نقش میانجی بی تفاوتی سازمانی در رابطه میان فلات زدگی شغلی با سلامت اداری کارکنان ادارات آموزش و پرورش شهر تبریز
دوره 3، شماره 1، بهار 1400، صفحه 55-82
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.279133.1054
جواد مهربان
چکیده منابع انسانی وفادار و سازگار با اهداف و ارزشهای سازمانی که فراتر از وظایف مقرر در شرح شغل خود فعالیت کند، عامل مهمی در اثربخشی سازمانی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان فلات زدگی شغلی با سلامت اداری کارکنان با نقش میانجی بیتفاوتی سازمانی انجام شد. روش تحقیق توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری همه کارکنان ادارات آموزشوپرورش شهر تبریز بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 245 نفر بهعنوان نمونه مورد مطالعه به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در تحقیق حاضر از پرسشنامههای استاندارد فلات زدگی شغلی تامی و همکاران (1999)، بیتفاوتی سازمانی داناییفرد و همکاران (1389) و سلامت اداری هوی و فیلدمن (1996) استفاده شد که روایی آنها توسط صاحبنظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آنها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای بیتفاوتی سازمانی فلات زدگی شغلی و سلامت اداری به ترتیب 0.93، 0.75 و 0.96 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. بهمنظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار آماری Lisrel و نیز نرمافزار آماری Soss26 استفاده شد. یافتههای کمّی حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که میان فلات زدگی شغلی و بیتفاوتی سازمانی با سلامت اداری کارکنان رابطه منفی و معناداری وجود دارد و بیتفاوتی سازمانی در رابطه میان زدگی شغلی با سلامت اداری نقش میانجی داشته است.
رابطه بین سبکهای یادگیری با مهارتهای زبانآموزی دانشآموزان دوره متوسطه
دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 45-62
https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100583
جواد سلیمانپور
چکیده توجه به سبکهای یادگیری و مؤلفههای تعیینکننده آن برای دانشآموزان از ضروریات تعلیم و تربیت در دنیای امروز است. پژوهش حاضر درصدد بررسی رابطهٔ بین سبکهای یادگیری (با توجه به مؤلفههای اصلی آن) با مهارتهای زبانآموزی (زبان انگلیسی) است. بدین منظور جامعه آماری پژوهش، دبیرستانهای شهرستان چالوس به تعداد 1260 نفر است که به روش نمونهگیری تصادفی پسرانه از نوع طبقهای به تعداد 154 نفر بر اساس جدول کرجسی- مورگان انتخابشدهاند. این پژوهش براساس نظریه ورمونت و ریجسویک (برای سنجش سبکهای یادگیری) و مهارتهای زبانآموزی (مهارتهای گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن) زبان انگلیسی تدوین شده است. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد سبکهای یادگیری است و تجزیهوتحلیل پژوهش حاضر با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گامبهگام انجام پذیرفت. یافتههای حاصل از پژوهش حاضر نشان میدهد که کلیه سبکهای یادگیری با مهارتهای زبانآموزی ارتباط مثبت و مستقیم دارد. اما دو سبک یادگیری غیرمتمرکز با ضریب 497/0 و سبک یادگیری معطوف به معنا و هدف با ضریب 283/0 بیشترین اهمیت را داشتهاند. درنتیجه، میتوان گفت که اگر نظام آموزشی برای ارتقاء و فهم هر چه بیشتر سبک یادگیری غیرمتمرکز و متکی بر معنا و هدف موردتوجه قرار دهد، به دانشآموزان در کسب مهارت زبانآموزی کمک و مساعدت بیشتری اعمال خواهد نمود. بهعبارتدیگر، ضرورت بازشناسی نقش سبکهای یادگیری در پیشبینی مهارتهای زبانآموزی دانشآموزان مورد تأیید واقع شد.
رابطه سواد اطلاعاتی با رشته تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد مرودشت
دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 55-69
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.226555.1004
زهرا خواجه علی جهانتیغی
چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین سواد اطلاعاتی و رشته تحصیلی انجام شد. روش پژوهش توصیفی همبستگی بود و جامعه آماری این مطالعه شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت در چهار حوزه تحصیلی فنی و مهندسی، مدیریت و حسابداری، روان شناسی و علوم تربیتی و آموزش زبان انگلیسی به حجم 6500 نفر بودند. با استفاده از فرمول کوکران 363 دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه سواد اطلاعاتی سیامک و داورپناه (2009) بود. یافته های این مطالعه نشان داد بین گروه روان شناسی و علوم تربیتی و مدیریت و حسابداری اختلاف معنیداری وجود دارد (05/0 > P) و میانگین در گروه روان شناسی و علوم تربیتی بالاتر از مدیریت و حسابداری بود. همچنین بین گروه فنی و مهندسی و مدیریت و حسابداری اختلاف معنیداری مشاهده شد (05/0 > P) و میانگین در گروه فنی و مهندسی بالاتر از مدیریت و حسابداری بود. در مابقی حوزه های تحصیلی تفاوت معنیداری مشاهده نشد. پیشنهاد می شود جهت ارتقای سطح سواد اطلاعاتی دانشجویان اقدام به برگزاری کارگاه هایی با هدف بالا بردن سواد رایانه ای و سواد کتابخانه ای دانشجویان و ترویج فرهنگ پژوهش محوری گردد.
