نوع مقاله: مقاله پژوهشی (کیفی )
مدیریت منابع انسانی

الگوی کیفی تعاملات و پیامدهای مدیریت منابع انسانی مبتنی بر هوش مصنوعی

دوره 8، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.581008.1653

محمد میرزایی خالص، علیرضا روستا، آزاده اشرفی، حسن سلطانی

چکیده هدف این پژوهش الگوی کیفی تعاملات و پیامدهای مدیریت منابع انسانی مبتنی بر هوش مصنوعی می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، اکتشافی و از نظر اجرا کیفی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 18 نفر از اساتید دانشگاهی و مدیران و کارشناسان مدیریت منابع انسانی می باشد که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها نشان داد که تعداد 183 کد در قالب 28 مضمون پایه و 27 مضمون سازمان دهنده شناسایی شد. نتایج نشان داد که مدیریت منابع انسانی مبتنی بر هوش مصنوعی شامل چهار بعد اصلی است: «الگوریتم تعاملی در فرایند غربالگری مصاحبه» با مؤلفه‌های بهبود تعاملی مصاحبه‌ها، تطبیق هوشمند متقاضیان با شایستگی‌های سازمانی و تحلیل تعاملی داده‌های رزومه؛ «ارزیابی عملکرد پویا» با مؤلفه‌هایی نظیر ارزیابی تعاملی کیفیت کار، پیش‌بینی تعاملی عملکرد بلندمدت و بازخورد مستمر خودکار؛ «تعامل کارمند با سیستم یادگیری و توسعه» با مؤلفه‌های توصیه‌گر تعاملی مسیر شغلی، محتوای تطبیقی آموزشی و شبیه‌سازی مهارت‌های نرم؛ و «سیستم تعاملی برنامه‌ریزی منابع انسانی» با مؤلفه‌های تخمین نیروی کار، پیش‌بینی قصد ترک شغل و بهبود فرایندهای منابع انسانی. این ابعاد چهارگانه به طور مستقیم بر سه پیامد اصلی تأثیر می‌گذارند: «بهره‌وری عملیاتی» با تأکید بر خودکارسازی صدور احکام و کاهش زمان پردازش مرخصی؛ «بهبود تصمیمات منابع انسانی» با تأکید بر استانداردسازی بی‌طرفانه مصاحبه و نظارت بر داده‌های رفتاری؛ و «ارزش‌آفرینی منابع انسانی» با تأکید بر خلق ارزش مشترک و تمرکز بر اهداف استراتژیک.

مدیریت منابع انسانی

بررسی شکل گیری فرآیند استعفای خاموش در سازمان‌های دولتی

دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 175-192

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.576839.1627

غلامرضا تیزفهم فرد، بهاره خوشبخت، سارا دودانگه، محمود صمدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل شکل‌گیری استعفای خاموش کارکنان در سازمان‌های دولتی و ارائه مدلی مفهومی انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی و بر اساس رویکرد نظریه داده‌بنیاد طراحی گردید. داده‌ها از طریق ۱۷ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با کارکنان و مدیران سازمان‌های دولتی و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند انجام شد، فرآیند انتخاب مشارکت‌کنندگان تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل آن‌ها با استفاده از روش سه‌مرحله‌ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم‌افزار MaxQDA10 انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که استعفای خاموش حاصل تعامل پیچیده‌ای از عوامل علّی شامل بی‌عدالتی سازمانی، سبک رهبری نامناسب، محدودیت فرصت‌های رشد شغلی و فشار کاری، عوامل زمینه‌ای مانند فرهنگ سازمانی نامطلوب و ساختار بوروکراتیک، و عوامل مداخله‌گر شامل ویژگی‌های فردی کارکنان و میزان حمایت اجتماعی است. کارکنان در مواجهه با این شرایط، راهبردهایی همچون کاهش تلاش شغلی، سکوت سازمانی و تمرکز بر منافع فردی را اتخاذ می‌کنند که پیامدهایی نظیر کاهش رضایت شغلی، فرسودگی و کاهش بهره‌وری سازمانی را به دنبال دارد. نتایج پژوهش نه‌تنها به توسعه نظریه در حوزه رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند مبنایی برای طراحی سیاست‌ها و راهبردهای مدیریتی به منظور کاهش استعفای خاموش و ارتقای تعهد و انگیزش کارکنان در سازمان‌های دولتی باشد.

مدیریت منابع انسانی

الگوی مدیریت سبز منابع انسانی در راستای توسعه حرفه‌ای سازمانی مبتنی بر برنامه درسی محیط کار

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 181-207

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.467660.1395

حسین مومنی مهموئی

چکیده چکیده

هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت سبز منابع انسانی در راستای توسعه حرفه‌ای سازمانی مبتنی بر برنامه‌درسی محیط کار است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده‌ بنیاد انجام گرفت. جامعه‌ی آماری شامل کلیه کارگزاران اصلی دخیل در مدیریت منابع انسانی آموزش و پرورش، معلمان و متخصصان موضوعی (اساتید دانشگاه) بودند که از طریق نمونه‌گیری هدفمند از نوع ملاک ‌محور انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌ی نیمه‌ساختار‌یافته با در پژوهش شامل 10 نفر از معلمان، 8 نفر از کارشناسان آموزش و توسعه منابع انسانی آموزش و پرورش شهر مشهد، 8 نفر از اساتید دانشگاه جمع‌آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد همچنین برای کدگذاری داده‌ها از نرم افزار MAXQDa10 استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان‌دهنده‌ی سی مفهوم محوری و یازده مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل مدیریت مشارکتی تحول‌محور به عنوان مقوله‌ی محوری و شرایط علی (مشتمل بر مؤلفه‌های فرهنگ‌سازمانی، بومی‌سازی، کارراهه شغلی سبز و تعاملات)، عوامل زمینه‌ای (مشتمل بر مؤلفه‌هایی چون مبتنی بر برنامه‌درسی محیط کار، ارتقاء سواد اکولوژیک سازمانی، تضمین کیفیت سازمانی و عوامل ساختاری)، عوامل تسهیل‌کننده (مشتمل بر مؤلفه‌هایی چون نظارت سبز، انگیزه-سازی سازمانی و برنامه‌ریزی استراتژیک سبز در سازمان) و عوامل محدودکننده (مشتمل بر مؤلفه‌هایی چون چالش‌های ساختاری، چالش‌های آموزشی-مدیریتی و چالش‌های فرهنگی) مورد سازمان‌دهی قرار گرفت.

