سطحبندی مضامین الگوی منزلت کارکنان با رویکرد ساختاری تفسیری
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 259-276
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.569957.1619
افشین سیامکی، رستم پوررشیدی، مهدی محمدباقری، حمید رضا ملائی
چکیده هدف پژوهش حاضر سطحبندی مضامین الگوی منزلت کارکنان با رویکرد ساختاری تفسیری میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 10 نفر از اساتید دانشگاه، صاحبنظران در زمینه منابع انسانی و مدیران ارشد اداره کل زندانها که به روش نمونهگیری، نظری که بهصورت هدفمند می باشد، انتخاب شدند. بهمنظور سطحبندی مضامین از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و میک مک (MICMAC) استفاده شد. نتایج نشان داد که در سطح اول، مضامین«انسجام و وجود روابط مؤثر»، «احترام و قدردانی از کارکنان» و «برنامهریزی منابع انسانی» قرار گرفتهاند. به عبارتی مضامین مذکور بیشترین تأثیر را از سایر مضامین پژوهش میپذیرند. در سطح دوم مدل، پنج مضمون «همراستایی اهداف فردی و سازمانی»، «استقلال شغلی»، «بهبود منزلت اجتماعی»، «مسیر پیشرفت شغلی» و «مشارکت نظاممند کارکنان در تصمیمسازیها» قرار گرفتهاند. مضامین قرار گرفته در سطح دوم بر مضامین سطح اول تأثیر گذاشته و از مضامین سطح سوم تأثیر میپذیرند. در سطح سوم مضمون «عدالت سازمانی» و در سطح چهارم نیز مضمون «منزلت فردی کارکنان» قرار گرفته است که بیشترین تأثیر را بر مضمونهای سطح پایینتر دارد.
واکاوی ابعاد و مؤلفههای مدیریت پایدار منابع انسانی در دانشگاههای آزاد استان فارس با رویکرد کیفی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 280-303
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390184.1177
میترا رستگار، نادر شهامت، مسلم صالحی، رضا زارعی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، واکاوی ابعاد و مؤلفههای مدیریت پایدار منابع انسانی در دانشگاههای آزاد استان فارس میباشد. روش تحقیق کیفی و از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری شامل 18 نفر از اعضای هیئت علمی و کارکنان و کارشناسان دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس میباشند که با نمونه گیری هدفمند و با تکنیک ملاک محور انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل دو بخش، مصاحبه نیمه ساختار یافته در بخش میدانی و بررسی و کنکاش اسناد بالادستی و اسناد آموزش عالی در بخش کتابخانهای میباشد. برای تحلیل دادهها، از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و براساس تئوری از داده بنیاد و از نرم افزار Atlas ti برای کدگذاری مصاحبهها استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بوده که ابعاد و مولفههای مدیریت پایدار منابع انسانی در دانشگاههای آزاد استان فارس در مجموع 151 مفهوم و 31 مقوله یا کد محوری شناسایی و استخراج شدند. 31 مقوله شناسایی شده در 6 دسته که شامل شرایط علی، بستر حاکم، شرایط مداخله گر، راهبردها، پیامدها و مقوله محوری یا پدیده قرار گرفتند.
بررسی عوامل پیشایندی خطاهای نیروی انسانی بخش درمان دربیمارستان های شهرستان رفسنجان
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 282-295
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.451203.1345
مینو داروئیان، محمد ضیاءالدینی، ملیکه بهشتی فر
چکیده چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل پیشایندی خطاهای نیروی انسانی بخش درمان در بیمارستانهای شهرستان رفسنجان میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 43 نفر از پزشکان بیمارستانهای شهرستان رفسنجان میباشد. مبنای گردآوری اطلاعات، خبرگی و تخصص افراد میباشد و از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار MICMAC انجام شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که در رابطه با پیشایندهای خطای انسانی پزشکان بیشترین میزان موافقت خبرگان با مؤلفه اطلاعات غلط در مورد بیمار و نحوه نامناسب توزیع دارو و کمترین میزان موافقت با مؤلفههای عدم رعایت حقوق قانونی بیمار و عدم بکار بستن استانداردهای اخلاقی و اصول حرفهای است. همچنین در رابطه با رهاوردهای خطای انسانی پزشکان، بیشترین میزان موافقت خبرگان با مؤلفه ایجاد استرسهای روحی- روانی در پزشکان و افزایش شکایتها در بین بیماران و ارباب رجوعان بیمارستان و کمترین میزان موافقت با مؤلفههای تدوین برنامه جامع در خصوص اجرایی کردن فعالیتهای مرتبط با ارتقاء سلامت، جمعآوری و انتشار بهتر و بیشتر اطلاعات و حاکمیت فرهنگ کار تیمی میباشد. همچنین نتایج معادلات ساختاری تفسیری و تحلیل میک مک نشان داد که ضعف عملکرد کارکنان سازمان و ضعف نظامهای مدیریتی درون سازمانی که به عنوان معیارهای سطح اول و معیارهای فرآیندهای ذهنی نابجا و ویژگیهای کژکارکردی مدیریت در سطح دوم (سطح آخر) مدل از دیدگاه خبرگان شناسایی شدهاند.
