نوع مقاله: مقاله پژوهشی (کمی )
مدیریت منابع انسانی

بررسی پیشایندهای رفتار پنهان‌سازی دانش در محیط‌های درمانی

دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 320-342

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.557312.1595

زهره شرعی، هانیه حیدری نژاد

چکیده این مطالعه به بررسی تأثیر بی‌ادبی همکاران بر پنهان‌سازی دانش با میانجی‌گری عجین شدن با کار و قصد ترک خدمت، و نقش تعدیل‌کننده بدبینی کارکنان در بیمارستان ولیعصر بافق پرداخته‌است. این پژوهش از نوع علی-معلولی، توصیفی-پیمایشی و کاربردی است که با روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه استاندارد انجام شد. داده‌ها از کارکنان بیمارستان ولیعصر بافق جمع‌آوری و با روش‌های آماری تحلیل توصیفی و استنباطی (شامل مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر روش حداقل مربعات جزئی تحلیل شد. تحلیل‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS27 برای محاسبات مقدماتی و SmartPLS4 برای مدل‌سازی ساختاری انجام گردید. نتایج نشان داد که در بیمارستان ولیعصر بافق، بی‌ادبی همکاران به‌طور معنادار عجین‌شدن با کار را کاهش می‌دهد، قصد ترک خدمت را افزایش می‌دهد و در نهایت پنهان‌سازی دانش را تقویت می‌کند؛ به‌طوری‌که عجین‌شدن با کار و قصد ترک خدمت نقش میانجی متوالی معناداری ایفا می‌کنند. نقش تعدیل‌کننده بدبینی کارکنان تأیید نشد. این یافته‌ها حاکی از آن است که در محیط کوچک و روابط نزدیک این بیمارستان دولتی شهرستان، بی‌ادبی همکاران تأثیر قابل‌توجهی بر کاهش انگیزه اشتراک دانش دارد. بنابراین، تقویت عجین‌شدن شغلی و بهبود روابط بین‌فردی در بیمارستان ولیعصر بافق می‌تواند پنهان‌سازی دانش را کاهش داده و عملکرد سازمانی را ارتقا بخشد.

مدیریت آموزشی

ارزیابی اثربخشی هوش مصنوعی در توسعه مهارتهای کارآفرینی دانش‌آموزان

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 340-360

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.510206.1489

ندا ترابپور، سید محمدباقر جعفری، جعفر رحمانی

چکیده هدف این تحقیق ارزیابی اثربخشی هوش مصنوعی در توسعه مهارتهای کارآفرینی دانش­آموزان می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها نیز یک پژوهش توصیفی-پیمایشی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 110 نفر از معلمان مدارس متوسطه منطقه 11 و 12 شهر تهران می‎باشند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه میان آن­ها توزیع گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه استاندارد می‌باشد. روایی پرسشنامه توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها و آزمون فرضیه‌ها از نرم­افزار SPSS و PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد که هوش مصنوعی بر توسعه مهارت­های کارآفرینی از قبیل مهارت‎های شخصی، مهارت­های خلاق و انتقادی، مهارت­های بین فردی و مهارت­های عملی تاثیرگذار است. جهت برازش مدل کلی از روش معیار GOF استفاده شد، مقدار بدست آمده برابر با 723/0 بوده که نشان از برازش قوی مدل می‌باشد.

مدیریت منابع انسانی

ارائه مدل کیفیت عملکرد شغلی کارکنان مبتنی بر فاکتورهای دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 346-362

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.550917.1583

نرگس‌السادات میرتاج‌الدینی، عباس بابایی نژاد، رضا زینل زاده، سعید صیادی

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل کیفیت عملکرد شغلی کارکنان مبتنی بر فاکتورهای دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گراا ست، روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می‌باشد. کارکنان دانشگاه های ازاد اسلامی قطب 8 کشور که به تعداد 1032 نفر به عنوان جامعه آماری استفاده شده است. همچنین حجم نمونه آماری با استفاده ازجدول کرجی و مورگان به تعداد 284 نفر برآورد شد و روش نمونه گیری در این مرحله به روش تصادفی ساده صورت پذیرفت. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد، نتایج نشان داد که بین دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا با نحوه ی انجام وظایف شغل و کیفیت آن با کارکنان ارتباط معناداری وجود دارد، بین دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا با میزان تعهد کارکنان به کار و مسئولیت پذیری ارتباط معناداری وجود دارد. بین دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا با میزان تلاش کارکنان در جهت تحقق اهداف سازمان ارتباط معناداری وجود دارد.

