نوع مقاله: مقاله پژوهشی (کمی )

تبیین مدل طراحی محیط یادگیری حرفه‌ای پویا مبتنی بر برنامه‌درسی بین‌رشته‌ای با رویکرد اثربخشی دانش‌آفرین در دانشگاه‌های علوم پزشکی شمال کشور

دوره 4، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 88-113

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.380624.1150

سید جواد مرتضوی امیری، میثم کرمی پور، محمد غفاری مجلج، فوزیه سالاری جائینی

چکیده ایجاد محیط یادگیری حرفه‌ای پویا برنامه محور برای تسهیل توسعه حرفه‌ای برنامه‌های درسی بین رشته‌ای می‌باشد که آینده دانش آفرینی نوین در دانشگاه‌ها رقم می زند. پژوهش حاضر با هدف طراحی محیط یادگیری حرفه‌ای پویا مبتنی بر برنامه‌درسی بین‌رشته‌ای با رویکرد اثربخشی دانش‌آفرین به منظور ارائه مدل می‌باشد. روش پژوهش حاضر بصورت کیفی – کمی است. جامعه آماری تحقیق کیفی عبارت است اعضای هیات علمی نخبه آموزشی وپژوهشی که به صورت مصاحبه و روش کیفی از 30 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه‌های علوم پزشکی شمال کشور (استان مازندران، گیلان وگلستان). بخش کمی با توجه به حجم جامعه 3725 نفری به تعداد 250 نفربصورت نمونه ب با روش نمونه گیری منطقه‌ای بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات از نرم افزار SPSS 26 و همچنین از نرم افزار pls 3 استفاده شد. با استفاده از روش کدگذاری تحلیل محتوای کیفی مبتنی بر مصاحبه با نخبگان و با استفاده از دلفی فازی مولفه‌های محیط یادگیری حرفه‌ای پویا در برنامه ریزی درسی بین رشته‌ای با نگاه به اثر بخشی دانش آفرین شناسایی ورتبه بندی شده و با استفده از مدل ساختاری وزن‌های اثربخشی بدست آمده است. نتایج نشان داد که تمامی مولفه‌های محیط یادگیری حرفه‌ای پویا در حوزه برنامه ریزی درسی بین رشته‌ای شناسایی واز بعد معناداری در پژوهش مورد تأیید قرار گرفتند و با بررسی مضامین، مفاهیم و تحقیقات کمی وکیفی الگوی محیط یادگیری حرفه‌ای پویا برپایه برنامه‌ریزی درسی بین‌رشته‌ای با رویکرد اثربخش دانش‌آفرین تبیین گردید.

نقش میانجی جهت گیری هدف و هویت تحصیلی در رابطه میان خوش بینی تحصیلی با درگیری تحصیلی دانش آموزان

دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 92-110

https://doi.org/10.22034/jmep.2022.345433.1122

سیما لطفی، هایده عاشوری

چکیده هدف اصلی تحقیق حاضر تعیین رابطه خوش بینی تحصیلی و درگیری تحصیلی با نقش میانجی جهت گیری هدف و هویت تحصیلی دانش آموزان مدارس دخترانه متوسطه شهرستان عباس آباد بود. این پژوهش از نظر هدف در حیطه تحقیقات کاربردی و از نظر روش تحقیق، همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانش آموزان مدارس دخترانه متوسطه شهرستان عباس آباد در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 2023 نفر بوده که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه‌ای تعداد 201 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، شامل پرسشنامه‌های جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور (2001)، خوش بینی تحصیلی اسچنمنوران (2013)، درگیری تحصیلی زرنگ (1391) و هویت تحصیلی واز و ایزاکسون (2008) بود. از تحلیل عاملی تائیدی، ساختار کلی پرسشنامه‌های تحقیق مورد روائی سازه قرار گرفته است و روایی پرسشنامه‌ها خوب ارزیابی و تأیید شده استداده ها با استفاده از معادلات ساختاری و با نرم افزار لیزرل تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان داد که بین خوش بینی تحصیلی با جهت گیری هدف، هویت تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین جهت گیری هدف و هویت تحصیلی با درگیری تحصیلی دانش آموزان رابطه وجود دارد. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که جهت گیری هدف و هویت تحصیلی در رابطه میان خوش بینی تحصیلی با درگیری تحصیلی دانش آموزان نقش میانجی داشته‌اند.

مدیریت

طراحی مدل برون‎سپاری در سازمانهای دولتی استان مرکزی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 92-113

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.454839.1359

مهناز مرادی، مرتضی قاسمی، مریم مجیدی، غلام رضا امجدی

چکیده هدف این تحقیق طراحی مدل برون‎سپاری در سازمانهای دولتی استان مرکزی می‌باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت پیمایشی-توصیفی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران کل در سطح استان مرکزی، که تعداد 152 نفر از آن‌ها با استفاده از جدول مورگان انتخاب شدند و روش نمونه گیری در این پژوهش به صورت نمونه گیری تصادفی می‌باشد. ابزار جمع ­آوری داده‌ها پرسشنامه می‎باشد. روایی این پرسشنامه به صورت روایی سازه و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم­افزار SPSS22 و در بررسی مدل ساختاری از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد که در طراحی مدل برون سپاری 5 عامل اجتماعی، مدیریتی، اقتصادی، سیاسی تأیید و شناسایی شد. همچنین شاخص‌های برازش نشان از برازش مناسب مدل مفهومی تحقیق می‎باشد. در نهایت عوامل و مؤلفه‌های مؤثر بر طراحی مدل برون سپاری در سازمانهای دولتی استان مرکزی مورد تأیید قرار گرفته است.

