موضوعات = مدیریت آموزشی
مدیریت آموزشی

ارائه الگوی توسعه حرفه ای خودراهبر دانشجو معلمان بر مبنای رویکرد یادگیری خٌرد

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 192-213

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.456848.1364

ملیحه نیازیان، لادن سلیمی، وحید فلاح

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی توسعه حرفه ای خودراهبر دانشجو معلمان بر مبنای رویکرد یادگیری خٌردمی‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت جمع آوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی، شامل 11 نفر از اعضای هیآت علمی در دانشگاه های سراسری و دانشگاه آزاداسلامی مازندران می باشند و به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل اعضای هیآت علمی دانشگاه فرهنگیان (قطب شمال کشور) به تعداد 456 نفر که بر اساس جدول مورگان، تعداد 210 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. . نتایج حاصل از داده های نشان داد که این الگو دارای سه مقوله اصلی پیشایندها (با 5 بُعد و 40 شاخص)، فرآیندها (با 3 بُعد و 36 شاخص)، و پسایندها (با 2 بُعد و 19 شاخص) می باشد. ابعاد دهگانه مدل شامل: 1) غرقگی در موقعیت های یادگیری حرفه ای؛ 2) ایجاد بسترهای مشارکت همدلانه و عاطفی در مقوله یادگیری؛ 3) جهت گیری همکارانه به یادگیری؛ 4) پشتیبانی و حمایت عاطفی دانشگاه از فعالیت های یادگیری خٌرد؛ 5) همراهی و هماهنگی برنامه درسی دانشگاهی با رویکرد خٌرد؛ 6) دانش محتوایی خٌرد؛ 7) توانایی در طراحی محتوای خٌرد؛ 8) مهارت به کارگیری محتوای خٌرد؛ 9) خودراهبری حرفه ای دانشجو معلمان (فردی و سازمانی)؛ 10) اثربخشی یادگیری خٌرد فراگیران. شاخص برازش کلی مدل (GOF) به مقدار 0.620 بدست آمد. که نشان دهنده برازش کلی مدل می باشد.

مدیریت آموزشی

شناسایی ابعاد و مولفه‌های سیاهچاله های سازمانی در نظام آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 214-234

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.508857.1485

زکیه امینی، رویا افراسیابی، بهرنگ اسماعیلی شاد

چکیده چکیده مطالعه حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه‌های سیاهچالههای سازمانی در نظام آموزشی دانشگاه‌های علوم‌پزشکی در سال 1403 انجام گردید. 20 مصاحبه نیمه‌ساختارمند با اعضای هیئت‌علمی و مدیران حوزه آموزش در دانشگاه‌های علوم پزشکی انجام شد. از روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف با حداکثر تنوع استفاده گردید و تا دستیابی به مرحله اشباع داده‌ها ادامه یافت. مصاحبه‌ها بین 30 تا 90 دقیقه بود. نتایج با روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 آنالیز شد. ارزیابی اعتبار و اطمینان اطلاعات بر اساس ملاک‌های لینکلن و گوبا انجام گردید. از تجزیه و تحلیل مصاحبه‌ها، کدها استخراج شد و 23 مفهوم اولیه شکل گرفت. با ادغام مفاهیم با معنای نزدیک به هم، هشت مقوله اصلی سیاهچاله‌های دانش، منابع انسانی، منابع غیرانسانی، مدیریت، ساختار سازمانی پیچیده، سیاستگذاری خودکامه و غیرپاسخگو، قوانین و دستورالعملها و خلاء فرهنگی به وجود آمد. یافته‌های پژوهش بیانگر این است که سیاهچاله‌های مختلفی در ناکارآمدی نظام آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی تاثیر‌‌‌گذار است که نادیده انگاشتن آنها منجر به هدر رفتن منابع عمومی مختلف اعم از مالی و انسانی شده و روند رشد و توسعه را در کشورمان کند کرده است. لذا، تشخیص آنها و تدوین سیاستهای مطلوب و کارآمد نیازمند رویکرد نظام‌مند مدیران و صاحبنظران حوزه آموزش است.  

مدیریت آموزشی

ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 235-253

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.528318.1521

محمد ناجی، اسداله علیرضایی

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در مراکز آموزش عالی استان کرمان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران مراکز آموزش عالی استان کرمان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت آموزش عالی و آشنایی کامل در این حوزه انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون(مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر) انجام شد. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرم‌افزار تحلیل داده‌های کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی شامل ابعاد: بینش دیجیتال(آگاهی از روندها و فناوری‌های دیجیتال، تدوین و تبیین استراتژی دیجیتال، آینده‌نگری و نوآوری دیجیتال)، شایستگی‌های دیجیتال(سواد دیجیتال، تفکر تحلیلی و مبتنی بر داده، مدیریت ریسک و امنیت دیجیتال)، رهبری دگرگون ساز(ایجاد چشم‌انداز مشترک، توانمندسازی و مشارکت، حمایت و مربیگری)، چابکی و سازگاری(انعطاف‌پذیری و تحمل ابهام، رویکرد چابک، یادگیری مستمر و سازگاری) و فرهنگ دیجیتال(ترویج فرهنگ نوآوری و آزمایش، همکاری و ارتباطات دیجیتال، مشتری‌محوری دیجیتال) می باشد.