مدیریت

تحلیل شاخص های کلیدی موثر بر استقرار نظام مشارکت مدنی در سازمان بنیاد شهید ایران

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 350-375

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.485685.1432

سیف الله زارعی، مراد رضایی دیزگاه، مهرداد گودرزوند چگینی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تحلیل شاخص‌های کلیدی مؤثر بر استقرار نظام مشارکت مدنی در سازمان بنیاد شهید ایران می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و روش اجرا بصورت کمی با رویکرد استقرایی، فلسفۀ اثبات گرایی می‌باشد. جامعه مورد بررسی این پژوهش را مقالات چاپ شده در مجلات علمی پژوهشی در زمینۀ استقرار نظام مشارکت مدنی تسهیم دانش از سال 1388 تا 1402 تشکیل می‌دهند که در داخل کشور انجام شده اند. نمونه گیری بر اساس معیارهای مورد نیاز برای ورود به فرایند تحلیل انجام شد و بر این اساس 22 مورد انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده از روش فراتحلیل و نرم افزار CMA استفاده گردید. یافته‌های این بررسی نشان می‌دهد که متغیرهای مذکور به عنوان شاخص‌های کلیدی نظام مشارکت مدنی عمل کرده و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. تقویت این عوامل می‌تواند به بهبود کیفیت مشارکت مدنی و ایجاد یک جامعه دموکراتیک و پایدار منجر شود. در این راستا، توجه به این متغیرها در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های اجتماعی و اقتصادی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

مدیریت آموزشی

بررسی تاثیر ابعاد مدرسه کارافرین بر شایستگی های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 357-376

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.412851.1239

ندا ترابپور

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر ابعاد مدرسه کارافرین بر شایستگی‌های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها نیز یک پژوهش توصیفی-پیمایشی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 95 نفر از مدیران و معلمان مدارس متوسطه منطقه 8 و 9 شهر تهران می‎باشند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه میان آن­ها توزیع گردید. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می‌باشد که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شد. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد. برنامه درسی و یادگیری تجربی کارآفرینی، فرهنگ و چشم­انداز کارآفرینانه و رهبری و مدیریت کارآفرینانه بر شایستگی‌های کارآفرینانه دانش­آموزان تأثیر معناداری دارد. در فرضیات غیرمستقیم نیز رهبری و مدیریت کارآفرینانه و فرهنگ و چشم انداز کارآفرینانه بر شایستگی­های کارآفرینانه دانش آموزان با تاکید بر تعامل با صنعت تأثیر معناداری دارد. اما برنامه درسی و یادگیری تجربی بر شاستگی­های کارآفرینانه دانش­آموزان با تاکید بر نقش میانجی تعامل با صنعت نقش میانجی ندارد.

مدیریت آموزشی

ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 336-355

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.453045.1351

حمزه راه پیما، سیداحمد هاشمی، عباس قلتاش

چکیده هدف این تحقیق بررسی ارائه الگوی برنامه درسی کار و فناوری در دوره متوسطه مدارس استان فارس   می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 450 نفر از کلیه‌ی دبیران دوره متوسطه که در رشته کار و فناوری تدریس می کنند، می‌باشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می‌باشد که دارای 4 بعد، اهداف (جهت دهنده به نظام آموزشی، توجه به نیاز سنجی، توانایی ذهنی یادگیرنده، زمان یادگیری)؛ محتوا (کنجکاوی، یادگیری معنادار، ویژگیهای یادگیرنده، توانایی عملکردی)؛ روش تدریس (روش حل مساله، واحد کار (پروژه)، گروه‎های کوچک، روش نمایشی) و ارزشیابی (افزایش مهارت، پیشرفت تحصیلی، افزایش مهارت شغلی، مهارت برقراری ارتباط) می‌باشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم­افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تایید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که با توجه به مقادیر ضرایب استاندارد و ضرایب معناداری تی می‌توان گفت که مؤلفه اهداف و محتوا (63/0 =β) در مدل نقش معناداری دارد و مؤلفه روش تدریس و ارزشیابی (22/0=β) بر الگوی برنامه درسی کار و فناوری دوره متوسطه تأثیر معنی‌دار است تمامی شاخص‎ها در حد بسیار مطلوب می باشند و مدل با داده­ها برازش خوبی دارد و بیانگر این است که رابطه‌ی خطی بین متغیرها وجود دارد. 

مدیریت

واکاوی و هنجاریابی شاخص های مهارت های فنی معلمان مقطع متوسطه اول

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 376-393

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.491610.1449

فرزاد اسکندری نسب، خدیجه ابوالمعالی الحسینی، فریبرز درتاج، فریبرز باقری

چکیده هدف این تحقیق به واکاوی و هنجاریابی شاخص های مهارت های فنی معلمان مقطع متوسطه اول می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش زمینه‌یابی- توصیفی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه معلمان دوره اول متوسطه نواحی چهارگانه ‌کرج در سال 1400 می باشد که از میان آنان نمونه‌ای به حجم 329 معلم انتخاب شدند. روش نمونه‌گیری روش‌تصادفی خوشه‌ای می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ساخته محقق استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که هریک از مولفه‌های پرسشنامه مهارت های فنی معلمان که شامل: مهارت مشاوره ای، مهارت در تدریس و مدیریت کلاس درس، مهارت ارزشیابی و مهارت فناوری اطلاعات و ارتباطات است، از همسانی درونی مطلوبی برخوردارند. براین اساس چنین نتیجه گیری شد که هر یک از گویه ها از توان لازم برای سنجش مؤلفه های مهارت های فنی معلمان برخوردارند و هر یک از مؤلفه ها از توان قابل قبولی برای سنجش عامل کلی تر یعنی مهارت های فنی معلمان برخوردارند.

