تحلیل روابط ساختاری کیفیت زندگی با پذیرش شغل معلمی دانشجومعلمان
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 209-229
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.558586.1598
قمر خربوطلی، یوسف ادیب، فیروز محمودی، علی ایمانزاده
چکیده این پژوهش با هدف بررسی رابطه ساختاری میان کیفیت زندگی و پذیرش شغل معلمی در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان شرقی انجام شد. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کمی و از نوع توصیفی-همبستگی بوده و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) صورت گرفت. نمونهای شامل ۵۰۰ نفر از میان جامعه ۵۰۰۰ نفری دانشجومعلمان بهصورت تصادفی انتخاب شد. دادهها از طریق دو پرسشنامه گردآوری شد: پرسشنامه پذیرش شغلی ریچاردسون و وات (2006) شامل ۱۴ گویه در چهار بعد (توانایی تدریس، ارزش ذاتی شغل، رضایت شغلی، شکلدهی به آینده کودکان و نوجوانان) و پرسشنامه کیفیت زندگی آینلی و بورک (1992) شامل ۱۰ گویه در سه بعد (رضایت کلی، موفقیت، فرصت). تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار Smart PLS نسخه ۳ انجام شد. نتایج نشان داد کیفیت زندگی تأثیر مثبت و معناداری بر پذیرش شغل معلمی دارد (0.673= β، 0.05 > 0.001= p). همچنین، ابعاد رضایت کلی (0.340=β) و موفقیت (0.423=β) تأثیر مثبت و معناداری داشتند، اما بعد فرصت نشان داد که تأثیر منفی و غیرمعناداری دارد (0.051-= β، 0.05 < 0.480= p). یافتهها بیانگر آن است که ارتقاء کیفیت زندگی، بهویژه رضایت کلی و احساس موفقیت، میتواند انگیزه و تعهد دانشجومعلمان را نسبت به حرفه معلمی افزایش دهد. بر این اساس، پیشنهاد میشود برنامههای آموزشی و رفاهی در دانشگاه فرهنگیان با تمرکز بر بهبود سلامت روانی و شرایط زندگی دانشجویان طراحی شوند تا زمینهساز تربیت معلمان شایسته و متعهد فراهم گردد.
طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 233-251
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568227.1614
هادی افشین، زهرا شکوه، زهرا انجم شعاع، حجت طالبی، امین نیکپور
چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی شهر کرمان میباشد. جامعه پژوهش شامل 21 نفر از مدیران و خبرگان حوزه رهبری تضایف گرایانه، اعضا هیات علمی، مدیران و کارشناسان ادارات دولتی شهر کرمان میباشد که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافتههای تحلیل شبکة مضامین نشان داد 10 مضمون (سازماندهنده) و 26 مضمون پایه و 86 کد اولیه مؤلفهها و مقولههای رهبری تضایف گرایانه هستند. مضامین (سازماندهنده) در قالب10 بعد ارائه شد که عبارتاند از: «اعتماد سازمانی، عدالت سازمانی، نوآوری و خلاقیت سازمانی، بهبود تعهد و رضایت شغلی، ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، رفتار مسئولانه با کارکنان، حمایت هیجانی و روانی، بازخورد مثبت و رشد فردی، تقویت همافزایی گروهی، شفافیت اداری» بهدست آمد. تئوری رهبری تضایفگرا، به تجربیات و ویژگیهای رهبران در ایجاد و رشد توانمندیهای آنان مؤثر بوده و به عدالت اجتماعی، فراگیر بودن شخصیت رهبران زن در سازمان توجه ویژهای دارد و به وسیله آن میتوان دانش پایه رهبری در سازمان را توسعه داد.
