ارزیابی اثربخشی و محاسبه نرخ بازگشت سرمایه اجرای دورههای آموزشی با استفاده از الگوهای کرک پاتریک و فیلیپس
دوره 3، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 143-179
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.311156.1072
حسین آشفته، الهه اورنگیان
چکیده پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان اثربخشی و محاسبه نرخ بازگشت سرمایه برگزاری دورههای آموزشی در کارخانهها و کارگاههای تولیدی بود. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی از نوع مطالعه موردی، جامعه آماری کارخانجات تولیدی و نمونه آماری، یکی از کارخانجات تولیدی است که دادههای مربوط به برگزاری دوره آموزشی در آن مورد بررسی قرار گرفته است. برای حصول این منظور، از الگوی کرک پاتریک در طراحی پرسشنامهها و سنجش اثربخشی و از الگوی فیلیپس برای محاسبه بازگشت سرمایه بهرهگیری شده است. روایی و پایایی دادههای بهدستآمده از پرسشنامهها به ترتیب با نظرات خبرگان و آزمون آلفای کرونباخ، و تجزیهوتحلیل دادههای حاصله با استفاده از آزمونهای T تک نمونهای، T دو نمونهای و آزمون نرمالیتی چولگی- کشیدگی (آمار استنباطی) مورد پایش قرارگرفتهاند و ویژگیهای توصیفی دادهها (آمار توصیفی) نیز آورده شده است. نرمافزار استفادهشده در این پژوهش مایکروسافت اکسل و SPSS است، و برای تفکیک اثرات آموزش از دیگر معیارهای تأثیرگذار بر تغییرات در منافع پس از برگزاری دورههای آموزشی از روش آنتروپی شانون استفادهشده است. ضمناً، علاوه بر محاسبه بازگشت سرمایه، نسبت هزینه به فایده (سود) و ارزش فعلی خالص نیز بهمنظور تقویت نتایج و در نظر گرفتن ارزش زمانی پول، احتساب گردیده است. نتایج حاصل از پژوهش نشانگر نرخ بازگشت سرمایه بالای صددرصد، نسبت هزینه به فایده بالای یک و ارزش فعلی خالص مثبت و نهایتاً توجیه مالی و اقتصادی برگزاری دوره آموزشی مورد سنجش بوده است.
نقش میانجی سبکهای پردازش هیجانی در رابطه بین ریتمهای شبانهروزی با فراحافظه در دانشجویان
دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 103-117
https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100586
سرور حسن زاده
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین ریتمهای شبانهروزی با فراحافظه با میانجیگری سبکهای پردازش هیجانی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود که جامعه آماری آن را دانشجویان روانشناسی مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامشهر تشکیل میدادند (2300 = N). روش نمونهگیری تصادفی طبقهای است. حجم نمونه بر اساس نظر تاپاچنیک و فیدل (2001) در مطالعات با رویکرد مدلیابی معادلات ساختاری تعیین شد (200=n). ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر مقیاس ریتمهای شبانهروزی هورن و اوستبرگ (1976)، مقیاس اعتماد به حافظه و شناخت ندلجکوویک و کایریوس (2007) و مقیاس پردازش هیجانی باکر و همکاران (2007) بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. یافتهها نشان داد ریتمهای شبانهروزی با ضریب 421/0 و بهبیاندیگر بهاندازه 1/42 درصد بر فراحافظه تأثیر دارد (05/0 > p ) و با توجه به مقدار t-value که برابر 523/7 است میتوان بیان کرد سبکهای پردازش هیجانی در رابطه بین ریتمهای شبانهروزی با فراحافظه نقش میانجی را ایفا میکند.
نقش شوخطبعی و نظم جویی هیجانی در پیشبینی سرمایههای روانشناختی در دانش آموزان متوسطه دوم منطقه دو شهر مشهد
دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 103-119
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.235208.1019
سرور حسن زاده
چکیده این مطالعه با هدف نقش شوخطبعی و نظمجویی هیجانی در پیشبینی سرمایههای روانشناختی در دانش آموزان متوسطه دوم منطقه دو شهر مشهد انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه دانش آموزان متوسطه دوم منطقه دو شهر مشهد بودند که در سال تحصیلی 99-1398 مشغول به تحصیل بودند. روش نمونهگیری، تصادفی خوشهای بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) نمونهای به حجم 300 نفر انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده برای سنجش متغیرهای پژوهش شامل پرسشنامه سرمایه روانشناختی (PCQ)، پرسشنامه شوخطبعی خشوعی و پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ) بودند. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آزمون رگرسیون چندمتغیره نشان داد متغیرهای شوخطبعی و نظمجویی هیجان میتوانند به میزان 6/37 درصد از تغییرات متغیر سرمایههای روانشناختی را پیشبینی کنند. نتیجه این مطالعه نشان داد بین شوخطبعی و نظمجویی هیجان با سرمایههای روانشناختی رابطه وجود دارد.
