اعتباریابی الگوی مدیریت استعدادهای دیجیتال با بهرهگیری از هوش مصنوعی
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.575729.1625
الهام علیرضازاده گلزاری، علیرضا روستا، آزاده اشرفی، حسن سلطانی
چکیده هدف پژوهش حاضر اعتباریابی الگوی مدیریت استعدادهای دیجیتال با بهرهگیری از هوش مصنوعی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 14 نفر از اساتید دانشگاهی رشته مدیریت دولتی و مدیران و کارشناسان شرکتهای معدنی می باشند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارکنان فعال شرکتهای معدنی می باشند که با توجه به فرمول کوکران تعداد 215 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری تصادفی می باشد. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختار یافته برگرفته از مبانی نظری بود. روایی کدها در بخش کیفی توسط دو نفر پژوهشگر مستقل و پایایی آن توسط شاخص کاپای کوهن تایید شد و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیهوتحلیل دادههای در بخش کیفی از تحلیل مضمون و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. در نتیجه این فرایند، ابعاد شناسایی شده کارکردهای فرآیندی شامل (غربالگری اتوماتیک و ابزار پشتیبان تصمیمگیری)، تطبیق شغلی (تطبیق دقیق شغل و مهارتها، بهبود ارزیابیهای کیفی)، ارزیابی ویژگیهای شخصیتی (تحلیل آزمونهای روانشناختی، شناسایی تیپهای شخصیتی)، توصیههای آموزشی (آموزش شخصیسازی شده، آموزش هوشمند و پویا، همافزایی سهگانه و عدالت آموزشی)، پیشبینی ترک شغل بود (سیستم تحلیلی ترک شغل و تشخیص پیشگیرانه) به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان دهنده اعتبار مدل مفهومی نهایی تحقیق می باشد.
الگوی مدیریت خودشیفتگی کارکنان دانشی با رویکرد تحلیل مضمون
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 217-232
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535577.1549
جواد شاه محمدی، آزاده اشرفی، فرزاد آسایش، علیرضا روستا
چکیده
چکیده
هدف پژوهش حاضر الگوی مدیریت خودشیفتگی کارکنان دانشی با رویکرد تحلیل مضمون میباشد. روش پژوهش از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از اساتید دانشگاهی و مدیران و خبرگان مدیریت دولتی میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند بهعنوان نمونه انتخاب شدند. این نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و با نرمافزار MAXQDA، انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که دادهها بهصورت نظاممند کدگذاری شدند و در مرحله نخست، ۲۵۴ کد اولیه، در قالب ۶۲ مضمون پایه و ۲۰ مضمون پایه سازماندهنده استخراج و طبقهبندی شدند. در نهایت، پنج مضمون فراگیر بهعنوان ابعاد اصلی مدل مفهومی پژوهش شناسایی گردید که عبارتاند از: هدایت اخلاقی، مداخله مدیریتی، آموزشهای فردی، حرفهایگرایی و خودمدیریتی اخلاقی. به طور کلی مدیریت رفتار خودشیفتگی کارکنان دانشی در سازمانها نیازمند توجه همزمان به هدایت اخلاقی، مداخله مدیریتی، آموزشهای فردی، حرفهایگرایی و خودمدیریتی اخلاقی است. این ابعاد پنجگانه چارچوبی منسجم برای ارتقای کنشهای اخلاقمحور در سطوح فردی و سازمانی فراهم میکنند.
ارائه مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایههای فکری و تخصصی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 446-467
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.574063.1624
مرتضی بهاروند، معصومه جعفری، علیرضا روستا
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مدل ارتقاء مدیریت دانش مبتنی بر سرمایههای فکری و تخصصی در صنعت بانکداری میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه ای و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 18 نفر از اساتید دانشگاهی، مدیران و کارشناسان بانک قرضالحسنه مهر ایران می باشند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان بانک قرضالحسنه مهر ایران در شهر تهران می باشند که با توجه به جدول مورگان و گرجسی تعداد حداکثر برابر با 235 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونهگیری تصادفی ساده می باشد. گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از روش مضمون و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. تحلیل کیفی نشان داد که مدیریت دانش در سازمانها شامل شش بعد اصلی است: زیرساختهای دانشی هوشمند، توانمندسازی دانشی، ارزشآفرینی از درون سازمانی، ارزشآفرینی از بیرون سازمانی، حمایت دانشی همه جانبه، فرهنگ دانشی. تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل پیشنهادی دارای اعتبار ساختاری و همگرایی مناسب برای تمامی ابعاد است و گویهها بار عاملی بالا و معناداری دارند. بهعنوان یک پیشنهاد عملی، توصیه میشود سازمانها با تقویت زیرساختهای دانشی انعطافپذیر و ایجاد فرهنگ یادگیری مستمر، ضمن ارتقای مدیریت دانش کارکنان، از تجربیات و دانش کارکنان بهرهبرداری عملی کنند تا سرمایههای فکری سازمان به شکلی پایدار توسعه یابد.
اعتباریابی الگوی اشتیاق شغلی کارکنان
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 271-287
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.544935.1568
محسن کرمی، حسن سلطانی، علیرضا روستا، فرزاد آسایش
چکیده بررسی اعتباریابی الگوی اشتیاق شغلی کارکنان مورد مطالعه شرکت پایانهها و مخازن پتروشیمی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان شرکت پایانهها و مخازن پتروشیمی در شهر عسلویه میباشد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 205 نفر و با روش نمونه گیری ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه محقق ساخته میباشد. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از تحلیل عاملی تاییدی با استفاده از نرم افزار SPSS و LISREL استفاده گردید. یافتهها نشان داد که بعد «اشتیاق شناختی» شامل چهار زیر مقیاس مسیر توسعه حرفهای، درک شناختی، آیندهنگری و تابآوری میباشد. بعد «اشتیاق هیجانی» شامل انگیزش درونی، مثبتنگری، محرکهای اثربخش مالی و محرکهای اثربخش غیرمالی و بعد اشتیاق اشتیاق جسمی-روانی شامل مدیریت فشارهای شغلی، غلبه بر چالشهای فیزیکی محیط کار و تعادل جسمی و ذهنی و بعد اشتیاق اجتماعی شامل تأیید اجتماعی، تعاملات اجتماعی و محیط کار حمایتی و بعد اشتیاق اخلاقی–ارزشی شامل تأیید احساس مسئولیت، اثرگذاری اخلاقی و تمایل به انجام کار معنادار میباشد.
