ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 297-282
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.476904.1413
سید رضا اکرمیان، امین نیک پور، حمید رضا ملائی، محمد جلال کمالی، حجت طالبی
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال با رویکرد داده بنیاد میباشد پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعهای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت دادهها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث مدیریت منابع انسانی دیجیتال میباشد. نمونهبرداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع دادههای مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد. اطلاعات به دست آمده با نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال با رویکرد داده بنیاد, شامل عوامل علی (تکنولوزیکی، محیطی، انسانی و سازمانی)، عوامل زمینهای (بستر دیجیتالی، بستر مدیریتی، بستر فردی)، عوامل مداخله گر (عوامل فرهنگی و ایجاد بسترهای جدید)، راهبردها (سازمانی و مدیریتی) و پیامدها (فردی، فرهنگی و سازمانی) میباشد. که لازم است با توجه به الگوی ذکر شده، ضمن توجه داشتن به چندگانگیها زمینه پیاده سازی وضع مطلوب را فراهم کرد.
شناسایی عوامل مؤثر بر خودتوسعهای معلمان مدرسه تلویزیونی ایران: گزارش یک مطالعه کیفی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 313-340
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.479009.1418
عباس محمدی، مائده ارشد راد
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر خودتوسعهای معلمان مدرسه تلویزیونی ایران میباشد. روش پژوهش از نظر هدف جزو پژوهشهای کاربردی با رویکرد توسعه ای و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات به شکل کیفی- پدیدارشناسی می باشد. برای این منظور مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 11 نفر از معلمان مدرسه تلویزیونی ایران با استفاده از نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی صورت پذیرفت. سپس برای تحلیل دادههای حاصل از مصاحبهها، از تکنیک کدگذاری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. روایی یافتههای پژوهش با استفاده از سه روشِ بررسی توسط اعضاء، سهسویهنگری منابع دادهها و نیز تحلیل موارد منفی/ مخالف تأیید گردید. همچنین، به منظور سنجش پایایی کدگذاریهای انجام شده، از روشهای پایایی باز آزمون و توافق درون موضوعی استفاده شد. پس از مرور و سازماندهی متون مصاحبهها، با رویکردی استقرایی، کدها یا مفاهیم اولیه شناسایی شدند و کدهای مشابه در طبقههایی خاص قرار گرفتند. در نهایت، با شناسایی 80 شاخص و دستهبندی آنها ذیل 17 مؤلفه، 6 بُعد اصلی شامل: خودتوسعهای شناختی، خودتوسعهای ارزشی-نگرشی، خودتوسعهای مهارتی، خودتوسعهای یادگیری، خودتوسعهای نیازها و حمایت از خودتوسعهای تعیین و تعریف گردیدند.
طراحی مدل جذب و استخدام نسلهای Y و Z در سازمانهای بخش دولتی
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 316-339
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.506843.1479
وحیده عباسی، مهرداد گودرزوندچگینی، مراد رضایی دیزگاه
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل جذب و استخدام نسلهای Y و Z در سازمانهای بخش دولتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از فراترکیب میباشد. از رویکرد تئوری ترکیبی استفاده شد تا با در نظر گرفتن نظریه نسلها (مانهایم، 1952)، همگروهی نسلی (استراوس و هاو، 1991) و نظریه انگیزش-بهداشت (هرزبرگ، 1959) چارچوب مناسبی برای انتخاب و تحلیل عوامل اتخاذ شود. سوال اصلی این مطالعه با تکیه بر روش فراترکیب طراحی شد. مقالات کیفی بهطور هدفمند انتخاب و از طریق مراحل مختلف ارزیابی شدند. در نهایت، تعداد 27 مطالعه با قابلیت اطمینان 95 درصد بررسی و مدل نهایی با استفاده از الگوی ارتباطی موجود در نرمافزار MAXQDA 2020 طراحی گردید. نتایج نشان داد که برای جذب و استخدام کارکنان نسلهای Y و Z، در نظر گرفتن چهار بُعد و 30 عامل ضروری است که از بین این عوامل، بیشترین تاکید باید بر روی مسائلی نظیر استخدام با استفاده از فضای مجازی، تعادل کار-زندگی، حس تعلق به کار، سنجش کارایی فرد هنگام استخدام، نظام جبران خدمات شفاف، ارزشهای کاری و سیاستهای مهارتآموزی صورت پذیرد. بکارگیری راهبردهای همسو با عوامل مذکور میتواند در افزایش جذب و ظرفیتپذیری سازمانها و کاهش ترک شغل کارکنان نسلهای در حال ظهور موثر واقع شود.
ارائه و تبیین مدلی برای ارزشهای سازمانی مبتنی بر منابع انسانی مهارتمحور
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 329-345
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.532937.1541
عزیزاله نجفی، منصوره مرادی حقیقی، فرشاد حاج علیان، مهدی امیرمیاندرق
چکیده هدف این تحقیق ارائه و تبیین مدلی برای ارزشهای سازمانی مبتنی بر منابع انسانی مهارتمحور می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها نیز یک پژوهش توصیفی- پیمایشی از شاخه میدانی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان سازمان های دولتی استان لردستان در سال1403 – 1401 به تعداد 1290 نفر که با حجم نمونه ای به تعداد 296 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه می باشد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه در این پژوهش توسط متخصصان و روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفت. جهت سنجش پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شد. مقادیر مربوط به برآورد ضریب آلفای کرونباخ برای مضامین بالاتر از ۰٫۷ گزارش شدند که نشان دهنده همبستگی درونی بالا در کدهای پایه است. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد که عوامل زمینهای شامل فرهنگ سازمانی قوی، ارزشهای اخلاقی و تعاملات تیمی ، عوامل مداخلهگر مانند مقررات دولتی، تحول دیجیتال و شرایط اقتصادی، عوامل علی شامل توسعه فناورانه، پیچیدگیهای محیطی و نگرش جدید، عوامل راهبردی شامل توانمندسازی کارکنان، اصلاح ساختارهای سازمانی، پیامدهای مدل شامل افزایش بهرهوری، کاهش تعارضات سازمانی، افزایش رضایت عمومی و توسعه پایدار سازمان است. یافتهها نشان میدهد که اجرای این مدل میتواند به بهبود عملکرد سازمانهای دولتی، افزایش کارایی کارکنان و ایجاد فرهنگ سازمانی پویا منجر شود.
