نوع مقاله: مقاله پژوهشی (آمیخته)
مدیریت آموزشی

ارائه مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 185-216

https://doi.org/10.22034/jmep.2026.566695.1613

مهدی سیفی جگر کندی، یوسف نامور، اعظم راستگو، صدرالدین ستاری

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی می‌باشد. جامعه آماری بخش کیفی کلیه کارشناسان حوزه علوم‌تربیتی استان اردبیل می‌باشند که تعداد 20 نفر از آنها بر اساس اصل اشباع نظر به صورت نظری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی نیز کلیه مدیران مدارس دخترانه و پسرانه دوره دوم متوسطه استان اردبیل و دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه استان اردبیل می‌باشند که با استفاده از روش نمونه‌گیری تمام‌شماری تعداد 100 مدیر و با استفاده از روش نمونه‌گیری غیرتصادفی در دسترس تعداد 100 دانش‌آموز به عنوان نمونه آزمودنی‌های بخش کمی این تحقیق انتخاب شدند. ابزار گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می‌باشد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد مدل صلاحیت‌های مدیریتی با توجه به ویژگی‌های نسلی دانش‌آموزان دوره دوم متوسطه تحت مقولات فهم و انطباق نسلی مدیران، رهبری فناورانه و دیجیتال، رهبری آموزشی و تحول‌گرا، مدیریت مشارکت و ارتباطات اجتماعی، مدیریت یادگیری و کیفیت آموزشی، نوآوری و خلاقیت در مدرسه، مدیریت توانمندسازی و توسعه حرفه‌ای، مدیریت بحران، سلامت و پایداری آموزشی، مدیریت انسانی و هیجانی مدرسه، مدیریت عدالت، تنوع و اخلاق حرفه‌ای و مدیریت راهبردی و آینده‌گرانه مدرسه دسته‌بندی و از نظر اعتباریابی برازش شدند.

مدیریت آموزشی

ارائه الگوی توسعه حرفه ای خودراهبر دانشجو معلمان بر مبنای رویکرد یادگیری خٌرد

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 192-213

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.456848.1364

ملیحه نیازیان، لادن سلیمی، وحید فلاح

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی توسعه حرفه ای خودراهبر دانشجو معلمان بر مبنای رویکرد یادگیری خٌردمی‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت جمع آوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی، شامل 11 نفر از اعضای هیآت علمی در دانشگاه های سراسری و دانشگاه آزاداسلامی مازندران می باشند و به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل اعضای هیآت علمی دانشگاه فرهنگیان (قطب شمال کشور) به تعداد 456 نفر که بر اساس جدول مورگان، تعداد 210 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. . نتایج حاصل از داده های نشان داد که این الگو دارای سه مقوله اصلی پیشایندها (با 5 بُعد و 40 شاخص)، فرآیندها (با 3 بُعد و 36 شاخص)، و پسایندها (با 2 بُعد و 19 شاخص) می باشد. ابعاد دهگانه مدل شامل: 1) غرقگی در موقعیت های یادگیری حرفه ای؛ 2) ایجاد بسترهای مشارکت همدلانه و عاطفی در مقوله یادگیری؛ 3) جهت گیری همکارانه به یادگیری؛ 4) پشتیبانی و حمایت عاطفی دانشگاه از فعالیت های یادگیری خٌرد؛ 5) همراهی و هماهنگی برنامه درسی دانشگاهی با رویکرد خٌرد؛ 6) دانش محتوایی خٌرد؛ 7) توانایی در طراحی محتوای خٌرد؛ 8) مهارت به کارگیری محتوای خٌرد؛ 9) خودراهبری حرفه ای دانشجو معلمان (فردی و سازمانی)؛ 10) اثربخشی یادگیری خٌرد فراگیران. شاخص برازش کلی مدل (GOF) به مقدار 0.620 بدست آمد. که نشان دهنده برازش کلی مدل می باشد.

مدیریت

ارائه الگوی عوامل موثر بر استقرار استراتژی های سازمانی با هدف توسعه پایدار ملی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 206-229

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.502381.1474

سیدمحمدعلی خامسی، علی فائض، فرشاد فائزی راضی

چکیده چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی عوامل مؤثر بر استقرار استراتژی‌های سازمانی با هدف توسعه پایدار ملی می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و با رویکرد داده بنیاد و از نظر ماهیت، از نوع تحقیق­های ‌توصیفی- پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان فعال در حوزه سازمان­های مردم نهاد و مدیران این سازمان­ها و نمونه گیری با استفاده از روش گلوله برفی و جامعه آماری در بخش کمی شامل 20 نفر و به روش نمونه گیری قضاوتی و هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی روش داده بنیاد از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم‌افزار ­Expert Choice استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که مولفه­های شناسایی شده در شش دسته شرایط علی، راهبردها، کنش­ها، بستر، شرایط مداخله گر و پیامدها دسته بندی شدند و نتایج در بخش کمی نشان داد که پذیرش و حمایت جامعه با امتیاز 117/0 بیشترین تأثیر را بر استقرار خط‌مشی‌های سازمان‌های مردم‌نهاد دارد. همچنین تعیین اهداف مشخص سازمان‌های مردم‌نهاد با امتیاز 116/0 و استفاده از افراد ماهر و باتجربه با امتیاز 107/0 در اولویت‌های بعدی قرار گرفتند. از میان شاخص‌های مورد بررسی، کمترین تأثیر مربوط به توانمندسازی نیروی انسانی و مشارکت اعضای جامعه با امتیاز 02/0 بود. این نتایج نشان می‌دهد که عوامل مرتبط با پذیرش اجتماعی و تعیین اهداف مشخص، نقش محوری در موفقیت خط‌مشی‌های سازمان‌های مردم‌نهاد دارند.