مدیریت

تأثیر سبک رهبری تحول‌آفرین مدیران بر تحلیل رفتگی معلمان مدارس متوسطه شهر رویان

دوره 2، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 93-111

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.254202.1037

محمدرضا منصورکیایی

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر سبک رهبری تحول‌آفرین مدیران بر تحلیل رفتگی شغلی معلمان مدارس متوسطه شهر رویان انجام شد. روش مطالعه حاضر، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه مدیران و معلمان مدارس متوسطه رویان بودند. با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه 86 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌های استاندارد رهبری تحول‌آفرین بأس و آولیو (2000) و تحلیل رفتگی شغلی مسلاچ و جکسون (1981) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش رگرسیون چندمتغیره انجام شد. یافته‌های این مطالعه نشان داد بین متغیرهای نفوذ آرمانی و ملاحظه فردی با تحلیل رفتگی شغلی رابطه منفی وجود دارد (01/0>P) و سبک رهبری تحول‌آفرین بر تحلیل رفتگی شغلی مؤثر است؛ بنابراین، می‌توان انتظار داشت با تغییر سبک رهبری به‌سوی رهبری تحول‌گرا، پیامدهای مثبتی حاصل شود و از تحلیل رفتگی شغلی معلمان مدارس جلوگیری به عمل آید.

مدیریت آموزشی

اثر تعدیل کننده خودکارآمدی در رابطه بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن متغیر میانجی سازگاری یادگیری در بین دانش‌آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 94-113

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.425674.1279

میثم کرمی پور، سمانه متاجی، رضوانه کاظم نژاد، مریم اسفندیاری

چکیده هدف این تحقیق بررسی اثر تعدیل کننده خودکارآمدی در رابطه بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن متغیر میانجی سازگاری یادگیری در بین دانش‌آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی - همبستگی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل والدین و دانش‌آموزان مدارس دخترانه در دوره متوسطه اول در شهرستان نوشهر به تعداد 2000 نفر دانش آموز و 2000 نفر والدین بودند که از این تعداد 384 نفر به عنوان نمونه آماری با استفاده از روش تصادفی خوشه‌ای برای دانش آموزان و 384 نفر به روش تصادفی ساده برای والدین بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌های ارتباط والدین– فرزند (بارنزوا و اوسون، 1982)، سازگاری یادگیری (لینبین، 2008)، خودکارآمدی (ژانگ، 2010) و مشارکت تحصیلی (اسکافلی، 2002) می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل از نرم افزارهای spss 26 و lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد بین روابط والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود دارد. همچنین بین والدین – فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی سازگاری یادگیری دانش آموزان دره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود دارد. در نهایت بین والدین –فرزند و مشارکت تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی خودکارآمدی یادگیری دانش آموزان دوره متوسطه شهرستان نوشهر ارتباط معنی داری وجود ندارد.

مدیریت

تأثیر حمایت سازمانی و عدالت سازمانی ادراک‌شده بر رفتار کاری نوآورانه با نقش میانجی هوش فرهنگی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 97-122

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.391657.1181

سیدعلی بنی هاشمی، زهرا رجائی، سید حسن بنی هاشمی

چکیده هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر حمایت سازمانی و عدالت سازمانی ادراک‌شده بر رفتار کاری نوآورانه با نقش میانجی هوش فرهنگی، در حوزه معاونت کتابخانه‌های آستان قدس رضوی بود. پژوهش از نظر ماهیت و روش، از نوع پژوهش‌های توصیفی - همبستگی بوده و از نظر هدف کاربردی به شمار می‌رود. جامعه آماری پژوهش را کارکنان حوزه معاونت کتابخانه‌های آستان قدس رضوی به تعداد 300 نفر تشکیل می‌دهند. نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان، ۱۶۹ نفر تعیین شد. روایی محتوایی - صوری و روایی سازه (تحلیل عاملی تأییدی) ابزار پژوهش، بررسی و مورد تأیید قرار گرفت و با استفاده از آزمون ضریب آلفای کرونباخ نیز پایایی آن به میزان بالاتر از 832/0 به دست آمد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که حمایت سازمانی ادراک‌شده بر رفتار کاری نوآورانه و هوش فرهنگی کارکنان، تأثیر مثبت و معناداری دارد (t = 3/486, t = 2/456). عدالت سازمانی ادراک‌شده بر رفتار کاری نوآورانه و هوش فرهنگی تأثیر مثبت و معناداری دارد  (t = 2/910, t = 3/147). همچنین هوش فرهنگی بر رفتار کاری نوآورانه تأثیر مثبت و معناداری دارد (t = 2/704). هوش فرهنگی، رابطه بین حمایت سازمانی ادراک‌شده و رفتار کاری نوآورانه را میانجیگری می‌کند (t = 2/124)  و در نهایت هوش فرهنگی، رابطه بین عدالت سازمانی ادراک‌شده و رفتار کاری نوآورانه را میانجیگری نمی‌کند (t = 1/175).

