فرایند اعتماد مدیران و کارکنان دولتی به سامانههای هوشمند
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.587845.1677
غلامرضا تیزفهم فرد، وحیده طاهرخانی، محمود صمدی، سید رضا موسوی زاده
چکیده هدف از پژوهش حاضر، تبیین مدل پارادایمی «تکوین اعتماد متقابل انسان و سامانه» در دستگاههای اجرایی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روششناسی، کیفی با رویکرد نظریه دادهبنیاد است. جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران ارشد فناوری اطلاعات و متخصصان مدیریت دولتی بود که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند (گلولهبرفی)، ۱۷ مصاحبه نیمهساختاریافته تا حصول اشباع نظری انجام شد. فرآیند تحلیل دادهها با بهرهگیری از کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و انتخابی) با نرم افزار maxquda صورت گرفت. یافتهها نشان میدهد که پدیده محوری «تکوین اعتماد متقابل»، برآیند تعامل شرایط علّی (الزامات حاکمیتی و قانونی، پیچیدگی وظایف اداری، نیاز به شفافیت محاسباتی)، شرایط زمینهای (سواد دیجیتال و تخصص کاربران، ترس از جایگزینی، ابهام در پاسخگویی قانونی سیستم) و عوامل مداخلهگر (پیچیدگی منطق الگوریتم و ترس از جایگزینی) است. در مرحله راهبردها(،آموزش و توانمندسازی مستمر، طراحی مشارکتمحور سامانهها ، نقشی کلیدی در کاهش تردیدهای سازمانی ایفا میکند. نتایج این مدل حاکی از آن است که استقرار سامانههای هوشمند در بخش عمومی، فراتر از جنبههای فنی، نیازمند بازآفرینی ذهنی نقش ماشین در فرآیندهای تصمیمگیری است. این پژوهش با ارائه چارچوبی جامع، راهکارهای عملیاتی برای ارتقای سرمایه اجتماعی و بهرهوری ملی از طریق گذار به حکمرانی دادهمحور ارائه میدهد.
طراحی الگوی هنرآفرینی شغلی اعضای هیئت علمی دانشگاه
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 420-440
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.516416.1506
نجمه طاهری، ابراهیم رجب پور
چکیده این پژوهش با هدف طراحی الگویی برای هنرآفرینی شغلی در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه خلیج فارس انجام شد. پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه دادهمحور است و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۷ عضو هیئت علمی جمعآوری گردید. نمونهگیری به روش گلولهبرفی انجام شده و تحلیل دادهها به روش نظریه دادهمحور استراوس و کوربین با رویکرد انتخابی و محوری صورت پذیرفت. برای تضمین پایایی و روایی، دادهها از نظر نخبگان بررسی شد و کدگذاری توسط دو پژوهشگر مستقل انجام گرفت. یافتهها حاکی از آن است که الگوی پیشنهادی شامل ۵۸ مفهوم کلیدی است که در ۵ دسته اصلی پیشایندها، راهبردها، عوامل مداخلهگر، دلایل زمینهای و پسایندها طبقهبندی میشوند. این الگو نشان میدهد که هنرآفرینی شغلی منجر به ارتقای فردی و حرفهای اعضای هیئت علمی، افزایش خلاقیت، انگیزه و بهرهوری در محیط دانشگاهی میشود. نتایج پژوهش میتواند در سیاستگذاری و مدیریت دانشگاهها برای ایجاد شرایط مناسب جهت تقویت هنرآفرینی شغلی و ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش مؤثر باشد.
ارائه مدل عوامل موثر بر تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه فنی و حرفهای استان البرز
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 431-454
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.425579.1295
علی عبدی جمایران، منوچهر نیکنام، حسن رنگریز
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل عوامل مؤثر بر تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه فنی و حرفهای استان البرز میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مشارکتکنندگان کارشناسان و اساتید کارآفرینی میباشد. نمونهگیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای تجزیه و تحلیل از کدگذاری باز و محوری و انتخابی از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که پدیده محوری تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه دارای چهار بعد محرکهای محیطی، عوامل توسعه دهنده، بازدارندههای محیطی و عوامل محدود کننده است. برای افزایش تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه راهبرد مالی و قانونی، راهبرد عملیاتی، راهبرد بینالمللی و راهبرد سیاستگذاری نیاز است که به پیامدهای اقتصادی، علمی و فرهنگی در سطح کشور منجر میشود. زمینههای مالی و اقتصادی، پشتیبانی و سیاستگذاریهای مناسب در محیط متغیر و فضای رقابتی شدید به راهبردهای تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه کمک میکند تا با شرایط مناسب عملیاتی شود. در این زمینه و موانع علمی، انسانی، مدیریتی، قانونی، ساختاری و مالی مطرح است که با شناسایی و رفع آنها میتوان به بهبود ابعاد تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه و راهبردهای اساسی کمک کرد.
