نقش رفتارشهروندی فردی در نوآوری سازمانی مدارس با میانجیگری تسهیم دانش در معلمان دوره ابتدایی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 140-164
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.370479.1139
سیروس قنبری، محسن احمدی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی نقش رفتارشهروندی فردی در نوآوری سازمانی مدارس با میانجیگری تسهیم دانش در معلمان دوره ابتدایی بود. روش تحقیق توصیفی - همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهر کرمانشاه به تعداد 1150 نفر بودند که براساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 291 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادههای پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی فردی شویبسکی (2014)، تسهیم دانش واندن هوف و وان وینن (2004) و نوآوری سازمانی مدارس آمید و همکاران (2002) استفاده شد. پایایی و روایی ابزار با تکنیکهای آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تأییدی تعیین شد و مقدار پایایی به ترتیب برای رفتار شهروندی 90/0، تسهیم دانش 92/0 و نوآوری سازمانی 94/0 گزارش شد. جهت تحلیل دادهها از تحلیل مسیر تأییدی با استفاده از نرم افزار Lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد که رفتار شهروندی فردی و تسهیم دانش معلمان اثر معنادار بر نوآوری سازمانی مدارس در سطح 05/0 دارد. رفتار شهروندی فردی به واسطه تسهیم دانش اثر معنادار بر نوآوری سازمانی مدارس در سطح 05/0 دارد. همچنین رفتار شهروندی فردی و تسهیم دانش قادر به تبیین 47% واریانس نوآوری سازمانی مدارس میباشد.
بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی مدارس بر نوآوری آموزشی و توسعه اجتماعی دانش آموزان با تاکید بر نقش واسطه شایستگیهای اجتماعی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 148-165
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.234371.1016
سید موسی رئیسی
چکیده چکیده هدف از این مطالعه"بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی مدارس بر نوآوری آموزشی و توسعه اجتماعی دانش آموزان با تاکید بر نقش واسطه شایستگیهای اجتماعی" است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از مدیران و کارکنان مدارس متوسطه شهر رودبار و نمونهای به حجم 155 نفر به روش تصادفی مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد فرهنگ سازمانی مدارس بر توسعه اجتماعی دانشآموزان و نوآوری آموزشی تاثیر معناداری دارد. همچنین شایستگیهای اجتماعی در رابطه میان فرهنگ سازمانی مدارس و توسعه اجتماعی و فرهنگ سازمانی مدارس و نوآوری آموزشی نقش میانجی دارد.
تأثیر هوش هیجانی و اهداف پیشرفت بر انگیزه پیشرفت درس مطالعات اجتماعی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی
دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 162-186
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.429245.1293
فاضل نعمه شلبه الیساری، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق تأثیر هوش هیجانی و اهداف پیشرفت بر انگیزه پیشرفت درس مطالعات اجتماعی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع راهنمایی استان کربلاء بود به تعداد 1300 نفر بود، با استفاده از جدول مورگان تعداد 297 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی از گلمن (2001)، اهداف پیشرفت از میدلتون و میدگلی (1998)، خودکارآمدی تحصیلی از موریس (2001)، اشتیاق تحصیلی از فردریکز و همکاران (2004) و انگیزه پیشرفت از هرمنس استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه هوش هیجانی 91/0، اهداف پیشرفت 82/0، خودکارآمدی تحصیلی 87/0، اشتیاق تحصیلی 89/0 و انگیزه پیشرفت 78/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر هوش هیجانی بر انگیزه پیشرفت به صورت مستقیم و با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی مثبت و معنی دار بود. همچنین نتایج نشان داد که تأثیر اهداف پیشرفت بر انگیزه پیشرفت به صورت مستقیم و با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی مثبت و معنی دار بود.