مدیریت آموزشی

الگوی یادگیری مبتنی بر رویکرد حل مسئله برای مدیران مدارس ابتدایی: یک مطالعه فراترکیب

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 254-276

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.529163.1532

عاطفه جواد زاده، زینب گلزاری، زهرا طالب

چکیده پژوهش حاضر با روش فراترکیب، به طراحی الگویی نظام‌مند برای آموزش مدیران مدارس ابتدایی با رویکرد حل مسئله بر اساس رویکرد هفت مرحله‌ای سندولوفسکی و همکاران (2007) اقدام کرده است. جامعه مطالعاتی این پژوهش شامل کلیه مقالات منتشرشده با دسترسی کامل در بازه زمانی 2010 تا 2024 به زبان‌های فارسی و انگلیسی بود که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و اعمال معیارهای ورود (زمان انتشار، زبان مقاله و حوزه موضوعی)، 41 مقاله به‌عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها از کدگذاری اکتشافی در سه سطح کد باز، مقوله و مؤلفه استفاده شد. ارائه یافته‌ها در قالب شیوه‌های جدول‌بندی یافته‌ها و مدل مفهومی انجام شد؛ لذا از جداول برای نمایش نظام‌مند یافته‌ها، مانند جدول‌های استخراج اطلاعات، جدول‌های ارائه یافته‌های کدگذاری، جدول ارائه نتایج کنترل کیفیت و از مدل مفهومی جهت ارائه الگو اقدام شده است. یافته‌ها منجر به شناسایی 62 کد باز، 12 مقوله و سه مؤلفه اصلی (مسئله‌سازی، مسئله شناسی و مسئله گشایی) شد که در نهایت یک الگوی طبقه‌بندی-فرآیندی ارائه گردید. در این الگو، مسئله‌سازی به‌عنوان درونداد، مسئله شناسی به‌عنوان فرآیند اصلی و مسئله گشایی به‌عنوان برونداد در نظر گرفته شد. اعتبار یافته‌ها از طریق بازبینی توسط همکاران تائید شد که نشان‌دهنده قابلیت کاربست این الگو در طراحی و اجرای دوره‌های آموزشی مدیران مدارس ابتدایی است. نوآوری پژوهش در ارائه یک الگوی نظام‌مند آموزشی برای مدیران مدارس است که حاصل تلفیق یافته‌های مطالعات پیشین در حوزه آموزش سازمانی با تأکید بر رویکرد حل مسئله است.

مدیریت آموزشی

شناسایی و ارزیابی فرصت‌های همکاری آموزشی میان ایران و کشورهای عضو ابتکار کمربند و جاده

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 277-304

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.525695.1517

امیرعلی رشیدی، زهرا ترکاشوند، محمدحسن چراغعلی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی فرصت‌های همکاری آموزشی ایران در بستر ابتکار کمربند و جاده انجام شد و برای نخستین بار از ترکیب روش‌های کیفی و کمی به‌صورت دوسطحی بهره می‌گیر که در گام نخست، از طریق مصاحبه با 25 متخصص حوزه سیاست‌گذاری آموزش، مدیریت، کارآفرینی و جغرافیا، ده مضمون کلیدی شناسایی شده‌اند: تبادل آکادمیک، زیرساخت دیجیتال، عدالت آموزشی، دیپلماسی فرهنگی، تولید دانش منطقه‌ای، هماهنگی نهادی، توسعه برنامه درسی مشترک، توانمندسازی اقتصادی، تأمین منابع، و چالش‌های فرهنگی و زبانی. در مرحله دوم، با استفاده از تکنیک دیمتل، روابط علّی و معلولی میان مضامین تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که مضامینی چون زیرساخت دیجیتال (عددهای داخل پرانتز نشان‌دهنده اولویت‌ بالای آن‌ها در تحلیل دیمتل هستند) مانند زیرساخت دیجیتال (13.76)، دیپلماسی فرهنگی (13.58)، و توسعه برنامه درسی مشترک (13.30) در زمره عوامل علّی و پیشران قرار گرفته‌اند. این اعداد نشان‌دهنده اهمیت و اولویت نسبی این مضامین در فرایندهای پیشنهادی تحقیق است. در حالی که مضامین دیگر مانند عدالت آموزشی (11.20)، تأمین منابع (13.15) و تولید دانش منطقه‌ای (12.10) بیشتر نقش معلول و وابسته دارند. همچنین چالش‌های فرهنگی و زبانی موانع مؤثر بر تعاملات دانشگاهی به شمار می‌روند، اما راهکارهایی نظیر تقویت زیرساخت دیجیتال (13.76)، آموزش آنلاین (13.82)، و انعقاد توافق‌نامه‌های چندجانبه می‌توانند در کاهش اثرات آن‌ها مؤثر باشند. نتایج پژوهش بر ضرورت نگاه سیستمی، آینده‌نگر و علّی‌محور در سیاست‌گذاری آموزشی ایران تأکید دارد و بر این مبنا، اولویت‌دهی به مؤلفه‌هایی چون تبادل آکادمیک (12.14) و زیرساخت دیجیتال (13.76) نقش کلیدی در موفقیت همکاری‌های علمی منطقه‌ای خواهد داشت.