ارائه الگویی جهت بهگزینی مختصات آزمایشگاه خطمشی برای مدیریت اجرایی کشور
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 439-464
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.410781.1229
محمدحسن ایزدپرست، علی اصغر پورعزت، علیرضا امیرکبیری
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگویی جهت بهگزینی مختصات آزمایشگاه خطمشی در مدیریت اجرایی کشور است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، از نوع پژوهشهای توصیفی_اکتشافی و راهبرد اصلی آن مطالعه تطبیقی انواع آزمایشگاههای خطمشی مناسب برای مدیریت اجرایی کشور ج.ا.ا است. جامعه نخبگان پژوهش شامل 16 نفر از مدیران، خطمشیگذاران و پژوهشگران حوزه خطمشیگذاری و خطمشی با تخصص مرتبط با آزمایشگاه خطمشی، پژوهشگران/ اعضای هیأت علمی فعال در زمینه مدیریت و خطمشیگذاری، سرآمدان، نظریهپردازان و دستاندرکاران آزمایشگاههای خطمشی/ فعالان حوزه خطمشی عمومی، بوده، مراجعه به آنان به صورت هدفمند، با روش گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته و با روش تحلیل تم و برای اجرای فراگرد تحلیل پس از کدگذاری باز و محوری، از نرم افزار MAXqda 2020 استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بوده که در مجموع 95 کد پایه، 15 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون فراگیر شناسایی و استخراج شدند و نتایج پژوهش حاضر، علاوه بر شناسایی چهار رویکرد اساسی آزمایشگاه زنده، خطمشیگذاری مبتنی بر داده، بینش رفتاری و رویکرد بازی جدی، ساختار آزمایشگاه خطمشی برای مدیریت اجرایی را با توجه به تنوع موضوعات بهصورت غیرمتمرکز (واگرا) و همراه با مشارکت فعال در عرصههای گوناگون، مدنظر قرار میدهد.
طراحی مدل توسعه حرفهای هنرآموزان شاخه فنی وحرفهای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستانها
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 476-511
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429542.1306
حسین حسن خانی، نیلوفر مرتضی نژاد، مریم سامری
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه حرفه ای هنرآموزان شاخه فنیوحرفه ای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستان ها میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعهای و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری شامل 24 نفر از صاحبنظران و معلمان میباشد و به روش نمونهگیری هدفمند وگلوله برفی انتخاب شدند. جامعه مورد مطالعه شامل 1) مبانی نظری تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران؛ 2) برنامهدرسی ملی؛ 3) هدفهای دوره تحصیلی متوسطه و 4) شرح وظایف هنرآموزان دوره فنی و حرفهای میباشد. ابزارهای جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی میباشد. برای تأمین اعتبار یافته ها از معیارهای چهارگانه «اطمینانپذیری»، «باورپذیری»، «تأییدپذیری» و «انتقالپذیری»پژوهش های کیفی استفاده شده است. در تحلیل یافته ها 191 «کد باز» شناسایی شد که با طبقه بندی آنها، مؤلفه های مدل شامل فلسفه و چرایی توسعه حرفهای، رویکرد و جهتگیری، اصول، هدف، سطوح، نقش هنرآموزان، صلاحیتها، فرایندها، موانع و پیامد به عنوان عناصر اصلی مدل شناسایی گردید. از نتایج پژوهش حاضر وزارت آموزش وپرورش می تواند در سیاست گذاریهای مربوط به توانمندسازی هنرآموزان در راستای ارتقاء آموزش کارآفرینی در هنرستانها استفاده نماید و در سطوح ادارات کل، مدیریت نواحی آموزشی و مدارس می توان از توصیه ها و رهنمودهای ارائه شده در الگو بهره گرفت.
الگویابی توسعه ظرفیتهای سرمایه انسانی، فرهنگ و خرد سازمانی برای حکمرانی بانکداری
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.581356.1654
هاشم شهریاری، محمد رضا حمیدی زاده
چکیده هدف این پژوهش الگویابی توسعه ظرفیتهای سرمایه انسانی، فرهنگ و خرد سازمانی برای حکمرانی بانکداری می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کیفی و بر پایهی پارادایم تفسیرگرایی و منطق استقرایی و با توجه به ماهیت، اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۴ نفر از مدیران ارشد، میانی و عملیاتی بانک شهر، می باشد و به روش نمونهگیری غیراحتمالی و هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش جهت گردآوری دادهها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و مصاحبه تا زمانی ادامه یافت که دادهها به نقطه اشباع نظری رسیدند. فرایند تحلیل دادههای کیفی با استفاده از روش داده بنیاد و تحلیل مضمون انجام شد. نتایح تحقیق حاضر نشان داد عوامل شناسایی شده عبارتند از رهبری اخلاقمدار (شامل رفتار الگووار مدیران، گوش دادن واقعی، سازگاری گفتار و رفتار)، فرهنگ یادگیری مبتنی بر اعتماد (شامل اعتماد سازمانی، روحیه یادگیری، پذیرش خطا، گفتوگوی سالم)، حکمرانی تسهیلکننده و شفاف (شامل ساختار کمیتهای، گزارشدهی توسعه کارکنان، تعادل کنترل و چابکی، توسعه سرمایه انسانی هدفمند، آموزش عملیاتی، جانشینپروری، ارزیابی چندبعدی، تطابق آموزش با نیاز شغلی)، خِرَد سازمانی پوبا (شامل بانک تجربه، اشتراک تجربه، تصمیمگیری دادهمحور، یادگیری از خطاها)، عوامل تعارضزا (شامل تمرکزگرایی، روابط غیررسمی، ارزیابی صرفاً کمی، کنترل افراطی) و عوامل همگرا نیز (شامل شفافیت، اعتماد، آموزش هدفمند، ارزیابی منصفانه و گفتوگو و بازخورد مستمر).
