طراحی الگویی از پیشایندهای شادکامی سازمانی با رویکرد ترکیبی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 184-206
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.509176.1486
سعید امامقلی زاده، مرتضی موقر، زهرا کاظمی سراسکانرود
چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی از پیشایندهای شادکامی سازمانی با رویکرد ترکیبی میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، یک تحقیق بنیادی و کاربردی و از حیث هدف، یک تحقیق اکتشافی، از نوع تحقیقات ترکیبی میباشد. این پژوهش با استفاده از تحلیل شبکهی کتاب سنجی پیشینه ی تحقیقاتی موجود منتشر شده بین سالهای 1969 تا 2022 و استراتژی فراترکیب انجام گرفته است. مرور جامع 204 مقاله به شناسایی عملکرد کنشگران علمی مانند مناسب ترین نویسندگان و مناسب ترین منابع کمک کرد. علاوه براین، تحلیل هم نویسندگی و همرخدادی با استفاده از نرم افزار VOSviewer، شبکه ی مفهومی و عقلانی را پیشنهاد کرد. در روش فراترکیب ابتدا با تعیین واژه های کلیدی مرتبط با شادکامی، مقالات داخلی و خارجی جمع آوری شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ تناسب، تعداد 72 مقاله از بین 120 مقاله برای بررسی انتخاب شدند. عوامل تشکیل دهنده شادکامی سازمانی و عوامل مؤثر بر شادکامی سازمانی که در این مقالات معرفی شده بودند، استخراج شدند. بر اساس نتایج استحراج شده مهمترین ابعاد تشکیل دهنده شادکامی سازمانی شامل ابعاد فیزیکی، روانی، معنوی و ذهنی است. عوامل مشترک در قالب مقولات دسته بندی شدند و در نهایت الگوی پیشایندهای شادکامی سازمانی ترسیم گردید.
واکاوی ابعاد و مولفه های مدل توسعه یافته جانشین پروری مبتنی بر شایستگی در سازمان های آموزش محور با رویکرد فراترکیب
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 193-220
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.384659.1160
مهدی خداپرست، داود کیاکجوری، سید جواد مرتضوی امیری، سیداحمد جعفری کلاریجانی
چکیده هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مولفه های مدل توسعه یافته جانشین پروری مبتنی بر شایستگی درسازمان های آموزش محور با رویکرد فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه مطالعات انجامشده در بازه زمانی برای پژوهشهای لاتین از سال 2022-1990 و پژوهش های فارسی 1384 تا 1401میباشد، در این راستا 282 پژوهش در زمینه موضوع موردنظر ارزیابی و درنهایت 41 مقاله بهصورت هدفمند انتخاب گردید. استخراج مولفه ها و شاخصها از بررسی پیشینه و مبانی نظری به دست آمد و سپس برای تحلیل از کدگذاری استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روش فراترکیب و سپس از طریق کدگذاری باز و محوری و انتخابی و از نرمافزار MAXQDA 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که 7 کد 53 مفهوم و 24 مقوله تعیین و شناسایی شد که کدها شامل (شایستگی ها و تواناییهای کلیدی, تعیین خط مشی جانشین بروری, بسترسازی ارزشی, حمایت و پشتیبانی سازمانی, برنامه ریزی استراتژیک در حوزه جانشین پروری, شناسایی استعدادها و تشکیل خزانه استعدادها, آموزش و بهسازی استعدادها) می باشد.
شناسایی و اعتبار سنجی عوامل استرسزای شغلی کارکنان شرکت توزیع برق استان ایلام
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 194-218
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429921.1297
اردشیر شیری
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی و اعتبار سنجی عوامل استرسزای شغلی در میان کارکنان شرکت توزیع برق استان ایلام انجام شده است. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از جهت ماهیت آمیخته اکتشافی (کیفی - کمی) است که در مرحله کیفی، از استراتژی تحلیل مضمون و مرحله کمی از پژوهش توصیفی- پیمایشی بهره گرفته است. جامعه آماری در بخش کیفی صاحب نظران سازمانی که با نمونهگیری هدفمند 16 مصاحبه عمیق تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. در بخش کمی جامعه آماری مدیران و کارکنان شرکت توزیع برق استان ایلام که با استفاده از جدول مورگان تعداد 212 نفر به عنوان نمونه به شیوه تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزار تحقیق از روایی و پایایی مناسب برخوردار است. به منظور تحلیل دادههای کمی از تحلیل عاملی، با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. از یافتههای پژوهش 7 مضمون فراگیر و 22 مضمون اصلی شناسایی شد. این مضامین عبارتند از: عوامل فردی (گرانباری نقش، کم تجربه بودن و انتظارات شخصی)، عوامل گروهی و بین فردی (تعارض درون گروهی، منفعت گرایی و هنجار گروهی)، عوامل شغلی (استقلال شغلی، ماهیت شغل و تسهیلگرهای شغلی)، عوامل مدیریتی (شیوه تعامل مدیران، ویژگیهای مدیران و سبک رفتاری مدیران)، عوامل اداری و ساختاری (جبران خدمات، برنامهریزی منابع انسانی، فضا و تجهیزات، مسائل اداری و مقررات کنترلی)، عوامل فرهنگی و جو سازمانی (جو سازمانی، فرهنگ سازمانی) و عوامل محیطی (عوامل اجتماعی و سیاسی، حوادث غیر مترقبه و عوامل اقتصادی).