نقش آموزش و صیانت پیشرویدادی اقشار آسیبپذیر مبتنی برحکمرانی امنیت محله محور
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.318168.1088
حسین شریف پور
چکیده هدف این پژوهش نقش آموزش و صیانت پیشرویدادی اقشار آسیبپذیر مبتنی بر حکمرانی امنیت محله محور می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با رویکرد دادهمحور (گرند تئوری) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 18 نفر از مشارکتکنندگان می باشد که شامل کارشناسان حوزه امنیت اجتماعی و جرمشناسی (استادان دانشگاه، پژوهشگران امنیت شهری), کنشگران محلی (اعضای شوراهای اجتماعی محله، معتمدان محلی، فعالان مدنی), مسئولان نهادهای اجرایی و انتظامی مرتبط با امنیت شهری که با استفاده از روش نمونهگیری، هدفمند از نوع گلولهبرفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختار یافته با کارشناسان حوزه امنیت اجتماعی، مسئولان محلی، و شهروندان ساکن در مناطق پرریسک می باشد که مصاحبه ها تا اشباع نظری ادامه داشت. برای تحلیل داده از نظریه داده بنیاد استفاده گردید. یافتهها نشان میدهد که حکمرانی امنیت محلهمحور با سه مؤلفه اصلی «مشارکت چندسطحی»، «مدیریت دادهمحور محلهای» و «نهادسازی محلی» قادر است زمینه صیانت فعال، سریع و اثربخش از اقشار آسیبپذیر را فراهم آورد. با بهرهگیری از ساختارهای محلهمحور می توان پیش از وقوع بحرانها، از اقشار آسیبپذیر حمایت کرد و برای ارتقای تابآوری محلهای از طریق سیاستگذاری پیشرویدادی اقدام نمود.
طراحی الگوی رهبری امنیت مدار دانشگاه علوم پزشکی مازندران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 298-313
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.480371.1422
سعید میلادی گرجی، محمدحسن شکی، مجتبی رضایی راد
چکیده هدف طراحی الگوی رهبری امنیت مدار دانشگاه علوم پزشکی مازندران میباشد که از نظر جهتگیری پژوهشی، مطالعهای بنیادین و از نظر روش تحلیل دادهها، آمیخته اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید و خبرگان مطلع در حوزه مدیریت منابع انسانی و اعضاء هیئت علمیدانشگاه علوم پزشکی مازندران میباشد. نمونهبرداری در این پژوهش به صورت در دسترس بود. بر اساس موضوع دادهها و اطلاعات از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد و پس از انجام 8 مصاحبه و رسیدن به حد اشباع نظری، به مصاحبهها پایان داده شد.اطلاعات به دست امده توسط نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داده است که در مدل ارائه شده در خصوص الگوی رهبری امنیت مدار دانشگاه علوم پزشکی مازندران از میان عوامل علی (مولفههای مقبولیت و احترام به ارزشها)، مقوله محوریهایی (فراهم آوردن کاوش از طریق تأکید بر رشد و رسیدگی به وظایف و موقعیتها از طریق یک روش مثبت) شرایط زمینهای (حمایت از کارکنان)، مداخلهگر (توجه نسبت به سیاستهای سازمان) عوامل راهبردی (اعمال نفوذ بر افکار زیر دستان) و پیامدها (ایجاد روحیه و انگیزه در کارمندان) بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
ارائه مدل رفتار سیاسی مبتنی بر تئوری مدیریت سایه در بخش دولتی با روش فراترکیب
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 341-368
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.428861.1292
قربانعلی خزایی پول، داود کیاکجوری، محمدجواد تقیپوریان
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل رفتار سیاسی مبتنی بر تئوری مدیریت سایه در بخش دولتی با روش فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل مقالات علمی، پایاننامههای تحصیلی و کُتب میباشد که 167 منبع مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت 51 منبع مورد تائید نهایی جهت تحلیل قرار گرفت که به روش هدفمند از روش فراترکیب مؤلفههای مرتبط با قدرت، سیاست و رفتار سیاسی مبتنی بر مدیریت سایه شناسایی شدند. مؤلفههای مرتبط با قدرت و رفتار سیاسی مبتنی بر تئوری مدیریت سایه، شناسایی و با ضریب کاپا اعتبارسنجی شدند. بر اساس یافتههای تحقیق، رفتار سیاسی در بخش دولتی دارای 72 مؤلفه در سه بُعد مختلف است: بعد رفتار سیاسی سفید با 28 مؤلفه که عملکردی کاربردی و مبتنی بر دانش رفتار سیاسی دارد و به تحقق اهداف سازمانی کمک میکند؛ بعد رفتار سیاسی سیاه با 26 مؤلفه که زیانبار است و به نفع گروههای تحت نظر مدیران سایه عمل میکند و مانع از دستیابی به اهداف سازمان میشود؛ و رفتار سیاسی خاکستری با 18 مؤلفه که ممکن است هم به نفع و هم به زیان اهداف سازمان باشد. مدیران باید با توجه به عوامل شناساییشده در این تحقیق، ساختار سازمانی توانمند فراهم آورند که موجبات آزادی بیان، التزام به قانون و شایستهسالاری در سازمان را فراهم آورد.
