نوع مقاله: مقاله پژوهشی (کمی )
مدیریت

نقش کیفیت آموزش‌های ضمن خدمت در رفتار شهروندی سازمانی معلمان مقطع متوسطه

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100580

عباداله هادی پور

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر کیفیت آموزش‌های ضمن خدمت بر رفتار شهروندی معلمان شهرستان تنکابن انجام گرفت. این مطالعه از نوع توصیفی – همبستگی بود و جامعه آن را همه معلمان مقطع متوسطه دخترانه و پسرانه شهرستان تنکابن در سال تحصیلی 97-1398 تشکیل می‌دادند. نمونةموردنظر با توجه به جدول مورگان 207 نفر در نظر گرفته شد. روش نمونه‌گیری تصادفی ساده بود. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه کیفیت آموزش‌های ضمن خدمت و رفتار شهروندی سازمانی بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی بن‌فرونی انجام شد. یافته‌های تحقیق نشان داد، تفاوت بین کیفیت آموزش ضمن خدمت 31-45 با 76- 91 در سطح 01/0 ≥P و همچنین، 46-60 با 76-91 در سطح 05/0 ≥ Pمعنی‌دار است و کیفیت آموزش‌های ضمن خدمت بر رفتار شهروندی سازمانی معلمان شهرستان تنکابن تأثیر دارد.

تاثیر آموزش موسیقی بر بهزیستی روانشناختی دانش آموزان

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.218352.1001

جواد مهربان

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش آموزش موسیقی بر بهزیستی روانشناختی دانش آموزان انجام شد. روش این پژوهش علی- مقایسه‌ای بود و جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان تنکابن در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل می دادند. روش نمونه گیری از نوع هدفمند بود که تعداد 100 دانش آموز در دو گروه هنرجوی موسیقی و عادی جای گرفتند. ابزار سنجش در این پژوهش، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1989) بود. نتایج این مطالعه نشان داد میانگین رتبه های بهزیستی روانشناختی هنرجویان برابر 16/71 و برای غیرهنرجویان برابر 84/29 می باشد و مقدار آزمون Z برابر 123/7 در سطح 01/0 معنی دار است. بنابراین، آموزش موسیقی بر بهزیستی روانشناختی دانش آموزان تاثیر داشته است (01/0>P). می توان با گنجاندن برنامه های آموزش موسیقی به عنوان یک برنامه درسی مستقل، در جهت افزایش شاخص های سلامت روان دانش آموزان گام برداشت.

نقش میانجی خلاقیت کارکنان در رابطه بین خودکارآمدی شغلی و کارآفرینی کارکنان آموزش‌وپرورش شهر بیرجند

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.226378.1003

منصور اله یار

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی خلاقیت کارکنان در رابطه بین خودکارآمدی شغلی و کارآفرینی کارکنان آموزش‌وپرورش شهر بیرجند انجام شد. روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان آموزش‌وپرورش شهر بیرجند در سال تحصیلی 99-1398 بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) تعداد 234 نمونه با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه خودکارآمدی شغلی ریگز و نایت (1994)، پرسشنامه خلاقیت ردسیپ (1979) و پرسشنامه کارآفرینی سازمانی هیل (2003) بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری نشان داد شاخص‌های برازش در حد مطلوب قرار دارد این امر نشان‌دهنده برازش مناسب مدل نقش میانجی خلاقیت کارکنان در رابطه بین خودکارآمدی شغلی و کارآفرینی کارکنان آموزش‌وپرورش شهر بیرجند است. همچنین بین خودکارآمدی شغلی و کارآفرینی کارکنان آموزش‌وپرورش شهر بیرجند رابطه وجود دارد. بین خلاقیت کارکنان و کارآفرینی کارکنان آموزش‌وپرورش شهر بیرجند رابطه وجود دارد.

امکان سنجی استقرار آموزش الکترونیکی در بانک سرمایه

دوره 2، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.239041.1023

ندا محسنی

چکیده مطالعه حاضر با هدف امکان سنجی استقرار آموزش الکترونیکی در بانک سرمایه انجام شد. روش پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری در این پژوهش فراگیران، مدرسین، مسئولین و کارشناسان بخش های انفورماتیک و آموزش بودند. برای سنجش مؤلفه فرهنگی تعداد 16 نفر از مدرسین و 300 نفر از فراگیران، برای سنجش مولفه فنی تعداد 12 نفر از مسئولین و کارشناسان انفورماتیک و برای سنجش مولفه آموزشی تعداد 12 نفر از مسئولین و کارشناسان آموزش به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه سنجش آمادگی فرهنگی، پرسش نامه سنجش آمادگی فنی و پرسش نامه سنجش آمادگی آموزشی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تی تک نمونه ای و آزمون خی‌دو انجام شد. یافته های این مطالعه نشان داد امکان استقرار نظام آموزش مجازی در بانک سرمایه از لحاظ زیرساخت های فرهنگی، فنی و آموزشی مورد تائید و خوب است (01/0>P). بنابراین، استقرار آموزش الکترونیکی در بانک سرمایه امکان‌پذیر است و برای پیشرفت آموزش الکترونیکی بانک باید به تربیت نیروی متخصص بیشتر، علاقه‌مند کردن پرسنل و ارتقاء امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری پرداخته شود.
 