طراحی الگوی پرورش تابآوری سازمانی براساس مؤلفههای چابکی سازمانی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 176-195
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455051.1358
حیدر کدیور زینکانلو، غلامعباس شکاری، سعید امام قلی زاده
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی پرورش تابآوری سازمانی براساس مؤلفههای چابکی سازمانی (مطالعه موردی شعب بانک سپه استان خراسان شمالی) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 11 نفر از مدیران بانک سپه استان خراسان شمالی میباشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی و مدل پاردایمی ساخته شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تکنیک داده بنیاد و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان از انواع عوامل علی، پدیده محور، راهبردها، مداخله گر، زمینهای و پیامدها بوده که با توجه به رویکرد تحقیق، مدل تحقیق در سطح ابعاد و مؤلفههای مورد بررسی و اعتبار سنجی در مرحله کیفی انجام پذیرفت. عوامل علی شامل فرهنگ سازمانی منعطف، عوامل محوری شامل پرورش تاب آوری سازمانی براساس مؤلفههای چابکی سازمانی، عوامل راهبردی شامل توسعه استراتژیها، عوامل مداخله گر شامل فرآیند تغییر، عوامل زمینهای شامل بهبود فرآیندها و ارتباطات در سازمان و پیامد شامل چابکی بوده است.
شناسایی ابعاد و مولفههای سیاهچاله های سازمانی در نظام آموزشی دانشگاه های علوم پزشکی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 214-234
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.508857.1485
زکیه امینی، رویا افراسیابی، بهرنگ اسماعیلی شاد
چکیده چکیده مطالعه حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفههای سیاهچالههای سازمانی در نظام آموزشی دانشگاههای علومپزشکی در سال 1403 انجام گردید. 20 مصاحبه نیمهساختارمند با اعضای هیئتعلمی و مدیران حوزه آموزش در دانشگاههای علوم پزشکی انجام شد. از روش نمونهگیری مبتنی بر هدف با حداکثر تنوع استفاده گردید و تا دستیابی به مرحله اشباع دادهها ادامه یافت. مصاحبهها بین 30 تا 90 دقیقه بود. نتایج با روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 آنالیز شد. ارزیابی اعتبار و اطمینان اطلاعات بر اساس ملاکهای لینکلن و گوبا انجام گردید. از تجزیه و تحلیل مصاحبهها، کدها استخراج شد و 23 مفهوم اولیه شکل گرفت. با ادغام مفاهیم با معنای نزدیک به هم، هشت مقوله اصلی سیاهچالههای دانش، منابع انسانی، منابع غیرانسانی، مدیریت، ساختار سازمانی پیچیده، سیاستگذاری خودکامه و غیرپاسخگو، قوانین و دستورالعملها و خلاء فرهنگی به وجود آمد. یافتههای پژوهش بیانگر این است که سیاهچالههای مختلفی در ناکارآمدی نظام آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی تاثیرگذار است که نادیده انگاشتن آنها منجر به هدر رفتن منابع عمومی مختلف اعم از مالی و انسانی شده و روند رشد و توسعه را در کشورمان کند کرده است. لذا، تشخیص آنها و تدوین سیاستهای مطلوب و کارآمد نیازمند رویکرد نظاممند مدیران و صاحبنظران حوزه آموزش است.
الگوی مدیریت خودشیفتگی کارکنان دانشی با رویکرد تحلیل مضمون
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 217-232
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535577.1549
جواد شاه محمدی، آزاده اشرفی، فرزاد آسایش، علیرضا روستا
چکیده
چکیده
هدف پژوهش حاضر الگوی مدیریت خودشیفتگی کارکنان دانشی با رویکرد تحلیل مضمون میباشد. روش پژوهش از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از اساتید دانشگاهی و مدیران و خبرگان مدیریت دولتی میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند بهعنوان نمونه انتخاب شدند. این نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و با نرمافزار MAXQDA، انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که دادهها بهصورت نظاممند کدگذاری شدند و در مرحله نخست، ۲۵۴ کد اولیه، در قالب ۶۲ مضمون پایه و ۲۰ مضمون پایه سازماندهنده استخراج و طبقهبندی شدند. در نهایت، پنج مضمون فراگیر بهعنوان ابعاد اصلی مدل مفهومی پژوهش شناسایی گردید که عبارتاند از: هدایت اخلاقی، مداخله مدیریتی، آموزشهای فردی، حرفهایگرایی و خودمدیریتی اخلاقی. به طور کلی مدیریت رفتار خودشیفتگی کارکنان دانشی در سازمانها نیازمند توجه همزمان به هدایت اخلاقی، مداخله مدیریتی، آموزشهای فردی، حرفهایگرایی و خودمدیریتی اخلاقی است. این ابعاد پنجگانه چارچوبی منسجم برای ارتقای کنشهای اخلاقمحور در سطوح فردی و سازمانی فراهم میکنند.
