الگوی فرآیند کاهش رفتار ضد شهروندی سازمانی با رویکرد تبیین منزلت کارکنان در سازمانهای دولتی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 99-131
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.464216.1384
افشین علمی حسینی، محمد روحی عیسی لو، مجید احمدلو
چکیده چکیده هدف پژوهش حاضر الگوی فرآیند کاهش رفتار ضد شهروندی سازمانی با رویکرد تبیین منزلت کارکنان در سازمانهای دولتی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل اساتید دانشگاهی، خبرگان و متخصصان منابع انسانی و مدیران سازمانهای دولتی استان اردبیل به تعداد 16 نفر که به تعداد 10 نفر از این افراد برای مشارکت در خصوص جوابگویی به سؤالات اعلام آمادگی کردند و مورد مصاحبه قرار گرفتند و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA میباشد. براساس یافتههای پژوهش شرایط علی از 2 مقوله اصلی و 11 زیرمقوله ها تشکیل شدند مقولههای اصلی شامل عوامل سازمانی و عوامل فردی میباشد. راهبردها با سه مقوله (اقدامات سازمانی، اقدامات منابع انسانی و اقدامات فردی), شرایط زمینهای (ضعفهای مدیریتی، عوامل شغلی، عوامل مرتبط با قوانین و عوامل سیاسی) عوامل مداخله گر (عوامل محیطی- اداری و عوامل خانوادگی) پیامدها (پیامدهای شغلی، پیامدهای فردی و پیامدهای سازمانی) شناسایی و تأیید شدند.
طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 102-124
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.382273.1182
سمیرا مستعلی، علی اکبر خسروی بابادی، کامبیز پوشنه، عباس خورشیدی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی الگوی پارادایمی توسعه فرهنگ عمومی در برنامه درسی دوره ابتدایی با رویکرد داده بنیاد است. شرکت کنندگان پژوهش، شامل متخصصان و خبرگان حوزه مطالعات برنامه درسی و علوم اجتماعی بودند که انتخاب آن ها به صورت هدفمند ، از نوع گلوله برخی انجام گرفت. داده های پژوهش از طریق مطالعه گستره نظری پژوهش و مصاحبه با خبرگان جمع آوری شدند. در مجموع با 12 نفر از خبرگان مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و پژوهشگر در داده ها به اشباع نظری رسید. برای تحلیل داده های به دست آمده از روش تحلیل استراوس کوربین استفاده شد که الگوی مذکور پس از مرحله کدگذاری باز ، محوری و انتخابی به صورت پارادیمی در 5 بعد شرایط علی، شرایط زمینه ای، راهبردها، شرایط مداخلهگر، پیامدها و مشتمل بر 17 مؤلفه ضرورت و نیاز ها، اهداف و مقاصد برنامه، ایدئولوژی حاکم برجامعه، مبانی برنامه ریزی درسی، رویکرد برنامه، مواد و منابع یادگیری، فضا (مکان)، زمان، عوامل سازمانی، مشارکت والدین، یادگیری ضمنی (برنامه غیر رسمی- برنامه درسی پنهان)، محتوا، تجربیات یادگیری، روش های یاددهی- یادگیری ، نقش معلم، ارزشیابی، نتایج برنامه حول مقوله محوری الگو یعنی توسعه فرهنگ عمومی، شکل گرفت و با استفاده از فن دلفی و بارش ذهنی توسط صاحب نظران حوزه برنامه درسی مورد اعتبار سنجی قرار گرفت.
طراحی مدل هوش آینده نگری مدیران دولتی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 102-118
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.493249.1455
علی پیشادست، محمد رافتی، اعظم بابکی راد
چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل هوش آینده نگری مدیران دولتی در استانداری خراسان میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد میباشد. جامعه آماری شامل 33 نفر از خبرگان و اساتید دانشگاه و دانشجویان دکتری آشنا به هوش مدیران دولتی با رویکرد آینده نگری می باشد که به روش نمونهگیری نظری و غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار2020 MAXQDA میباشد. یافتهها نشان داد که 800 کُد باز و 75 کد محوری و 31 کد انتخابی به عنوان عوامل علّی، عوامل زمینهای و عوامل مداخلهگر طبقهبندی شدند که با استفاده از نرمافزار مکسکیودا پس از حذف عوامل غیرمهم، به 46 کد محوری یا عامل فرعی تقلیل یافته و نهایی شدند. همچنین راهبردها و پیامدهای احصاء شده از مطالعات میدانی پس از تطبیق نظری با راهبردها و پیامدهای شناسایی شده از طریق مطالعات کتابخانهای، غربالگری، حذف موارد مشابه، ترکیب موارد دارای محتوای مشابه و افزودن موارد جدید، در 3 دسته راهبرد توسعه و پیامدها نهایی گردیدند و طبق مراحل تدوین مدل پارادایمی، مدل هوش آینده نگری مدیران دولتی استانداری خراسان، طراحی شد.