اثربخشی حرکت‌درمانی بر خطاهای ادراک دیداری– حرکتی دانش‎آموزان دارای اختلال یادگیری خاص در مدارس شهر تهران

دوره 2، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.240282.1024

رحمت اله عظیمی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی حرکت‌درمانی بر خطاهای دیداری- حرکتی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص در مدارس شهر تهران بود. این پژوهش در قالب یک پژوهش نیمه آزمایشی با گروه گواه و در چهارچوب یک طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون برای دو گروه آزمایشی و گواه اجرا شد. گروه نمونه 30 نفر از دانش آموزان پسر با اختلال یادگیری خاص ساکن شهر تهران بودند که به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند و سپس به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه در هر گروه 15 نفر جایگزین شدند. میزان خطاهای دیداری – حرکتی شرکت‌کنندگان در این پژوهش توسط آزمون دیداری- حرکتی بندرگشتالت در پیش‌آزمون و پس‌آزمون سنجیده شد. مداخله برنامه حرکت‌درمانی بر روی گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه‌ای و سه روز در هفته اجرا گردید. پس از اتمام برنامه حرکت‌درمانی از هر دو گروه پس‌آزمون به عمل آمد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد میزان خطاهای دیداری – حرکتی گروه آزمایش کاهش معناداری در سطح اطمینان (05/0p <) یافته است؛ بنابراین می‌توان گفت که حرکت‌درمانی می‌تواند میزان خطاهای دیداری – حرکتی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص را کاهش دهد.

تأثیر روش تدریس دیداری با استفاده از پاورپوینت، فیلم و عکس بر مبنای الگوی مدیریت آموزش بر یادگیری مفهومی

دوره 2، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.261432.1044

ابراهیم خاشی جمال زهی

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی روش تدریس دیداری با استفاده از پاورپوینت، فیلم و عکس بر مبنای الگوی مدیریت آموزش بر یادگیری مفهومی دانش آموزان در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی استفاده شد. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر رشته علوم انسانی منطقه 1 و 2 شهر تهران بود که در سال تحصیلی 97-1396 در حال تحصیل بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی مورگان از بین 1300 دانش‌آموز دختر مشغول به تحصیل در رشته علوم انسانی 297 دانش‌آموز تعیین شد. الگوی مدیریت آموزش بر اساس تدریس دیداری در درس تاریخ برای گروه آزمایش و روش تدریس متداول و سنتی برای گروه کنترل به کار گرفته شد. در مرحله اول، معلومات قبلی دانش‌آموزان با استفاده آزمون پیشرفت تحصیلی درس تاریخ در خصوص وضع جاری اندازه‌گیری شد و پس از اجرای الگوی مذکور برای گروه آزمایش، پس آزمون از هر دو گروه به عمل آمد. داده‌های جمع‌آوری شده از آزمون t زوجی بیانگر تأثیر قابل توجه الگوی مدیریت آموزش بر اساس تدریس دیداری بر یادگیری مفهومی در درس تاریخ دانش‌آموزان در گروه آزمایش بود. لازم است با آشنایی و پشتیبانی مدیران مدارس ساختار و فضای مناسب برای اجرای الگوی مدیریت آموز در فرایند تدریس ایجاد شود.

بررسی تاثیر تجهیزات تکنولوژی های آموزشی و وسایل کمک آموزشی در میزان ارتقاء پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم شهرستان رودسر

دوره 3، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-29

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.243998.1031

سمیرا پالی، صغری تفضلی

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش تجهیزات تکنولوژی‌های آموزشی و وسایل کمک‌آموزشی در میزان ارتقاء پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم شهرستان رودسر انجام شد. روش این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان و دانش آموزان مقطع ابتدایی مدارس شهر رودسر بودند. جهت تعیین حجم نمونه جامعه آماری معلمان از روش نمونه‌گیری سرشماری استفاده شد و 31 نفر انتخاب شدند. جهت تعیین حجم نمونه جامعه آماری دانش آموزان از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای استفاده شد و 210 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه استاندارد پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (1999)، پرسشنامه استاندارد تجهیزات تکنولوژی‌های آموزشی یاووز (2005) و پرسشنامه استاندارد وسایل کمک‌آموزشی عبدی (2012) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون رگرسیون گام‌به‌گام انجام شد. یافته‌های این مطالعه نشان داد تجهیزات تکنولوژی‌های آموزشی و وسایل کمک‌آموزشی بر میزان ارتقاء پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم شهرستان رودسر تأثیر دارد (01/0 > P) و متغیرهای مزایای کاربرد تکنولوژی و تصورات کاربرد تکنولوژی بهترین پیش‌بینی کننده برای متغیر پیشرفت تحصیلی می‌باشند. برنامه‌ریزی به‌منظور ایجاد زیرساخت‌ها و استفاده بهینه از ابزار کمک‌آموزشی و فناوری‌های مورد نیاز توصیه می‌شود.

