نویسنده = امیرهوشنگ نظرپوری
مدیریت تغییر و نوآوری

اولویت‌بندی عوامل پیشایندِ تأثیرگذار بر نقش هوش مصنوعی در توسعه منابع انسانی

دوره 8، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.583227.1661

علی البویحی حیدر وحید، سید نجم الدین موسوی، امیرهوشنگ نظرپوری، حجت الله وحدتی

چکیده هدف این پژوهش اولویت‌بندی عوامل پیشایندِ تأثیرگذار بر نقش هوش مصنوعی در توسعه منابع انسانی می باشد. این پژوهش از نظر هدف، توسعه‌ای؛ از نظر ماهیت، توصیفی؛ و از نظر نوع داده‌ها، کمی می باشد. جامعه پژوهش شامل 11 نفر از متخصصان مدیریت منابع انسانی، فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی و مدیریت سازمانی می باشد که از طریق نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند و گردآوری داده‌ها تا زمان دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها از طریق پرسشنامه دلفی فازی محقق‌ساخته که بر اساس مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان تدوین شده بود، گردآوری شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش دلفی فازی استفاده شد. روش دلفی فازی در سه دور برای شناسایی، غربالگری و اولویت‌بندی عوامل پیشایند اجرا شد. عوامل پیشایندِ شناسایی‌شده شامل عوامل فنی و زیرساختی، آمادگی انسانی و سازمانی، ابعاد مدیریتی و رویه‌ای، شرایط محیطی، و ملاحظات اخلاقی و قانونی می باشد. یافته‌ها نشان داد که زیرساخت فناورانه و یکپارچه‌سازی سیستم‌ها با مقدار فازی‌زدایی‌شده 4.965 بالاترین اولویت را در میان عوامل پیشایند کسب کردند و پس از آن، آمادگی انسانی و سازمانی با مقدار 4.965 و سازمان‌دهی فرآیندی و عوامل رویه‌ای با مقدار 4.114 قرار گرفتند. آگاهی فناورانه، فرهنگ سازمانی و قابلیت داده‌کاوی نیز به عنوان ابعاد پیشایندِ تأثیرگذار شناسایی شدند. در مقابل، شرایط بیرونی و عوامل محیطی با مقدار فازی‌زدایی‌شده 3.280 ، کمترین اولویت را دریافت کردند.

مدیریت

طراحی و تبیین مدل رفتار سیاسی مدیران در سازمان های دولتی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 241-258

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.422154.1256

مهدی ایزدی، امیر هوشنگ نظرپوری، رضا سپهوند، حجت وحدتی، محمد حکاک

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین مدل رفتار سیاسی مدیران در سازمان‌های دولتی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و به لحاظ منطق گردآوری داده‌ها از نوع استقراء – قیاسی می‌باشد. جامعه آماری شامل 30 نفر از خبرگان (اساتید و مدیران سازمان‌های دولتی) می‌باشد و به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای جمع‌آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می‌باشد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های از تحلیل مضمون و از نرم افزار MICMAC و برای اولویت بندی عوامل مؤثر بر رفتار سیاسی، به جهت رویکرد ساختاری تفسیری از روش ism استفاده شد. نتایج یافته‌ها نشان داد که 11 مقوله اصلی در 6 سطح شناسایی شد. همچنین یافته‌ها نشان داد که در سطح ششم، شکاف فرهنگی اجتماعی و ویژگی‌های شخصیتی افراد بیشترین اثرگذاری را نسبت به سایر عوامل داشته است البته ضعف فرهنگی اثرگذارترین عامل بوده است. در سطح پنجم مدل، باور عمومی قرار دارد. در سطح چهارم، اراده سیاسی افراد و مدیریت تصویرپردازی و ارزشیابی سازمانی قرار دارند. در سطح سوم، قدرت فردی افراد قرار دارد. در سطح دوم فرآیندهای سازمانی و انتخابات و انتصابات سازمانی قرار دارد و در سطح آخر الگوی قوانین و مقررات و ساختار سازمان‌های دولتی قرار دارند.