نیازسنجی بازار کار استان قم نسبت به تخصص دانشآموختگان شاخههای فنی- حرفهای و کاردانش
دوره 3، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 181-209
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.312298.1073
ملیحه اصغری، حمید جعفریان یسار
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نیازهای بازار کار نسبت به تخصص هنرجویان شاخههای فنی - حرفهای استان قم انجام شده است. این پژوهش پیمایشی و ازنظر هدف کاربردی است جامعه آماری شامل کلیه هنرآموزان استان قم و نمونه طبق فرمول کوکران 259 نفر و روش نمونهگیری سهمیهای طبقهای بود. دادهها توسط پرسشنامه محقق ساخته و چک لیست رشتهها در شاخه فنی- حرفهای (40 رشته) و شاخه کاردانش (161 رشته) جمع آوری شد.. روایی محتوا توسط اساتید مربوطه مثبت ارزیابی شد و پایایی با آلفای کرونباخ 78/0 محاسبه شد. برای بررسی دادهها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، t تک نمونه، آزمون فریدمن استفاده شد. یافتهها نشان داد در حوزه آموزشهای فنی - حرفهای رشتههای مکانیک خودرو (با میانگین رتبهای 65/15)، تأسیسات مکانیکی (با میانگین رتبهای 31/15)، صنایعدستی فرش (با میانگین رتبهای 74/14) و در شاخه کاردانش، عیبیابی سیستمهای رایانهای، تولید و توسعهدهنده پایگاههای اینترنتی، ماشینهای الکتریکی و برنامهنویسی بازیهای رایانهای، اولویتهای بازار کار استان قم هستند. در این پژوهش موارد جدیدی برای مدیریت آموزشی در حوزه شاخههای فنی حرفهای و کاردانش در استان قم معرفی گردید که درنهایت بستر مناسبی برای رشد اشتغال و کاهش بیکاری هنرجویان هنرستانها فراهم میآورد. پیشنهاد میشود مدیران آموزشی اولویتهای شناساییشده را در برنامههای خود بگنجانند و مبنای فعالیتهای آموزشی خود را بر اساس نتایج حاصله از تحقیقات علمی ازجمله تحقیق حاضر قرار دهند تا آموزشهای ارائه شده به اثربخشی بیانجامد.
تأثیر هوش هیجانی و نیازهای اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 195-222
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.426775.1281
فرحان زینل رزا رزا، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق تأثیر هوش هیجانی و نیازهای اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل دانش آموزان مقطع دبیرستان پایه پنجم ادبی شهرستان نینوی ناحیه بعشیقه به تعداد 500 نفر میباشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 244 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی گلمن (2001)، نیازهای اساسی روانشناختی از گاردیا و همکاران (2000)، اهداف پیشرفت تحصیلی از میدلتون و میدگلی (1998)، خودکارآمدی تحصیلی از موریس (2001)، سازگاری تحصیلی سینها و سینگ (1993) و پیشرفت تحصیلی از صالحی (1394) استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه هوش هیجانی 91/0، نیازهای اساسی روانشناختی 86/0، اهداف پیشرفت تحصیلی 90/0، خودکارآمدی تحصیلی 89/0، سازگاری تحصیلی 84/0، پیشرفت تحصیلی 83/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که هوش هیجانی، نیازهای های اساسی روانشناختی و اهداف پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و غیر مستقیم با نقش میانجی خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت و معنی داری دارد.
اثر نابرابری اقتصادی اجتماعی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی سرمایه فرهنگی
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 195-213
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.344750.1121
سید موسی رئیسی
چکیده هدف از این مطالعه بررسی تأثیر نابرابری اقتصادی–اجتماعی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی سرمایه فرهنگی است. این پژوهش توصیفی–پیمایشی و از نوع کاربردی بوده و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس و نمونهای به حجم 217 نفر به روش تصادفی طبقهای مورد مطالعه قرار گرفتهاند. جمعآوری اطلاعات به وسیله پرسشنامههایی که روایی آنها توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها از نرمافزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد نابرابری اقتصادی–اجتماعی و سرمایه فرهنگی دانشجویان بر موفقیت تحصیلی آنها تأثیر مثبت و معناداری دارد، همچنین نابرابری اقتصادی–اجتماعی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان با نقش میانجی سرمایه فرهنگی تأثیر دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که سرمایه فرهنگی میتواند نقش تقویتکننده در کاهش اثرات منفی نابرابری اقتصادی–اجتماعی ایفا کند و توجه به آن در سیاستگذاری آموزشی، ارتقای عدالت تحصیلی و کاهش شکافهای اجتماعی ضروری است. همچنین تقویت توان فرهنگی دانشجویان، راهکاری پایدار برای بهبود موفقیت تحصیلی در شرایط نابرابری است.