رابطه میان کمرویی و اضطراب اجتماعی دانشجویان با استفاده از نقش میانجی ترس از شکست و استرس ادراک‌شده

دوره 3، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.290716.1059

سیما علیزاده

چکیده هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش میانجی ترس از شکست و استرس ادراک‌شده در رابطه میان کمرویی و اضطراب اجتماعی دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد مرند بوده است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری تحقیق را دانشجویان دانشگاه پیام نور واحد مرند به تعداد 6433 نفر تشکیل می‌دهند. حجم نمونه تحقیق با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای 165 نفر به دست آمد. جهت گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌های کمرویی چیک و بریگز (1990)، استرس ادراک‌شده کوهن و همکاران (1983)، ترس از شکست کانروی (2001) و اضطراب اجتماعی ایلینا (1996) استفاده گردید که روایی آن‌ها توسط استاد راهنما و صاحب‌نظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن‌ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به‌منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار آماری Lisrel و نیز نرم‌افزار آماری Spss استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان داد دانشجویان دارای استرس ادراک‌شده بالا به دلیل خودارزیابی افراطی از عملکردشان و اینکه تمرکز اصلی آن‌ها بر جنبه‌های منفی وقایعی است که برایشان اتفاق می‌افتد احتمال ابتلا به کمرویی بالایی دارند، این افراد به علت ترس بالا از عدم پذیرش و ترس از موردانتقاد قرار گرفتن از سوی دیگران کمرویی بیشتری را نسبت به افراد با خود انتقادی پایین تجربه می‌کنند.

نقش میانجی پیوند با مدرسه در رابطه میان سرسختی روان‌شناختی با پرخاشگری دانش آموزان دختر متوسطه

دوره 3، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 1-28

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.282116.1055

مریم غفوری، فاطمه مصدقی نیک

چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی پیوند با مدرسه در رابطه میان سرسختی روان‌شناختی با پرخاشگری انجام شد. روش این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر رامسر بودند. تعداد 217 نفر به‌عنوان حجم نمونه آماری و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌های پیوند با مدرسه رضایی شریف و حاجیلو (2016)، سرسختی روان‌شناختی لانگ و گولت (2003) و پرخاشگری آیزنگ و گلین ویلسون (1975) بود که روایی آن‌ها توسط صاحب‌نظران دانشگاهی و پایایی آن‌ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به‌منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار آماری Lisrel و نیز نرم‌افزار آماری Spss استفاده شد. یافته‌های کمّی حاصل از آزمون فرضیه‌های پژوهش نشان داد که میان سرسختی روان‌شناختی با پیوند با مدرسه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. میان پیوند با مدرسه با پرخاشگری دانش آموزان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. میان سرسختی روان‌شناختی با پرخاشگری دانش آموزان رابطه منفی و معناداری وجود دارد و نهایتاً پیوند با مدرسه در رابطه میان سرسختی روان‌شناختی با پرخاشگری دانش آموزان نقش میانجی داشته است.

بررسی و رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر کیفیت یادگیری آنلاین دانش آموزان در ایام بیماری کرونا

دوره 3، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.314083.1077

زهرا صباحی، مرضیه حیدری

چکیده این مطالعه با هدف تبیین و رتبه بندی عوامل موثر بر کیفیت یادگیری آنلاین دانش آموزان در ایام بیماری کرونا انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد و جامعه­ی آماری کلیه دانش آموزان مدارس ابتدایی و متوسطه شهرستان سرچهان (600 نفر) در سال تحصیلی 1400-1399 می­باشد. جهت انتخاب حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران نمونه 234 نفری به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. جهت اندازه­گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استاندارد المیلای و همکاران(2020) استفاده گردید. پایایی پرسشنامه به وسیله ضریب­ آلفای کرونباخ بررسی و 87/0 برآورد گردید و روایی آن توسط روایی سازه و محتوایی مورد بررسی و تایید قرار گرفت. با استفاده از روش مدل­سازی معادلات ساختاری فرضیه های تحقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و با استفاده از تکنیک سلسه مراتبی به وزن دهی و رتبه بندی عوامل پرداخته شد. نتایج تحقیق بیانگر آن بود که پشتیبانی اجرایی رابطه منفی و معناداری با کیفیت یادگیری الکترونیک دارد. همچنین محتوای دوره، طراحی دوره، حمایت اجتماعی، پشتیبانی فنی، وِیژگی های مربی و یادگیرنده رابطه مثبت و معناداری با کیفیت یادگیری الکترونیک دارد. نتایج رتبه بندی عوامل از طریق روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی نشان داد متغیر طراحی دوره در بالاترین اولویت بوده و پس از آن پشتیبانی اجرایی، ویژگی‌های یادگیرنده و طراحی دوره در اولویت‌های دوم تا چهارم قرار دارند. متغیرهای حمایت اجتماعی و ویژگی‌های مربی در پایین ترین اولویت قرار داشته اند.