نقش آموزش و صیانت پیشرویدادی اقشار آسیبپذیر مبتنی بر حکمرانی امنیت محله محور
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 465-482
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.318168.1088
حسین شریف پور
چکیده هدف این پژوهش نقش آموزش و صیانت پیشرویدادی اقشار آسیبپذیر مبتنی بر حکمرانی امنیت محله محور می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با رویکرد دادهمحور (گرند تئوری) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 18 نفر از مشارکتکنندگان می باشد که شامل کارشناسان حوزه امنیت اجتماعی و جرمشناسی (استادان دانشگاه، پژوهشگران امنیت شهری), کنشگران محلی (اعضای شوراهای اجتماعی محله، معتمدان محلی، فعالان مدنی), مسئولان نهادهای اجرایی و انتظامی مرتبط با امنیت شهری که با استفاده از روش نمونهگیری، هدفمند از نوع گلولهبرفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختار یافته با کارشناسان حوزه امنیت اجتماعی، مسئولان محلی، و شهروندان ساکن در مناطق پرریسک می باشد که مصاحبه ها تا اشباع نظری ادامه داشت. برای تحلیل داده از نظریه داده بنیاد استفاده گردید. یافتهها نشان میدهد که حکمرانی امنیت محلهمحور با سه مؤلفه اصلی «مشارکت چندسطحی»، «مدیریت دادهمحور محلهای» و «نهادسازی محلی» قادر است زمینه صیانت فعال، سریع و اثربخش از اقشار آسیبپذیر را فراهم آورد. با بهرهگیری از ساختارهای محلهمحور می توان پیش از وقوع بحرانها، از اقشار آسیبپذیر حمایت کرد و برای ارتقای تابآوری محلهای از طریق سیاستگذاری پیشرویدادی اقدام نمود.
ارائه الگوی تملق گرایی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.583983.1663
محدثه پورحسینعلی، محمد منتظری، شمس السادات زاهدی
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی تملق گرایی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف می باشد. پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعهای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت دادهها کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث رفتار سازمانی در یک شرکت معدنی و صنعتی بزرگ میباشد. نمونهگیری در این پژوهش از نوع گلوله برفی می باشد و نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبههای نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار MAXQDA2020 استفاده شد. با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، ۸۱ کد گفتمانی با ۱۱۶ تکرار در ۵ مقوله اصلی شامل دوگانگی گفتمانی، برچسبزنی گفتمانی، راهبردهای کلامی، استعارههای زبانی و دستکاری واژگانی، و ۱۳۱ کد توصیفی با ۲۲۸ تکرار در ۹ مقوله اصلی شامل واکنش مدیران، نابرابری ساختاری و گفتمانی، بافت سازمانی، راهبردهای کلامی، مقاومت در مقابل تملق، علل و محرکهای تملق، منافع و پاداشهای تملق، پیامدهای سازمانی و بازتولید تملق استخراج گردید. یافتهها نشان داد که مهمترین علل تملق شامل: ابهام در معیارهای ارزیابی (۵ تکرار)، ساختار قدرت متمرکز (۴ تکرار)، ناامنی ساختاری (۳ تکرار) و ترس از تضعیف موقعیت (۳ تکرار). راهبردهای غالب کلامی شامل خودسانسوری ارادی (۳)، سکوت مقاومتی (۳)، تلطیف واقعیت (۳) و تأیید بیچونوچرا (۳) بود. پیامدهای اصلی نیز عبارت بودند از: احساس بیعدالتی (۵)، فیلتر شدن اطلاعات واقعی (۴)، تضعیف اعتماد افقی و عمودی (۴)، خستگی و بیانگیزگی بدنه (۴) می باشد.
توانمندی سازمانی مبتنی بر بستر تغییرات راهبردی در سازمان فنی و حرفهای کشور
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 509-533
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.530407.1528
جعفر ترک زاده، غلامرضا مومنی، زهرا پاکباز
چکیده هدف کلی از انجام این پژوهش کشف و ارائه چارچوبی برای توانمندی سازمانی در بستر تغییرات راهبردی با تأکید بر قلمرو سازمان فنی و حرفه ای کشور بود. این پژوهش از نظر هدف، توسعه ای با رویکرد کیفی و روش پژوهش، مطالعه موردی بود. مشارکت کنندگان پژوهش، 15 نفر از متخصصان رهبری و تغییر در سیستم های آموزشی به ویژه سیستم آموزش های فنی و حرفه ای بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع معیار، با در نظر گرفتن بحث اشباع نظری انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که چارچوب توانمندی سازمانی متشکل از چهار بعد (انسجام، اثربخشی، پاسخگویی و تصویر بیرونی مطلوب) بوده که هریک از این ابعاد مشتمل بر مؤلفه های مرتبط می باشند. جهت اعتبارپذیری داده ها، از نظرات برخی از مشارکت کنندگان و همچنین متخصصان رشته مدیریت آموزشی و آموزش عالی و برای انتقال پذیری یافته ها نیز، از روش بازآزمایی بهره گرفته شد. بر این اساس ضریب پایایی، معادل 87/0 به دست آمد که بیانگر آن است که پژوهش از قابلیت اعتماد بالایی برخوردار بوده است. نتایج پژوهش می تواند به عنوان راهنمای عمل مدیران سیستم های آموزشی در عرصه نظری و عملیاتی مورد استفاده قرار گیرد.