بررسی نقش شبکههای اجتماعی و بازیهای کامپیوتری بر میزان پرخاشگری و اضطراب تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم منطقه 8 شهر تهران
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 113-132
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.240980.1026
زهرا بالازاده
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش شبکههای اجتماعی و بازیهای کامپیوتری بر میزان پرخاشگری و اضطراب تحصیلی دانشآموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم منطقه 8 شهر تهران انجام شد. روش مطالعه حاضر توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه شامل دانشآموزان دختر مقطع متوسطه دوره دوم منطقه 8 شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان 347 نفر تعیین شد که براساس روش نمونه گیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها تلفیق و تلخیصی از پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری نشان داد استفاده از شبکههای اجتماعی بر میزان پرخاشگریو اضطراب تحصیلی دانشآموزان تأثیر منفی و معناداری دارد (05/0>p). استفاده از بازیهای کامپیوتری بر میزان اضطراب تحصیلی دانشآموزان تأثیر مثبت و معناداری دارد (05/0>p). پیشنهاد می شود استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در خدمت اهداف آموزشی دوره دبستان مورد توجه قرار گیرد.
تأثیر اشتیاق تحصیلی و جدیت تحصیلی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره ابتدایی منطقه 7 شهر کرج
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 119-134
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.267311.1047
حمید ابوطالبی
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش اشتیاق تحصیلی و جدیت تحصیلی در پیشبینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره ابتدایی منطقه هفت شهر کرج انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره ابتدایی منطقه هفت شهر کرج در سال تحصیلی 1398-1397 به تعداد 8500 نفر بود. با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 367 نفر بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. نمونهگیری به شیوه تصادفی خوشهای انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامههای جدیت تحصیلی و اشتیاق تحصیلی و چکلیست پیشرفت تحصیلی بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گامبهگام نشان داد اشتیاق تحصیلی و جدیت تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر دارد (05/0> P). همچنین متغیرهای اشتیاق تحصیلی رفتاری، عاطفی و شناختی بر متغیر وابسته پیشرفت تحصیلی تأثیر دارند (05/0> P). ارائه راهکارهای مؤثر در راستای افزایش اشتیاق و جدیت تحصیلی به مشاوران تربیتی توصیه میشود.
مقایسه افشای هیجانی، تحمل آشفتگی و سبک زندگی دانش آموزان تیزهوش و عادی
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 119-140
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.316932.1087
ام البنین رمجی، ایرج شاکری نیا
چکیده هدف پژوهش حاضر، مقایسه افشای هیجانی، تحمل آشفتگی و سبک زندگی میان دانش آموزان مدارس پسرانه تیزهوش و عادی شهرستان تنکابن است. روش پژوهش به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پایههای های هفتم، هشتم و نهم مدارس پسرانه تیز هوش و عادی شهرستان تنکابن به تعداد 525 نفر تشکیل دادند. تعداد 120 نفر (60 نفر از دانش آموزان مدارس عادی و 60 نفر از دانش آموزان مدارس تیزهوش) به عنوان حجم نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد خود افشایی هیجانی اسنل (2001)، تحمل پریشانی هیجانی سیمونز و گاهر (2005) و سبک زندگی لعلی و همکاران (2012) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس یک و چندمتغیره توسط نرم افزار Spss نسخه 22 استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد سطح معناداری بدست آمده برای متغیرهای افشای هیجانی، تحمل آشفتگی و سبک زندگی کمتر از 05/0 میباشد. بنابرین تفاوت معناداری بین نمرات دو گروه دانش آموز تیزهوش و عادی وجود دارد. نتایج تحقیق حاکی از این امر است که میان افشای هیجانی، تحمل آشفتگی و سبک زندگی دانش آموزان مدارس پسرانه تیزهوش و عادی شهرستان تنکابن تفاوت معنی داری وجود دارد.
بررسی نقش واسطهای روحیه تدریسگری معلمان در رابطه بین مهارتهای سرپرستی مدیران با کیفیت تدریس معلمان (مدیران و معلمان شهرستان هوراند)
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 125-147
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.356118.1132
عباس نجفی پور تابستانق، زهرا حسینی، نرمین فرجی، مائده ابراهیمی زاهد
چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای روحیه تدریسگری معلمان در رابطه بین مهارتهای سرپرستی مدیران با کیفیت تدریس معلمان انجام شد. روش این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه 512 نفر از مدیران و معلمان شهرستان هوراند در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که از این تعداد 124 نفر به روش نمونهگیری در دسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد کیفیت تدریس سراج (2002) با ضریب پایایی (93/0)، پرسشنامه روحیه معلمان میرکمالی (1377) با ضریب پایایی (94/0) و پرسشنامه مهارتهای مدیریتی مدیران مدل کاتز (1974) با ضریب پایایی (97/0) استفاده شد که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی با کمک نرمافزار Spss26 و Amos24 استفاده شد. یافتههای کمّی حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش نشان داد که رابطه معناداری بین مهارتهای سرپرستی مدیران و مولفههای آن با کیفیت تدریس معلمان (004/0p=) و روحیه تدریسگری معلمان (001/0p=) وجود دارد. همچنین مهارتهای سرپرستی و روحیه تدریسگری توانسته است 29% از واریانس کیفیت تدریس و متغیر مهارتهای سرپرستی مدیران 33% از روحیه تدریسگری را تبیین نمایند. در نهایت نقش واسطهای روحیه تدریسگری معلمان در رابطه بین مهارتهای سرپرستی مدیران با کیفیت تدریس معلمان مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به یافتهها میتوان گفت مدیران به همراه دانش و مهارتهای آنان نقش بسزایی در کیفیت تدریس و روحیه تدریسگری معلمان دارد که باید به آنها توجه ویژهای داشت.
تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 132-157
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.396173.1187
علی حسین موزان، حسن قلاوندی، محمد حسنی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت (مورد مطالعه: دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد به تعداد 275 نفر می باشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 165 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد آموزش معکوس از برگمن و سامز (2013)، مهارت تدریس از رجبی(1385)، خودپنداره تحصیلی چن و تامپسون (2004)، خلاقیت از تورنس، عملکرد تحصیلی از پرسشنامه فام و تیلور (1999) استفاده شد، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه آموزش معکوس 78/0، مهارت تدریس83/0، خودپنداره تحصیلی89/0، خلاقیت91/0، عملکرد تحصیلی82/0 مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تاثیر آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود. همچنین مشخص شد که نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت در تاثیر گذاری آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود.
رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه و فرسودگی شغلی با نقش میانجی سرمایه روانشناختی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 133-163
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.246519.1033
زهرا امینی، وحید خوش روش
چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل رابطه بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و فرسودگی شغلی با نقش میانجی سرمایه روانشناختی است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران مدارس ابتدایی شهر تهران که در سال تحصیلی 1398-1397 مشغول به خدمت تشکیل دادند. حجم نمونه با استفاده از روش خوشهای چندمرحلهای 200 نفر تعیین و انتخاب گردید. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای سرمایههای روانشناختی لوتانز (2007)، فرسودگی شغلی ماسلاچ و جکسون (۱۹۸۵) و طرحوارههای ناسازگار اولیه یانگ (2006) استفاده گردید که روایی آنها توسط خبرگان و صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. بهمنظور تحلیل دادهها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار آماری لیزرل ویرایش هشتم استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد طرحواره ناسازگار اولیه و ابعاد آن (بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیتهای مختل، دیگر جهت مندی و گوشبهزنگی بیشازحد و بازداری) با سرمایههای روانشناختی و ابعاد آن رابطه منفی و با فرسودگی شغلی رابطه مثبت و معناداری دارند. سرمایه روانشناختی با فرسودگی شغلی رابطه منفی و معناداری دارد و نهایتاً سرمایه روانشناختی در رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه و فرسودگی شغلی نقش میانجی دارد.
نقش واسطهای نگرش کارآفرینی با آموزش و خودکارآمدی کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی دانشجویان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 135-164
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.427194.1312
داود طهماسب زاده شیخلار، مهدیه روحی، امین پروری
چکیده چکیده هدف پژوهش بررسی نقش واسطهای نگرش کارآفرینی با آموزش و خودکارآمدی کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی دانشجویان بود. روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری مورد مطالعه دانشجویان دانشکده علوم اقتصادی دانشگاه تبریز به تعداد 997 نفر بود که با توجه به جدول کرجسی و مورگان 273 نفر به عنوان حجم نمونه با روش نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه درک آموزش کارآفرینی دانشجویان با سه گویه از دنانیوه و همکاران (2015)؛ پرسشنامه خودکارآمدی کارآفرینی با سه گویه از ژائو و همکاران (2005)؛ نگرش کارآفرینانه با چهار گویه از چن و لینان (2009) و درک ذهنیت کارآفرینی با چهارگویه از آرنولف و متیسن (2013) بود. به منظور آزمون فرضیات از مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزیی با استفاده از نرم افزار SmartPLS3 استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش کارآفرینی به میزان 69 درصد در خودکارآمدی کارآفرینی، به میزان 24 درصد در ذهنیت کارآفرینی، خودکارآمدی به میزان 58 درصد در نگرش کارآفرینی نقش دارند. همچنین نتایج نشان داد که خودکارآمدی کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی با واسطهگری نگرش کارآفرینی به میزان 37 درصد نقش دارد. همچنین نتایج نشان داد که آموزش کارآفرینی در نگرش کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینی در ذهنیت کارآفرینی نقش معناداری ندارند و آموزش کارآفرینی بر ذهنیت کارآفرینی با واسطهگری نگرش و خودکارامدی کارآفرینی نقش ندارد.