رابطه سواد اطلاعاتی و مهارتهای ارتباطی معلمان با خودکارآمدی تحصیلی با نقش تعدیلگر باورهای هوشی دانش آموزان

دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/jmep.2022.316796.1084

افسانه بابایی پرشه، فاطمه مصدقی نیک

چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه سواد اطلاعاتی و مهارتهای ارتباطی معلمان با خودکارآمدی تحصیلی با نقش تعدیلگر باورهای هوشی دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری تحقیق را معلمان مدارس دخترانه متوسطه شهرستان رودسر به تعداد 295 نفر و با نمونه آماری 167 نفر و دانش آموزان مدارس دخترانه متوسطه شهرستان رودسر به تعداد 4006 نفر و با نمونه آماری 216 نفر تشکیل دادند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های باورهای هوشی بابایی (1377)، خودکارآمدی تحصیلی جینگ و مورگان (1999)، سواد اطلاعاتی یزدانی (1391) و مهارتهای ارتباطی کوئین دام (2004) استفاده گردید. به منظور تحلیل داده‌ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان داد بین سواد اطلاعاتی معلمان با خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین مهارتهای ارتباطی معلمان با خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق نشان داد باورهای هوشی در رابطه سواد اطلاعاتی و مهارتهای ارتباطی معلمان با خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان نقش تعدیلگر دارد.

نقش میانجی بهسازی منابع انسانی در رابطه بین مدیریت دانش بر عملکرد شغلی معلمان

دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 1-17

https://doi.org/10.22034/jmep.2022.351391.1129

لیلا جلالی، مهتاب جعفری

چکیده هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی بهسازی منابع انسانی در رابطه بین مدیریت دانش بر عملکرد شغلی معلمان متوسطه دوم شهر کرج می‌باشد. پژوهش حاضر از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روش پژوهش، از دسته پژوهش‌های همبستگی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش معلمان متوسطه دوم شهر کرج به تعداد 7690 نفر می‌باشد. با استفاده از فرمول تاباکینگ 200 نفر با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای از بین معلمان به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های آموزش و بهسازی منابع انسانی ولبا و جانسن (2010)، مدیریت دانش لاوسون (2003)، عملکرد شغلی پاترسون (1990) که دارای روایی و پایایی قابل قبولی بودند، استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی شامل ضریب همبستگی، تحلیل مسیر، مدل معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین مدیریت دانش با عملکرد شغلی رابطه معناداری وجود داشت (05/0≥p). بین بهسازی منابع انسانی با عملکرد شغلی رابطه معناداری وجود داشت (05/0≥p). بین مدیریت دانش با بهسازی منابع انسانی رابطه معناداری وجود داشت (05/0≥p). همچنین نتایج مدل معادلات ساختاری نیز نشان داد که متغیر بهسازی منابع انسانی نقش واسطه‌ای را در تاثیرگذاری مدیریت دانش بر عملکرد شغلی داشت (05/0≥p). در مجموع، می‌توان نتیجه گرفت که بهبود و توسعه مدیریت دانش و آموزش و بهسازی منابع انسانیمی تواند به شکل مستقیم منجر به افزایش سطح عمکرد شغلی معلمان می‌شود.

نقش میانجی امنیت روانشناختی در تأثیر سبک رهبری اخلاقی ادراک شده بر رفتار آوایی معلمان

دوره 4، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.382821.1155

راضیه آقابابایی، حمید رحیمی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی امنیت روانشناختی در تأثیر سبک رهبری اخلاقی ادراک شده بر رفتار آوایی معلمان بود. پژوهش حاضر، توصیفی-همبستگی و جامعه آماری، شامل معلمان ابتدایی شهر ری در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 849 نفر بود که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای 383 نفر بدست آمد. به منظور جمع آوری داده‌ها از سه پرسشنامه رهبری اخلاقی براون و همکاران (2005)، رفتار آوایی همس (2012) و امنیت روانشناختی ادمونسون (1999) استفاده شد. روایی پرسشنامه‌ها به شکل صوری و سازه تأیید شد. پایایی پرسشنامه‌ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای رهبری اخلاقی 88/0، رفتار آوایی 85/0 و امنیت روانشناختی 90/0 بدست آمد. تحلیل داده‌های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری اسمارت Pls و Spss در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام گردید. نتایج نشان داد میانگین رهبری اخلاقی (06/3) کمی بالاتر از حد متوسط (3) و میانگین رفتار آوایی (23/3) و امنیت روانشناختی معلمان (71/3) بالاتر از حد متوسط (3) است. ضرایب تأثیر نشان داد رهبری اخلاقی با (74/0=Beta، 001/0=P) روی رفتار آوایی، امنیت روانشناختی با (134/0=Beta، 001/0=P) روی رفتار آوایی معلمان و رهبری اخلاقی با (53/0=Beta، 001/0=P) روی امنیت روانشناختی تأثیر مثبت و معنادار دارد.