مدیریت آموزشی

نقش واسطه‌ای خودکارآمدی خلاقانه در رابطه بین هوش سازمانی و چابکی سازمانی معلمان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 387-408

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.462883.1381

عباس قلتاش

چکیده هدف این پژوهش تبیین نقش واسطه‌ای خودکارآمدی خلاقانه در رابطه بین هوش سازمانی و چابکی سازمانی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی تمامی معلمان ابتدایی سرچهان که تعداد آنها بالغ بر 160 نفر بود. با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای تعداد 113 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه‌های چابکی سازمانی ژانگ، خودکارآمدی خلاقانه کاروسکی و همکارانش و پرسشنامه هوش سازمانی البرخت بوده است. برای تحلیل داده‌ها از آزمون معنی‌داری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون ساده و همچنین رگرسیون سلسله مراتبی به شیوه بارون - کنی استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که خودکارآمدی خلاقانه توسط هوش سازمانی، قابل پیش‌بینی است. چابکی سازمانی توسط هوش سازمانی، قابل پیش‌بینی است. چابکی سازمانی توسط خودکارآمدی خلاقانه، قابل پیش‌بینی است. خودکارآمدی خلاقانه نقش واسطه‌ای معنی‌داری در رابطه بین متغیرهای هوش سازمانی و چابکی سازمانی ایفا می‌کند.

مدیریت

بررسی اثرات محیط یادگیری الکترونیکی بر یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 394-413

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.509901.1487

نسرین حیدری زاده، جواد جهان

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثرات محیط یادگیری الکترونیکی بر یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه پیام نور می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403- 1402 می باشد که تعداد 250 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند . برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مشارکتی (استیفان چو و باولی، ۲۰۰۷)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (جینکز و مورگان ۱۹۹۹)، یادگیری الکترونیکی واتکینز و همکاران (2004) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان می‌دهدکه محیط یادگیری الکترونیکی با یادگیری مشارکتی (05/0, P –Value ≤ 69/9, t =572/0β =)، خودکارآمدی تحصیلی ، (05/0, P –Value ≤ 45/9, t =555/0β =) رابطه معنی‌داری دارد و محیط یادگیری الکترونیکی سبب بهبود یادگیری مشارکتی و خودکارآمدی تحصیلی می شود. محیط یادگیری الکترونیکی با فرصت‌ها و منابعی که در اختیار دانشجویان قرار می‌دهد سبب می‌شود تا آنها بتوانند با استفاده از این مولفه‌ها یادگیری شان را بهبود بخشند، روابط و تعاملات گسترده تری را شکل دهند و رضایت بیشتری از تحصیل داشته باشند.

مدیریت آموزشی

ارائه مدل توسعه رفتار شهروند سازمانی در معلمان دوره متوسطه عراق

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 397-417

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.492221.1451

مها محمدعباس الخطیب، کبری امامی ریزی، منى محمد عباس الخطیب، نرگس سعیدیان خوراسگانی

چکیده چکیده هدف از پژوهش حاضر، ارائه مدل توسعه رفتار شهروند سازمانی در معلمان دوره متوسطه عراق می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن کاربردی و روش آن کیفی و از نوع داده بنیاد می‌باشد. جامعه آماری شامل 15 نفر از معلمان دوره متوسطه و متخصصان مرتبط با موضوع می‌باشند که با نمونه گیری نظری انتخاب شدند و انتخاب نمونه‌ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته می‎باشد. برای تحلیل داده­ها، از روش داده بنیاد و از نرم افزار Atlas ti8 استفاده گردید و مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی برای شناسایی و طبقه‌بندی مقولات اصلی و فرعی به‌کار گرفته شد. یافته‌ها نشان دادند که رفتار شهروندی سازمانی معلمان شامل ابعاد کلیدی مانند همکاری سازمانی، پیشرفت حرفه‌ای، احترام و ارزش‌ها، تعهد و مسئولیت‌پذیری، نوآوری آموزشی، صداقت و بازخورد، رفاه و سلامت روانی، تشویق به رشد تحصیلی، و انضباط و رعایت اصول است. این ابعاد به‌صورت یک مدل جامع ارائه شده و به‌عنوان چارچوبی برای تقویت این رفتارها پیشنهاد شده‌اند. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که تقویت رفتار شهروندی سازمانی در معلمان، نه تنها به بهبود محیط آموزشی و افزایش انگیزه معلمان و دانش‌آموزان منجر می‌شود، بلکه تأثیر مثبتی بر عملکرد کلی نظام آموزشی دارد.

مدیریت

طراحی مدل مدیریت عمومی کارکنان با تاکید بر مدیریت عملکرد

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 356-378

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.477239.1416

مریم نصیری، آمنه فیروزآبادی، سنجر سلاجقه، مهدی محمدباقری

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل مدیریت عمومی کارکنان با تاکید بر مدیریت عملکرد می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت توصیفی-پیمایشی می‎باشد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل 13 نفر از اساتید و خبرگان مدیریت آموزشی و مدیران آموزش و پرورش و نمونه‌گیری به روش هدفمند و جامعه آماری در بخش کمی شامل 300  نفر از کلیه کارکنان آموزش و پرورش ناحیه یک کرمان که از طریق فرمول کوکران 187 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از روش داده بنیاد و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. داده‌ها در بخش کیفی بوسیله کد گذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند، تعداد 111 کد باز (مفاهیم)، 19 کد محوری (ابعاد و مولفه‌ها) و 6 کدانتخابی (مقوله‎های اصلی) احصاء شد. یافته‌های بخش کیفی نشان داد که مقوله‌های عمده و هسته‌ای در قالب ابعاد شش گانه شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها به سطح انتزاعی بالاتر ارتقاءداده شد و در نهایت مدل پارادایمی پژوهش ارائه گردید. در بخش کمی نیز مدل مدیریت عمومی مورد تایید قرار گرفت.