مدیریت منابع انسانی

طراحی مدل جانشین‌پروری مبتنی بر استعداد افراد با رویکرد شایسته‌سالاری در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان آذربایجان شرقی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 207-229

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.542590.1566

رضا صدیقی، سلیمان ایران زاده، داود پایدارفرد

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل جانشین‌پروری مبتنی بر استعداد افراد با رویکرد شایسته‌سالاری در سازمان تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان آذربایجان شرقی می‎باشد. روش تحقیق به‌صورت آمیخته اکتشافی انجام گرفت. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق ۱۵ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه‌های منابع انسانی، مدیریت دولتی و توسعه سرمایه انسانی گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک بررسی شد. در بخش کمی نیز داده‌های حاصل از ۱۷۷ پرسشنامه تکمیل‌شده توسط کارکنان و مدیران سازمان، برای آزمون مدل به‌کار گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل مضمون استفاده گردید. نتایج تحلیل مضمون نشان داد که جانشین‌پروری مبتنی بر استعداد دربرگیرنده هشت مقوله اصلی است: تعهد اخلاقی و حرفه‌ای، ساختار و فرآیندهای سازمانی، شایستگی‌های حرفه‌ای، شایستگی‌های فردی، شایستگی‌های مدیریتی، شایستگی‌های رهبری، فرهنگ سازمانی و مدیریت استعداد. یافته‌های کمی نیز بیانگر آن بود که «تعهد اخلاقی» و «شایستگی فردی» بیشترین اهمیت را داشته و «مدیریت استعداد» کمترین اهمیت را داراست. افزون بر این، نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری برازش مناسب مدل پیشنهادی را تأیید کرد.در نهایت، مدل طراحی‌شده می‌تواند به‌عنوان چارچوبی علمی و بومی، زمینه‌ساز ارتقای نظام جانشین‌پروری در سازمان‌های بخش عمومی باشد و با تقویت شایسته‌سالاری و توسعه استعدادها، به بهبود کارآمدی و پایداری سازمانی منجر شود.

مدیریت منابع انسانی

شناسایی موانع مدیریت منابع انسانی سبز در راستای افزایش پایداری سازمان

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 208-231

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.434888.1309

فروزان دولت یاری، عبدالله توکلی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع مدیریت منابع انسانی سبز در راستای افزایش پایداری سازمان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش را شرکت صنایع سیمان غرب کرمانشاه تشکیل می‌دهد. برای تجزیه‌وتحلیل تأثیر موانع بر اجرای مدیریت منابع انسانی سبز در جامعه آماری، با خبرگان دانشگاهی رشته مدیریت مصاحبه شد. با توجه به تسلط خبرگان بر موضوع، با 14 عضو علمی مصاحبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در فاز نخست با جستجوی در پایگاه‌های علمی معتبر داخلی و خارجی وپژوهش‌های مرتبط، ده مانع تاثیرگذار بر اجرای مدیریت منابع انسانی سبز شناسایی و در ادامه با انجام مصاحبه با خبرگان صنعت و دانشگاهی رشته مدیریت و با استفاده از روش آزمون تصمیم‌گیری و ارزیابی دیمتل، تجزیه‌وتحلیل موانع پیاده‌سازی مدیریت منابع انسانی سبز انجام گرفت. یافته ها نشان داد عدم وجود ساختارها، فرآیندها و ابزارهای سبز ضروری بیشترین تأثیر را در عدم افزایش پایداری سازمان بازی می‌کند. همچنین عواملی مانند عدم‌حمایت رهبری، چالش‌ها در جذب کارکنان با استعداد سبز و فقدان شایستگی‌های سبز از دیگر عوامل تاثیرگذار هستند. تعاملات ارائه‌شده با استفاده از ماتریس روابط بین موانع در اجرای مدیریت منابع انسانی سبز به متخصصان منابع انسانی کمک می‌کند تا قدرت تأثیر عوامل را بر کل سیستم تجسم کنند و بر موانع مهم تمرکز نماید. انتظار می‌رود که این مطالعه بتواند برای مدیران منابع انسانی در استفاده بهینه از منابع شرکت روشنگر باشد.

مدیریت

ارائه الگوی پرورش مدیران راهبردی کشور براساس رویکرد نظریه داده بنیاد

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 221-243

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.409667.1226

باب اله نعمتی، رضا توکلی مقدم

چکیده هدف این پژوهش ارائه الگوی پرورش مدیران راهبردی کشور براساس رویکرد نظریه داده بنیاد در وزارت امور اقتصاد و دارایی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، از نوع تحقیق­های اکتشافی می­ باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از اساتید دانشگاه در زمینه مدیریت و مدیران ارشد وزارت امور اقتصاد و دارایی می‌باشد و نمونه ­گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و مصاحبه ­ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای تحلیل داده‎ها از تئوری داده بنیاد (گراندد تئوری) و از نرم افزار 2020 MAXQDA برای کدگذاری مصاحبه‌ها استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بوده که در مجموع 8 مقوله و 50 شاخص شناسایی و استخراج شدند و در نتایج حاصل از سطح بندی الگوی نهایی مدل پرورش مدیران راهبردی کشور پیامدها موثرترین عامل در الگوی نهایی پرورش مدیران راهبردی کشور به روش داده بنیاد می‎باشند و بعد از آن پدیده محوری و راهبردها در اولویت بعدی قرار دارند. شرایط زمینه‌ای و شرایط مداخله گر در سطح سوم تأثیر بر الگوی نهایی پرورش مدیران راهبردی کشور به روش داده بنیاد قرار گرفته­ اند و شرایط علی کمترین تأثیر را بر الگوی نهایی پرورش مدیران راهبردی کشور دارد.

مدیریت منابع انسانی

ارائه الگوی کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 259-291

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.427119.1284

وحید محمدی، موسی رضوانی چمن زمین، بدری عباسی، مرتضی حضرتی، مهران نصیرزاد

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری بانک ملت می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و بانکداری و به روش نمونه‌گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 378 نفر از کارکنان و کارشناسان بانک ملت در سراسر کشور عنوان نمونه انتخاب شدند و از نمونه گیری طبقه‌ای ساده استفاده شد. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و AMOS استفاده شد. نتایج آزمون تی نشان داد که تمام 5 مؤلفه اصلی، 20 مؤلفه فرعی و 118 زیرمولفه شناسایی شده بر کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری بانک ملت تاثیرگذار است. نتایج بدست آمده از شاخص‌های برازش مدل نیز نشان داد که مدل تحقیق از لحاظ تناسب با داده‌های تجربی مدل مطلوبی می‎باشد. نتایج آزمون تی نشان داد که بیش‏ترین مؤلفه مؤثر بر الگوی کیفیت زندگی کاری با رویکرد استراتژیک منابع انسانی در نظام اداری بانک ملت مؤلفه "روابط کاری بین همکاران" با مقداره آماره (31.045= t) بوده و کم‏ترین ‏ مؤلفه مؤثر نیز مؤلفه "سیستم‌های پشتیبان تصمیم در تصمیم گیری مدیران"با مقداره آماره (13.102= t) در این ارزیابی می‎باشد.

