کلیدواژه‌ها = برنامه درسی
مدیریت آموزشی

تبیین روابط عوامل مؤثر بر برنامه درسی خلاقیت‌محور دانش‌آموزان دوره متوسطه اول

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 مهر 1405

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.597201.1711

علی نیسی نیا، علیرضا عصاره، افضل السادات حسینی، کامبیز پوشنه

چکیده خلاقیت یکی از شایستگی‌های اساسی دانش‌آموزان برای مواجهه با مسائل و تحولات اجتماعی است. با وجود تأکید اسناد آموزشی بر پرورش تفکر خلاق، برنامه‌های درسی دوره متوسطه اول با محدودیت‌هایی در محتوا، فرایندهای یاددهی–یادگیری و شرایط محیطی مواجه‌اند. پژوهش حاضر با هدف تبیین روابط ساختاری عوامل مؤثر بر برنامه درسی خلاقیت‌محور دانش‌آموزان دوره متوسطه اول و اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی انجام شد. پژوهش حاضر بخش کمّی یک مطالعه آمیخته اکتشافی متوالی بود. جامعه آماری بخش کمّی را استادان و متخصصان حوزه برنامه درسی تشکیل دادند. داده‌ها با پرسشنامه محقق‌ساخته مبتنی بر یافته‌های مرحله کیفی گردآوری شد. روایی سازه ابزار از طریق تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با آلفای کرونباخ بررسی شد. برای تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی، آزمون نرمال بودن، تحلیل عاملی تأییدی، تحلیل مسیر و مدل‌یابی معادلات ساختاری با نرم‌افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. نتایج نشان داد الگوی برنامه درسی خلاقیت‌محور از سه بعد عوامل محتوایی، عوامل فرایندی و عوامل محیطی تشکیل شده است. شاخص‌های روایی و پایایی ابزار مطلوب بود و برازش کلی مدل تأیید شد. همچنین تمامی روابط ساختاری میان ابعاد مدل معنادار بود و عوامل محتوایی، فرایندی و محیطی در تعامل با یکدیگر ساختار برنامه درسی خلاقیت‌محور را تبیین کردند. الگوی تأییدشده می‌تواند چارچوبی معتبر برای طراحی، بازنگری و ارزشیابی برنامه‌های درسی دوره متوسطه اول باشد و با هماهنگی میان محتوا، فرایند اجرا و محیط یادگیری، زمینه تقویت خلاقیت و نوآوری دانش‌آموزان را فراهم سازد.

مدیریت آموزشی

یکپارچه‌سازی واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در طراحی برنامه درسی

دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 399-419

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.579895.1647

علی اصغر ماشینچی

چکیده هدف این تحقیق یکپارچه‌سازی واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در طراحی برنامه درسی می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت داده‌ها کمی با رویکرد توصیفی–تحلیلی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 800 نفر از معلمان، اساتید دانشگاه، طراحان برنامه درسی و دانشجویان رشته‌های مرتبط با علوم تربیتی و فناوری آموزشی می‌باشد، که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد 264 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق‌ساخته می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها از نرم‌افزار SPSS استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیرهایی همچون ادراک سودمندی، سهولت استفاده، مهارت فناوری، کیفیت محتوای دیجیتال و حمایت نهادی اثر مثبت و معناداری بر میزان ادغام واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در برنامه درسی دارند. همچنین یافته‌ها بیانگر آن است که استفاده از محیط‌های غوطه‌ورانه آموزشی موجب افزایش مشارکت یادگیرندگان، ارتقای درک مفاهیم پیچیده و تقویت یادگیری تجربی می‌شود. با وجود این، موانعی مانند محدودیت زیرساخت‌ها، کمبود مهارت‌های دیجیتال و هزینه بالای تجهیزات همچنان به‌عنوان چالش‌های اصلی در مسیر استقرار این فناوری‌ها در محیط‌های آموزشی مطرح هستند. بر اساس نتایج پژوهش، تحقق یکپارچه‌سازی مؤثر واقعیت افزوده و واقعیت مجازی نیازمند توجه هم‌زمان به عوامل فناورانه، آموزشی و سازمانی و همچنین توسعه سیاست‌ها و راهنماهای عملیاتی برای طراحان برنامه درسی و معلمان است.