مدیریت آموزشی

طراحی الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 183-200

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.457722.1367

مهدی اولیایی، علی اکبر عجم، احمد اکبری، تورج فلاح مهنه

چکیده هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی و روش آن کیفی و از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از اساتید دانشگاهی و خبرگان علمی پژوهشی با رشته تحصیلی مدیریت دولتی و مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش در شهرستان تربت حیدریه می باشند که با نمونه گیری نمونه‌گیری هدفمند وابسته به معیار انتخاب انتخاب شدند و انتخاب نمونه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته می‎باشد. اعتبار داده های پژوهش از طریق بازگشت به مشارکت کنندگان و ممیزیان بیرونی بررسی و تایید شد. برای تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل مضمون و از نرم افزارAtlas ti8 استفاده گردید. نتایج حاکی از آن است که 4 مضمون سازمان دهنده: مدیریت عمل گرا، مدیریت دانشی، مدیریت سازمانی و مدیریت تیمی شناسایی و تایید شد و نتایج نشان داد که عناصر مولفه های الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش، مدیریت دانشی، مدیریت سازمانی و مدیریت تیمی و مدیریت عمل گرا می‌باشند.

مدیریت

طراحی الگویی از پیشایندهای شادکامی سازمانی با رویکرد ترکیبی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 184-206

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.509176.1486

سعید امامقلی زاده، مرتضی موقر، زهرا کاظمی سراسکانرود

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی از پیشایندهای شادکامی سازمانی با رویکرد ترکیبی می‌باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، یک تحقیق بنیادی و کاربردی و از حیث هدف، یک تحقیق اکتشافی، از نوع تحقیقات ترکیبی می‌باشد. این پژوهش با استفاده از تحلیل شبکه‌ی کتاب سنجی پیشینه ی تحقیقاتی موجود منتشر شده بین سال‌های 1969 تا 2022 و استراتژی فراترکیب انجام گرفته است. مرور جامع 204 مقاله به شناسایی عملکرد کنشگران علمی مانند مناسب ترین نویسندگان و مناسب ترین منابع کمک کرد. علاوه براین، تحلیل هم نویسندگی و همرخدادی با استفاده از نرم افزار VOSviewer، شبکه ی مفهومی و عقلانی را پیشنهاد کرد. در روش فراترکیب ابتدا با تعیین واژه های کلیدی مرتبط با شادکامی، مقالات داخلی و خارجی جمع آوری شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ تناسب، تعداد 72 مقاله از بین 120 مقاله برای بررسی انتخاب شدند. عوامل تشکیل دهنده شادکامی سازمانی و عوامل مؤثر بر شادکامی سازمانی که در این مقالات معرفی شده بودند، استخراج شدند. بر اساس نتایج استحراج شده مهم‌ترین ابعاد تشکیل دهنده شادکامی سازمانی شامل ابعاد فیزیکی، روانی، معنوی و ذهنی است. عوامل مشترک در قالب مقولات دسته بندی شدند و در نهایت الگوی پیشایندهای شادکامی سازمانی ترسیم گردید.

مدیریت منابع انسانی

واکاوی ابعاد و مولفه های مدل توسعه یافته جانشین پروری مبتنی بر شایستگی در سازمان های آموزش محور با رویکرد فراترکیب

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 193-220

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.384659.1160

مهدی خداپرست، داود کیاکجوری، سید جواد مرتضوی امیری، سیداحمد جعفری کلاریجانی

چکیده هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مولفه های مدل توسعه یافته جانشین پروری مبتنی بر شایستگی درسازمان های آموزش محور با رویکرد فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمع‌آوری داده‌ها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می‎باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه مطالعات انجام‌شده در بازه زمانی برای پژوهش‌های لاتین از سال 2022-1990 و پژوهش های فارسی 1384 تا 1401می‌باشد، در این راستا 282 پژوهش در زمینه موضوع موردنظر ارزیابی و درنهایت 41 مقاله به‌صورت هدفمند انتخاب گردید. استخراج مولفه ها و شاخصها از بررسی پیشینه و مبانی نظری به دست آمد و سپس برای تحلیل از کدگذاری استفاده شد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش فراترکیب و سپس از طریق کدگذاری باز و محوری و انتخابی و از نرم‌افزار MAXQDA 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که 7 کد 53 مفهوم و 24 مقوله تعیین و شناسایی شد که کدها شامل (شایستگی ها و توانایی‌های کلیدی, تعیین خط مشی جانشین بروری, بسترسازی ارزشی, حمایت و پشتیبانی سازمانی, برنامه ریزی استراتژیک در حوزه جانشین پروری, شناسایی استعدادها و تشکیل خزانه استعدادها, آموزش و بهسازی استعدادها) می باشد.