مدیریت آموزشی

طراحی مدل دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 305-328

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.536366.1555

حسین صداقت

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی بود. جامعه پژوهش شامل 21نفر از اعضای هیات‌علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران بود که براساس نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انتخاب شدند. جمع‌آوری داده‌ها با روش مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت.یافته‌های تحلیل شبکة مضامین نشان داد 6 مضمون (سازمان‌دهنده) و 19 مضمون پایه و 77کد اولیه مؤلفه‌ها و مقوله‌های دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی هستند. مضامین(سازمان‌دهنده) در قالب‌6 بعد ارائه شد که عبارت‌اند از: «سیاست کلان های مدیریتی سبز»، « سیاست‌های کلان آموزشی و پژوهشی سبز»، «نظام مدیریت زیست محیطی فضای دانشگاه »،«مشارکت و تعاملات اجتماعی سبز»،«دغدغۀ زیست‌محیطی و سرمایۀ اجتماعی»،«مدیریت نیروی انسانی سبز »به‌دست آمد. نتیجه‌گیری: دانشگاه آزاد می‌تواند با استفاده بهینه از ظرفیت‌های علمی،آموزشی، پژوهشی خود و حفاظت از محیط زیست در تحقق توسعه پایدار اجتماعی جامعه،که برای گذار از چالش‌ها و دستیابی به وضعیت مطلوب علمی و آموزشی کشور می باشد در مسیر توسعه گام بردارد.

مدیریت آموزشی

طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی برای دوره اول متوسطه بر اساس رویکرد هیوتاگوژی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 363-384

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.544857.1571

میثم حاجی منوچهری، ناهید شفیعی، امیرحسین مهدیزاده، علیرضا عراقیه

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی با رویکرد هیوتاگوژی در دوره اول متوسطه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، آمیخته با طرح اکتشافی بود که در دو بخش کیفی و کمی صورت گرفت. در بخش کیفی، با روش نمونه‌گیری هدفمند و تا حد اشباع نظری، با ۸ نفر از متخصصان علوم تربیتی و روانشناسی مصاحبه شد. داده‌ها با روش تحلیل مضمون بررسی و مضامین پایه و سازمان‌دهنده استخراج گردید. در بخش کمی، جامعه آماری شامل معلمان دوره اول متوسطه استان البرز در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه‌گیری به‌صورت خوشه‌ای چندمرحله‌ای و ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته برآمده از یافته‌های کیفی بود. روایی ابزار با روش همسانی درونی و پایایی با آلفای کرونباخ 0.98 تأیید شد. برای تحلیل داده‌ها از شاخص‌های توصیفی، آزمون T تک‌گروهی و مدل‌یابی معادلات ساختاری با نرم‌افزارهای SPSS و Amos استفاده گردید. نتایج نشان داد در بعد «برنامه درسی» ۲۶ مضمون پایه در ۷ مضمون سازمان‌دهنده، در بعد «الزامات پیاده‌سازی» ۱۵ مضمون پایه در ۵ مضمون سازمان‌دهنده، و در بعد «اثرات پیاده‌سازی» ۲۳ مضمون پایه در ۸ مضمون سازمان‌دهنده شناسایی شد. همچنین از دیدگاه دبیران، در میان ابعاد برنامه درسی تفکر سیستمی هیوتاگوژیکی، بیشترین اهمیت به ترتیب به آینده‌نگری، مدیریت فرایند و درک پیچیدگی تعلق گرفت. در الزامات پیاده‌سازی، ابعاد کارکردی، درک روابط تربیتی و ساختاری بیشترین اهمیت را داشتند و در اثرات پیاده‌سازی، رشد قابلیت‌های تحصیلی، ارتقای انواع تفکر دانش‌آموزان و بهبود شایستگی تدریس معلمان برجسته‌ترین نتایج بودند.

مدیریت آموزشی

تحلیل محتوای کتاب های جغرافیای دانش آموزان پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه عراق بر اساس ابعاد توسعه پایدار

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 428-447

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.411704.1235

قاسم محمد صالح، محمد حسنی، حسن قلاوندی

چکیده هدف این پژوهش تحلیل محتوای کتاب های جغرافیای دانش آموزان پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه عراق بر اساس ابعاد توسعه پایدارمی باشد. روش پژوهش توصیفی و در اصل یک پژوهش تحلیل محتوایی است. جامعه آماری تحقیق، کتاب های جغرافیا پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه در سال تحصیلی 03-1402 می باشند. ابزار تحقیق را چک لیست تدوین شده توسط محقق تشکیل می دهد که دارای 4 مؤلفه (اقتصادی-اجتماعی، منابع، مشارکت و روش های اجرایی) می باشد، در این پژوهش به دلیل محدود بودن جامعه آماری حجم نمونه با حجم جامعه برابر در نظر گرفته‌شده است. برای جمع‌آوری داده‌های موردنیاز از فرم‌های تحلیل محتوای کدگذاری شده با تأکید بر 4 مولفه اصلی توسعه پایدار استفاده‌شده است. روایی آن‌ها، بر اساس نظرات کارشناسان و همچنین اساتید راهنما و مشاور مورد تائید قرارگرفته است. پایایی ابزار پژوهش بر اساس روش هولستی با ضریب پایایی 87/0 محاسبه‌شده است. واحد تحلیل در این پژوهش متن، فعالیت، جداول، نمودار و تصاویر است که طبق آن محتوای کتاب ها کدگذاری شده و اطلاعات جمع آوری شده در جداول جداگانه و برای چهار مولفه انجام پذیرفته است. نتایج نشان داد که در کل محتوای کتاب جغرافیا پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه، جمعاً 122 مورد مربوط به مؤلفه‌های توسعه پایدار آمده است که از این تعداد، بیشترین فراوانی به مولفه منابع و کمترین فراوانی به مشارکت مردمی مرتبط بود، همچنین نتایج تحلیل محتوا نشان داد که به طور برابر به مولفه های توسعه پایدار در محتوای کتاب درسی جغرافیا پرداخته نشده است.