طراحی الگوی هنرآفرینی شغلی اعضای هیئت علمی دانشگاه
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.516416.1506
نجمه طاهری، ابراهیم رجب پور
چکیده این پژوهش با هدف طراحی الگویی برای هنرآفرینی شغلی در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه خلیج فارس انجام شد. پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه دادهمحور است و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۷ عضو هیئت علمی جمعآوری گردید. نمونهگیری به روش گلولهبرفی انجام شده و تحلیل دادهها به روش نظریه دادهمحور استراوس و کوربین با رویکرد انتخابی و محوری صورت پذیرفت. برای تضمین پایایی و روایی، دادهها از نظر نخبگان بررسی شد و کدگذاری توسط دو پژوهشگر مستقل انجام گرفت. یافتهها حاکی از آن است که الگوی پیشنهادی شامل ۵۸ مفهوم کلیدی است که در ۵ دسته اصلی پیشایندها، راهبردها، عوامل مداخلهگر، دلایل زمینهای و پسایندها طبقهبندی میشوند. این الگو نشان میدهد که هنرآفرینی شغلی منجر به ارتقای فردی و حرفهای اعضای هیئت علمی، افزایش خلاقیت، انگیزه و بهرهوری در محیط دانشگاهی میشود. نتایج پژوهش میتواند در سیاستگذاری و مدیریت دانشگاهها برای ایجاد شرایط مناسب جهت تقویت هنرآفرینی شغلی و ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش مؤثر باشد.
شناسایی مولفههای مؤثر بر بالندگی کارکنان سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 98-113
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.437445.1315
نجمه احمدی، کلثوم نامی، نادر قورچیان، پریوش جعفری
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفههای مؤثر بر بالندگی کارکنان سازمان ثبت اسناد و املاک کشور میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از صاحبنظران حوزه بالندگی و بالندگی کارکنان انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند میباشد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش کدگذاری باز و محوری، انجام گرفت. نتایج نشان داد که دو دسته کلی از مولفهها شناسایی شد. بالندگی فردی شامل پیشینه علمی، مسئولیتپذیری، تعهد حرفه ای شناسایی شد و بالندگی سازمانی شامل معیشتی، مدیریتی، برنامه مدون و جامع آموزشی، برنامههای انگیزشی، نظام ارزشیابی و ارتقای شغلی، بهسازی و نوسازی نیروی انسانی و محیط کار، برنامه جامع بروز رسانی و بهبود فرایندهای انجام کار، بهداشت روانی محیط کار شناسایی شد. بر اساس نتایج مصاحبه کیفی عوامل، شاخصها و مدل نهایی تحقیق طراحی گردید. مدل طراحی شده میتواند مبنای تصمیمگیری بهتر و برنامهریزی مدیران جهت اعتلای بالندگی کارکنان باشد.
تحلیل محتوای کتاب علوم، بر اساس مدل آموزشی مونتهسوری (مورد پایه نهم دوره متوسطه اول)
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 101-118
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.267037.1046
سید رسول تودار
چکیده مطالعه حاضر با هدف تحلیل محتوای کتاب علوم پایه نهم دوره اول متوسطه بر اساس مدل آموزشی مونتهسوری انجام شد. روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع تحلیل محتوا بود. جامعه آماری این پژوهش، کتابهای درسی دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1398- 1397 بود که توسط دفتر برنامهریزی و تألیف کتابهای درسی، تألیف و چاپ شد. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، کتاب علوم پایه نهم دوره اول متوسطه انتخاب و تمامی فصول آن برحسب مؤلفههای مدل آموزشی مونتهسوری بررسی شدند. ابزار مورد استفاده، چکلیست محقق ساخته مؤلفههای مدل آموزشی مونتهسوری بود. با استفاده از آمار توصیفی به ارائه جدولهای مربوط به مؤلفههای مدل آموزشی مونتهسوری پرداخته شد. یافتههای این مطالعه نشان داد در محتوای کتاب علوم پایه نهم دوره اول متوسطه بیشتر از همه به مؤلفه محیط یادگیری و کمتر از همه به مؤلفه محتوا و سازماندهی پرداخته شده است. یافتههای این پژوهش میتواند به برنامهریزی برای ارائه محتوا و سازماندهی مناسب در کتابهای درسی علوم تجربی یاری برساند.
فراتحلیل پیشایندهای پنهان سازی دانش در سازمانها
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 103-118
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.329604.1100
کامران نظری، پیمان اکبری
چکیده پژوهش حاضر با هدفی فراتحلیل به پیشایندهای پنهان سازی دانش پرداخت. این پژوهش، از نظر هدف، توصیفی و از نوع استفاده کاربردی و از نظر نوع دادهها، پژوهشی کمی است. جامعه آماری این پژوهش شامل داخلی و خارجی مرتبط طی سالهای 2016 تا 2022 بود که 25 مورد با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند به عنوان نمونه وارد فرآیند تحلیل شدند. پژوهشهای منتخب با استفاده از نرم افزارهای MAXQDA 20 (برای یافتن عوامل موثر) و نرم افزار CMA2 (نرم افزار جامع فراتحلیل) مورد تحلیل قرار گرفتند. از بین پیشایندهای پنهانسازی دانش، تعداد 7 اندازه اثر زیاد (بیشتر از 5/0)، 2 اندازه اثر متوسط (بین 3/0 تا 5/0) است. به عبارت دیگر رهبری، ساختار سازمانی، مالکیت دانش، دانش فنی، دیدگاه اشتراک دانش، ویژگیهای روانشناختی کارکنان، مدیریت منابع انسانی دارای بیشترین اندازه اثر بودند. همچنین از بین پیشایندهای رابطه پنهان سازی دانش و محیط کار رقابتی، تعداد 5 اندازه اثر زیاد، 2 اندازه اثر متوسط بود که این عوامل شامل فناوری، ساختار سازمانی، عوامل خرد، عوامل کلان و عوامل فردی دارای بیشترین اثر بودند. همچنین از بین پیشایندهای رابطه پنهان سازی دانش و عدالت سازمانی، تعداد 6 اندازه اثر زیاد، 3 اندازه اثر متوسط بودند که این عوامل شامل عدالت رویهای، عدالت تعاملی، عدالت توزیعی، تعهد سازمانی، چالش ها و تنوع، سیستم های باز سازمانی دارای بیشترین اثر بودند. در پایان پیشنهاد میشود که مدیران سازمانها امکان برگزاری فعالیتهایی مانند گردهماییهای دوستانه و خارج از محیط کاری که به افزایش روابط دوستانه و کاهش عدم اعتماد بین فردی میانجامد، فراهم نمایند.