ارائه الگوی آموزش با رویکرد مدیریت دانش در بانکها و نهادهای مالی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 141-168
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.400584.1206
فاطمه حمیدی، نجلا حریری، فهیمه با ب الحوائجی، حسین عباسیان
چکیده هدف از انجام این تحقیق ارائه الگوی آموزش با رویکرد مدیریت دانش در بانک ملی ایران است. از این رو، یک پژوهش کاربردی – توسعهای است که در سایر بانکها و نهادهای مالی کاربرد دارد. روش تحقیق کمی از نوع پیمایشی- تحلیلی است. جامعه آماری 1156 نفر شامل کارشناسان و مدیران میانی بخش ستاد بانک ملی در استان تهران بودند. برای محاسبه حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد که 288 نفر تعیین و با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته است. برای اعتبار پرسشنامه از روش اعتبار صوری یا محتوایی استفاده شد و برای پایایی از روش آلفای کرونباخ که با توجه به مقدار آلفای 9/0 تأیید شد. دادهها به کمک دو نرمافزار آماری اسپیاساس 26و نرم افزار معادلات ساختاری پیالاس 4 پردازش شد. برای تحلیل شکاف از آزمون ناپارامتری ویلکاکسونبرای شناسایی وضع موجود و مطلوب شاخصهای آموزش با رویکرد مدیریت دانش در بانک ملی، برای تعیین اولویت بین مقولهها از آزمون فریدمن و برای تحلیل عامل تاییدی و ساخت مدل از معادلات ساختاری استفاده شد. طبق یافتهها بین میانگین وضع موجود و مطلوب شاخصها در جامعه هدف، تفاوت معنیداری میباشد. در نهایت الگوها در دو بخش وضعیت موجود و مطلوب بررسی شده و مدل ترکیبی ارائه گردیده است. براساس نتایج حاصل مدیران بانک ملی برای اجرای آموزش کارکنان با رویکرد مدیریت دانش باید در تمامی مولفههای مدل که در وضعیت موجود دارای بارعاملی کمتر نسبت به وضعیت مطلوب هستند تلاش مضاعفی نمایند.
تعیین تأثیر راهبرد کار احساسی معلم و عدالت اخلاقی با نقش میانجی بهزیستی در کار معلمان زن مراکز استعداد های درخشان
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 143-160
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.377314.1154
خاتون وکیلی
چکیده هدف این تحقیق بررسی تعیین تأثیر راهبرد کار احساسی معلم و عدالت اخلاقی با نقش میانجی بهزیستی در کار معلمان زن مراکز استعدادهای درخشان میباشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش, توصیفی- همبستگی؛ و به طور مشخص مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری میباشد. جامعه پژوهش معلمان زن مراکز استعدادهای درخشان مراکز بابل و بابلسر میباشد. با توجه به جدول کرجسی مورگان تعداد 70 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونهگیری در این تحقیق تصادفی ساده میباشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر پرسشنامههای مقیاس بهزیستی در کار (دمو و پاسکال)، مقیاس راهبرد کار احساسی معلم (ین) و پرسشنامه قدرت تصمیم گیری میباشد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS؛ و به منظور طراحی مدل نهایی پژوهش از نرمافزار PLS استفاده شد. جهت تأیید مدل نهایی پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. نتایج دلالت بر این داشت که فرضیه تحقیق مبنی بر تأثیر خلق مثبت بر قدرت تصمیمگیری دارای مقدار معناداری 743/7 شده است که هر دو متغیر راهبرد کار احساسی (P =0/001 و β=0/535) و عدالت اخلاقی (P =0/001 و (β=0/49 بر بهزیستی در کار تأثیر معنادار داشتهاند که با توجه به مقدار ضریب مسیر میتوان گفت راهبرد کار احساسی و عدالت اخلاقی هر دو دارای اثر مثبت بودهاند و در نتیجه راهبرد کار احساسی معلم و عدالت اخلاقی با نقش میانجی بهزیستی در کار معلمان زن مراکز استعدادهای درخشان تأثیر مثبت و معناداری دارد
مدلسازی تاثیر توسعه شایستگی جهانی بر شکل گیری شهروندان جهانی در آموزش عالی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 144-164
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.447863.1337
کوثر خواجه داد، کامران باقری مجد
چکیده هدف پژوهش، مدلسازی تاثیر توسعه شایستگی بر شکلگیری شهروندان جهانی در سیستم آموزش عالی بوده است. این پژوهش به روش همبستگی در جامعه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه سیستان و بلوچستان با نمونه 317 نفری بر اساس تصادفی طبقهای اجرا شده است. ابزار پژوهش دو پرسشنامه شهروند جهانی و توسعه شایستگی جهانی بوده است. روایی و پایایی هر دو ابزار مطابق با یافته های تحقیق مناسب گزارش شد. روش تجزیه و تحلیل از طریق نرم افزار لیزرل، مدل معادلات ساختاری بوده است. نتایج نشان داد، توسعه شایستگی جهانی بر مسئولیت اجتماعی، صلاحیت جهانی و مشارکت مدنی جهانی اثر مستقیم دارد از طرفی توسعه شایستگی به بر مشارکت مدنی جهانی از طریق صلاحیت جهانی و مسئولیت اجتماعی اثر غیرمستقیم داشت همچنین صلاحیت جهانی و مسئولیت اجتماعی اثر مستقیم بر مشارکت مدنی جهانی داشتهاند. می توان گفت ابزارهای کلیدی شهروند جهانی همچون مسئولیت اجتماعی، صلاحیت اجتماعی و مشارکت مدنی تحت تاثیر توسعه شایستگی جهانی در سیستم اموزش عالی میباشد به بیان دیگر توسعه دانش، مهارت و نگرش بر شکل گیری شهروندان جهانی نقش ویژه دارد.