مدیریت آموزشی

شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های بالندگی رهبری دانش‌آموزان

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 50-75

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.421988.1311

فرشته عالی پور، پریوش جعفری، نادر قورچیان، نجمه حاجی پور عبایی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه‌بندی شاخص‌های بالندگی رهبری دانش‌آموزان می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ رویکرد، آمیخته اکتشافی، و از نظر استراتژی در بخش کیفی تحلیل محتوا و در بخش کمّی، پیمایشی است. مشارکت‌کنندگان در پژوهش در بخش کیفی، 19 نفر از خبرگان مدیریت آموزشی و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان بوده‌اند که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمّی را مدیران اداره آموزش و پرورش و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی در دسترس حجم نمونه 69 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختمند و در بخش کمّی پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود که روایی و پایایی آن با استفاده از شاخص CVR، آزمون کاپای کوهن و آزمون مجدد تأیید شد. تحلیل داده‌های بخش کیفی با استفاده از روش کدگذاری باز و محوری و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA2020 و تحلیل داده‌های بخش کمّی با استفاده از تکنیک دلفی فازی انجام شد. تحلیل داده‌های حاصل از مصاحبه‌های اکتشافی منجر به شناسایی 24 شاخص بالندگی رهبری دانش‌آموزان شد. سپس با استخراج این شاخص‌ها، از طریق پژوهش کمّی رتبه‌بندی شدند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد: شبکه‌سازی، شناخت از نسل جدید، حمایت سازمانی ادراک شده و مدیریت استعداد، مهم‌ترین شاخص‌های بالندگی رهبری دانش‌آموزان می‌باشند.

مدیریت آموزشی

بررسی میزان نفوذ و وابستگی عوامل موثر بر فراموشی سازمانی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 76-98

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.459907.1370

حسین داودی، صدرالدین ستاری، اصغر نخستین گلدوست

چکیده چکیده
هدف از انجام این پژوهش، بررسی میزان نفوذ و وابستگی عوامل مؤثر بر فراموشی سازمانی با رویکرد مدل‌سازی ساختاری تفسیری است. نوع تحقیق به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری داده، توصیفی- پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری این تحقیق را 10 نفر از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت آموزشی، منابع انسانی و رفتار سازمانی تشکیل می‌داد که به صورت هدفمند معیاری از بین متخصصین انتخاب شد. ابزار اندازه‌گیری پژوهش را پرسشنامه ISM تشکیل می‌داد. روش تجزیه و تحلیل داده‌ها از طریق مدل‌سازی ساختاری تفسیری انجام گرفت. این روش جزء تجزیه و تحلیل سیستم‌ها می‌باشد که به بررسی تعاملات میان عناصر سیستم می‌پردازد. لذا ابتدا جهت شناسایی مؤلفه‌ها از روش مرور ادبیات گذشته استفاده شد و سپس با استفاده از مراحل شش‌گانه مدل‌سازی ساختاری تفسیری اقدام به ترسیم مدل و یافته‌ها گردید. نتایج منجر به تدوین چهار سطح اول، دوم، سوم و چهارم برای مدل‌سازی ساختاری تفسیری شد. سطح اول که مهمترین سطح بوده، مربوط به مؤلفه تکنولوژی می‌باشد، سطح دوم به مؤلفه‌های فرهنگ‌سازی و مدیریت منابع انسانی اختصاص یافت، سطح سوم به مؤلفه‌های رقابت، عوامل مربوط به ذینفعان، ویژگی کارکنان و استراتژی اشاره دارد و سطح چهارم شامل مؤلفه‌های رهبری تحول و ساختار سازمانی می‌باشد. همچنین پرنفوذترین شاخص در ماتریس قدرت نفوذ- وابستگی، مؤلفه «تکنولوژی» و وابسته‌ترین مؤلفه «رهبری تحول آفرین» است. لذا پیشنهاد بر این است سازمان صنعت، معدن و تجارت، بر مبنای چنین نگرشی به برنامه‌­های بلندمدت خود در زمینه فراموشی سازمانی اقدام نمایند.

