تأثیر سرمایه فکری و رهبری استراتژیک بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش تعدیلکنندۀ اخلاق حرفهای کارکنان
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 39-64
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.402705.1210
سید رضا موسوی فرد
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سرمایه فکری و رهبری استراتژیک بر رفتار شهروندی سازمانی با نقش تعدیلکنندۀ اخلاق حرفهای کارکنان در اداره کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی از نوع علّی است. جامعه آماری پژوهش کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه بودند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 304 نفر تعیین گردید. روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شد. روش گردآوری دادهها میدانی و ابزار موردنیاز استفاده از پرسشنامههای سرمایه فکری بونتیس (1998)، رهبری استراتژیک لیر (2012)، رفتار شهروندی سازمانی اورگان و کانوسکی (1988) و اخلاق حرفهای محققساخته بود. روش تجزیه و تحلیل دادهها آمار توصیفی و مدلسازی معادلات ساختاری با بهرهگیری از دو نرمافزار Spss26 و Amos24 بود. یافتهها نشان داد که سرمایه فکری بر رفتار شهروندی سازمانی به میزان 66 درصد تأثیر معنادار و مثبتی دارد. رهبری استراتژیک به میزان 46 درصد تغییرات رفتار شهروندی سازمانی را پیشبینی نمود؛ همچنین نقش تعدیلکنندۀ اخلاق حرفهای کارکنان بین سرمایه فکری و رهبری استراتژیک با رفتار شهروندی سازمانی مورد تأیید قرار گرفت که میزان تعدیلکنندگی این متغیر به ترتیب برابر با 5 درصد و 2/3 درصد بود. نتایج نشان داد که سرمایه فکری بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر بیشتری را نسبت به رهبری استراتژیک دارد. لذا توجه بیشتر به سرمایه فکری در جهت بهبود رفتار شهروندی سازمانی در سازمان امری ضروری میباشد.
تحلیل رابطه مدیریت دانش و خلاقیت علمی با نقش میانجی سرمایه فکری در میان دانشجویان ادبیات
دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 130-147
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.227073.1006
حجت اله اسماعیل نیا گنجی
چکیده هدف این پژوهش بررسی رابطه میان مدیریت دانش و خلاقیت علمی با نقش میانجی سرمایه فکری در میان دانشجویان رشته ادبیات است. این مطالعه با رویکرد توصیفی– همبستگی و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری 130 نفر ازدانشجویان رشته ادبیات بود که نمونهای بهصورت هدفمند انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامههای استاندارد مدیریت دانش، سرمایه فکری و خلاقیت علمی استفاده شد. نتایج نشان داد که مدیریت دانش تأثیر مثبت و معناداری بر خلاقیت علمی دارد و سرمایه فکری نیز اثر قابلتوجهی بر خلاقیت علمی بر جای میگذارد. همچنین یافتهها حاکی از آن بود که مدیریت دانش تأثیر قابلملاحظهای بر سرمایه فکری دارد و سرمایه فکری نقش میانجی قوی و معناداری در رابطه بین مدیریت دانش و خلاقیت علمی ایفا میکند. بر این اساس، بخشی مهم از اثر مدیریت دانش بر خلاقیت علمی از طریق ارتقای سرمایه انسانی، ساختاری و ارتباطی منتقل میشود. این نتایج نشان میدهد که بهبود سازوکارهای خلق، بهاشتراکگذاری و بهکارگیری دانش در محیط دانشگاهی، همراه با تقویت سرمایه فکری، میتواند زمینهساز افزایش خلاقیت علمی در میان دانشجویان ادبیات باشد. یافتههای پژوهش همسو با نتایج مطالعات پیشین داخلی و خارجی بوده و بر اهمیت نقش مدیریت دانش و سرمایه فکری در رشد خلاقیت علمی تأکید میکند.