ارائه مدل ساختاری از تحلیل رابطه الگوهای ارتباطی خانواده با انگیزه پیشرفت با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی دانش آموزان
دوره 3، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 151-173
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.302567.1065
لیلا طالبی خانسری
چکیده هدف تحقیق حاضر، ارائه مدل ساختاری از تحلیل رابطه الگوهای ارتباطی خانواده با انگیزه پیشرفت با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی دانش آموزان مدارس دخترانه متوسطه اول قزوین بوده است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری تحقیق را دانشآموزان مدارس دخترانه دوره متوسطه قزوین به تعداد 2613 نفر تشکیل میدهند. حجم نمونه تحقیق با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای 270 نفر به دست آمد. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای الگوهای ارتباطی ریچی و فیتزپاتریک (1990)، انگیزش پیشرفت هرمنس (1970) و سازگاری تحصیلی سینها و سینگ (1993) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. بهمنظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار آماری Lisrel و نیز نرمافزار آماری Spss استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد که الگوهای ارتباطی خانواده دارای رابطه مستقیم و غیرمستقیم با انگیزه پیشرفت دانش آموزان داشته و سازگاری تحصیلی دراینارتباط نقش میانجی داشته است.
رابطه مهارتهای ارتباطی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی در مدارس دخترانه متوسطه اول شهرستان کاشمر
دوره 3، شماره 1، بهار 1400، صفحه 167-195
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.282353.1056
جواد شالیان
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه مهارتهای ارتباطی معلمان با بهزیستی تحصیلی با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش معلمان و دانش آموزان مدارس دخترانه متوسطه اول شهرستان کاشمر بودند که تعداد 143 نفر معلم بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونهگیری تصادفی ساده و تعداد 371 دانشآموز به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از پرسشنامههای بهزیستی تحصیلی پیترنین و همکاران (2014)، سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984) و مهارتهای ارتباطی معلمان کوئین دام (2004) استفاده شدکه روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 0.76، 0.89 و 0.72 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. بهمنظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار آماری Lisrel و نیز نرمافزار آماری Spss26 استفاده شد. یافتههای کمّی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که میان مهارتهای ارتباطی معلمان و سازگاری تحصیلی و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان سازگاری تحصیلی دانش آموزان با بهزیستی تحصیلی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و سازگاری تحصیلی در رابطه میان مهارتهای ارتباطی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان نقش میانجی داشته است.
اثر ادراک از برنامه درسی پنهان بر گرایش به کارآفرینی با میانجی گری جهت گیری هدف
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 135-154
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.428493.1289
احمد کریمی دشتکی، محمد باقر اکبرپور زنگلانی
چکیده هدف این تحقیق اثر ادراک از برنامه درسی پنهان بر گرایش به کارآفرینی با میانجی گری جهت گیری هدف میباشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش گردآوری دادهها توصیفی- همبستگی میباشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز خوی در سال تحصیلی 1402- 1401 به تعداد 2178 نفر میباشد و حجم نمونه آماری از طریق جدول مورگان به تعداد 327 نفر و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقهای انتخاب شد. ابزار گردآوری دادههای پژوهش پرسشنامههای تقوائی و همکاران (2013)، میدلتن و میگلی (1997) و میرزا صفی (2009) میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که ادراک از برنامه درسی پنهان جهتگیری هدف (001/0>p، 61/0 =β) و گرایش به کارآفرینی (043/0>p، 046/0= β) را بطور مثبت و معنیدار پیشبینی میکند. همچنین جهتگیری هدف نیزگرایش به کارآفرینی را (023/0>p، 062/0= β) بطور مثبت و معنیدار پیش بینی کرد. بنابراین فرضیههای پژوهش مبنی بر اثر مستقیم ادراک از برنامه درسی پنهان بر جهت گیری هدف و گرایش به کار آفرینی مورد تأیید واقع شد.
تدوین الگوی رضایت شغلی بر اساس توانمندسازی شغلی و شایستگی حرفهای
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 141-164
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.287836.1076
محمد ایزدیان شیجانی، میترا صدوقی
چکیده هدف تحقیق حاضر، تدوین الگوی رضایت شغلی بر اساس توانمندسازی شغلی و شایستگی حرفهای است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری تحقیق را معلمان مدارس متوسطه شهر رشت به تعداد 837 نفر تشکیل دادند. تعداد 263 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای رضایت شغلی مینه سوتا، شایستگی حرفهای ملایی نژاد (1391) و توانمندسازی شغلی اسپریتزر (1995) استفاده گردید که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد میان شایستگی حرفهای معلمان با توانمندسازی و رضایت شغلی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان توانمندسازی شغلی معلمان با رضایت شغلی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. توانمندسازی شغلی در رابطه میان شایستگی حرفهای معلمان با رضایت شغلی آنها نقش میانجی دارد. نتایج تحقیق حاکی از این امر است که مؤلفه شایستگی شناختی بیشترین قدرت رابطه را با توانمندسازی و رضایت شغلی داشته است.