واکاوی بهره گیری برنامه ریزی آموزش مشارکتی در فعالیتهای فرهنگی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 104-124
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.360451.1136
مریم امیدخدا، سید رسول تودار
چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی چگونگی بهرهمندی برنامهریزی آموزش مشارکتی در فعالیتهای فرهنگی کتابخانههای عمومی میباشد. در این پژوهش از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینهای استفاده شده است. چهار کتابخانه از کتابخانههای عمومی شهر تهران با فعالیتهای فرهنگی زیاد انتخاب شدند، سپس به روش نمونهگیری نظری،10 عضو، 3 مسئول و 6 کتابدار، 32 غیرعضو محلی انتخاب شدند. دادهها بامصاحبه نیمه طراحی شده گرداوری، و برای تجزیه وتحلیل از روش رمزگذاری نظری استفاده شد. نتایج نشان دادند که کتابخانههای عمومی نتوانستهاند در برنامهریزی آموزش مشارکتی در فعالیتهای فرهنگی نقش بازی کنند. بها ندادن به خرد جمعی و جامعه در برنامهریزی فعالیتهای فرهنگی، بیاعتمادی به مردم و کتابداران در برنامهریزی فعالیتهای فرهنگی، نبود انجمنهای داوطلب و تشکلهای مردمی برای اجرای فعالیتهای فرهنگی، و پایین بودن کمیت و کیفیت فعالیتهای فرهنگی کتابخانههای عمومی سبب بینقشی کتابخانههای عمومی بوده است. پیامدهای عدم بکارگیری برنامه ریزی مشارکتی عبارتند از: عدم اعتماد به مشارکت محلی، عدم بکارگیری ظرفیتهاو پتانسیل محلی، عدم توانایی جذب مخاطب و عضو، کاهش تعامل با سازمانها و مراکز فرهنگی، عدم تحقق اهداف کتابخانه که رضایت عضو وارباب رجوع و جذبان به کتابخوانی. همچنین بکارگیری برنامهریزی آموزش مشارکتی در فعالیتهای فرهنگی توسط کتابخانههای عمومی با تعامل با کتابداران در راستای استفاده آر تجربیات و بهرهگیری تخصص در زمینه فعالیتهای فرهنگی، تلاش بر حفظ و تقویت اعتماد و ارتباط با اعضا و جامعه بالقوه در طراحی و اجرای فعالیتهای فرهنگی و کتابخوانی، ارتباط گیری بیشتر با جامعه و مراکز آموزشی فرهنگی و سازمانهای اطراف کتابخانههای عمومی امکان پذیر خواهد بود.
ارائه الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی (مورد مطالعه: اداره آموزش و پرورش استان کرمان)
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 111-131
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.487469.1433
مرضیه پورامینایی، حمداله منظری توکلی، شهین شرفی، زهرا انجم شعاع
چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی با رویکرد داده بنیاد می باشد پژوهش حاضر از نظر نوع هدف کاربردی– توسعهای و از لحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و از نظر ماهیت دادهها کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان و خبرگان آشنا با مباحث رفتار سازمانی میباشد. نمونهبرداری در این پژوهش از نوع گلوله برفی بود. بر اساس موضوع دادههای مورد نظر از طریق مطالعات مقدماتی، مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری تا رسیدن به حد کفایت و اشباع نظری ادامه پیدا کرد . اطلاعات به دست امده با نرم افزار MAXQDA2020 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که الگوی هم ارزی رفتاری مبتنی بر فرهنگ سازمانی با رویکرد داده بنیاد, دارای شرایط علّی شامل (ارتباطات داخلی، ساختار سازمانی، آموزش و رهبری)، شرایط زمینه ای شامل (شخصیت افراد، تجربه، تحصیلات و سواد، هوش فرهنگی)، شرایط مداخله گر شامل(انگیزش، جو سازمانی و روابط کاری سازمان)، راهبردها شامل(ارتباطات، اعتماد و یادگیری اجتماعی)، پیامدها شامل(جامعه پذیری، ترویج فرهنگ مشارکت اجتماعی و ترویج فرهنگ رفتار فرا نقشی) می باشد.
طراحی الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دورههای مهارت آموزی آموزش و پرورش با رویکرد فراترکیب
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 113-142
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.533055.1543
معصومه سلطان رضوانفر، علی اکبر خسروی بابادی، علیرضا عصاره
چکیده هدف این پژوهش طراحی الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دورههای مهارت آموزی آموزش و پرورش با رویکرد فراترکیب میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است که با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب میباشد. روش فراترکیب با استفاده از گامهای هفتگانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مقالات در پایگاههای معتبر داخلی و خارجی، طی سالهای (1403- 1388) و (2025-2019) میباشد که 40 مقاله بر اساس معیارهای پژوهش انتخاب شدند. عوامل اصلی و فرعی الگو با استفاده از روش تحلیل مضمون استخراج شد. براساس نتایج فراترکیب، عوامل الگوی برنامه درسی پودمانی (مدولار) برای دورههای مهارت آموزی آموزش و پرورش شامل 23 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی است که عبارتاند از چابکی، سنجش اثربخشی، آموزش صنعتمحورِ فناورانه با پشتیبانی شغلی، آموزش باکیفیتِ کارآفرینمحور، سیستم آموزشی انعطافپذیر و فناورانه، نظام آموزشی هوشمند. یافتهها حاکی از آن بود که آموزش پودمانی در تحقیقات مختلف بهعنوان یک روش کارآمد مورد توجه قرار گرفته بود و محققان پیشنهاد داده بودند که این رویکرد بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.
