بررسی تاثیر سبک های تفکر و مهارت حل مسائل اجتماعی بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی اشتیاق تحصیلی
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 65-86
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.401214.1208
حلاء عبدالحسین ناصر، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر سبکهای تفکر و مهارت حل مسائل اجتماعی بر عملکرد تحصیلی با نقش میانجی اشتیاق تحصیلی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پنجم علمی شهرستان دیالی به تعداد 960 نفر میباشد که با استفاده از فرمول کوکران، 288 نفر به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از چهار پرسشنامه سبکهای تفکر از استرنبرگ (1991)، پرسشنامه حل مسئله اجتماعی از دزوریلا و همکاران (2002)، اشتیاق تحصیلی از فردریکز و همکاران (2004) و عملکرد تحصیلی از فام و تیلور (1999) استفاده شد، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید متخصصان رسید و از طریق تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفت. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه سبکهای تفکر 92/0، مهارت حل مسائل اجتماعی89/0، اشتیاق تحصیلی86/0 و عملکرد تحصیلی90/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر سبکهای تفکر، مهارت حل مساله اجتماعی و اشتیاق تحصیلی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت و معنی داری دارد، همچنین مشخص شد که نقش میانجی اشتیاق تحصیلی در تأثیر سبکهای تفکر و مهارت حل مساله اجتماعی بر عملکرد تحصیلی مثبت و معنی دار میباشد.
بررسی رابطه بین اشتیاق تحصیلی و جابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی و اثر میانجی رفتارهای نوآورانه
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 54-75
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.448886.1340
امیر سبزی پور، طاهره امیری، صغری امیری، ماریا حسنی راد
چکیده این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اشتیاق تحصیلی و جابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی و اثر میانجی رفتارهای نوآورانه به روش توصیفی و از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهرستان سلسله در سال تحصیلی 1401-1402 می باشد که با توجه به جدول مورگان 247 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. برای گردآوری اطلاعات از سه پرسشنامه شامل پرسشنامه رفتارهای نواورانه تسای (2011)، پرسشنامه چابکی یادگیری کراوت و کالدول (2016) ، پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فریدل و پاریس (2005) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (EPT) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماریSpss ونرم افزارLisrel و از روشهای آماری توصیفی شامل (جدول فراوانی، درصد فراوانی، افراد نمونه مورد پژوهش و نمودارهای مربوطه ) و ب) برای تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش و جهت مقایسه وضعیت متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه ، مدل سازی معادله های ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد بین اشتیاق تحصیلی با عملکرد تحصیلی، 2بین چابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی، بین رفتارهای نوآورانه با عملکرد تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد. ابعاد اشتیاق تحصیلی توان پیش بینی عملکرد تحصیلی، ابعاد چابکی یادگیری توان پیش بینی عملکرد تحصیلی و ابعاد رفتارهای نوآورانه توان پیش بینی عملکرد تحصیلی را داراست. بین نظرات پاسخگویان بر حسب عوامل دموگرافیک در متغیر اشتیاق تحصیلی، چابکی یادگیری، رفتارهای نوآورانه و عملکرد تحصیلی تفاوت معنادار وجود ندارد. همچنین بین اشتیاق تحصیلی، چابکی یادگیری، رفتارهای نوآورانه و عملکرد تحصیلی روابط علی وجود دارد.
تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 132-157
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.396173.1187
علی حسین موزان، حسن قلاوندی، محمد حسنی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت (مورد مطالعه: دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد به تعداد 275 نفر می باشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 165 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد آموزش معکوس از برگمن و سامز (2013)، مهارت تدریس از رجبی(1385)، خودپنداره تحصیلی چن و تامپسون (2004)، خلاقیت از تورنس، عملکرد تحصیلی از پرسشنامه فام و تیلور (1999) استفاده شد، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه آموزش معکوس 78/0، مهارت تدریس83/0، خودپنداره تحصیلی89/0، خلاقیت91/0، عملکرد تحصیلی82/0 مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تاثیر آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود. همچنین مشخص شد که نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت در تاثیر گذاری آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود.