مدیریت

رابطه ویژگی‌های شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی دانشجویان

دوره 3، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 99-127

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.295055.1061

میترا نورادی

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه میان ویژگی‌های شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور یزد انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان رشته روان‌شناسی دانشگاه پیام نور یزد در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 477 نفر بودند. حجم نمونه تحقیق بر اساس جدول کرجسی و مورگان 213 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه ویژگی‌های شخصیت کاستا و مک کری (1992)، پرسشنامه حمایت اجتماعی شربورن و استوارت (1991)، پرسشنامه رضایت از زندگی داینر (1985) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) بود. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌های گردآوری‌شده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. یافته‌های این مطالعه نشان داد بین مؤلفه‌های متغیر ویژگی‌های شخصیتی با حمایت اجتماعی، رضایت از زندگی و عملکرد تحصیلی رابطه معنی‌دار وجود دارد (01/0 > P). به نظر می‌رسد برنامه‌ریزی در جهت تربیت کودکان در دوران اولیه آموزشی در جهت ایجاد و تقویت گرایش‌های شخصیتی و پیامدهای تحصیلی و روان‌شناختی در سال‌های بعدی زندگی سودمند باشد.

مدیریت آموزشی

تحلیل رابطه کانونی رهبری سطح پنج با تعالی سازمانی مدارس

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 99-123

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.407182.1217

حسین معجونی، سیروس قنبری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه کانونی رهبری سطح پنج با تعالی سازمانی مدارس بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیّه معلّمان مدارس ابتدایی استان فارس در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 16264 نفر بودند. با توجّه به طبقات جامعه پژوهش مانند نوع منطقه (برخوردار، نیمه­ برخوردار و محروم)، تعداد شهرستان/ناحیه (39) و جنسیّت (مرد و زن) به روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای نسبتی و بر مبنای فرمول کوکران نمونه‌ای به حجم 375 نفر انتخاب شد. روش پژوهش کمّی، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. جمع­آوری داده ­ها بر اساس پرسشنامه رهبری سطح پنج چم­آسمانی (2007) و تعالی سازمانی عمارلو (2018) صورت گرفت که ضریب آلفای کرونباخ آن­ها به ترتیب: 96/0 و 91/0 به­دست آمد. جهت تحلیل داده‌ها از تکنیک‌های توصیفی، ماتریس همبستگی پیرسون، تحلیل همبستگی کانونی و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 25 استفاده شد. نتایج نشان داد که: ابعاد رهبری سطح پنج دارای همبستگی کانونی مثبت و معنادار در آلفای 01/0 به مقدار 725/0 با تعالی سازمانی مدارس هستند و قادر به تببین 464% درصد واریانسِ متغیر تعالی سازمانی مدارس می­باشند. ابعاد ویژگی­ های شخصیتی مدیر؛ انتخاب کارکنان شایسته سپس تعیین هدف؛ فرهنگ انضباطی؛ استفاده از فناوری و بعد تراکم نیرو و جهش دارای اثر مثبت و معنادار بر متغیر تعالی سازمانی مدارس درسطح 01/0 می ­باشد.

بررسی مقایسه‌ای مدیریت کوانتومی، بهره‌وری منابع انسانی و همدلی سازمانی در آموزش عالی (مطالعه موردی: دانشگاه‌های لرستان و علوم پزشکی لرستان)

دوره 3، شماره 1، بهار 1400، صفحه 109-138

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.283659.1057

مریم نظرزاده، ایرج نیک پی، عباس معدن دار آرانی

چکیده با توجه به نقش آموزش عالی در تولید علم و دانش، انتظار می‌رود که در به‌کارگیری دانش به‌روز و کارآمد نیز پیشرو باشد. در این راستا، موضوع توجه به روش‌های نوین مدیریتی و موضوع ارتباطات در سازمان‌های نو در جهت افزایش بهره‌وری کارکنان هدف پژوهش حاضر است. در پژوهش حاضر سه مفهوم مدیریتی سازگار با دانشگاه‌های نو، مدیریت کوانتومی، بهره‌وری منابع انسانی و همدلی سازمانی موردتوجه قرارگرفته است و در صدد آن است که میزان این سه متغیر را در دانشگاه‌های لرستان و علوم پزشکی لرستان مورد مقایسه قرار دهد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و به لحاظ روش گردآوری داده‌ها با مطالعات کتابخانه‌ای و پرسشنامه پیش‌ساخته اجرا شده است. جامعه آماری در این پژوهش کارکنان دانشگاه‌های لرستان و علوم پزشکی لرستان در سال 1396 با تعداد 863 نفر است که با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی، تعداد 265 نفر که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به‌عنوان نمونه برآورد شده بودند در هر طبقه به نسبت مشخص گردیدند. جهت انجام مقایسه متغیرها در دو دانشگاه، داده‌های مربوط به فرضیه‌های تحقیقات با استفاده از آزمون تحلیل واریانس تجزیه‌وتحلیل گردید. با توجه به تجزیه‌وتحلیل داده‌ها بین میزان مدیریت کوانتومی و بهره‌وری منابع انسانی در دانشگاه‌های لرستان و علوم پزشکی لرستان تفاوت وجود دارد اما بین میزان همدلی سازمانی در این دو دانشگاه تفاوت وجود ندارد.

