهای معلمان مدرسه تلویزیونی ایران: گزارش یک مطالعه کیفی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 313-340
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.479009.1418
عباس محمدی، مائده ارشد راد
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر خودتوسعهای معلمان مدرسه تلویزیونی ایران میباشد. روش پژوهش از نظر هدف جزو پژوهشهای کاربردی با رویکرد توسعه ای و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات به شکل کیفی- پدیدارشناسی می باشد. برای این منظور مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 11 نفر از معلمان مدرسه تلویزیونی ایران با استفاده از نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی صورت پذیرفت. سپس برای تحلیل دادههای حاصل از مصاحبهها، از تکنیک کدگذاری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. روایی یافتههای پژوهش با استفاده از سه روشِ بررسی توسط اعضاء، سهسویهنگری منابع دادهها و نیز تحلیل موارد منفی/ مخالف تأیید گردید. همچنین، به منظور سنجش پایایی کدگذاریهای انجام شده، از روشهای پایایی باز آزمون و توافق درون موضوعی استفاده شد. پس از مرور و سازماندهی متون مصاحبهها، با رویکردی استقرایی، کدها یا مفاهیم اولیه شناسایی شدند و کدهای مشابه در طبقههایی خاص قرار گرفتند. در نهایت، با شناسایی 80 شاخص و دستهبندی آنها ذیل 17 مؤلفه، 6 بُعد اصلی شامل: خودتوسعهای شناختی، خودتوسعهای ارزشی-نگرشی، خودتوسعهای مهارتی، خودتوسعهای یادگیری، خودتوسعهای نیازها و حمایت از خودتوسعهای تعیین و تعریف گردیدند.