ارائه الگوی بهره وری منابع انسانی مبتنی بر رفتارهای سیاسی کارکنان با رویکرد ساختاری-تفسیری
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 230-250
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.493247.1454
جعفر غفاری، پروانه گلرد، غلامرضا معمارزاده طهرانی، جمشید صالحی صدقیانی
چکیده چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بهره وری منابع انسانی مبتنی بر رفتارهای سیاسی کارکنان با رویکرد ساختاری-تفسیری میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از اساتید خبره دانشگاهی و همچنین مدیران ارشد سازمانهای بخش عمومی در ایران که زمینه علمی و تجربی آنان در حوزه مدیریت منابع انسانی، رفتار سازمانی دارند, میباشد. روش جمع اوری دادهها بوسیله پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از نرم افزار MICMAC استفاده شد. نتایج نشان داد که مقوله "پیامدهای بهرهوری منابع انسانی" در سطح اول مدل قرار گرفته است و این به معنای آن است که این مقوله تأثیرپذیرترین عامل میباشد که از همگی عوامل دیگر تأثیر پذیرفته و بر عاملی تأثیر نمیگذارد. همچنین مقوله "بهرهوری منابع انسانی در بخش عمومی" در سطح دوم قرار گرفته است که بر مقوله سطح اول تأثیر گذاشته و از مقوله سطح سوم تأثیر میپذیرد. در عین حال، مقوله "کُنشگران بهرهوری منابع انسانی" و مقوله "رفتارهای سیاسی" در سطح سوم مدل قرار گرفتهاند که بر عوامل موجود در سطح دوم تأثیر میگذارند و از عوامل موجود در سطح چهارم اثر میپذیرند. در سطح چهارم نیز مقوله "پیشرانهای رفتارهای سیاسی" قرار گرفتهاند که تأثیرگذارترین عوامل در بین عوامل موجود در مدل پژوهش میباشند.
شناسایی و سطح بندی عوامل مؤثر بر پذیرش مدل تعالی در دانشگاه آزاد اسلامی
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 231-258
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.419895.1250
سیده سمیه موسوی سیاه دله، صمد جباری اصل، موسی رضوانی چمن زمین
چکیده هدف این پژوهش شناسایی و سطح بندی عوامل مؤثر بر پذیرش مدل تعالی در دانشگاه آزاد اسلامی با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و از نظر ماهیت، اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از اساتید رشته مدیریت دانشگاههای آزاد استان گیلان هستند. از روش نمونهگیری نظری استفاده گردید. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. به منظور تحلیل دادهها از روش تحلیلتم و به منظور سطحبندی معیارهای شناسایی شده، از روش مدلسازی ساختاری تفسیری در نرم افزار MACMIC استفاده شد. نتایج تحلیل دادههای حاصل از مصاحبهها کشف سه عامل اصلی شامل: عوامل مدیریتی، عوامل بیرونی، و عوامل نگرشی-رفتاری و 24 شاخص فرعی بود که در قالب سه عامل مذکور دسته بندی شدند. نتایج سطح بندی شاخصهای فرعی شناسایی شده نیز نشان داد که عواملی چون ضعف در سیاستگذاری های کلان، ضعف در پیش بینی منابع مالی مشخص و فرهنگ پایین بکارگیری مدل تعالی در دانشگاهها (مربوط به دسته عوامل بیرونی)، تدوین و اجرای استراتژیهای مؤثر جهت اجرای مدل تعالی در شعب دانشگاه و همچنین شناخت صحیح وضع موجود و نیازها (مربوط به دسته عوامل مدیریتی) و سودمندی استفاده از مدل در ارتقاء شغلی مجریان (مربوط به دسته عوامل نگرشی- رفتاری) از مهمترین شاخصهای مؤثر بر روش مدل تعالی در دانشگاه آزاد اسلامی هستند.
طراحی مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 221-248
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.491532.1448
محمد علی صادقی، عباس بابایی نژاد، رضا زینل زاده، مهدی محمد باقری
چکیده چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل گمرکات و داراه کل مالیات استان هرمزگان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 19 نفر از خبره از مدیران و خبرگان و اعضا هیات علمی، مدیران اداره کل گمرکات و داراه کل مالیات استان هرمزگان در مبحث هوشمندی رفتار کارکنان میباشد. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. برای شناسایی ابعاد و مؤلفههای هوشمندی رفتار کارکنان مصاحبههای مفصل و عمیقی با متخصصان دانشگاهی و مدیران اداره کل گمرکات و داراه کل مالیات استان هرمزگان انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل مضمون و نرم افزار NVIVO ویراست 11 استفاده شد. نتایج نشان داد مفاهیم استخراجشده مربوط به مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل گمرک و اداره کل مالیات استان هرمزگان شامل 92 کُد اولیه، 24 مضمون پایه و 8 مضمون سازماندهنده رفتار شهروندی سازمانی، رفتارهای کاری مخرب، رفتارهای برنامهریزیشده، رفتارهای کنش گرای استراتژیک، رفتارهای سیاسی، رفتارهای ضد تولید، رفتارهای اخلاقی و رفتارهای اجتماعی مطلوب میباشد.