تأثیر هوش هیجانی و مهارتهای ارتباطی بر شیوههای مدیریت تعارض در بین مدیران آموزشی مدارس
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 55-81
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.268890.1048
ناصر محمدی احمدآبادی، طاهره فلاح زاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هوش هیجانی و مهارتهای ارتباطی مدیران آموزشی مدارس دولتی شهر اردکان در سه مقطع دبستان، متوسطه اول و متوسطه دوم بر شیوههای مدیریت تعارض در سال تحصیلی 1398- 1399 با روش توصیفی انجام شده است. به این منظور همة ۹۸ نفر از مدیران جامعة مذکور به عنوان گروه نمونه انتخاب و پس از طی مراحل اداری و جلسه توجیهی اولیه به پرسشنامههای هوش هیجانی سیبریا شرینگ (1998) با آلفای کرونباخ 84/0، پرسشنامه مهارتهای ارتباطی بارتون با آلفای کرونباخ 744/0 و مقیاس مدیریت تعارض رابینز پاسخ دادند. در بخش تحلیل استنباطی دادهها از روشهای تحلیل رگرسیون چند متغیره به منظور تعیین قدرت پیش بینی شیوههای مدیریت تعارض توسط هوش هیجانی، مهارتهای ارتباطی و مؤلفههای آنها استفاده شد. یافتههای حاصله نشان داد هوش هیجانی و مهارتهای ارتباطی و همه مؤلفههای آن قدرت پیش بینی معناداری برای متغیر ملاک (مدیریت تعارض) داشتهاند. (05/0p <). بر اساس این نتایج به نظر میرسد تقویت هوش هیجانی و مهارتهای ارتباطی مدیران میتواند تأثیر معناداری در ارتقاء سطح شیوههای مدیریت تعارض در مدیران آموزشی داشته باشد.
رابطه اخلاق حرفهای با مدیریت تعارض در مدیران دبیرستانهای غرب استان مازندران
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 59-76
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.242850.1028
مهدی شعبانی آزادبنی، محمود صفری
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین اخلاق حرفهای و مؤلفههای مدیریت تعارض در مدیران دبیرستانهای غرب استان مازندران انجام شد. این پژوهش با روش توصیفی- همبستگی انجام شد. جامعه آماری آن شامل کلیه مدیران دبیرستانهای غرب استان مازندران بودند که با استفاده از جدول مورگان نمونهای به حجم 152 نفر بر اساس روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبی انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه اخلاق حرفهای بهاگیر (1390) و پرسشنامه سبک مدیریت تعارض پوتنام و ویلسون (1982) بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین اخلاق حرفهای با سبک تعارض رقابتجویی و اجتنابی رابطه منفی و معناداری وجود دارد (05/0> P). همچنین بین اخلاق حرفهای با سبک تعارض همکاری، مصالحه و سازش رابطه مثبت و معناداری وجود داشت (05/0> P). نتیجه این مطالعه نشان میدهد در بررسی سازمانهای کم بازده، میتوان تنزل اخلاق حرفهای را یکی از عوامل مؤثر در سوء مدیریت تعارض و کاهش بهرهوری در نظر گرفت.
مدل سازی ساختاری تأثیر سرپرستی توهین آمیز بر رفتار شهروندی سازمانی(مورد مطالعه: مراکز آموزش فنی و حرفهای استان کرمان)
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 59-80
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.325733.1093
اسداله علیرضایی، محمد امامی کورنده، اسما عباسقلی زاده، زهرا یزدانی کچوئی
چکیده هدف تحقیق حاضر مدل سازی ساختاری تأثیر سرپرستی توهین آمیز بر رفتار شهروندی سازمانی در مراکز آموزش فنی و حرفهای استان کرمان میباشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کلیه کارکنان در مراکز آموزش فنی و حرفهای استان کرمان که تعداد آنها در سال 1400 به 207 نفر بالغ گردیده است. به دلیل محدودیت جامعه آماری تمامی اعضای آن به عنوان نمونه انتخاب و به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته است. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامة سرپرستی توهین آمیز میتچل و آمبروس (2007) و رفتار شهروندی سازمانی اورگان (1998) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامهها براساس نظر خبرگان، و روایی سازه آن با روش تحلیل عاملی تاییدی بررسی شد. پایایی آنها نیز با محاسبة، پایایی ترکیبی ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. دادههای جمعآوریشده با روش مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار لیزرل تجزیه و تحلیل شد. یافتههای تحقیق حاکی از آن است که به طور کلی سرپرستی توهین آمیز بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر معکوس و معناداری دارد. با افزایش رفتارهای توهین آمیز سرپرست، کارکنان روحیه خود را از دست میدهند در نتیجه انگیزه آنها پایین میآید و در نتیجه رفتار شهروندی سازمانی کاهش مییابد.