مدیریت آموزشی

بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 394-411

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.500024.1469

منیژه ایران نژاده، علی اصغر ماشینچی، مختار رنجبر

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مقیاس های ارزشیابی در برنامه های درسی برای دانشجویان دانشگاه فرهنگیان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از نوع پژوهش تحقیق اکـتشافی می باشد. جامعۀ آماری در بخش کیفی پژوهش، شامل 20 نفر از خبرگان که بر اساس نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. جامعۀ آماری پژوهش در بخش کمی، شامل 450 نفر از تمام معلمان متوسطه استان هرمزگان که بر اساس فرمول کوکران و نوع نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای، انتخاب شدند. از تکنیک دلفی و پرسشنامه سنجش برازش مدل استفاده شد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از تکنیک دلفی و در بخش کمی از نرم افزار Spss-V23و Lisrel-V8.8 استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند که مولفه های الگوی مقیاس های ارزشیابی برنامه های درسی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در 5 بعد و16 مولفه، شامل، ابعاد منطق و اهداف (3 مولفه)، محتوا و فعالیت های یادگیری (3 مولفه)، نقش معلم و مواد و منابع (4 مولفه)، گروه بندی و سنجش و ارزشیابی (3 مولفه)، مکان و زمان (3 مولفه) می باشد. همچنین، با توجه به اختلاف میانگین‌ها که مقادیری مثبت هستند، چنین استنباط شد که وضعیت مولفه‌ها کلاً در حالت مطلوب اما کمی بالاتر از میانگین بودند. علاوه بر این، نتایج اعتبار بخشی مدل نشان داد که تطبیق، قابلیت فهم بودن، قابلیت تعمیم، قابلیت کنترل مدل از نظر متخصصان دارای اعتبار است و با اطمینان 99 درصد مورد تائید قرار گرفته است.

مدیریت آموزشی

یکپارچه‌سازی واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در طراحی برنامه درسی

دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 399-419

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.579895.1647

علی اصغر ماشینچی

چکیده هدف این تحقیق یکپارچه‌سازی واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در طراحی برنامه درسی می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت داده‌ها کمی با رویکرد توصیفی–تحلیلی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 800 نفر از معلمان، اساتید دانشگاه، طراحان برنامه درسی و دانشجویان رشته‌های مرتبط با علوم تربیتی و فناوری آموزشی می‌باشد، که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد 264 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق‌ساخته می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها از نرم‌افزار SPSS استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیرهایی همچون ادراک سودمندی، سهولت استفاده، مهارت فناوری، کیفیت محتوای دیجیتال و حمایت نهادی اثر مثبت و معناداری بر میزان ادغام واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در برنامه درسی دارند. همچنین یافته‌ها بیانگر آن است که استفاده از محیط‌های غوطه‌ورانه آموزشی موجب افزایش مشارکت یادگیرندگان، ارتقای درک مفاهیم پیچیده و تقویت یادگیری تجربی می‌شود. با وجود این، موانعی مانند محدودیت زیرساخت‌ها، کمبود مهارت‌های دیجیتال و هزینه بالای تجهیزات همچنان به‌عنوان چالش‌های اصلی در مسیر استقرار این فناوری‌ها در محیط‌های آموزشی مطرح هستند. بر اساس نتایج پژوهش، تحقق یکپارچه‌سازی مؤثر واقعیت افزوده و واقعیت مجازی نیازمند توجه هم‌زمان به عوامل فناورانه، آموزشی و سازمانی و همچنین توسعه سیاست‌ها و راهنماهای عملیاتی برای طراحان برنامه درسی و معلمان است.