مدیریت منابع انسانی

شناسایی و اعتبار سنجی عوامل استرس‌زای شغلی کارکنان شرکت توزیع برق استان ایلام

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 194-218

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429921.1297

اردشیر شیری

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی و اعتبار سنجی عوامل استرس­زای شغلی در میان کارکنان شرکت توزیع برق استان ایلام انجام شده است. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از جهت ماهیت آمیخته اکتشافی (کیفی - کمی) است که در مرحله کیفی، از استراتژی تحلیل مضمون و مرحله کمی از پژوهش توصیفی- پیمایشی بهره گرفته است. جامعه آماری در بخش کیفی صاحب نظران سازمانی که با نمونه­گیری هدفمند 16 مصاحبه عمیق تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. در بخش کمی جامعه آماری مدیران و کارکنان شرکت توزیع برق استان ایلام که با استفاده از جدول مورگان تعداد 212 نفر به عنوان نمونه به شیوه تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزار تحقیق از روایی و پایایی مناسب برخوردار است. به منظور تحلیل داده‌های کمی از تحلیل عاملی، با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. از یافته­های پژوهش 7 مضمون فراگیر و 22 مضمون اصلی شناسایی شد. این مضامین عبارتند از: عوامل فردی (گرانباری نقش، کم تجربه بودن و انتظارات شخصی)، عوامل گروهی و بین فردی (تعارض درون گروهی، منفعت گرایی و هنجار گروهی)، عوامل شغلی (استقلال شغلی، ماهیت شغل و تسهیل‌گرهای شغلی)، عوامل مدیریتی (شیوه تعامل مدیران، ویژگی‌های مدیران و سبک رفتاری مدیران)، عوامل اداری و ساختاری (جبران خدمات، برنامه‌ریزی منابع انسانی، فضا و تجهیزات، مسائل اداری و مقررات کنترلی)، عوامل فرهنگی و جو سازمانی (جو سازمانی، فرهنگ سازمانی) و عوامل محیطی (عوامل اجتماعی و سیاسی، حوادث غیر مترقبه و عوامل اقتصادی).

مدیریت آموزشی

شناسایی و واکاوی راهبردهای آموزش الکترونیکی معماری مبتنی بر نظریه یاددهی ساختگرا: رویکرد فراترکیب

دوره 8، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.586776.1674

مریم سررشته دار عمرانی، مهران خیراللهی، حسن رضایی، مهدی صحراگرد

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی و واکاوی راهبردهای آموزش الکترونیکی معماری مبتنی بر نظریه یاددهی ساختگرا با رویکرد فراترکیب می باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع کاربردی و از منظر ماهیت دادهها و روش تحلیل، کیفی و از لحاظ شیوه جمعآوری اطلاعات در زمره مطالعات اسنادی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل مقالات علمی در حوزه آموزش/یادگیری الکترونیکی، آموزش/یادگیری معماری، نظریه یاددهی ساختگرا و مدیریت استراتژیک است که در دو پایگاه علمی استنادی بین المللی WoS و Scopus منتشر شده بودند. با جستجو در پایگاههای اطلاعاتی، از 963 مقاله مرتبط انتشاریافته در بازه زمانی ژانویه 2015 لغایت آوریل 2025، 18 مقاله واجد شرایط پس از بررسی و غربالسازی طبق دستورالعمل پریزما و اعتبارسنجی با ابزار برنامه مهارتهای ارزیابی نقادانه، بازیابی شدند. برای تحلیل محتوای کیفی مقالات از الگوی هفت مرحلهای سندلوسکی و باروسو بهره گرفته شد. با بررسی، ترکیب، تجمیع و تفسیر محتوا و کدگذاری باز و محوری یافتههای این مقالات، در مجموع 46 کد (مفهوم)، 21 مقوله فرعی و 12 مقوله اصلی شناسایی شد. یافتههای پژوهش نشان داد که راهبردهای آموزش الکترونیکی معماری مبتنی بر نظریه یاددهی ساختگرا در سه گروه راهبردهای زمینهای، اجرایی یا مبتنی بر فناوری سازماندهی میشوند. نتایج نشان داد که استفاده اثربخش از فناوری در آموزش و گذار موفقیتآمیز به آموزش الکترونیکی در معماری مستلزم شناخت سیاستگذاران از راهبردهای مذکور بوده و جاریسازی آنها در مراکز علمی، تسهیلگر و زمینهساز تحقق اهداف رویکرد ساختگرایی در آموزش معماری است.

مدیریت منابع انسانی

طراحی الگوی پرورش تاب‌آوری سازمانی براساس مؤلفه‌های چابکی سازمانی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 176-195

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455051.1358

حیدر کدیور زینکانلو، غلامعباس شکاری، سعید امام قلی زاده

چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی پرورش تاب‌آوری سازمانی براساس مؤلفه‌های چابکی سازمانی (مطالعه موردی شعب بانک سپه استان خراسان شمالی) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 11 نفر از مدیران بانک سپه استان خراسان شمالی می‌باشد. حجم نمونه با روش نمونه­گیری، هدفمند انجام شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی و مدل پاردایمی ساخته شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تکنیک داده بنیاد و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان از انواع عوامل علی، پدیده محور، راهبردها، مداخله گر، زمینه‌ای و پیامدها بوده که با توجه به رویکرد تحقیق، مدل تحقیق در سطح ابعاد و مؤلفه‌های مورد بررسی و اعتبار سنجی در مرحله کیفی انجام پذیرفت. عوامل علی شامل فرهنگ سازمانی منعطف، عوامل محوری شامل پرورش تاب آوری سازمانی براساس مؤلفه‌های چابکی سازمانی، عوامل راهبردی شامل توسعه استراتژی‌ها، عوامل مداخله گر شامل فرآیند تغییر، عوامل زمینه‌ای شامل بهبود فرآیندها و ارتباطات در سازمان و پیامد شامل چابکی بوده است.