تاثیـر نقـش سبـکهای رهبـری انتقادی و مکانیسم پریشانی روانشناختی کارکنان بر دلبستگی شغلی کارکنان
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 62-87
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.378928.1146
پیمان اکبری، کامران نظری، سهیلا شیخ علیشاهی
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر نقش سبکهای رهبری انتقادی و مکانیسم پریشانی روانشناختی کارکنان بر دلبستگی شغلی کارکنان بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری (300 نفر) کارکنان اداری آموزش و پرورش شهر یزد در سال 1401 بوده که با روش تصادفی ساده و از طریق کوکران (169 نفر) انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای رهبری تحول آفرین بأس و آویلو (1995)، رهبری استبدادی هانگز و دیکسون (2004)، دلبستگی شغلی کارکنان ریچ و لیپین (2010) و در نهایت پریشانی روانشناختی کارکنان کسلر و همکاران (2002) بودند که از روایی و پایایی خوبی نیز برخوردار بودند. نتایج حاصل از آزمون فرضیهها توسط نرمافزار SMART-PLS و با استفاده از آماره آزمون t و ضرایب مسیر (β)، نشان دهنده تأثیر معناداری بین متغیرهای پژوهش بود، همچنین نقش میانجی پریشانی روانشناختی کارکنان در تاثیرگذاری رهبری تحولآفرین بر دلبستگی شغلی کارکنان تأیید شد اما در تاثیرگذاری رهبری استبدادی بر دلبستگی شغلی کارکنان تأیید نشد. با توجه به یافتههای پژوهش میتوان اظهار داشت که برای افزایش یا کاهش دلبستگی شغلی کارکنان بایستی به رهبری تحول آفرین و استبدادی توجه داشت چرا آنها میتوانند اثرات مثبت و منفی بر دلبستگی کارکنان داشته باشند البته توجه به پریشانی روانشناختــی نیز میتواند در این زمینه کمک کننده باشد، چرا که اگر نتوان جلوی کاهش پریشانی روانشناختی کارکنان را گرفت صدمه جبرانناپذیری بر دلبستگی شغلی کارکنان وارد میکند.
تبیین رابطه هوش عاطفی و خود مدیریتی با نوآوری سازمانی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 66-84
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.343233.1119
کبری اشکور وکیلی،، سید صدرا نجبایی
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه هوش عاطفی و خود مدیریتی با نوآوری سازمانی کارکنان شبکه بهداشت شهرستان تنکابن انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کارکنان شبکه بهداشت شهرستان تنکابن به تعداد 181 نفر تشکیل دادند. به همین منظورتعداد 123 نفر از کارکنان اداره مذکور به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. در این پژوهش از سه پرسشنامة استاندارد هوش عاطفی نواکا و آهایوزو (2009)، مهارتهای خود مدیریتی مانز و همکاران (2000) و نوآوری سازمانی آمید و همکاران (2002) استفاده شد. روایی پرسشنامهها براساس روایی محتوایی با استفاده از نظر صاحب نظران، صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و سازه با روش تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. پایایی پرسشنامهها با روش ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برای هوش عاطفی 92/0، مهارتهای خود مدیریتی 95/0 و نوآوری سازمانی 96/0 برآورد شد. تجزیه و تحلیل دادهها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام گرفت. بدین صورت جهت آزمون فرضیههای تحقیق، ابتدا ازآزمون کولموگروف اسمیرنوف جهت بررسی نرمال بودن توزیع دادهها و تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری اسمارت پی.آل. اس استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بوده و حاکی از آن است که هوش عاطفی و خودمدیریتی به صورت مستقیم با نوآوری سازمانی کارکنان رابطه داشتهاند. نتایج پژوهش نیز نشان داد که مؤلفههای آگاهی اجتماعی و پاداش دارای بیشترین میزان همبستگی با نوآوری سازمانی بودهاند.
رابطه سبک زندگی و سبکهای مقابلهای با استرس با احساس تنهایی کاربران توییتر با نقش میانجی وابستگی به شبکههای اجتماعی
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 67-87
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.348656.1125
مهسا سوادکوهی قودجانکی، محمدرضا زربخش بحری
چکیده مطالعه حاضر با هدف آزمون مدل علّی احساس تنهایی کاربران توییتر بر اساس سبک زندگی و سبکهای مقابلهای با استرس با میانجی گری وابستگی به شبکههای اجتماعی انجام شد. روش تحقیق توصیف-همبستگی بود. جامعه آماری کاربران توییتر شهر تهران که حداقل 2 سال از عضویت آنها در این فضا میگذشت بودند. تعداد 200 نفر بر اساس روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. آزمودنیها به پرسشنامههای اعتیاد به شبکههای اجتماعی احمدی و همکاران (1395)، احساس تنهایی راسل و همکاران (1980)، سبک زندگی میلر و اسمیت (1988) و سبکهای مقابلهای لازاروس و فولکمن (1984) پاسخ دادند. روایی پرسشنامهها براساس روایی محتوایی با استفاده از نظر صاحب نظران، صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و سازه با روش تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفته و تأیید شد. پایایی پرسشنامهها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای سبک زندگی 88/0، سبکهای مقابلهای با استرس 80/0، احساس تنهایی 79/0 و وابستگی به شبکههای اجتماعی 78/0 برآورد شد. تجزیه و تحلیل دادهها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی مشتمل بر الگوسازی معادلات ساختاری توسط نرم افزار لیزرل انجام گرفت. نتایج نشان داد تمامی فرضیههای پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بودندسبک زندگی با ضریب تأثیر 52/0 و سبکهای مقابلهای با استرس با ضریب تأثیر 56/0 بطور غیر مستقیم با احساس تنهایی رابطه دارند.