ارائه مدل ارتقاء بهره وری مبتنی بر مولفه های فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.578381.1634
عطااله امیدواری، اسمعیل کاوسی، لیلا باقری نظامآباد، امیرمحسن مدنی، نادر محقق
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل ارتقاء بهره وری مبتنی بر مولفه های فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا کیفی در قالب پارادایم تفسیری مبتنی بر راهبرد تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان و اساتید مدیریت دانشگاه با حداقل ده سال سابقۀ مرتبط و شناخت عمیق نسبت به موضوع ارتقاء بهره وری مبتنی بر مولفه های فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز می باشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA 2020 استفاده شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که مدل ارتقاء بهره وری مبتنی بر مولفه های فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز شامل هفت مضمون اصلی (ارتقاء کیفیت منابع انسانی، جبران خدمات کارکنان، سبک رهبری مناسب ، توسعه دانش سازمانی ، تقویت تعهد سازمانی ، استقرار مدیریت استعداد و اشتیاق شغلی) و 47 مضمون سازمان دهنده می باشد که بر ارتقاء بهره وری مبتنی بر مولفه های فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز تأثیر دارد. این پژوهش می تواند با ارائه چارچوبی به ارتقاء بهره وری مبتنی بر مولفه های فرهنگی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز کمک کند.
شناسایی عوامل موثر بر سرمایه اجتماعی درون سازمانی با رویکرد نظریه زمینهای
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 277-297
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.467371.1394
مهدی میبدی، مهناز امیرپور، احمد صادقی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عوامل موثر بر سرمایه اجتماعی درون سازمانی با رویکرد نظریه زمینهای می باشد. این پژوهش، از رویکرد تفسیری و برساختگرا و از نظریه زمینهای استفاده شد. شرکت کنندگان پژوهش، شامل 15 نفر از کارکنان، خلبانان و مهمانداران بودند که روش نمونه گیری آنها به صورت هدفمند انجام گرفت. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد و پژوهشگر در داده ها به اشباع نظری رسید. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از روش گراندد تئوری و کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که، کاهش سرمایه اجتماعی سازمان ناشی از سطح پایین دستمزد و ترس از تعدیل نیرو به دلیل بحرانهای اقتصادی و احتمال وجود جنگ مجدد بوده است. این مشکلات ناشی از شرایط ساختاری حاکم بر کشور است که بدلیل قرار گرفتن طولانی مدت کشور در شرایط تحریم و تورم روز افزون شرکت هواپیمایی را درگیر مشکلات متعددی نموده است. در نهایت کد گزینشی مفهوم «ناپایداری ساختاری بلند مدت تولید سرمایه اجتماعی ذی نفعان» به دست آمد.منابع سرمایه اجتماعی شرکت از یک سو به منابع فردی کارکنان و روابط آنها وابسته است و از سوی دیگر به اعتبار شرکت، که سبب ماندگاری افراد در شرکت علیرغم وجود سختیها گردیده است.
طراحی الگوی توانمندسازی پزشکان خانواده مبتنی بر کیفیت خدمات
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 296-315
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.429254.1294
سید ابراهیم جعفری کلاریجانی، یعقوب علوی متین، داود پایدار فرد
چکیده هدف این تحقیق طراحی الگوی توانمندسازی پزشکان خانواده مبتنی بر کیفیت خدمات میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، توسعه ای میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و سیاست گذاران و پزشکان خانواده که نسبت به آموزشهای کاربردی در سازمان اطلاعات کاملی داشتهاند میباشد. روش نمونهگیری هدفمند می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش فراترکیب استفاده شد. تحلیل دادهها به احصای 58 شاخص، 11 معیار و 4 بعد برای توانمندسازی پزشکان خانواده و 32 شاخص، 6 معیار و دو بعد برای بعد کیفیت خدمات انجامید. مدل به دست آمده در چهار مضمون پیش نیازهای مورد نیاز (زیرساخت، ارتباطات، برنامه ریزی)؛ مکانیزم های انگیزشی (مشوق ها، آگاه سازی، قدرت عمل)؛ شاخص های مدیریتی (ارزیابی، مدیریت و نظارت مالی،)؛ اصلاح شیوه ارائه خدمات (آموزش، اصلاح فرآیند) برای توانمندسازی پزشکان خانواده و دو مضمون کیفیت خدمات ملموس (تشخیصی، هزینه ای و خدمات الکترونیک) و کیفیت خدمات ناملموس (بیمه ای و پاسخگویی، زنان و زایمان و مشاوره ای) مورد تأیید قرار گرفت.