هوش مصنوعی و بازتعریف مهارتهای رهبران سازمانها
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 534-556
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.563037.1604
کبری خباره
چکیده هدف پژوهش حاضر هوش مصنوعی و باز تعریف مهارتهای رهبران سازمانها بوده است، که با رویکردی کیفی و با استفاده از روش فراترکیب و بر اساس الگوی هفتمرحلهای سندلوسکی و باروسو (2007) انجام پذیرفت. جامعه مورد مطالعه شامل 360 مقاله منتشر شده در بازه زمانی 2021 تا 2025 بود که پس از اعمال معیارهای پذیرش، 36 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA نسخه 2020 و از طریق روشهای کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. با استفاده از نرمافزار تحلیل دادهها، ابتدا 275 کد باز استخراج شد. سپس کدگذاری محوری در دو مرحله انجام گرفت؛ در مرحله اول 25 کد و در مرحله دوم 7 کد محوری مشخص شدند، و در نهایت 3 کد انتخابی به عنوان مهارتهای کلیدی رهبران شناسایی گردید. یافتهها نشان دادند مهارتهای رهبران سازمانها در عصر هوش مصنوعی به سه دسته کلی طبقه بندی میشوند.1. مهارتهای نرم رهبری که شامل مهارتهای فردی، مهارتهای اجتماعی، مهارتهای شناختی-تحلیلی، مهارتهای یادگیری مستمر و توسعه فردی 2. مهارتهای سخت مانند مهارهای فنی و مهارتهای مدیریتی و مهارتهای چندوجهی مانند رهبری خلاق و چابک میباشند. تحول دیجیتال و نفوذ هوش مصنوعی، ماهیت رهبری سازمانی را تغییر داده است. رهبران برای اثربخشی، دیگر نمیتوانند فقط به مهارتهای سنتی تکیه کنند و باید ترکیبی از مهارتهای نرم، سخت و چندوجهی را در خود پرورش دهند تا بتوانند با پیچیدگیهای عصر هوش مصنوعی روبهرو شوند.
طراحی مدل شایستگیهای رهبری دوسوتوان در سیستمهای اجتماعی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 25-48
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390813.1179
معصومه محترم، زهرا پاکباز
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی شایستگیهای مرتبط با رهبری دوسوتوان در سیستم های اجتماعی بود؛ لازم به ذکر است که پژوهش پیشرو از حیث هدف کاربردی است، رویکرد پژوهش کیفی و روش پژوهش فراترکیب میباشد. برای انجام این پژوهش، مراحل هفتگانه ی سندلوسکی و باروسو (2007) که از جامعیت لازم برخوردار است استفاده گردید. به منظور اطمینان و اعتباربخشی به فرایند جستجو و دستیابی به یافته های پژوهش، تیم متخصص شامل چهار نفر از متخصصان مدیریت آموزشی، اعضای تیم فراترکیب پژوهش را تشکیل دادند. منابع گردآوری دادههای پژوهش، مقاله ها و متون موجود پیرامون رهبری دوسوتوان از سال 2010 تا 2023 بود. یافتههای این پژوهش نشان داد که الگوی شایستگی های رهبری دوستوان شامل 32 مضمون پایه در 9 مضمون سازماندهنده با عناوین: 1. «شایستگی های فردی»؛ 2. «مهارتهای ارتباطی»؛ 3. «مهارتهای حرفه ای ـ مدیریتی»؛ 4. «مهارت مدیریت مشارکتی»؛ 5. «مهارت برنامه ریزی و تفکر استراتژیک»؛ 6. «توانایی راهبری تغییر»؛ 7. «تمایل به دانش افزایی»؛ 8. «مهارت پاسخگویی به محیط در عین توجه به انسجام داخلی»؛ 9. «توانایی اعمال مدیریت اقتضایی» میباشد. لازم به ذکر است، خروجی این کار می تواند به مدیران و برنامه ریزان توسعه ی سازمانی یاری رساند تا با آگاهی از مؤلفه های تأثیرگذار بر شایستگیهای رهبری دوسوتوان، به صورت آگاهانه تری به توسعه توانمندیها و مهارت مدیران در سطوح مختلف سازمانی بپردازند.
