ارائه مدل عوامل اثربخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یادهی - یادگیری در نظام آموزشی دانشگاههای استان مازندران
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 46-66
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.555807.1591
عبدالرضا عباسپور، همّت محمّدنژاد، مهسا غلامحسین زاده
چکیده هدف این تحقیق ارائه مدل عوامل اثربخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یاددهی - یادگیری در نظام آموزشی دانشگاههای استان مازندران میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیئت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 200 نفر از کلیه اعضای هیئت علمی در سال 1403 در شهر مازندران به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، کلیه عاملها به عنوان شاخصهای اثربخش آموزش الکترونیکی با رویکرد استراتژیک یاددهی - یادگیری تأیید شدند. با توجه به نتایج میتوان گفت نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که شاخصهای پرسشنامه تحت تأثیر 10 عامل زیربنایی قرار دارد و این 10 عامل میتوانند بیش از 78 درصد از تغییر پذیری (واریانس) متغیرها را توضیح دهند. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مقادیر بارهای عاملی تمام گویهها بیشتر از 0.4 و قابل قبول میباشد. نتایج بررسی معناداری مقادیر آماره t نشان داد که مقادیر آماره t برای همه گویهها بیشتر از 2.58 گزارش شد. این بدان معناست که ارتباط بین گویهها با متغیر مکنون مربوط به خود در سطح اطمینان 99 درصد پذیرفته شد.
شناسایی ابعاد و مولفههای سیاهچاله های سازمانی در نظام آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 214-234
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.508857.1485
زکیه امینی، رویا افراسیابی، بهرنگ اسماعیلی شاد
چکیده چکیده مطالعه حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفههای سیاهچالههای سازمانی در نظام آموزشی دانشگاههای علومپزشکی در سال 1403 انجام گردید. 20 مصاحبه نیمهساختارمند با اعضای هیئتعلمی و مدیران حوزه آموزش در دانشگاههای علوم پزشکی انجام شد. از روش نمونهگیری مبتنی بر هدف با حداکثر تنوع استفاده گردید و تا دستیابی به مرحله اشباع دادهها ادامه یافت. مصاحبهها بین 30 تا 90 دقیقه بود. نتایج با روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 آنالیز شد. ارزیابی اعتبار و اطمینان اطلاعات بر اساس ملاکهای لینکلن و گوبا انجام گردید. از تجزیه و تحلیل مصاحبهها، کدها استخراج شد و 23 مفهوم اولیه شکل گرفت. با ادغام مفاهیم با معنای نزدیک به هم، هشت مقوله اصلی سیاهچالههای دانش، منابع انسانی، منابع غیرانسانی، مدیریت، ساختار سازمانی پیچیده، سیاستگذاری خودکامه و غیرپاسخگو، قوانین و دستورالعملها و خلاء فرهنگی به وجود آمد. یافتههای پژوهش بیانگر این است که سیاهچالههای مختلفی در ناکارآمدی نظام آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی تاثیرگذار است که نادیده انگاشتن آنها منجر به هدر رفتن منابع عمومی مختلف اعم از مالی و انسانی شده و روند رشد و توسعه را در کشورمان کند کرده است. لذا، تشخیص آنها و تدوین سیاستهای مطلوب و کارآمد نیازمند رویکرد نظاممند مدیران و صاحبنظران حوزه آموزش است.
طراحی الگوی رهبری بصیر مبتنی بر تعالی سازمانی در نظام آموزشی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-20
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.490870.1444
مریم بادمی، رمضان جهانیان، علیرضا محمدی نژاد گنجی
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی رهبری بصیر مبتنی بر تعالی سازمانی در نظام آموزشی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر نوع داده، گراندد تئوری (از نوع طرح سیستماتیک) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از رؤسای ادارات اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان البرز می باشد و نمونه ها با توجه به سیر شکل گیری تئوری و بر اساس قاعده اشباع نظری به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج پژوهش طبق روش گراندد تئوری که هر مدل شامل 6 جز اصلی است، شامل مقوله های علی: عامل شناخت چشمانداز و آیندهنگری، عامل توجه به بهسازی منابع انسانی، عامل توسعه مشارکت در امور و عامل مدیریت کیفیت و ارزیابی. شرایط مداخله گر: چالشهای منابع انسانی و چالشهای درون-برون سازمانی. مقوله محوری: توجه به منابع انسانی و ساختار سازمان، مدیریت تغییر و بهسازی سازمان و شفافیت چشمانداز و استراتژی سازمان. بسترهای این مدل عبارتند از: بسترهای بهسازی منابع انسانی و بسترهای سازمانی. راهبردها عبارتند از: راهبردهای سیستمی و تمرکززدا، راهبردهای توانمندساز منابع انسانی و راهبردهای ارزیابانه و نظارتی. پیامدها نیز عبارتند از: پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی می باشد.
تحلیل عوامل مؤثر بر مدیریت آموزش در سازمان با استفاده از روش SWOT (رویکردی تربیت گرایانه)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 40-65
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.339896.1112
سجاد شهسواری
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر مدیریت آموزش در سازمانهای آموزشی با تاکید بر رویکرد تربیت گرایانه انجام شد. روش تحقیق حاضر توصیفی در قالب روش سوات (SWOT) بود. جامعه آماری این پژوهش، کلیه مقالات و تحقیقات نزدیک به این موضوع با تاکید بر منابع محتوایی 5 سال اخیر بوده است که توسط بانکهای اطلاعاتی نمایه شده است. ابزار مورد استفاده، چک لیست محقق ساخته عوامل مؤثر بر مدیریت آموزش بود. با استفاده از آمار توصیفی به ارائه جدولهای مربوط به عوامل مؤثر بر مدیریت آموزش در سازمانهای آموزشی در دو دسته عوامل بیرونی و درونی و همچنین تحلیل عوامل استراتژیک (SFAS) پرداخته شد. یافتههای این مطالعه نشان داد عدم توجه به خلاقیت، نوآوری و رشد فکری فراگیران، حضور اساتید، مربیان و معلمان ناآشنا با مباحث تعلیم و تربیت، عدم شکوفایی استعدادهای فراگیران در محیط آموزشی، تاکید بیشتر بر دروس نظری و تکالیف پرحجم و عدم انگیزه دهی و حرکت بخشی به فراگیران از موانع و عوامل اصلی در مدیریت آموزش در سازمان میباشند. لذا برای برنامه ریزی و کاهش اثرات نامطلوب این عوامل میتوان از راهکارهایی نظیر استفاده از فناوریهای جدید در آموزش، افزایش کیفیت برنامهها و خدمات پشتیبانی، تجهیزات و فضای آموزشی، افزایش کیفیت سطح علمی اساتید، مربیان، معلمان و فراگیران، آسیب شناسی مستمر آموزشی و متناسب بودن نسبت اساتید، مربیان و معلمان به فراگیران استفاده نمود.
