طراحی الگوی بهسازی منابع انسانی مبتنی بر تحول نظام آموزش عالی کشور با رویکرد آمیخته
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.590155.1689
بهروز بهادری، سیروس تدبیری، محمود عبایی کوپایی، سید مهدی الوانی، علی داوری
چکیده پژوهش حاصل از مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزه آموزش عالی و مدیریت منابع انسانی از طریق تحلیل مضمون مورد واکاوی قرار گرفت. در مرحله کمی، اعتبار و پالایش شاخصهای استخراجشده با استفاده از روش دلفی فازی ارزیابی گردید تا از روایی محتوایی و اجماع نظرات خبرگان اطمینان حاصل شود. در نهایت، برای تحلیل ساختاری و تعیین اولویتها، از تکنیک دیمتل بهره گرفته شد تا روابط علی-معلولی میان ابعاد الگو شناسایی و رتبهبندی متغیرها بر اساس میزان اثرگذاری و اثرپذیری تعیین گردد. نتایج تحلیل مضمون منجر به شناسایی ۲۸۹ کد اولیه، ۶۳ کد ثانویه و ۱۹ مضمون پایه گردید که در نهایت در قالب ۹ بعد اصلی تجمیع شدند. این ابعاد شامل: نظام جذب و استقرار منابع انسانی، توسعه و توانمندسازی منابع انسانی، مدیریت مسیر شغلی و سرمایه انسانی، مدیریت عملکرد و تصمیمگیری هوشمند، حکمرانی و ساختار سازمانی، فرهنگ و سرمایه اجتماعی سازمان، تعاملات محیطی و مسئولیت اجتماعی، تحول دیجیتال و هوشمندسازی منابع انسانی، دادهمحوری و مدیریت اطلاعات منابع انسانی بود. نتایج دلفی فازی، اعتبار محتوایی مطلوب تمامی شاخصها را تأیید نمود. یافتههای دیمتل نشان داد که هفت بعد در گروه عوامل «علّی و پیشران» قرار دارند، در حالی که ابعاد «مدیریت مسیر شغلی و سرمایه انسانی» و «مدیریت عملکرد و تصمیمگیری هوشمند» در گروه عوامل «معلولی و اثرپذیر» قرار گرفتند.نتایج پژوهش نشان میدهد تحقق اهداف تحول نظام آموزش عالی مستلزم نگرشی یکپارچه به توسعه سرمایه انسانی، تحول دیجیتال، دادهمحوری و تعاملات محیطی است. الگوی ارائهشده میتواند بهعنوان چارچوبی راهبردی برای سیاستگذاری، برنامهریزی و تصمیمگیری مدیران آموزش عالی در مسیر ارتقای اثربخشی منابع انسانی مورد استفاده قرار گیرد.
نقش میانجی بهسازی منابع انسانی در رابطه بین مدیریت دانش بر عملکرد شغلی معلمان
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 1-17
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.351391.1129
لیلا جلالی، مهتاب جعفری
چکیده هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی بهسازی منابع انسانی در رابطه بین مدیریت دانش بر عملکرد شغلی معلمان متوسطه دوم شهر کرج میباشد. پژوهش حاضر از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روش پژوهش، از دسته پژوهشهای همبستگی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش معلمان متوسطه دوم شهر کرج به تعداد 7690 نفر میباشد. با استفاده از فرمول تاباکینگ 200 نفر با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای از بین معلمان به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای آموزش و بهسازی منابع انسانی ولبا و جانسن (2010)، مدیریت دانش لاوسون (2003)، عملکرد شغلی پاترسون (1990) که دارای روایی و پایایی قابل قبولی بودند، استفاده شد. دادهها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی شامل ضریب همبستگی، تحلیل مسیر، مدل معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین مدیریت دانش با عملکرد شغلی رابطه معناداری وجود داشت (05/0≥p). بین بهسازی منابع انسانی با عملکرد شغلی رابطه معناداری وجود داشت (05/0≥p). بین مدیریت دانش با بهسازی منابع انسانی رابطه معناداری وجود داشت (05/0≥p). همچنین نتایج مدل معادلات ساختاری نیز نشان داد که متغیر بهسازی منابع انسانی نقش واسطهای را در تاثیرگذاری مدیریت دانش بر عملکرد شغلی داشت (05/0≥p). در مجموع، میتوان نتیجه گرفت که بهبود و توسعه مدیریت دانش و آموزش و بهسازی منابع انسانیمی تواند به شکل مستقیم منجر به افزایش سطح عمکرد شغلی معلمان میشود.