مدیریت آموزشی

ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 159-186

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.461845.1376

فاطمه محبی نژاد، سهیلا حسین پور، مجید محمدی

چکیده چکیده
هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس است. این پژوهش از نوع کیفی است. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی، خبرگان سطوح مدیریتی آموزش و پرورش و مدیران مدارس است. براساس روش نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس، پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع نظری حاصل و مصاحبه متوقف شد. در این پژوهش جهت دستیابی به روایی، از مشاوران و کارشناسان صاحب‌نظر در زمینه مدیریت آموزشی استفاده گردید و برای تعیین پایایی، از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی استفاده شد، بر این اساس روایی و پایایی تأیید شد. روش تجزیه و تحلیل مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تحلیل مضمون بود که با استفاده از نرم‌افزار Maxqda نسخه 20 انجام شد. براساس نتایج مصاحبه‌ها، 25 مضمون در قالب 8 مفهوم مدیریت استراتژیک منابع انسانی (مشارکت کارکنان، توانمندسازی و ...)، سلامت سازمانی (مسئولیت‌پذیری کارکنان و اعتماد سازمانی)، بهسازی سازمانی (آموزش کارکنان، برنامه‌ریزی آموزشی و ...)، مدیریت دانش (اشتراک، انتشار و سازماندهی دانش)، حمایت سازمانی (مدیریت روابط دوستانه، همدلی سازمانی و ...)، مدیریت ارتباطات سازمانی (تقویت مهارت ارتباطی و بهبود تعاملات درون سازمانی) و دوسوتوانی سازمانی (تأکید بر بهره‌وری سازمانی، تقویت خلاقیت و انعطاف‌پذیری سازمانی) شناسایی شد. بر این اساس پیشنهاد می‌شود مدیران مدارس الگوی تدوین شده در این این پژوهش را به عنوان ملاک کار خود به‌منظور بهبود مدیریت خود در مدارس مدنظر قرار دهند.

مدیریت آموزشی

واکاوی ابعاد و مولفه های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 251-273

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510924.1492

زهرا شیخ محمدی، سیده خدیجه معافی مدنی، زهره شکیبایی

چکیده چکیده این پژوهش با هدف واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش انجام شد. روش پژوهش کیفی با تمرکز بر رویکرد داده بنیاد است. جامعه آماری شامل متخصصان، اساتید و خبرگان مطلع در حوزه مدیریت بازرگانی و مدیریت آموزشی بود که به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی تعداد 13 نفر برگزیده شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه متمرکز بوده که با استفاده از نرم افزار (MAXQDA) و با به کار گیری روش کدگذاری تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل متون مصاحبه،41 شاخص فراهم آورد که در قالب ارکان مدل پارادایمی بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که مفهوم بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش شامل مؤلفه‌های گسست تقاضای بازار آموزش و پرورش، سرکوب عرضه بازار آموزش و پرورش، افزایش شکاف طبقاتی، افزایش شکاف بین‌نسلی، گسست امید به آینده، افزایش شکاف درون ‌نسلی، سیاست‌زدگی، محوریت پرسونای مشتریان، تولید محتوای مشتری‌محور، نظام آموزش و پرورش قابل پیکربندی مجدد، بازاریابی رابطه‌مند، بازاریابی مشارکتی، از بین‌رفتن نظام آموزش و پرورش برنامه‌محور، پدیدارشدن نظام آموزش و پرورش بازارمحور بود. همچنین بازاریابی آموزشی خود متأثر از شرایط علّی (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل زمینه‌ای (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل مداخله گر (7 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل محوری (13 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل راهبردی (8 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل پیامدی (5 مفهوم در قالب 2 مقوله) بوده است.

مدیریت آموزشی

طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 274-293

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455239.1361

ارژنگ خشنودی، مسعود امامی نژاد، مژگان محمدی نائینی

چکیده هدف این پژوهش طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی (مورد مطالعه: مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و دارای رویکرد استقرائی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان می‌باشد. حجم نمونه با روش نمونه­گیری، هدفمند انجام شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل مضمون و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان از تأثیر عوامل، منابع آموزشی مناسب، متخصصین و کارآفرینان، تشویق به تفکر خلاقانه و نوآوری، فراهم کردن فرصت‌های عملی، ارزیابی و بازخورد منظم، پرورش مهارت‌های ارتباطی و همکاری، آموزش مدیریت زمان و منابع، توانایی حل مسائل، آموزش مهارت‌های فنی و تخصصی، تشویق به تفکر انتقادی می‌باشد.

مدیریت آموزشی

بررسی تاثیر بهره گیری از سیستمهای هوش مصنوعی بر بازدهی یادگیری زبان آموزان

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 294-315

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.508197.1484

زینب عزیزی

چکیده هدف از این مطالعه"بررسی تاثیر بهره‌­گیری از سیستم­های هوش مصنوعی بر بازدهی یادگیری زبان­آموزان" است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی استبرای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از 200 نفر از مربیان و مدرسان آموزش زبان انگلیسی در شهر تهران و نمونه‌ای به حجم 135 نفر به روش در دسترس مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است.. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد. که فناوری بلاکچین، تجسم­ها، سیستم­های تدریس هوشمند، سیستم­های تطبیق و شخصی سازی بر بازدهی یادگیری زبان انگلیسی تأثیر مثبت و معناداری دارند در مقابل تأثیر سنجش و ارزیابی و ربات معلم‌ها بر بهبود بازدهی یادگیری زبان رد شده است و به نظر می­رسد از نظر مربیان و مدرسان، این سیستم­های نمی­توانند به صورت مستقیم جایگزین کامل کادر آموزش شوند.