اثر سکته سازمانی بر بدگمانی سازمانی معلمان با میانجی‌گری شایعه سازمانی

دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22034/jmep.2022.349972.1126

مینا ایرندگانی، ناصر ناستی زایی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثر سکته سازمانی بر بدگمانی سازمانی معلمان با میانجی‌گری شایعه سازمانی است. روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل 476 نفر از معلمان ابتدایی شهر کنارک (استان سیستان و بلوچستان) در سال تحصیلی 1401-1400 است که به شیوه نمونه‌گیری تصادفی- طبقه‌ای (بر حسب جنسیت) تعداد 213 معلم از طریق پرسشنامه‌های سکته سازمانی (فرجوند و مصری، 1400)، شایعه سازمانی (داگلی و هان، 2018) و بدگمانی سازمانی (کالاگان و همکاران، ۲۰۰۹) مورد مطالعه قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی و مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS21 و Smart PLS  استفاده شد. یافته‌های ضریب همبستگی نشان داد که بین سکته سازمانی، شایعه سازمانی و بدگمانی سازمانی معلمان رابطه مثبت و معنا‌داری وجود دارد. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که اثر مستقیم سکته سازمانی بر بدگمانی سازمانی معلمان مثبت و معنا‌دار است؛ همچنین اثر غیر مستقیم سکته سازمانی بر بدگمانی سازمانی معلمان با میانجی‌گری شایعه سازمانی مثبت و معنا‌دار است. بنابراین می‌توان نتیجه گیری کرد که سکته سازمانی نه تنها به صورت مستقیم موجب افزایش بدگمانی سازمانی معلمان می‌شود بلکه با گسترش شایعات سازمانی نیز می‌تواند بر افزایش بدگمانی سازمانی معلمان اثرگذار باشد.

مدیریت آموزشی

واکاوی نقش تعدیل‌کننده مدیریت مشارکتی در رابطه بین مثلث‌ تاریک شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-23

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390158.1175

حسین رحیمی کلور، ایمان قاسمی همدانی، وحیده ابراهیمی خراجو

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل‌کننده مدیریت مشارکتی در روابط بین تأثیر مثلث تاریک شخصیت بر رفتارشهروندی سازمان با نقش میانجی‌گری بی‌ادبی در محیط کار انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی – پیمایشی است. با توجه به اعلام آمار سایت دانشگاه محقق اردبیلی، کارکنان این دانشگاه شامل ۴۰۰ نفر هیئت علمی و ۳۹۱ نفر کارکنان مدیریتی بوده که براساس فرمول کوکران ۲۵۹ نفر به عنوان نمونه برآورد گردید که از این کارکنان، حدود ۲۰۰ نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس به گویه‌های پرسشنامه پاسخ دادند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته برگرفته از مطالعات جانسون و وبستر (۲۰۱۰)، کورتینا و همکاران (۲۰۱۰)، پوداسکف و همکاران (1990) و وبستر و اسمیت (201۹) بوده است. داده‌ها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی تجزیه و تحلیل شدند. بررسی نتایج این تحقیق نشان داد که اخلاق تاریک شخصیت به طور مستقیم بر رفتار شهروندی سازمانی و بی‌ادبی در محیط کار، همچنین بی‌ادبی در محیط کار بر رفتارشهروندی سازمانی و نهایتاً مدیریت مشارکتی بر رفتارشهروندی سازمان تأثیر معناداری دارد. و بی‌ادبی در محیط کار رابطه بین اخلاق تاریک شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی را میانجی‌گری کرده و مدیریت مشارکتی نیز رابطه بین مثلث تاریک شخصیت و رفتار شهروندی سازمانی را تعدیل می‌کند.

مدیریت

اثر شفافیت سازمانی بر آوای کارکنان با نقش میانجی مسئولیت‌پذیری اجتماعی

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1-23

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.379297.1148

مجتبی سرگزی، مسعود رامرودی

چکیده پژوهش با هدف بررسی تأثیر شفافیت سازمانی بر آوای کارکنان با نقش میانجی مسئولیت‌پذیری اجتماعی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری تمامی مدیران سه مقطع مدارس شهر زاهدان در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 380 نفر (191 مرد و 189 زن) بودند که به شیوه نمونه‌گیری تصادفی- طبقه‌ای (بر حسب جنسیت و مقطع آموزشی) و بر اساس فرمول نمونه‌گیری کوکران تعداد 191 مدیر (96 مرد و 95 زن) به عنوان نمونه از طریق پرسشنامه‌های شفافیت سازمانی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و آوای کارکنان مطالعه شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم‌افزارهای SPSS21 و Smart PLS استفاده شد. بر اساس یافته‌ها‌ اثر مستقیم شفافیت سازمانی بر آوای کارکنان، اثر مستقیم شفافیت سازمانی بر مسئولیت‌پذیری اجتماعی و اثر مستقیم مسئولیت‌پذیری اجتماعی بر آوای کارکنان، مثبت و معنادار بود. همچنین اثر غیر مستقیم شفافیت سازمانی بر آوای کارکنان، با میانجی‌گری مسئولیت‌پذیری اجتماعی مثبت و معنادار بود. با توجه به نتایج به مدیران سازمان‌های آموزشی پیشنهاد می‌شود که با به اشتراک گذاشتن به موقع اطلاعات مرتبط، صحیح، کامل، معتبر، مشارکت دادن کارکنان در تصمیم‌گیری‌ها، دریافت بازخورد، برگزاری منظم جلسات شورای معلمان و صداقت داشتن در بیان دقیق و کامل اطلاعات و پرهیز از هر گونه پنهان‌کاری، می‌توانند موجبات افزایش شفافیت سازمانی، مسولیت‌پذیری اجتماعی و آوای کارکنان را فراهم آورند.