الگوی عوامل مؤثر در ارتقای کیفیت فعالیت های تربیتی مدرسه از دیدگاه کارشناسان تربیتی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 356-382
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.400698.1207
معصومه محمدآبادی، فهیمه کرد فیرزوجائی
چکیده پیشینه و اهداف: فعالیتهای تربیتی در کنار آموزشهای علمی، نقش بسزایی در پرورش نسل آینده و آماده سازی آنها برای زندگی در جامعهای ایدهآل دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و شناسایی عوامل مؤثر در بهبود و ارتقای سطح کیفی فعالیتهای تربیتی مدرسه با نظر سنجی از کارشناسان تربیتی بوده است. روش: با توجه به روش جمعآوری اطلاعات، این پژوهش کیفی و پدیدار شناختی است مشارکت کنندگان در پژوهش شامل معاونین و مربیان پرورشی و کارشناسان در حوزه پرورشی در سال تحصیلی 1404-1403 در استان مازندران بودهاند. در بررسی صحت یافتهها از روش بررسی توسط اعضا استفاده شد. برای تعیین پایایی از روش پایایی بین دو کدگذار (توافق درون موضوعی) استفاده شد.
یافتهها: با توجه به نظر سنجی از مشارکت کنندگان نتایج نشان داد که عوامل مؤثر در ارتقای سطح کیفیت فعالیتهای تربیتی مدرسه شامل 33 نشانگر در شش بعد؛ سازماندهی سیستمی فعالیتهای آموزشی و فعالیتهای پرورشی مدرسه، عوامل درون مدرسهای، عوامل فرا مدرسهای و مدیران ارشد، برون سپاری فعالیتهای تربیتی، توانمند سازی معاونین و مربیان پرورشی، تعامل بین خانه و مدرسه، شناسایی شدهاند.
نتیجه: با توجه به نتایج بدست آمده لازم است که همه دستاندرکاران مدرسه از جمله معلمان و دبیران نیز خود را دخیل در امر فعالیتهای تربیتی مدرسه بدانند و کار خود را پیشبرد صِرف فعالیتهای آموزشی مدرسه نپندارند. همچنین به بهبود کیفیت فعالیتهای پرورشی مدرسه تأکید خاصی گردد، زیرا توجه خاص به کمیتها باعث غفلت از اثربخشی فعالیتها با توجه به رسالت و مأموریت اصلی آموزش و پرورش میگردد. نتایج این پژوهش میتواند برای ارتقای کیفیت عملکرد تربیتی مدارس مؤثر واقع شود.
شناسایی عوامل موثر جهت ارتقای سطح درس زبان عربی
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 361-375
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.485098.1434
محمدجعفر اصغری، محمد اسلم رئیسی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر جهت ارتقای سطح درس زبان عربی (مورد مطالعه: دانش آموزان متوسطه شهر کرمان) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، با رویکرد تحلیل محتوا می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران ، معلمان و خبرگان این حوزه می باشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، نظری انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوا و نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد ابتدا با استفاده از روش مقولهبندی فرعی و اصلی؛ کدهای مورد نظر استخراج شدند. براساس فرایند تحلیل محتوا، طی مراحل کدگذاری 47 مقوله فرعی و 9 مقوله اصلی شناسایی و دستهبندی شدند. نتایج حاکی از این است استفاده از روشهای نوین، خلاقانه و بهرهمند از ابزارهای فناورانه میتواند با برانگیختن حس کنجکاوی، اشتیاق و مشارکت دانشآموز بر میزان یادگیری درس عربی و ارتقای سطح زبانی آنها تاثیر گذار باشد.
ارائه مدل مدیریت تنوع عصبی نیروی انسانی در محیط اداری آموزش و پرورش استان گیلان
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 377-393
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.533061.1542
کبری شیخی، سعید باقرسلیمی، مراد رضایی دیزگاه
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل مدیریت تنوع عصبی نیروی انسانی در محیط اداری آموزش و پرورش استان گیلان می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 28 نفر از مدیران ارشد و رؤسای اداره کل؛ 2- رؤسای و معاونین شهرستآنها و مناطق؛ 3- رِئیس و معاون اداره استثنائی؛ 4-مشاوران مدارس و مشاوران شغلی؛ 5- مدیران منابع انسانی و مسئولان امور اداری و 6- کارمندان اداری سازمان می باشد و نمونه-گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای گردآوری و تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل دادهها از نرم افزار2020 MAXQDA استفاده گردید. نتایج نشان داد که 8 کد هستهای و 33 شاخص از تحلیل مصاحبهها شناسایی شد. یافتههای تحقیق نشان می دهد که فرایندهای استخدامی موجود در نهاد فوق برای افراد با نارسایی توجه/بیش فعال، با مشکلاتی نظیر فقدان آگاهی کافی در مورد نیازهای ویژه این افراد، نبود سیاستهای شفاف ضد تبعیض، و طراحی محیطهای کاری غیرحمایتی روبهرو است. این پژوهش پیشنهاد میکند که برای بهبود شرایط اشتغال افراد دارای تنوع عصبی، این سازمان نیازمند بازنگری در فرآیندهای استخدامی و طراحی محیطهای کاری منعطف و حمایتی هستند.