مدیریت آموزشی

طراحی الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دوره‌های مهارت آموزی آموزش و پرورش با رویکرد فراترکیب

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 113-142

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.533055.1543

معصومه سلطان رضوانفر، علی اکبر خسروی بابادی، علیرضا عصاره

چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دوره‌های مهارت آموزی آموزش و پرورش با رویکرد فراترکیب می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است که با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب می‎باشد. روش فراترکیب با استفاده از گام‎های هفتگانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مقالات در پایگاههای معتبر داخلی و خارجی، طی سال‌های (1403- 1388) و (2025-2019) می‌باشد که 40 مقاله بر اساس معیار‌های پژوهش انتخاب شدند. عوامل اصلی و فرعی الگو با استفاده از روش تحلیل مضمون استخراج شد. براساس نتایج فراترکیب، عوامل الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دوره‌های مهارت آموزی آموزش و پرورش شامل 23 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی است که عبارت‌اند از چابکی، سنجش اثربخشی، آموزش صنعت‌محورِ فناورانه با پشتیبانی شغلی، آموزش باکیفیتِ کارآفرین‌محور، سیستم آموزشی انعطاف‌پذیر و فناورانه، نظام آموزشی هوشمند. یافته‌ها حاکی از آن بود که آموزش پودمانی در تحقیقات مختلف به‌عنوان یک روش کارآمد مورد توجه قرار گرفته بود و محققان پیشنهاد داده بودند که این رویکرد بیش‌تر مورد استفاده قرار گیرد.

مدیریت آموزشی

طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی برای دوره اول متوسطه بر اساس رویکرد هیوتاگوژی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 363-384

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.544857.1571

میثم حاجی منوچهری، ناهید شفیعی، امیرحسین مهدیزاده، علیرضا عراقیه

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی با رویکرد هیوتاگوژی در دوره اول متوسطه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، آمیخته با طرح اکتشافی بود که در دو بخش کیفی و کمی صورت گرفت. در بخش کیفی، با روش نمونه‌گیری هدفمند و تا حد اشباع نظری، با ۸ نفر از متخصصان علوم تربیتی و روانشناسی مصاحبه شد. داده‌ها با روش تحلیل مضمون بررسی و مضامین پایه و سازمان‌دهنده استخراج گردید. در بخش کمی، جامعه آماری شامل معلمان دوره اول متوسطه استان البرز در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه‌گیری به‌صورت خوشه‌ای چندمرحله‌ای و ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته برآمده از یافته‌های کیفی بود. روایی ابزار با روش همسانی درونی و پایایی با آلفای کرونباخ 0.98 تأیید شد. برای تحلیل داده‌ها از شاخص‌های توصیفی، آزمون T تک‌گروهی و مدل‌یابی معادلات ساختاری با نرم‌افزارهای SPSS و Amos استفاده گردید. نتایج نشان داد در بعد «برنامه درسی» ۲۶ مضمون پایه در ۷ مضمون سازمان‌دهنده، در بعد «الزامات پیاده‌سازی» ۱۵ مضمون پایه در ۵ مضمون سازمان‌دهنده، و در بعد «اثرات پیاده‌سازی» ۲۳ مضمون پایه در ۸ مضمون سازمان‌دهنده شناسایی شد. همچنین از دیدگاه دبیران، در میان ابعاد برنامه درسی تفکر سیستمی هیوتاگوژیکی، بیشترین اهمیت به ترتیب به آینده‌نگری، مدیریت فرایند و درک پیچیدگی تعلق گرفت. در الزامات پیاده‌سازی، ابعاد کارکردی، درک روابط تربیتی و ساختاری بیشترین اهمیت را داشتند و در اثرات پیاده‌سازی، رشد قابلیت‌های تحصیلی، ارتقای انواع تفکر دانش‌آموزان و بهبود شایستگی تدریس معلمان برجسته‌ترین نتایج بودند.

مدیریت آموزشی

طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 274-293

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455239.1361

ارژنگ خشنودی، مسعود امامی نژاد، مژگان محمدی نائینی

چکیده هدف این پژوهش طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی (مورد مطالعه: مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و دارای رویکرد استقرائی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان می‌باشد. حجم نمونه با روش نمونه­گیری، هدفمند انجام شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل مضمون و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان از تأثیر عوامل، منابع آموزشی مناسب، متخصصین و کارآفرینان، تشویق به تفکر خلاقانه و نوآوری، فراهم کردن فرصت‌های عملی، ارزیابی و بازخورد منظم، پرورش مهارت‌های ارتباطی و همکاری، آموزش مدیریت زمان و منابع، توانایی حل مسائل، آموزش مهارت‌های فنی و تخصصی، تشویق به تفکر انتقادی می‌باشد.