مدیریت

بررسی عوامل موثر در مدل تعهد بالای سازمانی در سازمانهای دولتی متولی امور آموزشی و فرهنگی

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.390163.1183

سیدعلیرضا میرجعفری، عبدالخالق غلامی انارستان، کرم اله دانشفرد

چکیده هدف این تحقیق بررسی عوامل مؤثر در مدل تعهد بالای سازمانی در سازمانهای دولتی متولی امور آموزشی و فرهنگی می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش, پیمایشی و از نوع همبستگی؛ و به طور مشخص مبتنی بر مدل‌یابی معادلات ساختاری می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارشناسان سازمان‌های دولتی متولی امور آموزشی و فرهنگی می‌باشد که به تعداد 396 نفر از شهر تهران، در نظر گرفته شد و با استفاده از روش تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران 195 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر پرسشنامه ساخته محقق می‌باشد. جهت تأیید مدل نهایی پژوهش، تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS؛ و به منظور طراحی مدل نهایی پژوهش از نرم‌افزار AMOS استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مؤلفه‌های گزینش و استخدام، آموزش، جبران خدمت، شرایط شغلی و وجدان کاری در مدل نهایی ارزشیابی سازنده­گرایی تأثیرگذار بوده و نشان از برازش مناسب مدل پیشنهادی می‎باشد.

رابطه استرس ادراک‌شده و طرد والدین با پرخاشگری فرزندان در دوران همه‌گیری کرونا

دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.312477.1074

رضا شیبانی فر، سهیل هاشمی

چکیده با توجه به تأثیرات کرونا آموزش‌های مدرسه در بستر خانه صورت گرفته است. تعطیلی مدارس و قرنطینه خانگی دانش آموزان به دلیل همه‌گیری، روی سلامت جسمی و روانی کودکان نیز تأثیرگذار است؛ بنابراین می‌توان انتظار داشت که بر روی استرس و طرد ِ والدین تأثیرگذار باشد. لذا پژوهشی باهدف رابطه استرس ادراک‌شده و طرد والدین با پرخاشگری فرزندان در همه‌گیری کرونا انجام شد. طرح پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آن شامل والدین دارای فرزند در سن 12 تا 17 ساله شهر بروجرد در سال تحصیلی 1400-1399 بود. حجم نمونه 386 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه‌های مورداستفاده شامل مقیاس پرخاشگری کریمی (2012)، مقیاس استرس ادراک‌شده کوهن (1983) و مقیاس طرد والدین روهنر (2005) بود. داده‌ها با استفاده آزمون همبستگی Spearman و نرم‌افزار SPSS-21 مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. یافته‌های حاصل از پژوهش رابطه معنادار مثبتی به میزان (481/0r=) میان استرس منفی والدین با پرخاشگری فرزندان را نشان داد. همچنین بین استرس مثبت والدین با پرخاشگری فرزندان رابطه منفی و معنادار (286/0-r=) وجود داشت. درنهایت بین طرد والدین با پرخاشگری فرزندان رابطه مثبت و معنی‌دار (606/0r=) وجود دارد؛ بنابراین استرس و طرد والدین در بروز رفتارهای پرخاشگرایانه فرزندان در دوره کرونا مؤثر است.

بررسی عوامل مؤثر در گرایش انتخاب رشته تحصیلی در دانش‌آموزان

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 15-30

https://doi.org/10.22034/jmep.2019.100581

سمیه مختار زاده بازرگانی، سعید علیزاده

چکیده انتخاب رشته تحصیلی یکی از مهم‌ترین تصمیمهایی است که دانش آموزان در دوران تحصیل خود می‌گیرند به‌طوری‌که می‌تواند سرنوشت شغلی و آینده شغلی آنان را رقم بزند.مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر در گرایش انتخاب رشتهٔ تحصیلی دانش آموزان شهرستان نوشهر انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر سال دوم دبیرستان، در حال تحصیل در سه رشته ریاضی فیزیک، علوم تجربی و علوم انسانی دبیرستان در سال تحصیلی96-1395بود. 200 نفر از جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه پرسشنامه محقق ساخته عوامل مؤثر در گرایش انتخاب رشته است.تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون t تک نمونه‌ای و آزمون فریدمن انجام شد. یافته‌های این مطالعه نشان داد نظر دبیر و مشاور تحصیلی، علاقه دانش‌آموز، سوابق تحصیلی، نظر خانواده و استعداد تحصیلی در گرایش انتخاب رشتهٔ تحصیلی دانش آموزان شهرستان نوشهر مؤثر است (05/0
).همچنین مؤلفه نظر خانواده دارای بالاترین رتبه و مؤلفه نظر دبیر و مشاور تحصیلی دارای پایین‌ترین رتبه است.