مدیریت منابع انسانی

ارائه مدلی جهت توسعه منابع انسانی با رویکرد خود توسعه فردی کارکنان آموزش و پرورش

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 405-427

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.496021.1461

فاطمه مهربان، محمود قربا نی، حمید عرفانیان خان زاده

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت توسعه منابع انسانی با رویکرد خود توسعه فردی کارکنان آموزش و پرورش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و جزء تحقیقات توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 770 نفر از کلیه کارکنان اداره کل آموزش‌وپرورش خراسان رضوی و مناطق هفتگانه مشهد می باشد که حجم نمونه 260 نفر و با روش نمونه‌گیری طبقه‎ای انتخاب شدند. برای گرد‌آوری داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جهت برازش مدل از معادلات ساختاری و جهت آنالیز و ترسیم داده‌ها از نرم‌افزارهایExcel، Spssنسخه 24،PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که توسعه منابع انسانی دارای چهار بعد (توسعه شغلی، توسعه عملکردی، مدیریت استعداد و فرایندهای توانمند ساز) و 17 مؤلفه (آموزش، کار تیمی، مهارت سازمانی، مسیر شغلی، روابط بین فردی، ارتباطات، نوآوری، رهبری، مسئولیت‌پذیری، انعطاف‌پذیری، جذب، بهسازی، نگهداشت، معنی‌داری، داشتن حق انتخاب، مؤثر بودن و مشارکت) می‌باشد. همچنین مدل خود توسعه فردی دارای چهار بعد (خلاقیت، یادگیری، مدیریت دانش و خود شکوفایی) و 17 مؤلفه (خلاقیت بالقوه، خلاقیت بالفعل، حمایت ادراک‌شده، مهارت‌های فردی، مدل‌های ذهنی، چشم‌انداز مشترک، یادگیری تیمی، تفکر سیستمی، برداشـت، پـالایش، سـازماندهی، اشـاعه، کـاربرد، هیجان مثبت، معنایابی و پیشرفت) می‌باشد. در نتیجه مدیران و مسئولین برای به حداکثر رساندن اثربخشی و کارایی افراد سازمان، ضمن آشنا ساختن با محیط و توجیه آن‌ها بر اساس نیاز، دوره‌های آموزشی مناسب را باید برای نیروی انسانی در آموزش و پرورش تدوین نمایند. همچنین شاخص GOF، مقدار 390/0 به دست آمد که بیانگر مقداری قوی و مطلوب کلی مدل می‌باشد.

مدیریت

بررسی تاثیر رهبری دانش محور بر نوآوری سازمانی با نقش میانجی توهم کنترل و عقلانیت

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 418-438

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.398909.1201

داور دیرمینا، غلامحسن شیردل، سید جواد ایرانبان

چکیده چکیده هدف این پژوهش، درک اثر متغیر رهبری دانش محور بر نوآوری سازمانی در بانک سپه بعد از ادغام می‌باشد. در این پژوهش، از مدل پژوهشی توصیفی-کاربردی بهره برده شده و روش آن پیمایشی و جامعه آماری آن، از بین 110 نفر از مدیران و کارشناسان ستاد بانک سپه بعد از ادغام می‌باشد. حجم نمونه مورد نیاز با روش نمونه گیری تصادفی ساده و متشکل از 87 نفر از طریق جدول مورگان، انتخاب و جمع‏آوری داده‏ها از پرسشنامه محقق ساخته و بمنظور سنجش از طیف لیکرت استفاده شده است. روش آماری مورد استفاده در این پژوهش، روش مدل‏سازی ساختاری مبتنی بر رویکرد حداقل مربعات جزیی و نرم افزار (Smart PLS3)، فرضیه‌های تعریف ‏شده مورد آزمون قرارگرفت و رابطه متقابل بین رهبری دانش محور، توهم کنترل و عقلانیت بر نوآوری مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌های تحقیق حاکی از آن می‌باشد که با ضریب اطمینان 95% و ضرایب مسیر بیشتر از 0.4، اندازه اثر برای تمام سازه‌های مستقل بر روی سازه‌های وابسته قوی می‏باشد و رهبری دانش محور می‏تواند منجر به عقلانیت و دانش در سازمان شده و در صورت عدم توجه به سیگنال‌های محیطی، رهبری دانش محور باعث ایجاد توهم کنترل در سازمان می گرد؛ و چنانچه توهم کنترل در سازمان مدیریت شود و دانش محوری در سازمان تقویت گردد، سازمان در مسیر نوآوری قرار می‌گیرد.

مدیریت منابع انسانی

تاثیر رهبری استراتژیک و جو سازمانی نوآورانه بر آوای کارکنان با نقش میانجی بلوغ اخلاق کاری

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 379-408

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.472021.1402

جعفر بیک زاد، مریم رزمجو

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رهبری استراتژیک و جو سازمانی نوآورانه بر آوای کارکنان با نقش میانجی بلوغ اخلاق کاری انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی- پیمایشی از نوع علّی می‌باشد. جامعة آماری پژوهش دربرگیرندة کارکنان دانشگاه‌های فنی‌و‌حرفه‌ای استان آذربایجان‌غربی به تعداد 156 نفر است که از این تعداد 111 نفر به عنوان نمونة آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش شامل پرسشنامه‌های استاندارد رهبری استراتژیک (لیر، 2012)، جو سازمانی نوآورانه (سیگل و کایمر، 1987)، آوای کارکنان (زهیر و اردوقان، 2011) و بلوغ اخلاق کاری (گریگوری و همکاران، 1990) می‌باشد. داده‌های پژوهش، با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که رهبری استراتژیک با نقش میانجی بلوغ اخلاق کاری بر آوای کارکنان تأثیر معناداری دارد. همچنین، جو سازمانی نوآورانه با نقش میانجی بلوغ اخلاق کاری بر آوای کارکنان تأثیر معناداری دارد. بر این اساس می‌توان چنین نتیجه گرفت که رهبری استراتژیک و جو سازمانی نوآورانه با ایجاد انگیزه و فضای مناسب برای بیان نظرات، به بهبود عملکرد سازمان کمک می‌کنند. در این میان، بلوغ اخلاق کاری به‌عنوان یک میانجی، نقش مهمی در ارتقای این تعاملات دارد و باعث می‌شود که کارکنان به ‌صورت مؤثرتری در فرآیندهای سازمانی مشارکت کنند.