تأثیر فرهنگ مدرسه بر از خود بیگانگی تحصیلی با نقش میانجی نیازهای اساسی روانشناختی در میان دانشآموزان دورهی اول متوسطه استان لرستان
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 225-247
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.424346.1276
حسن قلاوندی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل روابط بین فرهنگ مدرسه بر از خود بیگانگی تحصیلی با توجه به نقش میانجی نیازهای اساسی روانشناختی با استفاده از روش توصیفی- همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دورهی اول متوسطه استان لرستان که در مجموع 23223 نفر بود، که 400 نفر نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها سه پرسشنامهی استاندارد، فرهنگ مدرسهی الساندرو و ساد (1997)، نیازهای روانشناختی اساسی لاگواردیا و همکاران (2000) و ازخودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976) بود. دادههای تحقیق پس از جمعآوری با استفاده از نرمافزارهای آماری Lisrel و SPSSتحلیل شدند. نتایح نشان داد، اثر مستقیم فرهنگ مدرسه بر نیازهای روانشناختی اساسی (67/0) میباشد. آماره t این اثر نیز (72/8) میباشد که در سطح 001/0 مثبت و معنیدار است. اثر مستقیم فرهنگ مدرسه بر از خودبیگانگی تحصیلی (27/0-) میباشد. آماره t این اثر نیز (12/3-) میباشد که در سطح 01/0 منفی و معنیدار است. اثر مستقیم نیازهای روانشناختی اساسی بر از خودبیگانگی تحصیلی (47/0-) میباشد. آماره t این اثر نیز (41/4-) میباشد که در سطح 001/0 منفی و معنیدار است. اثر غیر مستقیم فرهنگ مدرسه بر از خودبیگانگی تحصیلی (31/0-) میباشد. آماره t این اثر نیز (20/4-) میباشد که در سطح 001/0 منفی و معنیدارمیباشد. با توجه به اینکه این اثر از طریق نیازهای روانشناختی اساسی بر از خودبیگانگی تحصیلی وارد میشود، در نتیجه نقش واسطهای نیازهای روانشناختی اساسی در ارتباط بین فرهنگ مدرسه و از خودبیگانگی تحصیلی دانشآموزان تأیید میشود.
ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش حسابداری مبتنیبر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان حسابداری در ایران
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 282-304
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.414450.1243
سامان ُمحمدی، طیبه حاتمی، فاطمه باقرآبادی
چکیده هدف از پژوهش حاضر ارزیابی عوامل مؤثر بر توسعه آموزش حسابداری مبتنی بر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان است. روش طراحی پژوهش کمی و نوع آن توصیفی- پیمایش میباشد. در راستای انجام این پژوهش، برای جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است که پرسشنامه مذکور توسط عمر اکبال توفیق در سال 2022 طراحی شده است. روایی پرسشنامه براساس روایی محتوایی بااستفاده از نظر صاحب نظران بررسی شده است. همچنین پایایی سازهها از طریق سه روش آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی هر یک از سازهها و بار عاملی هر یک از گویهها مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان رشته حسابداری تشکیل میدهد. جهت توزیع پرسشنامه با توجه به تشابه شرایط محیطی و امکانات؛ دانشگاههای غرب کشور شامل دانشگاه رازی کرمانشاه، ایلام و کردستان مورد بررسی قرارگرفت. از میزان پرسشنامه توزیع شده که به روش نمونه گیری تصادفی توزیع شد؛ در نهایت 92 پاسخ قابل قبول دریافت شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SMART PLS استفاده شده است. این پژوهش میزان پذیرش استفاده از روشهای رایانش ابری در آموزش دورههای حسابداری و اثربخشی آن در فرایند آموزش را توسط دانشجویان دانشگاههای ایران با بکارگیری تأثیر متغیرهای بیرونی، یعنی عوامل انسانی، عوامل اقتصادی و فناوری و عوامل فرهنگی و اجتماعی را بر توسعه آموزش حسابداری ابری و عملکرد تحصیلی دانشجویان مشخص میکند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عوامل انسانی، اقتصادی و فرهنگی تأثیر مثبت معناداری بر توسعه آموزش حسابداری مبتنیبر ابر و عملکرد تحصیلی دانشجویان دارند.