اثربخشی استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستانهای دیجیتال در توسعه تفکر انتقادی، مهارتهای تفکر سطح بالاتر و پیشرفت دانش آموزان ادبیات پایه پنجم تاریخ در شهرستان کربلاء
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 67-91
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.417771.1249
رضا عباس حسن نصرالله، محمد حسنی
چکیده هدف از پژوهش حاضر اثربخشی استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستانهای دیجیتال در توسعه تفکر انتقادی، مهارتهای تفکر سطح بالاتر و پیشرفت دانش آموزان میباشد. پژوهش حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه میباشد. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان ادبیات پایه پنجم به تعداد 860 نفر که تعداد 45 نفر از آنها به شیوه نمونه گیری خوشه چند مرحلهای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره (یک گروه کنترل 15 نفر و دو گروه آزمایش 30 نفر) گمارده شدند. جمعآوری دادهها بر اساس پرسشنامه تفکر انتقادی ریتکس (2003)، تفکر سطح بالاتر عبدی و همکاران (1393)، پیشرفت تحصیلی از صالحی (1394) انجام گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید استاتید و متخصصان مدیریت و علوم تربیتی رسید و از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ برای تفکر انتقادی 90/0، تفکر سطح بالاتر 84/0 و پیشرفت تحصیلی 79/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات بهدست آمده از اجرای آزمونها از طریق نرمافزار SPSS انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان داد که تأثیر استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستان سرایی دیجیتال بر بر رشد تفکر انتقادی، تفکر سطح بالاتر و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مثبت و معنی دار میباشد، همچنین مشخص شد که تفاوت معنی دار در تأثیر استفاده از استراتژیهای وب کوئست و داستان سرایی دیجیتال بر تفکر انتقادی، تفکر سطح بالاتر و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان وجود ندارد.
واکاوی نقش سستگرایی کارکنان در انزوای سازمانی با تأکید بر نقش میانجی خودنمایی و سکوت سازمانی
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 67-89
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.507750.1481
حسین رحیمی کلور، میر امیر فروزان
چکیده هدف از پژوهش حاضر، واکاوی نقش سستگرایی کارکنان در انزوای سازمانی با تأکید بر نقش میانجی خودنمایی و سکوت سازمانی بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش، پیمایشی و از نوع علّی بود. جامعۀ آماری پژوهش، کلیۀ کارکنان دستگاههای اجرایی استان اردبیل بود. با توجه به حجم جامعه که براساس آخرین آمارها، در حدود 40،000 نفر بود، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 380 نفر تعیین شد و انتخاب این افراد از جامعۀ آماری به روش تصادفی ساده صورت گرفت. گردآوری دادهها بهوسیلۀ چهار پرسشنامه (با عناوین «سستگرایی»، «انزوای سازمانی»، «خودنمایی» و «سکوت سازمانی») انجام شد. روایی بهوسیلۀ تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل دادهها با روش مدلسازی معادلات ساختاری و به کمک نرمافزارهای SPSS 26 و Smart-PLS 3 صورت گرفت. یافتهها نشان دادند از آنجایی که آمارۀ t از 96/1 در سطح اطمینان 95 درصد بزرگتر است و با توجه به ضرایب مسیر، سستگرایی بر انزوای سازمانی، خودنمایی و سکوت سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، خودنمایی بر انزوای سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. بهعلاوه، سکوت سازمانی بر انزوای سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. گفتنی است، از آنجایی که آمارۀ Z از 96/1 در سطح اطمینان 95 درصد بزرگتر است و با توجه به ضرایب مسیر، خودنمایی و سکوت سازمانی در رابطۀ سستگرایی و انزوای سازمانی نقش میانجی ایفا میکنند. نتایج این پژوهش، سازمانها را به تلاش بیشتر برای کاهش رفتارهای سستگرایانۀ کارکنانشان بهمنظور جلوگیری از بروز انزوای سازمانی در آنان، سوق میدهد.
تأثیر رهبری مثبتگرا بر اشتیاق به کار با میانجیگری توانمندسازی روانشناختی مدیران مقطع متوسطه شهر سبزوار
دوره 2، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 69-92
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.248173.1036
سمیرا صفرزاده، علی محمد ناعمی
چکیده پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر رهبری مثبتگرا بر اشتیاق به کار با میانجیگری توانمندسازی روانشناختی مدیران مقطع متوسطه شهر سبزوار در سال تحصیلی 99-1398 صورت گرفت. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی با تأکید بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران مقطع متوسطه (دوره اول و دوم) شهر سبزوار به تعداد 138 نفر بودند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 102 نفر بهعنوان نمونه انتخاب و از طریق روش نمونهگیری تصادفی ساده مورد بررسی قرار گرفتند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه رهبری مثبتگرا کامرون (2008)، توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر و میشرا (1995) و اشتیاق به کار شوفلی و بیکر (2006) استفاده شد. برای تحلیل دادهها از نرمافزار Spss22 و 8.8 lisrel و آزمونهای همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. یافتهها نشان داد توانمندسازی روانشناختی در تأثیر رهبری مثبتگرا بر اشتیاق به کار نقش میانجیگری دارد؛ رهبری مثبتگرا بر توانمندسازی روانشناختی با ضریب مسیر 43/0 تأثیر معناداری دارد؛ همچنین توانمندسازی روانشناختی بر اشتیاق شغلی با ضریب مسیر 32/0 تأثیر معناداری دارد.