مدیریت منابع انسانی

شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های جذب نیروی انسانی مبتنی بر نظام شایستگی

دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 443-464

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.501006.1470

محمدعلی نیک بخش

چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های جذب نیروی انسانی مبتنی بر نظام شایستگی در دانشگاه آزاد اسلامی استان بوشهر می‌باشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی می‌باشد که به صورت مقطعی در سال 1404 در بین کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی استان بوشهر انجام گرفت که تعداد آنها 270 نفر می‌باشد و از این تعداد 159 نفر بر اساس روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و طبق فرمول کوکران انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه جذب نیروی انسانی مبتنی بر نظام شایستگی (محقق ساخته) استفاده گردید. روایی و پایایی پرسشنامه مذکور به ترتیب 91/0 و 93/0، سنجیده شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS ویراست 26، SMART PLS ویراست 3 انجام گرفت. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد بین ابعاد و مؤلفه‌های جذب نیروی انسانی مبتنی بر نظام شایستگی شامل (عوامل مؤثر در جذب نیروی انسانی، اهمیت انتخاب و انتصاب نیروی شایسته، پیامدهای جذب نیروی شایسته، ساز و کارهای جذب نیروی شایسته، شاخص جذب نیروی انسانی شایسته، موانع جذب نیروی انسانی شایسته در عصر حاضر، منابع جذب نیروی‌انسانی شایسته) در دانشگاه آزاد اسلامی استان بوشهر رابطه معنی داری وجود دارد. در نتیجه نیروی انسانی به عنوان اصلی‌ترین و مهم‌ترین سرمایه هر سازمان به شمار می‌رود و باید فرایندهای تأمین و جذب نیروی انسانی با ویژگی‌های خاص هر سازمان و شرایط بازار رقابتی امروز سازگار شود.

مدیریت منابع انسانی

نقش میانجی مکانیسم کامیابی در کار در تاثیرگذاری ویژگی‌های شخصیتی مثبت بر خود رهبری با تاکید بر نقش تعدیل‌گر شخصیت فعال

دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.387966.1168

پیمان اکبری، مرضیه دهقانی زاده، زلیخا فصیح مفرد

چکیده هدف این پژوهش، بررسی نقش میانجی مکانیسم کامیابی در کار در تاثیرگذاری ویژگی­های شخصیتی بر خود رهبری با تاکید بر نقش تعدیل­گر شخصیت فعال می­باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی ـ همبستگی است. جامعه آماری (300 نفر) کارکنان کارخانه سپاهان باطری بوده که با روش تصادفی ساده و از طریق فرمول کوکران (169 نفر) انتخاب شدند. از پرسش‌نامه‌های اسنایدر و همکاران (1996)، اشریر و کارور (1985) که شامل ویژگی­های شخصیتی مثبت، پرسش­نامه گرسیا و همکاران (2012) در خود رهبری، پرسش­نامه پورث و همکاران (2012) در مکانیسم کامیابی در کار و همچنین پرسش­نامه جانسن و همکاران (2017) در شخصیت فعال، استفاده شد. روایی و پایایی پرسش‌نامه‌ها حاکی از آن بود که ابزارهای اندازه‏گیری از روایی (همگرا و واگرا) و پایایی (بار عاملی، ضریب پایایی مرکب، ضریب آلفای کرونباخ)، خوبی برخوردار هستند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌ها توسط نرم‏افزار SMART-PLS و با استفاده از آماره آزمون t و ضرایب مسیر (β)، نشان دهنده آن است که ویژگی­های شخصیتی مثبت بر مکانیسم کامیابی در کار و بر خودرهبری تأثیر دارد، مکانیسم کامیابی در کار بر خود رهبری تأثیر دارد، در نهایت نقش میانجی مکانیسم کامیابی در کار ‏ و نقش تعدیل­گری شخصیت فعال تأیید شدند. با این اوصاف مدیران باید بتواند به منظور افزایش خود رهبری به ویژگی­های شخصیتی مثبت کارکنان توجه کنند. بدین منظور نیز می­توانند از مکانیسم کامیابی در کار به عنوان نقش میانجی در جهت این افزایش بهره جویند. هرچند باید مواظب کاهش سطح شخصیت فعال باشند چرا که منجر به کاهش این نوع رابطه می­شود.

اثربخشی آموزش مهارت‌های مدیریت کلاس بر جوّ روانی-اجتماعی کلاس و خودکارآمدی معلمان

دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 14-32

https://doi.org/10.22034/jmep.2022.325680.1092

فرزانه آذربویه، ناصر ناستی زایی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت‌های مدیریت کلاس بر جوّ روانی- اجتماعی کلاس و خودکارآمدی معلمان انجام گرفت. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه معلمان جدیدالاستخدام شهر زابل (استان سیستان و بلوچستان) در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل می‌دهد. نمونه آماری شامل 30 نفر معلم می‌باشد که به شیوه نمونه‌گیری تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. ابزار جمع آوری داده‌ها پرسشنامه‌های جوّ روانی-اجتماعی کلاس فرایزر و همکاران و خودکارآمدی معلم تچانن و همکاران بود که تمام آزمودنی‌ها در مرحله پیش آزمون آن را تکمیل کردند، سپس برنامه آموزش مهارت‌های ارتباطی بین فردی برای گروه آزمایش در هشت جلسه (60 دقیقه‌ای) اجرا شد و در نهایت، پس آزمون از تمام گروه‌های گروه آزمایش و کنترل گرفته شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس تک متغیره) با کمک نرم‌افزار SPSS21 استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های ارتباطی بین فردی بر جوّ روانی-اجتماعی کلاس و خودکارآمدی معلم تأثیر مثبت و معناداری دارد. بنابراین می‌توان آموزش مهارت‌های مدیریت کلاس را به عنوان یکی از پیش نیازهای ورود به حرفه معلمی برای معلمان تازه کار مورد نظر قرار داد.

