بررسی شکل گیری فرایند استعفای خاموش در سازمانهای دولتی
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.576839.1627
غلامرضا تیزفهم فرد، بهاره خوشبخت، سارا دودانگه، محمود صمدی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل شکلگیری استعفای خاموش کارکنان در سازمانهای دولتی و ارائه مدلی مفهومی انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی و بر اساس رویکرد نظریه دادهبنیاد طراحی گردید. دادهها از طریق ۱۷ مصاحبه نیمهساختاریافته با کارکنان و مدیران سازمانهای دولتی و با استفاده از نمونهگیری هدفمند انجام شد، فرآیند انتخاب مشارکتکنندگان تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل آنها با استفاده از روش سهمرحلهای کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرمافزار MaxQDA10 انجام گرفت. یافتهها نشان داد که استعفای خاموش حاصل تعامل پیچیدهای از عوامل علّی شامل بیعدالتی سازمانی، سبک رهبری نامناسب، محدودیت فرصتهای رشد شغلی و فشار کاری، عوامل زمینهای مانند فرهنگ سازمانی نامطلوب و ساختار بوروکراتیک، و عوامل مداخلهگر شامل ویژگیهای فردی کارکنان و میزان حمایت اجتماعی است. کارکنان در مواجهه با این شرایط، راهبردهایی همچون کاهش تلاش شغلی، سکوت سازمانی و تمرکز بر منافع فردی را اتخاذ میکنند که پیامدهایی نظیر کاهش رضایت شغلی، فرسودگی و کاهش بهرهوری سازمانی را به دنبال دارد. نتایج پژوهش نهتنها به توسعه نظریه در حوزه رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی کمک میکند، بلکه میتواند مبنایی برای طراحی سیاستها و راهبردهای مدیریتی به منظور کاهش استعفای خاموش و ارتقای تعهد و انگیزش کارکنان در سازمانهای دولتی باشد.
بررسی فرسودگی شغلی معلمان با توجه به نقش واسطهای خودکنترلی و حمایت اجتماعی در همهگیری کرونا
دوره 3، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 89-112
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.310884.1071
رضا شیبانی فر
چکیده همهگیری کرونا ازنظر برنامههای آموزشی فشـــار زیادی بر معلمان وارد کرده اســت. لذا پژوهش حاضر باهدف بررسی فرسودگی شغلی معلمان با توجه به نقش واسطهای خودکنترلی و حمایت اجتماعی در همهگیری کرونا انجام شد. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آن شامل 110 نفر معلمان مقطع ابتدایی شهر بروجرد در سال تحصیلی 1400-1399 بود. حجم نمونه 86 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامههای مورداستفاده شامل مقیاس حمایت اجتماعی شربورن و استوارت (1991)، خودکنترلی تانجی (2004)، فرسودگی شغلی مسلش (1981) بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-21 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای حاصل از پژوهش رابطه معنیدار منفی به میزان (752/0-r=) میان خودکنترلی با فرسودگی شغلی معلمان را نشان داد. همچنین بین حمایت اجتماعی با فرسودگی شغلی معلمان رابطه منفی و معنیدار (821/0-r=) وجود داشت؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که خودکنترلی بالا و حمایت اجتماعی اطرافیان با کاهش فرسودگی شغلی معلمان رابطه دارد. با توجه به همهگیری کرونا این بحران بر عملکرد معلمان تأثیر داشته و زمینه فرسودگی شغلی آنان فراهم مینماید. با توجه به این مسئله ارائه آموزشها و ایجاد سیستمهای حمایتی و آموزش خودکنترلی بر پیشگیری فرسودگی شغلی معلمان در همهگیری کرونا ضروری به نظر میرسد.
رابطه ویژگیهای شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی دانشجویان
دوره 3، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 99-127
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.295055.1061
میترا نورادی
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه میان ویژگیهای شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور یزد انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور یزد در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 477 نفر بودند. حجم نمونه تحقیق بر اساس جدول کرجسی و مورگان 213 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه ویژگیهای شخصیت کاستا و مک کری (1992)، پرسشنامه حمایت اجتماعی شربورن و استوارت (1991)، پرسشنامه رضایت از زندگی داینر (1985) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) بود. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادههای گردآوریشده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. یافتههای این مطالعه نشان داد بین مؤلفههای متغیر ویژگیهای شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی رابطه معنیدار وجود دارد (01/0 > P). به نظر میرسد برنامهریزی در جهت تربیت کودکان در دوران اولیه آموزشی در جهت ایجاد و تقویت گرایشهای شخصیتی و پیامدهای تحصیلی و روانشناختی در سالهای بعدی زندگی سودمند باشد.