طراحی الگوی آموزش پرسنل با رویکرد سازمان یادگیرنده در بانک مسکن ایران
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 302-324
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.467768.1398
مهدی دهقانیان، صدرالدین ستاری، توران سلیمانی
چکیده پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی - توسعهای و با رویکرد کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام شد. جامعه هدف را خبرگان دانشگاهی در حوزه مدیریت آموزشی و بانکداری تشکیل میدهد. مشارکتکنندگان پژوهش 16 نفر از خبرگان اجرایی (مدیران و معاونان بانک مسکن خبره موضوعی) به عنوان آگاهیدهندگان کلیدی بودند که با استفاده از روش نمونه-گیری هدفمند و با روش گلوله برفی با در نظر گرفتن بحث اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها شامل مصاحبه نیمهساختمند با مشارکتکنندگان و نیز مطالعهی اسناد بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها، ازکدگذاری سه مرحلهای آتراید-استرلینگ (2001) با بهرهگیری از نرمافزار MaxQDA استفاده شد. بعد از تجزیه و تحلیل دادهها، شبکه مضامین آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده با 36 مفهوم (مضامین پایه) و 9 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر صورتبندی گردید. یافتههای پژوهش نشان داد ویژگی های سازمان یادگیرنده مشتمل بر قابلیتها و تواناییهای شخصی، تفکر سیستمی، چشم انداز مشترک، الگوها و مدل های ذهنی و یادگیری تیمی و فرایند آموزش کارکنان مشتمل بر نیازسنجی و تعیین اهداف، طرح ریزی آموزشی، اجرای آموزش و ارزشیابی بودند. در مجموع می توان گفت با توجه به سازمان یادگیرنده در آموزش کارکنان در قالب یک الگوی جامع و فراگیر شاهد ارتقای کیفیت آموزش پرسنل و کسب مزیت رقابتی بود.
طراحی مدل دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 305-328
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.536366.1555
حسین صداقت
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی بود. جامعه پژوهش شامل 21نفر از اعضای هیاتعلمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران بود که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت.یافتههای تحلیل شبکة مضامین نشان داد 6 مضمون (سازماندهنده) و 19 مضمون پایه و 77کد اولیه مؤلفهها و مقولههای دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی هستند. مضامین(سازماندهنده) در قالب6 بعد ارائه شد که عبارتاند از: «سیاست کلان های مدیریتی سبز»، « سیاستهای کلان آموزشی و پژوهشی سبز»، «نظام مدیریت زیست محیطی فضای دانشگاه »،«مشارکت و تعاملات اجتماعی سبز»،«دغدغۀ زیستمحیطی و سرمایۀ اجتماعی»،«مدیریت نیروی انسانی سبز »بهدست آمد. نتیجهگیری: دانشگاه آزاد میتواند با استفاده بهینه از ظرفیتهای علمی،آموزشی، پژوهشی خود و حفاظت از محیط زیست در تحقق توسعه پایدار اجتماعی جامعه،که برای گذار از چالشها و دستیابی به وضعیت مطلوب علمی و آموزشی کشور می باشد در مسیر توسعه گام بردارد.
ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 297-282
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.476904.1413
سید رضا اکرمیان، امین نیک پور، حمید رضا ملائی، محمد جلال کمالی، حجت طالبی
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال با رویکرد داده بنیاد میباشد پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعهای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت دادهها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث مدیریت منابع انسانی دیجیتال میباشد. نمونهبرداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع دادههای مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد. اطلاعات به دست آمده با نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی مدیریت منابع انسانی دیجیتال با رویکرد داده بنیاد, شامل عوامل علی (تکنولوزیکی، محیطی، انسانی و سازمانی)، عوامل زمینهای (بستر دیجیتالی، بستر مدیریتی، بستر فردی)، عوامل مداخله گر (عوامل فرهنگی و ایجاد بسترهای جدید)، راهبردها (سازمانی و مدیریتی) و پیامدها (فردی، فرهنگی و سازمانی) میباشد. که لازم است با توجه به الگوی ذکر شده، ضمن توجه داشتن به چندگانگیها زمینه پیاده سازی وضع مطلوب را فراهم کرد.
شناسایی عوامل مؤثر بر خودتوسعهای معلمان مدرسه تلویزیونی ایران: گزارش یک مطالعه کیفی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 313-340
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.479009.1418
عباس محمدی، مائده ارشد راد
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر خودتوسعهای معلمان مدرسه تلویزیونی ایران میباشد. روش پژوهش از نظر هدف جزو پژوهشهای کاربردی با رویکرد توسعه ای و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات به شکل کیفی- پدیدارشناسی می باشد. برای این منظور مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 11 نفر از معلمان مدرسه تلویزیونی ایران با استفاده از نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی صورت پذیرفت. سپس برای تحلیل دادههای حاصل از مصاحبهها، از تکنیک کدگذاری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. روایی یافتههای پژوهش با استفاده از سه روشِ بررسی توسط اعضاء، سهسویهنگری منابع دادهها و نیز تحلیل موارد منفی/ مخالف تأیید گردید. همچنین، به منظور سنجش پایایی کدگذاریهای انجام شده، از روشهای پایایی باز آزمون و توافق درون موضوعی استفاده شد. پس از مرور و سازماندهی متون مصاحبهها، با رویکردی استقرایی، کدها یا مفاهیم اولیه شناسایی شدند و کدهای مشابه در طبقههایی خاص قرار گرفتند. در نهایت، با شناسایی 80 شاخص و دستهبندی آنها ذیل 17 مؤلفه، 6 بُعد اصلی شامل: خودتوسعهای شناختی، خودتوسعهای ارزشی-نگرشی، خودتوسعهای مهارتی، خودتوسعهای یادگیری، خودتوسعهای نیازها و حمایت از خودتوسعهای تعیین و تعریف گردیدند.