مدل‌سازی ساختاری تأثیر مهارت‌های مدیریتی مدیران بر خشنودی شغلی معلمان

دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 32-52

https://doi.org/10.22034/jmep.2022.327496.1097

هدی عربی مکی آبادی، الهام حیدری

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مهارت‌های مدیریتی مدیران بر خشنودی شغلی معلمان انجام شد. روش این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش معلمان و مدیران دوره ابتدایی شهر شیراز در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 773 نفر (690 نفر معلم و 83 نفر مدیر) بودند که از این تعداد،244 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان حجم نمونه معلمان انتخاب شدند. در جمع آوری اطلاعات مدیران از روش سرشماری به دلیل محدود بودن جامعه آماری استفاده شد. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های استاندارد مهارتهای مدیریتی مدیران کاتز (1974) با ضریب پایایی (0.88) و خشنودی شغلی مینه سوتا با ضریب پایایی (0.85) استفاده شد که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری SMART PLS و Spss ویرایش 22 استفاده شد. یافته‌های کمّی حاصل از آزمون فرضیه‌های پژوهش نشان داد که میان مهارتهای مدیریتی مدیران مدارس با خشنودی شغلی معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج پژوهش نیز نشان داد که مؤلفه مهارت انسانی دارای بیشترین قدرت رابطه با خشنودی شغلی معلمان می‌باشد.

رابطه جهت گیری هدف و خودپنداره تحصیلی با اشتیاق به مدرسه با نقش میانجی پایستگی تحصیلی دانش آموزان

دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 53-71

https://doi.org/10.22034/jmep.2022.316798.1085

نرجس ملکیان، سمیرا پالی

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه جهت گیری هدف و خودپنداره تحصیلی با اشتیاق به مدرسه با نقش میانجی پایستگی تحصیلی دانش آموزان انجام شد.این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها ماهیت توصیفی- همبستگی است.جامعه آماری دانش آموزان مدارس دخترانه ابتدایی شهر رحیم آباد به تعداد1767 نفر بوده که به کمک روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تعداد 251 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه (وانگ و همکاران،2011؛ مارتین و مارش،2008؛ الیوت و مک گریگور،2001؛ لی یو و وانگ،2005) جمع آوری شد. روایی پرسشنامه به روش ظاهری و محتوایی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ به تأیید رسید. در تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افراز اس پی اس اس و لیزرل استفاده شد. یافته های تحقیق حاکی از این است که جهت گیری هدف و خودپنداره تحصیلی دارای رابطه مثبت مستقیم و غیر مستقیم با اشتیاق به مدرسه دارد. بین جهت گیری هدف با پایستگی تحصیلی و اشتیاق به مدرسه دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. بین خودپنداره تحصیلی با پایستگی تحصیلی و اشتیاق به مدرسه دانش آموزان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.پایستگی تحصیلی نقش واسطه ای در ارتباط بین جهت گیری هدف و خودپنداره تحصیلی با اشتیاق به مدرسه دارد. نتایج نشان دادند که با ارتقاء خودپنداره تحصیلی و بهبود جهت گیری هدف می‌توان پایستگی تحصیلی را افزایش داد و سبب افزایش اشتیاق به مدرسه دانش آموزان شد.

بررسی عوامل مؤثر بر انگیزش شغلی کارمندان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر براساس نظریه عوامل بهداشتی _انگیزشی هرزبرگ

دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 72-89

https://doi.org/10.22034/jmep.2022.330280.1101

رضا بشارتی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر انگیزش شغلی کارمندان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر براساس نظریه عوامل بهداشتی _انگیزشی هرزبرگ انجام شده است. در این پژوهش توصیفی تحلیلی تعداد 90 نفر از 100 نفرکارمندان رسمی و قراردادی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر در سال تحصیلی 99-1398 به روش تمام شماری در مطالعه شرکت کردند. جهت بررسی عوامل مؤثر بر انگیزه شغلی کارمندان از پرسشنامه‌ای پژوهشگر ساخته بر اساس تئوری هرزبرگ و پس از تائید روایی و پایایی آن استفاده شده است، داده‌های پژوهش با استفاده از نرم افزار spss-21 به صورت توزیع فراوانی و تحلیل‌های واریانس و همبستگی پیرسون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مهمترین عوامل مؤثر بر انگیزه شغلی کارمندان در حیطه عوامل بهداشتی "امنیت و ثبات شغلی" و "میزان حقوق و دستمزد" و در حیطه عوامل انگیزشی " ماهیت کار" و " رشد و پیشرفت" بوده است و تأثیر عوامل بهداشتی در ایجاد انگیزه شغلی بیشتر از عوامل انگیزشی است. بنابراین برای جلوگیری از عدم رضایت کارمندان دانشگاه و ایجاد انگیزه در آنان، توجه به عوامل بهداشتی و انگیزشی با اولویت عوامل بهداشتی، ضروری به نظر می‌رسد.