بررسی تاثیر الگوهای آموزش تلفیقی با روش آموزش سنتی بر خلاقیت دانش‌آموزان

دوره 3، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 113-142

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.312487.1075

هدی عربی مکی آبادی، حسین عباسیان

چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش تلفیقی در مقایسه با تدریس سنتی در درس فارسی بر خلاقیت دانش آموزان بود. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل 1012 نفراز دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول تدریس در مدارس غیردولتی شهرستان سیرجان بودند که 20 نفر به‌عنوان نمونه به‌صورت تصادفی انتخاب شدند که تعداد 10 نفر به‌طور تصادفی و برابر در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفته‌اند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه بوده خلاقیت عابدی بوده که روایی محتوایی آن مورد تأیید متخصصین از جمله استاد راهنما و استاد مشاور قرار گرفت. بررسی مقادیر آلفای کرونباخ نشان می‌دهد که میزان پایایی از حداقل 77/0 برای قابلیت سیالی تا حداکثر 89/0 برای خلاقیت کل به‌دست‌آمده است. نتایج پژوهش نشان داد که روش آموزش تلفیقی بر خلاقیت تأثیر معنادار دارد. سطح معنی‌داری مفروض در این پژوهش مقدار 0.05 انتخاب شد که سطح معنی‌داری آزمون کمتر از 0.05 (0.001>p) به دست آمد و نشان از تفاوت میانگین‌ها و اثربخشی مداخله داشت. میزان خلاقیت بین دانش‌آموزانی که به روش تلفیقی آموزش‌دیده بودند بیشتر از دانش‌آموزانی بود که به روش سنتی آموزش‌دیده بودند. بنابراین پیشنهاد می‌گردد که معلمان مدارس از این روش در خصوص ارتقاء سطح خلاقیت دانش آموزان بهره ببرند.

مدیریت

رابطه عدالت سازمانی و تعهد سازمانی با پاسخ‎گوئی مدیران در دانشگاه آزاد اسلامی (مطالعه موردی: واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی غرب استان مازندران

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 85-101

https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100585

اباصلت نورایی

چکیده رسالت اصلی هر سازمان دستیابی به اهداف تعیین‌شده در چارچوب راهبرد سازمان است، ازاین‌رو پاسخگوئی در حال گذر از شکل‌های قدیمی مسؤلیت به طرف سایر شکل‌ها، به‌ویژه نظام‌های مدیریت کارآمدتر و پاسخگوتر است. مطالعه حاضر با هدف شناخت میزان رابطه عدالت سازمانی و تعهد سازمانی با پاسخگوئی مدیران و کارکنان دانشگاه‌های آزاد اسلامی غرب استان مازندران انجام شد. روش مطالعه حاضر توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری شامل 625 نفر از کلیه کارکنان دانشگاه‌های آزاد اسلامی غرب استان مازندران بود. نمونه مورد مطالعه 209 نفر بر اساس نمونه‌گیری احتمالی و به‌صورت تصادفی هستند که در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای اندازه‌گیری پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و می‌یر (1990)، پرسشنامه عدالت سازمانی نیهوف و مورمن (1993) و پرسشنامه پاسخگوئی عمومی جنسن (2000) بودند. یافته‌های این مطالعه نشان داد بین عدالت سازمانی و تعهد سازمانی و پاسخگوئی مدیران و کارکنان دانشگاه‌های آزاد اسلامی غرب استان مازندران رابطه وجود دارد. جهت افزایش پاسخگوئی سازمانی بهتر است دوره‌های آموزشی مناسب به‌منظور آشنایی مدیران با اصول و مبانی عدالت برگزار شود و همچنین تشویق شوند تا عملاً از عدالت سازمانی در سازمان استفاده کنند.

مدیریت منابع انسانی

رابطه خودشیفتگی و منبع کنترل با موفقیت شغلی کارکنان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 87-103

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.227075.1007

مهران شورج

چکیده موفقیت شغلی کارکنان تابعی از عوامل رفتاری و شخصـیتی آنان است. مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه خودشیفتگی و منبع کنترل با موفقیت شغلی کارکنان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه کارکنان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس و بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) 274 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه‌های خودشیفتگی راسکین و تری (1988)، منبع کنترل راتر (1966) و موفقیت شغلی گربنر و همکاران (2007) استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون خطی نشان داد بین خودشیفتگی و منبع کنترل (درونی و بیرونی) با موفقیت شغلی کارکنان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز رابطه وجود دارد. بنابراین می‌توان ارزیابی‌های روان‌شناختی مستمر کارمندان خودشیفته را در محیط کار شناسایی کرد و با ارتقای کنترل درونی کارکنان موفقیت شغلی را افزایش داد.