طراحی مدل جذب و استخدام نسلهای Y و Z در سازمانهای بخش دولتی
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 316-339
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.506843.1479
وحیده عباسی، مهرداد گودرزوندچگینی، مراد رضایی دیزگاه
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل جذب و استخدام نسلهای Y و Z در سازمانهای بخش دولتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از فراترکیب میباشد. از رویکرد تئوری ترکیبی استفاده شد تا با در نظر گرفتن نظریه نسلها (مانهایم، 1952)، همگروهی نسلی (استراوس و هاو، 1991) و نظریه انگیزش-بهداشت (هرزبرگ، 1959) چارچوب مناسبی برای انتخاب و تحلیل عوامل اتخاذ شود. سوال اصلی این مطالعه با تکیه بر روش فراترکیب طراحی شد. مقالات کیفی بهطور هدفمند انتخاب و از طریق مراحل مختلف ارزیابی شدند. در نهایت، تعداد 27 مطالعه با قابلیت اطمینان 95 درصد بررسی و مدل نهایی با استفاده از الگوی ارتباطی موجود در نرمافزار MAXQDA 2020 طراحی گردید. نتایج نشان داد که برای جذب و استخدام کارکنان نسلهای Y و Z، در نظر گرفتن چهار بُعد و 30 عامل ضروری است که از بین این عوامل، بیشترین تاکید باید بر روی مسائلی نظیر استخدام با استفاده از فضای مجازی، تعادل کار-زندگی، حس تعلق به کار، سنجش کارایی فرد هنگام استخدام، نظام جبران خدمات شفاف، ارزشهای کاری و سیاستهای مهارتآموزی صورت پذیرد. بکارگیری راهبردهای همسو با عوامل مذکور میتواند در افزایش جذب و ظرفیتپذیری سازمانها و کاهش ترک شغل کارکنان نسلهای در حال ظهور موثر واقع شود.
ارائه و تبیین مدلی برای ارزشهای سازمانی مبتنی بر منابع انسانی مهارتمحور
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 329-345
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.532937.1541
عزیزاله نجفی، منصوره مرادی حقیقی، فرشاد حاج علیان، مهدی امیرمیاندرق
چکیده هدف این تحقیق ارائه و تبیین مدلی برای ارزشهای سازمانی مبتنی بر منابع انسانی مهارتمحور می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها نیز یک پژوهش توصیفی- پیمایشی از شاخه میدانی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان سازمان های دولتی استان لردستان در سال1403 – 1401 به تعداد 1290 نفر که با حجم نمونه ای به تعداد 296 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه می باشد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه در این پژوهش توسط متخصصان و روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفت. جهت سنجش پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شد. مقادیر مربوط به برآورد ضریب آلفای کرونباخ برای مضامین بالاتر از ۰٫۷ گزارش شدند که نشان دهنده همبستگی درونی بالا در کدهای پایه است. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد که عوامل زمینهای شامل فرهنگ سازمانی قوی، ارزشهای اخلاقی و تعاملات تیمی ، عوامل مداخلهگر مانند مقررات دولتی، تحول دیجیتال و شرایط اقتصادی، عوامل علی شامل توسعه فناورانه، پیچیدگیهای محیطی و نگرش جدید، عوامل راهبردی شامل توانمندسازی کارکنان، اصلاح ساختارهای سازمانی، پیامدهای مدل شامل افزایش بهرهوری، کاهش تعارضات سازمانی، افزایش رضایت عمومی و توسعه پایدار سازمان است. یافتهها نشان میدهد که اجرای این مدل میتواند به بهبود عملکرد سازمانهای دولتی، افزایش کارایی کارکنان و ایجاد فرهنگ سازمانی پویا منجر شود.