بررسی میزان هویت و بهزیستی تحصیلی و نقش آن‌ها در کاهش اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان

دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 90-107

https://doi.org/10.22034/jmep.2022.340381.1116

فروزان شریفی، هایده عاشوری

چکیده هدف تحقیق حاضر، بررسی میزان هویت و بهزیستی تحصیلی و نقش آن‌ها در کاهش اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری تحقیق را دانش آموزان مدارس مقطع متوسطه شهرستان رامسر به تعداد 6225 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه تحقیق به روش نمونه گیری تصادفی خوشه‌ای 188 نفر بدست آمد. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های استاندارد هویت تحصیلی واز و ایزاکسون (2008)، بهزیستی تحصیلی پیترنین و همکاران (2014) و اهمال کاری تحصیلی سولمون و راثبلوم (1989) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان داد بین هویت تحصیلی با بهزیستی تحصیلی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین هویت تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد بین بهزیستی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق حاکی از این امر است که بهزیستی تحصیلی در رابطه میان هویت تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان نقش میانجی داشته است. از طرفی مؤلفه هویت موفق بیشترین قدرت تأثیر را بر بهزیستی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان داشته است.

مدیریت منابع انسانی

واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های فرهنگ سازمانی مبتنی بر متغیرهای هنجاری و فردی در مدیران ستادی آموزش و پرورش استان تهران

دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 124-154

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.412540.1238

محمد برمه، محمد نقی ایمانی، سعید علیزاده، بابک نصیری، رضا سورانی

چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های فرهنگ سازمانی مبتنی بر متغیرهای هنجاری و فردی در مدیران ستادی آموزش و پرورش استان تهران می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع توصیفی – اکتشافی و از نظر ماهیت در زمره تحقیقات داده بنیاد می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 12 نفر از صاحب نظران و خبرگان مطلع و مسلط به موضوع پژوهش در حیطه‌ی مدیریت که پیشینه‌ی معتبر علمی در این زمینه داشته باشند، می‎باشد. روش نمونه گیری در این پژوهش غیر تصادفی از نوع هدفمند استفاده شد. روش گردآوری داده‌ها مراجعه به اسناد و مدارک، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه می‌باشد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزار Atlas ti برای کدگذاری مصاحبه‌ها استفاده شد. نتایج نشان داد که در بعد هنجاری 10 مقوله: عدالت سازمانی، بلوغ کاری، ابهام گریزی، نظارت بیرونی، تصمیم گیری، ارتقا شغلی، مردگرایی یا زن گرایی، تمرکز (فاصله قدرت)، مشتری مداری، بهره وری با 57 شاخص و در بعد فردی نیز 10 مقوله: احساس تعلق، مسئولیت، خلاقیت فردی، ارتباطات، مشارکت پذیری (کارتیمی)، هویت، خودکنترلی، انگیزه، تعارض پذیری، تعامل در 61 شاخص و در 6 دسته که شامل شرایط علی، شرایط ارتباطی، عوامل بستر، عوامل مداخله گر، راهبردها، پیامدها شناسایی گردید.

مدیریت آموزشی

تحلیل رابطه مدیریت دانش و خلاقیت علمی با نقش میانجی سرمایه فکری در میان دانشجویان ادبیات

دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 130-147

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.227073.1006

حجت اله اسماعیل نیا گنجی

چکیده هدف این پژوهش بررسی رابطه میان مدیریت دانش و خلاقیت علمی با نقش میانجی سرمایه فکری در میان دانشجویان رشته ادبیات است. این مطالعه با رویکرد توصیفی– همبستگی و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری 130 نفر ازدانشجویان رشته ادبیات بود که نمونه‌ای به‌صورت هدفمند انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه‌های استاندارد مدیریت دانش، سرمایه فکری و خلاقیت علمی استفاده شد. نتایج نشان داد که مدیریت دانش تأثیر مثبت و معناداری بر خلاقیت علمی دارد و سرمایه فکری نیز اثر قابل‌توجهی بر خلاقیت علمی بر جای می‌گذارد. همچنین یافته‌ها حاکی از آن بود که مدیریت دانش تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای بر سرمایه فکری دارد و سرمایه فکری نقش میانجی قوی و معناداری در رابطه بین مدیریت دانش و خلاقیت علمی ایفا می‌کند. بر این اساس، بخشی مهم از اثر مدیریت دانش بر خلاقیت علمی از طریق ارتقای سرمایه انسانی، ساختاری و ارتباطی منتقل می‌شود. این نتایج نشان می‌دهد که بهبود سازوکارهای خلق، به‌اشتراک‌گذاری و به‌کارگیری دانش در محیط دانشگاهی، همراه با تقویت سرمایه فکری، می‌تواند زمینه‌ساز افزایش خلاقیت علمی در میان دانشجویان ادبیات باشد. یافته‌های پژوهش همسو با نتایج مطالعات پیشین داخلی و خارجی بوده و بر اهمیت نقش مدیریت دانش و سرمایه فکری در رشد خلاقیت علمی تأکید می‌کند.