مدلیابی روابط ساختاری رهبری اصیل و سایش اجتماعی معلمان با نقش میانجی فضیلت سازمانی
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 153-174
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.487458.1436
اسداله خدیوی، حسین تزبتی نژاد، لیلا کیوانی
چکیده هدف این پژوهش مدل یابی روابط ساختاری بین رهبری اصیل و سایش اجتماعی معلمان با تأکید بر نقش میانجی فضیلت سازمانی بوده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت، توصیفی - همبستگی است که با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجامشده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی نواحی یک و چهار شهر تبریز به تعداد 1360 که بر اساس قواعد مدل یابی معادلات ساختاری، حجم نمونه 360 نفر برآورد و با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای نسبتی انتخاب شدند. جمعآوری دادهها بر اساس پرسشنامههای رهبری اصیل والوموا و همکاران (2018)، فضیلت سازمانی کمرون (2008) و سایش اجتماعی دافی و همکاران (2012) انجام گرفت. تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از نرمافزارهای SPSS26 وSMART PLS3 انجام گردید. یافتهها نشان دادند که مدل پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار بوده و نتایج تحلیل ساختاری نشان داد که رهبری اصیل و فضیلت سازمانی بهصورت معنادار و معکوس قادر بهپیش بینی سایش اجتماعی معلمان هستند؛ همچنین، روابط بین رهبری اصیل و سایش اجتماعی معنادار و معکوس و درعینحال، رابطه بین رهبری اصیل و فضیلت سازمانی معنادار و مثبت بود (01/0>p). نتایج پژوهش نشان میدهد که رهبری اصیل و فضیلت سازمانی نقش کلیدی در کاهش سایش اجتماعی معلمان دارند و میتوانند به بهبود شرایط اجتماعی معلمان کمک کنند. این یافتهها میتوانند راهگشای مدیران آموزشوپرورش باشند تا اقداماتی مؤثر در راستای ایجاد یک محیط کاری مثبت و حمایتی اتخاذ کنند.
بررسی تأثیر رهبری اصیل بر خشنودی شغلی کارکنان با تاکید بر نقش میانجی درگیری شغلی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 161-183
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.314242.1078
محمد هادی عسگری
چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر رهبری اصیل بر خشنودی شغلی کارکنان با تاکید بر نقش میانجی درگیری شغلی انجام شد. روش این مطالعه از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش کارکنان و مدیران سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی به تعداد 311 نفر (275 نفر کارمند و 36 نفر مدیر) بودند که از این تعداد، 158 نفر بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان حجم نمونه کارکنان انتخاب شدند. در جمع آوری اطلاعات مدیران از روش سرشماری به دلیل محدود بودن جامعه آماری استفاده شد. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد درگیری شغلی لاداهل و کنجر (1965) با ضریب پایایی (0.85)، خشنودی شغلی مینه سوتا با ضریب پایایی (0.88) و رهبری اصیل والومبا و همکاران (2008) با ضریب پایایی (0.90) استفاده شد که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری LISREL و Spss ویرایش 22 استفاده شد. یافتههای کمّی حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش نشان داد که رهبری اصیل بر درگیری شغلی و خشنودی شغلی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. درگیری شغلی بر خشنودی شغلی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. درگیری شغلی در تاثیرگذاری رهبری اصیل بر خشنودی شغلی نقش میانجی داشته است. نتایج پژوهش نیز نشان داد که مؤلفههای شفافیت در روابط، پردازش متوازن، جنبههای درونی و خودآگاهی به ترتیب دارای بیشترین قدرت تأثیر بر درگیری شغلی و خشنودی شغلی بودهاند
بازنگری در سرفصلهای درسی مقطع کارشناسی حسابداری با رویکرد انطباق با نیازهای بازارکار
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 161-184
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.564832.1607
بهروز کریمی، حجت الله سالاری، محمد حسین رنجبر، مهنوش عابدینی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بازنگری در سرفصلهای درسی مقطع کارشناسی حسابداری با رویکرد انطباق با نیازهای بازارکار می باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از لحاظ اجرا آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 16 نفر از خبرگان دانشگاهی که دارای مدرک تحصیلی دکترا و متخصصین شاغل در حرفه حسابداری می باشد که با روش نمونهگیری هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها بوسیله مصاحبه و پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و برای رتبه بندی از نرم افزار MICMAC استفاده شد. بر اساس تحلیل ساختاری تفسیری مدل اکتشافی پژوهش دارای 13 عامل می باشد. حسابداری منطبق با نیازهای بازارکار با عوامل دانش نظری قوی، تواناییهای حرفهای، مهارتهای عملی کاربردی و اخلاق حرفه ای که در سطح اول مدل قرار دارند، اثرپذیرترین و وابستهترین عوامل مدل هستند. در سطح دوم، متغیر همکاری با صنعت با عوامل کارآموزی اجباری، همکاری با حسابداران حرفهای و پروژههای مشترک با صنعت قرار گرفتهاند که روی عوامل سطح بالاتر اثر میگذارند و از عوامل سطوح پایینتر اثر میپذیرند. در سطح سوم، متغیر تأکید بر مهارتهای نرم با عوامل مهارتهای ارتباطی، کار تیمی و تفکر انتقادی و حل مسئله قرار گرفتهاند که روی عوامل سطوح بالاتر اثر میگذارند و از عوامل سطح پایینتر اثر میپذیرند. در سطح آخر (سطح چهارم)، بازنگری در سرفصلهای درسی با عوامل بهروزرسانی محتوای درسی، افزایش ساعات دروس عملی و افزودن دروس جدید قرار گرفتهاند که اثرگذارترین و پرنفوذترین عوامل مدل هستند.