پیشایندها و پیامدهای موثر بر فلاتزدگی شغلی در میان کارکنان مدارس شهر تهران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 114-134
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.474400.1406
نفیسه قاسمی زرگر، پریوش جعفری، نادرقلی قورچیان، امیرحسین محمد داودی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای مؤثر بر فلاتزدگی شغلی در میان کارکنان مدارس شهر تهران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر پارادایم عملگرا واز حیث شیوه اجرا، کیفی با رویکرد تحلیل محتوا و با هدف کاهش آن میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان آموزش و پرورش که شامل اعضاء مسئولین با سابقه در آموزش و پرورش تهران میباشند که برای انتخاب نمونه از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و فرایند نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته میباشد. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرمافزار 18 MAXQDA انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها به منظور درک واقعیتها و مفاهیم پژوهش صورت میگیرد. با توجه به استفاده از روش تحلیل محتوا در پژوهش حاضر، مولفهها و پیشایندهای حاصل از مرور سیتماتیک و مولفهها و عوامل حاصل از مصاحبههای صورت گرفته به صورت ترکیب همه عوامل به عنوان الگوی کاهش فلاتزدگی شغلی در میان کارکنان مدارس شهر تهران با رویکرد کیفی تحلیل محتوا ارائه گردید. نتایج نشان داد که بروز فلات زدگی شغلی در مدارس شامل 11 عامل مؤثر میباشد که شامل سیاستهای مدرسه و نظام آموزش، مدیریت ناکارآمد، سیستم پاداش و ارتقای نامناسب، سیستم ارزیابی نامطلوب، تعاملات ناسالم میان همکاران، فقدان پویایی سازمانی، مسائل مالی، ساختار و قوانین نامناسب، ویژگیهای فردی، شرایط اجتماعی و اقتصادی، ویژگیهای شغلی و پیامدهای فردی بوده و برای کاهش فلات زدگی شغلی باید روی آنها تمرکز انجام گیرد.
تدوین و ارائه الگوی ریاضی به منظور معماری فرهنگ سازمانی مبتنی بر ایجاد همسویی بین نقاط مرجع استراتژیک عناصر سازمانی
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 124-158
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.421943.1255
الیاس حسن زاده شوئیلی، میرمهرداد پیدائی، علی رضا رزقی رستمی
چکیده هدف این پژوهش تدوین و ارائه الگوی ریاضی به منظور معماری فرهنگ سازمانی مبتنی بر ایجاد همسویی بین نقاط مرجع استراتژیک عناصر سازمانی میباشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی – توسعهای و از نظر ماهیت اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و سازمانی میباشند و نمونهگیری به صورت هدفمند قضاوتی و گلوله برفی انجام شد و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. در این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای گردآوری و تحلیل دادهها از دلفی و سیستم عصبی فازی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها جهت پالایش مؤلفهها و معیارهای مدل مفهومی از دیدگاه خبرگان از تکنیک دلفی فازی و به منظور ارائه مدل ریاضی از سیستم استنتاج فازی انطباق پذیر و از نرم افزار Matlab استفاده گردید. نتایج نشان داد که در مجموع 4 بعد، 12 مؤلفه و 57 معیار ارزیابی و چندین زیر معیار شناسایی شد که شامل پیشایند (استراتژی کسب و کار، رهبری، ساختار سازمانی، تکنولوژی، استراتژی منابع انسانی) فرایند (فرهنگ سازمانی، استراتژی تغییر) نتایج (نتایج فردی، گروهی، عملکرد سازمانی) پیامد (پاسخگویی عمومی، افزایش سرمایههای اجتماعی) میباشد و مدل بدست آمده در سازمانهای نهاد انقلاب اسلامی بنیاد مستضعفان مورد آزمون قرار گرفته و در نهایت ویژگی و قابلبت این مدل در شبیه سازی و پیش بینی فرهنگ مطلوب سازمانی مبتنی بر ایجاد همسویی بین نقاط مرجع استراتژیک عناصر سازمانی مورد ارزیابی قرارگرفته است.
طراحی مدل توسعه مهارتهای پرسشگری مبتنی بر بوم مدرسه در دانشآموزان دوره ابتدایی
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 140-166
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.420589.1252
مطهره خسروی راد، احمد اکبری، محمد کریمی، مسلم چرابین
چکیده هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل توسعه مهارتهای پرسشگری در دانشآموزان دوره ابتدایی استان خراسان رضوی مبتنی بر بوم مدرسه است. برای پاسخ به این سؤال در بخش کیفی از روش پژوهش نظریه دادهبنیاد و با رویکرد کیفی استفاده شده است. برای تحلیل دادهها از نرمافزار 2020 MaxQDA استفاده شد. روش نمونهگیری، از نوع هدفمند که در مجموع با انجام 10 مصاحبه با اساتید و خبرگان حوزههای مدیریت آموزش به اشباع رسید. در بخش کیفی پس از انجام مصاحبهها و فرایندهای کدگذاری تعداد 217 کد باز شامل 11 کد برای بازیگران، 37 کد برای شرایط علی، 12 کد برای پدیده، 33 کد برای زمینه، 45 کد برای شرایط مداخلهگر، 49 کد برای راهبرد، 30 کد برای پیامد در کدگذاری اولیه شناسایی شدند که پس از تبدیل شدن به مقولههای فرعی و مقولههای اصلی این تعداد کاهش یافتند. نه مقوله اصلی به عنوان راهبردهای مؤثر شناسایی شدند که شامل تقویت دانشآموزان؛ توانمندسازی والدین؛ توانمندسازی معلمین؛ تغییر در نحوه تدریس و آموزش؛ برنامهریزی مناسب ملی در راستای تقویت مهارت دانشآموزان (مخصوصاً پرسشگری)؛ رشد بستر فکری و فرهنگی مدارس؛ توانمندسازی و افزایش قدرت مدارس در آموزش؛ بسترسازی برای پرسشگری در مدارس و رشد فرهنگ پرسشگری در جامعه بود. این راهبردها دارای 49 کد باز بودند. عللاوه بر این در این پژوهش شرایط علی، زمینهای، مداخله گر، بازیگران و پیامدهای مدل ارائه شد.
