کلیدواژه‌ها = بازاریابی آموزشی
مدیریت

بررسی و تبیین عوامل موثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 21-49

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.460119.1373

فرید انتظاری، سید حسن حاتمی نسب، شهناز نایب زاده

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی و تببین عوامل مؤثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران بود. روش پژوهش با توجه به هدف، کاربردی و از حیث روش اجرا، آمیخته (کیفی- کمی از نوع متوالی) بود. به گونه‌ای که گام اول به مرور نظامند ادبیات تحقیق (مطالعات کتابخانه‌ای) برای شناسایی عوامل مؤثر بر چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران و گام دوم با استفاده از روش دلفی با اتکا به نظر خبرگان برای بررسی و تعدیل عوامل مکشوفه در گام اول اختصاص یافت. جامعه تحقیق در گام اول عبارت بود از تحقیقات داخلی و خارجی منتشرشده در پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر در بازه 30 ساله منتهی به 1402 (2023) و روش نمونه گیری در این بخش از نوع هدفمند بود. جامعه آماری در گام دوم مشتمل بر خبرگان دانشگاهی و مدیران با تجربه وزارت آموزش و پرورش کشور بود. برای انتخاب نمونه در این مرحله از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. همچنین روش تحلیل در گام اول تحلیل محتوای تحقیقات مرتبط نمایه شده در پایگاه‌های علمی معتبر و در گام دوم، تحلیل دلفی با استفاده از ابزار پرسشنامه بود و یافته‌های تحقیق نشان داد در خصوص چابکی بازاریابی خدمات آموزشی در ایران، 7 عامل و 24 مؤلفه، پویایی و سازگاری (4 مؤلفه)، فناوری (3 مؤلفه)، فرهنگ تغییر (3 مؤلفه)، مدیریت سازمان (5 مؤلفه)، مدیریت اطلاعات و ارتباطات (2 مؤلفه)، محیط پویا (4 مؤلفه) و شایستگی و توانمندسازی منابع (3 مؤلفه) موثرند. در انتها دندوگرام جامع عوامل، مؤلفه‌ها و سنجه‌های چابکی بازاریابی خدمات آموزشی ایران ارائه و راهکارهای مقتضی مطرح گردید.

مدیریت آموزشی

واکاوی ابعاد و مولفه های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 251-273

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510924.1492

زهرا شیخ محمدی، سیده خدیجه معافی مدنی، زهره شکیبایی

چکیده چکیده این پژوهش با هدف واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش انجام شد. روش پژوهش کیفی با تمرکز بر رویکرد داده بنیاد است. جامعه آماری شامل متخصصان، اساتید و خبرگان مطلع در حوزه مدیریت بازرگانی و مدیریت آموزشی بود که به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی تعداد 13 نفر برگزیده شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه متمرکز بوده که با استفاده از نرم افزار (MAXQDA) و با به کار گیری روش کدگذاری تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل متون مصاحبه،41 شاخص فراهم آورد که در قالب ارکان مدل پارادایمی بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که مفهوم بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش شامل مؤلفه‌های گسست تقاضای بازار آموزش و پرورش، سرکوب عرضه بازار آموزش و پرورش، افزایش شکاف طبقاتی، افزایش شکاف بین‌نسلی، گسست امید به آینده، افزایش شکاف درون ‌نسلی، سیاست‌زدگی، محوریت پرسونای مشتریان، تولید محتوای مشتری‌محور، نظام آموزش و پرورش قابل پیکربندی مجدد، بازاریابی رابطه‌مند، بازاریابی مشارکتی، از بین‌رفتن نظام آموزش و پرورش برنامه‌محور، پدیدارشدن نظام آموزش و پرورش بازارمحور بود. همچنین بازاریابی آموزشی خود متأثر از شرایط علّی (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل زمینه‌ای (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل مداخله گر (7 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل محوری (13 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل راهبردی (8 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل پیامدی (5 مفهوم در قالب 2 مقوله) بوده است.