مدیریت آموزشی

شناسایی ابعاد و مولفه‌های سیاه چاله های سازمانی در نظام آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 214-234

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.508857.1485

زکیه امینی، رویا افراسیابی، بهرنگ اسماعیلی شاد

چکیده مطالعه حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه‌های سیاه چاله‌های سازمانی در نظام آموزشی دانشگاه‌های علوم‌پزشکی در سال 1403 انجام گردید. 20 مصاحبه نیمه‌ساختارمند با اعضای هیئت‌علمی و مدیران حوزه آموزش در دانشگاه‌های علوم پزشکی انجام شد. از روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف با حداکثر تنوع استفاده گردید و تا دستیابی به مرحله اشباع داده‌ها ادامه یافت. مصاحبه‌ها بین 30 تا 90 دقیقه بود. نتایج با روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 آنالیز شد. ارزیابی اعتبار و اطمینان اطلاعات بر اساس ملاک‌های لینکلن و گوبا انجام گردید. از تجزیه و تحلیل مصاحبه‌ها، کدها استخراج شد و 23 مفهوم اولیه شکل گرفت. با ادغام مفاهیم با معنای نزدیک به هم، هشت مقوله اصلی سیاهچاله‌های دانش، منابع انسانی، منابع غیرانسانی، مدیریت، ساختار سازمانی پیچیده، سیاستگذاری خودکامه و غیرپاسخگو، قوانین و دستورالعمل ها و خلاء فرهنگی به وجود آمد. یافته‌های پژوهش بیانگر این است که سیاه چاله‌های مختلفی در ناکارآمدی نظام آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی تاثیر‌‌‌گذار است که نادیده انگاشتن آنها منجر به هدر رفتن منابع عمومی مختلف اعم از مالی و انسانی شده و روند رشد و توسعه را در کشورمان کند کرده است. لذا، تشخیص آنها و تدوین سیاستهای مطلوب و کارآمد نیازمند رویکرد نظام‌مند مدیران و صاحبنظران حوزه آموزش است.

مدیریت منابع انسانی

الگوی مدیریت خودشیفتگی کارکنان دانشی با رویکرد تحلیل مضمون

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 217-232

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535577.1549

جواد شاه محمدی، آزاده اشرفی، فرزاد آسایش، علیرضا روستا

چکیده هدف پژوهش حاضر الگوی مدیریت خودشیفتگی کارکنان دانشی با رویکرد تحلیل مضمون می‌باشد. روش پژوهش از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از اساتید دانشگاهی و مدیران و خبرگان مدیریت دولتی می‎باشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. این نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و با نرم‌افزار MAXQDA، انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که داده‌ها به‌صورت نظام‌مند کدگذاری شدند و در مرحله نخست، ۲۵۴ کد اولیه، در قالب ۶۲ مضمون پایه و ۲۰ مضمون پایه سازمان‌دهنده استخراج و طبقه‌بندی شدند. در نهایت، پنج مضمون فراگیر به‌عنوان ابعاد اصلی مدل مفهومی پژوهش شناسایی گردید که عبارت‌اند از: هدایت اخلاقی، مداخله مدیریتی، آموزش‌های فردی، حرفه‌ای‌گرایی و خودمدیریتی اخلاقی. به طور کلی مدیریت رفتار خودشیفتگی کارکنان دانشی در سازمان‌ها نیازمند توجه هم‌زمان به هدایت اخلاقی، مداخله مدیریتی، آموزش‌های فردی، حرفه‌ای‌گرایی و خودمدیریتی اخلاقی است. این ابعاد پنج‌گانه چارچوبی منسجم برای ارتقای کنش‌های اخلاق‌محور در سطوح فردی و سازمانی فراهم می‌کنند.

مدیریت منابع انسانی

ارائه الگوی بهره وری منابع انسانی مبتنی بر رفتارهای سیاسی کارکنان با رویکرد ساختاری-تفسیری

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 230-250

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.493247.1454

جعفر غفاری، پروانه گلرد، غلامرضا معمارزاده طهرانی، جمشید صالحی صدقیانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بهره وری منابع انسانی مبتنی بر رفتارهای سیاسی کارکنان با رویکرد ساختاری-تفسیری می‌باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از اساتید خبره دانشگاهی و همچنین مدیران ارشد سازمان‌های بخش عمومی در ایران که زمینه علمی و تجربی آنان در حوزه مدیریت منابع انسانی، رفتار سازمانی دارند, می‌باشد. روش جمع اوری داده‌ها بوسیله پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از نرم افزار MICMAC استفاده شد. نتایج نشان داد که مقوله "پیامدهای بهره‌وری منابع انسانی" در سطح اول مدل قرار گرفته‌ است و این به معنای آن است که این مقوله تأثیرپذیرترین عامل می‌باشد که از همگی عوامل دیگر تأثیر پذیرفته و بر عاملی تأثیر نمی‌گذارد. همچنین مقوله "بهره‌وری منابع انسانی در بخش عمومی" در سطح دوم قرار گرفته است که بر مقوله سطح اول تأثیر گذاشته و از مقوله سطح سوم تأثیر می‌پذیرد. در عین حال، مقوله "کُنش‌گران بهره‌وری منابع انسانی" و مقوله "رفتارهای سیاسی" در سطح سوم مدل قرار گرفته‌اند که بر عوامل موجود در سطح دوم تأثیر می‌گذارند و از عوامل موجود در سطح چهارم اثر می‌پذیرند. در سطح چهارم نیز مقوله "پیشران‌های رفتارهای سیاسی" قرار گرفته‌اند که تأثیرگذارترین عوامل در بین عوامل موجود در مدل پژوهش می‌باشند.