مدیریت آموزشی

ارائه مدل بومی خودرهبری سازمانی با تاکید بر آموزش در سازمانهای غیردولتی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 216-238

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.454348.1356

سجاد قریشی، عباس عباس پور، مصطفی نیکنامی، مرتضی طاهری

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بومی خود-رهبری سازمانی با تاکید بر آموزش در سازمانهای غیردولتی، با رویکرد نظریه داده بنیاد، در شرکت بیمه معلم انجام گردید. این پژوهش از نوع ترکیبی می‌باشد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی، به تعداد 32 نفر (7 زن و 25 مرد) خبرگانی هستند که درسال 1402 در شرکت بیمه معلم، دارای تخصّص در زمینه موضوع پژوهش می‌باشند. در بخش کمّی، جامعه آماری، کارکنان به تعداد 720 نفر می‌باشند که اندازه نمونه با استفاده از جدول مورگان 251 نفر تعیین گردید. در ادامه با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری، با تعداد 18 نفر از خبرگان شرکت بیمه معلم مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. در بخش کمّی پژوهش، از خروجی حاصل از مراحل سه گانه کدگذاری و مؤلفه‌های احصاء شده در مقوله‌های شش گانه الگوی پارادایمی داده بنیاد، پرسشنامه‌ای تدوین شد. برای ارزیابی روایی و پایایی آن از روش اعتبار محتوا استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌های کمّیِ پرسشنامه، از روش مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد پی آل اس و نرم‌افزار اسمارت – پی آل اس استفاده گردید. براساس نتایج به دست آمده، مدل بومی خود-رهبری سازمانی احصاء گردید. در خروجی برازش مدل، شاخص CMIN/DF برابر با 515/1 به دست آمد. شاخص‌های برازش تطبیقی بیشتر از 90 درصد و شاخص‌های اقتصادی نیز بزرگتر از 5/0 احصاء گردیدند. همچنین شاخص RMSEA نیز 043/0 شد که کمتر از 05/0 می‌باشد. بنابراین مدل ساختاری پژوهش تأیید گردید.
 

مدیریت منابع انسانی

طراحی مدل مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی سازمانی

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 256-281

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.485601.1431

حمیدرضا نامجوفرد، محمد جلال کمالی، مهدی سبک رو، زهرا انجم شعاع، حجت بابایی

چکیده هدف این پژوهش طراحی مدل مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی سازمانی می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 19 نفر از خبرگان حوزه مدیریت رفتار سیاسی و رفتار شهروندی سازمانی می باشد. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می‎باشد. برای شناسایی ابعاد و مؤلفه‌های مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی سازمانی مصاحبه‌های مفصل و عمیقی با خبرگان شهرداری‌های استان یزد انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل مضمون و نرم افزار NVIVO ویراست 11 استفاده شد. نتایج نشان داد مفاهیم استخراج ‌شده مربوط به الگوی طراحی مدل مدیریت رفتار سیاسی مبتنی بر رفتار شهروندی سازمانی در شهرداری های استان یزد شامل 47 کُد اولیه،16 مضمون پایه و 7 مضمون سازمان‌دهنده می‌باشد. مضامین پایه دهنده شامل: عوامل مدیریتی، ساختار سازمانی، ارزش های جمع گرا، سیاست‌ها و توجه به اخلاقیات، آوای مشارکتی، مدیریت دانش، خطای ادراکی، آلودگی ارتباطی، عدم شفافیت اطلاعاتی، تضاد و تعارض، ویژگی های شخصیتی، نظارت و کنترل و ارزش گذاری، یادگیری زدایی، برنامه ریزی آموزشی، توسعه حکمرانی همگرایی و پیوستگی سازمانی می‎باشند.

مدیریت منابع انسانی

تبیین و طراحی منتورینگ به منظور ارتقای فعالیتهای منابع انسانی در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 239-266

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.402986.1212

علی قاسمی قاسموند، وحید چناری، مهرداد همراهی، سید علی اکبر احمدی

چکیده هدف تحقیق حاضر تبیین و طراحی منتورینگ به‌منظور ارتقای فعالیت‌های منابع انسانی در شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب می‌باشد. پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی‌– کمی) می‌باشد. در بخش کیفی شناسایی عوامل و زیرساخت­های لازم الگو ازطریق مصاحبه با 11 نفر از خبرگان که با استفاده از روش نمونه­گیری گلوله برفی انتخاب شده­اند و جامعه در بخش کمی شامل 105 نفر از کارشناسان و مدیران منابع انسانی شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب می‌باشد و از روش نمونه گیری تصادفی طبقاتی استفاده گردید. در مرحله کیفی از روش تحلیلتم استفاده شده‌است. جهت بررسی روایی ابزار گردآوری داده­های کیفی از نظرات خبرگان و برای بررسی پایایی یافته­های تحلیل مضمون استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌های کیفی از نرم‌افزار MAXQDA 10 و در مرحله کمی، تجزیه و تحلیل داده‌ها از طریق پرسش‌نامه و معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای (SPSS,SmartPLS) انجام شده‌است. براساس نتایج تحقیق 16 مضمون و در واقع زیرساخت‌های لازم جهت طراحی الگوی به‌دست آمد که عبارتند از: ارتباطات سازمانی، ارزیابی منتورینگ، اعتماد سازمانی، آموزش سازمانی، پیشرفت کارکنان، تعهدسازمانی، توانمندسازی کارکنان، جامعه‌پذیری کارکنان، ساختارسازمانی، عوامل سازمانی، مدیریت دانش، مدیریت مسیر شغلی، مدیریت منابع انسانی، موانع اجرایی سازمان، نتایج عملکردی سازمان، و ویژگی‌های فردی منتور. در نهایت براساس نتایج به‌دست آمده الگوی منتورینگ در راستای بهبود فعالیت‌های منابع انسانی طراحی گردید.