مدیریت آموزشی

تجزیه و تحلیل اثرات رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 338-356

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.336121.1108

اسراء حسین محمد، محمد حسنی، سهیلا احمدی

چکیده چکیده هدف این تحقیق بررسی تجزیه و تحلیل اثرات رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان دانشگاه المستنصریه بغداد به تعداد 800 نفر می‌باشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 260 نفر از آنان با روش نمونه‎گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها­ی پژوهش، از چهار پرسشنامه استاندارد رهبری تحول آفرین بأس و آولیو (1997)، استرس کاری هلریگل و اسلوکام (2000)، فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981) و عمکلرد شغلی پاترسون (1990) استفاده شد، روایی پرسشنامه از طریق متخصصان علوم تربیتی و مدیریت و تحلیل عاملی به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه رهبری تحول آفرین 90/0، استرس کاری 87/0، فرسودگی شغلی 88/0 و عملکرد شغلی 91/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر رهبری تحول آفرین، استرس کاری و فرسودگی شغلی بر عملکرد کارکنان معنی داری می‌باشد، همچنین مشخص شد تأثیر رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی مثبت و معنی دار می‌باشد.

مدیریت آموزشی

بررسی تاثیر ابعاد مدرسه کارافرین بر شایستگی های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 357-376

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.412851.1239

ندا ترابپور

چکیده چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر ابعاد مدرسه کارافرین بر شایستگی‌های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها نیز یک پژوهش توصیفی-پیمایشی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 95 نفر از مدیران و معلمان مدارس متوسطه منطقه 8 و 9 شهر تهران می‎باشند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه میان آن­ها توزیع گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می‌باشد که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شد. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد. برنامه درسی و یادگیری تجربی کارآفرینی، فرهنگ و چشم­انداز کارآفرینانه و رهبری و مدیریت کارآفرینانه بر شایستگی‌های کارآفرینانه دانش­آموزان تأثیر معناداری دارد. در فرضیات غیرمستقیم نیز رهبری و مدیریت کارآفرینانه و فرهنگ و چشم انداز کارآفرینانه بر شایستگی­های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر تعامل با صنعت تأثیر معناداری دارد. اما برنامه درسی و یادگیری تجربی بر شاستگی­های کارآفرینانه دانش­آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت نقش میانجی ندارد.

مدیریت آموزشی

شناسایی انواع فعالیت‌ پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار در دوره متوسطه ایران

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 414-442

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.466678.1393

حجت اله غفاری، محمد شریفانی، سید احمد هاشمی، علی اصغر ماشینچی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی انواع فعالیت‌ پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار در دوره متوسطه ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی–توسعه ای، از لحاظ گرداوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 نفر از خبرگان آموزش و پرورش می باشد که معیار انتخاب اساتید با سابقه رشته علوم تربیتی که با فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار آشنایی کامل داشتند و مقالات مختلفی در این حوزه به چاپ رسانده بودند, می باشد و با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل و تفسیر (کدگذاری) مفاهیم بیان ‌شده از ادبیات و متون به روش تحلیل مضمون که شامل کدگذاری باز، محوری و نرم‌افزار MAXQDA 2020 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که 41 مفهوم بدست آمد که مولفه ابعاد فردی و شخصیتی (12شاخص) و ابعاد اجتماعی و فرهنگی (12شاخص) و ابعاد دینی و معنوی (9 شاخص) و ابعاد تربیتی و زیرساختی (8 شاخص) شناسایی شدند که ابعاد الگوی فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار برای دوره متوسطه ایران می باشند.

مدیریت آموزشی

طراحی مدل بکارگیری هوش مصنوعی در یادگیری دانش‌آموزان مقطع ابتدایی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 443-467

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.547563.1574

اکرم حیدریان، حمید شفیع زاده، نرگس شریعتمداری

چکیده چکیده
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بکارگیری هوش مصنوعی در یادگیری دانش‌آموزان مقطع ابتدایی انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از منظر نوع داده‌ها، ترکیبی و اکتشافی بود؛ به گونه‌ای که بخش کیفی به روش گرندد تئوری پارادایمی و بخش کمی به روش پیمایشی انجام شد. مشارکت‌کنندگان در بخش کیفی شامل خبرگان و صاحب‌نظران دانشگاهی و وزارت آموزش و پرورش بودند که با نمونه‌گیری آگاهانه و روش گلوله برفی انتخاب شدند، و در بخش کمی، مدیران آموزش و پرورش و مدیران مدارس ابتدایی شهر تهران به تعداد ۳۱۹ نفر بر اساس فرمول کوکران تعیین شدند. جمع‌آوری داده‌ها در هر دو بخش به روش میدانی انجام شد؛ در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده گردید. روایی و پایایی ابزارها در هر دو بخش تأیید شد. تحلیل داده‌های کیفی با کدگذاری نظری و داده‌های کمی با تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که مدل بکارگیری هوش مصنوعی شامل ۱۹ مؤلفه و ۱۰۶ شاخص در قالب شش بعد مدل پارادایمی است. در این مدل، پدیده محوری شامل غنی‌سازی یادگیری و فردی‌سازی یادگیری، عوامل علی شامل زیرساخت‌های فنی، پشتیبانی هوشمند و رشد تکنولوژی در خانواده، عوامل زمینه‌ای شامل مدیریت یادگیری، محتوای یادگیری و توانمندی‌های معلمان، عوامل مداخله‌گر شامل اخلاق، امنیت اطلاعات و تکنولوژی آموزشی، راهبردها شامل شخصی‌سازی آموزش، بازخورد، ارزشیابی هوشمند، کیفی‌سازی محتوا و دستیار یادگیری و پیامدها شامل یادگیری عمیق، بهبود کارایی معلم، ارزشیابی باکیفیت و نوآوری آموزشی هستند. در نهایت، مدل به دست آمده در بخش کمی با تحلیل عاملی تأییدی سنجش شد و شاخص‌های برازش نشان از تأیید مدل داشتند.

