استفاده از رویکرد تحلیل اسنادی در طراحی الگوی کنش اجتماعی کارکنان
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.590048.1687
معصومه اعتمادیان، نسرین خدابخشی هفشجانی، حاجیه رجبی فرجاد
چکیده هدف این پژوهش استفاده از رویکرد تحلیل اسنادی درطراحی الگوی کنش اجتماعی کارکنان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، در گروه مطالعات توصیفی با رویکرد همبستگی و از نظر اجرا کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش را 11 نفر از خبرگان تشکیل دادند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوا و نرم افزار MAXQDA2020 استفاده شد. یافتهها نشان داد که کنش اجتماعی کارکنان پدیدهای چند بعدی است که تحت تأثیر عدالت، اعتماد، فرهنگ و هویت سازمانی شکل میگیرد. شرایط زمینهای مانند ساختار و فرهنگ سازمان، سطح خودمختاری و کانالهای ارتباطی، و شرایط مداخلهای مانند فشارها، فرسودگی و نظارتهای نهادی، نقش تعیینکنندهای در بروز کنش اجتماعی دارند. راهبردهای پیشنهادی برای ارتقای کنش اجتماعی شامل تقویت سرمایه اجتماعی، توانمندسازی کارکنان و نهادینهسازی عدالت و شفافیت سازمانی است. پیامد نهایی این کنشها افزایش رضایت شغلی، تعلق سازمانی، خلاقیت و سرمایه فرهنگی سازمان است. نتایج این پژوهش میتواند راهنمای عملی و نظری برای سازمانها و مدیران در جهت بهبود تعاملات اجتماعی و رفتارهای مسئولانه کارکنان باشد.
رابطه اخلاق حرفهای اساتید دانشگاه با رضایت شغلی و باورهای خودکارآمدی (مورد مطالعه اساتید دانشگاه کرج)
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 37-53
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.260115.1041
رویا آقایی مطلق
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین اخلاق حرفهای اساتید دانشگاه با رضایت شغلی و باورهای خودکارآمدی آنها انجام شد. این مطالعه از نوع پژوهشهای همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه اساتید هیأت علمی تماموقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال تحصیلی 98 - 1397 به تعداد 120 نفر بودند. بر اساس جدول مورگان نمونهای به حجم 92 نفر تعیین و با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها مقیاس خودکارآمدی عمومی ریگز و نایت (1994)، مقیاس اخلاق حرفهای کادوزیر (2002) و پرسشنامه رضایت شغلی توسط ابوبکر و همکاران (2017) بودند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین اخلاق حرفهای اساتید دانشگاه با رضایت شغلی و باورهای خودکارآمدی آنها رابطه وجود دارد (05/0> P). همچنین بین ابعاد اخلاق حرفهای اساتید دانشگاه با رضایت شغلی و باورهای خودکارآمدی آنها رابطه وجود دارد (05/0> P).براساس این یافتهها میتوان به اساتید توصیه کرد تا تلاشهای خود را جهت استقرار فضای کاری اخلاقمدارانه به کارگیرند تا از این طریق توانمندیهای خود را به ظهور رسانده و به ارتقای رضایت شغلی دست یابند.
رابطه اخلاق حرفهای با مدیریت تعارض در مدیران دبیرستانهای غرب استان مازندران
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 59-76
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.242850.1028
مهدی شعبانی آزادبنی، محمود صفری
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین اخلاق حرفهای و مؤلفههای مدیریت تعارض در مدیران دبیرستانهای غرب استان مازندران انجام شد. این پژوهش با روش توصیفی- همبستگی انجام شد. جامعه آماری آن شامل کلیه مدیران دبیرستانهای غرب استان مازندران بودند که با استفاده از جدول مورگان نمونهای به حجم 152 نفر بر اساس روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبی انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه اخلاق حرفهای بهاگیر (1390) و پرسشنامه سبک مدیریت تعارض پوتنام و ویلسون (1982) بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین اخلاق حرفهای با سبک تعارض رقابتجویی و اجتنابی رابطه منفی و معناداری وجود دارد (05/0> P). همچنین بین اخلاق حرفهای با سبک تعارض همکاری، مصالحه و سازش رابطه مثبت و معناداری وجود داشت (05/0> P). نتیجه این مطالعه نشان میدهد در بررسی سازمانهای کم بازده، میتوان تنزل اخلاق حرفهای را یکی از عوامل مؤثر در سوء مدیریت تعارض و کاهش بهرهوری در نظر گرفت.