شناسایی و اولویت بندی عوامل اثرگذار و اثرپذیر رهبری کوانتومی در حوزه شبکههای اجتماعی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 49-69
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.396988.1192
روزبه حاجی زاده مجدی، شهرام فتاحی، ایرج رنجبر
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل اثرگذار و اثرپذیر رهبری کوانتومی سازمان صداوسیما در حوزه شبکههای اجتماعی می باشد. روش پژوهش کمی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 15 نفر از خبرگان عرصه رسانه، اساتید علوم سیاسی، اساتید مدیریت رسانه و مدیریت میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس انتخاب و جهت انجام محاسبات از تکنیک دیمتل استفاده شد. مؤلفهها و شاخصهای رهبری کوانتومی از مرحله دلفی شناسایی شده شامل سه بعد مدیریتی و سازمانی، مهارتهای کوانتومی و رهبری کوانتومی که بعد مدیریتی و سازمانی دارای دو مؤلفه (مدیریت کوانتومی، سازمان کوانتومی)، بعد مهارتهای کوانتومی شامل هفت مؤلفه (نگاه کوانتومی، تفکر کوانتومی، احساس کوانتومی، شناخت کوانتومی، عمل کوانتومی، اعتماد کوانتومی، وجود کوانتومی) و رهبری کوانتومی دارای چهار مولفه (رهبری رسانه ای، رهبری رسانه اجتماعی، رهبری تحول در رسانه، رهبری مشارکتی در رسانه) می باشد. برای رهبری کوانتومی سازمان صدا و سیما در حوزه شبکههای اجتماعی، سه بعد و سیزده مؤلفه شناسایی و تائید شد. یافته ها نشان داد مولفه رهبری رسانه اجتماعی که بیشترین مقدار D را دارا میباشد، بیشترین تأثیرگذاری را با سایر شاخصها دارد و نیز مولفه مدیریت کوانتومی که بیشترین مقدار R را برخوردار میباشد؛ بیشترین تأثیرپذیری را بر سایر شاخصها دارد. همچنین مدیریت کوانتومی که بیشترین مقدار D+R را دارا می باشد؛ بیشترین تاثیر پذیری را نسبت به سایر مولفه ها دارد و نیز اعتماد کوانتومی که بیشترین مقدار D-R را دارا می باشد؛ بیشترین تاثیر گذاری را نسبت به سایر مولفه ها دارد.
ارائه الگوی حکمرانی سبز با رویکرد توسعه پایدار(مورد مطالعه: دانشگاه علوم پزشکی کرمان)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 70-99
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.397241.1199
زهرا روزبه، شیوا مداحیان، امین نیک پور
چکیده تحقیق حاضر به ارائه الگوی حکمرانی سبز با رویکرد توسعه پایدار در نظام سلامت (مورد مطالعه؛ دانشگاه علوم پزشکی کرمان) پرداخته است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع کاربردی و به لحاظ هدف از نوع تحلیلی و از نظر فرآیند جزو تحقیقات کیفی و روش جمعآوری و تحلیل دادهها جزو نظریه داده بنیاد (گرندد تئوری) میباشد. در این پژوهش پس از بررسی مبانی نظری و تحقیقات پیشین، ابتدا اقدام به مصاحبه با 12 نفر از خبرگان و صاحبنظران شده است. سپس تحلیل داده ها و استخراج مقولهها، مفاهیم مرتبط و کدهای معنایی به منظور پاسخ به سؤالات تحقیق توسط نرمافزار مکس کیودا (2020) انجام شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباعنظری ادامه یافت. یافتههای تحقیق نشان داد سه مولفه ی «تولیت متوازن و یکپارچه»، «ارائه خدمات» و «منابعمالی» به عنوان عوامل علی؛ «محیط قانونی»، «محیط سیاسی»، «محیط فرهنگی و اجتماعی» و «فناوری» به عنوان عوامل زمینه ای؛ «سیاستهای دولت» و «مدیریت تغییر» به عنوان عوامل مداخله گر؛ «امور حاکمیت سبز»، «امور قراردادی» و «امور مشارکتی» به عنوان راهبردها و «ایجاد هم راستایی بین اهداف، خطمشیها و ساختار و فرهنگ در بخش سلامت»، «ارتقای سلامت اداری و زیست محیطی» و «پویایی و تطبیق با تغییرات و تحولات در نظام سلامت» به عنوان پیامدها شناسایی شدند.
ارزیابی چابکی در دانشگاهها با مدل IPA (مطالعه موردی: دانشگاه اردکان)
دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 108-129
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.340035.1113
میترا موبد، رضا رفیع
چکیده چابکی به عنوان پارادایم جدید جهان کسب و کار، دانشگاهها را نیز متوجه تغییرات و چالشهای هر روزهای کرده که باید به سرعت خود را با آنها منطبق سازند. در حال حاضر اگر دانشگاهی نتواند به سرعت در مقابل چالشها و تغییرات پاسخگو باشد، از عرصهی رقابت جا مانده و طی زمان حذف میشود و یا کارایی سابق را نخواهد داشت. در این پژوهش مدلی به منظور سنجش اهمیت و عملکرد ابعاد مختلف چابکی در دانشگاه ارائه شده است. برای تحلیل نتایج، علاوه بر محاسبات مربوط به اهمیت و عملکرد، از ماتریس اهمیت-عملکرد (IPA) استفاده میشود که میتواند جایگاه ابعاد چابکی و نقاط قوت و ضعف سازمان را نشان دهد. این مدل به عنوان مطالعه موردی در دانشگاه اردکان اجرا و نتایج به دست آمده ارزیابی و تحلیل شدهاند. برای ارزیابی چابکی از پرسشنامه و نظرسنجی از اعضای هیأت علمی و کارکنان استفاده شده که نتایج نشاندهنده عدم وجود تفاوت معنادار بین این دو گروه است. ارزیابی و تحلیل اطلاعات به دست آمده درباره اهمیت و عملکرد گویههای مختلف چابکی با کمک ماتریس IPA انجام شده و تصمیماتی درباره این گویهها بر اساس جایگاهشان در ماتریس ارائه شده است. بر اساس این ماتریس، نقاط قوت و ضعف دانشگاه اردکان و مواردی که نیاز به اختصاص بودجهای در حال حاضر ندارند شناسایی و پیشنهادهایی برای مدیران دانشگاه ارائه شدهاند.