مطالعه تأثیر شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی و هدف گرایی تحصیلی با توجه به نقش واسطهای خودکارآمدی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 304-326
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.396989.1193
محمد فرحان عبدالربیعی، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق بررسی مطالعه تأثیر شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی و هدف گرایی تحصیلی با توجه به نقش واسطهای خودکارآمدی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان رشته جغرافیا دانشگاه بابلبه تعداد 575 نفر میباشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 234 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از چهار پرسشنامه محقق ساخته شبیه سازی آموشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی، پرسشنامه استاندارد هدف گرایی میدلتون و میدگلی (1998)، خودکارآمدی تحصیلی موریس (2001) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) استفاده شد. روایی صوریی و محتوایی پرسشنامهها از طرق روایی قضاوتی و سازه به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه شبیه سازی آموشی مبتنی بر تکنولوژی آموزشی 79/0، هدف گرایی 91/0، خودکارآمدی تحصیلی 83/0 و عملکرد تحصیلی 90/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی و هدف گرایی تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی بر عملکرد تحصیلی دانشجویان تأثیر مثبت و معنی داری دارد، همچنین مشخص شد که نقش واسطه خودکارآمد تحصیلی در تأثیر گذاری شبیه سازی آموزشی مبتنی بر تکنولوژی و هدف گرایی بر عملکرد تحصیلی مثبت و معنی دار میباشد.
طراحی مدل ارزیابی عملکرد منابع انسانی با رویکرد ارزش محور در نظام آموزشی عالی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 305-328
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.420263.1251
مرتضی عاشورزاده، موسی رضوانی چمن زمین، حمیدرضا رضائی کلیدبری، بدری عباسی
چکیده هدف این تحقیق طراحی مدل ارزیابی عملکرد منابع انسانی با رویکرد ارزش محور در نظام آموزشی عالی در دانشگاه آزاد استان گیلان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و یک تحقیق اکتشافی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هیات علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان در سال تحصیلی 1401-1402 میباشد. با استفاده از روش تعیین حجم نمونه از فرمول تاباچنیک و فیدل 395 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری خوشهای و در دل خوشهها از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار گردآوری دادههای پرسشنامه محقق ساخته و برگرفته از روش کیفی میباشد. روش تجزیه و تحلیل دادهها در پژوهش حاضر از نرم افزار SPSS و برای معادلات ساختاری از AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که مؤلفه و شاخصهای شناسایی شده بر ارزیابی عملکرد منابع انسانی با رویکرد ارزش محور در نظام آموزش عالی تاثیرگذار است. نتایج بدست آمده از معادلات ساختاری نیز نشان داد که مدل تحقیق از لحاظ تناسب با دادهها مدل مطلوبی میباشد.