شناسایی و تبیین شبکه مضامین الگوی خطمشیگذاری عمومی سازمان مبتنی بر چارچوب ساخت اجتماعی گروه های سیاسی با رویکرد کیفی
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.590046.1688
محمدعلی جهان تاب، اکبر اعتباریان خوراسگانی، مهربان هادی پیکانی، رضا ابراهیم زاده
چکیده هدف این پژوهش شناسایی و تبیین شبکه مضامین الگوی خطمشیگذاری عمومی سازمان مبتنی بر چارچوب ساخت اجتماعی گروههای سیاسی با رویکرد کیفی میباشد. این پژوهش از حیث شیوه اجرا، کیفی و روش تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از اساتید و خبرگان حوزه خطمشیگذاری عمومی می باشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون از نرم افزار Maxqda استفاده گردید. یافتههای پژوهش در مجموع ۷۱۷ کد اولیه استخراج و در قالب ۵۹ مضمون پایه، هفت مضمون سازماندهنده و یک مضمون فراگیر دستهبندی شد. یافتهها نشان داد شبکه مضامین از هفت بُعد تشکیل شده است: ۱) بستر فرهنگی-اجتماعی شکلگیری خطمشی، ۲) بنیانهای فکری خطمشیگذاران، ۳) مفاهیم نمادین و معنابخش، ۴) قدرت و هژمونی گروههای سیاسی، ۵) ساخت واقعیت خطمشی، ۶) تحول ایدئولوژیک خطمشیگذاران و گروههای سیاسی، و ۷) ساخت اجتماعی خطمشی. این الگو نظریه ساخت اجتماعی جمعیتهای هدف اشنایدر و اینگرام را از سطح توصیف پیامدها به سطح تبیین مؤلفههای شکلدهنده ساخت اجتماعی ارتقا داده و راهنمای عملی برای کاهش سوگیریهای ذهنی خطمشیگذاران فراهم میکند.
طراحی الگوی رهبری امنیت مدار دانشگاه علوم پزشکی مازندران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 298-313
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.480371.1422
سعید میلادی گرجی، محمدحسن شکی، مجتبی رضایی راد
چکیده هدف طراحی الگوی رهبری امنیت مدار دانشگاه علوم پزشکی مازندران میباشد که از نظر جهتگیری پژوهشی، مطالعهای بنیادین و از نظر روش تحلیل دادهها، آمیخته اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید و خبرگان مطلع در حوزه مدیریت منابع انسانی و اعضاء هیئت علمیدانشگاه علوم پزشکی مازندران میباشد. نمونهبرداری در این پژوهش به صورت در دسترس بود. بر اساس موضوع دادهها و اطلاعات از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد و پس از انجام 8 مصاحبه و رسیدن به حد اشباع نظری، به مصاحبهها پایان داده شد.اطلاعات به دست امده توسط نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داده است که در مدل ارائه شده در خصوص الگوی رهبری امنیت مدار دانشگاه علوم پزشکی مازندران از میان عوامل علی (مولفههای مقبولیت و احترام به ارزشها)، مقوله محوریهایی (فراهم آوردن کاوش از طریق تأکید بر رشد و رسیدگی به وظایف و موقعیتها از طریق یک روش مثبت) شرایط زمینهای (حمایت از کارکنان)، مداخلهگر (توجه نسبت به سیاستهای سازمان) عوامل راهبردی (اعمال نفوذ بر افکار زیر دستان) و پیامدها (ایجاد روحیه و انگیزه در کارمندان) بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
ارائه مدل رفتار سیاسی مبتنی بر تئوری مدیریت سایه در بخش دولتی با روش فراترکیب
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 341-368
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.428861.1292
قربانعلی خزایی پول، داود کیاکجوری، محمدجواد تقیپوریان
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل رفتار سیاسی مبتنی بر تئوری مدیریت سایه در بخش دولتی با روش فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل مقالات علمی، پایاننامههای تحصیلی و کُتب میباشد که 167 منبع مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت 51 منبع مورد تائید نهایی جهت تحلیل قرار گرفت که به روش هدفمند از روش فراترکیب مؤلفههای مرتبط با قدرت، سیاست و رفتار سیاسی مبتنی بر مدیریت سایه شناسایی شدند. مؤلفههای مرتبط با قدرت و رفتار سیاسی مبتنی بر تئوری مدیریت سایه، شناسایی و با ضریب کاپا اعتبارسنجی شدند. بر اساس یافتههای تحقیق، رفتار سیاسی در بخش دولتی دارای 72 مؤلفه در سه بُعد مختلف است: بعد رفتار سیاسی سفید با 28 مؤلفه که عملکردی کاربردی و مبتنی بر دانش رفتار سیاسی دارد و به تحقق اهداف سازمانی کمک میکند؛ بعد رفتار سیاسی سیاه با 26 مؤلفه که زیانبار است و به نفع گروههای تحت نظر مدیران سایه عمل میکند و مانع از دستیابی به اهداف سازمان میشود؛ و رفتار سیاسی خاکستری با 18 مؤلفه که ممکن است هم به نفع و هم به زیان اهداف سازمان باشد. مدیران باید با توجه به عوامل شناساییشده در این تحقیق، ساختار سازمانی توانمند فراهم آورند که موجبات آزادی بیان، التزام به قانون و شایستهسالاری در سازمان را فراهم آورد.