مدیریت آموزشی

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل موثر بر ارزش برند شرکت‌های اینترنتی فعال در حوزه آموزش، تولیدمحتوا و تدریس بصورت مجازی

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 88-110

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.487931.1437

رضا مقصودی، محسن نجفی، مجتبی مالکی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر ارزش برند شرکت‌های اینترنتی فعال در آموزش آنلاین است. با توسعه فناوری‌های نوین و بهبود زیرساخت‌های اینترنتی، نیاز به آموزش آنلاین به‌طور چشمگیری افزایش یافته و اهمیت شرکت‌های ارائه‌دهنده این خدمات را برجسته‌تر کرده است. این پژوهش از نظر روش، کیفی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش اساتید دانشگاهی و کارشناسان متخصص در حوزه آموزش الکترونیکی به تعداد 10 نفر هستند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه جمع‌آوری شده و با کمک تکنیک AHP و روش تاپسیس فازی میزان اهمیت و رتبه‌بندی هریک از شاخص‌ها بدست آمد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مهم‌ترین عوامل مؤثر بر ارزش برند شرکت‌های آموزش آنلاین به ترتیب شامل محتوای آموزشی دوره‌ها، مدرسین، ارتباطات بازاریابی، خدمات مشتری، آگاهی از برند، کیفیت ادراک‌شده، ساختار فنی سامانه آموزشی، تعاملات، تداعی‌گرهای برند و وفاداری برند می‌باشند. نتایج این پژوهش می‌تواند به مدیران شرکت‌ها، سیاست‌گذاران و کاربران این نوع خدمات کمک کند تا درک بهتری از اهمیت ارزش برند در حوزه آموزش مجازی پیدا کرده و تصمیمات بهتری اتخاذ نمایند.

مدیریت آموزشی

ارائه الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی (مورد مطالعه: اداره آموزش و پرورش استان کرمان)

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 111-131

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.487469.1433

مرضیه پورامینایی، حمداله منظری توکلی، شهین شرفی، زهرا انجم شعاع

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی با رویکرد داده بنیاد می باشد پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعه‌ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت داده‌ها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث رفتار سازمانی می‌باشد. نمونه‌برداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع داده‌های مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبه‌ها‌ی نیمه ساختاریافته جمع‌آوری و نمونه‌گیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد . اطلاعات به دست امده با نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی با رویکرد داده بنیاد, دارای شرایط علّی شامل (ارتباطات داخلی، ساختار سازمانی، آموزش و رهبری)، شرایط زمینه ای شامل (شخصیت افراد، تجربه، تحصیلات و سواد، هوش فرهنگی)، شرایط مداخله گر شامل(انگیزش، جو سازمانی و روابط کاری سازمان)، راهبردها شامل(ارتباطات، اعتماد و یادگیری اجتماعی)، پیامدها شامل(جامعه پذیری، ترویج فرهنگ مشارکت اجتماعی و ترویج فرهنگ رفتار فرا نقشی) می باشد.

مدیریت آموزشی

تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 132-157

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.396173.1187

علی حسین موزان، حسن قلاوندی، محمد حسنی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت (مورد مطالعه: دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد) می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر می‌باشد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد به تعداد 275 نفر می باشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 165 نفر از آنان با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها‌ی پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد آموزش معکوس از برگمن و سامز (2013)، مهارت تدریس از رجبی(1385)، خودپنداره تحصیلی چن و تامپسون (2004)، خلاقیت از تورنس، عملکرد تحصیلی از پرسشنامه فام و تیلور (1999) استفاده شد، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه آموزش معکوس 78/0، مهارت تدریس83/0، خودپنداره تحصیلی89/0، خلاقیت91/0، عملکرد تحصیلی82/0 مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تاثیر آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود. همچنین مشخص شد که نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت در تاثیر گذاری آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود.

مدیریت آموزشی

ارزیابی اثربخشی هوش مصنوعی در توسعه مهارتهای کارآفرینی دانش‌آموزان

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 340-360

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510206.1489

ندا ترابپور، سید محمدباقر جعفری، جعفر رحمانی

چکیده هدف این تحقیق ارزیابی اثربخشی هوش مصنوعی در توسعه مهارتهای کارآفرینی دانش­آموزان می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها نیز یک پژوهش توصیفی-پیمایشی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 110 نفر از معلمان مدارس متوسطه منطقه 11 و 12 شهر تهران می‎باشند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه میان آن­ها توزیع گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه استاندارد می‌باشد. روایی پرسشنامه توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها و آزمون فرضیه‌ها از نرم­افزار SPSS و PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر توسعه مهارت­های کارآفرینی از قبیل مهارت‎های شخصی، مهارت­های خلاق و انتقادی، مهارت­های بین فردی و مهارت­های عملی تاثیرگذار است. جهت برازش مدل کلی از روش معیار GOF استفاده شد، مقدار بدست آمده برابر با 723/0 بوده که نشان از برازش قوی مدل می‌باشد.