ارائه الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 383-408
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.565042.1608
حسین چناری، ابراهیم صالحی عمران
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، اساتید حوزه آموزش و مدیران آموزشی در وزارت بهداشت ، درمان و آموزش علوم پزشکی بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت آموزشی و آشنایی کامل در این حوزه انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون(مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر) انجام شد. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. نتایج نشان داد الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی شامل پنج بعد و 22مولفه می باشد که ابعاد آن عبارتند از: آموزشهای مهارتی و بالینی، آموزشهای حرفهای و اخلاقی، آموزشهای مدیریتی و سازمانی، آموزشهای فردی و توسعهای، آموزش مبتنی بر تکنولوژیهای نوین.
شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخشهای دولتی و غیردولتی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 385-404
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.539736.1563
حامد هادیان، یوسف احمدی، علیرضا فتحی زاده
چکیده هدف این پژوهش شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شهرستان سیرجان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران منابع انسانی بخش های دولتی و خصوصی سیرجان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرمافزار MAXQDA2020انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شامل: تغییرات در بازار کار(رقابت شدید برای جذب استعدادها، ظهور نسل جدید نیروی کار، کار هیبریدی)، تغییرات در فناوری(اتوماسیون و هوش مصنوعی، نیاز به مهارت های جدید)، تغییرات در ارزش های کارکنان(معنا دار بودن کار، توسعه فردی، شایسته سالاری، تعادل بین کار و زندگی)، تغییرات در ساختار سازمانی(سازمان های مسطح، کار تیمی، انعطاف پذیری در نقش های شغلی)، تغییرات در انتظارات کارکنان(توسعه مهارت های نرم، مسئولیت اجتماعی، شفافیت و عدالت)، عوامل روانشناختی(سلامت روان، انگیزه و رضایت شغلی، احساس تعلق)، عوامل اقتصادی(حقوق و مزایا، امنیت شغلی)، فرهنگ سازمانی و محیط کار(رهبری اثربخش و مثبت، ارتباطات شفاف و باز، فرهنگ حمایتگر و مثبت، مدیریت تنوع، تعادل بین فرهنگ سازمانی و فرهنگ فردی، انصاف و برابری) می باشد.
الگوی بینش معلمان ابتدایی در آموزش برخط بارویکرد نظریه داده بنیاد
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 427-444
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.410010.1224
ریحانه بذرافشان دلیجان، محمد غفاری مجلج، سید جواد مرتضوی امیری
چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگوی بینش معلمان ابتدایی در آموزش برخط بارویکرد نظریه داده بنیاد میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل نخبگان و خبرگان در حوزه برنامه ریزی درسی و مدیریت آموزشی بوده و نمونه گیری به روش نمونه گیری هدفمند با نوع گلوله برفی صورت گرفته است. که در مجموع با 16 نفر از خبرگان مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و پژوهشگر در دادهها به اشباع نظری رسید. برای تحلیل دادههای به دست آمده از روش تحلیل استراوس کوربین استفاده شد که الگوی مذکور پس از مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی به صورت پارادیمی در 5 بعد شرایط علی، شرایط زمینهای، راهبردها، شرایط مداخله گر، پیامدها و مشتمل بر مؤلفه 17 شکل گرفت و حاصل آن در شرایط علی، توجه به انضباط آموزشی مستمر در حوزه آموزش آنلاین، وجود تعامل بین همکلاسیها ومعلم، تعهد آموزش برخط وارتباطات مشخص شده است. در بخش راهبردها مقوله مسیر راه آموزش برخط و در بخش مفاهیم برنامه محوری وگویه های برنامه ریزی پویا، تحقق اهداف حیطه شناختی و در بخش شرایط زمینهای در مفهوم آموزشی، فرصت شناسی آموزش برخط، شفافیت در کسب مهارتهای حرفهای، آموزش فناور محور ودر مفهوم شناخت منابع وتجهیزات، انطباق پذیری فنی مدارس، توانمندی در برنامه ریزی آموزش برخط و در مبحث پیامدها در مقوله علمی فنی و مفهوم شناختی ادراک تفکر بهنگام در تصمیم گیری، تقویت خودکارآمدی، تقویت خودنظارتی حرفهای استخراج شده است.
واکاوی شاخصهای انتخاب روش تدریس مناسب برای آموزش اصول حسابداری (1) به روش فراترکیب
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 445-475
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.426981.1283
حسین اسماعیل خانی، محمود معین الدین، فروغ حیرانی
چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی شاخصهای انتخاب روش تدریس مناسب برای آموزش اصول حسابداری (1) به روش فراترکیب میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، و به روش فراترکیب میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 9 نفر از خبرگان و اساتید حوزه آموزش حسابداری میباشد. با تحلیل مطالعات قبلی و استخراج ابعاد مؤثر از نرمافزار MAXQDA 2018، برای کدگذاری مقولهها استفاده شد که مقولهها به 8 مقوله محوری و 39 کدباز دستهبندی شدند سپس با استفاده از روش غربالگری فازی و با مشارکت خبرگان و اساتید، اهمیت هریک از مقولهها تعیین شد. نتایج نشان داد که از 39 مقوله مستخرج در مرحله فراترکیب، 21 مقوله دارای اهمیت زیاد و بسیار زیاد از نظر خبرگان میباشد. همچنین الویتبندی مقولهها نشان داد که شاخصهای زمان آموزش و دانش یا صلاحیت علمی استاد؛ معیارهایی با بالاترین سطح اهمیت برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، میباشند. یافتهها نشان میدهد که اساتید و مدرسان حوزه آموزش حسابداری برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، باید به شاخصهای مؤثر بر انتخاب روش تدریس مناسب توجه نموده و نقش با اهمیت شاخصهای مذکور را مدنظر قرار دهند؛ و با انتخاب روش تدریسی متناسب، موجب بهبود یادگیری و عملکرد دانشجویان شوند.