مدیریت

شناسایی و سطح بندی عوامل مؤثر بر پذیرش مدل تعالی در دانشگاه آزاد اسلامی

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 231-258

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.419895.1250

سیده سمیه موسوی سیاه دله، صمد جباری اصل، موسی رضوانی چمن زمین

چکیده هدف این پژوهش شناسایی و سطح بندی عوامل مؤثر بر پذیرش مدل تعالی در دانشگاه آزاد اسلامی با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت، اکتشافی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از اساتید رشته مدیریت دانشگاه‌های آزاد استان گیلان هستند. از روش نمونه‌گیری نظری استفاده گردید. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. به منظور تحلیل داده‌ها از روش تحلیلتم و به منظور سطح‌بندی معیارهای شناسایی شده، از روش مدلسازی ساختاری تفسیری در نرم افزار MACMIC استفاده شد. نتایج تحلیل داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها کشف سه عامل اصلی شامل: عوامل مدیریتی، عوامل بیرونی، و عوامل نگرشی-رفتاری و 24 شاخص فرعی بود که در قالب سه عامل مذکور دسته بندی شدند. نتایج سطح بندی شاخص‌های فرعی شناسایی شده نیز نشان داد که عواملی چون ضعف در سیاستگذاری های کلان، ضعف در پیش بینی منابع مالی مشخص و فرهنگ پایین بکارگیری مدل تعالی در دانشگاه‌ها (مربوط به دسته عوامل بیرونی)، تدوین و اجرای استراتژی‌های مؤثر جهت اجرای مدل تعالی در شعب دانشگاه و همچنین شناخت صحیح وضع موجود و نیازها (مربوط به دسته عوامل مدیریتی) و سودمندی استفاده از مدل در ارتقاء شغلی مجریان (مربوط به دسته عوامل نگرشی- رفتاری) از مهم‌ترین شاخص‌های مؤثر بر روش مدل تعالی در دانشگاه آزاد اسلامی هستند.

مدیریت منابع انسانی

طراحی مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 221-248

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.491532.1448

محمد علی صادقی، عباس بابایی نژاد، رضا زینل زاده، مهدی محمد باقری

چکیده چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل گمرکات و داراه کل مالیات استان هرمزگان می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا کیفی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 19 نفر از خبره از مدیران و خبرگان و اعضا هیات علمی، مدیران اداره کل گمرکات و داراه کل مالیات استان هرمزگان در مبحث هوشمندی رفتار کارکنان می‌باشد. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می‎باشد. برای شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های هوشمندی رفتار کارکنان مصاحبه‌های مفصل و عمیقی با متخصصان دانشگاهی و مدیران اداره کل گمرکات و داراه کل مالیات استان هرمزگان انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل مضمون و نرم افزار NVIVO ویراست 11 استفاده شد. نتایج نشان داد مفاهیم استخراج‌شده مربوط به مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل گمرک و اداره کل مالیات استان هرمزگان شامل 92 کُد اولیه، 24 مضمون پایه و 8 مضمون سازمان‌دهنده رفتار شهروندی سازمانی، رفتارهای کاری مخرب، رفتارهای برنامه‌ریزی‌شده، رفتارهای کنش گرای استراتژیک، رفتارهای سیاسی، رفتارهای ضد تولید، رفتارهای اخلاقی و رفتارهای اجتماعی مطلوب می‌باشد.

مدیریت

ارائه مدلی در راستای پیشگیری و کاهش فساد اداری کارکنان و تاثیر آن بر عملکرد سازمان

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 232-255

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.465868.1392

حسین رنجبر، مجتبی ابراهیمی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی پیشگیری و کاهش فساد اداری کارکنان سازمانهای اداری و تأثیر آن بر عملکرد سازمان می‌باشد. در این پژوهش بمنظور دستیابی به هدف تحقیق از روش پژوهش کیفی استفاده شده و از حیث هدف در دسته مطالعات توسعه‌ای قرار می‌گیرد. جامعه پژوهش مشتمل بر متون بر نهج البلاغه، قرآن کریم، احادیث معتبر و مقالات منتشره معتبر در نشریات علمی جهان بوده که پس از غربالگری 30 مقاله انتخاب گردیده است. بنابراین با بهره گیری از روش گرندد تئوری به استخراج مؤلفه‌های مدل کاهش فساد اداری که مشتمل بر پیشایندها، پیامدها و تهدیدکننده‌های فساد اداری پرداخته شده است. فساد اداری به عنوان یکی از عمومی‌ترین گونه‌های فساد، مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است و با این ویژگی نه به زمان خاصی تعلق دارد و نه به جامعۀ خاصی مربوط می‌شود. فساد اداری، پدیده‌ای نوین نیست؛ پیدایش و گسترش آن، قدمتی به اندازة تاریخ اجتماعات بشری و تاریخ سازمان‌ها و نهادها دارد. برخی از پژوهشگران، فساد اداری را «سرطان اجتماعی» نامیده‌اند. این پدیده، پیامدهای منفی بسیاری به همراه دارد از جمله اینکه بر رشد اقتصادی تأثیرگذار است. سرمایه گذاری خارجی را با مانع رو به رو می‌سازد. سطح سرمایه انسانی را کاهش می‌دهد و اعتماد نسبت به نهادهای دولتی و خصوصی را از بین می‌برد. یافته‌های این مقاله به شناسایی متغیرهای زمینه ساز، موامل مؤثر، متغیرهای بازدانده و پیامدها کاهش فساد اداری در سازمان‌های دولتی انجامیده است.