نقش آموزش مبتنی بر پژوهش در بهبود سواد مالی و رفتار مصرفگرایانه دانشآموزان مقطع ابتدایی
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 71-87
https://doi.org/10.22034/jmep.2025.531885.1534
فاطمه ابوالحسنی طرقی، سید حسن حاتمی نسب
چکیده چکیده
هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش آموزش مبتنی بر پژوهش در بهبود سواد مالی و رفتار مصرفگرایانه دانشآموزان مقطع ابتدایی میباشد. با توجه به تأثیر روشهای مبتنی بر پژوهش در کنترل رفتارهای مصرفی عموماً غیرمنطقی و احساسی، این پژوهش مدعی است داشتن سواد مالی میتواند به اثرگذاری پیامدهای این ادعا کمک نمایند. برای این منظور رویکرد علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات مد نظر قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق دانشآموزان مقطع ابتدایی دوره اول در شهر یزد میباشند که تعداد 111 نفر با سابقه عدم آشنایی با مباحث سواد مالی به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب و پس از گذراندن دوره آشنایی با سواد مالی، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مورد ارزیابی قرار گرفتند. روابط مورد ادعا در این پژوهش با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری و با نرم افزار SpartPLS4 مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد که از بین چهار بعد سواد مالی، دو بعد مدیریت اعتبار و مدیریت پساندار و سرمایهگذاری اثر معنیداری بر رفتار مصرفی نداشتهاند اما دانش پایه مدیریت و مدیریت ریسک اثر مستقیم و غیرمستقیم قابل قبولی به دنبال داشته است. مدیریت ریسک و دانش پایه، به دانشآموزان کمک میکند تا تصمیمات مالی بهتری اتخاذ کنند و تحت تأثیر عواملی نظیر تبلیغات قرار نگیرند. به این ترتیب، تقویت این ابعاد از سواد مالی میتواند به بهبود رفتار مصرفی دانشآموزان کمک کند.
تأثیر مدیریت استعداد بر تعهد سازمانی با نقش میانجی عدالت سازمانی در میان کارکنان دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان غربی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 76-96
https://doi.org/10.22034/jmep.2023.396935.1190
زین العابدین درویشی، فرشید اشرفی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت استعداد بر تعهد سازمانی با نقش میانجی عدالت سازمانی در میان کارکنان دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان غربی میباشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی از نوع پیمایشی - علّی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان غربی با حجم 96 نفر بود که با استفاده از روش سرشماری تمام اعضای جامعه آماری موردنظر برای پژوهش انتخاب گردیدند. روش گردآوری دادهها میدانی و ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه استاندارد مدیریت استعداد کانینگهام (2007)، عدالت سازمانی نیهوف و مورمن (1993) و تعهد سازمانی دیک و متکالف (2001) است. روش تجزیهوتحلیل دادهها مدلسازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی (SEM) با استفاده از Smart PLS میباشد. تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوریشده نشان داد، مدیریت استعداد به میزان 83 درصد بر عدالت سازمانی و به میزان 42درصد بر تعهد سازمانی کارکنان مؤثر است. عدالت سازمانی نیز به میزان 48درصد بر تعهد سازمانی تأثیرگذار است. همچنین مدیریت استعداد با نقش میانجی عدالت سازمانی بر تعهد سازمانی کارکنان با استفاده از آزمون سوبل به میزان 21/4 تأثیرگذار میباشد؛ بنابراین با توجه به نتایج آماری، کلیه فرضیات تحقیق تأیید و این نتیجه کلی پژوهش حاصل گردید که عدالت سازمانی بین رابطه مدیریت استعداد و تعهد سازمانی کارکنان نقش میانجی را دارد.