ارائه مدل عوامل موثر بر تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه فنی و حرفهای استان البرز
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 431-454
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.425579.1295
علی عبدی جمایران، منوچهر نیکنام، حسن رنگریز
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل عوامل مؤثر بر تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه فنی و حرفهای استان البرز میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مشارکتکنندگان کارشناسان و اساتید کارآفرینی میباشد. نمونهگیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای تجزیه و تحلیل از کدگذاری باز و محوری و انتخابی از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که پدیده محوری تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه دارای چهار بعد محرکهای محیطی، عوامل توسعه دهنده، بازدارندههای محیطی و عوامل محدود کننده است. برای افزایش تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه راهبرد مالی و قانونی، راهبرد عملیاتی، راهبرد بینالمللی و راهبرد سیاستگذاری نیاز است که به پیامدهای اقتصادی، علمی و فرهنگی در سطح کشور منجر میشود. زمینههای مالی و اقتصادی، پشتیبانی و سیاستگذاریهای مناسب در محیط متغیر و فضای رقابتی شدید به راهبردهای تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه کمک میکند تا با شرایط مناسب عملیاتی شود. در این زمینه و موانع علمی، انسانی، مدیریتی، قانونی، ساختاری و مالی مطرح است که با شناسایی و رفع آنها میتوان به بهبود ابعاد تابآوری رفتار کارآفرینانه در دانشگاه و راهبردهای اساسی کمک کرد.
ارائه الگویی جهت بهگزینی مختصات آزمایشگاه خطمشی برای مدیریت اجرایی کشور
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 439-464
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.410781.1229
محمدحسن ایزدپرست، علی اصغر پورعزت، علیرضا امیرکبیری
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگویی جهت بهگزینی مختصات آزمایشگاه خطمشی در مدیریت اجرایی کشور است. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، از نوع پژوهشهای توصیفی_اکتشافی و راهبرد اصلی آن مطالعه تطبیقی انواع آزمایشگاههای خطمشی مناسب برای مدیریت اجرایی کشور ج.ا.ا است. جامعه نخبگان پژوهش شامل 16 نفر از مدیران، خطمشیگذاران و پژوهشگران حوزه خطمشیگذاری و خطمشی با تخصص مرتبط با آزمایشگاه خطمشی، پژوهشگران/ اعضای هیأت علمی فعال در زمینه مدیریت و خطمشیگذاری، سرآمدان، نظریهپردازان و دستاندرکاران آزمایشگاههای خطمشی/ فعالان حوزه خطمشی عمومی، بوده، مراجعه به آنان به صورت هدفمند، با روش گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته و با روش تحلیل تم و برای اجرای فراگرد تحلیل پس از کدگذاری باز و محوری، از نرم افزار MAXqda 2020 استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بوده که در مجموع 95 کد پایه، 15 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون فراگیر شناسایی و استخراج شدند و نتایج پژوهش حاضر، علاوه بر شناسایی چهار رویکرد اساسی آزمایشگاه زنده، خطمشیگذاری مبتنی بر داده، بینش رفتاری و رویکرد بازی جدی، ساختار آزمایشگاه خطمشی برای مدیریت اجرایی را با توجه به تنوع موضوعات بهصورت غیرمتمرکز (واگرا) و همراه با مشارکت فعال در عرصههای گوناگون، مدنظر قرار میدهد.
طراحی مدل توسعه حرفهای هنرآموزان شاخه فنی وحرفهای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستانها
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 476-511
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429542.1306
حسین حسن خانی، نیلوفر مرتضی نژاد، مریم سامری
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه حرفه ای هنرآموزان شاخه فنیوحرفه ای به منظورآموزش کارآفرینی در هنرستان ها میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعهای و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری شامل 24 نفر از صاحبنظران و معلمان میباشد و به روش نمونهگیری هدفمند وگلوله برفی انتخاب شدند. جامعه مورد مطالعه شامل 1) مبانی نظری تربیت رسمی و عمومی در جمهوری اسلامی ایران؛ 2) برنامهدرسی ملی؛ 3) هدفهای دوره تحصیلی متوسطه و 4) شرح وظایف هنرآموزان دوره فنی و حرفهای میباشد. ابزارهای جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی میباشد. برای تأمین اعتبار یافته ها از معیارهای چهارگانه «اطمینانپذیری»، «باورپذیری»، «تأییدپذیری» و «انتقالپذیری»پژوهش های کیفی استفاده شده است. در تحلیل یافته ها 191 «کد باز» شناسایی شد که با طبقه بندی آنها، مؤلفه های مدل شامل فلسفه و چرایی توسعه حرفهای، رویکرد و جهتگیری، اصول، هدف، سطوح، نقش هنرآموزان، صلاحیتها، فرایندها، موانع و پیامد به عنوان عناصر اصلی مدل شناسایی گردید. از نتایج پژوهش حاضر وزارت آموزش وپرورش می تواند در سیاست گذاریهای مربوط به توانمندسازی هنرآموزان در راستای ارتقاء آموزش کارآفرینی در هنرستانها استفاده نماید و در سطوح ادارات کل، مدیریت نواحی آموزشی و مدارس می توان از توصیه ها و رهنمودهای ارائه شده در الگو بهره گرفت.