ارائه الگوی ارتقاء بهره وری منابع انسانی مبتنی بر مدیریت دانش،آموزش و یادگیری سازمانی برای مدیران و سیاستگذاران بخش عمومی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 489-514
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.564378.1606
لیلا رضالو، صدیقه طوطیان اصفهانی، علی رئیس پور، رستم درخشان
چکیده چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و اعتبارسنجی الگوی ظرفیتسازی سازمانی در راستای ارتقای بهرهوری نیروی انسانی انجام شد. رویکرد پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش اجرا آمیخته بود. در مرحله کیفی، با بهرهگیری از روش نمونهگیری هدفمند و تا دستیابی به اشباع نظری، با 19 نفر از خبرگان علمی و اجرایی در حوزه ظرفیتسازی سازمانی و بهرهوری منابع انسانی مصاحبههای نیمهساختاریافته صورت گرفت. دادههای حاصل از این مصاحبهها با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت و از دل آنها مضامین پایه و سازماندهنده استخراج شد. در مرحله کمی، جامعه آماری شامل تمامی کارکنان شهرداری کرج در سال 1403 بود. نمونهگیری به شیوه تصادفی طبقهای انجام شد و ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محققساخته بود که بر پایه نتایج مرحله کیفی طراحی شد. برای سنجش اعتبار ابزار از همسانی درونی و برای ارزیابی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. تحلیل دادهها نیز در دو سطح توصیفی و استنباطی، از جمله تحلیل عاملی تأییدی، با بهرهگیری از نرمافزار SmartPLS نسخه 3 انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی ظرفیتسازی سازمانی برای ارتقای بهرهوری نیروی انسانی بر پنج بعد اساسی استوار است: ظرفیتسازی فردی، ظرفیتسازی فرایندی، ظرفیتسازی نهادی، ظرفیتسازی فرهنگی و یادگیری سازمانی، و ظرفیتسازی حکمرانی. این ابعاد دربرگیرنده مؤلفههایی همچون توسعه دانش و مهارتهای شغلی، تقویت انگیزش و رضایت شغلی، نوآوری و بهبود مستمر، رهبری مشارکتی، توسعه زیرساختهای فناورانه، تأمین مالی پایدار، همکاریهای بینسازمانی، ترویج فرهنگ یادگیری، تقویت ارزشهای اخلاقی و اعتماد سازمانی، و همچنین انطباق با چارچوبهای حقوقی و سیاستهای کلان است. در مجموع، یافتهها نشان میدهد که بهکارگیری این الگو میتواند زمینه ارتقای بهرهوری نیروی انسانی در شهرداری کلانشهر کرج را فراهم سازد.
تحلیل تاثیر الگوهای رفتاری بر عملکرد شغلی معلمان ورزش استان یزد با تاکید بر میانجیگری معیارهای حرفه معلمی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 166-183
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.546688.1572
اعظم طلابی مزرعه نو
چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل تأثیر الگوهای رفتاری بر عملکرد شغلی معلمان ورزش استان یزد با تاکید بر میانجیگری معیارهای حرفه معلمی میباشد. این تحقیق از نوع همبستگی و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان ورزش استان یزد (N=405) میباشد که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 197 نفر بهصورت نمونهگیری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه الگوهای رفتاری جنکینز و همکاران (Jenkins et al, 1979)، پرسشنامه عملکرد شغلی معلمان (Sari et al, 2025) و پرسشنامه معیارهای حرفهای معلمی (Canuto et al, 2023) میباشد. روایی صوری ابزارها توسط 10 نفر از متخصصان مدیریت ورزشی تأیید شد و پایایی آنها با محاسبه آلفای کرونباخ بهترتیب 0.78، 0.81 و 0.76 به دست آمد که نشاندهنده پایایی مطلوب است. دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد الگوهای رفتاری اثر مثبت و معناداری بر عملکرد شغلی (β=0.42, p<0.001) و معیارهای حرفه معلمی (β=0.48, p<0.001) دارند. همچنین معیارهای حرفه معلمی نقش میانجی معناداری در ارتباط میان الگوهای رفتاری و عملکرد شغلی ایفا کرد (β=0.20, p<0.01). یافتهها بیانگر آن است که بهبود الگوهای رفتاری معلمان از طریق معیارهای حرفه معلمی میتواند به ارتقای عملکرد شغلی منجر شود. بنابراین، توجه به توسعه معیارهای حرفهای و آموزشهای مبتنی بر استانداردهای معلمی، نقشی کلیدی در بهبود کیفیت تدریس و اثربخشی شغلی معلمان ورزش دارد.
مدلیابی عدالت سازمانی و رضایت شغلی با نقش میانجی بیتفاوتی سازمانی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 201-220
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.488197.1440
علی سبوحی، هادی همتیان، ابوالفضل دانایی
چکیده چکیده هدف پژوهش حاضر مدلیابی عدالت سازمانی و رضایت شغلی با نقش میانجی بیتفاوتی سازمانی (مورد مطالعه: ادارهکل آموزشوپرورش استان سمنان) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نوع توصیفی– همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 607 نفر از کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان سمنان میباشند که با استفاده از فرمول کوکران 242 نفر و به صورت روش نمونهگیری چند مرحلهای و طبقهای متناسب انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده نرم افزار SPSS و معادلات ساختاری انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که اثر مستقیم عدالت سازمانی و رضایت شغلی برابر با 34/0 است. همچنین اثر غیر مستقیم متغیر عدالت سازمانی و رضایت شغلی با تأثیر متغیر میانجی بیتفاوتی سازمانی برابر با 062/0 میباشد. همچنین ضریب مسیر مابین دو متغیر عدالت سازمانی و رضایت شغلی برابر (34/0) است به عبارتی دیگر یک واحد تغییر در عدالت سازمانی، موجب افزایش 34/0 واحدی در رضایت شغلی شد. همچنین ضریب مسیر ما بین عدالت سازمانی و تفاوت سازمانی برابر (39/0-) است و میزان اثرگذاری منفی متغیر عدالت سازمانی بر بیتفاوتی سازمانی را نشان داد. به عبارتی دیگر یک واحد تغییر در عدالت سازمانی، موجب کاهش 39/0 واحدی در بیتفاوتی سازمانی گردید. این بدان معناست که عدالت سازمانی با بیتفاوتی سازمانی رابطه معکوس دارد.