بررسی رابطه بین رهبری هوشمند و تابآوری سازمانی و وفاداری سازمانی معلمان بهواسطه نقش میانجی دانش آفرینی سازمانی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 76-101
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.430106.1298
نسرین حیدری سورشجانی، فخرالسادات نصیری، سیروس قنبری
چکیده چکیده
هدف پژوهش بررسی نقش رهبری هوشمند در تابآوری سازمانی و وفاداری سازمانی با میانجیگری دانش آفرینی سازمانی بود. جامعه پژوهش معلمان مقطع متوسطه دوم استان چهارمحال و بختیاری، که تعداد آنان برابر با 2687 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقه-ای نسبتی بر مبنای فرمول کوکران در سطح آلفای 0.05 به تعداد 337 نفر تعیین شدند. روش پژوهش کمی از نوع مطالعات همبستگی و رویکرد مدل سازی معادله ساختاری کوواریانس محور بود. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای رهبری هوشمند براساس مدل سیدانمانلاکا (2008)، دانشآفرینی سازمانی براساس مدل نوناکاو تاکوچی، تابآوری سازمانی از پرایاگ و همکاران (2018) و وفاداری سازمانی از ولز و همکاران (2011)، استفاده شد. پایایی و روایی پرسشنامهها با تکنیکهای آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی بررسی شدند، مقادیر پایایی پرسشنامهها بهترتیب رهبری هوشمند (95/0)، تابآوری سازمانی (93/0)، وفاداری سازمانی (0.90) و دانش آفرینی سازمانی (94/0) گزارش شد. جهت تحلیل دادهها از مدلیابی معادلاتساختاری از نرم افزار Amos23 و SPSS V 25 استفاده شد. نتایج نشان داد رهبری هوشمند در تابآوری سازمانی معلمان بواسطه دانش آفرینی سازمانی با ضریب 38/0 در سطح 0.001 >p اثر مثبت و معنادار دارد. رهبری هوشمند با میانجیگری دانش آفرینی سازمانی در و وفاداری سازمانی اثر مثبت و معنادار در سطح 05/0 دارد. رهبری هوشمند در وفاداری سازمانی معلمان از طریق دانش آفرینیسازمانی با ضریب 49/0 در سطح 0.001 >p اثر مثبت و معنادار دارد.
رابطه میان هوش هیجانی و انگیزه تحصیلی دانش آموزان مقطع پیشدانشگاهی با استفاده از نقش میانجی سلامت روانی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 77-98
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.294708.1060
خدیجه حسینی
چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی سلامت روانی در رابطه میان هوش هیجانی و انگیزه تحصیلی دانش آموزان مقطع پیشدانشگاهی گچساران انجام شد. روش پژوهش توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، شامل کلیه دانش آموزان مقطع پیشدانشگاهی گچساران به تعداد 958 نفر بودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 274 نفر تعیین شد که بر اساس روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها شامل پرسشنامه انگیزش تحصیلی والراند (1992)، پرسشنامه هوش هیجانی سیبریا شرینگ (1996) و پرسشنامه سلامت روانی گلدبرگ (1979) بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد مدل از برازندگی خوبی برخوردار است؛ درنتیجه، سلامت روانی در رابطه بین هوش هیجانی با انگیزه تحصیلی دانش آموزان مقطع پیشدانشگاهی گچساران نقش میانجی دارد. یافتههای این مطالعه بر اهمیت تقویت هوش هیجانی در راستای تقویت سلامت روان و کسب موفقیتهای تحصیلی یادگیرندگان تأکید دارد.
تأثیر آموزشهای پژوهش محور بر خودراهبری دانشآموزان دختر پایه نهم
دوره 3، شماره 1، بهار 1400، صفحه 83-108
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.276076.1049
نیره السادات حسینی
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش پژوهش محور بر خودراهبری دانشآموزان دختر پایه نهم شهرستان تنکابن انجام شد. پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این مطالعه دانشآموزان دختر پایه نهم شهرستان تنکابن بود. حجم نمونه شامل 40 دانشآموز بود که به شیوه تصادفی خوشهای چندمرحلهای، انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه خودراهبری در یادگیری فیشر و همکاران (2001) بود. دانشآموزانی که یک نمره انحراف استاندارد پایینتر از میانگین داشتند بهطور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برنامه آموزش پژوهش محور با گروه آزمایش، به مدت هفت جلسه و هر جلسه یک ساعت کار شد اما در گروه کنترل هیچگونه آموزشی صورت نگرفت. در پایان از هر دو گروه پسآزمون به عمل آمد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد آموزش پژوهش محور بر رغبت به یادگیری، خودکنترلی و خودمدیریتی دانشآموزان دختر پایه نهم شهرستان تنکابن مؤثر است (05/0>P). درنتیجه، بهمنظور افزایش خودراهبری دانشآموزان پیشنهاد میشود از روش آموزش پژوهش محور و سایر شیوههای فعال استفاده شود.
بررسی فرسودگی شغلی معلمان با توجه به نقش واسطهای خودکنترلی و حمایت اجتماعی در همهگیری کرونا
دوره 3، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 89-112
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.310884.1071
رضا شیبانی فر
چکیده همهگیری کرونا ازنظر برنامههای آموزشی فشـــار زیادی بر معلمان وارد کرده اســت. لذا پژوهش حاضر باهدف بررسی فرسودگی شغلی معلمان با توجه به نقش واسطهای خودکنترلی و حمایت اجتماعی در همهگیری کرونا انجام شد. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آن شامل 110 نفر معلمان مقطع ابتدایی شهر بروجرد در سال تحصیلی 1400-1399 بود. حجم نمونه 86 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامههای مورداستفاده شامل مقیاس حمایت اجتماعی شربورن و استوارت (1991)، خودکنترلی تانجی (2004)، فرسودگی شغلی مسلش (1981) بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-21 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای حاصل از پژوهش رابطه معنیدار منفی به میزان (752/0-r=) میان خودکنترلی با فرسودگی شغلی معلمان را نشان داد. همچنین بین حمایت اجتماعی با فرسودگی شغلی معلمان رابطه منفی و معنیدار (821/0-r=) وجود داشت؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که خودکنترلی بالا و حمایت اجتماعی اطرافیان با کاهش فرسودگی شغلی معلمان رابطه دارد. با توجه به همهگیری کرونا این بحران بر عملکرد معلمان تأثیر داشته و زمینه فرسودگی شغلی آنان فراهم مینماید. با توجه به این مسئله ارائه آموزشها و ایجاد سیستمهای حمایتی و آموزش خودکنترلی بر پیشگیری فرسودگی شغلی معلمان در همهگیری کرونا ضروری به نظر میرسد.