طراحی مدل شایستگیهای رهبری دوسوتوان در سیستمهای اجتماعی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 25-48
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390813.1179
معصومه محترم، زهرا پاکباز
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی شایستگیهای مرتبط با رهبری دوسوتوان در سیستم های اجتماعی بود؛ لازم به ذکر است که پژوهش پیشرو از حیث هدف کاربردی است، رویکرد پژوهش کیفی و روش پژوهش فراترکیب میباشد. برای انجام این پژوهش، مراحل هفتگانه ی سندلوسکی و باروسو (2007) که از جامعیت لازم برخوردار است استفاده گردید. به منظور اطمینان و اعتباربخشی به فرایند جستجو و دستیابی به یافته های پژوهش، تیم متخصص شامل چهار نفر از متخصصان مدیریت آموزشی، اعضای تیم فراترکیب پژوهش را تشکیل دادند. منابع گردآوری دادههای پژوهش، مقاله ها و متون موجود پیرامون رهبری دوسوتوان از سال 2010 تا 2023 بود. یافتههای این پژوهش نشان داد که الگوی شایستگی های رهبری دوستوان شامل 32 مضمون پایه در 9 مضمون سازماندهنده با عناوین: 1. «شایستگی های فردی»؛ 2. «مهارتهای ارتباطی»؛ 3. «مهارتهای حرفه ای ـ مدیریتی»؛ 4. «مهارت مدیریت مشارکتی»؛ 5. «مهارت برنامه ریزی و تفکر استراتژیک»؛ 6. «توانایی راهبری تغییر»؛ 7. «تمایل به دانش افزایی»؛ 8. «مهارت پاسخگویی به محیط در عین توجه به انسجام داخلی»؛ 9. «توانایی اعمال مدیریت اقتضایی» میباشد. لازم به ذکر است، خروجی این کار می تواند به مدیران و برنامه ریزان توسعه ی سازمانی یاری رساند تا با آگاهی از مؤلفه های تأثیرگذار بر شایستگیهای رهبری دوسوتوان، به صورت آگاهانه تری به توسعه توانمندیها و مهارت مدیران در سطوح مختلف سازمانی بپردازند.
شناسایی و اولویت بندی عوامل اثرگذار و اثرپذیر رهبری کوانتومی در حوزه شبکههای اجتماعی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 49-69
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.396988.1192
روزبه حاجی زاده مجدی، شهرام فتاحی، ایرج رنجبر
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل اثرگذار و اثرپذیر رهبری کوانتومی سازمان صداوسیما در حوزه شبکههای اجتماعی می باشد. روش پژوهش کمی و از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 15 نفر از خبرگان عرصه رسانه، اساتید علوم سیاسی، اساتید مدیریت رسانه و مدیریت میباشند که به روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس انتخاب و جهت انجام محاسبات از تکنیک دیمتل استفاده شد. مؤلفهها و شاخصهای رهبری کوانتومی از مرحله دلفی شناسایی شده شامل سه بعد مدیریتی و سازمانی، مهارتهای کوانتومی و رهبری کوانتومی که بعد مدیریتی و سازمانی دارای دو مؤلفه (مدیریت کوانتومی، سازمان کوانتومی)، بعد مهارتهای کوانتومی شامل هفت مؤلفه (نگاه کوانتومی، تفکر کوانتومی، احساس کوانتومی، شناخت کوانتومی، عمل کوانتومی، اعتماد کوانتومی، وجود کوانتومی) و رهبری کوانتومی دارای چهار مولفه (رهبری رسانه ای، رهبری رسانه اجتماعی، رهبری تحول در رسانه، رهبری مشارکتی در رسانه) می باشد. برای رهبری کوانتومی سازمان صدا و سیما در حوزه شبکههای اجتماعی، سه بعد و سیزده مؤلفه شناسایی و تائید شد. یافته ها نشان داد مولفه رهبری رسانه اجتماعی که بیشترین مقدار D را دارا میباشد، بیشترین تأثیرگذاری را با سایر شاخصها دارد و نیز مولفه مدیریت کوانتومی که بیشترین مقدار R را برخوردار میباشد؛ بیشترین تأثیرپذیری را بر سایر شاخصها دارد. همچنین مدیریت کوانتومی که بیشترین مقدار D+R را دارا می باشد؛ بیشترین تاثیر پذیری را نسبت به سایر مولفه ها دارد و نیز اعتماد کوانتومی که بیشترین مقدار D-R را دارا می باشد؛ بیشترین تاثیر گذاری را نسبت به سایر مولفه ها دارد.