طراحی الگوی کیفی تکیهگاه سازی آموزشی برای دانش آموزان مقطع متوسطه
دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 142-161
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.357712.1134
مریم سوری، محمد مجتبی زاده، رسول داودی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی کیفی تکیه گاه سازی آموزشی برای دانش آموزان مقطع متوسطه میباشد. روش تحقیق کیفی و از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری شامل خبرگان و متخصصان حوزه یادگیری - یاددهی، روشهای تدریس و تکیهگاه سازی و اسناد مکتوب مرتبط با موضوع میباشد و با روش نمونه گیری گلوله برفی برای خبرگان و نمونه گیری هدفمند برای اسناد، 13 خبره و 18 سند (متن) مناسب با اهداف تحقیق، تعیین شد. برای تحلیل داده ها، روش گرندد تئوری با کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج حاکی از آن بوده که الگوی کیفی تکیه گاه سازی آموزشی برای دانش آموزان مقطع متوسطه شامل 10 بعد (توسعه منابع انسانی و غیرانسانی، بهسازی و توسعه سیستم آموزشی، شیوه های یاددهی – یادگیری، فرهنگ سازی و ارتباطات، قوانین و رفتارهای حمایتی، نظارت بر عملکرد، راهبردهای مبتنی بر شناخت و فراشناخت، راهبردهای مبتنی بر انگیزش، پیشرفت ذهنی و پیشرفت علمی)، 21 مؤلفه (توسعه منابع انسانی، توانمندسازی دانش آموزان، توسعه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری، تدریس مشارکتی و تعاملی، ساده سازی تکلیف، یادگیری مجازی، یاددهی مبتنی بر تئوریهای علمی، فرهنگ سازی بین والدین و معلمان، ارتباطات مؤثر، رفتارهای حمایتی، راهبردها و دستورالعملهای درون و برون سازمانی، راهبردهای فراشناختی، راهبردهای شناختی، راهبردهای شناختی و فراشناختی، راهبردهای انگیزشی، بهزیستی روانی، به فعلیت رسیدن استعدادهای بالقوه، بهبود روند یادگیری و پیشرفت تحصیلی) و 134 شاخص است که در قالب شرایط علی، زمینه ای، مداخلهای، راهبردها و پیامد در الگوی پارادایمی پژوهش جای گرفتند.
واکاوی ابعاد و مولفه های توسعه حرفهای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 143-165
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.535652.1551
مهدی شعبانی آزادبنی، سحر محمدی
چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و مؤلفههای توسعه حرفهای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از متخصصان، خبرگان مطلع در حوزه مدیریت آموزشی، کارآفرینی میباشد و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمعآوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که توسعه حرفهای مدیران مدارس ابتدائی مبتنی بر نگرش کارآفرینانه در قالب 6 مقوله اصلی (رهبری و مدیریت سازمانی، توسعه فردی و شغلی، نوآوری و مدریت استراتژیک، مدیریت یادگیری و آموزش، پایداری و تعاملات اجتماعی، نگرش کارآفرینانه)، 27 زیرمقوله (رهبری و مدیریت، پشتیبانی و هدایت، مدیریت منابع و برنامهریزی، سیاستگذاری و تنظیم برنامه، پاسخگویی و انعطافپذیری، توسعه فردی و حرفهای، توسعه مهارتهای دیجیتال، توسعه شغلی و فرصتهای شغلی، توانمندسازی و مشارکت، تفکر استراتژیک و تصمیمگیری، نوآوری و کارآفرینی، ارزیابی و بازخورد، آموزش و یادگیری، مدیریت کلاس و یادگیری متنوع، یادگیری و تحقیق، توسعه پایدار و محیطزیست، گسترش شبکهها و تعاملات، پیشرفت اجتماعی و عاطفی، توسعه فرهنگ و ارتباطات، بعد فردی، بعد فرصتجویی، بعد ریسکپذیری، بعد نوآوری خلاقیت، بعد توانمندیهای مدیریتی، بعد بازارگرایی، بعد ارتباطات و شبکهسازی، بعد انعطافپذیری) و 130 شاخص طراحی شده است.
