سطحی بندی مدل تدوین خط مشی گذاری عمومی کارکنان در سازمان مبتنی بر سرمایه اجتماعی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 آذر 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.596686.1708
احمد رضا بنایی اسماعیلی، محمد محمدی، محمدرضا سلطانی
چکیده این پژوهش با هدف طراحی مدل تدوین خطمشیگذاری عمومی بر پایه سرمایه اجتماعی ملی در راستای الگوی ایرانی ـ اسلامی پیشرفت انجام شده است. با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی نرم در حکمرانی و ضرورت انطباق فرآیندهای سیاستگذاری با مقتضیات بومی، این مطالعه در پی ارائه الگویی برای پیوند مؤلفههای سرمایه اجتماعی و نظام خطمشیگذاری است. مسئله اصلی، کاهش کارآمدی سیاستها در صورت ضعف در اعتماد عمومی، مشارکت و انسجام ملی است؛ لذا طراحی مدلی بومی ضرورتی اساسی تلقی میشود.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث رویکرد، کیفی است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان سیاستگذاری و مدیریت دولتی گردآوری و به شیوه تحلیل مضمون تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که این مدل دارای ابعادی نظیر اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی، هویت جمعی، انسجام، مشروعیت سیاسی، مسئولیتپذیری نهادی، عدالتمحوری و مردمپایه بودن نظام تصمیمگیری است. همچنین نتایج بیانگر آن بود که در الگوی ایرانی ـ اسلامی پیشرفت، سرمایه اجتماعی ظرفیتی راهبردی برای ارتقای اثربخشی و پایداری خطمشیها به شمار میرود.در نهایت، مدل پیشنهادی نشان میدهد که موفقیت خطمشیها در گرو تقویت اعتماد متقابل دولت و مردم، گسترش مشارکت آگاهانه و نهادینهسازی ارزشهای ایرانی ـ اسلامی است. این مدل میتواند به عنوان چارچوبی بومی برای بهبود کیفیت حکمرانی عمومی و تحقق اهداف پیشرفت مورد استفاده سیاستگذاران قرار گیرد.
تاثیر توسعه اکوسیستم، انگیزه، گرایش شبکهای و بازطراحی نقش اندیشکدهها بر مدیریت عملکرد مبتنی بر شبکه اندیشگاهی: نقش انسجام شبکه وتسهیل استقرار
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.586594.1673
ایمان منصوری، محمد محمدی، فرزاد آسایش
چکیده هدف این پژوهش بررسی تاثیر توسعه اکوسیستم، انگیزه، گرایش شبکهای و بازطراحی نقش اندیشکدهها بر مدیریت عملکرد مبتنی بر شبکه اندیشگاهی با نقش انسجام شبکه وتسهیل استقرار بود. این پژوهش از نوع آمیخته و در دو بخش کیفی و کمّی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی 19 نفر از اساتید، مدیران و کارشناسان مدیریت دولتی و عملکرد بود که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی جامعه آماری کارکنان شاغل در اندیشکده های دولتی در شهر تهران بود. در بخش کمی حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 173 نفر تعیین شد. ابزار جمعآوری بخش کیفی اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. در بخش کمی از ابزار پرسشنامه و روش تصادفی ساده برای گردآوری داده ها استفاده شد. داده ها در بخش کیفی با استفاده از رویکرد نظریه دادهبنیاد تحلیل شدند. در بخش کمی نیز از روش الگویابی معادلات ساختاری با نرم افزار SMART-PLS استفاده شد. در گام کیفی، با بهرهگیری از روش داده بنیاد ۵۴۰ کد اولیه استخراج گردید که در قالب ۱۲۲ شاخص، ۳۲ مولفه و نهایتاً ۱۳ بعد طبقهبندی شدند. نتایج نشان داد که توسعه اکوسیستم شبکههای اندیشگاهی قویترین تأثیر بر مدیریت عملکرد مبتنی بر شبکه داشته است، در حالی که گرایش به رویکرد شبکهای ضعیفترین تأثیر را نشان میدهد. حفظ انسجام شبکه نقش میانجیرا در رابطه بین بازطراحی نقشها و گرایش به رویکرد شبکهای ایفا کرده است. تسهیل استقرار شبکههای اندیشگاهی اثر تعدیلی بر رابطه توسعه اکوسیستم و گرایش به رویکرد شبکهای با مدیریت عملکرد دارد.
