ارائه مدل صلاحیتهای مدیریتی با توجه به ویژگیهای نسلی دانشآموزان دوره دوم متوسطه
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 185-216
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.566695.1613
مهدی سیفی جگر کندی، یوسف نامور، اعظم راستگو، صدرالدین ستاری
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل صلاحیتهای مدیریتی با توجه به ویژگیهای نسلی دانشآموزان دوره دوم متوسطه میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی میباشد. جامعه آماری بخش کیفی کلیه کارشناسان حوزه علومتربیتی استان اردبیل میباشند که تعداد 20 نفر از آنها بر اساس اصل اشباع نظر به صورت نظری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی نیز کلیه مدیران مدارس دخترانه و پسرانه دوره دوم متوسطه استان اردبیل و دانشآموزان دوره دوم متوسطه استان اردبیل میباشند که با استفاده از روش نمونهگیری تمامشماری تعداد 100 مدیر و با استفاده از روش نمونهگیری غیرتصادفی در دسترس تعداد 100 دانشآموز به عنوان نمونه آزمودنیهای بخش کمی این تحقیق انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه میباشد. در تجزیهوتحلیل دادههای بخش کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافتهها نشان میدهد مدل صلاحیتهای مدیریتی با توجه به ویژگیهای نسلی دانشآموزان دوره دوم متوسطه تحت مقولات فهم و انطباق نسلی مدیران، رهبری فناورانه و دیجیتال، رهبری آموزشی و تحولگرا، مدیریت مشارکت و ارتباطات اجتماعی، مدیریت یادگیری و کیفیت آموزشی، نوآوری و خلاقیت در مدرسه، مدیریت توانمندسازی و توسعه حرفهای، مدیریت بحران، سلامت و پایداری آموزشی، مدیریت انسانی و هیجانی مدرسه، مدیریت عدالت، تنوع و اخلاق حرفهای و مدیریت راهبردی و آیندهگرانه مدرسه دستهبندی و از نظر اعتباریابی برازش شدند.
طراحی الگوی آموزش پرسنل با رویکرد سازمان یادگیرنده در بانک مسکن ایران
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 302-324
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.467768.1398
مهدی دهقانیان، صدرالدین ستاری، توران سلیمانی
چکیده پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی - توسعهای و با رویکرد کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام شد. جامعه هدف را خبرگان دانشگاهی در حوزه مدیریت آموزشی و بانکداری تشکیل میدهد. مشارکتکنندگان پژوهش 16 نفر از خبرگان اجرایی (مدیران و معاونان بانک مسکن خبره موضوعی) به عنوان آگاهیدهندگان کلیدی بودند که با استفاده از روش نمونه-گیری هدفمند و با روش گلوله برفی با در نظر گرفتن بحث اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها شامل مصاحبه نیمهساختمند با مشارکتکنندگان و نیز مطالعهی اسناد بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها، ازکدگذاری سه مرحلهای آتراید-استرلینگ (2001) با بهرهگیری از نرمافزار MaxQDA استفاده شد. بعد از تجزیه و تحلیل دادهها، شبکه مضامین آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده با 36 مفهوم (مضامین پایه) و 9 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر صورتبندی گردید. یافتههای پژوهش نشان داد ویژگی های سازمان یادگیرنده مشتمل بر قابلیتها و تواناییهای شخصی، تفکر سیستمی، چشم انداز مشترک، الگوها و مدل های ذهنی و یادگیری تیمی و فرایند آموزش کارکنان مشتمل بر نیازسنجی و تعیین اهداف، طرح ریزی آموزشی، اجرای آموزش و ارزشیابی بودند. در مجموع می توان گفت با توجه به سازمان یادگیرنده در آموزش کارکنان در قالب یک الگوی جامع و فراگیر شاهد ارتقای کیفیت آموزش پرسنل و کسب مزیت رقابتی بود.
بررسی میزان نفوذ و وابستگی عوامل موثر بر فراموشی سازمانی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 76-98
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.459907.1370
حسین داودی، صدرالدین ستاری، اصغر نخستین گلدوست
چکیده هدف از انجام این پژوهش، بررسی میزان نفوذ و وابستگی عوامل مؤثر بر فراموشی سازمانی با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری است. نوع تحقیق به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری داده، توصیفی- پیمایشی میباشد. جامعه آماری این تحقیق را 10 نفر از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت آموزشی، منابع انسانی و رفتار سازمانی تشکیل میداد که به صورت هدفمند معیاری از بین متخصصین انتخاب شد. ابزار اندازهگیری پژوهش را پرسشنامه ISM تشکیل میداد. روش تجزیه و تحلیل دادهها از طریق مدلسازی ساختاری تفسیری انجام گرفت. این روش جزء تجزیه و تحلیل سیستمها میباشد که به بررسی تعاملات میان عناصر سیستم میپردازد. لذا ابتدا جهت شناسایی مؤلفهها از روش مرور ادبیات گذشته استفاده شد و سپس با استفاده از مراحل ششگانه مدلسازی ساختاری تفسیری اقدام به ترسیم مدل و یافتهها گردید. نتایج منجر به تدوین چهار سطح اول، دوم، سوم و چهارم برای مدلسازی ساختاری تفسیری شد. سطح اول که مهمترین سطح بوده، مربوط به مؤلفه تکنولوژی میباشد، سطح دوم به مؤلفههای فرهنگسازی و مدیریت منابع انسانی اختصاص یافت، سطح سوم به مؤلفههای رقابت، عوامل مربوط به ذینفعان، ویژگی کارکنان و استراتژی اشاره دارد و سطح چهارم شامل مؤلفههای رهبری تحول و ساختار سازمانی میباشد. همچنین پرنفوذترین شاخص در ماتریس قدرت نفوذ- وابستگی، مؤلفه «تکنولوژی» و وابستهترین مؤلفه «رهبری تحول آفرین» است. لذا پیشنهاد بر این است سازمان صنعت، معدن و تجارت، بر مبنای چنین نگرشی به برنامههای بلندمدت خود در زمینه فراموشی سازمانی اقدام نمایند.