نقش جو مدرسه و هوش هیجانی در خودکارآمدی کارآفرینانه دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 15-36

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.227912.1010

آزاده امیری

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش جو مدرسه و هوش هیجانی در خودکارآمدی کارآفرینانه‌ دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد انجام شد و از نوع توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر هنرستان های شهر مشهد در سال 99-1398 بودند که بر اساس جدول مورگان، 335 دانش آموز بعنوان نمونه به روش نمونه‌گیری خوشه ای انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مقیاس جو مدرسه زولیگ و همکاران (2010)، مقیاس هوش هیجانی برادبری - گریوز (2005) و مقیاس خودکارآمدی کارآفرینانه ویلسون و همکاران (2007) انجام شد. فرضیات پژوهش با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شدند. یافته های این مطالعه نشان داد خودکارآمدی کارآفرینانه دانش‌آموزان دختر هنرستان‌های شهر مشهد را می‌توان از روی جوّ مدرسه و هوش هیجانی تبیین و پیش‌بینی کرد (05/0> P). همچنین بین هوش هیجانی و خودکارآمدی کارآفرینانه و بین جو مدرسه و خودکارآمدی کارآفرینانه دانش‌آموزان دختر هنرستان‌های شهر مشهد رابطه معنادار وجود داشت (01/0> P). نتایج این مطالعه نشان داد بایستی با اصلاح جو مدرسه و بازنگری در ارزشیابی تحصیلی در جهت پرورش خلاقیت و خودکارآمدی دانش آموزان، ایده های کارافرینی آنان را تقویت و در جهت افرایش خودکارآمدی کارآفرینانه به کار گرفت.

رابطه میان یادگیری سازمانی و مهارت‌های ارتباطی با تعارض سازمانی در کارکنان اداره آموزش‌وپرورش نواحی چهارگانه کرج

دوره 2، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 15-42

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.251169.1035

سید محمد میرکمالی، علی قائم منتظری

چکیده مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه میان یادگیری سازمانی و مهارت‌های ارتباطی با تعارض سازمانی در کارکنان اداره آموزش‌وپرورش نواحی چهارگانه کرج انجام شد. روش مطالعه از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کارکنان اداره آموزش‌وپرورش نواحی چهارگانه کرج بودند که با توجه به حجم جامعه آماری، نمونه‌ای به حجم 265 نفر تعیین و با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه یادگیری سازمانی نیف (2001)، پرسشنامه مهارت ارتباطی بارآن و هادگی (1986) و پرسشنامه تعارض سازمانی شیرخانی (2011) بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه (گام‌به‌گام) انجام شد. یافته‌های این مطالعه نشان داد بین متغیرهای یادگیری تیمی و مهارت اطلاع‌رسانی با تعارض سازمانی رابطه وجود دارد (05/0> P) و متغیرهای یادگیری تیمی و مهارت اطلاع‌رسانی قدرت پیش‌بینی متغیر ملاک تعارض سازمانی را دارند. به نظر می‌رسد با پرورش روحیه یادگیری در سازمان و نیز بهبود مهارت‌های ارتباطی کارکنان بتوان از تعارضات فردی و سازمانی جلوگیری کرد.

نقش تحصیلات تکمیلی کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی در بهبود عملکرد سازمانی

دوره 2، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 17-35

https://doi.org/10.22034/jmep.2021.260114.1040

اکرم آبی

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش تحصیلات تکمیلی کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی در بهبود عملکرد سازمانی انجام شد. روش مطالعه، توصیفی– پیمایشی بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی کارکنان شاغل در سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1397 به تعداد 643 نفر بود. حجم نمونه براساس جدول کرجسی و مورگان (1970)، 242 نفر تعیین شد که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه عملکرد سازمانی هرسی و گلداسمیت (1980) بود. یافته‌های این مطالعه نشان داد تحصیلات تکمیلی کارمندان بر استانداردهای عملکرد سازمانی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی مؤثر است (05/0> P). همچنین از نظر کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی بین وضع موجود و مطلوب عملکرد سازمانی تفاوت معنی‌داری وجود دارد (05/0> P). پیشنهاد می‌شود سازمان‌های آموزشی، ادامه تحصیل را در کارکنان تشویق کرده و آموزش ضمن خدمت و یادگیری سازمانی را به‌منظور افزایش سطح عملکرد سازمانی به‌کارگیرند.