مطالعه تأثیر شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی و هدف گرایی تحصیلی با توجه به نقش واسطهای خودکارآمدی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 304-326
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.396989.1193
محمد فرحان عبدالربیعی، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق بررسی مطالعه تأثیر شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی و هدف گرایی تحصیلی با توجه به نقش واسطهای خودکارآمدی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان رشته جغرافیا دانشگاه بابلبه تعداد 575 نفر میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 234 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از چهار پرسشنامه محقق ساخته شبیه سازی آموشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی، پرسشنامه استاندارد هدف گرایی میدلتون و میدگلی (1998)، خودکارآمدی تحصیلی موریس (2001) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) استفاده شد. روایی صوریی و محتوایی پرسشنامهها از طرق روایی قضاوتی و سازه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه شبیه سازی آموشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی 79/0، هدف گرایی 91/0، خودکارآمدی تحصیلی 83/0 و عملکرد تحصیلی 90/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی و هدف گرایی تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی دانشجویان تأثیر مثبت و معنی داری دارد، همچنین مشخص شد که نقش واسطه خودکارآمد تحصیلی در تأثیر گذاری شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی و هدف گرایی بر عملکرد تحصیلی مثبت و معنی دار میباشد.
ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش حسابداری مبتنیبر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان حسابداری در ایران
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 282-304
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.414450.1243
سامان ُمحمدی، طیبه حاتمی، فاطمه باقرآبادی
چکیده هدف از پژوهش حاضر ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش حسابداری مبتنی بر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان است. روش طراحی پژوهش کمی و نوع آن توصیفی- پیمایش میباشد. در راستای انجام این پژوهش، برای جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است که پرسشنامه مذکور توسط عمر اکبال توفیق در سال 2022 طراحی شده است. روایی پرسشنامه براساس روایی محتوایی بااستفاده از نظر صاحب نظران بررسی شده است. همچنین پایایی سازهها از طریق سه روش آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی هر یک از سازهها و بار عاملی هر یک از گویهها مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان رشته حسابداری تشکیل میدهد. جهت توزیع پرسشنامه با توجه به تشابه شرایط محیطی و امکانات؛ دانشگاههای غرب کشور شامل دانشگاه رازی کرمانشاه، ایلام و کردستان مورد بررسی قرارگرفت. از میزان پرسشنامه توزیع شده که به روش نمونه گیری تصادفی توزیع شد؛ در نهایت 92 پاسخ قابل قبول دریافت شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SMART PLS استفاده شده است. این پژوهش میزان پذیرش استفاده از روشهای رایانش ابری در آموزش دورههای حسابداری و اثربخشی آن در فرایند آموزش را توسط دانشجویان دانشگاههای ایران با بکارگیری تأثیر متغیرهای بیرونی، یعنی عوامل انسانی، عوامل اقتصادی و فناوری و عوامل فرهنگی و اجتماعی را بر توسعه آموزش حسابداری ابری و عملکرد تحصیلی دانشجویان مشخص میکند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عوامل انسانی، اقتصادی و فرهنگی تأثیر مثبت معناداری بر توسعه آموزش حسابداری مبتنیبر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان دارند.
رابطه توسعه حرفهای معلمان با عملکرد تحصیلی با تأکید بر نقش میانجی پیوند با مدرسه دانش آموزان پسر متوسطه دوم
دوره 3، شماره 1، بهار 1400، صفحه 139-166
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.275602.1053
جعفر امیری
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه توسعه حرفهای معلمان با عملکرد تحصیلی با تأکید بر نقش میانجی پیوند با مدرسه دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش معلمان و دانش آموزان پسر متوسطه دوم شهر شیراز بودند که تعداد 250 نفر معلم بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونهگیری تصادفی ساده و تعداد 213 دانشآموز به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از پرسشنامههای عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999)، توسعه حرفهای ایوبی آواز و همکاران (1394) و پیوند با مدرسه رضایی شریف و همکاران (1393) استفاده شد که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 0.85، 0.89 و 0.79 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. بهمنظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار آماری Lisrel و نیز نرمافزار آماری Spss26 استفاده شد. یافتههای کمّی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که میان توسعه حرفهای معلمان و عملکرد تحصیلی با پیوند با مدرسه دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان پیوند با مدرسه دانش آموزان با عملکرد تحصیلی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و پیوند با مدرسه در رابطه میان توسعه حرفهای معلمان با عملکرد تحصیلی دانش آموزان نقش میانجی داشته است.