مدیریت آموزشی

شناسایی عوامل موثر جهت ارتقای سطح درس زبان عربی

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 361-375

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.485098.1434

محمدجعفر اصغری، محمد اسلم رئیسی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر جهت ارتقای سطح درس زبان عربی (مورد مطالعه: دانش آموزان متوسطه شهر کرمان) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، با رویکرد تحلیل محتوا می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران ، معلمان و خبرگان این حوزه می باشد. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری، نظری انجام شد و مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوا و نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد ابتدا با استفاده از روش مقوله‌بندی فرعی و اصلی؛ کدهای مورد نظر استخراج شدند. براساس فرایند تحلیل محتوا، طی مراحل کدگذاری 47 مقوله فرعی و 9 مقوله اصلی شناسایی و دسته‌بندی شدند. نتایج حاکی از این است استفاده از روش‌های نوین، خلاقانه و بهره‌مند از ابزارهای فناورانه می‌تواند با برانگیختن حس کنجکاوی، اشتیاق و مشارکت دانش‌آموز بر میزان یادگیری درس عربی و ارتقای سطح زبانی آن‌ها تاثیر گذار باشد.

مدیریت آموزشی

بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 394-411

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.500024.1469

منیژه ایران نژاده، علی اصغر ماشینچی، مختار رنجبر

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش تحقیق اکـتشافی می باشد. جامعۀ آماری در بخش کیفی پژوهش، شامل 20 نفر از خبرگان که بر اساس نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. جامعۀ آماری پژوهش در بخش کمی، شامل 450 نفر از تمام معلمان متوسطه استان هرمزگان که بر اساس فرمول کوکران و نوع نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای، انتخاب شدند. از تکنیک دلفی و پرسشنامه سنجش برازش مدل استفاده شد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از تکنیک دلفی و در بخش کمی از نرم افزار Spss-V23و Lisrel-V8.8 استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که مولفه های الگوی مقیاس های ارزشیابی برنامه های درسی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در 5 بعد و16 مولفه، شامل، ابعاد منطق و اهداف (3 مولفه)، محتوا و فعالیت های یادگیری (3 مولفه)، نقش معلم و مواد و منابع (4 مولفه)، گروه بندی و سنجش و ارزشیابی (3 مولفه)، مکان و زمان (3 مولفه) می باشد. همچنین، با توجه به اختلاف میانگین‌ها که مقادیری مثبت هستند، چنین استنباط شد که وضعیت مولفه‌ها کلاً در حالت مطلوب اما کمی بالاتر از میانگین بودند. علاوه بر این، نتایج اعتبار بخشی مدل نشان داد که تطبیق، قابلیت فهم بودن، قابلیت تعمیم، قابلیت کنترل مدل از نظر متخصصان دارای اعتبار است و با اطمینان 99 درصد مورد تائید قرار گرفته است.

مدیریت آموزشی

بررسی نقش میانجی نوآوری سازمانی در رابطه بین رهبری تحولی و تعهد سازمانی معلمان

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 412-432

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.491262.1447

مصطفی محمودی، محمد غفاری مجلج، محسن احمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش مدل ارائه شده در ارتباط با رهبری تحولی و تعهد سازمانی معلمان با میانجی‌گری نوآوری سازمانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه معلمان مدارس منطقه 15 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند. از جامعه آماری یاد شده،300 نفر بر اساس نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه رهبری تحولی باس و آولیو (1995)، پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (1997) و پرسشنامه محقق ساخته نوآوری سازمانی چوپانی (1390) استفاده گردید. برای تعیین پایایی ابزار از آلفای کرانباخ استفاده شد. برای تحلیل داده ها از ماتریس همبستگی و مدل معادلات ساختاری و برای تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش، از نرم افزار (Lisrel, 10.30) و (Spss 25) استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده‌ها حاکی از آن بود که: رهبری تحولی با تعهد سازمانی معلمان رابطه مستقیم و معناداری دارد؛ نوآوری سازمانی با تعهد سازمانی معلمان رابطه مستقیم و معناداری دارد همچنین رهبری تحولی به صورت غیرمستقیم و به واسطه نوآوری سازمانی با تعهد سازمانی معلمان رابطه معناداری دارد و مدل مفهومی ارائه شده از برازش آماری مناسبی برخوردار است به بیان دیگر مدل تبیین تعهد سازمانی بر اساس رهبری تحولی و نوآوری سازمانی با داده های تجربی برازش دارد. در نهایت بر اساس اطلاعات حاصل شده از مدل معادلات ساختاری نیز می توان گفت که همه مولفه‌های موجود در سه متغیر پژوهش حاضر با یکدیگر ارتباط مثبت و معناداری دارند.