ارائه مدل مفهومی دموکراسی سازمانی با تاکید بر توسعه سرمایه روانشناختی کارکنان
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 165-182
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.478348.1417
ستار جهان تابی نژاد، فواد مکوندی، عزت اللّه کیانی، قنبر امیرنژاد، وحید چناری
چکیده هدف از این پژوهش ارائه مدل مفهومی دموکراسی سازمانی با تاکید بر بر توسعه سرمایه روانشناختی در مجموعه کارکنان شرکت ملی نفت ایران است. روش پژوهش کمی بوده و جهت جمع اوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد و همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS و نرمافزار SmartPLS 3 استفاده شد. تعداد کل حجم جامعه آماری مورد مطالعه برابر با 100000 نفر از این میان تعداد 200 نفر از کل کارکنان شرکت ملی نفت ایران انتخاب شدند که از طریق گرجسی و مورگان برای جوامع محدود به تعداد 200 نفر نمونه رسیدیم. بنابراین در مرحله دوم، تعداد 220 پرسشنامه در بین کلیه کارکنان شرکت نفت ملی ایران توزیع که در نهایت تعداد 211 پرسشنامه کامل و سالم تحویل داده شد. پس از تایید پایایی و روایی پرسشنامه نتایج نشان داد که مولفه ای علی که چون نگرش و دیدگاه مدیران، عوامل ساختاری ، برنامه ریزی نیروی انسانی،عوامل کلان سیاسی و اجتماعی بیشترین تاثیر در دموکراسی سازمانی مبتنی بر توسعه سرمایه روانشناختی کارکنان شرکت ملی نفت ایران را به خود اختصاص داده و پس از آن عوامل راهبردی چون یادگیری سازمانی، جانشین پروری،حمایت و پشتیبانی، مدیریت دانش بیشترین تاثیر را در ایجاد پیامد های ناشی از پیاده سازی دموکراسی در شرکت ملی نفت را دارد.
تحلیل تاثیر الگوهای رفتاری بر عملکرد شغلی معلمان ورزش استان یزد با تاکید بر میانجیگری معیارهای حرفه معلمی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 166-183
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.546688.1572
اعظم طلابی مزرعه نو
چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل تأثیر الگوهای رفتاری بر عملکرد شغلی معلمان ورزش استان یزد با تاکید بر میانجیگری معیارهای حرفه معلمی میباشد. این تحقیق از نوع همبستگی و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان ورزش استان یزد (N=405) میباشد که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 197 نفر بهصورت نمونهگیری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه الگوهای رفتاری جنکینز و همکاران (Jenkins et al, 1979)، پرسشنامه عملکرد شغلی معلمان (Sari et al, 2025) و پرسشنامه معیارهای حرفهای معلمی (Canuto et al, 2023) میباشد. روایی صوری ابزارها توسط 10 نفر از متخصصان مدیریت ورزشی تأیید شد و پایایی آنها با محاسبه آلفای کرونباخ بهترتیب 0.78، 0.81 و 0.76 به دست آمد که نشاندهنده پایایی مطلوب است. دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد الگوهای رفتاری اثر مثبت و معناداری بر عملکرد شغلی (β=0.42, p<0.001) و معیارهای حرفه معلمی (β=0.48, p<0.001) دارند. همچنین معیارهای حرفه معلمی نقش میانجی معناداری در ارتباط میان الگوهای رفتاری و عملکرد شغلی ایفا کرد (β=0.20, p<0.01). یافتهها بیانگر آن است که بهبود الگوهای رفتاری معلمان از طریق معیارهای حرفه معلمی میتواند به ارتقای عملکرد شغلی منجر شود. بنابراین، توجه به توسعه معیارهای حرفهای و آموزشهای مبتنی بر استانداردهای معلمی، نقشی کلیدی در بهبود کیفیت تدریس و اثربخشی شغلی معلمان ورزش دارد.