مدیریت آموزشی

بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 394-411

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.500024.1469

منیژه ایران نژاده، علی اصغر ماشینچی، مختار رنجبر

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش تحقیق اکـتشافی می باشد. جامعۀ آماری در بخش کیفی پژوهش، شامل 20 نفر از خبرگان که بر اساس نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. جامعۀ آماری پژوهش در بخش کمی، شامل 450 نفر از تمام معلمان متوسطه استان هرمزگان که بر اساس فرمول کوکران و نوع نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای، انتخاب شدند. از تکنیک دلفی و پرسشنامه سنجش برازش مدل استفاده شد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از تکنیک دلفی و در بخش کمی از نرم افزار Spss-V23و Lisrel-V8.8 استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که مولفه های الگوی مقیاس های ارزشیابی برنامه های درسی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در 5 بعد و16 مولفه، شامل، ابعاد منطق و اهداف (3 مولفه)، محتوا و فعالیت های یادگیری (3 مولفه)، نقش معلم و مواد و منابع (4 مولفه)، گروه بندی و سنجش و ارزشیابی (3 مولفه)، مکان و زمان (3 مولفه) می باشد. همچنین، با توجه به اختلاف میانگین‌ها که مقادیری مثبت هستند، چنین استنباط شد که وضعیت مولفه‌ها کلاً در حالت مطلوب اما کمی بالاتر از میانگین بودند. علاوه بر این، نتایج اعتبار بخشی مدل نشان داد که تطبیق، قابلیت فهم بودن، قابلیت تعمیم، قابلیت کنترل مدل از نظر متخصصان دارای اعتبار است و با اطمینان 99 درصد مورد تائید قرار گرفته است.

مدیریت آموزشی

ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 336-355

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.453045.1351

حمزه راه پیما، سیداحمد هاشمی، عباس قلتاش

چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس   می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 450 نفر از کلیه‌ی دبیران دوره متوسطه که در رشته کار و فناوری تدریس می کنند، می‌باشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می‌باشد که دارای 4 بعد، اهداف (جهت دهنده به نظام آموزشی، توجه به نیاز سنجی، توانایی ذهنی یادگیرنده، زمان یادگیری)؛ محتوا (کنجکاوی، یادگیری معنادار، ویژگیهای یادگیرنده، توانایی عملکردی)؛ روش تدریس (روش حل مساله، واحد کار (پروژه)، گروه‎های کوچک، روش نمایشی) و ارزشیابی (افزایش مهارت، پیشرفت تحصیلی، افزایش مهارت شغلی، مهارت برقراری ارتباط) می‌باشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم­افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تایید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که با توجه به مقادیر ضرایب استاندارد و ضرایب معناداری تی می‌توان گفت که مؤلفه اهداف و محتوا (63/0 =β) در مدل نقش معناداری دارد و مؤلفه روش تدریس و ارزشیابی (22/0=β) بر الگوی برنامه درسی کار و فناوری دوره متوسطه تأثیر معنی‌دار است تمامی شاخص‎ها در حد بسیار مطلوب می باشند و مدل با داده­ها برازش خوبی دارد و بیانگر این است که رابطه‌ی خطی بین متغیرها وجود دارد. 

مدیریت آموزشی

تدوین و اعتباریابی برنامه درسی تربیت دینی در مقطع پیش دبستان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 279-303

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.445421.1326

زینب اشرفی سلطان احمدی، صادق ملکی آوارسین، جواد کیهان، جهانگیر یاری

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباربخشی برنامه­­درسی تربیت­­دینی در دوره پیش­دبستانی می‌باشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب نوع داده‌ها آمیخته (کیفی-کمی) و از رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان مطالعات برنامه­درسی، کارشناسان تعلیم و تربیت اسلامی و مربیان این دوره و در بخش کمی شامل 200 نفر از کودکان پیش­ دبستانی می­باشد. نمونه ­گیری به صورت هدفمند و با توجه به اشباع نظری داده ­ها انجام شد. ابزار گردآوری داده ­ها، مصاحبه نیمه ساختارمند و پرسشنامه می‌باشد. برای گردآوری اطلاعات در مرحله کیفی (تحلیل مضمون) و در مرحله کمی (مدل­یابی معادلات ساختاری) استفاده شد. داده ­های حاصل از مصاحبه­ ها با استفاده از نرم‌افزار Nvivo نسخۀ 8 به ­شیوۀ تحلیل مضمون محور یا تماتیک مبتنی بر تکنیک «شبکۀ مضامین» و به­ شیوه استقرائی، طی مراحل کدگذاری (باز، محوری و منتخب) مورد تحلیل قرار گرفت و الگوی پیشنهادی تربیت­دینی برای کودکان پیش­دبستانی تدوین و از مفروضه­ های آن برای تهیه پرسشنامه نظرسنجی در مرحله کمی و ارزیابی میزان اعتبار آن استفاده شد. برای اطمینان به روایی ابزار از اجماع ­نظر خبرگان به ­روش دلفی و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ بهره ­برداری گردید (0.83=α). داده­­­ ها با روایی همگرای (AVE>0.5) و پایایی مرکب CR>0.7)) گردآوری و برای اعتباریابی الگو، از مدل­ یابی معادلات ساختاری به شیوه حداقل ­مربعات جزئی توسط نرم­افزار PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ویژگی­ های شناسایی شده     می­ توانند به ­شکل مطلوب مولفه­ های برنامه­ درسی تربیت ­دینی را پیش­ بینی کنند (0.552=R2). در­نهایت، برازش مدل کلی پژوهش تأیید شد (0.438=GOF).