تبیین رابطه بین خلاقیت و توانمند سازی نیروی انسانی در آموزش و پرورش شهر کاشان
دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 71-86
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.227901.1009
سلیمان بهرام زاده
چکیده اعتماد در سازمانها در سایه خلاقیت ایجاد میشود و شرایط کاری و رقابت سازمانها بیش از هر چیز دیگری مدیران را وادار به توانمندسازی کارکنان میکند.
مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین خلاقیت و توانمندسازی نیروی انسانی در آموزشوپرورش شهر کاشان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل معلمان و مدیران مدارس دولتی شهر کاشان در سال تحصیلی 99-1398 بودند. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای 205 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) تعیین شد.
ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامه خلاقیت سازمانی تورنس (1966) و پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر (1995) بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد ضریب همبستگی بین متغیرهای سیالی ذهن، انعطاف، ابتکار و بسط با توانمندسازی در سطح 05/0 معنادار و مثبت بود و میتوان نتیجه گرفت بین خلاقیت و توانمندسازی نیروی انسانی در آموزشوپرورش شهر کاشان رابطه وجود دارد.
رابطه بین سبک فرزند پروری والدین کارکرد خانواده با مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی
دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 71-86
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.235295.1018
مریم عباس قربانی، فریما نقدی
چکیده هدف پژوهش حاضر رابطه بین سبک فرزندپروری والدین و کارکرد خانواده با مشکلات رفتاری کودکان پیشدبستانی بود. روش این پژوهش، از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مراکز پیشدبستانی شهر قزوین بودند که به روش خوشهای 5 مرکز پیشدبستانی بهتصادف انتخاب و از هر مرکز پیشدبستانی یک کلاس و از هر کلاس 20 نوآموز بهصورت تصادفی انتخاب شد که درمجموع 100 نوآموز انتخاب شد. برای اندازهگیری متغیرهای پژوهش از آزمون سنجش خانواده مک مستر (FAD)، مقیاس مشکلات رفتاری کودکان کانرز و پرسشنامه سبکهای فرزندپروری بامریند (1937) استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از تحلیل رگرسیون همزمان استفاده شد. یافتههای این پژوهش در سطح معناداری 05/0 p < نشان داد که بین سبک فرزند پروری والدین و مشکلات رفتاری کودکان رابطه وجود دارد و همچنین بین سبک فرزندپروری والدین و کارکرد خانواده رابطه وجود دارد و همچنین سبک فرزندپروری و کارکرد خانواده پیشبینی کننده مشکلات رفتاری کودکان است.
بررسی اثرات فرهنگسازمانی بر ابعاد سازمان یادگیرنده (موردمطالعه: دانشگاههای آزاد استان گیلان)
دوره 2، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 77-95
https://doi.org/10.22034/jmep.2020.243532.1029
طالب اقبالی برمچی
چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات فرهنگسازمانی بر ابعاد سازمان یادگیرنده کارکنان و مدیران دانشگاههای آزاد استان گیلان انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی – پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان و مدیران دانشگاههای آزاد استان گیلان بودند. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و نمونهای به حجم 270 نفر با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامههای استاندارد فرهنگسازمانی رابینز (1996) و سازمان یادگیرنده مارسیک و واتکینز (2003) بودند. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آزمون مدل معادلات ساختاری انجام شد. یافته این مطالعه نشان داد مدل تحقیق از برازندگی برخوردار است و فرهنگسازمانی بر ابعاد سازمان یادگیرنده مؤثر است. بر اساس نتایج این مطالعه بهتر است نقش مؤثر فرهنگسازمانی از سوی مدیریت سازمانهای آموزشی موردبازنگری جدی و تأکید قرار گیرد.
رابطه سواد اطلاعاتی و کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی با نقش تعدیلگر راهبردهای مطالعه دانش آموزان
دوره 3، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 81-102
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.316931.1086
عادله رشوندی، هایده عاشوری
چکیده هدف پژوهش حاضر، سنجش رابطه سواد اطلاعاتی و کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی با نقش تعدیلگر راهبردهای مطالعه دانش آموزان مدارس دخترانه مقطع متوسطه اول تنکابن است. روش پژوهش به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهرستان تنکابن به تعداد 2571 نفر و معلمان مدارس دخترانه مقطع متوسطه اول شهرستان تنکابن به تعداد 322 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه پژوهش برای دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشهای 193 نفر و برای معلمان به روش نمونه گیری تصادفی ساده 175 نفر بدست آمد. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد کیفیت تدریس کریاکدز و همکاران (2000)، بهزسیتی تحصیلی پیترنین و همکاران (2014)، سواد اطلاعاتی یزدانی (1391) و راهبردهای مطالعه و هاراکویچ و همکاران (2000) استفاده گردید. به منظور تحلیل دادهها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد بین سواد اطلاعاتی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین سواد اطلاعاتی معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با نقش تعدیلگر راهبردهای مطالعه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان با نقش تعدیلگر راهبردهای مطالعه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق حاکی از این امر است که راهبردهای مطالعه در رابطه بین سواد اطلاعاتی و کیفیت تدریس معلمان با بهزیستی تحصیلی دانش آموزان نقش تعدیلگر داشته است.