اندازه اثر داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش‌آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی

دوره 2، شماره 1، بهار 1399، صفحه 19-33

https://doi.org/10.22034/jmep.2020.231073.1012

عطیه کردلو، محمدرضا بهرنگی

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اندازهٔ اثر داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی بود. روش مطالعه شبه‌آزمایشی بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی در منطقه 1 و 2 شهر تهران بودند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی مورگان 297 دانش‌آموز تعیین شد که 148 نفر در گروه آزمایش و 149 نفر در گروه کنترل گنجانده شدند. ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر (1981) بود. پس از اجرای پیش‌آزمون، الگوی مدیریت آموزش بر اساس داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی در درس علوم برای گروه آزمایش و روش تدریس سنتی برای گروه کنترل به کار گرفته شد و در پایان پس‌آزمون از هر دو گروه آزمایش و کنترل به عمل آمد. نتایج آزمون t زوجی نشان داد داربست عقلی مدیریت آموزش در کاربرد تکنولوژی‌های نوین آموزشی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علومِ دانش آموزان دختر پایهٔ پنجم ابتدایی مؤثر است (01/0 < p). نتیجه این مطالعه نشان داد می‌توان از این الگوی تدریس در افزایش انگیزش و پیشرفت تحصیلی در درس علوم استفاده کرد.

بررسی رابطه سواد دیجیتال و مدیریت دانش با توانمندسازی معلمان شهردهدشت

دوره 3، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 19-36

https://doi.org/10.22034/jmep.2022.316075.1083

نجف اصغرنژاد، سالار حق دوست

چکیده هدف از انجام این تحقیق، بررسی رابطه بین سواد دیجیتال و مدیریت دانش با توانمندسازی معلمان شهر دهدشت بود. تحقیق از نظر ماهیت، توصیفی (غیرآزمایشی) از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل همه معلمان شهرستان کهگیلویه به تعداد 2200 در سال 1398 بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970) انجام شد و تعداد 327 نفر از معلمان مقطع متوسطه اول شهر دهدشت به‌عنوان نمونه آماری به روش تصادفی طبقه‌ای از معلمان مقطع متوسطه اول شهر دهدشت انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد سواد دیجیتالی توحیدی اصل (1391)، مدیریت دانش نیومن و کنراد (1999) و اسپریتزر (1995) استفاده شد. داده‌ها با آزمون‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند. یافته نشان داد ضریب همبستگی به‌دست‌آمده در سطح اطمینان (05/0p<) بین سواد دیجیتال و توانمندسازی (6/35%=r)، بین مدیریت دانش و توانمندسازی (2/54%=r) مثبت و معنادار بودند. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که مدل استفاده‌شده برای پیش‏بینی توانمندسازی معلمان شهر دهدشت معناداراست و این مدل توان تبیین رابطه بین متغیرها را دارد. متغیرهای مدیریت دانش و سواد دیجیتال، به ترتیب با ضرایب بتای 2/29% و 4/12%، توان پیش‌بینی توانمندسازی معلمان شهر ده دشت را داشتند. بر اساس ضریب بتا، به ازای یک واحد استاندارد افزایش خرده مقیاس‏های یافتن اطلاعات و مدیریت اطلاعات و ارتباطات، دانش‌آفرینی، حفظ (جذب) دانش و انتقال دانش به ترتیب 21%، و 5/48%، 7/22%، 6/57% و 3/61% واحد استاندارد باعث افزایش توانمندسازی معلمان شهر دهدشت می‌گردد. بر این اساس، نتیجه‌گیری می‌شود که برای توانمندسازی معلمان، توجه به مدیریت دانش (توانمندی و به‌روز بودن مدیر) و ارتقای سواد دیجیتالی معلمان، ضروری است.

تأثیر امنیت شغلی بر بالندگی سازمانی با میانجی‌گری اشتراک دانش (مورد مطالعه: دانشگاه کردستان)

دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 21-39

https://doi.org/10.22034/jmep.2022.334928.1107

مسعود رامرودی، مسلم میهن دوست، منصور بخت

چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر امنیت شغلی بر بالندگی سازمانی با میانجی‌گری اشتراک دانش انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه کردستان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که 190 نفر به شیوه نمونه‌گیری تصادفی– طبقه‌ای از طریق پرسشنامه‌های امنیت شغلی (Neysi, 2002)، بالندگی سازمانی (Spides, 2007) و اشتراک دانش (Bohlool, 2013) مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم‌افزارهای SPSS21 و Smart PLS استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که امنیت شغلی بر بالندگی سازمانی اثر مثبت و معناداری دارد، امنیت شغلی بر اشتراک دانش اثر مثبت و معناداری دارد، اشتراک دانش بر بالندگی سازمانی اثر مثبت و معناداری دارد، امنیت شغلی بر بالندگی سازمانی با میانجی‌گری اشتراک دانش اثر مثبت و معناداری دارد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که وقتی اعضای هیئت علمی احساس امنیت شغلی مطلوبی داشته باشند به اشتراک دانش خود با دیگران می‌پردازند که پیامد آن بالندگی سازمانی مطلوب دانشگاه است.