تأثیر مدیریت آموزش بر موفقیت تحصیلی دانشآموزان، رضایت شغلی معلمان، کارایی مدارس و تعامل والدین
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 399-424
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568529.1616
هدا فیاضی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر مدیریت آموزش بر موفقیت تحصیلی دانشآموزان، رضایت شغلی معلمان، کارایی مدارس و تعامل والدین در مدارس منطقه کیانپارش شهر اهواز میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع پژوهشهای همبستگی میباشد. جامعه آماری آن شامل دانشآموزان، معلمان و والدین مدارس متوسطه میباشد که با استفاده از نمونهگیری تصادفی طبقهای، ۳۲۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای ساختاریافته با طیف لیکرت پنجدرجهای بود و پایایی آنها با ضریب آلفای کرونباخ بین 85/0 تا 9/0 تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که مدیریت آموزش با موفقیت تحصیلی دانشآموزان (65/0 = r)، رضایت شغلی معلمان (6/0 = r)، کارایی مدارس (7/0 = r)، و تعامل والدین (55/0 = r)، همبستگی مثبت و معنادار دارد (01/0 < Sig). رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که مدیریت آموزش قادر است به ترتیب 42 درصد از واریانس موفقیت تحصیلی، 36 درصد از واریانس رضایت شغلی، 49 درصد از واریانس کارایی مدارس و 30 درصد از واریانس تعامل والدین را توضیح دهد. همچنین، آزمون ANOVA تأیید کرد که تفاوت معناداری بین سطوح مختلف مدیریت آموزش و متغیرهای وابسته وجود دارد (001/0 < Sig). این نتایج نشان میدهد که مدیریت آموزش نقش کلیدی در بهبود عملکرد تحصیلی، رضایت شغلی، کارایی مدارس و مشارکت والدین دارند. بنابراین، پیشنهاد میشود مدیران و سیاستگذاران آموزشی با اجرای برنامههای مدیریتی هدفمند، ارتقای مهارتهای حرفهای معلمان و تشویق مشارکت والدین، محیط یادگیری بهینهای برای دانشآموزان ایجاد کنند.
بررسی نقش میانجی نوآوری سازمانی در رابطه بین رهبری تحولی و تعهد سازمانی معلمان
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 412-432
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.491262.1447
مصطفی محمودی، محمد غفاری مجلج، محسن احمدی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش مدل ارائه شده در ارتباط با رهبری تحولی و تعهد سازمانی معلمان با میانجیگری نوآوری سازمانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه معلمان مدارس منطقه 15 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند. از جامعه آماری یاد شده،300 نفر بر اساس نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه رهبری تحولی باس و آولیو (1995)، پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (1997) و پرسشنامه محقق ساخته نوآوری سازمانی چوپانی (1390) استفاده گردید. برای تعیین پایایی ابزار از آلفای کرانباخ استفاده شد. برای تحلیل داده ها از ماتریس همبستگی و مدل معادلات ساختاری و برای تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش، از نرم افزار (Lisrel, 10.30) و (Spss 25) استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها حاکی از آن بود که: رهبری تحولی با تعهد سازمانی معلمان رابطه مستقیم و معناداری دارد؛ نوآوری سازمانی با تعهد سازمانی معلمان رابطه مستقیم و معناداری دارد همچنین رهبری تحولی به صورت غیرمستقیم و به واسطه نوآوری سازمانی با تعهد سازمانی معلمان رابطه معناداری دارد و مدل مفهومی ارائه شده از برازش آماری مناسبی برخوردار است به بیان دیگر مدل تبیین تعهد سازمانی بر اساس رهبری تحولی و نوآوری سازمانی با داده های تجربی برازش دارد. در نهایت بر اساس اطلاعات حاصل شده از مدل معادلات ساختاری نیز می توان گفت که همه مولفههای موجود در سه متغیر پژوهش حاضر با یکدیگر ارتباط مثبت و معناداری دارند.