شناسایی ابعاد، مولفهها و شاخصهای مدیریت مدرسه محوری بر مبنای ارزشهای اسلامی- ایرانی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 144-167
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.375433.1143
مسعود تقیانی، معصومه اولادیان، محمود صفری
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد، مولفهها و شاخصهای مدیریت مدرسه محوری بر مبنای ارزشهای اسلامی- ایرانی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی و تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 19 نفر از اساتید دانشگاه در سال 1401-1400 و مسئولین با سابقه در آموزش و پرورش میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش غیر تصادفی از نوع هدفمند برای انتخاب مصاحبه شوندهها و بر اساس ملاکهای ورود در پژوهش استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای MAXQDA، انجام گرفت. با توجه به تحلیلی که از روش تحلیل مضمون جهت تعیین ابعاد، مولفهها و شاخصهای مدیریت مدرسه محوری بر مبنای ارزشهای اسلامی- ایرانی به اجرا در آمده است، 3 بعد، 9 مؤلفه و 67 شاخص شناسایی و تأیید شده است. ابعاد مدیریت مدرسه محوری شامل بعد فردی (حالات روحی، ارتباطات، توسعه دانش)، بعد تربیتی (مهارت مدیریتی، جو تربیتی، برنامه غیر رسمی) و بعد مدیریتی (دانش حرفهای مدیریت، نگرش حرفهای، مهارت حرفهای) میباشد. همچنین نتایج نشان داد مدیریت مدرسه محور در تمام شاخصهای عنوان شده در ارزیابی از وضعیت مطلوبی برخوردار بود.
ارائه مدل جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی با رویکرد دولت کارآفرین
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 159-188
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.431349.1301
عطیه سرایانی، وحید پورشهابی، نورمحمد یعقوبی، .امین رضا کمالیان
چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل جذب و گزینش منابع انسانی بخش دولتی با رویکرد دولت کارآفرینمی باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه نخبگان و اساتید دانشگاهی و کارشناسان مربوطه در حوزۀ منابع انسانی و دولت کارآفرین در استان سیستان و بلوچستان که تعدادشان در سال 1399 بالغ بر حدود 200 نفر میباشند که به روش نمونهگیری، به صورت غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روش فراترکیب استفاده گردید. استخراج مؤلفهها و شاخصها از بررسی پیشینه و مبانی نظری به دست آمد و سپس برای تحلیل از کدگذاری استفاده شد. طبق تحلیل دادهها، 545 کد نهایی از طریق کدگذاری باز استخراج و سپس، با استفاده از کدگذاری محوری در قالب 121 مفهوم و 16 مقوله (عوامل زمینهای (محیطی)، عوامل ساختاری (سازمانی)، عوامل رفتاری (محتوایی)، جذب منابع انسانی، گزینش منابع انسانی، تشخیص فرصتهای کارآفرینی در بخش دولتی، بهرهبرداری فرصتهای کارآفرینی در بخش دولتی، موانع اجرایی و مدیریتی، موانع سیاسی و قانونی، موانع اقتصادی، موانع فرهنگی و اجتماعی، گزینش ترکیبی با استیلای منابع داخلی در مشاغل تجربهمحور، گزینش ترکیبی با استیلای منابع خارجی در مشاغل دانشمحور، پیامدهای فردی، پیامدهای سازمانی، پیامدهای اجتماعی) دستهبندی گردید و در نهایت، در مرحلۀ کدگذاری انتخابی، مدل فرآیندی و چندبُعدی برای نخستین بار در سطح سازمانهای دولتی استان سیستان و بلوچستان ارائه گردیده است.
ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 159-186
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.461845.1376
فاطمه محبی نژاد، سهیلا حسین پور، مجید محمدی
چکیده چکیده
هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس است. این پژوهش از نوع کیفی است. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی، خبرگان سطوح مدیریتی آموزش و پرورش و مدیران مدارس است. براساس روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس، پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع نظری حاصل و مصاحبه متوقف شد. در این پژوهش جهت دستیابی به روایی، از مشاوران و کارشناسان صاحبنظر در زمینه مدیریت آموزشی استفاده گردید و برای تعیین پایایی، از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی استفاده شد، بر این اساس روایی و پایایی تأیید شد. روش تجزیه و تحلیل مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تحلیل مضمون بود که با استفاده از نرمافزار Maxqda نسخه 20 انجام شد. براساس نتایج مصاحبهها، 25 مضمون در قالب 8 مفهوم مدیریت استراتژیک منابع انسانی (مشارکت کارکنان، توانمندسازی و ...)، سلامت سازمانی (مسئولیتپذیری کارکنان و اعتماد سازمانی)، بهسازی سازمانی (آموزش کارکنان، برنامهریزی آموزشی و ...)، مدیریت دانش (اشتراک، انتشار و سازماندهی دانش)، حمایت سازمانی (مدیریت روابط دوستانه، همدلی سازمانی و ...)، مدیریت ارتباطات سازمانی (تقویت مهارت ارتباطی و بهبود تعاملات درون سازمانی) و دوسوتوانی سازمانی (تأکید بر بهرهوری سازمانی، تقویت خلاقیت و انعطافپذیری سازمانی) شناسایی شد. بر این اساس پیشنهاد میشود مدیران مدارس الگوی تدوین شده در این این پژوهش را به عنوان ملاک کار خود بهمنظور بهبود مدیریت خود در مدارس مدنظر قرار دهند.