مدیریت آموزشی

شناسایی و ارزیابی فرصت‌های همکاری آموزشی میان ایران و کشورهای عضو ابتکار کمربند و جاده

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 277-304

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.525695.1517

امیرعلی رشیدی، زهرا ترکاشوند، محمدحسن چراغعلی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی فرصت‌های همکاری آموزشی ایران در بستر ابتکار کمربند و جاده انجام شد و برای نخستین بار از ترکیب روش‌های کیفی و کمی به‌صورت دوسطحی بهره می‌گیر که در گام نخست، از طریق مصاحبه با 25 متخصص حوزه سیاست‌گذاری آموزش، مدیریت، کارآفرینی و جغرافیا، ده مضمون کلیدی شناسایی شده‌اند: تبادل آکادمیک، زیرساخت دیجیتال، عدالت آموزشی، دیپلماسی فرهنگی، تولید دانش منطقه‌ای، هماهنگی نهادی، توسعه برنامه درسی مشترک، توانمندسازی اقتصادی، تأمین منابع، و چالش‌های فرهنگی و زبانی. در مرحله دوم، با استفاده از تکنیک دیمتل، روابط علّی و معلولی میان مضامین تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که مضامینی چون زیرساخت دیجیتال (عددهای داخل پرانتز نشان‌دهنده اولویت‌ بالای آن‌ها در تحلیل دیمتل هستند) مانند زیرساخت دیجیتال (13.76)، دیپلماسی فرهنگی (13.58)، و توسعه برنامه درسی مشترک (13.30) در زمره عوامل علّی و پیشران قرار گرفته‌اند. این اعداد نشان‌دهنده اهمیت و اولویت نسبی این مضامین در فرایندهای پیشنهادی تحقیق است. در حالی که مضامین دیگر مانند عدالت آموزشی (11.20)، تأمین منابع (13.15) و تولید دانش منطقه‌ای (12.10) بیشتر نقش معلول و وابسته دارند. همچنین چالش‌های فرهنگی و زبانی موانع مؤثر بر تعاملات دانشگاهی به شمار می‌روند، اما راهکارهایی نظیر تقویت زیرساخت دیجیتال (13.76)، آموزش آنلاین (13.82)، و انعقاد توافق‌نامه‌های چندجانبه می‌توانند در کاهش اثرات آن‌ها مؤثر باشند. نتایج پژوهش بر ضرورت نگاه سیستمی، آینده‌نگر و علّی‌محور در سیاست‌گذاری آموزشی ایران تأکید دارد و بر این مبنا، اولویت‌دهی به مؤلفه‌هایی چون تبادل آکادمیک (12.14) و زیرساخت دیجیتال (13.76) نقش کلیدی در موفقیت همکاری‌های علمی منطقه‌ای خواهد داشت.

مدیریت آموزشی

تدوین و اعتباریابی برنامه درسی تربیت دینی در مقطع پیش دبستان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 279-303

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.445421.1326

زینب اشرفی سلطان احمدی، صادق ملکی آوارسین، جواد کیهان، جهانگیر یاری

چکیده پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباربخشی برنامه­­درسی تربیت­­دینی در دوره پیش­دبستانی می‌باشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب نوع داده‌ها آمیخته (کیفی-کمی) و از رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان مطالعات برنامه­درسی، کارشناسان تعلیم و تربیت اسلامی و مربیان این دوره و در بخش کمی شامل 200 نفر از کودکان پیش­ دبستانی می­باشد. نمونه ­گیری به صورت هدفمند و با توجه به اشباع نظری داده ­ها انجام شد. ابزار گردآوری داده ­ها، مصاحبه نیمه ساختارمند و پرسشنامه می‌باشد. برای گردآوری اطلاعات در مرحله کیفی (تحلیل مضمون) و در مرحله کمی (مدل­یابی معادلات ساختاری) استفاده شد. داده ­های حاصل از مصاحبه­ ها با استفاده از نرم‌افزار Nvivo نسخۀ 8 به ­شیوۀ تحلیل مضمون محور یا تماتیک مبتنی بر تکنیک «شبکۀ مضامین» و به­ شیوه استقرائی، طی مراحل کدگذاری (باز، محوری و منتخب) مورد تحلیل قرار گرفت و الگوی پیشنهادی تربیت­دینی برای کودکان پیش­دبستانی تدوین و از مفروضه­ های آن برای تهیه پرسشنامه نظرسنجی در مرحله کمی و ارزیابی میزان اعتبار آن استفاده شد. برای اطمینان به روایی ابزار از اجماع ­نظر خبرگان به ­روش دلفی و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ بهره ­برداری گردید (0.83=α). داده­­­ ها با روایی همگرای (AVE>0.5) و پایایی مرکب CR>0.7)) گردآوری و برای اعتباریابی الگو، از مدل­ یابی معادلات ساختاری به شیوه حداقل ­مربعات جزئی توسط نرم­افزار PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که ویژگی­ های شناسایی شده     می­ توانند به ­شکل مطلوب مولفه­ های برنامه­ درسی تربیت ­دینی را پیش­ بینی کنند (0.552=R2). در­نهایت، برازش مدل کلی پژوهش تأیید شد (0.438=GOF).