ارائه و تحلیل الگوی آسیب شناسی سرمایه اجتماعی در سازمان
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 425-445
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.532161.1536
گلناز رسولی، سید محمد زاهدی، کرم اله دانش فرد
چکیده هدف این پژوهش ارائه و تحلیل الگوی آسیب شناسی سرمایه اجتماعی در سازمان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، اکتشافی است. از نظر بعد زمانی، مقطعی و از نظر رویکرد نظریه پردازی، استقرایی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل 86 نفر از مدیران و کارشناسان شهرداری تهران میباشد که به روش نمونه گیری غیراحتمالی و غیرتصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری دادههای پژوهش از پرسشنامه استفاده گردید. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی آسیبشناسی سرمایه اجتماعی در سازمان از 6 دسته شرایط علّی 3 مقوله، عوامل زمینهای 4 مقوله، پدیده اصلی 6 مقوله، عوامل مداخلهگر 3 مقوله، عوامل راهبردی 10 مقوله و پیامدها 8 مقوله شناسایی شدند که نتایج تحلیل عاملی تاییدی آنها نشان میدهد بارهای عاملی همه گویه ها بالاتر از 4/0 هستند و از مدل حذف نشده اند، لذا شاخص های مورد نظر سنجه های خوبی برای عوامل شناسایی شده هستند. همچنین براساس نتایج معادلات ساختاری، سطح معنی داری مسیر شاخصها کوچکتر از 05/0 است، لذا رابطه بین متغیرها معنی دار است و ضریب مسیر نشان داد که رابطه ی مثبتی همه متغیرها وجود دارد.
تحلیل محتوای کتاب های جغرافیای دانش آموزان پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه عراق بر اساس ابعاد توسعه پایدار
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 428-447
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.411704.1235
قاسم محمد صالح، محمد حسنی، حسن قلاوندی
چکیده هدف این پژوهش تحلیل محتوای کتاب های جغرافیای دانش آموزان پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه عراق بر اساس ابعاد توسعه پایدارمی باشد. روش پژوهش توصیفی و در اصل یک پژوهش تحلیل محتوایی است. جامعه آماری تحقیق، کتاب های جغرافیا پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه در سال تحصیلی 03-1402 می باشند. ابزار تحقیق را چک لیست تدوین شده توسط محقق تشکیل می دهد که دارای 4 مؤلفه (اقتصادی-اجتماعی، منابع، مشارکت و روش های اجرایی) می باشد، در این پژوهش به دلیل محدود بودن جامعه آماری حجم نمونه با حجم جامعه برابر در نظر گرفتهشده است. برای جمعآوری دادههای موردنیاز از فرمهای تحلیل محتوای کدگذاری شده با تأکید بر 4 مولفه اصلی توسعه پایدار استفادهشده است. روایی آنها، بر اساس نظرات کارشناسان و همچنین اساتید راهنما و مشاور مورد تائید قرارگرفته است. پایایی ابزار پژوهش بر اساس روش هولستی با ضریب پایایی 87/0 محاسبهشده است. واحد تحلیل در این پژوهش متن، فعالیت، جداول، نمودار و تصاویر است که طبق آن محتوای کتاب ها کدگذاری شده و اطلاعات جمع آوری شده در جداول جداگانه و برای چهار مولفه انجام پذیرفته است. نتایج نشان داد که در کل محتوای کتاب جغرافیا پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه، جمعاً 122 مورد مربوط به مؤلفههای توسعه پایدار آمده است که از این تعداد، بیشترین فراوانی به مولفه منابع و کمترین فراوانی به مشارکت مردمی مرتبط بود، همچنین نتایج تحلیل محتوا نشان داد که به طور برابر به مولفه های توسعه پایدار در محتوای کتاب درسی جغرافیا پرداخته نشده است.
تحلیل مدل پیشایندهای خشنودی از ارتباط سازمانی در کارکنان شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 437-459
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.568741.1618
عاطفه محمدحسینی، نسرین ارشدی، کیومرث بشلیده، هلن امبریا
چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل مدل پیشایندهای خشنودی از ارتباط سازمانی در کارکنان شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب انجام گرفت. نمونه پژوهش شامل ۳۸۱ نفر از کارکنان رسمی این شرکت بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرها از پرسشنامههای خشنودی از ارتباط سازمانی، رهبری تحولی، عدالت تعاملی ادراکشده، حق اظهارنظر کارکنان و هوش هیجانی استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و به کمک نرمافزارهای SPSS و AMOS ویراست 25 انجام شد. الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود و نتایج پژوهش نشان داد که رهبری تحولی، عدالت تعاملی ادراکشده، حق اظهارنظر کارکنان و هوش هیجانی اثر مثبت و معناداری بر خشنودی از ارتباط سازمانی دارند. همچنین مسیر غیرمستقیم رهبری تحولی از طریق عدالت تعاملی ادراک شده بر خشنودی از ارتباط سازمانی تأیید شد. یافتهها بیانگر آن است که توجه همزمان به سبک رهبری مدیران، رعایت عدالت در تعاملات، فراهم کردن شرایط اظهارنظر کارکنان و تقویت هوش هیجانی کارکنان میتواند به افزایش خشنودی ارتباطی و بهبود کیفیت روابط سازمانی منجر شود. بر این اساس، توصیه میشود مدیران سازمانها در طراحی برنامههای آموزشی و مدیریتی خود، تقویت این متغیرها را در اولویت قرار دهند.