تدوین الگوی رضایت شغلی بر اساس توانمندسازی شغلی و شایستگی حرفهای
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 141-164
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.287836.1076
محمد ایزدیان شیجانی، میترا صدوقی
چکیده هدف تحقیق حاضر، تدوین الگوی رضایت شغلی بر اساس توانمندسازی شغلی و شایستگی حرفهای است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری تحقیق را معلمان مدارس متوسطه شهر رشت به تعداد 837 نفر تشکیل دادند. تعداد 263 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای رضایت شغلی مینه سوتا، شایستگی حرفهای ملایی نژاد (1391) و توانمندسازی شغلی اسپریتزر (1995) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد میان شایستگی حرفهای معلمان با توانمندسازی و رضایت شغلی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان توانمندسازی شغلی معلمان با رضایت شغلی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. توانمندسازی شغلی در رابطه میان شایستگی حرفهای معلمان با رضایت شغلی آنها نقش میانجی دارد. نتایج تحقیق حاکی از این امر است که مؤلفه شایستگی شناختی بیشترین قدرت رابطه را با توانمندسازی و رضایت شغلی داشته است.
رابطه اخلاق حرفهای اساتید دانشگاه با رضایت شغلی و باورهای خودکارآمدی (مورد مطالعه اساتید دانشگاه کرج)
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 37-53
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.260115.1041
رویا آقایی مطلق
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین اخلاق حرفهای اساتید دانشگاه با رضایت شغلی و باورهای خودکارآمدی آنها انجام شد. این مطالعه از نوع پژوهشهای همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه اساتید هیأت علمی تماموقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال تحصیلی 98 - 1397 به تعداد 120 نفر بودند. بر اساس جدول مورگان نمونهای به حجم 92 نفر تعیین و با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها مقیاس خودکارآمدی عمومی ریگز و نایت (1994)، مقیاس اخلاق حرفهای کادوزیر (2002) و پرسشنامه رضایت شغلی توسط ابوبکر و همکاران (2017) بودند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین اخلاق حرفهای اساتید دانشگاه با رضایت شغلی و باورهای خودکارآمدی آنها رابطه وجود دارد (05/0> P). همچنین بین ابعاد اخلاق حرفهای اساتید دانشگاه با رضایت شغلی و باورهای خودکارآمدی آنها رابطه وجود دارد (05/0> P).براساس این یافتهها میتوان به اساتید توصیه کرد تا تلاشهای خود را جهت استقرار فضای کاری اخلاقمدارانه به کارگیرند تا از این طریق توانمندیهای خود را به ظهور رسانده و به ارتقای رضایت شغلی دست یابند.
تأثیر آموزش الکترونیکی بر کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 83-100
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.263793.1045
مهتاب جعفری
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش آموزش الکترونیکی در کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران انجام شد. روش مطالعه توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران به تعداد 1200 نفر بودند. بر اساس کرجسی و مورگان تعداد 290 نفر با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه آموزش الکترونیکی مهدوی (2012)، پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون (1973) و پرسشنامه رضایت شغلی مینه سوتا بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش رگرسیون گامبهگام نشان داد آموزش الکترونیکی در کیفیت زندگی کاری نقش دارد (05/0 > P) و بهترین پیشبین برای مؤلفههای پرداخت منصفانه و کافی، تأمین فرصت رشد و امنیت مداوم، وابستگی اجتماعی زندگی کاری، فضای کلی زندگی، یکپارچگی و انسجام اجتماعی در سازمان و توسعه قابلیتهای انسانی است. همچنین آموزش الکترونیکی در رضایت شغلی کارکنان نقش دارد (05/0 > P) و بهترین پیشبین برای مؤلفههای سبک رهبری و شرایط فیزیکی است. ازاینرو، پیشنهاد میشود در تدوین برنامههای آموزشی و راهبردی سازمانها از این نوع آموزش استفاده شود.