مدیریت تغییر و نوآوری

تأثیر شایسته‌سالاری بر نوآوری سازمانی در پردیس دانشگاه‌های استان البرز

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 87-101

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.234864.1017

علی عینی

چکیده امروزه نیروی انسانی متخصص و شایسته به‌ویژه به دلیل اهمیت یافتن عامل فناوری، انقلاب اطلاعاتی و شتاب یافتن تغییرات محیطی، نقش پررنگ‌تری پیداکرده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر شایسته‌سالاری بر نوآوری سازمانی در مجتمع تحقیقاتی جهاد دانشگاهی است. جامعه آماری شامل 719 نفر از کارکنان و کارشناسان مجتمع شهدای جهاد دانشگاهی البرز بود. نمونه موردمطالعه 255 نفر از کارکنان و کارشناسان مجتمع شهدای جهاد دانشگاهی البرز بر اساس نمونه‌گیری تصادفی ساده که در مطالعه شرکت کردند. در تحقیق حاضر از پرسشنامه استاندارد شایسته‌سالاری مصلحی (1391) و همچنین پرسشنامه استاندارد نوآوری سازمانی هوانگ و همکاران (2011) استفاده شد. یافته‌های کمی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که با توجه به ضریب همبستگی بین دو متغیر بالا برابر با 852/0، ضریب تعیین برابر با 725/0 و ضریب تعیین تعدیل‌یافته برابر با 718/0 به‌دست‌آمده که بنابراین 5/72 درصد از تبیین واریانس مربوط به نوآوری سازمانی به تغییرات شایسته‌سالاری مربوط می‌شود. رعایت شایسته‌سالاری در انتصابات و محیط کاری سالم و مناسب جهت پرورش خلاقیت در اداره سازمان‌ها توصیه می‌شود.

مدیریت منابع انسانی

رابطه میان ادراک لیاقت، احساس انسجام و مسئولیت‌پذیری با خلاقیت شغلی دبیران دبیرستان‌های دولتی دخترانه تنکابن

دوره 2، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 97-112

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.246591.1034

اکرم ترویجی، مرتضی ترخان

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین ادراک لیاقت، احساس انسجام و مسئولیت‌پذیری با خلاقیت شغلی دبیران دبیرستان‌های دولتی دخترانه تنکابن انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، شامل دبیران دبیرستان‌های دخترانه تنکابن بودند. نمونه آماری شامل 182 نفر از دبیران بودند که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل پرسشنامه حس انسجام آنتونووسکی (1993)، پرسشنامه مسئولیت‌پذیری کارول (1991)، پرسشنامه خلاقیت شغلی جزنی (2003) و پرسشنامه ادراک لیاقت هارتر (1985) بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد میان ادراک لیاقت، احساس انسجام و مسئولیت‌پذیری با خلاقیت شغلی دبیران دبیرستان‌های دولتی دخترانه تنکابن رابطه معناداری وجود دارد (05/0 > P) و متغیر مسئولیت‌پذیری و ادراک لیاقت بهترین پیش‌بینی کننده برای خلاقیت شغلی می‌باشند.
.
 
 

مدیریت

تاثیر کاربرد هوش مصنوعی و یادگیری هوشمند بر تفکر استراتژیک و عملکرد با نقش تعدیل‌کننده اخلاق فردی

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 112-134

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.499739.1467

زهرا حیات مهر، سونا بایرام زاده، سیدرضا جلال زاده

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر سنجش تاثیر کاربرد هوش مصنوعی و یادگیری هوشمند بر مهارت تفکر استراتژیک و عملکرد تحصیلی دانشجویان رشته مدیریت با نقش تعدیل‌کننده اخلاق فردی بوده است. پارادایم پژوهش حاضر اثبات‌گرایی، رویکرد آن کمی و روش آن توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری دانشجویان رشته مدیریت دانشگاه علوم تحقیقات تهران به تعداد 10000 دانشجو بوده‌‌اند که تعداد 374 دانشجو به عنوان نمونه و به روش تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. نتایج به دست آمده، نشان می‌دهد که کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی تأثیر مثبتی بر تفکر استراتژیک (تفکر سیستمی، تفکر خلاق، تفکر آینده‌نگر و تفکر انتقادی)، یادگیری هوشمند و عملکرد تحصیلی دارد. نقش میانجی تفکر استراتژیک (تفکر انتقادی و تفکر آینده‌نگر)، در رابطه میان کاربرد هوش مصنوعی و عملکرد تحصیلی و همچنین در رابطه میان یادگیری هوشمند و عملکرد تحصیلی تایید گردید. از طرفی اخلاق فردی علاوه بر تاثیر مثبت بر یادگیری هوشمند، در رابطه میان یادگیری هوشمند و تفکر استراتژیک (تفکر سیستمی، تفکر انتقادی و تفکر آینده‌نگر) نقش تعدیل‌کننده دارد. پژوهش حاضر برای نخستین بار بینش‌هایی را در کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی در توسعه مهارت تفکر استراتژیک و عملکرد ارائه می‌دهد که محققان، مدیران، دانشجویان و سازمان‌ها می‌توانند از نتایج آن بهره‌مند شوند.