مدیریت

طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 233-251

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568227.1614

هادی افشین، زهرا شکوه، زهرا انجم شعاع، حجت طالبی، امین نیکپور

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی شهر کرمان می‌باشد. جامعه پژوهش شامل 21 نفر از مدیران و خبرگان حوزه رهبری تضایف گرایانه، اعضا هیات علمی، مدیران و کارشناسان ادارات دولتی شهر کرمان می‎باشد که براساس نمونه‌گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده‌ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه عمیق نیمه‌ساختاریافته می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته‌های تحلیل شبکة مضامین نشان داد 10 مضمون (سازمان‌دهنده) و 26 مضمون پایه و 86 کد اولیه مؤلفه‌ها و مقوله‌های رهبری تضایف گرایانه هستند. مضامین (سازمان‌دهنده) در قالب‌10 بعد ارائه شد که عبارت‌اند از: «اعتماد سازمانی، عدالت سازمانی، نوآوری و خلاقیت سازمانی، بهبود تعهد و رضایت شغلی، ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، رفتار مسئولانه با کارکنان، حمایت هیجانی و روانی، بازخورد مثبت و رشد فردی، تقویت هم‌افزایی گروهی، شفافیت اداری» به‌دست آمد. تئوری رهبری تضایفگرا، به تجربیات و ویژگی‌های رهبران در ایجاد و رشد توانمندی‌های آنان مؤثر بوده و به عدالت اجتماعی، فراگیر بودن شخصیت رهبران زن در سازمان توجه ویژه‌ای دارد و به وسیله آن می‌توان دانش پایه رهبری در سازمان را توسعه داد.

مدیریت آموزشی

ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 235-253

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.528318.1521

محمد ناجی، اسداله علیرضایی

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در مراکز آموزش عالی استان کرمان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران مراکز آموزش عالی استان کرمان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت آموزش عالی و آشنایی کامل در این حوزه انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون(مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر) انجام شد. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرم‌افزار تحلیل داده‌های کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی شامل ابعاد: بینش دیجیتال(آگاهی از روندها و فناوری‌های دیجیتال، تدوین و تبیین استراتژی دیجیتال، آینده‌نگری و نوآوری دیجیتال)، شایستگی‌های دیجیتال(سواد دیجیتال، تفکر تحلیلی و مبتنی بر داده، مدیریت ریسک و امنیت دیجیتال)، رهبری دگرگون ساز(ایجاد چشم‌انداز مشترک، توانمندسازی و مشارکت، حمایت و مربیگری)، چابکی و سازگاری(انعطاف‌پذیری و تحمل ابهام، رویکرد چابک، یادگیری مستمر و سازگاری) و فرهنگ دیجیتال(ترویج فرهنگ نوآوری و آزمایش، همکاری و ارتباطات دیجیتال، مشتری‌محوری دیجیتال) می باشد.

مدیریت آموزشی

واکاوی ابعاد و مولفه های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 251-273

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510924.1492

زهرا شیخ محمدی، سیده خدیجه معافی مدنی، زهره شکیبایی

چکیده این پژوهش با هدف واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش انجام شد. روش پژوهش کیفی با تمرکز بر رویکرد داده بنیاد است. جامعه آماری شامل متخصصان، اساتید و خبرگان مطلع در حوزه مدیریت بازرگانی و مدیریت آموزشی بود که به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی تعداد 13 نفر برگزیده شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه متمرکز بوده که با استفاده از نرم افزار (MAXQDA) و با به کار گیری روش کدگذاری تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل متون مصاحبه،41 شاخص فراهم آورد که در قالب ارکان مدل پارادایمی بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که مفهوم بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش شامل مؤلفه‌های گسست تقاضای بازار آموزش و پرورش، سرکوب عرضه بازار آموزش و پرورش، افزایش شکاف طبقاتی، افزایش شکاف بین‌نسلی، گسست امید به آینده، افزایش شکاف درون ‌نسلی، سیاست‌زدگی، محوریت پرسونای مشتریان، تولید محتوای مشتری‌محور، نظام آموزش و پرورش قابل پیکربندی مجدد، بازاریابی رابطه‌مند، بازاریابی مشارکتی، از بین‌رفتن نظام آموزش و پرورش برنامه‌محور، پدیدارشدن نظام آموزش و پرورش بازارمحور بود. همچنین بازاریابی آموزشی خود متأثر از شرایط علّی (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل زمینه‌ای (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل مداخله گر (7 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل محوری (13 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل راهبردی (8 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل پیامدی (5 مفهوم در قالب 2 مقوله) بوده است.