مدیریت آموزشی

بررسی تاثیر بهره گیری از سیستمهای هوش مصنوعی بر بازدهی یادگیری زبان آموزان

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 294-315

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.508197.1484

زینب عزیزی

چکیده هدف از این مطالعه"بررسی تاثیر بهره‌­گیری از سیستم­های هوش مصنوعی بر بازدهی یادگیری زبان­آموزان" است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی استبرای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از 200 نفر از مربیان و مدرسان آموزش زبان انگلیسی در شهر تهران و نمونه‌ای به حجم 135 نفر به روش در دسترس مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است.. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد. که فناوری بلاکچین، تجسم­ها، سیستم­های تدریس هوشمند، سیستم­های تطبیق و شخصی سازی بر بازدهی یادگیری زبان انگلیسی تأثیر مثبت و معناداری دارند در مقابل تأثیر سنجش و ارزیابی و ربات معلم‌ها بر بهبود بازدهی یادگیری زبان رد شده است و به نظر می­رسد از نظر مربیان و مدرسان، این سیستم­های نمی­توانند به صورت مستقیم جایگزین کامل کادر آموزش شوند.

مدیریت منابع انسانی

ارزیابی فرآیند نیاز سنجی دوره‌های آموزش کارکنان ادارات کل ورزش و جوانان

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 315-332

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.422428.1257

شهین حیاتی، هاله فاضل، لورا چپری

چکیده هدف این پژوهش ارزیابی فرآیند نیاز سنجی دوره‌های آموزش کارکنان ادارات کل ورزش و جوانان می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و بر مبنای رویکرد استقرایی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اساتید مدیریت ورزشی، مدیران، معاونان ادارات کل ورزش و جوانان می‌باشد و نمونه‌گیری به صورت (تعمدی یا قضاوتی) انجام شد و در این پژوهش با 15 نفر از افراد مصاحبه گردید و بر پایه انتخاب این روش نمونه‎گیری، نمونه توسط پژوهشگر با توجه به قضاوت شخصی و هدف‎های مطالعه و ماهیت تحقیق استوار بوده است. پس از انجام مصاحبه‌ها و با استفاده از تکینیک اشباع نظری با 12 نفر از اعضای نمونه مصاحبه انجام گرفت. ارزیابی مؤلفه طراحی و برنامه ریزی دوره‌های آموزشی بر اساس استاندارد ایزو ۱۰۰۱۵ می‌باشد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می‌باشد. برای تحلیل داده‎ از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. با توجه به نتایج بدست آمده در خصوص مؤلفه‌های نیازسنجی 6 مقوله اصلی که مربوط به محتوای مباحث دوره‌های نیازسنجی، فرایند اجرای نیازسنجی، مشارکت اعضای سازمان در دوره، زمان بندی و الویت بندی نیازهای اساسی سازمان و در نهایت کاربردی بودن مباحث مطرح شده در دوره استخراج گردید.

مدیریت منابع انسانی

طراحی و اعتبارسنجی الگوی مدیریت استراتژیک منابع انسانی دیجیتال در نهادهای عمومی کشور

دوره 8، شماره 2، تابستان 1405

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.536477.1557

مسعود طاهری، غلامرضا معمارزاده طهران، نازنین پیله وری

چکیده پژوهش حاضر از نظر هدف، پژوهش کاربردی–توسعه‌ای بوده و در پی طراحی و اعتبارسنجی الگوی مدیریت استراتژیک منابع انسانی دیجیتال در نهادهای عمومی کشور است. به‌منظور دستیابی به هدف، از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی–کمی) بهره گرفته شد. از حیث گردآوری داده‌ها، پژوهش غیرآزمایشی (توصیفی) و به شیوه پیمایش مقطعی انجام شد. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۲ نفر از مدیران باسابقه، مدیران ارشد منابع انسانی و مدیران فناوری اطلاعات بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی و با روش نمونه‌گیری هدفمند گردآوری گردید. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان بنیاد بود که با استفاده از فرمول تحلیل توان کوهن و نرم‌افزار G*Power تعداد ۱۳۰ نفر به‌صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون و نرم‌افزار MAXQDA و روش حداقل مربعات جزئی (PLS) با نرم‌افزار SmartPLS استفاده شد.
براساس نتایج مشخص گردید مولفه‌های رهبری دیجیتال سازمان، زیرساخت‌های فنی و زیرساخت‌های مدیریتی تحول دیجیتال تأثیر مستقیم بر فرآیندهای دیجیتال مدیریت منابع انسانی و عملکرد مالی و غیرمالی دارند. همچنین، ابعاد عملیاتی منابع انسانی شامل جذب و استخدام دیجیتال، بکارگیری دیجیتال، بهسازی دیجیتال و نگهداشت دیجیتال منابع انسانی به‌صورت نظام‌مند به تحقق مدیریت استراتژیک منابع انسانی دیجیتال منجر می‌شوند. نوآوری پژوهش در آن است که برخلاف مطالعات پیشین که هرکدام به یکی از ابعاد یا صنایع خاص محدود بوده‌اند، این تحقیق با رویکردی جامع و ترکیبی، مدلی بومی و اعتبارسنجی‌شده برای نهادهای عمومی ایران ارائه می‌دهد و تأثیر این ابعاد را به‌طور تجربی بر عملکرد سازمانی بررسی می‌نماید.

مدیریت آموزشی

تحلیل پوسترهای جشنواره فجر بر اساس نظریه AGIL پارسونز: راهکارهایی برای بهبود اثربخشی آموزشی و فرهنگی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 306-328