ارائه مدلی در راستای پیشگیری و کاهش فساد اداری کارکنان و تاثیر آن بر عملکرد سازمان
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 232-255
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.465868.1392
حسین رنجبر، مجتبی ابراهیمی
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی پیشگیری و کاهش فساد اداری کارکنان سازمانهای اداری و تأثیر آن بر عملکرد سازمان میباشد. در این پژوهش بمنظور دستیابی به هدف تحقیق از روش پژوهش کیفی استفاده شده و از حیث هدف در دسته مطالعات توسعهای قرار میگیرد. جامعه پژوهش مشتمل بر متون بر نهج البلاغه، قرآن کریم، احادیث معتبر و مقالات منتشره معتبر در نشریات علمی جهان بوده که پس از غربالگری 30 مقاله انتخاب گردیده است. بنابراین با بهره گیری از روش گرندد تئوری به استخراج مؤلفههای مدل کاهش فساد اداری که مشتمل بر پیشایندها، پیامدها و تهدیدکنندههای فساد اداری پرداخته شده است. فساد اداری به عنوان یکی از عمومیترین گونههای فساد، مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است و با این ویژگی نه به زمان خاصی تعلق دارد و نه به جامعۀ خاصی مربوط میشود. فساد اداری، پدیدهای نوین نیست؛ پیدایش و گسترش آن، قدمتی به اندازة تاریخ اجتماعات بشری و تاریخ سازمانها و نهادها دارد. برخی از پژوهشگران، فساد اداری را «سرطان اجتماعی» نامیدهاند. این پدیده، پیامدهای منفی بسیاری به همراه دارد از جمله اینکه بر رشد اقتصادی تأثیرگذار است. سرمایه گذاری خارجی را با مانع رو به رو میسازد. سطح سرمایه انسانی را کاهش میدهد و اعتماد نسبت به نهادهای دولتی و خصوصی را از بین میبرد. یافتههای این مقاله به شناسایی متغیرهای زمینه ساز، موامل مؤثر، متغیرهای بازدانده و پیامدها کاهش فساد اداری در سازمانهای دولتی انجامیده است.
طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 233-251
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568227.1614
هادی افشین، زهرا شکوه، زهرا انجم شعاع، حجت طالبی، امین نیکپور
چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی رهبری تضایف گرایانه در ادارات دولتی شهر کرمان میباشد. جامعه پژوهش شامل 21 نفر از مدیران و خبرگان حوزه رهبری تضایف گرایانه، اعضا هیات علمی، مدیران و کارشناسان ادارات دولتی شهر کرمان میباشد که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافتههای تحلیل شبکة مضامین نشان داد 10 مضمون (سازماندهنده) و 26 مضمون پایه و 86 کد اولیه مؤلفهها و مقولههای رهبری تضایف گرایانه هستند. مضامین (سازماندهنده) در قالب10 بعد ارائه شد که عبارتاند از: «اعتماد سازمانی، عدالت سازمانی، نوآوری و خلاقیت سازمانی، بهبود تعهد و رضایت شغلی، ارتقای عملکرد فردی و سازمانی، رفتار مسئولانه با کارکنان، حمایت هیجانی و روانی، بازخورد مثبت و رشد فردی، تقویت همافزایی گروهی، شفافیت اداری» بهدست آمد. تئوری رهبری تضایفگرا، به تجربیات و ویژگیهای رهبران در ایجاد و رشد توانمندیهای آنان مؤثر بوده و به عدالت اجتماعی، فراگیر بودن شخصیت رهبران زن در سازمان توجه ویژهای دارد و به وسیله آن میتوان دانش پایه رهبری در سازمان را توسعه داد.
ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 235-253
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.528318.1521
محمد ناجی، اسداله علیرضایی
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در مراکز آموزش عالی استان کرمان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران مراکز آموزش عالی استان کرمان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری هدفمند با ملاک حداقل 10 سال سابقه مدیریت آموزش عالی و آشنایی کامل در این حوزه انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون(مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر) انجام شد. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرمافزار تحلیل دادههای کیفی MAXQDA 2018 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی رهبری هوشمند مبتنی بر تحول دیجیتال در آموزش عالی شامل ابعاد: بینش دیجیتال(آگاهی از روندها و فناوریهای دیجیتال، تدوین و تبیین استراتژی دیجیتال، آیندهنگری و نوآوری دیجیتال)، شایستگیهای دیجیتال(سواد دیجیتال، تفکر تحلیلی و مبتنی بر داده، مدیریت ریسک و امنیت دیجیتال)، رهبری دگرگون ساز(ایجاد چشمانداز مشترک، توانمندسازی و مشارکت، حمایت و مربیگری)، چابکی و سازگاری(انعطافپذیری و تحمل ابهام، رویکرد چابک، یادگیری مستمر و سازگاری) و فرهنگ دیجیتال(ترویج فرهنگ نوآوری و آزمایش، همکاری و ارتباطات دیجیتال، مشتریمحوری دیجیتال) می باشد.