ارائه الگوی حکمرانی سبز با رویکرد توسعه پایدار(مورد مطالعه: دانشگاه علوم پزشکی کرمان)
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 70-99
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.397241.1199
زهرا روزبه، شیوا مداحیان، امین نیک پور
چکیده تحقیق حاضر به ارائه الگوی حکمرانی سبز با رویکرد توسعه پایدار در نظام سلامت (مورد مطالعه؛ دانشگاه علوم پزشکی کرمان) پرداخته است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع کاربردی و به لحاظ هدف از نوع تحلیلی و از نظر فرآیند جزو تحقیقات کیفی و روش جمعآوری و تحلیل دادهها جزو نظریه داده بنیاد (گرندد تئوری) میباشد. در این پژوهش پس از بررسی مبانی نظری و تحقیقات پیشین، ابتدا اقدام به مصاحبه با 12 نفر از خبرگان و صاحبنظران شده است. سپس تحلیل داده ها و استخراج مقولهها، مفاهیم مرتبط و کدهای معنایی به منظور پاسخ به سؤالات تحقیق توسط نرمافزار مکس کیودا (2020) انجام شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباعنظری ادامه یافت. یافتههای تحقیق نشان داد سه مولفه ی «تولیت متوازن و یکپارچه»، «ارائه خدمات» و «منابعمالی» به عنوان عوامل علی؛ «محیط قانونی»، «محیط سیاسی»، «محیط فرهنگی و اجتماعی» و «فناوری» به عنوان عوامل زمینه ای؛ «سیاستهای دولت» و «مدیریت تغییر» به عنوان عوامل مداخله گر؛ «امور حاکمیت سبز»، «امور قراردادی» و «امور مشارکتی» به عنوان راهبردها و «ایجاد هم راستایی بین اهداف، خطمشیها و ساختار و فرهنگ در بخش سلامت»، «ارتقای سلامت اداری و زیست محیطی» و «پویایی و تطبیق با تغییرات و تحولات در نظام سلامت» به عنوان پیامدها شناسایی شدند.
ارزیابی چابکی در دانشگاهها با مدل IPA (مطالعه موردی: دانشگاه اردکان)
دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 108-129
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.340035.1113
میترا موبد، رضا رفیع
چکیده چابکی به عنوان پارادایم جدید جهان کسب و کار، دانشگاهها را نیز متوجه تغییرات و چالشهای هر روزهای کرده که باید به سرعت خود را با آنها منطبق سازند. در حال حاضر اگر دانشگاهی نتواند به سرعت در مقابل چالشها و تغییرات پاسخگو باشد، از عرصهی رقابت جا مانده و طی زمان حذف میشود و یا کارایی سابق را نخواهد داشت. در این پژوهش مدلی به منظور سنجش اهمیت و عملکرد ابعاد مختلف چابکی در دانشگاه ارائه شده است. برای تحلیل نتایج، علاوه بر محاسبات مربوط به اهمیت و عملکرد، از ماتریس اهمیت-عملکرد (IPA) استفاده میشود که میتواند جایگاه ابعاد چابکی و نقاط قوت و ضعف سازمان را نشان دهد. این مدل به عنوان مطالعه موردی در دانشگاه اردکان اجرا و نتایج به دست آمده ارزیابی و تحلیل شدهاند. برای ارزیابی چابکی از پرسشنامه و نظرسنجی از اعضای هیأت علمی و کارکنان استفاده شده که نتایج نشاندهنده عدم وجود تفاوت معنادار بین این دو گروه است. ارزیابی و تحلیل اطلاعات به دست آمده درباره اهمیت و عملکرد گویههای مختلف چابکی با کمک ماتریس IPA انجام شده و تصمیماتی درباره این گویهها بر اساس جایگاهشان در ماتریس ارائه شده است. بر اساس این ماتریس، نقاط قوت و ضعف دانشگاه اردکان و مواردی که نیاز به اختصاص بودجهای در حال حاضر ندارند شناسایی و پیشنهادهایی برای مدیران دانشگاه ارائه شدهاند.
طراحی الگوی آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 155-178
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.399178.1203
مهیار یاراحمدی، حبیب هنری، میثم شعبانی نیا
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگو آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران است. روش پژوهش به شیوه کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون یا تم بود. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش گلیزر (1992) انجام گرفت. مشارکت کنندگان پژوهش، 14 کارشناسان عضو فدراسیون ورزش دانشآموزی، اساتید بلندپایه دانشگاهی و افراد دارای سمت سازمانی همچون معاونت تربیتبدنی و سلامت وزارت آموزشوپرورش را در بر میگیرد و نمونهگیری تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. بعد از کدگذاری مرحله به مرحله، تعداد تعداد کل کدهای که به ثبت رسیده است معادل 32 کد، تعداد کل توافقات بین کدها معادل 12 کد میباشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در مرحله کیفی از تحلیل مضمون یا تم استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که طراحی الگو آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران شامل مشکلات برگزاری درس تربیت بدنی در فضای مجازی، نبود نظارت و تمرکز حواس در آموزش مجازی، عدم شکل گیری ارتباط مناسب بین استاد و دانشجویان، پوشش کلاسهای مجازی، مسائل اقتصادی، ضعف تکنولوژی نرم افزای و سخت افزاری، مشکلات اینترنتی و زیر ساختی آن، فواید فناوری اطلاعات در آموزش مجازی، خصوصیات برتر آموزش مجازی، ضعف در برقراری دوستی و ارتباط، شناخت ناکافی از فضا و قابلیتهای آموزش مجازی، مشکلات آموزش مجازی درس تربیت بدنی، ضعف در ارتباطات شبکهای و موانع زیر ساختی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی، مشکلات یادگیری آموزش مجاری، قابلیت های آموزش مجازی و دلایل اهمیت و برتری آموزش مجازی بود
تأثیر آموزش عالی بر توسعه سیاسی؛ مطالعه تطبیقی در ایران و ترکیه
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 179-201