رابطه بین ناهماهنگی شناختی، استدلال علمی و تفکر سیستمی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل با نقش میانجی تفکر انتقادی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 155-175
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.434843.1310
اکرام کامل ظاهر المحنی، محمد حسنی، حسن قلاوندی
چکیده هدف این تحقیق بررسی رابطه بین ناهماهنگی شناختی، استدلال علمی و تفکر سیستمی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل با نقش میانجی تفکر انتقادی میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان رشته فیزیک به تعداد 249 نفر که به علت محدود بودن جامعه آماری، نمونه آماری مساوی با جامعه آماری درنظر گرفته شد، لذا از روش سرشماری استفاده شده است و کلیه دانشجویان رشته فیزیک دانشگاه بابل بهعنوان نمونه آماری این پژوهش درنظر گرفته شدهاند، تعداد 249 پرسشنامه بین دانشجویان توزیع شد و در نهایت 230 پرسشنامه برگشت داده شد. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از چهار پرسشنامه استاندارد هماهنگی شناختی (هارمون جونز و همکاران، 2007)، تفکر سیستمی (دولانسکی و همکاران، 2020)، استدلال علمی (گولومبیک و همکاران، 2022)، تفکر انتقادی (واتسون و گلاسر، 2002)، و به منظور اندازه گیری پیشرفت تحصیلی از معدل نیمسال دانشجویان استفاده شد، روایی پرسشنامه به تأیید متخصصان علوم تربیتی و تحلیل عاملی تاییدی رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین ناهماهنگی شناختی با پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تفکر انتقادی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد، همچنین مشخص شد بین تفکر سیستمی و استدلال علمی با پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم و با نقش میانجی تفکر انتقادی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
ارزیابی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 211-230
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.424101.1271
علی اکبر ملایی، محمد اسلم رئیسی
چکیده هدف از تحقیق ارزیابی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک در مؤسسات آموزش عالی تهران بود. روش پژوهش باتوجهبه هدف آن، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها از نوع توصیفی - پیمایشی است که در آن از ابزار پرسشنامه استفاده گردید. در بخش میدانی از ابزار پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانشجویان مؤسسات آموزش عالی شهر تهران هستند. تعداد کل جامعه آماری پژوهش حاضر 291 نفر هستند. جهت تخمین تعداد نمونه کافی در این پژوهش از فرمول تخمین نمونه کوکران استفاده شد. بنابراین 166 نفر از دانشجویان مؤسسات آموزش عالی شهر تهران بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب خواهند شد. روش نمونهگیری در پژوهش حاضر نیز روش نمونهگیری تصادفی ساده است. پرسشنامه ارزشیابی اثربخشی دوره آموزشی توسط عباس عرب در سال ۱۳۹۳ دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه سمنان بر اساس مدل ارزشیابی کرک پاتریک ساخته شده است که دارای 29 سؤال میباشد. یافتههای تحقیق نشان داد که مولفههای ارزیابی اثربخشی آموزش شامل واکنش، یادگیری و نتایج قادر به پیشبینی اثربخشی آموزش درس عربی در آموزش عالی بر اساس مدل کرک پاتریک هستند. بر اساس یافتههای تحقیق آموزش درس عربی در مؤسسات آموزش عالی شهر تهران از لحاظ مولفههای واکنش، یادگیری و نتایج در حد مطلوبی قرار دارد.
نقش یادگیری مهارت های زبان انگلیسی در خودکارآمدی شغلی دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی با میانجیگری ارزش درک شده
دوره 8، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 193-208
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.559463.1600
مصطفی بهرامن، رویا موحد
چکیده هدف این تحقیق نقش یادگیری مهارتهای زبان انگلیسی در خودکارآمدی شغلی دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی با میانجیگری ارزش درک شده میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع همبستگی و به روش پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی به تعداد 151 نفر که بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 108 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه مهارتهای زبان انگلیسی مارین و همکاران (2007)، پرسشنامه خودکارآمدی شغلی دانشجویان بتز و تایلر (1994) و پرسشنامه ارزش درک شده ونکاتش و داویس (2000) میباشد. روایی صوری ابزارها توسط 10 نفر از متخصصان زبان انگلیسی تأیید شد و پایایی آنها با محاسبه آلفای کرونباخ بهترتیب 0.74، 0.76 و 0.80 به دست آمد که نشاندهنده پایایی مطلوب است. برای تجزیه و تحلیل یافتهها از نرمافزار SPSS و PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد مهارتهای زبان انگلیسی اثر مثبت و معناداری بر خودکارآمدی شغلی و ارزش درک شده دارند. همچنین ارزش درک شده نقش میانجی معناداری در ارتباط میان مهارتهای زبان انگلیسی و خودکارآمدی شغلی ایفا کرد. یافتهها بیانگر آن است که بهبود مهارتهای زبان انگلیسی دانشجویان از طریق ارزش درک شده میتواند به ارتقای خودکارآمدی شغلی منجر شود. بنابراین، توجه به توسعه ارزش درک شده و آموزشهای مبتنی بر استانداردهای دانشجویان، نقشی کلیدی در بهبود موفقیت شغلی دانشجویان مترجمی زبان دارد.