واکاوی ابعاد و مولفه های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 251-273
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510924.1492
زهرا شیخ محمدی، سیده خدیجه معافی مدنی، زهره شکیبایی
چکیده چکیده این پژوهش با هدف واکاوی ابعاد و مؤلفههای بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش انجام شد. روش پژوهش کیفی با تمرکز بر رویکرد داده بنیاد است. جامعه آماری شامل متخصصان، اساتید و خبرگان مطلع در حوزه مدیریت بازرگانی و مدیریت آموزشی بود که به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی تعداد 13 نفر برگزیده شدند. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمه متمرکز بوده که با استفاده از نرم افزار (MAXQDA) و با به کار گیری روش کدگذاری تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل متون مصاحبه،41 شاخص فراهم آورد که در قالب ارکان مدل پارادایمی بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش قرار گرفتند. یافتهها نشان داد که مفهوم بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش شامل مؤلفههای گسست تقاضای بازار آموزش و پرورش، سرکوب عرضه بازار آموزش و پرورش، افزایش شکاف طبقاتی، افزایش شکاف بیننسلی، گسست امید به آینده، افزایش شکاف درون نسلی، سیاستزدگی، محوریت پرسونای مشتریان، تولید محتوای مشتریمحور، نظام آموزش و پرورش قابل پیکربندی مجدد، بازاریابی رابطهمند، بازاریابی مشارکتی، از بینرفتن نظام آموزش و پرورش برنامهمحور، پدیدارشدن نظام آموزش و پرورش بازارمحور بود. همچنین بازاریابی آموزشی خود متأثر از شرایط علّی (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل زمینهای (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل مداخله گر (7 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل محوری (13 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل راهبردی (8 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل پیامدی (5 مفهوم در قالب 2 مقوله) بوده است.
بررسی شکل گیری فرایند استعفای خاموش در سازمانهای دولتی
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.576839.1627
غلامرضا تیزفهم فرد، بهاره خوشبخت، سارا دودانگه، محمود صمدی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل شکلگیری استعفای خاموش کارکنان در سازمانهای دولتی و ارائه مدلی مفهومی انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی و بر اساس رویکرد نظریه دادهبنیاد طراحی گردید. دادهها از طریق ۱۷ مصاحبه نیمهساختاریافته با کارکنان و مدیران سازمانهای دولتی و با استفاده از نمونهگیری هدفمند انجام شد، فرآیند انتخاب مشارکتکنندگان تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل آنها با استفاده از روش سهمرحلهای کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرمافزار MaxQDA10 انجام گرفت. یافتهها نشان داد که استعفای خاموش حاصل تعامل پیچیدهای از عوامل علّی شامل بیعدالتی سازمانی، سبک رهبری نامناسب، محدودیت فرصتهای رشد شغلی و فشار کاری، عوامل زمینهای مانند فرهنگ سازمانی نامطلوب و ساختار بوروکراتیک، و عوامل مداخلهگر شامل ویژگیهای فردی کارکنان و میزان حمایت اجتماعی است. کارکنان در مواجهه با این شرایط، راهبردهایی همچون کاهش تلاش شغلی، سکوت سازمانی و تمرکز بر منافع فردی را اتخاذ میکنند که پیامدهایی نظیر کاهش رضایت شغلی، فرسودگی و کاهش بهرهوری سازمانی را به دنبال دارد. نتایج پژوهش نهتنها به توسعه نظریه در حوزه رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی کمک میکند، بلکه میتواند مبنایی برای طراحی سیاستها و راهبردهای مدیریتی به منظور کاهش استعفای خاموش و ارتقای تعهد و انگیزش کارکنان در سازمانهای دولتی باشد.
بازشناسی ابعاد و مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به منظور دستیابی به مدل مناسب
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 249-268
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.488147.1439
محمود نوری، کلثوم نامی، مهدی باقری
چکیده هدف پژوهش حاضر بازشناسی ابعاد و مولفههای مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به منظور دستیابی به مدل مناسب میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و نظریه داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران و معاونان مجرب و نمونه مدارس می باشد و نمونه ها از روش نمونه گیری بصورت گلوله برفی انتخاب شدند و نمونه گیری تا جایی تداوم یافت که پژوهش به اشباع و کفایت نظری رسید. به منظور گرد آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. با استفاده از نتایج حاصل از بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش و تجزیه و تحلیل محتوای مصاحبه ها، ابعاد مسئولیتپذیری اجتماعی مدارس شناسایی شده و طی ۳ مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی الگوی مولفه های مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه در 6 مقوله اصلی شرایط علّی، پدیده محوری (کنکاش مؤلفه ها و ابعاد مسئولیتپذیری اجتماعی مدارس: شامل ۳ مقوله اصلی اهداف، ویژگیها، شیوه اجرا و 6 مقوله فرعی)، شرایط علّی، راهبردها، زمینه ها، شرایط مداخلهگر و پیامدهای مسئولیتپذیری اجتماعی جهت بهرهبرداری در مدارس ارائه شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد؛ مسئولیت پذیری اجتماعی مدرسه به ذی نفع اصلی و محوری آن یعنی دانش آموز بر میگردد. سازمانها از جمله سازمانهای آموزشی مانند مدرسه در شبکهای از رابطه با ذی نفعان قرار دارند که شناخت و روش تعامل با گروههای ذی نفع در فعالیت سازمان حائز اهمیت است.