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.532395.1538

محمدعلی دانش صدیق، ابوالفضل داودی رکن آبادی، محمدرضا شریف زاده، پژمان دادخواه

چکیده این پژوهش با هدف تحلیل اثربخشی آموزشی فرهنگی پوسترهای جشنواره فجر بر اساس نظریه AGIL پارسونز (سازگاری، دستیابی به هدف، انسجام، حفظ الگوها) انجام شد. روش انجام این پژوهش، مبتنی بر پارادایم پراگماتیسم بوده و از منظر هدف نیز پژوهشی توسعه‌ای است که به صورت تک مقطعی انجام شده است؛ روش این مطالعه از منظر نتیجه، کیفی-کمی بوده به این صورت که استراتژی پژوهش در گام اول تحلیل محتوای کیفی متن مصاحبه باخبرگان در خصوص معیارهای ارزیابی اثربخشی آموزشی فرهنگی پوسترهای جشنواره فجر و در گام دوم غربال سازی فازی بوده و نحوه جمع آوری دادها نیز در گام اول کتابخانه‌ای و در گام دوم میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه بوده است. پوسترهای جشنواره در روش غربال سازی فازی در چهار کارکرد نظریه پارسونز و بر اساس پنج معیار کلیدی یادگیری و دانش افزایی، تغییر نگرش و رفتار، مشارکت و تعامل، رضایتمندی و تأثیر بلندمدت توسط خبرگان ارزیابی شده و نتایج نشان داد که از میان کارکردهای چهارگانه پارسونز، «سازگاری» (جذب مخاطب و تناسب با ذائقه بصری) بیشترین اهمیت را در اثربخشی آموزشی فرهنگی دارد. پس از آن، «دستیابی به هدف» (انتقال پیام آموزشی مشخص) و «حفظ الگو» (تبلیغ ارزش‌های سینمای متعهد) قرار می‌گیرند و «انسجام» (استفاده از نمادهای ملی و مذهبی) با وجود حضور پررنگ در پوسترها، تأثیر متوسطی بر اثربخشی آموزشی فرهنگی دارد. این مطالعه برای هنرمندان، سیاست‌گذاران فرهنگی و مدیران علاقه مند به ارتقای نقش پوستر به عنوان یک رسانه آموزشی و ابزار انتقال ارزش‌های فرهنگی پیشنهاداتی ارائه داده است.

مدیریت منابع انسانی

شناسایی و تبیین عوامل حقوقی و اداری موثر بر نگهداشت نیروی انسانی در سازمان با رویکرد آمیخته

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 329-355

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.550968.1584

رسول کرمی مقدم، مهدیه ویشلقی

چکیده چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل حقوقی و اداری مؤثر بر نگهداشت نیروی انسانی در سازمان‌های دولتی می‌باشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی - پیمایشی و از لحاظ اجرا آمیخته (کیفی-کمی) در رهیافت استقرایی-قیاسی می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 14 نفر از اساتید رشته‌های مدیریت منابع انسانی و حقوق و نمونه گیری به صورت هدفمند می‌باشد. جامعه آماری بخش کمی مدیران میانی و ارشد سازمان‌های دولتی تهران می‌باشند که بااستفاده از نمونه گیری غیراحتمالی دردسترس حجم نمونه 38 نفر تعیین شد. برای گردآوری اطلاعات در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه مقایسه زوجی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها از نرم افزار MAXQDA و برای رتبه بندی از دلفی فازی استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نظام عادلانه پرداخت در قوانین، حق ارتقا و ترفیع قانونی، امنیت شغلی مبتنی بر قانون، تعیین حقوق و مزایا براساس جدول مصوب و یکپارچه دولتی، حمایت‌های قانونی در شرایط بحرانی و برابری و منع تبعیض قانونی به عنوان مهمترین عوامل حقوقی مطرح شدند که لازم است مدیران سازمان به این عوامل توجه بیشتری داشته باشند. همچنین توسعه حرفه‌ای مستمر، برنامه ریزی مسیرشغلی، استفاده از فناوری برای کاهش بوروکراسی‌ها، مدیریت منابع انسانی داده محور و انعطاف پذیری در ساعات کاری از جمله مهم‌ترین عوامل اداری مؤثر بر نگهداشت نیروی انسانی در سازمان های دولتی می باشند.

مدیریت آموزشی

بررسی روابط علی بین آموزش کارآفرینانه و اشتغال‌زایی پایدار در دانشگاه‌های آزاد اسلامی شهر تهران

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 348-366

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.418275.1247

ثنا عبدالعلی، محمدنقی ایمانی گله پردسری، اصغر شریفی

چکیده هدف این تحقیق بررسی روابط علی بین آموزش کارآفرینانه و اشتغال‌زایی پایدار در دانشگاه­های آزاد اسلامی شهر تهران می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می‎باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 272 نفر از اعضای هیئت علمی علوم انسانی دانشگاه‌های آزاد اسلامی شهر تهران می‌باشد. نمونه‌گیری به صورت تصادفی خوشه‌ای انجام شد. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می‌باشد که متغیر آموزش کارآفرینانه شامل 3 بعد (هدف، ساختار و روش) و متغیر اشتغال‎زایی پایدار شامل 2 بعد (سازمانی و محیطی) می‌باشد. پایایی تحقیق با استفاده از معیار آلفای کرونباخ در نرم­افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت و تأیید شد. جهت برازش مدل مفهومی تحقیق از نرم افزار Lisrel استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که با توجه به مقادیر ضرایب استاندارد و ضرایب معناداری تی (بالاتر از 2.58) می‌توان گفت که بین عوامل روابط مستقیم وجود دارد.

مدیریت تغییر و نوآوری

شناسایی و تحلیل پیشران‌های رفتارنوآورانه مبتنی بر مدیریت استراتژیک منابع انسانی در سازمان‌های دانش محور

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 373-399

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.437193.1316

میترا صدوقی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشران‌های رفتار نوآورانه مبتنی بر مدیریت استراتژیک منابع انسانی در سازمان‌های دانش محور می‌باشد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب نوع داده‌ها آمیخته (کیفی-کمی) می‌باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 11 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای استان مازندران و به روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمّی شامل 411 نفر از مدیران، مشاوران و دیگراعضا هیات علمی فعال در مراکز رشد و فناوری دانش در دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای استان مازندران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی و پایایی ابزار در بخش کیفی با معیارهای اعتبارپذیری، انتقال‌پذیری و تأییدپذیری تأیید و در بخش کمّی روایی ابزار با نظر متخصصان و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد. تحلیل داده‌های کیفی با روش تحلیل مضمون و داده‌های کمّی از طریق تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. یافته‌های بدست آمده از بخش کیفی منجر به شناسایی 12 مقوله اصلی گردید. همچنین یافته‌های حاصل از تحلیل داده‌ها در بخش کمّی نشان داد که الگوی استخراج شده دارای برازش مطلوبی است ومقوله های توانمندی رفتاری، ارزیابی عملکرد، تفکر مداری، رضایت شغلی، خودکارآمدی، عدالت محوری، مشارکت پذیری، رقابت جویی، اخلاق حرفه‌ای، ارتباط بین بخشی، مدیریت مشارکتی و عمل گرایی به ترتیب بیشترین میزان اهمیت را در توسعه رفتارهای نوآورانه در سازمان‌های دانش محور و مراکز رشد دانشگاه‌ها داشته‌اند.