واکاوی ابعاد و مولفههای مدل شایسته هراسی مدیران در سازمان
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.587315.1676
حمیدرضا امامی، امین نیک پور، زهرا شکوه، سهیلا شمس الدینی
چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و مولفههای مدل شایسته هراسی مدیران (مورد مطالعه: سازمانهای دولتی و خصوصی شهر کرمان) میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعهای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از مدیران سازمانهای دولتی و خصوصی شهر کرمان می باشند که افراد به روش نمونهگیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت سازمانهای دولتی و خصوصی و آشنایی کامل در این حوزه انتخاب شدند و مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. ابزار جمع آوری دادهها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانهای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون (مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) استفاده شد و فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبهها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که مدل تطبیقی شایسته هراسی مدیران در سازمانهای دولتی و خصوصی شهر کرمان شامل ابعاد: عوامل فردی – شخصیتی (ترس از دست دادن قدرت، ضعف اعتماد به نفس مدیریتی، خود برتر بینی و کوته فکری)؛ عوامل ساختاری – فرآیندی (نبود نظام جانشین پروری، ضعف سیستم ارزیابی عملکرد، فقدان مسیر شغلی شفاف، نبود بانک استعدادها)؛ عوامل فرهنگی – محیطی (فرهنگ رابطه مداری، سیاست زدگی اداری، تبار گماری و ضعف قوانین)؛ شیوهها و کنشهای شایسته ستیز (طرد سازمانی، بهحاشیه رانی، بیاعتبار سازی، توقف و بلوکه کردن) میباشد.
الگوی عوامل مؤثر در ارتقای کیفیت فعالیت های تربیتی مدرسه از دیدگاه کارشناسان تربیتی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 356-382
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.400698.1207
معصومه محمدآبادی، فهیمه کرد فیرزوجائی
چکیده پیشینه و اهداف: فعالیتهای تربیتی در کنار آموزشهای علمی، نقش بسزایی در پرورش نسل آینده و آماده سازی آنها برای زندگی در جامعهای ایدهآل دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی و شناسایی عوامل مؤثر در بهبود و ارتقای سطح کیفی فعالیتهای تربیتی مدرسه با نظر سنجی از کارشناسان تربیتی بوده است. روش: با توجه به روش جمعآوری اطلاعات، این پژوهش کیفی و پدیدار شناختی است مشارکت کنندگان در پژوهش شامل معاونین و مربیان پرورشی و کارشناسان در حوزه پرورشی در سال تحصیلی 1404-1403 در استان مازندران بودهاند. در بررسی صحت یافتهها از روش بررسی توسط اعضا استفاده شد. برای تعیین پایایی از روش پایایی بین دو کدگذار (توافق درون موضوعی) استفاده شد.
یافتهها: با توجه به نظر سنجی از مشارکت کنندگان نتایج نشان داد که عوامل مؤثر در ارتقای سطح کیفیت فعالیتهای تربیتی مدرسه شامل 33 نشانگر در شش بعد؛ سازماندهی سیستمی فعالیتهای آموزشی و فعالیتهای پرورشی مدرسه، عوامل درون مدرسهای، عوامل فرا مدرسهای و مدیران ارشد، برون سپاری فعالیتهای تربیتی، توانمند سازی معاونین و مربیان پرورشی، تعامل بین خانه و مدرسه، شناسایی شدهاند.
نتیجه: با توجه به نتایج بدست آمده لازم است که همه دستاندرکاران مدرسه از جمله معلمان و دبیران نیز خود را دخیل در امر فعالیتهای تربیتی مدرسه بدانند و کار خود را پیشبرد صِرف فعالیتهای آموزشی مدرسه نپندارند. همچنین به بهبود کیفیت فعالیتهای پرورشی مدرسه تأکید خاصی گردد، زیرا توجه خاص به کمیتها باعث غفلت از اثربخشی فعالیتها با توجه به رسالت و مأموریت اصلی آموزش و پرورش میگردد. نتایج این پژوهش میتواند برای ارتقای کیفیت عملکرد تربیتی مدارس مؤثر واقع شود.
شناسایی عوامل موثر جهت ارتقای سطح درس زبان عربی
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 361-375
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.485098.1434
محمدجعفر اصغری، محمد اسلم رئیسی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر جهت ارتقای سطح درس زبان عربی (مورد مطالعه: دانش آموزان متوسطه شهر کرمان) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، با رویکرد تحلیل محتوا می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران ، معلمان و خبرگان این حوزه می باشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، نظری انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوا و نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد ابتدا با استفاده از روش مقولهبندی فرعی و اصلی؛ کدهای مورد نظر استخراج شدند. براساس فرایند تحلیل محتوا، طی مراحل کدگذاری 47 مقوله فرعی و 9 مقوله اصلی شناسایی و دستهبندی شدند. نتایج حاکی از این است استفاده از روشهای نوین، خلاقانه و بهرهمند از ابزارهای فناورانه میتواند با برانگیختن حس کنجکاوی، اشتیاق و مشارکت دانشآموز بر میزان یادگیری درس عربی و ارتقای سطح زبانی آنها تاثیر گذار باشد.