الگوی یادگیری مبتنی بر رویکرد حل مسئله برای مدیران مدارس ابتدایی: یک مطالعه فراترکیب
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 254-276
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.529163.1532
عاطفه جواد زاده، زینب گلزاری، زهرا طالب
چکیده پژوهش حاضر با روش فراترکیب، به طراحی الگویی نظاممند برای آموزش مدیران مدارس ابتدایی با رویکرد حل مسئله بر اساس رویکرد هفت مرحلهای سندولوفسکی و همکاران (2007) اقدام کرده است. جامعه مطالعاتی این پژوهش شامل کلیه مقالات منتشرشده با دسترسی کامل در بازه زمانی 2010 تا 2024 به زبانهای فارسی و انگلیسی بود که با استفاده از نمونهگیری هدفمند و اعمال معیارهای ورود (زمان انتشار، زبان مقاله و حوزه موضوعی)، 41 مقاله بهعنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. برای تحلیل دادهها از کدگذاری اکتشافی در سه سطح کد باز، مقوله و مؤلفه استفاده شد. ارائه یافتهها در قالب شیوههای جدولبندی یافتهها و مدل مفهومی انجام شد؛ لذا از جداول برای نمایش نظاممند یافتهها، مانند جدولهای استخراج اطلاعات، جدولهای ارائه یافتههای کدگذاری، جدول ارائه نتایج کنترل کیفیت و از مدل مفهومی جهت ارائه الگو اقدام شده است. یافتهها منجر به شناسایی 62 کد باز، 12 مقوله و سه مؤلفه اصلی (مسئلهسازی، مسئله شناسی و مسئله گشایی) شد که در نهایت یک الگوی طبقهبندی-فرآیندی ارائه گردید. در این الگو، مسئلهسازی بهعنوان درونداد، مسئله شناسی بهعنوان فرآیند اصلی و مسئله گشایی بهعنوان برونداد در نظر گرفته شد. اعتبار یافتهها از طریق بازبینی توسط همکاران تائید شد که نشاندهنده قابلیت کاربست این الگو در طراحی و اجرای دورههای آموزشی مدیران مدارس ابتدایی است. نوآوری پژوهش در ارائه یک الگوی نظاممند آموزشی برای مدیران مدارس است که حاصل تلفیق یافتههای مطالعات پیشین در حوزه آموزش سازمانی با تأکید بر رویکرد حل مسئله است.
ارائه الگوی خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان دانشگاه پیام نور
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 254-270
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.526576.1518
عباس عطاپور، علیرضا منظری توکلی، سنجر سلاجقه، زهرا انجم شعاع
چکیده هدفپژوهشحاضر، ارائه الگوی خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان دانشگاه پیام نور با رویکرد داده بنیاد می باشد. پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعهای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت دادهها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان میباشد. نمونهبرداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع دادههای مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد . اطلاعات به دست امده با نرم افزار Nvivo مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی خط مشی گذاری توانمندسازی کارکنان با رویکرد داده بنیاد, شامل عوامل علی(شایستگی های رهبر ، شایستگی های نیروی انسانی ، شایستگی های سازمان و انگیزش عاملان دانشگاهی)، عوامل زمینه ای(ساختار دانشگاه ، جو دانشگاه ، تکنولوژی دانشگاه)، عوامل مداخله گر(شرایط فرهنگی، شرایط اقتصادی ، شرایط اجتماعی و شرایط سیاسی)، راهبردها (تبیین چشم انداز، اهداف و ماموریت، توانمندسازی ، بهینه سازی و تسهیل فرآیندها، ایجاد نظام تضمین کیفیت، ایجاد نظام شایسته سالاری، استقرار نظام پاسخگویی، ایجاد انگیزش و توسعه ارتباطات و تعاملات) و پیامدها(پیامدهای فردی، پیامدهای دانشگاهی) می باشد.
طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 274-293
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455239.1361
ارژنگ خشنودی، مسعود امامی نژاد، مژگان محمدی نائینی
چکیده هدف این پژوهش طراحی برنامه درسی مبتنی بر تفکر کارآفرینی (مورد مطالعه: مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان) میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و دارای رویکرد استقرائی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 10 نفر از مدیران مدارس متوسطه دوم غرب استان گیلان میباشد. حجم نمونه با روش نمونهگیری، هدفمند انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل مضمون و نرم افزار 20 MAXQDA استفاده گردید. یافتههای پژوهش نشان از تأثیر عوامل، منابع آموزشی مناسب، متخصصین و کارآفرینان، تشویق به تفکر خلاقانه و نوآوری، فراهم کردن فرصتهای عملی، ارزیابی و بازخورد منظم، پرورش مهارتهای ارتباطی و همکاری، آموزش مدیریت زمان و منابع، توانایی حل مسائل، آموزش مهارتهای فنی و تخصصی، تشویق به تفکر انتقادی میباشد.
شناسایی مؤلفههای الگوی توانمندسازی کارکنان نظام اداری برمبنای هوشمندی سازمانی و روابط بین فردی
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 292-314
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.396991.1194
فاطمه خوشحال، علیرضا سرگلزایی، زهرا وظیفه
چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفههای الگوی توانمندسازی کارکنان نظام اداری برمبنای هوشمندی سازمانی و روابط بین فردی درصنعت برق استان سیستان و بلوچستان میباشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد کیفی است. جامعه آماری شامل 17 نفر ازخبرگان علمی و مدیران ارشدشرکت های صنعت برق می باشدکه ازروش نمونه گیری هدفمندو در دسترس انتخاب شدند. از مصاحبه نیمه ساختار یافته برای گردآوری دادهها استفاده شد و تا رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه پیدا کرد. برای افزایش اعتبار علمی نتایج در بخش کیفی از روش مریام و ضریب توافق درصدی استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی بوسیله نرم افزار مکس کیو دی انجام شده است. نتایج این مرحله در قالب مدلی شامل پیشایندها، ابعاد، عوامل تعدیگرو پیامدها ارائه گردید. نتایج تحقیق حاضر گویای آن است که بهره گیری ازرویکرد هوشمندی سازمانی و روابط بین فردی برای توانمندسازی کارکنان کارآمدی دارد و باعث توسعه مفهومی این متغیر و شناخت ابعاد جدیدی از این پدیده شده است به این ترتیب مدل ارائه شده می تواند چراغ راه صنعت برق در پیاده سازی موثر این ابعاد باشد.