مدیریت آموزشی

تبیین و طراحی الگوی پیوند یادگیری سازمانی سه‌سطحی و چرخه مدیریت بحران در آموزش‌های ضمن خدمت با رویکرد تاب‌آوری سازمانی

دوره 8، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.588137.1680

منیژه تاج آبادی فراهانی، مجتبی معظمی، نازنین بنی اسدی

چکیده هدف پژوهش حاضر تبیین و طراحی الگوی پیوند یادگیری سازمانی سه‌سطحی و چرخه مدیریت بحران در آموزش‌های ضمن خدمت با رویکرد تاب‌آوری سازمانی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 22 نفر از خبرگان و متخصصان حوزه‌های مدیریت آموزشی، یادگیری سازمانی و مدیریت بحران می‎باشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند و روش گلوله برفی می باشد. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون که شامل کدگذاری باز، محوری با نرم‌افزار ATLAS Ti، انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد بازآفرینی آموزش ضمن‌خدمت در سه فاز آمادگی، مهار و یادگیری قابل‌تبیین است؛ به‌طوری که شناسایی سیگنال‌های ضعیف با فناوری‌های نوین در فاز آمادگی، تبدیل دانش میدانی به سناریوهای آموزشی در فاز مهار، و مدیریت غیرمتمرکز همراه با زبان مشترک سازمانی نقش کلیدی در تقویت یادگیری و جلوگیری از فراموشی سازمانی دارد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد آموزش‌های ضمن‌خدمت موجود به دلیل تمرکز بر یادگیری سطحی، در شرایط بحران کارایی کافی ندارند. برای ارتقای پایداری سازمانی، لازم است این آموزش‌ها به سمت یادگیری عمیق، تجربه‌محور و سناریومحور حرکت کنند. تحقق این امر مستلزم گذار مدیریتی به رویکردهای آینده‌نگر و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در مدیریت سرمایه انسانی است.

مدیریت آموزشی

بازشناسی ابعاد و مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به منظور دستیابی به مدل مناسب

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 249-268

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.488147.1439

محمود نوری، کلثوم نامی، مهدی باقری

چکیده هدف پژوهش حاضر بازشناسی ابعاد و مولفه‎های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به منظور دستیابی به مدل مناسب می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و نظریه داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران و معاونان مجرب و نمونه مدارس می باشد و نمونه ها از روش نمونه گیری بصورت گلوله برفی انتخاب شدند و نمونه گیری تا جایی تداوم یافت که پژوهش به اشباع و کفایت نظری رسید. به منظور گرد آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. با استفاده از نتایج حاصل از بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش و تجزیه و تحلیل محتوای مصاحبه ها، ابعاد مسئولیت‌پذیری اجتماعی مدارس شناسایی شده و طی ۳ مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی الگوی مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه در 6 مقوله اصلی شرایط علّی، پدیده محوری (کنکاش مؤلفه ها و ابعاد مسئولیت‌پذیری اجتماعی مدارس: شامل ۳ مقوله اصلی اهداف، ویژگیها، شیوه اجرا و 6 مقوله فرعی)، شرایط علّی، راهبردها، زمینه ها، شرایط مداخله‎گر و پیامدهای مسئولیت‌پذیری اجتماعی جهت بهره‎برداری در مدارس ارائه شد. نتایج این پژوهش نشان می‎دهد؛ مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به ذی نفع اصلی و محوری آن یعنی دانش آموز بر میگردد. سازمانها از جمله سازمانهای آموزشی مانند مدرسه در شبکه‎ای از رابطه با ذی نفعان قرار دارند که شناخت و روش تعامل با گروه‎های ذی نفع در فعالیت سازمان حائز اهمیت است.

مدیریت آموزشی

الگوی یادگیری مبتنی بر رویکرد حل مسئله برای مدیران مدارس ابتدایی: یک مطالعه فراترکیب

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 254-276

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.529163.1532

عاطفه جواد زاده، زینب گلزاری، زهرا طالب

چکیده پژوهش حاضر با روش فراترکیب، به طراحی الگویی نظام‌مند برای آموزش مدیران مدارس ابتدایی با رویکرد حل مسئله بر اساس رویکرد هفت مرحله‌ای سندولوفسکی و همکاران (2007) اقدام کرده است. جامعه مطالعاتی این پژوهش شامل کلیه مقالات منتشرشده با دسترسی کامل در بازه زمانی 2010 تا 2024 به زبان‌های فارسی و انگلیسی بود که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و اعمال معیارهای ورود (زمان انتشار، زبان مقاله و حوزه موضوعی)، 41 مقاله به‌عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها از کدگذاری اکتشافی در سه سطح کد باز، مقوله و مؤلفه استفاده شد. ارائه یافته‌ها در قالب شیوه‌های جدول‌بندی یافته‌ها و مدل مفهومی انجام شد؛ لذا از جداول برای نمایش نظام‌مند یافته‌ها، مانند جدول‌های استخراج اطلاعات، جدول‌های ارائه یافته‌های کدگذاری، جدول ارائه نتایج کنترل کیفیت و از مدل مفهومی جهت ارائه الگو اقدام شده است. یافته‌ها منجر به شناسایی 62 کد باز، 12 مقوله و سه مؤلفه اصلی (مسئله‌سازی، مسئله شناسی و مسئله گشایی) شد که در نهایت یک الگوی طبقه‌بندی-فرآیندی ارائه گردید. در این الگو، مسئله‌سازی به‌عنوان درونداد، مسئله شناسی به‌عنوان فرآیند اصلی و مسئله گشایی به‌عنوان برونداد در نظر گرفته شد. اعتبار یافته‌ها از طریق بازبینی توسط همکاران تائید شد که نشان‌دهنده قابلیت کاربست این الگو در طراحی و اجرای دوره‌های آموزشی مدیران مدارس ابتدایی است. نوآوری پژوهش در ارائه یک الگوی نظام‌مند آموزشی برای مدیران مدارس است که حاصل تلفیق یافته‌های مطالعات پیشین در حوزه آموزش سازمانی با تأکید بر رویکرد حل مسئله است.