رابطه بین شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت‌های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر

دوره 2، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 113-131

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.243991.1030

لیلا طالبی خانسری

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت‌های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان و دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی مدارس شهر چابکسر بودند. با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و تصادفی خوشه‌ای 80 معلم و 200 دانش‌آموز انتخاب شدند. معلمان به سؤالات پرسشنامه‌های مهارت‌های ارتباطی (کوئین‌دام، 2004) و سبک تدریس (گراشا، 1996) و دانش آموزان به سؤالات پرسشنامه انگیزه پیشرفت تحصیلی (والراند، 1992) پاسخ دادند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از روش رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد متغیرهای شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت گوش دادن بهترین پیش‌بینی کننده برای متغیر انگیزه پیشرفت تحصیلی می‌باشند و بین شیوه‌های مدیریت کلاس و مهارت‌های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر رابطه وجود دارد (01/0> P). درنتیجه، معلمان می‌توانند از سبک‌های کلاس داری مؤثر و مهارت‌های ارتباطی در جهت افزایش انگیزه پیشرفت تحصیلی و پیشگیری از فرسودگی و افت تحصیلی دانش آموزان سود ببرند.

تأثیر سبک رهبری سازمانی بر مدیریت منابع انسانی ضمن تأکید برنقش میانجی‌گر محیط کار رقابتی

دوره 4، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 114-142

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.378676.1149

بهشته فضلعلی، مجتبی معظمی

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر سبک رهبری سازمانی بر مدیریت منابع انسانی ضمن تأکید بر نقش میانجی‌گر محیط کار رقابتی انجام شد. روش این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، کلیه‌ی کارکنان شرکت سهامی بیمه آسیا شهر تهران می‌باشد که در حال حاضر تعداد 3922 نفر بوده که تعداد 350 نفر با استفاده از روش تعیین حجم نمونه کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. در این پژوهش برای جمع آوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد سبک رهبری سازمانی باردنز و متزکاس (1996)، پرسشنامه استاندارد مدیریت منابع انسانی سرمد و همکاران (2013) و پرسشنامه استاندارد محیط کار رقابتی فلچر و نوسبام (2010) و در انجام آن از تکنیک‌های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش‌های آماری توصیفی جنسیت، تحصیلات و سن و به تفکیک شاخصهای مینیمم، ماکزیمم، میانگین و انحراف معیار و استنباطی آزمون چولگی و کشیدگی، آزمون تحلیل عاملی، روش معادلات ساختاری و از نرم افزار Spss 22 و Smart Pls استفاده می‌گردد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد، سبک رهبری سازمانی بر مدیریت منابع انسانی تأثیر معناداری ندارد و رد شده است اما سبک رهبری سازمانی بر محیط کار رقابتی، محیط کار رقابتی بر مدیریت منابع انسانی و سبک رهبری سازمانی بر مدیریت منابع انسانی با نقش میانجی محیط کار رقابتی تأثیر معناداری دارند و تأیید شده است.

مدیریت آموزشی

فرآیند یادگیری درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش از طریق آموزش مجازی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 114-139

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.422385.1262

مهیار یار احمدی، حبیب هنری، میثم شعبانی نیا

چکیده پژوهش حاضر با هدف فرآیند یادگیری درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش از طریق آموزش مجازی می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل اساتید و متخصصان حوزه تربیت‌بدنی مدارس به تعداد 14 نفر می‌باشد و از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل عوامل اثر بخش در آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران از رویکرد کمی مدلسازی ساختاری تفسیری و جهت تأثیرپذیری و تأثیرگذاری از ترسیم نمودار MICMAC استفاده گردید. نتایج به‎دست آمده از تجزیه و تحلیل نشان داد که محدویت آموزشی حرکات و درس عملی، نبود نظارت و تمرکز حواس در آموزش مجازی، ضعف تعامل ارتباطی بین معلم و دانش آموزان، پوشش کلاسهای مجازی، مسائل اقتصادی، ضعف تکنولوژی نرم افزای و سخت افزاری و زیرساختی، بهره‎گیری از فناوری اطلاعات در آموزش مجازی، شناخت ناکافی از فضا و قابلیت‎های آموزش مجازی، نبود نظارت و محدویت بر توانایی بدنی و اجرای دروس و قابلیت‌های آموزش مجازی دسته بندی شدند. در نهایت با استفاده از ماتریس دسترسی نهایی با استفاده از روش ساختاری- تفسیری سطح بندی مضمونهای فرعی طراحی آموزش مجازی درس تربیت بدنی در آموزش و پرورش ایران انجام شد که در بالاترین سطح پوشش کلاس‌های مجازی قرار دارد و در پایین‌ترین سطح قابلیت‌های آموزش مجازی تدریس قرار دارد باید توجه داشت عواملی که در سطح بالا از تأثیر پذیری کمتری برخوردار هستند.