اعتبارسنجی مدل موانع مؤثر در ایجاد نشاط سازمانی در سازمانهای دولتی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 515-540
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.511970.1495
محمدعلی نیک بخش
چکیده این مطالعه با هدف اعتبار سنجی مدل موانع مؤثر در ایجاد نشاط سازمانی در سازمانهای دولتی استان بوشهر انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی است که به صورت مقطعی در سال 1404 در بین کلیه کارکنان سازمانهای دولتی استان بوشهر انجام گرفته است. که تعداد آنها 2289 نفر میباشد و از این تعداد 328 بر اساس روش نمونهگیری گلوله برفی و بهصورت هدفمند انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه موانع مؤثر در ایجاد نشاط سازمانی (محقق ساخته) استفاده گردید. روایی و پایایی پرسشنامه مذکور به ترتیب 90/0 و 92/0، سنجیده شد. تمام تجزیه و تحلیلهای آماری از طریق نرمافزارهای SPSS و PLS انجام گرفته است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که مانع فردی با میانگین فازی زدایی شده (8182/0)، مانع سازمانی با میانگین فازی زدایی شده (8197/0) و مانع محیط کاری با میانگین فازی زدایی شده (7827/0) به عنوان موانع مؤثر در ایجاد نشاط سازمانی در سازمانهای دولتی استان بوشهر نقش دارند. بر اساس نتایج به دست آمده میتوان گفت که نشاط از طریق ایجاد احساسات در کارکنان موجب، افزایش موفقیت آنها در کار و سازمان میشود، کارکنان با احساسات مثبت تمایل بیشتری به حضور در موقعیت و شرایط جدید در سازمان خود دارند و به نحو مؤثرتری درگیر کارها میشوند.
الگویابی معادلات ساختاری ارتباط بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد شرکت با نقش میانجی یادگیری سازمانی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 541-558
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.525490.1515
محمد کاظم بستان، محمد منتظری
چکیده هدف این تحقیق بررسی رابطه بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد سازمانی با نقش میانجی یادگیری سازمانی در اداره آب و فاضلاب شهرسیرجان بود. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت بود از کلیه کارکنان سازمان یاد شده بالا، که تعداد آنها در سال 1404 به 154 نفر بالغ گردیده است. به دلیل محدودیت جامعه آماری تمامی اعضای آن به عنوان نمونه انتخاب و به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته است. ابزار گردآوری دادهها، سه پرسشنامه استاندارد بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافتههای تحقیق حاکی از آن است که بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد سازمانی با نقش میانجی یادگیری سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین مدیریت کیفیت جامع و یادگیری سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین یادگیری سازمانی و عملکرد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
مدیریت دانش در آموزشهای مرتبط با کسبوکار و کارآفرینی در موسسات آموزشی منتخب
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 559-581
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.573757.1623
سید کمال تورنگ
