طراحی الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دورههای مهارت آموزی آموزش و پرورش با رویکرد فراترکیب
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 113-142
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.533055.1543
معصومه سلطان رضوانفر، علی اکبر خسروی بابادی، علیرضا عصاره
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دورههای مهارت آموزی آموزش و پرورش با رویکرد فراترکیب میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است که با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب میباشد. روش فراترکیب با استفاده از گامهای هفتگانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مقالات در پایگاههای معتبر داخلی و خارجی، طی سالهای (1403- 1388) و (2025-2019) میباشد که 40 مقاله بر اساس معیارهای پژوهش انتخاب شدند. عوامل اصلی و فرعی الگو با استفاده از روش تحلیل مضمون استخراج شد. براساس نتایج فراترکیب، عوامل الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دورههای مهارت آموزی آموزش و پرورش شامل 23 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی است که عبارتاند از چابکی، سنجش اثربخشی، آموزش صنعتمحورِ فناورانه با پشتیبانی شغلی، آموزش باکیفیتِ کارآفرینمحور، سیستم آموزشی انعطافپذیر و فناورانه، نظام آموزشی هوشمند. یافتهها حاکی از آن بود که آموزش پودمانی در تحقیقات مختلف بهعنوان یک روش کارآمد مورد توجه قرار گرفته بود و محققان پیشنهاد داده بودند که این رویکرد بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی برای دوره اول متوسطه بر اساس رویکرد هیوتاگوژی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 363-384
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.544857.1571
میثم حاجی منوچهری، ناهید شفیعی، امیرحسین مهدیزاده، علیرضا عراقیه
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی با رویکرد هیوتاگوژی در دوره اول متوسطه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، آمیخته با طرح اکتشافی بود که در دو بخش کیفی و کمی صورت گرفت. در بخش کیفی، با روش نمونهگیری هدفمند و تا حد اشباع نظری، با ۸ نفر از متخصصان علوم تربیتی و روانشناسی مصاحبه شد. دادهها با روش تحلیل مضمون بررسی و مضامین پایه و سازماندهنده استخراج گردید. در بخش کمی، جامعه آماری شامل معلمان دوره اول متوسطه استان البرز در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونهگیری بهصورت خوشهای چندمرحلهای و ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه محققساخته برآمده از یافتههای کیفی بود. روایی ابزار با روش همسانی درونی و پایایی با آلفای کرونباخ 0.98 تأیید شد. برای تحلیل دادهها از شاخصهای توصیفی، آزمون T تکگروهی و مدلیابی معادلات ساختاری با نرمافزارهای SPSS و Amos استفاده گردید. نتایج نشان داد در بعد «برنامه درسی» ۲۶ مضمون پایه در ۷ مضمون سازماندهنده، در بعد «الزامات پیادهسازی» ۱۵ مضمون پایه در ۵ مضمون سازماندهنده، و در بعد «اثرات پیادهسازی» ۲۳ مضمون پایه در ۸ مضمون سازماندهنده شناسایی شد. همچنین از دیدگاه دبیران، در میان ابعاد برنامه درسی تفکر سیستمی هیوتاگوژیکی، بیشترین اهمیت به ترتیب به آیندهنگری، مدیریت فرایند و درک پیچیدگی تعلق گرفت. در الزامات پیادهسازی، ابعاد کارکردی، درک روابط تربیتی و ساختاری بیشترین اهمیت را داشتند و در اثرات پیادهسازی، رشد قابلیتهای تحصیلی، ارتقای انواع تفکر دانشآموزان و بهبود شایستگی تدریس معلمان برجستهترین نتایج بودند.
طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 274-293
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455239.1361
ارژنگ خشنودی، مسعود امامی نژاد، مژگان محمدی نائینی
چکیده هدف این پژوهش طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی (مورد مطالعه: مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و دارای رویکرد استقرائی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان میباشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل مضمون و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان از تأثیر عوامل، منابع آموزشی مناسب، متخصصین و کارآفرینان، تشویق به تفکر خلاقانه و نوآوری، فراهم کردن فرصتهای عملی، ارزیابی و بازخورد منظم، پرورش مهارتهای ارتباطی و همکاری، آموزش مدیریت زمان و منابع، توانایی حل مسائل، آموزش مهارتهای فنی و تخصصی، تشویق به تفکر انتقادی میباشد.
بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 394-411
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.500024.1469
منیژه ایران نژاده، علی اصغر ماشینچی، مختار رنجبر
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش تحقیق اکـتشافی می باشد. جامعۀ آماری در بخش کیفی پژوهش، شامل 20 نفر از خبرگان که بر اساس نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. جامعۀ آماری پژوهش در بخش کمی، شامل 450 نفر از تمام معلمان متوسطه استان هرمزگان که بر اساس فرمول کوکران و نوع نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای، انتخاب شدند. از تکنیک دلفی و پرسشنامه سنجش برازش مدل استفاده شد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از تکنیک دلفی و در بخش کمی از نرم افزار Spss-V23و Lisrel-V8.8 استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که مولفه های الگوی مقیاس های ارزشیابی برنامه های درسی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در 5 بعد و16 مولفه، شامل، ابعاد منطق و اهداف (3 مولفه)، محتوا و فعالیت های یادگیری (3 مولفه)، نقش معلم و مواد و منابع (4 مولفه)، گروه بندی و سنجش و ارزشیابی (3 مولفه)، مکان و زمان (3 مولفه) می باشد. همچنین، با توجه به اختلاف میانگینها که مقادیری مثبت هستند، چنین استنباط شد که وضعیت مولفهها کلاً در حالت مطلوب اما کمی بالاتر از میانگین بودند. علاوه بر این، نتایج اعتبار بخشی مدل نشان داد که تطبیق، قابلیت فهم بودن، قابلیت تعمیم، قابلیت کنترل مدل از نظر متخصصان دارای اعتبار است و با اطمینان 99 درصد مورد تائید قرار گرفته است.
ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 336-355
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.453045.1351
حمزه راه پیما، سیداحمد هاشمی، عباس قلتاش
چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 450 نفر از کلیهی دبیران دوره متوسطه که در رشته کار و فناوری تدریس می کنند، میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی میباشد که دارای 4 بعد، اهداف (جهت دهنده به نظام آموزشی، توجه به نیاز سنجی، توانایی ذهنی یادگیرنده، زمان یادگیری)؛ محتوا (کنجکاوی، یادگیری معنادار، ویژگیهای یادگیرنده، توانایی عملکردی)؛ روش تدریس (روش حل مساله، واحد کار (پروژه)، گروههای کوچک، روش نمایشی) و ارزشیابی (افزایش مهارت، پیشرفت تحصیلی، افزایش مهارت شغلی، مهارت برقراری ارتباط) میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تایید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که با توجه به مقادیر ضرایب استاندارد و ضرایب معناداری تی میتوان گفت که مؤلفه اهداف و محتوا (63/0 =β) در مدل نقش معناداری دارد و مؤلفه روش تدریس و ارزشیابی (22/0=β) بر الگوی برنامه درسی کار و فناوری دوره متوسطه تأثیر معنیدار است تمامی شاخصها در حد بسیار مطلوب می باشند و مدل با دادهها برازش خوبی دارد و بیانگر این است که رابطهی خطی بین متغیرها وجود دارد.
تدوین و اعتباریابی برنامه درسی تربیت دینی در مقطع پیش دبستان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 279-303
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.445421.1326
زینب اشرفی سلطان احمدی، صادق ملکی آوارسین، جواد کیهان، جهانگیر یاری
چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباربخشی برنامهدرسی تربیتدینی در دوره پیشدبستانی میباشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب نوع دادهها آمیخته (کیفی-کمی) و از رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی میباشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان مطالعات برنامهدرسی، کارشناسان تعلیم و تربیت اسلامی و مربیان این دوره و در بخش کمی شامل 200 نفر از کودکان پیش دبستانی میباشد. نمونه گیری به صورت هدفمند و با توجه به اشباع نظری داده ها انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختارمند و پرسشنامه میباشد. برای گردآوری اطلاعات در مرحله کیفی (تحلیل مضمون) و در مرحله کمی (مدلیابی معادلات ساختاری) استفاده شد. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از نرمافزار Nvivo نسخۀ 8 به شیوۀ تحلیل مضمون محور یا تماتیک مبتنی بر تکنیک «شبکۀ مضامین» و به شیوه استقرائی، طی مراحل کدگذاری (باز، محوری و منتخب) مورد تحلیل قرار گرفت و الگوی پیشنهادی تربیتدینی برای کودکان پیشدبستانی تدوین و از مفروضه های آن برای تهیه پرسشنامه نظرسنجی در مرحله کمی و ارزیابی میزان اعتبار آن استفاده شد. برای اطمینان به روایی ابزار از اجماع نظر خبرگان به روش دلفی و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ بهره برداری گردید (0.83=α). داده ها با روایی همگرای (AVE>0.5) و پایایی مرکب CR>0.7)) گردآوری و برای اعتباریابی الگو، از مدل یابی معادلات ساختاری به شیوه حداقل مربعات جزئی توسط نرمافزار PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ویژگی های شناسایی شده می توانند به شکل مطلوب مولفه های برنامه درسی تربیت دینی را پیش بینی کنند (0.552=R2). درنهایت، برازش مدل کلی پژوهش تأیید شد (0.438=GOF).