مدیریت آموزشی

تأثیر آموزش مبتنی بر موک بر عملکرد کارکنان شهرداری تهران

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 123-140

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.396994.1195

سحر عقبائی، مریم گل بابایی، محمدرضا شاه آبادی

چکیده هدف این تحقیق بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر موک بر عملکرد کارکنان شهرداری تهران می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش, پیمایشی-مقطعی می‌باشد. جامعه آماری شامل کارکنان در واحدهای صف و ستاد شهرداری تهران به تعداد 70 نفر بودند که در مجموع با استفاده از جدول مورگان، با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، تعداد 60 نفر از کارکنان سه واحد (اداره کل رفاه و امور ایثارگران، مرکز نوسازی و تحول اداری شهرداری تهران و مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران) از حوزه معاونت برنامه‎ریزی شهرداری شناسایی و انتخاب شدند. روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی    می‌باشد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر پرسشنامه ساخته محقق و پرسشنامه استاندارد عملکرد کارکنان (استیفن، ۲۰۰۵) می باشد. جهت تأیید مدل نهایی پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار  SPSS و PLS استفاده شد. مولفه­های تشکیل دهنده الگوی آموزش موک شامل، اهداف، تعیین مخاطب، نیازسنجی، امکان‌سنجی، انتخاب عنوان، نوع عنوان، انتخاب پلت فرم، محتوا، پشتیبانی، بستر تعاملی، درگیرسازی مخاطب، راهبرد ارزشیابی بودند و یافته‌های پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر موک بر عملکرد کارکنان شهرداری تاثیر مثبت و معناداری دارد و نشان داد که برازش کلی مدل مناسب می‌باشد.

مدیریت آموزشی

تأثیر مهارت‌های مدیریت کوانتومی بر آمادگی به تغییر کارکنان دانشگاه با نقش میانجی چابکی سازمانی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 125-143

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390174.1176

سمیرا علی صوفی، سمانه سلیمی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مهارت­های مدیریت کوانتومی بر آمادگی به تغییر با نقش میانجی چابکی سازمانی بود که با روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان با تعداد 294 نفر تشکیل دادند که با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان (1971) حجم نمونه 200 نفر محاسبه گردید و روش نمونه‌گیری تصادفی ساده بود. جهت گردآوری داده­ها از پرسشنامه­های مدیریت کوانتومی عظیمی ثانوی و رضوی (1390)، چابکی سازمانی شریفی و یانگ (2000) و آمادگی برای تغییر دونهام و همکاران (1989) استفاده گردید. روایی محتوایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه­ها براساس ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 881/0، 887/0 و 753/0 برآورد گردید. داده­های حاصل از پرسشنامه­ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدل­سازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزارهای Spss23 و Lisrel8.8 انجام شد. یافته­های به دست آمده از مدل معادلات ساختاری نشان داد که ضریب استاندارد بین مدیریت کوانتوم بر آمادگی به تغییر (19/0)، مدیریت کوانتوم بر چابکی سازمانی (58/0)، همچنین آمادگی تغییر و چابکی سازمانی (64/0) و اثر غیر مستقیم مدیریت کوانتوم بر آمادگی تغییر (47/0) معنی دار بوده است.

نقش میانجی اهداف اجتماعی در رابطه میان آسیب‌پذیری روانی با مسئولیت‌پذیری دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه

دوره 3، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 129-150

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.265558.1058

سارا حسینی، محمد میرزایی خالص

چکیده هدف تحقیق حاضر، تعیین نقش میانجی اهداف اجتماعی در رابطه میان آسیب‌پذیری روانی با مسئولیت‌پذیری دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر سنگر بوده است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری تحقیق را دانش‌آموزان دختر دوره اول متوسطه به تعداد 730 نفر تشکیل می‌دهند. حجم نمونه تحقیق با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای 252 نفر به دست آمد. جهت گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌های مسئولیت‌پذیری دانش‌آموزان گاف (1957)، اهداف اجتماعی، الیوت مک گریگور (2001) و آسیب‌پذیری روانی نجاریان و داودی (2001) استفاده گردید که روایی آن‌ها توسط استاد صاحب‌نظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن‌ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به‌منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار آماری Lisrel و نیز نرم‌افزار آماری Spss استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان داد میان آسیب‌پذیری روانی دانش‌آموزان با اهداف اجتماعی و مسئولیت‌پذیری آن‌ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان اهداف اجتماعی دانش‌آموزان با مسئولیت‌پذیری آن‌ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق نشان داد که اهداف اجتماعی در رابطه میان آسیب‌پذیری روانی با مسئولیت‌پذیری دانش‌آموزان نقش میانجی دارد.

رابطه توسعه حرفه‌ای معلمان با عملکرد تحصیلی با تأکید بر نقش میانجی پیوند با مدرسه دانش آموزان پسر متوسطه دوم

دوره 3، شماره 1، بهار 1400، صفحه 139-166

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.275602.1053

جعفر امیری

چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه توسعه حرفه‌ای معلمان با عملکرد تحصیلی با تأکید بر نقش میانجی پیوند با مدرسه دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش معلمان و دانش آموزان پسر متوسطه دوم شهر شیراز بودند که تعداد 250 نفر معلم بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و تعداد 213 دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای به‌عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از پرسشنامه‌های عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999)، توسعه حرفه‌ای ایوبی آواز و همکاران (1394) و پیوند با مدرسه رضایی شریف و همکاران (1393) استفاده شد که روایی آن‌ها توسط صاحب‌نظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن‌ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 0.85، 0.89 و 0.79 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. به‌منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار آماری Lisrel و نیز نرم‌افزار آماری Spss26 استفاده شد. یافته‌های کمّی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که میان توسعه حرفه‌ای معلمان و عملکرد تحصیلی با پیوند با مدرسه دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان پیوند با مدرسه دانش آموزان با عملکرد تحصیلی آن‌ها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و پیوند با مدرسه در رابطه میان توسعه حرفه‌ای معلمان با عملکرد تحصیلی دانش آموزان نقش میانجی داشته است.