مدل یابی روابط میان منشور اخلاقی برگرفته از آموزههای اسلامی و عملکرد با متغییر میانجی ادراک کارکنان
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 81-97
https://doi.org/10.22034/jmep.2024.427667.1285
لیلا جهانتیغ، عباس بابایی نژاد، محسن زاینده رودی، سعید صیادی
چکیده هدف این تحقیق مدل یابی روابط میان منشور اخلاقی برگرفته از آموزههای اسلامی و عملکرد بامتغییر میانجی ادراک کارکنان میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان استان سیستان و بلوچستان به تعداد 48011 هزارنفر میباشد که به دلیل حجم بالای نمونه با استفاده از جدول مورگان کرجسی 384 از نفر کارکنان در شهرهای زابل، زاهدان و خاش در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه ادراک برابری سازمانی توسط استرون (1375) میباشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار AMOS استفاده گردید. نتایج حاصل از تحلیل اکتشافی نقش میانجی ادراک کارکنان در تأثیر منشور اخلاقی برگرفته از آموزههای اسلامی بر عملکرد سازمانی را تأیید کرد. نتایج نشان میدهد که منشور اخلاقی برگرفته از آموزههای اسلامی بر عملکرد سازمانی تأثیر مثبت و معنی دار دارد ( ). است و نقش میانجیگری (جزئی) ادراک کارکنان بر رابطه بین منشور اخلاقی برگرفته از آموزههای اسلامی و عملکرد سازمانی مورد تائید قرار گرفت.
تأثیر آموزش الکترونیکی بر کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران
دوره 2، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 83-100
https://doi.org/10.22034/jmep.2021.263793.1045
مهتاب جعفری
چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش آموزش الکترونیکی در کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران انجام شد. روش مطالعه توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران به تعداد 1200 نفر بودند. بر اساس کرجسی و مورگان تعداد 290 نفر با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه آموزش الکترونیکی مهدوی (2012)، پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون (1973) و پرسشنامه رضایت شغلی مینه سوتا بود. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش رگرسیون گامبهگام نشان داد آموزش الکترونیکی در کیفیت زندگی کاری نقش دارد (05/0 > P) و بهترین پیشبین برای مؤلفههای پرداخت منصفانه و کافی، تأمین فرصت رشد و امنیت مداوم، وابستگی اجتماعی زندگی کاری، فضای کلی زندگی، یکپارچگی و انسجام اجتماعی در سازمان و توسعه قابلیتهای انسانی است. همچنین آموزش الکترونیکی در رضایت شغلی کارکنان نقش دارد (05/0 > P) و بهترین پیشبین برای مؤلفههای سبک رهبری و شرایط فیزیکی است. ازاینرو، پیشنهاد میشود در تدوین برنامههای آموزشی و راهبردی سازمانها از این نوع آموزش استفاده شود.
بررسی ویژگیهای روانسنجی (ساختار عاملی، پایایی و روایی) پرسشنامه تجربه دوره آموزشی در دانشجویان دانشگاه گیلان
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 88-109
https://doi.org/10.22034/jmep.2022.357693.1133
علی پورصفر، نقی رعدی افسوران، حمید عبدی
چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگیهای روانسنجی (ساختار عاملی، پایایی، و روایی) پرسشنامه تجربه دوره آموزشی (CEQ- 1997) (Wilson, et al, 1997) در میان دانشجویان دانشگاه گیلان میباشد. پژوهش حاضر، از حیطه پژوهشهای هنجاریابی است که در نیمسال اول تحصیلی 1401- 1400 در دانشگاه گیلان اجرا گردید. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانشجویان ورودی سالهای تحصیلی 1397 و 1398 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده بر روی 332 نفر از دانشجویان سال سوم و چهارم مقطع کارشناسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه گیلان انجام گرفت. با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی هفت عامل برای پرسشنامه تجربه دوره آموزشی شناسایی گردید که 71 درصد از واریانس کل را تبیین میکند. به علاوه نتایج تحلیل عامل تاییدی روی گویه ها نشان دادکه تمامی گویه ها بار عاملی معنی داری بر عوامل خود داشتند و مدل ساختار هفت عاملی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. ضریب روایی ملاکی همزمان از طریق همبستگی بین هر یک از عاملهای مقیاس تجربه دوره آموزشی با متغیرهای ملاک (رضایت کلی از دوره و پیشرفت تحصیلی) که به لحاظ نظری به آن مرتبط بودند، مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. در مجموع یافتهها نشان داد که پرسشنامه تجربه دوره آموزشی (CEQ- 1997) از اعتبار مناسب برخوردار است.