مدیریت منابع انسانی

ارائه مدل چابک سازی سازمان به منظور ارتقای بهره وری منابع انسانی

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 314-335

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.474819.1409

آسیه مهمدی، رشید ذوالفقاری، مهسا غلام حسین زاده

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل چابک سازی سازمان به منظور ارتقای بهره وری منابع انسانی می‎باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، در بخش کمی کاربردی و در بخش کیفی، بنیادی-اکتشافی و  از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) می‎باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 10 نفر از متخصصان دانشگاهی، اساتید و مدیران ارشد حوزه منابع انسانی و صاحب‌نظران حوزه رفتار سازمانی و نمونه‌گیری به روش اشباع نظری و در بخش کمی شامل 2500  نفر از کلیه کارکنان شرکت حفاری شمال که از طریق فرمول کوکران 333 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از روش کد گذاری و نرم افزار  MAXQDAو در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد در مدل 7 مولفه و 52 شاخص وجود دارد. مولفه ها شامل 1-عوامل علی (عوامل انسانی و سازمانی)؛ 2- پدیده محوری (چابکی سازمانی) ؛ 3- راهبردها (راهبرد چابکی) ؛ 4- زمینه و تسهیلگر (محرک های چابکی)؛ 5- موانع (چالش‌های مدیریت منابع انسانی) ؛ 6- پیامدها (بهره وری منابع انسانی) می باشد.  نتایج در بخش کمی نشان داد عوامل انسانی و سازمانی بر چابکی سازمانی اثر گذاشته و از این طریق سبب ارتقا سطح راهبرد چابکی سازمان و در نتیجه بهره وری کارکنان می گردد. همچنین نتایج نشان داد محرک های چابکی و چالش های موجود در مدیریت منابع انسانی از طریق راهبرد چابکی بر بهره وری اثر گذارند.

مدیریت آموزشی

طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی برای دوره اول متوسطه بر اساس رویکرد هیوتاگوژی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 363-384

https://doi.org/10.22034/jmep.2025.544857.1571

میثم حاجی منوچهری، ناهید شفیعی، امیرحسین مهدیزاده، علیرضا عراقیه

چکیده پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی برنامه درسی تفکر سیستمی با رویکرد هیوتاگوژی در دوره اول متوسطه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، آمیخته با طرح اکتشافی بود که در دو بخش کیفی و کمی صورت گرفت. در بخش کیفی، با روش نمونه‌گیری هدفمند و تا حد اشباع نظری، با ۸ نفر از متخصصان علوم تربیتی و روانشناسی مصاحبه شد. داده‌ها با روش تحلیل مضمون بررسی و مضامین پایه و سازمان‌دهنده استخراج گردید. در بخش کمی، جامعه آماری شامل معلمان دوره اول متوسطه استان البرز در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه‌گیری به‌صورت خوشه‌ای چندمرحله‌ای و ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته برآمده از یافته‌های کیفی بود. روایی ابزار با روش همسانی درونی و پایایی با آلفای کرونباخ 0.98 تأیید شد. برای تحلیل داده‌ها از شاخص‌های توصیفی، آزمون T تک‌گروهی و مدل‌یابی معادلات ساختاری با نرم‌افزارهای SPSS و Amos استفاده گردید. نتایج نشان داد در بعد «برنامه درسی» ۲۶ مضمون پایه در ۷ مضمون سازمان‌دهنده، در بعد «الزامات پیاده‌سازی» ۱۵ مضمون پایه در ۵ مضمون سازمان‌دهنده، و در بعد «اثرات پیاده‌سازی» ۲۳ مضمون پایه در ۸ مضمون سازمان‌دهنده شناسایی شد. همچنین از دیدگاه دبیران، در میان ابعاد برنامه درسی تفکر سیستمی هیوتاگوژیکی، بیشترین اهمیت به ترتیب به آینده‌نگری، مدیریت فرایند و درک پیچیدگی تعلق گرفت. در الزامات پیاده‌سازی، ابعاد کارکردی، درک روابط تربیتی و ساختاری بیشترین اهمیت را داشتند و در اثرات پیاده‌سازی، رشد قابلیت‌های تحصیلی، ارتقای انواع تفکر دانش‌آموزان و بهبود شایستگی تدریس معلمان برجسته‌ترین نتایج بودند.

مدیریت آموزشی

طراحی مدل ساختاری ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 367-386

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.462999.1382

کیانا کاوه، امینه احمدی، مجتبی معظمی

چکیده هدف پژوهش حاضر مدل ساختاری ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نظر روش اجرا در بخش کیفی، تحلیل دلفی فازی و در بخش کمی پیمایشی مقطعی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی 18 نفر از مدیران، استادان و صاحب‌نظران و نمونه گیری به روش گلوله برفی و هدفمند و در بخش کمی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های سراسری و آزاد، 243 نفر، از حوزه مدیریت آموزشی مشارکت و نمونه گیری به روش طبقه‌ای انتخاب شدند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌ و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش دلفی و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. مطابق یافته‌ها، 9 عامل اصلی شناخته‌شده در مدل ساختاری عبارت است از آمایش آموزش عالی، نیازسنجی شغلی و مهارتی، توسعه مهارت‌های ارتباطی، برنامه‌ریزی آموزشی، ارتقاء فرهنگ سازمانی، عوامل محیطی، ارزیابی مستمر و مداوم، توسعه تفکر راهبردی و بازمهندسی فرآیندها. نتایج آزمون رتبه‌بندی فریدمن نشان داد که بین عوامل مؤثر، بالاترین اولویت مربوط به برنامه‌ریزی آموزشی، توسعه تفکر راهبردی و مهندسی مجدد فرآیندها است. یافته‎ها نشانگراین امر هستند که ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی در ایران، نیازمند بازمهندسی در کلیه ارکان سازمانی از روش‌های اجرایی تا شایستگی‌های فردی و حرفه‌ای مدیران و نیز توسعه مبتنی بر آمایش آموزش عالی است.