واکاوی ابعاد و مؤلفههای مدیریت پایدار منابع انسانی در دانشگاههای آزاد استان فارس با رویکرد کیفی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 280-303
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390184.1177
میترا رستگار، نادر شهامت، مسلم صالحی، رضا زارعی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، واکاوی ابعاد و مؤلفههای مدیریت پایدار منابع انسانی در دانشگاههای آزاد استان فارس میباشد. روش تحقیق کیفی و از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری شامل 18 نفر از اعضای هیئت علمی و کارکنان و کارشناسان دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس میباشند که با نمونه گیری هدفمند و با تکنیک ملاک محور انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل دو بخش، مصاحبه نیمه ساختار یافته در بخش میدانی و بررسی و کنکاش اسناد بالادستی و اسناد آموزش عالی در بخش کتابخانهای میباشد. برای تحلیل دادهها، از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و براساس تئوری از داده بنیاد و از نرم افزار Atlas ti برای کدگذاری مصاحبهها استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بوده که ابعاد و مولفههای مدیریت پایدار منابع انسانی در دانشگاههای آزاد استان فارس در مجموع 151 مفهوم و 31 مقوله یا کد محوری شناسایی و استخراج شدند. 31 مقوله شناسایی شده در 6 دسته که شامل شرایط علی، بستر حاکم، شرایط مداخله گر، راهبردها، پیامدها و مقوله محوری یا پدیده قرار گرفتند.
بررسی عوامل پیشایندی خطاهای نیروی انسانی بخش درمان دربیمارستان های شهرستان رفسنجان
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 282-295
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.451203.1345
مینو داروئیان، محمد ضیاءالدینی، ملیکه بهشتی فر
چکیده چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل پیشایندی خطاهای نیروی انسانی بخش درمان در بیمارستانهای شهرستان رفسنجان میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، کیفی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 43 نفر از پزشکان بیمارستانهای شهرستان رفسنجان میباشد. مبنای گردآوری اطلاعات، خبرگی و تخصص افراد میباشد و از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار MICMAC انجام شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که در رابطه با پیشایندهای خطای انسانی پزشکان بیشترین میزان موافقت خبرگان با مؤلفه اطلاعات غلط در مورد بیمار و نحوه نامناسب توزیع دارو و کمترین میزان موافقت با مؤلفههای عدم رعایت حقوق قانونی بیمار و عدم بکار بستن استانداردهای اخلاقی و اصول حرفهای است. همچنین در رابطه با رهاوردهای خطای انسانی پزشکان، بیشترین میزان موافقت خبرگان با مؤلفه ایجاد استرسهای روحی- روانی در پزشکان و افزایش شکایتها در بین بیماران و ارباب رجوعان بیمارستان و کمترین میزان موافقت با مؤلفههای تدوین برنامه جامع در خصوص اجرایی کردن فعالیتهای مرتبط با ارتقاء سلامت، جمعآوری و انتشار بهتر و بیشتر اطلاعات و حاکمیت فرهنگ کار تیمی میباشد. همچنین نتایج معادلات ساختاری تفسیری و تحلیل میک مک نشان داد که ضعف عملکرد کارکنان سازمان و ضعف نظامهای مدیریتی درون سازمانی که به عنوان معیارهای سطح اول و معیارهای فرآیندهای ذهنی نابجا و ویژگیهای کژکارکردی مدیریت در سطح دوم (سطح آخر) مدل از دیدگاه خبرگان شناسایی شدهاند.
طراحی الگوی توانمندسازی پزشکان خانواده مبتنی بر کیفیت خدمات
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 296-315
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.429254.1294
سید ابراهیم جعفری کلاریجانی، یعقوب علوی متین، داود پایدار فرد
چکیده هدف این تحقیق طراحی الگوی توانمندسازی پزشکان خانواده مبتنی بر کیفیت خدمات میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، توسعه ای میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و سیاست گذاران و پزشکان خانواده که نسبت به آموزشهای کاربردی در سازمان اطلاعات کاملی داشتهاند میباشد. روش نمونهگیری هدفمند می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش فراترکیب استفاده شد. تحلیل دادهها به احصای 58 شاخص، 11 معیار و 4 بعد برای توانمندسازی پزشکان خانواده و 32 شاخص، 6 معیار و دو بعد برای بعد کیفیت خدمات انجامید. مدل به دست آمده در چهار مضمون پیش نیازهای مورد نیاز (زیرساخت، ارتباطات، برنامه ریزی)؛ مکانیزم های انگیزشی (مشوق ها، آگاه سازی، قدرت عمل)؛ شاخص های مدیریتی (ارزیابی، مدیریت و نظارت مالی،)؛ اصلاح شیوه ارائه خدمات (آموزش، اصلاح فرآیند) برای توانمندسازی پزشکان خانواده و دو مضمون کیفیت خدمات ملموس (تشخیصی، هزینه ای و خدمات الکترونیک) و کیفیت خدمات ناملموس (بیمه ای و پاسخگویی، زنان و زایمان و مشاوره ای) مورد تأیید قرار گرفت.