طراحی الگوی آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 155-178
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.399178.1203
مهیار یاراحمدی، حبیب هنری، میثم شعبانی نیا
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگو آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران است. روش پژوهش به شیوه کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون یا تم بود. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش گلیزر (1992) انجام گرفت. مشارکت کنندگان پژوهش، 14 کارشناسان عضو فدراسیون ورزش دانشآموزی، اساتید بلندپایه دانشگاهی و افراد دارای سمت سازمانی همچون معاونت تربیتبدنی و سلامت وزارت آموزشوپرورش را در بر میگیرد و نمونهگیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. بعد از کدگذاری مرحله به مرحله، تعداد تعداد کل کدهای که به ثبت رسیده است معادل 32 کد، تعداد کل توافقات بین کدها معادل 12 کد میباشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در مرحله کیفی از تحلیل مضمون یا تم استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که طراحی الگو آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران شامل مشکلات برگزاری درس تربیت بدنی در فضای مجازی، نبود نظارت و تمرکز حواس در آموزش مجازی، عدم شکل گیری ارتباط مناسب بین استاد و دانشجویان، پوشش کلاسهای مجازی، مسائل اقتصادی، ضعف تکنولوژی نرم افزای و سخت افزاری، مشکلات اینترنتی و زیر ساختی آن، فواید فناوری اطلاعات در آموزش مجازی، خصوصیات برتر آموزش مجازی، ضعف در برقراری دوستی و ارتباط، شناخت ناکافی از فضا و قابلیتهای آموزش مجازی، مشکلات آموزش مجازی درس تربیت بدنی، ضعف در ارتباطات شبکهای و موانع زیر ساختی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی، مشکلات یادگیری آموزش مجاری، قابلیت های آموزش مجازی و دلایل اهمیت و برتری آموزش مجازی بود
تأثیر آموزش عالی بر توسعه سیاسی؛ مطالعه تطبیقی در ایران و ترکیه
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 179-201
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.395796.1186
مسعود شفیعی چافی، رضا مهدی، مهدی اسدی
چکیده هدف این پژوهش، مطالعه تطبیقی تأثیر آموزش عالی بر توسعه سیاسی در دو کشور ایران و ترکیه در سال 1402-1401 است. این تحقیق از نظر هدف و ماهیت، در رده تحقیقات کاربردی و از منظر روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل متخصصان و صاحبنظران آموزش عالی و توسعه سیاسی است که برای نمونه گیری از این جامعه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. در نهایت، 18 خبره در این پژوهش شرکت و پرسشنامه محققساخته معتبر را تکمیل کردهاند. یافتههای تحقیق نشان داد که در عوامل متعددی نظام آموزش عالی بر توسعه سیاسی در سطح 0.01 تأثیر معنیداری دارد: سیاستگذاری و برنامه ریزی توسعه آموزش عالی، بین المللی شدن آموزش عالی، استفاده از تجارب کشورهای توسعهیافته در مدیریت آموزش عالی، تربیت نیروی متخصص و ارتقای سطح دانش و سواد در جامعه توسط آموزش عالی، تولید دانش در نظام آموزش عالی، تجارتسازی ایده های دانشگاهی در نظام آموزش عالی و ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه، نظام نوآوری در آموزش عالی، نوآوریهای فناورانه، توسعه فناوری آموزشی، استقلال دانشگاه ها، فرهنگ سازی و آموزش شهروندی. همچنین، براساس این پژوهش، برخی از مؤلفههای آموزش عالی مؤثر بر توسعه سیاسی در ترکیه وضع مطلوبتری نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارند: استفاده از تجارب کشورهای توسعهیافته در مدیریت آموزش عالی، تربیت نیروی متخصص و ارتقای سطح دانش و سواد در جامعه توسط آموزش عالی، تولید دانش در نظام آموزش عالی، تجاریسازی ایده های دانشگاهی در نظام آموزش عالی و ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه، نظام نوآوری در آموزش عالی، نوآوریهای فناورانه، توسعه فناوری آموزشی و استقلال دانشگاهها. در این مقاله، چرایی تفاوت مدلهای دو کشور بررسی شده است.
واکاوی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر شکلگیری رکود علمی اعضاء هیأت علمی دانشگاههای استان مازندران
دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 187-211
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.385000.1167
ماجده قلی پور
چکیده هدف این پژوهش واکاوی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر شکلگیری رکود علمی اعضاء هیأت علمی دانشگاههای استان مازندران میباشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و مبتنی بر روش نظریه زمینهای میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 21 نفر از کلیه اعضاء هیأت علمی دانشگاههای استان مازندران، میباشد که با استفاده از روش نمونهگیری و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش گرندد تئوری استفاده شد. پس از تحلیل و کدگذاری دادهها در سه مرحلۀ کدگذری باز، محور، و انتخابی، دادهها در قالب 100 مفهوم، 12 خرده مقوله، 6 مقوله محوری و یک مقوله هسته با عنوان «ساختاری عاملیتی بودن زمینۀ فلات زدگی شغلی» استخراج گردید. بر اساس مقولۀ هستۀ بالا که بازنمایی کنندۀ وضعیت فلات زدگی اساتید در دانشگاههای استان مازندران است میتوان گفت فلات زدگی وضعیتی است که تحت تأثیر هر دو نوع ویژگیهای فردی و شخصیتی اعضای هیأت علمی (مانند تجربه فردی، ویژگیهای شخصیتی، نوع خود پنداره، عادات فردی) و ویژگیهای سازمانی محل کار آنان (گفتمان حاکم بر دانشگاه و غلبه روحیه خودمدارانه) و البته تا حدی فضای بیرون دانشگاهی عرصۀ دانشگاه بروز و تشدید میشود و حالت خاصی (ساختاری یا محتوایی) پیدا میکند.