مدیریت منابع انسانی

شناسایی عوامل موثر بر مدیریت عملکرد کارکنان با رویکرد توسعه منابع انسانی در سازمان های پژوهش و فناوری

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 369-396

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.424913.1274

رضا شریعتی، علیرضا افشار نژاد، مریم مجیدی، سیروس تدبیری

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موثر بر مدیریت عملکرد کارکنان با رویکرد توسعه منابع انسانی در سازمان های پژوهش و فناوری می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می‎باشد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان در حوزه مدیریت منابع انسانی و مدیریت دولتی همچنین مدیران ارشد پژوهشگاه صنعت نفت با تجربه و سابقه کار بالا بودند که بعد از انجام 19 مصاحبه اشباع نظری صورت گرفت و با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. گرد‌آوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش داده بنیاد و از طریق کدگذاری و نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار DEMITEL استفاده شد. با توجه به مصاحبه های انجام شده، 6 بُعد مدل پارادایمی و 23 مولفه و 105 شاخص استخراج گردید. پس از آن با توجه به پرسشنامه مقایسات زوجی برای شناسایی ابعاد تاثیرگذار و تاثیرپذیر، مشخص گردید که از بین 23 مولفه، مولفه های محیط کار، قوانین و مقررات، عوامل اجتماعی – فرهنگی، برنامه ریزی منابع انسانی، وضوح نقش، اندازه گیری عملکرد، جوسازمانی، سیستم پاداش دهی، ارتباطات کارکنان، آموزش، ارزیابی عملکرد، اخلاق حرفه ای، شیوه رهبری و عوامل انگیزشی به ترتیب تاثیرگذارترین هستند.

مدیریت آموزشی

ارائه الگوی پارادایمی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در صنعت پتروشیمی

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 400-426

https://doi.org/10.22034/jmep.2023.404873.1220

مهدی فراهانی، سید علی اکبر احمدی، محمد تمیمی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در صنعت پتروشیمی انجام شده است. این پژوهش مبتنی بر فلسفه تجربه‌گرایانه، بنیادی از منظر هدف و با رویکردی قیاسی-استقرایی با روش تحقیق آمیخته انجام شد. داده‌های تحقیق در بخش کیفی از طریق مصاحبه با 17 نفر از اساتید مدیریت (خبرگان نظری) و مدیران صنعت پتروشیمی (خبرگان تجربی) که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، جمع آوری گردید. همچنین شاخص‌های شناسایی شده با روش دلفی فازی با مشارکت خبرگان بخش کیفی، اعتبارسنجی و با روش سوارا فازی اولویت‌بندی شدند. در نهایت به ارائه مدل نهایی پژوهش پرداخته شد. برای دستیابی به اهداف پژوهش با تحلیل مصاحبه با خبرگان، مجموعه‌ای از شاخص‌های کاربردی بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان در قالب هشت مقوله اصلی شناسایی شد که عبارتند از: زیرساخت سازمانی، هم‌راستایی استراتژیک، آموزش و بالندگی منابع انسانی، تطبیق‌ناپذیری منابع انسانی، توانمندسازی کارکنان، راهبرد فرآیند محوری، بازگشت سرمایه به شرکت و کسب مزیت رقابتی. یافته‌ها نشان داده است آموزش و بالندگی منابع انسانی یک متغیر زیربنایی است که بر توانمندسازی کارکنان و راهبرد فرآیند محوری تأثیر می‌گذارد. در این میان تقویت زیرساخت سازمانی و ایجاد هم‌راستایی استراتژیک جهت دستیابی به بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان حائز اهمیت است. با پیاده‌سازی موارد مذکور، بازگشت سرمایه به شرکت و کسب مزیت رقابتی حاصل می‌شود. رتبه‌بندی شاخص‌های بازگشت سرمایه در آموزش کارکنان با روش سوارا فازی نشان داد که عوامل حمایت و پشتیبانی مدیریت ارشد، آگاه‌سازی کارکنان از نتایج اهداف آموزشی، آموزش مستمر و مداوم با کاربرد‌های وسیع از بالاترین اهمیت برخوردار هستند.

مدیریت آموزشی

شناسایی، دسته‌بندی و رتبه بندی شاخص‌های عملکرد مدارس با استفاده از روش کیو

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 409-430

https://doi.org/10.22034/jmep.2024.442221.1319

سید محمود جلیلیان، شهناز نایب زاده، سید حسن حاتمی نسب، سید علی المدرسی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی، دسته بندی و رتبه بندی شاخص‌های عملکرد مدارس با استفاده از روش کیو می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و پارادایم تفسیری می‌باشد. این پژوهش در دو گام انجام شد؛ استراتژی تحقیق در گام اول تحلیل محتوای کیفی بوده و جامعه آماری پژوهش شامل 24 نفر از چهارگروه والدین، مدیران و کارکنان دبیرستان دخترانه، معلمان و نیز مسوولان سازمان آموزش و پرورش شهر یزد و نمونه گیری بصورت هدفمند می‌باشد و حجم نمونه‌ها تا اشباع نظری ادامه داشت. استخراج شاخص‌های عملکرد از مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. گام دوم این تحقیقی با استفاده از روش تحلیل عاملی محور کیو، به گونه شناسی ذهنی 33 نفر از والدین با استفاده از پرسشنامه و به صورت میدانی پرداخته شد. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از تحلیل محتوا  و در بخش کمی از نرم افزارSPSS  و روش کیو استفاده شد. یافته‌های پژوهش منجر به دستیابی به هفت گونه ذهنی متفاوت حاکی از ناهمگونی و تفاوت قابل توجه در دیدگاه والدین در خصوص معیارهای عملکردی شده است، تفاوتی که مدیران این مدرسه را به بخش بندی بازار بر اساس درک خواسته‌ها و نیازهای مخاطبان هدفی با ذهنیت‌های متفاوت دعوت کرده و بینش مدیران این صنعت را در خصوص تخصیص سرمایه با نگاهی از بیرون به درون و تاکید بر سیستم ارزشیابی مخاطب محور ارتقا می‌دهد.