طراحی الگوی آموزش پرسنل با رویکرد سازمان یادگیرنده در بانک مسکن ایران
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 302-324
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.467768.1398
مهدی دهقانیان، صدرالدین ستاری، توران سلیمانی
چکیده پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی - توسعهای و با رویکرد کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام شد. جامعه هدف را خبرگان دانشگاهی در حوزه مدیریت آموزشی و بانکداری تشکیل میدهد. مشارکتکنندگان پژوهش 16 نفر از خبرگان اجرایی (مدیران و معاونان بانک مسکن خبره موضوعی) به عنوان آگاهیدهندگان کلیدی بودند که با استفاده از روش نمونه-گیری هدفمند و با روش گلوله برفی با در نظر گرفتن بحث اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها شامل مصاحبه نیمهساختمند با مشارکتکنندگان و نیز مطالعهی اسناد بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها، ازکدگذاری سه مرحلهای آتراید-استرلینگ (2001) با بهرهگیری از نرمافزار MaxQDA استفاده شد. بعد از تجزیه و تحلیل دادهها، شبکه مضامین آموزش پرسنل بانک مسکن با رویکرد سازمان یادگیرنده با 36 مفهوم (مضامین پایه) و 9 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر صورتبندی گردید. یافتههای پژوهش نشان داد ویژگی های سازمان یادگیرنده مشتمل بر قابلیتها و تواناییهای شخصی، تفکر سیستمی، چشم انداز مشترک، الگوها و مدل های ذهنی و یادگیری تیمی و فرایند آموزش کارکنان مشتمل بر نیازسنجی و تعیین اهداف، طرح ریزی آموزشی، اجرای آموزش و ارزشیابی بودند. در مجموع می توان گفت با توجه به سازمان یادگیرنده در آموزش کارکنان در قالب یک الگوی جامع و فراگیر شاهد ارتقای کیفیت آموزش پرسنل و کسب مزیت رقابتی بود.
طراحی مدل دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 305-328
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.536366.1555
حسین صداقت
چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی بود. جامعه پژوهش شامل 21نفر از اعضای هیاتعلمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران بود که براساس نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع دادهها انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت.یافتههای تحلیل شبکة مضامین نشان داد 6 مضمون (سازماندهنده) و 19 مضمون پایه و 77کد اولیه مؤلفهها و مقولههای دانشگاه سبز مبتنی بر توسعه پایدار اجتماعی هستند. مضامین(سازماندهنده) در قالب6 بعد ارائه شد که عبارتاند از: «سیاست کلان های مدیریتی سبز»، « سیاستهای کلان آموزشی و پژوهشی سبز»، «نظام مدیریت زیست محیطی فضای دانشگاه »،«مشارکت و تعاملات اجتماعی سبز»،«دغدغۀ زیستمحیطی و سرمایۀ اجتماعی»،«مدیریت نیروی انسانی سبز »بهدست آمد. نتیجهگیری: دانشگاه آزاد میتواند با استفاده بهینه از ظرفیتهای علمی،آموزشی، پژوهشی خود و حفاظت از محیط زیست در تحقق توسعه پایدار اجتماعی جامعه،که برای گذار از چالشها و دستیابی به وضعیت مطلوب علمی و آموزشی کشور می باشد در مسیر توسعه گام بردارد.
سطحبندی مضامین الگوی منزلت کارکنان با رویکرد ساختاری تفسیری
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.569957.1619
افشین سیامکی، رستم پوررشیدی، مهدی محمدباقری، حمید رضا ملائی
چکیده هدف پژوهش حاضر سطحبندی مضامین الگوی منزلت کارکنان با رویکرد ساختاری تفسیری میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی - کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 10 نفر از اساتید دانشگاه، صاحبنظران در زمینه منابع انسانی و مدیران ارشد اداره کل زندانها که به روش نمونهگیری، نظری که بهصورت هدفمند می باشد، انتخاب شدند. بهمنظور سطحبندی مضامین از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و میک مک (MICMAC) استفاده شد. نتایج نشان داد که در سطح اول، مضامین«انسجام و وجود روابط مؤثر»، «احترام و قدردانی از کارکنان» و «برنامهریزی منابع انسانی» قرار گرفتهاند. به عبارتی مضامین مذکور بیشترین تأثیر را از سایر مضامین پژوهش میپذیرند. در سطح دوم مدل، پنج مضمون «همراستایی اهداف فردی و سازمانی»، «استقلال شغلی»، «بهبود منزلت اجتماعی»، «مسیر پیشرفت شغلی» و «مشارکت نظاممند کارکنان در تصمیمسازیها» قرار گرفتهاند. مضامین قرار گرفته در سطح دوم بر مضامین سطح اول تأثیر گذاشته و از مضامین سطح سوم تأثیر میپذیرند. در سطح سوم مضمون «عدالت سازمانی» و در سطح چهارم نیز مضمون «منزلت فردی کارکنان» قرار گرفته است که بیشترین تأثیر را بر مضمونهای سطح پایینتر دارد.