چکیده هدف تحقیق حاضر، مدیریت دانش در آموزشهای مرتبط با کسبوکار و کارآفرینی در مؤسسات آموزشی منتخب میباشد. جامعه آماری شامل 223 دانشگاه از کشورهای مختلف دنیا مستند به مقاله رابینسون و هِینس از دانشگاه بایور، و نمونه آماری شامل 29 مورد از دانشگاههای مهم میباشد. دادههای مورد نیاز از طریق ابزارهای اسنادومدارک و نیز مصاحبه جمعآوری، و با استفاده از شیوه مطالعات تطبیقی به استخراج عناوین درسی مرتبط در دانشگاههای مذکور اقدام و شباهتها و تفاوتهای آنها در 22 و 28 شاخص مقایسهای تبیین شدند. آنگاه دورههای مذکور با استفاده از نظرات خبرگان در سه طبقه شامل گروه دروس مشترک، گروه دروس اختصاصی کارآفرینی شرکتی (مستقل) با 25 عنوان، کارآفرینی درونسازمانی با 17 عنوان، کارآفرینی سازمانی با 10 عنوان، و گروه دروس مکمل تقسیمبندی شدند. نتایج نشان داد که در دانشگاههای مورد مطالعه، دروس مرتبط با کارآفرینی مستقل یا همان دروس مرتبط با راهاندازی کسبوکارهای جدید و مستقل، بیشتر از سایر دروس مورد تاکید و اهمیت دانشگاهها بوده است و از این منظر دروس مرتبط با کارآفرینی درونسازمانی و نیز کارآفرینی سازمانی در مراتب بعدی اهمیت و تآکید بودهاند. با استفاده از نتایج این تحقیق، مدیران و مسئولان میتوانند الگوهایی بومی آموزشهای کارآفرینی و کسب و کار را با توجه به ظرفیتهای محیطی به همراه نگاهی جهانی طراحی نموده، عناوین مناسب درسی را به اقتضاء محیطی که قرار است کارآفرینان از فرصتها استفاده یا آنها را خلق کنند، پیشنهاد دهند.
تبیین روابط عوامل مؤثر بر برنامه درسی خلاقیتمحور دانشآموزان دوره متوسطه اول
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 اسفند 1405
https://doi.org/10.22034/jmep.2026.597201.1711
علی نیسی نیا، علیرضا عصاره، افضل السادات حسینی، کامبیز پوشنه
چکیده خلاقیت یکی از شایستگیهای اساسی دانشآموزان برای مواجهه با مسائل و تحولات اجتماعی است. با وجود تأکید اسناد آموزشی بر پرورش تفکر خلاق، برنامههای درسی دوره متوسطه اول با محدودیتهایی در محتوا، فرایندهای یاددهی–یادگیری و شرایط محیطی مواجهاند. پژوهش حاضر با هدف تبیین روابط ساختاری عوامل مؤثر بر برنامه درسی خلاقیتمحور دانشآموزان دوره متوسطه اول و اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی انجام شد. پژوهش حاضر بخش کمّی یک مطالعه آمیخته اکتشافی متوالی بود. جامعه آماری بخش کمّی را استادان و متخصصان حوزه برنامه درسی تشکیل دادند. دادهها با پرسشنامه محققساخته مبتنی بر یافتههای مرحله کیفی گردآوری شد. روایی سازه ابزار از طریق تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با آلفای کرونباخ بررسی شد. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی، آزمون نرمال بودن، تحلیل عاملی تأییدی، تحلیل مسیر و مدلیابی معادلات ساختاری با نرمافزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. نتایج نشان داد الگوی برنامه درسی خلاقیتمحور از سه بعد عوامل محتوایی، عوامل فرایندی و عوامل محیطی تشکیل شده است. شاخصهای روایی و پایایی ابزار مطلوب بود و برازش کلی مدل تأیید شد. همچنین تمامی روابط ساختاری میان ابعاد مدل معنادار بود و عوامل محتوایی، فرایندی و محیطی در تعامل با یکدیگر ساختار برنامه درسی خلاقیتمحور را تبیین کردند. الگوی تأییدشده میتواند چارچوبی معتبر برای طراحی، بازنگری و ارزشیابی برنامههای درسی دوره متوسطه اول باشد و با هماهنگی میان محتوا، فرایند اجرا و محیط یادگیری، زمینه تقویت خلاقیت و نوآوری دانشآموزان را فراهم سازد.