ارزیابی اثربخشی و محاسبه نرخ بازگشت سرمایه اجرای دوره‌های آموزشی با استفاده از الگوهای کرک پاتریک و فیلیپس

دوره 3، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 143-179

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.311156.1072

حسین آشفته، الهه اورنگیان

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان اثربخشی و محاسبه نرخ بازگشت سرمایه برگزاری دوره‌های آموزشی در کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی بود. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی از نوع مطالعه موردی، جامعه آماری کارخانجات تولیدی و نمونه آماری، یکی از کارخانجات تولیدی است که داده‌های مربوط به برگزاری دوره آموزشی در آن مورد بررسی قرار گرفته است. برای حصول این منظور، از الگوی کرک پاتریک در طراحی پرسشنامه‌ها و سنجش اثربخشی و از الگوی فیلیپس برای محاسبه بازگشت سرمایه بهره‌گیری شده است. روایی و پایایی داده‌های به‌دست‌آمده از پرسشنامه‌ها به ترتیب با نظرات خبرگان و آزمون آلفای کرونباخ، و تجزیه‌وتحلیل داده‌های حاصله با استفاده از آزمون‌های T تک نمونه‌ای، T دو نمونه‌ای و آزمون نرمالیتی چولگی- کشیدگی (آمار استنباطی) مورد پایش قرارگرفته‌اند و ویژگی‌های توصیفی داده‌ها (آمار توصیفی) نیز آورده شده است. نرم‌افزار استفاده‌شده در این پژوهش مایکروسافت اکسل و SPSS است، و برای تفکیک اثرات آموزش از دیگر معیارهای تأثیرگذار بر تغییرات در منافع پس از برگزاری دوره‌های آموزشی از روش آنتروپی شانون استفاده‌شده است. ضمناً، علاوه بر محاسبه بازگشت سرمایه، نسبت هزینه به فایده (سود) و ارزش فعلی خالص نیز به‌منظور تقویت نتایج و در نظر گرفتن ارزش زمانی پول، احتساب گردیده است. نتایج حاصل از پژوهش نشانگر نرخ بازگشت سرمایه بالای صددرصد، نسبت هزینه به فایده بالای یک و ارزش فعلی خالص مثبت و نهایتاً توجیه مالی و اقتصادی برگزاری دوره آموزشی مورد سنجش بوده است.

نقش میانجی سبک‌های پردازش هیجانی در رابطه بین ریتم‌های شبانه‌روزی با فراحافظه در دانشجویان

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 103-117

https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100586

سرور حسن زاده

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین ریتم‌های شبانه‌روزی با فراحافظه با میانجی‌گری سبک‌های پردازش هیجانی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود که جامعه آماری آن را دانشجویان روان‌شناسی مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامشهر تشکیل می‌دادند (2300 = N). روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای است. حجم نمونه بر اساس نظر تاپاچنیک و فیدل (2001) در مطالعات با رویکرد مدل‌یابی معادلات ساختاری تعیین شد (200=n). ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر مقیاس ریتم‌های شبانه‌روزی هورن و اوستبرگ (1976)، مقیاس اعتماد به حافظه و شناخت ندلجکوویک و کایریوس (2007) و مقیاس پردازش هیجانی باکر و همکاران (2007) بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته‌ها نشان داد ریتم‌های شبانه‌روزی با ضریب 421/0 و به‌بیان‌دیگر به‌اندازه 1/42 درصد بر فراحافظه تأثیر دارد (05/0 > p ) و با توجه به مقدار t-value که برابر 523/7 است می‌توان بیان کرد سبک‌های پردازش هیجانی در رابطه بین ریتم‌های شبانه‌روزی با فراحافظه نقش میانجی را ایفا می‌کند.

نقش شوخ‌طبعی و نظم جویی هیجانی در پیش‌بینی سرمایه‌های روان‌شناختی در دانش آموزان متوسطه دوم منطقه دو شهر مشهد

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 103-119

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.235208.1019

سرور حسن زاده

چکیده این مطالعه با هدف نقش شوخ‌طبعی و نظم‌جویی هیجانی در پیش‌بینی سرمایه‌های روان‌شناختی در دانش آموزان متوسطه دوم منطقه دو شهر مشهد انجام شد. روش پژوهش از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه دانش آموزان متوسطه دوم منطقه دو شهر مشهد بودند که در سال تحصیلی 99-1398 مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه‌گیری، تصادفی خوشه‌ای بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) نمونه‌ای به حجم 300 نفر انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده برای سنجش متغیرهای پژوهش شامل پرسشنامه سرمایه روان‌شناختی (PCQ)، پرسشنامه شوخ‌طبعی خشوعی و پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ) بودند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون رگرسیون چندمتغیره نشان داد متغیرهای شوخ‌طبعی و نظم‌جویی هیجان می‌توانند به میزان 6/37 درصد از تغییرات متغیر سرمایه‌های روان‌شناختی را پیش‌بینی کنند. نتیجه این مطالعه نشان داد بین شوخ‌طبعی و نظم‌جویی هیجان با سرمایه‌های روان‌شناختی رابطه وجود دارد.