مدیریت منابع انسانی

ارائه الگوی خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان دانشگاه پیام نور

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 254-270

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.526576.1518

عباس عطاپور، علیرضا منظری توکلی، سنجر سلاجقه، زهرا انجم شعاع

چکیده هدف‌پژوهش‌حاضر، ارائه الگوی خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان دانشگاه پیام نور با رویکرد داده بنیاد می باشد. پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعه‌ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت داده‌ها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان می‌باشد. نمونه‌برداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع داده‌های مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبه‌ها‌ی نیمه ساختاریافته جمع‌آوری و نمونه‌گیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد . اطلاعات به دست امده با نرم افزار Nvivo مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان با رویکرد داده بنیاد, شامل عوامل علی(شایستگی های رهبر ، شایستگی های نیروی انسانی ، شایستگی های سازمان و انگیزش عاملان دانشگاهی)، عوامل زمینه ای(ساختار دانشگاه ، جو دانشگاه ، تکنولوژی دانشگاه)، عوامل مداخله گر(شرایط فرهنگی، شرایط اقتصادی ، شرایط اجتماعی و شرایط سیاسی)، راهبردها (تبیین چشم انداز، اهداف و ماموریت، توانمندسازی ، بهینه سازی و تسهیل فرآیندها، ایجاد نظام تضمین کیفیت، ایجاد نظام شایسته سالاری، استقرار نظام پاسخگویی، ایجاد انگیزش و توسعه ارتباطات و تعاملات) و پیامدها(پیامدهای فردی، پیامدهای دانشگاهی) می باشد.

مدیریت آموزشی

طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 274-293

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455239.1361

ارژنگ خشنودی، مسعود امامی نژاد، مژگان محمدی نائینی

چکیده هدف این پژوهش طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی (مورد مطالعه: مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و دارای رویکرد استقرائی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان می‌باشد. حجم نمونه با روش نمونه­گیری، هدفمند انجام شد و مصاحبه­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‎ ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل مضمون و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان از تأثیر عوامل، منابع آموزشی مناسب، متخصصین و کارآفرینان، تشویق به تفکر خلاقانه و نوآوری، فراهم کردن فرصت‌های عملی، ارزیابی و بازخورد منظم، پرورش مهارت‌های ارتباطی و همکاری، آموزش مدیریت زمان و منابع، توانایی حل مسائل، آموزش مهارت‌های فنی و تخصصی، تشویق به تفکر انتقادی می‌باشد.

مدیریت منابع انسانی

شناسایی مؤلفه‌های الگوی توانمندسازی کارکنان نظام اداری برمبنای هوشمندی سازمانی ‌و روابط بین فردی

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 292-314

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.396991.1194

فاطمه خوشحال، علیرضا سرگلزایی، زهرا وظیفه

چکیده هدف ­پژوهش ­حاضر، شناسایی مؤلفه‌های الگوی توانمندسازی کارکنان نظام اداری برمبنای هوشمندی سازمانی ­و روابط بین فردی درصنعت برق استان سیستان و بلوچستان می‌باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد کیفی است. جامعه آماری شامل 17 نفر ازخبرگان علمی و مدیران ارشدشرکت های صنعت برق می باشدکه ازروش نمونه گیری هدفمندو در دسترس انتخاب شدند. از مصاحبه نیمه ساختار یافته برای گردآوری داده‌ها استفاده شد و تا رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه پیدا کرد. برای افزایش اعتبار علمی نتایج در بخش کیفی از روش مریام و ضریب توافق درصدی استفاده شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی بوسیله نرم افزار مکس کیو دی انجام شده است. نتایج این مرحله در قالب مدلی شامل پیشایندها، ابعاد، عوامل تعدیگرو پیامدها ارائه گردید. نتایج تحقیق حاضر گویای آن است که بهره گیری ازرویکرد هوشمندی سازمانی و روابط بین فردی برای توانمندسازی کارکنان کارآمدی دارد و باعث توسعه مفهومی این متغیر و شناخت ابعاد جدیدی از این پدیده شده است به این ترتیب مدل ارائه شده می ­تواند چراغ راه صنعت برق در پیاده سازی موثر این ­ابعاد باشد.

مدیریت

سطح‌بندی عوامل تعلق سازمانی مبتنی بر سبک رهبری معنوی: مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM)

دوره 8، شماره 3، پاییز 1405

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.584003.1664

حمید سالاری سعیدی، محمد جلال کمالی، یاسر سالاری، زهرا انجم شعاع

چکیده هدف پژوهش حاضر سطح بندی عوامل تعلق سازمانی مبتنی بر سبک رهبری معنوی با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی - توسعه ای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از حیث شیوه اجرا، کمی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران بانک سپه استان کرمان با سابقه 20سال به بالا و سابقه مدیریتی حداقل ده ساله و رشته تخصصی آنان مدیریت می باشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ISM استفاده شده است که به‌صورت میدانی در جامعه آماری پژوهش توزیع و پس از تکمیل، گردآوری و تحلیل شد. به‌منظور سطح‌بندی از روش مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) و نرم افزار میک مک (MICMAC) استفاده شد. یافته‌ها نشان داد امید و بینش در سطح چهارم قرار دارد این سطح به عنوان سنگ‌بنای مدل، بیشترین قدرت نفوذ را در شکل‌گیری تعلق سازمانی داراست و نقش «محرک استراتژیک» را ایفا می‌کند. تفکر و ادراک ارزشی، احساس هدفمندی و معنابخشی در سطح سوم و نقش واسطه دارند. معنویت در سازمان، ویژگی‌های کاری، خویشتن‌شناسی، رفتارهای خالصانه در سطح دوم و نقش واسطه دارند. آگاهی محیطی، کمال‌یافتگی، هوش فرهنگی در سطح اول یا خروجی نهایی قرار دارد.