ارائه مدل مدیریت تنوع عصبی نیروی انسانی در محیط اداری آموزش و پرورش استان گیلان
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 377-393
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.533061.1542
کبری شیخی، سعید باقرسلیمی، مراد رضایی دیزگاه
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل مدیریت تنوع عصبی نیروی انسانی در محیط اداری آموزش و پرورش استان گیلان می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 28 نفر از مدیران ارشد و رؤسای اداره کل؛ 2- رؤسای و معاونین شهرستآنها و مناطق؛ 3- رِئیس و معاون اداره استثنائی؛ 4-مشاوران مدارس و مشاوران شغلی؛ 5- مدیران منابع انسانی و مسئولان امور اداری و 6- کارمندان اداری سازمان می باشد و نمونه-گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای گردآوری و تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. برای تحلیل دادهها از نرم افزار2020 MAXQDA استفاده گردید. نتایج نشان داد که 8 کد هستهای و 33 شاخص از تحلیل مصاحبهها شناسایی شد. یافتههای تحقیق نشان می دهد که فرایندهای استخدامی موجود در نهاد فوق برای افراد با نارسایی توجه/بیش فعال، با مشکلاتی نظیر فقدان آگاهی کافی در مورد نیازهای ویژه این افراد، نبود سیاستهای شفاف ضد تبعیض، و طراحی محیطهای کاری غیرحمایتی روبهرو است. این پژوهش پیشنهاد میکند که برای بهبود شرایط اشتغال افراد دارای تنوع عصبی، این سازمان نیازمند بازنگری در فرآیندهای استخدامی و طراحی محیطهای کاری منعطف و حمایتی هستند.
استفاده از رویکرد تحلیل اسنادی در طراحی الگوی کنش اجتماعی کارکنان
دوره 8، شماره 3، پاییز 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.590048.1687
معصومه اعتمادیان، نسرین خدابخشی هفشجانی، حاجیه رجبی فرجاد
چکیده هدف این پژوهش استفاده از رویکرد تحلیل اسنادی درطراحی الگوی کنش اجتماعی کارکنان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، در گروه مطالعات توصیفی با رویکرد همبستگی و از نظر اجرا کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش را 11 نفر از خبرگان تشکیل دادند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوا و نرم افزار MAXQDA2020 استفاده شد. یافتهها نشان داد که کنش اجتماعی کارکنان پدیدهای چند بعدی است که تحت تأثیر عدالت، اعتماد، فرهنگ و هویت سازمانی شکل میگیرد. شرایط زمینهای مانند ساختار و فرهنگ سازمان، سطح خودمختاری و کانالهای ارتباطی، و شرایط مداخلهای مانند فشارها، فرسودگی و نظارتهای نهادی، نقش تعیینکنندهای در بروز کنش اجتماعی دارند. راهبردهای پیشنهادی برای ارتقای کنش اجتماعی شامل تقویت سرمایه اجتماعی، توانمندسازی کارکنان و نهادینهسازی عدالت و شفافیت سازمانی است. پیامد نهایی این کنشها افزایش رضایت شغلی، تعلق سازمانی، خلاقیت و سرمایه فرهنگی سازمان است. نتایج این پژوهش میتواند راهنمای عملی و نظری برای سازمانها و مدیران در جهت بهبود تعاملات اجتماعی و رفتارهای مسئولانه کارکنان باشد.
شناسایی پیشرانهای کلیدی توسعه منابع انسانی
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 368-398
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.583256.1660
مهدی آوینی، شمس السادات زاهدی، محمد منتظری
چکیده هدف این پژوهش شناسایی پیشرانهای کلیدی توسعه منابع انسانی پلیس راهور با رویکردآینده نگاری میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعهای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 نفر از مدیران پلیس راهور میباشند که به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت و آشنایی کامل در این حوزه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری دادهها، مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد و مصاحبه با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل با استفاده از روش تحلیل مضمون (مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) انجام شد. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبهها در نرمافزار MAXQDA 2018 انجام گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که پیشرانهای کلیدی توسعه منابع انسانی پلیس راهور با رویکردآینده نگاری شامل: فناوریهای نوین پلیس راهور، تحولات رفتاری و اجتماعی رانندگان، سیاستهای اقتصادی پلیس راهور، بازنگری قوانین پلیس راهور، همگرایی جهانی در مدیریت ترافیک، چالشهای جمعیتی و سالمندی، توسعه فرهنگ ترافیک، مطالبات عمومی از پلیس راهور، مدیریت شرایط اضطراری پلیس راهور، ایمنی ترافیک جادهای، تحول پایدار مدیریت ترافیک میباشد.
ارائه الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 383-408
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.565042.1608
حسین چناری، ابراهیم صالحی عمران
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، اساتید حوزه آموزش و مدیران آموزشی در وزارت بهداشت ، درمان و آموزش علوم پزشکی بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت آموزشی و آشنایی کامل در این حوزه انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون(مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر) انجام شد. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. نتایج نشان داد الگوی آموزش های مهارتی و حرفه ای مبتنی بر شایستگی در بخش وزارت بهداشت، درمان و آموزش علوم پزشکی شامل پنج بعد و 22مولفه می باشد که ابعاد آن عبارتند از: آموزشهای مهارتی و بالینی، آموزشهای حرفهای و اخلاقی، آموزشهای مدیریتی و سازمانی، آموزشهای فردی و توسعهای، آموزش مبتنی بر تکنولوژیهای نوین.
شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخشهای دولتی و غیردولتی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 385-404
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.539736.1563
حامد هادیان، یوسف احمدی، علیرضا فتحی زاده
چکیده هدف این پژوهش شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شهرستان سیرجان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران منابع انسانی بخش های دولتی و خصوصی سیرجان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرمافزار MAXQDA2020 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شامل: تغییرات در بازار کار (رقابت شدید برای جذب استعدادها، ظهور نسل جدید نیروی کار، کار هیبریدی)، تغییرات در فناوری (اتوماسیون و هوش مصنوعی، نیاز به مهارت های جدید)، تغییرات در ارزش های کارکنان (معنادار بودن کار، توسعه فردی، شایسته سالاری، تعادل بین کار و زندگی)، تغییرات در ساختار سازمانی (سازمان های مسطح، کار تیمی، انعطاف پذیری در نقش های شغلی)، تغییرات در انتظارات کارکنان (توسعه مهارت های نرم، مسئولیت اجتماعی، شفافیت و عدالت)، عوامل روانشناختی (سلامت روان، انگیزه و رضایت شغلی، احساس تعلق)، عوامل اقتصادی (حقوق و مزایا، امنیت شغلی)، فرهنگ سازمانی و محیط کار (رهبری اثربخش و مثبت، ارتباطات شفاف و باز، فرهنگ حمایتگر و مثبت، مدیریت تنوع، تعادل بین فرهنگ سازمانی و فرهنگ فردی، انصاف و برابری) می باشد.
الگوی بینش معلمان ابتدایی در آموزش برخط بارویکرد نظریه داده بنیاد
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 427-444
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.410010.1224
ریحانه بذرافشان دلیجان، محمد غفاری مجلج، سید جواد مرتضوی امیری
چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگوی بینش معلمان ابتدایی در آموزش برخط بارویکرد نظریه داده بنیاد میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل نخبگان و خبرگان در حوزه برنامه ریزی درسی و مدیریت آموزشی بوده و نمونه گیری به روش نمونه گیری هدفمند با نوع گلوله برفی صورت گرفته است. که در مجموع با 16 نفر از خبرگان مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و پژوهشگر در دادهها به اشباع نظری رسید. برای تحلیل دادههای به دست آمده از روش تحلیل استراوس کوربین استفاده شد که الگوی مذکور پس از مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی به صورت پارادیمی در 5 بعد شرایط علی، شرایط زمینهای، راهبردها، شرایط مداخله گر، پیامدها و مشتمل بر مؤلفه 17 شکل گرفت و حاصل آن در شرایط علی، توجه به انضباط آموزشی مستمر در حوزه آموزش آنلاین، وجود تعامل بین همکلاسیها ومعلم، تعهد آموزش برخط وارتباطات مشخص شده است. در بخش راهبردها مقوله مسیر راه آموزش برخط و در بخش مفاهیم برنامه محوری وگویه های برنامه ریزی پویا، تحقق اهداف حیطه شناختی و در بخش شرایط زمینهای در مفهوم آموزشی، فرصت شناسی آموزش برخط، شفافیت در کسب مهارتهای حرفهای، آموزش فناور محور ودر مفهوم شناخت منابع وتجهیزات، انطباق پذیری فنی مدارس، توانمندی در برنامه ریزی آموزش برخط و در مبحث پیامدها در مقوله علمی فنی و مفهوم شناختی ادراک تفکر بهنگام در تصمیم گیری، تقویت خودکارآمدی، تقویت خودنظارتی حرفهای استخراج شده است.
واکاوی شاخصهای انتخاب روش تدریس مناسب برای آموزش اصول حسابداری (1) به روش فراترکیب
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 445-475
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.426981.1283
حسین اسماعیل خانی، محمود معین الدین، فروغ حیرانی
چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی شاخصهای انتخاب روش تدریس مناسب برای آموزش اصول حسابداری (1) به روش فراترکیب میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، و به روش فراترکیب میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 9 نفر از خبرگان و اساتید حوزه آموزش حسابداری میباشد. با تحلیل مطالعات قبلی و استخراج ابعاد مؤثر از نرمافزار MAXQDA 2018، برای کدگذاری مقولهها استفاده شد که مقولهها به 8 مقوله محوری و 39 کدباز دستهبندی شدند سپس با استفاده از روش غربالگری فازی و با مشارکت خبرگان و اساتید، اهمیت هریک از مقولهها تعیین شد. نتایج نشان داد که از 39 مقوله مستخرج در مرحله فراترکیب، 21 مقوله دارای اهمیت زیاد و بسیار زیاد از نظر خبرگان میباشد. همچنین الویتبندی مقولهها نشان داد که شاخصهای زمان آموزش و دانش یا صلاحیت علمی استاد؛ معیارهایی با بالاترین سطح اهمیت برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، میباشند. یافتهها نشان میدهد که اساتید و مدرسان حوزه آموزش حسابداری برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، باید به شاخصهای مؤثر بر انتخاب روش تدریس مناسب توجه نموده و نقش با اهمیت شاخصهای مذکور را مدنظر قرار دهند؛ و با انتخاب روش تدریسی متناسب، موجب بهبود یادگیری و عملکرد دانشجویان شوند.