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.395796.1186
مسعود شفیعی چافی، رضا مهدی، مهدی اسدی
چکیده هدف این پژوهش، مطالعه تطبیقی تأثیر آموزش عالی بر توسعه سیاسی در دو کشور ایران و ترکیه در سال 1402-1401 است. این تحقیق از نظر هدف و ماهیت، در رده تحقیقات کاربردی و از منظر روش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل متخصصان و صاحبنظران آموزش عالی و توسعه سیاسی است که برای نمونه گیری از این جامعه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. در نهایت، 18 خبره در این پژوهش شرکت و پرسشنامه محققساخته معتبر را تکمیل کردهاند. یافتههای تحقیق نشان داد که در عوامل متعددی نظام آموزش عالی بر توسعه سیاسی در سطح 0.01 تأثیر معنیداری دارد: سیاستگذاری و برنامه ریزی توسعه آموزش عالی، بین المللی شدن آموزش عالی، استفاده از تجارب کشورهای توسعهیافته در مدیریت آموزش عالی، تربیت نیروی متخصص و ارتقای سطح دانش و سواد در جامعه توسط آموزش عالی، تولید دانش در نظام آموزش عالی، تجارتسازی ایده های دانشگاهی در نظام آموزش عالی و ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه، نظام نوآوری در آموزش عالی، نوآوریهای فناورانه، توسعه فناوری آموزشی، استقلال دانشگاه ها، فرهنگ سازی و آموزش شهروندی. همچنین، براساس این پژوهش، برخی از مؤلفههای آموزش عالی مؤثر بر توسعه سیاسی در ترکیه وضع مطلوبتری نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارند: استفاده از تجارب کشورهای توسعهیافته در مدیریت آموزش عالی، تربیت نیروی متخصص و ارتقای سطح دانش و سواد در جامعه توسط آموزش عالی، تولید دانش در نظام آموزش عالی، تجاریسازی ایده های دانشگاهی در نظام آموزش عالی و ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه، نظام نوآوری در آموزش عالی، نوآوریهای فناورانه، توسعه فناوری آموزشی و استقلال دانشگاهها. در این مقاله، چرایی تفاوت مدلهای دو کشور بررسی شده است.
واکاوی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر شکلگیری رکود علمی اعضاء هیأت علمی دانشگاههای استان مازندران
دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 187-211
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.385000.1167
ماجده قلی پور
چکیده هدف این پژوهش واکاوی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر شکلگیری رکود علمی اعضاء هیأت علمی دانشگاههای استان مازندران میباشد. این پژوهش از لحاظ اجرا به صورت کیفی و مبتنی بر روش نظریه زمینهای میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 21 نفر از کلیه اعضاء هیأت علمی دانشگاههای استان مازندران، میباشد که با استفاده از روش نمونهگیری و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش گرندد تئوری استفاده شد. پس از تحلیل و کدگذاری دادهها در سه مرحلۀ کدگذری باز، محور، و انتخابی، دادهها در قالب 100 مفهوم، 12 خرده مقوله، 6 مقوله محوری و یک مقوله هسته با عنوان «ساختاری عاملیتی بودن زمینۀ فلات زدگی شغلی» استخراج گردید. بر اساس مقولۀ هستۀ بالا که بازنمایی کنندۀ وضعیت فلات زدگی اساتید در دانشگاههای استان مازندران است میتوان گفت فلات زدگی وضعیتی است که تحت تأثیر هر دو نوع ویژگیهای فردی و شخصیتی اعضای هیأت علمی (مانند تجربه فردی، ویژگیهای شخصیتی، نوع خود پنداره، عادات فردی) و ویژگیهای سازمانی محل کار آنان (گفتمان حاکم بر دانشگاه و غلبه روحیه خودمدارانه) و البته تا حدی فضای بیرون دانشگاهی عرصۀ دانشگاه بروز و تشدید میشود و حالت خاصی (ساختاری یا محتوایی) پیدا میکند.
ارائه مدل داده بنیاد استقرار حکمرانی هوشمند
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 329-350
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.389884.1174
ﻗﺎﺋﻢ قیروانی، محمد ﻣﻨﺘﻈﺮی، شمس اﻟﺴﺎدات زاﻫﺪی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، ارائه الگوی استقرار حکمرانی هوشمند با استفاده از رویکرد دادهبنیاد است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و به روش نظریه دادهبنیاد در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شده است. بدین منظور دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 15 نفر از خبرگان که شامل اساتید دانشگاهی، کارشناسان متخصص در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در وزارت کشور و مدیران استانداری خراسان جنوبی هستند، جمعآوری گردیده است. نمونهگیری نیز بهصورت نظری و با بهرهمندی از روشهای هدفمند (قضاوتی) و گلوله برفی (زنجیرهای) و بر مبنای اشباع نظری دادهها انجام گرفته است. از تحلیل مصاحبهها 130 کد اولیه، 36 مفهوم و 11 مقوله احصاء گردیده است. «حکمرانی هوشمند» بهعنوان پدیده محوری، در قالب شرایط علّی «درونسازمانی» و «برونسازمانی»، عوامل زمینهای «نیازسنجی و ظرفیتسازی»، عوامل مداخلهگر «درونسازمانی» و «برونسازمانی»، راهبردهای «حاکمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات» و «حاکمیت مدیریت دانش»، و پیامدهای «درونسازمانی» و «برونسازمانی» شکل گرفته است. در این پژوهش با تحلیل مؤلفههای مؤثر، چگونگی استقرار و پیادهسازی حکمرانی هوشمند در کشور از نگاه خبرگان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در وزارت کشور و مدیران استانداری خراسان جنوبی، واکاوی و در قالب الگویی ارائه گردیده است، و درنهایت راهکارهایی بر اساس مقولههای احصاءشده پیشنهاد شده است.