ارائه مدل داده بنیاد استقرار حکمرانی هوشمند
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 329-350
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.389884.1174
ﻗﺎﺋﻢ قیروانی، محمد ﻣﻨﺘﻈﺮی، شمس اﻟﺴﺎدات زاﻫﺪی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، ارائه الگوی استقرار حکمرانی هوشمند با استفاده از رویکرد دادهبنیاد است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و به روش نظریه دادهبنیاد در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شده است. بدین منظور دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 15 نفر از خبرگان که شامل اساتید دانشگاهی، کارشناسان متخصص در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در وزارت کشور و مدیران استانداری خراسان جنوبی هستند، جمعآوری گردیده است. نمونهگیری نیز بهصورت نظری و با بهرهمندی از روشهای هدفمند (قضاوتی) و گلوله برفی (زنجیرهای) و بر مبنای اشباع نظری دادهها انجام گرفته است. از تحلیل مصاحبهها 130 کد اولیه، 36 مفهوم و 11 مقوله احصاء گردیده است. «حکمرانی هوشمند» بهعنوان پدیده محوری، در قالب شرایط علّی «درونسازمانی» و «برونسازمانی»، عوامل زمینهای «نیازسنجی و ظرفیتسازی»، عوامل مداخلهگر «درونسازمانی» و «برونسازمانی»، راهبردهای «حاکمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات» و «حاکمیت مدیریت دانش»، و پیامدهای «درونسازمانی» و «برونسازمانی» شکل گرفته است. در این پژوهش با تحلیل مؤلفههای مؤثر، چگونگی استقرار و پیادهسازی حکمرانی هوشمند در کشور از نگاه خبرگان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در وزارت کشور و مدیران استانداری خراسان جنوبی، واکاوی و در قالب الگویی ارائه گردیده است، و درنهایت راهکارهایی بر اساس مقولههای احصاءشده پیشنهاد شده است.
طراحی مدل درامیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه: مطالعه کیفی مبتنی بر تکنیک دلفی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 376-398
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.409177.1222
زینب حیدری، مهرنگار دارایی، حسین مهرداد
چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل درامیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه: مطالعه کیفی مبتنی بر تکنیک دلفی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان می باشد که دارای ویژگیهایی چون دارا بودن سوابق مدیریتی در مدارس متوسطه، دارای بودن مدرک دانشگاهی در حوزه برنامه ریزی آموزشی، سابقه تدریس در دانشگاه ها و مدارس متوسطه و مقالات و یا کتب چاپ شده در حوزه مربوطه هستند. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش دلفی استفاده گردید. نتایج نشان داد که مولفه های درآمیزی با مدرسه برای دانش آموزان متوسطه اول عبارتند از: 7 مولفه 1) شیوه تدریس (12 شاخص)، 2) انگیزش (11 شاخص)، 3) خودکارآمدی (4 شاخص)، 4) مسئولیت پذیری (4 شاخص)، 5) مشارکت والدین (2 شاخص)، 6) مهارت ارتباطی (اجتماعی) (6 شاخص)، 7) جو مدرسه ( 15 شاخص) می باشد.
شناسایی انواع فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار در دوره متوسطه ایران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 414-442
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.466678.1393
حجت اله غفاری، محمد شریفانی، سید احمد هاشمی، علی اصغر ماشینچی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی انواع فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار در دوره متوسطه ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی–توسعه ای، از لحاظ گرداوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 نفر از خبرگان آموزش و پرورش می باشد که معیار انتخاب اساتید با سابقه رشته علوم تربیتی که با فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار آشنایی کامل داشتند و مقالات مختلفی در این حوزه به چاپ رسانده بودند, می باشد و با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل و تفسیر (کدگذاری) مفاهیم بیان شده از ادبیات و متون به روش تحلیل مضمون که شامل کدگذاری باز، محوری و نرمافزار MAXQDA 2020 انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که 41 مفهوم بدست آمد که مولفه ابعاد فردی و شخصیتی (12شاخص) و ابعاد اجتماعی و فرهنگی (12شاخص) و ابعاد دینی و معنوی (9 شاخص) و ابعاد تربیتی و زیرساختی (8 شاخص) شناسایی شدند که ابعاد الگوی فعالیت پرورشی مبتنی بر فرهنگ ایثار برای دوره متوسطه ایران می باشند.