تبیین عوامل موثر بر همدلی سازمانی در چارچوب نظام ارزشی اسلام با رویکرد داده بنیاد
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 158-180
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.455096.1360
محمد طاهر جعفری، نیما رنجی جفرودی، مرتضی حضرتی
چکیده هدف این پژوهش تبیین عوامل موثر بر همدلی سازمانی در چارچوب نظام ارزشی اسلام با رویکرد داده بنیاد می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از مدیران ارشد، خبرگان مذهبی و روحانیون آشنا به موضوعات مدیریتی وزارت آموزش و پرورش در سال 1401 می باشد. حجم نمونه با روش نمونه گیری به صورت هدفمند، غیرتصادفی و گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک داده بنیاد و کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. طبق نتایج یافتهها مفاهیم در خرده مقوله ها شامل: 1- ابعاد و نشانگرهای همدلی سازمانی (ویژگیهای جمعیت شناختی سازمان، ویژگیهای شخصیتی کارکنان، توانمندسازی روانشناختی کارکنان، عوامل مدیریتی و اجتماعی، عوامل اخلاقی و عوامل اعتقادی)؛ 2- پیامدهای تأثیرگذار بر همدلی سازمانی (بهرهوری سازمانی، اثربخشی سازمانی، خلاقیت و نوآوری، تعهد سازمانی و توسعه شغلی و فردی)؛ 3- عوامل علی اثرگذار بر همدلی سازمانی (جو سازمانی، ساختار سازمانی، عوامل سازمانی، عوامل محیطی)؛ 4- عوامل مداخلهگر اثرگذار بر همدلی سازمانی (تقویت مشارکتپذیری کارکنان، فرسودگی شغلی، رضایتمندی کارکنان، مهارتهای اجتماعی کارکنان)؛ 5- عوامل زمینهای اثرگذار بر همدلی سازمانی (عوامل حمایتی و انگیزشی، حمایتهای مدیریتی، نظام ارزیابی عملکرد، تناسب شخصیتی و شغلی)؛ 6- راهبردهای طراحی مدل همدلی سازمان در چارچوب نظام ارزشی اسلام در وزارت آموزش و پرورش (بهبود فرآیندهای سازمانی، اعتمادسازی در سازمان، مدیریت اثربخش، آموزشهای همدلی و سلامت سازمانی کارکنان) دستهبندی شدند.
واکاوی ابعاد و مؤلفههای شایستگی مدیران در سازمانهای دولتی مبتنی بر الگوی کوه یخ
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 165-191
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510652.1491
سیدحامد صالح، محمد طالاری، مهربان هادی پیکانی، سحر فائقی
چکیده هدف این پژوهش واکاوی ابعاد و مؤلفههای شایستگی مدیران در سازمانهای دولتی مبتنی بر الگوی کوه یخ می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی می باشد، این پژوهش از نظر نحوه جمعآوری اطلاعات، توصیفی - پیمایشی و با روش کیفی دومرحلهای انجام شد. در ابتدا با استفاده از روش مرور نظاممند مبانی نظری 37 مقاله مورد بررسی قرار گرفت و ابعاد و مؤلفههای اولیه شایستگی مدیران سازمانهای دولتی مشخص گردید، سپس برای تأیید و تکمیل عوامل شناسایی شده در مرحله اول، با 8 نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفهای درحوزه شایستگیهای مدیران که با نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند، مصاحبه حضوری انجام شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها ابتدا از روش فراترکیب ابعاد و مولفه ها شناسایی شدند و سپس از روش تحلیل مضمون و نرمافزار Nvivo استفاده شد. نتایج نشان داد پس از ادغام 30 مؤلفه گوناگون به عنوان مؤلفههای شایستگی مدیران سازمانهای دولتی شناسایی و در قالب 5 بُعد اصلی الگوی کوه یخ شایستگی یعنی دانش (با 4 مؤلفه)، مهارت (11 مؤلفه)، خودانگاره (3 مؤلفه)، ویژگیهای شخصیتی (9 مؤلفه) و محرکها (3 مؤلفه) طبقهبندی شدند. استفاده از یک الگو و چارچوب شایستگی مناسب جهت گزینش، پرورش و ارزیابی مدیران سازمانهای دولتی زمینهساز توسعه در سطح سازمانی و ملی است.
ارائه مدل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری علمی در نظام آموزش عالی ایران: یک مطالعۀ ساختاری تفسیری
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 169-192
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.399095.1202
سیروس منصوری، مهدیه رضایی، داوود رمضانی
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل عوامل مؤثر بر توسعه گردشگری علمی در نظام آموزش عالی ایران انجام شد. روش پژوهش، مطالعه موردی از نوع مدلسازی بود. جامعهی آماری پژوهش، خبرگان آشنا به حوزه گردشگری علمی شامل اعضای هیأت علمی دانشگاههای ایران بودند که به صورت نمونهگیری هدفمند 37 نفر انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل اسناد، مصاحبه و پرسشنامه محققساخته بود و برای تجزیه و تحلیل دادهها از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده شد. در گام اول با بررسی ادبیات پژوهش به شیوۀ مرور نظاممند و همچنین از طریق مصاحبه با صاحبنظران و به رویکرد اسقرایی عوامل مؤثر بر گردشگری علمی در آموزش عالی استخراج شد و در گام دوم با استفاده از تکنیک 6 مرحلهای مدلسازی ساختاری- تفسیری، مدل مورد نظر استخراج گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که 9 عامل اصلی مؤثر بر شکلگیری گردشگری آموزش عالی در ایران به ترتیب تأثیرگذاری عبارتند از: تبادلات سیاسی پویا با جهان در سطح ملی، وجود سیاستگذاریهای کلان ملی در حوزه تعامل دانشگاهی، تسهیل فرایند پذیرش در ابعاد سیاسی و اداری، وجود زیرساختهای اقتصادی و فنی برای دانشجویان خارجی، سطح زبان بینالمللی اعضای هیأت علمی و کارکنان و ساختار آموزش عالی پویا و پذیرنده، وجود احساس امنیت در ابعاد اجتماعی، امنیتی و سیاسی برای دانشجویان خارجی و عوامل برند بودن دانشگاهها و معرفی و ارائۀ جاذبههای تاریخی، فرهنگی و مذهبی به جهانیان.
شناسایی ابعاد و مولفه های رهبری معنوی مبتنی بر رفتارهای فرانقشی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 187-205
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.501199.1471
سید محمد باقر منصوری، حمداله منظری توکلی، عباس بابایی، زهرا انجم شعاع، شهین شرفی
چکیده چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد و مؤلفههای رهبری معنوی مبتنی بر رفتارهای فرانقشی میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی-توسعه ای و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 10 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران و خبرگان حوزه صنعت استان کرمان با سابقه مدیریت حداقل 10 سال و مدرک تحصیلی حداقل کارشناسی ارشد میباشد. روش نمونه گیری در این پژوهش هدفمند و روش گلوله برفی (ارجاع زنجیرهای) بخشی از جامعه آماری که در دسترس بوده و امکان برقراری ارتباط با آنها وجود داشت بهعنوان نمونه انتخاب شدند. این نمونهگیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته میباشد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون که شامل کدگذاری باز، محوری با نرمافزار MAXQDA 2018، انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رهبری معنوی مبتنی بر رفتارهای فرا نقشی شامل 10 بعد و 26 مؤلفه میباشد که ابعاد شامل: عشق به نوع دوستی، جوانمردی، ایمان، وجدان کاری، عضویت، تعهد سازمانی، بازخورد عملکرد، وظیفه شناسی، فضیلت مدنی، احترام و تکریم میباشد.
ارائه مدل عوامل ترک خدمت نخبگان در شرکت نفت فلات قاره ایران
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 189-210
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.425103.1277
محمد شعف اعمال، احمد ودادی، مهدی توکلی، داریوش غلام زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل عوامل ترک خدمت نخبگان در شرکت نفت فلات قاره ایران میباشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی-پیمایشی میباشد. این تحقیق همچنین از نوع تحلیل مضمون است. جامعه آماری این پژوهش شامل 12 نفر از مدیران شرکت نفت فلات قاره و دانشگاهها میباشد و از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. همچنین جهت گردآوری دادهها با استفاده از تحلیل محتوای پیشینههای مرتبط و روش کتابخانهای به استخراج شاخصها پرداخته شد که طی کدگذاری سه مرحلهای، مدل پژوهش استخراج شد. با توجه به تحلیلی که از روش تحلیل مضمون جهت تعیین عوامل ترک خدمت نخبگان در شرکت نفت فلات قاره ایران به اجرا در آمده است، 47 شاخص (گویه)، 8 مؤلفه و 3 بعد شناسایی و تأیید شده است. نتایج نشان داد عوامل ترک خدمت نخبگان شامل سه بعد سازمانی (ماهیت شغلی، مدیریت، فرهنگ سازمانی)، فردی (انگیزش، ویژگیهای جمعیت شناختی، عوامل روانشناختی) و محیطی (قوانین و مقررات، فشارهای محیطی) است.
الگوی مدیریت سبز منابع انسانی در راستای توسعه حرفهای سازمانی مبتنی بر برنامه درسی محیط کار
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 181-207
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.467660.1395
حسین مومنی مهموئی
چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت سبز منابع انسانی در راستای توسعه حرفهای سازمانی مبتنی بر برنامهدرسی محیط کار است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعهی آماری شامل کلیه کارگزاران اصلی دخیل در مدیریت منابع انسانی آموزش و پرورش، معلمان و متخصصان موضوعی (اساتید دانشگاه) بودند که از طریق نمونهگیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبهی نیمهساختاریافته با در پژوهش شامل 10 نفر از معلمان، 8 نفر از کارشناسان آموزش و توسعه منابع انسانی آموزش و پرورش شهر مشهد، 8 نفر از اساتید دانشگاه جمعآوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد همچنین برای کدگذاری دادهها از نرم افزار MAXQDa10 استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشاندهندهی سی مفهوم محوری و یازده مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل مدیریت مشارکتی تحولمحور به عنوان مقولهی محوری و شرایط علی (مشتمل بر مؤلفههای فرهنگسازمانی، بومیسازی، کارراهه شغلی سبز و تعاملات)، عوامل زمینهای (مشتمل بر مؤلفههایی چون مبتنی بر برنامهدرسی محیط کار، ارتقاء سواد اکولوژیک سازمانی، تضمین کیفیت سازمانی و عوامل ساختاری)، عوامل تسهیلکننده (مشتمل بر مؤلفههایی چون نظارت سبز، انگیزه-سازی سازمانی و برنامهریزی استراتژیک سبز در سازمان) و عوامل محدودکننده (مشتمل بر مؤلفههایی چون چالشهای ساختاری، چالشهای آموزشی-مدیریتی و چالشهای فرهنگی) مورد سازماندهی قرار گرفت.
طراحی الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 183-200
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.457722.1367
مهدی اولیایی، علی اکبر عجم، احمد اکبری، تورج فلاح مهنه
چکیده هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی و روش آن کیفی و از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از اساتید دانشگاهی و خبرگان علمی پژوهشی با رشته تحصیلی مدیریت دولتی و مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش در شهرستان تربت حیدریه می باشند که با نمونه گیری نمونهگیری هدفمند وابسته به معیار انتخاب انتخاب شدند و انتخاب نمونه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته میباشد. اعتبار داده های پژوهش از طریق بازگشت به مشارکت کنندگان و ممیزیان بیرونی بررسی و تایید شد. برای تحلیل دادهها، از روش تحلیل مضمون و از نرم افزارAtlas ti8 استفاده گردید. نتایج حاکی از آن است که 4 مضمون سازمان دهنده: مدیریت عمل گرا، مدیریت دانشی، مدیریت سازمانی و مدیریت تیمی شناسایی و تایید شد و نتایج نشان داد که عناصر مولفه های الگوی رهبری هوشمند مدیران آموزش و پرورش، مدیریت دانشی، مدیریت سازمانی و مدیریت تیمی و مدیریت عمل گرا میباشند.