طراحی و سطح بندی مدل جامعهشناختی توسعه قابلیتهای آموزشی، پژوهشی و تربیتی در دانشگاه آزاد اسلامی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 468-488
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.423247.1264
ماجده قلی پور
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی و سطح بندی مدل جامعهشناختی توسعه قابلیتهای آموزشی، پژوهشی و تربیتی در دانشگاه آزاد اسلامی میباشد. روش پژوهش کیفی و از نوع کاربردی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 21 نفر از اعضای هیاتعلمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران میباشد که به روش نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل یافته از روش تحلیل مضمون و نرم افزار میک میک استفاده شد. یافتههای تحلیل شبکة مضامین نشان داد 6 مضمون (سازماندهنده) و 18 مضمون پایه و 78 کد اولیه مؤلفهها و مقولههای جامعهشناختی توسعه قابلیتهای آموزشی، پژوهشی و تربیتی در دانشگاه آزاد اسلامی هستند. مضامین (سازماندهنده) در قالب6 بعد ارائه شد که عبارتاند از: «تحول سازمانی»، «سیاستهای کلان آموزشی و پژوهشی«، «ویژگیهای محیطی»، «کیفیت مطلوب دانش افزایی آموزشیپژوهشی و تربیتی»، «ارزشآفرینی»، «ارتقایمدیریت کیفیتآموزشی و پژوهشی» بهدست آمد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل میکمک مضمونهای سازمان دهنده «تحول سازمانی»، «سیاستهای کلان آموزشی و پژوهشی»، «ویژگیهای محیطی»، «کیفیت مطلوب دانش افزایی آموزشی پژوهشی و تربیتی» در ناحیه عوامل پیوندی و مضامین سازمان دهنده «ارزش آفرینی» و «ارتقای مدیریت کیفیت آموزشی و پژوهشی» در ناحیه عوامل وابسته قرار گرفتهاند.
تدوین الگوی پیشگیرانه رفتارهای انحرافی کارکنان با رویکرد تحلیل مضمون
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.506993.1666
آیدین والافر، رزیتا سپهرنیا، ذوالفقار رشیدی، اسمعیل کاوسی، لیلا باقری نظامآباد
چکیده هدف پژوهش حاضر تدوین الگوی پیشگیرانه رفتارهای انحرافی کارکنان با رویکرد تحلیل مضمون میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و روش اجرا کیفی با رویکرد تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از اساتید مدیریت دانشگاه با حداقل ده سال سابقۀ مرتبط و شناخت عمیق نسبت به موضوع پیشگیری از رفتارهای انحرافی کارکنان در معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور می باشند که با نمونهگیری هدفمند و ملاکی انتخاب شدند. فرایند تحلیل تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری دادهها مصاحبههای نیمهساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار2020 MAXQDA استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که، رفتارهای انحرافی کارکنان در این سازمان در 5 مؤلفه اصلی، عوامل فردی (ویژگیهای شخصیتی، انگیزش و رضایت شغلی)؛ عوامل سازمانی (ساختار و فرآیندهای سازمانی، فرهنگ سازمانی، نظام جبران خدمات)؛ عوامل مدیریتی (سبک رهبری، نظارت و پاسخگویی، ارتباطات سازمانی)؛ عوامل محیطی و نهادی (چارچوب قانونی و نظارت بیرونی، فشارهای اجتماعی و فرهنگی، شرایط اقتصادی)؛ راهبردهای پیشگیرانه (پیشگیری پیش از وقوع، شناسایی زود هنگام، اقدام پس از وقوع و اصلاح) شناسایی شدند. یافتهها حاکی از آن است که اجرای این الگو میتواند به بهبود سلامت اداری، ارتقای کیفیت تعاملات سازمانی و تقویت ارزشهای فرهنگی در محیط کاری منجر شود.
سطحی بندی مدل تدوین خط مشی گذاری عمومی کارکنان در سازمان مبتنی بر سرمایه اجتماعی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 آذر 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.596686.1708
احمد رضا بنایی اسماعیلی، محمد محمدی، محمدرضا سلطانی
چکیده این پژوهش با هدف طراحی مدل تدوین خطمشیگذاری عمومی بر پایه سرمایه اجتماعی ملی در راستای الگوی ایرانی ـ اسلامی پیشرفت انجام شده است. با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی نرم در حکمرانی و ضرورت انطباق فرآیندهای سیاستگذاری با مقتضیات بومی، این مطالعه در پی ارائه الگویی برای پیوند مؤلفههای سرمایه اجتماعی و نظام خطمشیگذاری است. مسئله اصلی، کاهش کارآمدی سیاستها در صورت ضعف در اعتماد عمومی، مشارکت و انسجام ملی است؛ لذا طراحی مدلی بومی ضرورتی اساسی تلقی میشود.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث رویکرد، کیفی است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان سیاستگذاری و مدیریت دولتی گردآوری و به شیوه تحلیل مضمون تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که این مدل دارای ابعادی نظیر اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی، هویت جمعی، انسجام، مشروعیت سیاسی، مسئولیتپذیری نهادی، عدالتمحوری و مردمپایه بودن نظام تصمیمگیری است. همچنین نتایج بیانگر آن بود که در الگوی ایرانی ـ اسلامی پیشرفت، سرمایه اجتماعی ظرفیتی راهبردی برای ارتقای اثربخشی و پایداری خطمشیها به شمار میرود.در نهایت، مدل پیشنهادی نشان میدهد که موفقیت خطمشیها در گرو تقویت اعتماد متقابل دولت و مردم، گسترش مشارکت آگاهانه و نهادینهسازی ارزشهای ایرانی ـ اسلامی است. این مدل میتواند به عنوان چارچوبی بومی برای بهبود کیفیت حکمرانی عمومی و تحقق اهداف پیشرفت مورد استفاده سیاستگذاران قرار گیرد.
